- سخنراني در چهارمين اجلاس ارتقاي سلامت اداري
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 15:28
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در چهارمين اجلاس ارتقاي سلامت اداري

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38193 - 

يکشنبه 10 ارديبهشت 1391 - 11:50

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌



مي‌خواهم به عنوان يك برادر دلسوز و همكار مطالبي را با شما در ميان بگذارم. هدف و مأموريت اصلي اداره كشور است. همة دستگاه‌ها و سازمان‌ها و مجموعة اركان حكومت براي ادارة كشور هستند. ادارۀ كشور حداقل بايد سه ويژگي داشته باشد: اول اينكه كشور را در جهت اهداف تعيين شده پيش ببرد. خيلي‌ها ممكن است خيلي كارها انجام داده، تلاش و فعاليت و تصميم‌گيري و اجرا بكنند، اما اين اقدامات آنطور كه شايد و بايد در جهت اهداف تعيين شده نباشد. پس همة فعاليت‌ها بايد در جهت اهداف باشد.

دوم اينكه بايد با بهره‌وري بالا يعني بهينه باشد. بهترين استفاده بلكه حداكثر استفاده از امكانات و فرصت‌ها، نيروي انساني و زمان در جهت اهداف به عمل آيد.

ويژگي سوم اينكه فعاليت‌ها بايد سالم باشد و از سلامت برخوردار باشد. شايد يك معناي سلامت همان دو ويژگي اول باشد، يعني كاري سالم است كه در جهت اهداف باشد و حداكثر استفاده از امكانات را به عمل بياورد. بعضي از موارد هست كه به آن دو ويژگي اول برنمي‌گردد. مجموعة ادارة ‌كشور در واقع يك پديده است. اينكه ما فكر كنيم ادارة كشور به پاره‌هاي گوناگون تقسيم شده است يا اينها با هم رقيب و يا خداي نكرده در بعضي موارد در نقطة مقابل هم هستند. اين تصور ريشة‌ بسياري از مفاسد است. يعني فضايي است كه از آنجا فساد وارد خواهد شد.

در يك تقسيم‌بندي كلي كارها دو بخش شده است. حالا ما در بخش مديريت كشور بحث مي‌كنيم. من الان وارد قانونگذاري نمي‌شوم، اما وارد بخش نظارتي مي‌شوم. يك بخش اجرا و يك بخش نظارت است. اين دو با هم و مكمل هم هستند؛ يك مأموريت دارند. نبايد اينطور تصور كرد كه حالا گروهي بايد اجرا كنند و يك عده هم آقا بالاسر اينها هستند. اصلاً چنين چيزي نيست. نظارت تضمين انجام درست كار و سلامت كار جزء خود كار است. ما در كار مهندسي بازرسي، نظارت و كنترل مجدد داريم. كنترل مجدد جزء كار مهندسي است، يعني همان‌طور كه طراحي و اجرا مي‌كند بايد نظارت، بازرسي و كنترل مجدد هم بكند. اين يك كار و بخشي از كار است، دو كار نيست كه دو جزيره، دو كشور و دو قدرت در مقابل هم صف‌آرايي كردند. شخصي مي‌خواهد حالا كاري انجام بدهد نفر ديگري بايد چهارچشمي مواظب اين باشد. اين طور نيست.

مأموريت حركت در جهت اهداف، استفاده حداكثري از امكانات و سلامت كار به عهدة همه است. همه (چه شخصي كه اجرا مي‌كند چه شخصي كه نظارت مي‌كند) مسئول هستند. اگر موقعي تصور كنيم كه مسئوليت سلامت كار فقط با دستگاه‌هاي نظارتي است آنهايي كه اجرا مي‌كنند مسئوليتي ندارند. اگر موقعي خداي نكرده در گوشه اي از دنيا يك مجموعة اجرايي تصميم بگيرد از مسير منحرف بشود، هزاران هزار ناظر قادر نيستند كنترلش بكنند. تازه خود ناظر چه كسي است؟ آن هم يك انسان است. چه كسي بر او نظارت مي‌كند؟ اگر روحية همدلي و همبستگي، هدف مشترك، كار براي خدا و آرمان‌هاي انقلاب تضعيف بشود، ديگر با نظارت و بگير و ببند كاري درست نمي‌شود؛ بدتر مي‌شود و پيچيدگي‌ها بيشتر مي‌شود. بنابراين توجه داشته باشيم كه يك مجموعه هستيم، همه مي‌خواهيم بسازيم و هدف پيشبرد امور كشور، حفظ منافع ملي و تحقق آرمان‌هاي انقلاب است.

هدف برپا كردن يك جامعة نمونه، الگو و حركت دادن كشور در مسير اهداف تعيين شده است. طبيعي است كه بايد مجموعة كساني كه دخيل هستند هماهنگ، همدل و هم‌قسم باشند، با هم كار كنند، مكمل هم باشند تا كشور جلو برود. ناهماهنگي در اجرا پنجره‌اي است كه همة فساد از آنجا وارد خواهد شد. مديريت كشور امر يكپارچه‌اي است، به خصوص در بخش اجرا بايد يكپارچه باشد. گسيختگي در مديريت يك اتاق هم نمي‌تواند مديريت را به اهدافش برساند.

اگر در مديريت يك خانوادة چهار نفري از هم گسيختگي باشد و هر كس يك طرف بكشد يا در تقسيم كار داخل خانه مأموريت‌هاي متضاد و متناقض و فردي صرف تعريف شده باشد، هيچ وقت آن خانواده به جايي نخواهد رسيد. حالا در يك سازمان اداري بياييم، مگر مي‌شود در يك سازمان اداري تقسيم كارها به گونه‌اي شده باشد كه اعمال مديريت هماهنگ ناممكن بشود. اين زمينة فساد مي‌شود. اگر فساد هم به معني مصطلح آن وارد نشود، كاري انجام نخواهد شد و كار جلو نمي‌رود.

در تنظيم بهترين برنامه‌ها هم اگر هماهنگي نباشد، تضييع خواهد. اما باز به عنوان يك برادر دلسوز چند جمله‌اي را مي‌خواهم دربارة نظارت خدمت شما صحبت كنم. شايد اسمش را يك نوع آسيب‌شناسي بگذاريم. نظارت چه كار بايد بكند؟ آيا نظارت مچ‌گيري و دعواست؟ نظارت بايد فضاي مناسب را براي اعمال مديريت منسجم و هماهنگ فراهم كند. نظارت بايد گونه‌اي عمل كند كه اعتماد عمومي به سيستم جلب بشود، موجب آرامش خاطر مردم بشود و فضا را براي كار و تلاش سالم آماده كند؛ يعني هر كس در سيستم بهتر و دلسوزتر كار مي‌كند، اين اطمينان و آرامش را داشته باشد كه فضاي بيشتري برايش باز خواهد شد و به او اعتماد و از او پشتيباني خواهد شد تا احساس امنيت و آرامش بكند. طبيعي است كه نظارت هم مثل هر كار ديگري بايد قانونمند باشد. ناظر بر اجراي قانون بايد بيش از ديگران پايبند به قانون باشد. بالاخره بين نظارت و اجرا مرز دقيقي وجود دارد و اين مرز بايد رعايت بشود. تحت عنوان نظارت دخالت در اجرا فسادآور است.

آقا اين كار را بكن و آن كار را نكن. اين جاده را اينجا بزن، آنجا نزن. اين پل را اينجا بساز، آنجا نساز. اين كار را اجرا بكن، اجرا نكن. اينها ارتباطي به ناظر ندارد. نظارت بايد طوري اعمال بشود كه آن كساني كه كار نمي‌كنند يا درست كار نمي‌كنند در تراز بالاتر قرار نگيرند. يك عده‌اي كار نمي‌كنند سه سال، پنج سال، هشت سال كسي هم به آنها اصلاً كاري ندارد. نه انتقادي و نه گزارشي به آنها مي‌شود. اگر آنها نمي‌خواهند كار بكنند با انواع فشارها مواجه باشند. بايد نظارت طوري تنظيم بشود كه آنهايي كه مي‌خواهند كار بكنند تشويق بشوند و آنهايي كه نمي‌خواهند كار كنند حذف بشوند يا آنها هم تشويق بشوند كار كنند. طوري نباشد كه آنها در امنيت كامل باشند و آنها در فشار كامل.

طبيعي است كه نظارت، حكومت و تسلط بر اجرا نيست. براي تحميل نظرات بر دستگاه‌هاي اجرايي نيست. بايد ببيند كه قانون اجرا مي‌شود يا نمي‌شود. كمك كند كه قانون بهتر انجام بشود نظارت ممانعت هم نيست. ناظر نمي‌تواند برداشت خودش از قانون را به مجري تحميل كند. در مقام اجرا، مجري برداشت خودش از قانون را بايد اجرا كند. ناظر نمي‌تواند تفسير و برداشت خودش از قانون را بياورد و پايش را در يك كفش بكند و بگويد حتماً بايد اين را اجرا بكنيد. نمي‌شود؛ بايد ببيند قانون اجرا مي‌شود يا نمي‌شود، اما برداشت خودش از قانون اين جاي تأمل دارد. يك موقع اختلاف در تفسير است. اشكال ندارد، مرجعش معلوم است. بايد به مجلس شوراي اسلامي احاله بشود تا قانوني را كه خودش گذاشته است تفسير بكند، بعد شوراي نگهبان هم تأييد كرد، ديگر مسائل فصل مي‌شود.

هماهنگي خود دستگاه نظارتي مسئلة بسيار مهمي است. الحمدلله دستگاه‌هاي نظارتي در كشور ما فراوان هستند. از ذي حساب و حراست در خود دستگاه‌هاي اجرايي و سلسله مراتب شروع مي‌شود تا ماشاءالله، انصافاً كم نداريم. ديوان محاسبات، بازرسي كل كشور، ديوان عدالت، مجموعة دستگاه‌هاي قضايي، كميسيون‌هاي مجلس، تك تك نمايندگان و سازمان اطلاعات. اينها دستگاه‌هاي نظارتي هستند كه بين اينها بايد يك هماهنگي برقرار باشد.

الان اين شورايي كه تشكيل شده است اين نويد را مي‌دهد كه ان‌شاءالله يك هماهنگي بين دستگاه‌هاي نظارتي درست بشود. - حالا نمي‌خواهم پخش بشود- نمي‌شود يك نمايندة مجلس به عنوان نظارت پرونده را زير بغلش بزند و بالا سر مديرعامل برود و بگويد وام اين را بده، ولو استحقاق ندارد وگرنه پدرت را در مي‌آوريم. آن بدبخت هم بگويد بسيار خوب اين نمايندة مجلس است، حرف كميسيون كه خيلي مهم است، بايد وام را بدهد. بعد آن يكي دستگاه نظارت بيايد يقه‌اش را بگيرد بگويد پدر سوخته چه غلطي كردي وام را دادي؟ اينطوري كه نمي‌شود.

عزيزان من، يكي از مهم‌ترين مسائل در موفقيت اين مبارزۀ مقدسي كه شما شروع كرده‌ايد، سلامت خود دستگاه‌هاي نظارتي است. اول از همه خود دستگاه نظارتي بايد سالم باشد. آقا پيمانكار صورت وضعيت داده است، دستگاه اجرايي نپذيرفته و گفته آقا اين كار اشكال دارد. هنوز اين كار انجام نشده، اين خاكبرداري اتفاق نيفتاده است، اين بتني كه ريخته هنوز نظارت تأييد نكرده است. پرونده را زيربغلش بزند و پيش وزير برود آقا اگر شما اين را نپردازيد سؤال و استيضاح است. اين كارها يعني فساد.

معنايش اين نيست كه آقا نيت بدي دارد يا رابطه‌اي با آن پيمانكار دارد. بالاخره در منطقه‌اش مي‌خواهد يك پروژه‌اي اجرا بشود، نزديك انتخابات هم كه مي‌رسد ديگر داغ‌تر مي‌شود. آقا ببينيد من اين پل را ساختم. اشكال هم ندارد همه تلاش ‌كنند كار بيشتري در كشور انجام بشود، اما كار بايد از روال قانوني و مسير صحيح انجام شود.

گاهي اوقات از يك دستگاه نظارتي دو نظر راجع به يك موضوع واحد مي‌آيد. خوب اين مخدوش مي‌كند. اينها را به شور و مشورت بگذاريد، هماهنگ بكنيد يك فيلتري بگذاريد كه آقا از اينجا بايد عبور بكنيد. ببينيد همه كه در موضع مديريت و رياست نيستند. اكثر كارگزاران، كارمندند و در يك مسير و روال و روند هستند. اينها بايد يك باور روشن و مستحكمي از ساختارهاي ادارة كشور و حكومت در ذهنشان باشد. اگر تصوير يك نظام هماهنگ، مقتدر، سالم و قانونمند در ذهن كارگزاري مخدوش بشود، اينجا خلأيي است كه از آنجا فساد وارد مي‌شود. حداقلش اين است كه دست و دلش ديگر به كار نمي‌رود. اينها را بايد هماهنگ بكنيم و توجه داشته باشيم كه نظارت بايد در چارچوب قانون اساسي انجام بشود.

قانون اساسي بالاترين ميثاق ماست. اگر قانون اساسي مخدوش بشود ديگر هيچ حق و حقوقي و ارتباطات و ... ديگر معنا ندارد. قانون اساسي پايه است. نمي‌شود كسي بيايد برخلاف قانون اساسي حتي با قانون عادي اختيارات خودش را توسعه بدهد، نمي‌شود. ممكن است بگويد آقا قانون اساسي اينجا را پيش‌بيني نكرده است. من و شما بايد جايش بنشينيم؟ آقا حواسشان نبوده اين را نوشته‌اند. حواس‌شان نبوده، بسيار خوب ما بايد اختيارات خودمان را بسط بدهيم نه حتي فراتر از قانون عادي، فراتر از قانون اساسي. اين خلاف است. ممكن است حتي يك مرجع وزارتي بالاتر هم حواسش نباشد تأييد بكند، اما بدانيد اين فسادآور است. تنظيم روابط به هم خواهد خورد و وقتي به هم خورد خلأيي ايجاد مي‌شود كه ميكروب‌ها آنجا رشد مي‌كنند. خيلي ساده است. اگر اين در يك دستگاه اجرايي و يك دستگاه نظارتي پيش بيايد، در دستگاه نظارتي اين ذهنيت ايجاد شود كه اينها مي‌‌خواهند تخلف بكنند و از دست من در بروند. در ذهن آن دستگاه اجرايي هم پيش آمد كه اينها مي‌خواهند مچ من را بگيرند. چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين وسط فضا براي سوء‌ استفاده‌كنندگان مهيا مي‌شود. آن از تخلفات زيرمجموعه‌اش مطلق دفاع مي‌كند، آن هم از تخلفات زيرمجموعه‌اش.

بايد قانون دقيق اعمال بشود. هر نوع توسعة اختيارات فسادآور است. هر كس مي‌خواهد باشد چه مجري چه ناظر. همه بايد در چارچوب قانون عمل كنيم. دوستانه به شما بگويم ما نبايد طوري نظارت كنيم كه مجري بيشتر از آن كه به فكر بهتر انجام دادن كار باشد، به فكر تنظيم رابطة خودش با دستگاه‌هاي نظارتي باشد. اين خيلي بد است.

ما بايد فضا را طوري فراهم كنيم - همۀ اينهايي كه مي‌گويم مخصوص يك قوه و اينها نيست- هر كس كه نظارت مي‌كند آن كسي كه ذي‌حساب، حراست يا اطلاعات است با كسي كه بازرس ديوان محاسبات يا ديوان عدالت است، هر كسي، بايد فضا را به گونه‌اي فراهم كنيم كه تمام توان و همت جريان براي بهتر انجام دادن كار شكل بگيرد، نه اينكه حالا چه طوري دَم اين را بيبن دَم آن را ببين ديگر تمام شد.

نمي‌خواهم اينها پخش بشود. همۀ ما داريم نظارت مي‌كنيم. بالاخره آن كسي كه سالم كار مي‌كند بايد از اين نظارت و كار ما استقبال كند و دوست‌دار ما بشود. بين خود و خدا، اكثريت قاطع كساني كه در همه قوا در كشور دارند كار مي‌كنند، از وضعيت نظارتي كه ما برايشان داريم خوشحال هستند و استقبال مي‌كنند؟ يا همه‌اش با اكراه است. اين را بايد درستش كنيم. شوراي نظارت بايد بنشيند و تنظيم بكند، دستگاه نظارتي بايد در دل اكثريت قاطعي كه دارند سالم كار مي‌كنند محبوب و مطلوب باشد يعني اين باور را داشته باشد كه دستگاه‌ نظارتي حامي آنهاست. حالا به هر دليلي اين تصور نيست. ممكن است از تبليغات باشد، تبليغات غلط شده است. بنشينيم چاره كنيم. شوراي نظارتي بنشيند ريشه‌يابي و طراحي بكند كه چه كار كنيم كه استقبال بشود يعني يك دستگاه اجرايي وقتي اسم دستگاه وزارتي مي‌آيد خوشحال بشود و بگويد خدايا اينها آمدند آن جاهايي كه از چشم من دور مانده يا اشتباه شده، ما غافل شديم اينها به ما يادآوري بكنند كارمان كامل و بهتر خواهد شد و اينها البته شدني است.

اگر يك عده ناظر شدند و يك عده تحت نظارت، معنايش اين نيست كه ناظر هر حرفي دلش‌ بخواهد بزند و هر كاري كه دلش بخواهد بكند. بگذاريد يك مطلبي را بگويم شايد به نظرشان شوخي بيايد. سوال كرديم چرا اين آقا رد صلاحيت شده و چرا زديد عدم التزام به اسلام؟ اين كه مسلمان است و همه او را مي‌شناسند. گفتند نه اين يك موردي دارد كه هر چه گشتيم در قانون نبود، گفتيم بزنيم عدم التزام به اسلام. گفتيم در قانون نبود، تو به چه حقي ردش كردي؟ حالا چه هيئت اجرايي چه نظارت؟ من نمي‌گويم چه كسي اين كار را كرده؟ مي‌گوييم وقتي در قانون نيست تو به چه حقي اين را رد صلاحيت كردي؟ به چه حقي حق ملت را تضييع كردي و پايت را روي قانون گذاشتي؟ آقا نظارت نبايد با كارهاي سياسي مخلوط بشود. نظارت يك امر پاك و پاك‌كننده است.

آقا كسي مي‌خواهد رئيس جمهور، رئيس مجلس و ... بشود، اين حق ملت است كه انتخاب بكنند. نه من احمدي‌نژاد به عنوان مجري قانون اساسي كه بايد بالاترين نظارت را داشته باشم حق دخالت دارم نه بقية دستگاه‌هاي نظارتي. نبايد كسي به خودش حق بدهد كه من طوري عمل كنم كه در تصميم‌گيري ملت تأثير بگذارم. بله، يك موقع كسي عضو دستگاه نظارتي و مجري است اما عضو حزبي هم هست. هر موقع در حزب خودش رفت در قالب حزب فعاليت بكند، اما اگر در قالب دستگاه‌هاي اجرايي و دستگاه نظارتي آمد و اهداف سياسي و حزبي را جلو برد اين فساد است. از مقامات ارشد كشور كه كسي در ذهنش نيست كه بخواهند سوء استفاده مالي بكنند، ان‌شاءالله پاك پاك است. در اينجا فساد، فسادهاي اينطوري است. آقا قرار است كه رفيق من رأي بياورد، رقيبش هم فلاني است، پس من آن را له‌ كنم. اين در تمام سلسله مراتب چه در اجرا و چه در نظارت نبايد باشد. اين فساد است.

رسانه‌اي كردن مسائل قبل از قطعيت فسادآور است، ترديد نكنيم. خبري، گزارش اوليه‌اي رسيده است، حالا قانون داريم اين بايد در مرجع صالح برود، اثبات بشود، متهم و مجرم معلوم بشود، اما آن را خبري كرديم. اولين ضربه‌اي كه وارد خواهد كرد، سلب اعتماد عمومي به كل سيستم است. در مسابقه خيلي رواج دارد يكي مي‌گويد آقا يك ميليارد رفت، آن يكي مي‌بيند كم آورد مي‌گويد آقا 2 ميليارد، آن يكي مي‌گويد نه 10 ميليارد. بدون توجه به آثار زيانبار اجتماعي. بله، من معتقدم اگر كسي فساد كرد و اگر كسي به حقوق عمومي دست‌اندازي كرد، بايد در دادگاه صالح برود، ثابت و مجازات بشود و آبرويش برود. اما الان هرچه گزارش مي‌آيد كه آقا بردند، خوردند، آنطوري و اينطوري كردند جامعه عكس‌العمل نشان نمي‌دهد و باور نمي‌كند. عده‌اي هم كه باور مي‌كنند مي‌گويند آقا ماست مالي خواهند كرد. در حالي كه سيستم ما اين طوري نيست. نه اين تخلفات را دارد و نه ماست مالي كردن در آن هست. چرا اين باورها در ذهن‌ها شكل گرفته و مي‌گيرد؟ به خاطر بعضي رفتارهاست.

نبايد گرايش‌هاي سياسي در كار نظارت دخالت كند. نظارت هم تقسيم‌بندي است. يك نظارتي داريم براي بعد از اجراست، يك وقتي كاري اجرا شد، تمام شد، اسنادش تهيه شد و ناظر بايد بيايد ببيند. اگر در اينجا ناظر بيايد در حين اجرا و قبل از اجرا دخالت بكند، فسادآور است. نه اينكه كمك نكند، كمك و مشورت و همدلي بكند، اما دخالت بكند اين كار را بكن و اين كار را نكن، اين فساد‌آور است.

يك جا نظارت در حين اجراست. او نبايد قبل و بعد از اجرا بگذارد و حين اجرا بايد نظارتش را انجام بدهد. من چون خودم ناظر بوده‌ام و الان هم هستم، حسي به آدم دست مي‌دهد كه بايد از همه كارها سر دربياوريم. آقا بايد در همه جلسات شركت كنيم و اسناد را ببينيم، كاغذ جمع كنيم. بايد مراقب باشيم كه يك شائبه در ذهن عموم شكل نگيرد كه اين آقا ناظر و اين فرد دارد مدرك جمع مي‌كند مي‌خواهد پرونده‌سازي بكند. اگر اين طوري شد، نقطة مقابل هم عكس العمل نشان مي‌دهد و مي‌پيچاند و در اين صورت واقعيت كشور پنهان مي‌شود.

بايد آنچنان اعتمادي بين نظارت‌شوندگان و ناظر باشد كه همه مواردشان در اختيار هم باشد؛ يعني واقعاً با هم همدلي و همراهي در ادارة كشور بكنند. مراقب باشيم نظارت ما، از اسباب سياه‌نمايي نشود. با سياه‌نمايي، اعتماد سلب مي‌شود. ممكن است نيت ما ايجاد اعتماد باشد كه مردم ببينيد ما هستيم و داريم كارها را انجام مي‌دهيم. حالا بياييم كار خودمان را ارزيابي كنيم. ببينيم واقعاً ما كجاي كار هستيم.

من نمي‌خواهم مثال‌هاي متعدد بزنم. يك مثالش همان موضوع بانكي سال گذشته است. تخلفاتي شد و ما بايستي جمع و جورش مي كرديم. آقا چه طوري مديريتش كرديم. پديده‌اي اتفاق افتاده، تخلفي و روند خلافي در مجموعة مالي كشور شكل گرفته، خود سيستم حكومت متوجه شده به جاي اينكه ما اين را به يك عنصر مثبت و سازنده و تقويت‌كنندة اعتماد عمومي تبديل بكنيم، چه طوري با آن برخورد كرديم؟ الان نتيجه‌اش چه شده است؟ يك مسابقه دوباره درست شد. دعواهاي سياسي وسط آمد. اين گردن آن مي‌اندازد، آن گردن يكي ديگر و اصلاً آن بانكي كه تخلف كرده، در حاشيه رفته است و تازه رئيس‌ آنجا هم مي‌آيد عليه اين و آن سخنراني و ادعا مي‌كند. بعد حالا ابعادش چقدر بوده، بيت‌المال رفته، نرفته، چقدر رفته است، اينها را بايد برويم دربياوريم و درست كنيم. اگر روندي بوده است كه اين روند به سوء استفاده منجر شده، بنشينيم اين روندها را اصلاح كنيم.

شايد يكي از كارهاي شوراي نظارت اين باشد كه آسيب‌شناسي كند و بگويد در اين مقررات بانكي، بانكي آمده بدون اعتبار يا خارج از حد خودش حسابي باز كرده و بانك بعدي هم طبق مقررات به آن اعتماد كرده است. آقا اعتماد نكن. مرجع بالاتري مي‌گذاريم كه برود يك دور بزند و برگردد. اصلاحش كنيم. يا اگر اختيارات زيادي به شعبة سرپرستي داده شده، تعديلش كنيم، اما الان چه طوري شده است؟ در افكار عمومي مردم برويم و بپرسيم كه قضيه چه بود؟ در حالي كه بايد يك آفرين به مجموعة دستگاه‌هايي كه با اين پديده برخورد كردند گفته مي‌شد، الان آفرين گفته مي‌شود يا از آن طرفي؟ بعضي‌ها خيال مي‌كنند اگر چهار نفر را اعدام كنيم درست مي‌شود و همه مي‌فهمند كه ما قاطعيت داريم. اين طوري نيست.

ما بايد كارمان را درست انجام بدهيم و عدالت را اجرا كنيم. عدالت موجب اعتماد است. يك كسي مي‌آيد هر روز گزارش مي‌دهد. بله داريم پنج نفر، صد نفر از مسئولين كشوري را محاكمه مي‌كنيم كه خودش هم مي‌داند خبري نيست. اما در كنارش در همان پرونده چند نفر از دوستانش در يك قوه ديگر هستند كه تخلف صد درصد و محرز كرده‌اند، هيچ اشاره‌اي نمي‌كند. معلوم است كه اين كار اعتماد عمومي را جلب نمي‌كند نه اينكه احمدي‌نژاد مي‌گويد اعتماد سلب مي‌شود، نه مردم ما، مردم رشيدي هستند مي‌فهمند، البته به نظام اعتماد دارند، اعتمادشان از من و شما سلب مي‌شود.

آقا ما يك حكومت مكتبي هستيم. والله حكومت مكتبي بايد خودش را در كلام و عمل تك تك من و شما نشان بدهد. شما بايد با هم دوست باشيد. من و شما بايد صادقانه و عادلانه عمل كنيم. همه عزيز و محترم هستند. هيچ چيز را از آدم نمي‌پذيرند، كوه‌هاي ثروت، عناوين بزرگ، قدرت نمايي‌هاي بي‌نظير هيچ‌ يك در پيشگاه الهي اثري ندارد الا من عطي الله بقلب سليم، ما خوشحال هستيم كه شوراي دستگاه‌هاي نظارتي تشكيل شد. اميدوارم همه با هم بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات و اطلاعات واقعاً با همدلي بنشينيد يك آسيب‌شناسي، طراحي و هماهنگي ايجاد بكنيد. آن كاري كه از دست من برمي‌آيد حمايت، پشتيباني و هماهنگي است و من اين كار را انجام خواهم داد. ما بايد جامعة الگو بسازيم و همه مسئول هستيم. بايد بنشينيم جريان و روند و روال‌هاي امور، چرخش‌هاي تصميم‌گيري و ادارات را با همديگر تنظيم كنيم كه چه جاهايي دررو دارد و چه جاهايي ندارد.

البته همان‌طور كه آقاي مصلحي گفتند واقعاً اگر در دنيا مقايسه بكنيم، ما جزء سيستم‌هاي سالم دنيا هستيم، اما در جمهوري اسلامي يك فساد، تخلف و سوء استفاده خيلي بزرگ است و قابل پذيرش نيست. اينجا ما ادعاي يك حكومت ديني داريم. اينجا دويست هزار نفر بهترين‌هاي ملت پرپر شده‌اند و اينجا يك تاريخ را به ارث برده است؛ يك تاريخ مجاهدت و فداكاري از حضرت آدم تا به امروز. ما پرچم يك مكتب را بلند كرده‌ايم و در دنيا ادعا داريم. بايد بهترين باشيم.

من عرضم را جمع كنم. مطالبي را كه خدمتتان عرض كردم، اين نبود كه كسي را تخطئه يا تأييد كنم. من همه را دوست دارم. همۀ مجلس را دوست دارم. مجلس يك نهاد قانونگذاري و بسيار مهم است. البته نبايد پايش را از مرز قانون اساسي آن طرف‌تر بگذارد. هر كس مي‌خواهد باشد. آنجا ديگر خط قرمز است. براي همة ما بايد خط قرمز باشد. قوة قضائيه را دوست دارم. قوة قضائيه نباشد، مگر كشور مي‌تواند يك روز سرپا باشد! قوة قضائيه تضمين امنيت و عدالت در كشور است. من همة اينها را دوست دارم. به خدا آقاي مصلحي و پورمحمدي، آقاي ابوالفضلي، انتظامي، اصلاحي و خودم را هم دوست دارم، نهادشان را دوست دارم. به خدا دوست‌شان دارم، ما با هم هستيم.

يك كار بزرگ بر دوش ماست. يك دوره‌اي هم ما هستيم. هيچ يك از ما ابدي نيستيم؛ حداكثرش 30 سال، 50 سال، 2500 سال عمر نوح است بعدش چه؟ تمام است. آنجا چه كار بايد بكنيم؟ آن چيزي كه رابطة ما را تنظيم مي‌كند، قبل از هر چيزي برادري اسلامي، احساس تعهد مشترك، آمال، مأموريت و مكتب مشترك و خدمتگزاري است. به خدا ملت انقلاب نكردند كه من و شما سركار بياييم و با همديگر دعواي سياسي كنيم. ماها را سركار آورده‌اند كه درست خدمت كنيم. شماها هم كه سابقه‌تان سابقه خدمت و دلسوزي براي انقلاب و كشور است.

بايد همه دست به دست هم بدهيم، همه در اين شوراي نظارت، مشاركت دارند بنشينيد، همه هم با اين نگاه اصلاح‌گري كمك كنند. آقا اين قانون و آيين‌نامه‌اي كه دولت نوشته در آن اختيارات اضافي براي عده‌اي تعريف كرده است كه اين اختيارات موجب فساد است. اين را درستش كن. ان‌شاءالله دست به دست هم بدهيم، ساختار اداري تعريف بكنيم. يعني يك ساختار اداري را مستحكم كنيم كه اولاً كارآمد باشد و با همة وجود در خدمت آرمان‌هاي الهي انقلاب باشد. كارهايش بهينه و با بهره‌وري بالا باشد. كارهايش سالم، با همدلي و موجب اعتماد هرچه بيشتر عموم مردم باشد.

از همة شما تشكر مي‌كنم. اگر گوشه‌اي از صحبت‌هاي من خداي نكرده گزنده بود، از همة شما عذر مي‌خواهم. بالاخره بايد گزشي باشد تا جهشي اتفاق بيفتد.



موفق وسربلند باشيد



شناسه خبر: 38193  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی