- سخنراني در ديدار با كارگران نمونۀ كشور
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 10:40
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم‌الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با كارگران نمونۀ كشور

بسم‌الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38196 - 

شنبه 9 ارديبهشت 1391 - 19:37

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهيدين بين يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه اين فرصت و توفيق را عنايت فرمود تا لحظاتي در جمع شما توليدكنندگان، كارآفرينان و كساني باشم كه زندگي و توان خود را صرف پيشرفت و اعتلاي اين سرزمين و خدمت به اين ملت بزرگ مي‌كنند.

شايد يكي از بهترين جلساتي كه تشكيل مي‌شود، جلسۀ تجليل از كار، كارگران، كارآفرينان و خلاقان و نوآوران است و خدا را شكر مي‌كنم كه بار ديگر توفيق داد در اين جلسه در خدمت شما باشيم.

از همۀ شما و كساني كه در سرتاسر اين سرزمين الهي دل در گرو ساختن، توليد، آباداني، خدمت كردن و پيشرفت ايران عزيز دارند، صميمانه تشكر مي‌كنم. از كارگران، كارفرمايان، كارآفرينان و همكارانم در وزارت كار به خصوص دكتر شيخ‌الاسلامي كه مردي مؤمن و با تدبير و متخلق به اخلاق الهي و با همۀ وجود در خدمت كشور و پيشرفت كشور هستند، تشكر مي‌كنم.

جناب آقاي شيخ‌الاسلامي گزارش خيلي خوبي دادند. امروز مي‌خواهم كمتر آمار ارائه دهم و فقط دو سه مورد را خدمتتان عرض مي‌كنم كه هم خوشحال شويد هم مأموريت آينده را تعريف كنيم.

نكاتي كه گفتند مهم بود و من فقط يكي از آن نكات را مي‌خواهم يادآوري كنم. ايشان فرمودند امروز در فضاي توليدي كشور يك همدلي ايجاد شده است، اين مسئله بسيار مهم است. سال‌هاي طولاني عده‌اي بين كارگر و كارفرما، سرمايه‌گذار و كسي كه مي‌خواهد انديشه و توان و خلاقيت خود را در خدمت كشور قرار بدهد، تضاد و درگيري ايجاد مي‌كردند و فاصله مي‌انداختند. روشن است كه اين‌ رفتارها مال ما نيست. مأموريت ساختن و پيشرفت كشور و ارتقاي توليد ملي مأموريتي همگاني است. همه در مقابل نيازهاي كشور، در مقابل منابع، معادن، موجوديت كشور و در مقابل سرمايۀ ملت مسئوليم. همه يك خانواده‌ايم، در خانه هم تقسيم كار هست و همه، همه كارها را نمي‌كنند.

در عرصۀ ملي هم تقسيم كار داريم. شأن و ارزش و اعتبار هر كس در جايگاه خودش محفوظ است و همه عزيزند. يك ملت همه عزيز و محترم هستند و هركس هم بايد عادلانه و منصفانه حق خودش را در اختيار داشته باشد و از حقوق متناسب با خودش برخوردار شود. اين رمز پيروزي يك ملت است. بزرگترين مأموريت‌ها، سخت‌ترين كارها و پيچيده‌ترين امور را يك ملت همدل مي‌تواند از آن عبور كند و در اختيار بگيرد و خودش را به قله‌هاي بالا برساند. امروز ساختن ايران مأموريتي بزرگ است و پايۀ ساختن هم توليد كالا، توليد فكر و انديشه، فرهنگ، ثروت برپايۀ عدالت، اخلاق، برادري و محبت مي‌باشد.

خيلي‌ها اينها را از هم تفكيك مي‌كنند. بله، مي‌شود ما كشوري داشته باشيم كه به لحاظ كلي بسيار بسيار ثروتمند باشد، اما وقتي وارد آن مي‌شويم، ببينيم مردم دو دسته هستند؛ يك عده در قله‌هاي ثروت و عدۀ كثيري هم در حضيض فقر. اين كه لذتي ندارد. زندگي كردن در چنين كشوري افتخار ندارد. هيچ‌كس لذت زندگي را نمي‌چشد. اگر كشوري داشته باشيم كه سالانه صدها هزار ميليارد دلار درآمد داشته باشد، اما وقتي داخل بدنۀ اجتماعي برويم، فاصله زياد باشد و مردم با هم مهربان نباشند، كينه باشد و هيچ‌كس از حال ديگري خبرنداشته باشد، محبت نباشد و كسي دستگير و غمخوار ديگري نباشد، اين زندگي به درد نمي‌خورد.

در كشوري كه كرامت انسان‌ها محفوظ نيست، درآمدهاي آنچناني هم به درد نمي‌خورد. ما پيشرفت، اعتلا، ثروت، توليد و ... را در خدمت روابط اجتماعي درست، مهرباني، احترام و دوستي و با هم زندگي كردن مي‌خواهيم. اصلاً همۀ لذت زندگي به با هم بودن است. اين آدم‌هاي تنها خور هيچ لذتي از زندگي نمي‌برند. با بقيۀ موجودات تفاوتي ندارند. بقيۀ موجودات هم تنها خورند يا بقيه را تكه پاره مي‌كنند تا خودشان بنشينند. اينها كه در شأن ما نيست، نه تنها براي ما بلكه در شأن نوع انسان و بشر هم نيست. وقتي همدلي باشد همه دل مي‌سوزانيم. در يك كارگاه اين‌طور نمي‌شود كه كارگر بگويد به من چه ربطي دارد كه برق بيشتر مصرف مي‌شود و مواد تلف مي‌شود. من چه كار دارم كه توليد بالا رفت. من حقوق خودم را مي‌گيرم.

از آن طرف هم سرمايه‌گذار بگويد به من ارتباطي ندارد كه همسر كارگر من بيمار است، فرزندش مشكل دارد يا خانه و آرامش خاطر ندارد. من بايد عدد توليد را بالا ببرم، بفروشم و پول را نقد كنم. ما اينها را نمي‌خواهيم. ما مي‌خواهيم همان كارگر دل براي توليد، كارخانه، ماشين‌آلات، پيشرفت كار، خلاقيت، كاهش هزينه‌ها و افزايش توليد داشته باشد و هم كارفرما دلش براي همه موجوديت اين كارگر بتپد و با غم و شادي او (شريك باشد.) اگر اجاره خانه‌اش عقب افتاده، به اندازۀ كارگر نگران باشد و دلش بتپد. اين يك فضاي مناسب براي پيشرفت كشور مي‌شود.

ما بايد از توليد حمايت كنيم. اول ببينيم كه مي‌توانيم يا نمي‌توانيم؟ شدني است يا خير؟ توليد يعني چه؟ مي‌خواهيم ميز، ليوان، خودرو، سفينه و موشك بسازيم. لباس و بقيه چيزها در بازار دنيا هست و در ايران هم وارد مي‌شود. سبزي و ميوه و گندم و گوشت و... آيا ما نمي‌توانيم اينها را توليد كنيم؟ چه چيزي كم داريم؟

براي توليد به سه چهار عامل نياز داريم: اول، منابع طبيعي، بين خود و خدا ايران منابع طبيعي كم دارد؟ معدن، زمين كشاورزي يا آفتاب كم داريم؟ برخي مي‌گويند آب كم داريم. به نسبت جاهاي ديگر آب كم داريم، اما از همين آب در دسترس هم درست استفاده نمي‌كنيم.

مي‌گويند منابع طبيعي داريم ولي سرمايه‌ نداريم . همين الان مجموع سپرده‌هاي مردم در بانك‌هاي كشور بيش از 350 هزار ميليارد تومان است. سالي 70،80،100 ميليارد دلار فقط نفت مي‌فروشيم. اين كشور ثروت ندارد؟ مي‌گويند منابع و ثروت داريم، اما دانش استفاده از آن را نداريم.

كشوري كه هسته‌اي است و ماهواره مي‌فرستد، كشوري كه در نانو تكنولوژي و بيوتكنولوژي و داروهاي پيشرفته در سطح چند كشور اول دنياست، دانش ندارد؟ چطور دانش نداريم؟ اين همه كارگر در كشور ما هر كدام در زمينه‌اي متخصص و فني‌اند، هر كدام يك كانون دانش هستند. ممكن است كسي بگويد كه منابع، ثروت و دانش داريم اما همتي هم لازم داريم. من از شما مي‌پرسم كه كجاي تاريخ ثبت كرده كه ملت ايران در يك عرصه ملي و بين‌المللي از خودش بي‌همتي نشان داده باشد. پس چه كم داريم؟ همه چيز داريم. البته يك دوره‌اي نزديك، 150-200 سال دشمنان بر ملت ما حاكم شدند. روحيۀ ملت و برخي از ويژگي‌ها فرهنگي ما را تخريب كردند. ما بايد ميان حقيقت وجودي، توانمندي‌ها و نيازهاي امروزمان پيوند بزنيم.

اقتصاد ايران، اقتصاد خيلي بزرگي است. حدود 350 هزار ميليارد تومان حجم نقدينگي در كشور است. اين چند ماه در سال مي‌چرخد؟ نزديك 4 و برخي مي‌گويند 2/4 بعضي هم مي‌گويند 6/3 ما حد وسط را مي‌گيريم. بيش از 1300 ميليارد تومان حجم [مبادلات تجاري] ايران است، يعني هر سال مردم يا كالا مي‌خرند يا خدمات. چقدر واردات داريم؟ سال گذشته 60 ميليارد دلار. حالا بعضي‌ها از اين طرف آن طرف هم مي‌آورند و از ما بهتران هستند. دستشان به جاهايي است كه نمي‌شود حريفشان شد.

10-15 تا هم آنجا. كسي هم كه مسافرت مي‌رود همراه خودش [جنس] مي‌آورد؛ يعني 80-85 هزار ميليارد تومان در برابر 1300 هزار ميليارد تومان. ما نمي‌توانيم اين را جايگزين كنيم؟ من مي‌خواهم بحث بالاتري از جايگزيني را مطرح كنم. ما نمي‌توانيم يخچال فريزر، ماشين ظرفشويي و .... درست كنيم؟ همين‌هايي كه در بازار هست. لوازم پزشكي نمي‌توانيم درست كنيم؟ سالي سه هزار ميليارد تومان براي ورود دارو و لوازم پزشكي هزينه مي‌كنيم. خودمان درست كنيم، صادر هم ‌كنيم. نمي‌خواهم بگويم واردات قطع شود، مي‌خواهم بگويم اول ببينيم مي‌توانيم يا نمي‌توانيم. همين الان اين ابداعات و اختراعاتي كه بچه‌هاي خودمان اينجا زده بودند و من خواندم؛ اينها روي هم جمع شود كار است ديگر.

من مي‌خواهم بگويم بايد هدف را خيلي بالا بگيريم. 60 ميليارد واردات داريم، مي‌خواهيم نشود. ظرف دو سال مي‌شود اين را تمام كرد. اما مأموريت ما هم تمام مي‌شود؟ خير. وقتي مي‌گوييم توليد يعني بايد به نقطه‌اي برسيم كه در هر نقطۀ دنيا، در هر شهر و كشوري وقتي مردم براي خريد به بازار مي‌روند ببينند كالاهاي ايراني هم كنار كالاهاي ديگران مي‌درخشد. بايد به سالي 100-500 ميليارد دلار برسيم. اينها را كه مي‌گوييم، بعضي‌ها شروع مي‌كنند به مسخره كردن و ادا اطوار درآوردن. علتش را هم مي‌دانم چيست. يك مشت آدم بي‌عرضه هستند كه توانمندي ملت را باور ندارند و مي‌خواهند ملت را كوچك كنند و خودشان رئيس باشند. ملت مي‌خواهد كار كند و قله‌ها را فتح كند، اين آقا دردش مي‌آيد. تو بايد خوشحال باشي! چرا نمي‌شود؟ هنوز 250-300 سال از دوره‌اي كه هر جاي دنيا مي‌رفتي يك نشانه و كالاي ايراني در بازار و در بالاترين كيفيت خودنمايي مي‌كرد، نگذشته است. صدها سال ملت ايران در دنيا رتبۀ اول بوده است. نه رتبۀ اولي كه امروز اينها با دزدي و كلك و حقه‌بازي هستند. گلوگاه‌هاي اقتصاد دنيا را دستشان گرفته‌اند و مرتباً دارايي قلابي چاپ و به دنيا وارد مي‌كنند، از جيب ملت‌ها مي‌دزدند و برج مي‌سازند و پز مي‌دهند. ملت ايران اين‌طوري نبوده است، ملت ايران ملتي فرهنگي بوده كه با كيفيت مناسب و منصفانه مي‌ساخته و در دنيا توزيع مي‌كرده است. محصولات صنعتي ايران در دنيا حرف اول را مي‌زده است. لوازم ايراني در اكثر خانه‌هاي دنيا پيدا مي‌شده است.

امروز بايد همت كنيم و دست به دست هم بدهيم. البته بقيه هم بايد بيايند. معلوم است كه وضع بانك‌ها بايد درست شود و نقش خودشان را درست ايفا كنند. دستگاه‌هاي نظارتي و گروه‌ها و هركس كه دخالت دارد؛ بعضي دخالت دارند و متوجه نيستند كه دخالت دارند. نمي‌فهمند يك حرف بي‌ربطي كه مي‌زنند در فضاي اقتصادي چه اثري دارد. معدود افرادي هم هستند كه از فرهنگ ملت ايران دورافتاده‌اند به هردليلي و دنبال پركردن جيب هستند به هر قيمت. آنها هم بيايند، همه بيايند.

ساختن ايران مأموريت است. به خدا از انسان چيزي جز كارهايي كه براي اعتلاي جامعه مي‌كند باقي نمي‌ماند. همين الان آيات الهي را تلاوت كردند. كلمۀ طيبه است كه بالا مي‌رود. و عمل صالح آن را بالا مي‌برد. عمل صالح چيست؟ خدمت به جامعه و تلاش براي اعتلا، پيشرفت و عزت جامعه و رفع مشكلات جامعه ملت ما شايستگي دارد كه در بالاترين تراز پيشرفت و رفاه زندگي كند، اما اين كار مستلزم همدلي است.

كار خيلي بزرگي انجام شد. سه وزارتخانه با هم ادغام شده است و معلوم است كه همه دست به دست هم دادند. البته مديريت عالي آقاي شيخ‌الاسلامي است. هيچ تزلزلي در كار اتفاق نيفتاده است و مشكلي هم پيدا نشده است. بلكه داريم پيشرفت هم مي‌كنيم. حالا اگر همه مثل وزارتخانه شما دست به دست هم بدهند. هر كسي يك ميز دستش است، فكر نكند كه مغازه‌اش است. اين ميز براي كار راه انداختن است نه كارشكني و بهرۀ شخصي. امانت است. كار مردم را راه بينداز.

بايد همدلي باشد. بايد اصل توليد را وسط گذاشت و همه دورش جمع شويم. هر قانون، مقررات و دستورالعملي كه توليد را با مشكل مواجه مي‌كند، پيچ و خم و مانع درست مي‌كند و يأس آفريني مي‌كند- كه متاسفانه داريم- بايد محدود كنيم. كسي مي‌خواهد كارگاهي درست كند، البته حالا مقداري كم شده است، اما بعضي‌ها كه مانده‌اند سه برابرش كرده‌اند كه جبران شود. دولت يك جاهايي را حذف كرده كه راحت مردم به كارشان برسند، آنها مي‌گويند حيف است و جبران مي‌كنند. همه كمك بدهند،تمام سازمان‌ها، ارگان‌ها و نهادها. اين براي همه‌ما است و بعد تأمين كارگر.

اشاره كردند كه وزارت در مسكن مهر نقش خيلي خوبي دارد. در اين طرح كشاورزي هم نقش خيلي خوبي دارد. چند روز پيش يكي از معاونين سابق وزارت كار خاطره‌اي را از سال 1385 تعريف كرد. در همين‌جا جلسه بود و به من يادآوري كرد. گفت در آن جلسه من به عنوان معاون وزير از تو خواستم كه 80 خانه براي كارگران نمونه بدهيد. مسئول مربوطه مسكن در آن زمان گفت 80 تا ننويس نمي‌توانيم بدهيم، 60 تا بنويس باور آن زمان اين طوري بود. اما از شما مي‌پرسم بين خود و خدا نمي‌شود ظرف دو سال مسئله مسكن را حل كرد؟ بسياري از كارفرماها خودشان داوطلب هستند. الان دارد كارهاي خوبي مي‌شود. آقاي شيخ‌الاسلام جلسه بگذارند و كارفرماها را جمع كنند. بگويند بسم الله شهرك را شما طراحي مي‌كنيد، و زمين و وامش هم از ما. خانه بساز و به كارگران تحويل بده. شدني است. وزارت مسكن سالي يك ميليون و خرده‌اي مسكن مي‌سازد.

بحث تأمين اجتماعي مطرح شده كه بحث خيلي مهمي است. البته اميدوارم تأمين اجتماعي ما به جايگاه [شايسته] خودش برسد. ما با دوستان بحثي داشتيم كه شما به چه حقي راجع به منابع تأمين اجتماعي قانون مي‌نويسيد. منابع تأمين اجتماعي براي كارگران است. كارگر زحمت كشيده است و از جيبش هر ماه كسر شده است و البته مقداري هم كارفرما داده است، ولي اين براي كارگر است. براي اين است كه سه امر را اداره كند. اول بهداشت و درمان و بعد بيمه بيكاري و حقوق بازنشستگي است. نشستيد براي خودتان تصميم مي‌گيريد و آنهايي هم كه بايدكنترل كنند، همين‌طور رد مي‌كنند مي‌رود. براي چه اين كار را مي‌كنيد؟ اين براي كارگر است. بنده و هيچ كس ديگري حق ندارد راجع به منابع تأمين اجتماعي تصميم بگيرد. مال خودشان و ملك ديگران است. خودشان هم مديريت مي‌كنند. البته سازمان تأمين اجتماعي هم بايد از اين امانت خوب نگهداري كند.

بالاخره يك نفر 30 سال حقوق مي‌پردازد. سال اول كه مي‌پردازد، مثلا 10 هزار تومان مي‌دهد سال آخر 150 هزار تومان مي‌دهد، اما وقتي بازنشسته شد بايد 700 هزار تومان حقوق بگيرد. معنايش اين است كه اين ثروت نبايد راكد باشد بلكه بايد سود خوب بدهد. وقتي بانك 20درصد مي‌دهد اين بايد 25درصد بدهد.

سازمان تأمين اجتماعي براي اين درست نشده است كه عده‌اي بيايند مدير بشوند و حقوق‌هاي آنچناني بگيرند و هر كدام چند تا ماشين و... آنجا به آقايي گفتم شنيده‌ام حقوق زياد مي‌گيري. گفت نه آقا من بيرون بودم خودم ماهي چقدر درآمد داشتم. اصلاً سه ميليون تومان چيزي نيست. گفتم اگر سه ميليون تومان باشد، ما دستت را مي‌بوسيم. يكي دو ماه بعدش گفتم كه شنيديم حقوق بالا مي‌گيري. گفت آقا من اگر بيرون كار مي‌كردم بيش از اين شش ميليون درآمد داشتم. بعد از دو سه ماه مبلغ حقوقش بالاتر از اين حرف‌ها بود. گفتيم اين پول كارگران است. گفت آقا نه ميليون تومان هم پول است كه شما اين قدر غر مي‌زنيد!

بله ممكن است كسي نه ميليون تومان هم بگيرد، اما معنايش اين است كه بايد ماهي 900 ميليون تومان سود اضافه كند. اميدوارم كه با مديريت خوب آقاي شيخ‌الاسلامي و با مديريت جديدي كه آمده و با كمك گرفتن از خود بازنشستگان سازمان تأمين اجتماعي تكاني بخورد. بالاخره بازنشسته‌اي كه ماهي 400-500 هزار تومان حقوق مي‌گيرد، زندگي را طور ديگري مي‌بيند و نگاهش به اين ثروت طور ديگري است. اين‌ها را بياوريد در هيأت مديره‌ها كه خودشان مسائل را حل كنند. و الا چهارپنج سال ديگر بن بست است. الان چند سال است حقوق بازنشستگان آن طور كه بايد اضافه نشده است. الان هم به من يادداشت داده‌اند. ما حتماً تلاش مي‌كنيم. من و آقاي شيخ‌الاسلام هر چقدر بتوانيم، مثلاً سهامي بدهيم كه بالاخره بشود. درست مي‌شود. هنوز كارمندان دولت هم نگرفته‌اند قانون در مجلس مانده است.

يازده بهمن لايحه را تحويل داده‌ايم، الان يازده ارديبهشت است و سه ماه گذشته است. آقاي اشتهاردي جوان است و سه ماه را دو ماه مي‌بيند، ان شاءالله با افتخار دنبال مي‌كنيم. افتخار مي‌كنيم كه اگر پيامبر عزيزمان دست شما را بوسيده است ما خاك پاي شما را مي‌بوسيم. بالاخره كشور به كار بند است. زدو بندها به جايي نمي‌رسد. چيزي كه براي ملت مي‌ماند كار مفيد، درست و عالمانه است. ما هم هر مقدار كه بتوانيم در خدمتتان هستيم. حتي خارج از قانون بتوانيم كمكي كنيم. نه اينكه خارج از قانون بلكه مقداري كه قانون معين كرده، مثلا دو هزار ميليارد بتوانيم چهار هزار ميليارد بدهيم، آقاي شيخ‌الاسلام من صميمانه از همه شما تشكر مي‌كنم.

ما مي‌خواهيم با هم قول و قراري بگذاريم، كاري هم به ديگران نداريم. جامعه كارگري، جامعه كارفرمايي، كارآفرينان، مبتكران، خلاقان و بازنشستگان بايد دست به دست هم بدهيم.

مأموريت اصلي ساختن است و عصبانيت دشمنان ما هم از اين است كه مي‌بينند ايران مي‌خواهد ساخته شود. آنها اگر بدانند ما در جا مي‌زنيم، راحت مي‌خوابند و مي‌گويند اينها خودشان پايين مي‌افتند. همه اين بازي‌ها و سروصداها براي اين است كه ايران بالا نرود. بايد دست به دست هم بدهيم ان شاءالله همه جاي ايران عزيز را بسازيم.

ملت ايران سرزمينش را دوست دارد. آرزوي يك سرسوزنش را دشمنان بايد با خود به گور ببرند. وقتي پاي اصل ايران، ملت ايران و عزت ايران مي‌آيد 75 ميليون آدم پاي كار هستند.

عزيزان من، امروز ساختن ايران پايۀ عزت ايران است. يا علي و پيش به سوي قله‌ها.



عزيزو سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 38196  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی