- سخنراني در مراسم افتتاح طرح‌هاي عمراني استان گلستان(مسكن مهر، فرودگاه، راه‌آهن و بيمارستان)
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 18:24

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم افتتاح طرح‌هاي عمراني استان گلستان(مسكن مهر، فرودگاه، راه‌آهن و بيمارستان)

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 38191 - 

دوشنبه 11 ارديبهشت 1391 - 09:52

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه به بهانة به بهره‌برداري رسيدن چند خدمت، توفيق سفر مجدد به اين استان عزيز را عنايت فرمود.

اگر راستش و ته دل من را بخواهيد، گرچه اين پروژه‌ها بسيار مهم است، اما من بيش از اينكه از افتتاح اين پروژه‌ها خوشحال باشم، از سفر به استان گلستان خوشحالم. سرزمين مردان و زنان مؤمن، پرتلاش، صميمي و نافع به حال ملت ايران و ايران عزيز؛ مردمي كه تقريباً همة وجودشان خدمت، حركت و كار براي آباداني ايران و رفع نيازهاي ملت ايران و صيانت از فرهنگ، عزت و استقلال و عظمت ملت ايران است. اين ديار، ديار مرزبانان شجاع و حافظان انديشه‌ها و آرمان‌هاي ملت و استقلال ايران است. ديار دست‌هاي پربركت و انديشه‌هاي بلند و قلب‌هاي خرم و زلال است.

خدا را سپاسگزارم كه يك بار ديگر توفيق سفر به اين استان عزيز را عنايت فرمود.

دوستان مطالب را فرمودند. من مي‌خواهم از اين سرود بسيار زيباي جوانان عزيزمان بهره بگيرم و يكي دو كلمه دربارة ايران با شما صحبت كنم. حال روز ملي خليج فارس و … هم هست. پيامبر عزيز ما فرمود كه حب الوطن من الايمان. از نشانه‌هاي ايمان، عشق به وطن است. عشق به ايران يك عشق الهي و برآمده از ايمان ناب به پيامبر عزيز ما حضرت محمد مصطفي (ص) و آل و راه اوست.

هر كس در هر نقطة دنيا وطنش را دوست دارد، اما عشق به ايران به دلايل گوناگون بسيار عميق‌تر، زلال‌تر و نوراني‌تر است.

يكي از آنها سرزمين است. شايد از زيباترين سرزمين‌هايي كه خداي متعال خلق كرده است، سرزمين ايران است.

همة مخلوقات خدا زيبايند. شما از همين نقطة اوج يك نگاه به سرزمين ايران بيندازيد و ببينيد كم و كسري‌اي وجود دارد. همه چيز هست؛ درياها، رودخانه‌ها، كوه‌ها، قله‌هاي بلند، دماوند سرفراز، دشت‌هاي وسيع، معادن، انرژي و خداوند همه چيز را در اينجا قرار داده است و بالاتر از آن زيبايي‌هاي انساني و فرهنگي است. وقتي مي‌گوييم ايران، بعضي‌ها مي‌گويند داري به تعصبات قومي و نژادي دامن مي‌زني. هرگز. وقتي مي‌گوييم ايران فراتر از سرزمين، نژاد، قوم و قبيله و يك نگاه كاملاً فرهنگي و انساني است.

همة تاريخ و ملت‌ها را يك لحظه در ذهن‌تان تجسم كنيد. كدام ملت به اندازة ملت ايران به فرهنگ انساني، توحيد، عدالت، محبت، پاكي و اعتلاي انسان خدمت كرده است؟ وجود ندارد.

اين ميراث عظيم فرهنگي (چه ميراث ملموس و چه ميراث معنوي) حاصل كار طاقت فرسا، مخلصانه و فداكارانة ملت ايران طي قرون و اعصار است. من كاري به حاكمان ندارم. در بسياري از مقاطع، كساني بر ملت ايران حكومت كردند كه شايستگي نمايندگي ملت ايران را نداشتند و سركوب، تحقير و تضييع كردند، تمام آن رودخانة زلالي كه در طول تاريخ جاري بوده و انديشه، فرهنگ و انسانيت را آبياري كرده، ملت ايران بوده كه امروز هم هست. به تأييد همة صاحب‌نظران منصف تاريخ، اگر سهم ملت ايران را از فرهنگ و تمدن انساني برداريم، ديگر چيز قابل توجهي باقي نمي‌ماند. مثال: بالاخره اين ميراث ملموس كه به آن ميراث فرهنگي مي‌گوييم، يك نشانه است. ببينيد دنيا چه خبر است. پرجاذبه‌ترين مراكز سياحتي دنيا كه مدعي‌اند ساختمان‌ها و اماكن تاريخي برخوردار از معماري و هنر برجسته دارند. وقتي شما به آنجا سفر مي‌كنيد، مي‌بينيد دو سه چهار ساختمان است و در آن هم آدم مي‌كشتند. اين نهايت برجستگي يك ملت و ميراث اوست.

اما به ايران مي‌آييم به هر گوشة ايران كه مي‌رويم، يك بناي تاريخي است. در اين بنا كارهاي، انساني و فرهنگي مي‌كردند و پرچم توحيد، عدالت، انسانيت و محبت را بالا مي‌بردند. به هرگوشة اين سرزمين كه مي‌روي، انسان‌هاي بزرگ و شخصيت‌هاي اثرگذار فرهنگي و كساني كه عاشق خوبي‌ها، ارزش‌هاي الهي و انسان‌ها بودند زندگي مي‌كرده‌اند، يكي شاعر يكي فيلسوف، يكي فيزيك‌دان و ديگري فقيه، و آن ديگري عالم ديني است. اصلاً نمي‌توانيم بشماريم. زماني در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين بحث بود كه ما شخصيت‌هاي فرهنگي و تاريخي‌مان را به متن كتاب‌هاي درسي بياوريم و ذيل موضوعات، دانشمندان، علما، ادبا و بزرگان ايران را هم ذكر كنيم. يك گروه مأمور شدند و رفتند كار كردند و چيزهايي را هم آوردند و خودشان اذعان كردند كه اگر ما بخواهيم اينها را بياوريم، ديگر متن درسي ديگري را نبايد بگذاريم.

تمام كتاب‌هاي دوازده سال تحصيلي و مقاطع دانشگاهي فقط بايد شرح حال علما، دانشمندان، هنرمندان و بزرگان اين سرزمين را بنويسيم. آن هم نه شرح مبسوط و مفصل، بلكه براي هر يك دو سه صفحه بنويسيم. ولي انصافاً آيا مي‌شود ابن‌سينا يا خواجه نصير را در سه صفحه معرفي كرد؟

فقط اگر فهرست كارها، خدمات، نوآوري‌ها و بزرگي‌هاي آنها را بنويسيم، يك كتاب است.

بايد ايران را به خاطر اين گذشتة تاريخي و خدمات بزرگ دوست داشته باشيم. بعضي‌ها از كلام پيامبر عزيز، مثل خيلي از كلمات ديگر و مثل كلمات خدا، همين‌طوري عبور مي‌كنند. پيامبر(ص) لاينطق عن الهوي. وقتي انگشت اشاره را به دورترين نقطة آن زمان و افق تاريخ نشانه مي‌رود و ملت ايران را برجسته مي‌كند، دارد از يك حقيقت خبر مي‌دهد.

بايد دوست داشته باشيم. چرا نبايد دوست داشته باشيم؟ همه جا و وجب به وجب و تك‌تك مردم آن را دوست داريم و به آنها افتخار مي‌كنيم.

اين نژادپرستي و ناسيوناليسم و… نيست كه عده‌اي پس از 1400 سال از اسلام، هنوز قوميت خودشان را بر اسلاميت‌شان ترجيح مي‌دهند.

ملت ايران هرگز قوميت ايراني را بر ارزش‌هاي الهي ترجيح نداده و از اول موحد و به دنبال توحيد و پيامبران الهي بوده است و الان هم هست. اينكه ما ايران را دوست داريم، يك چيز سرراهي و دم دستي و از اينكه هر كس بالاخره تعصبي به وطنش دارد، نيست.

اين يك عشق الهي، عميق و آگاهانه است كه البته راه آينده را ترسيم مي‌كند. وقتي ما بزرگي‌هاي ملت ايران را ذكر مي‌كنيم، از يك سو شكر نعمت است. خدايا شكرت كه چنين ملتي را خلق و به بشريت هديه كردي. خدا را شكر كه ما را از اين ملت قرار دادي و در ثاني ذكر مأموريتي است كه آينده را مي‌سازد. گذشتة ما بسيار خوب، است.

گيرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل؟

اين عقبه، گذشته و نقطة اتكاي تاريخي را داريم.

حالا چه كار بايد بكنيم؟ آن ذكر نعمت براي تبيين اين مأموريت است. امروز بايد ايران را بر اساس توحيد، عدالت و آموزه‌هاي پيامبر گرامي اسلام و اهل بيت او بسازيم. ملت ايران در طول تاريخ پرچمدار دفاع از حقوق ملت‌ها بوده است. تاريخ را بخوانيد. آن قدر كشت و كشتارها و قتل عام‌ها اتفاق افتاده، اما ملت ايران هرگاه به قدرت رسيده، طالب صلح، دوستي و برادري بوده است. احياناً اگر كساني هم در تاريخ پيدا شده‌اند كه به نام ملت ايران كار غلطي كرده‌اند، اينها در ذهن ملت ايران افراد محبوبي نيستند و خود ملت آنها را كنار گذاشته است.

ملت ايران هميشه پرچمدار علم، صلح، انسانيت و فرهنگ بوده و امروز هم بايد باشد. در دوره‌اي كه بشريت بيش از هر مقطع تاريخي به انديشه و فرهنگ ملت ياران نياز دارد، ببينيد چه وضعي بر دنيا حاكم است. هر كس غلبه مي‌كند حق با اوست. هر كس قدرت دارد، قانون را به نام خودش مي‌نويسد. خودشان همه چيز دارند و استفاده مي‌كنند، اما چون قدرت دارند، مي‌گويند ديگران حق ندارند. خودشان نظم اقتصادي دنيا را مي‌نويسند. به گونه‌اي مي‌نويسند كه بدون اينكه من و شما متوجه بشويم، هر روز از جيب ما دارد به جيب آنها مي‌رود. نه فقط ما، كه همة ملت‌ها.

قوانين را به گونه‌اي مي‌نويسند كه همة اختيارات دنيا در دست چهار پنج دولت است. بقيه ديگر بايد تبعيت كنند. آن چهار پنج دولت هم تابع يك دولت‌اند. معلوم است كه نتيجه‌اش در دنيا چيست. سه ميليارد نفر فقير در دنيا هست. يك ميليارد و دويست ميليون نفر كساني هستند كه روزي يك وعده غذا به دست نمي‌آورند. نه غذاي چلوكباب سلطاني و ماهي قزل‌آلا و سفيد و آزاد كه شما مي‌خوريد. يك لقمه نان و غذاي ناچيز.

آن مواد مخدر، آن جنگ‌ها، آن كشتارهايش. در همين افغانستان چه مي‌كنند؟ مردم مظلوم افغانستان چند سال است كه گرفتارند. كسي در آنجا اميدي دارد كه بخواهد چيزي را براي خودش بنا كند كه شب نيايند و خودش و زن و بچه‌اش را با خاك يكسان كنند؟ اميدي ندارد. حالا هم سراغ پاكستان رفته‌اند. دست‌شان برسد، به سراغ همه مي‌روند. اين وضع را براي دنيا ايجاد كرده‌اند. چرا؟ براي اينكه آدم‌هاي زياده طلب، خودخواه و بي‌فرهنگي حاكم‌اند. اين وضع بايد عوض شود.

چگونه بايد عوض بشود؟ دو راه و كار مكمل هم‌اند. اول اينكه ملتي قيام كند و يك الگو بسازد. الگويي مترقي، پيشرفته و متعالي درست كند و پيش چشم دنيا بگذارد و بگويد خارج از دايرة سلطة اين فاسدان مي‌شود پيشرفت كرد، ساخت و خوب زندگي كرد.

دوم پيام‌رساني است. ما امروز مأموريت داريم كه در دنيا پيام‌رساني و راه درست را به دنيا معرفي كنيم. هر جا كه اقتضاء مي‌كند و نقطة برخورد است، در مقابل زياده خواهي‌ها مقاومت كنيم. خودشان هفتاد و دو ملت‌اند. اگر يك ذره اين شبكة سلطة انها را كه به اتفاق هم درست كرده‌اند و به اتفاق هم دارند غارت مي‌كنند و مي‌خورند، كمي سست بشود، همين‌هايي كه به ظاهر با هم متحدند، مثل سگ و گرگ به جان هم مي‌افتند. تاريخ‌شان اين است. الان تفاهم كرده‌اند و بقية دنيا را مي‌چاپند و مي‌خورند و با هم خوب‌اند. به محض اينكه كمي در جريان چپاول مشكل پيدا شود، چه خواهد شد! هر جا كه برخورد كنيم، بايد در مقابل‌شان بايستيم. اين ايستادگي اول حب الوطن و دوم دفاع از اساس انسانيت، دين، توحيد و عدالت است.

عزيزان من! امروز بايد ايران را بسازيم. چه تعصب ايران داشته باشيم و چه به ارزش‌هاي الهي تعصب داشته باشيم، كه قريب به اتفاق ملت ايران به ارزش‌هاي الهي تعصب دارند بايد ايران را بسازيم و ايران بايد پيشرفته زندگي كند. خداوند براي ما هيچ‌چيز كم نگذاشته است.

تازه استعداد هم داده است. بهترين دانشمندان، متفكران و متخصصان، كارگران و كشاورزان متعلق به اين سرزمين هستند. بايد با برادري، تفاهم و براساس عدالت همه جاي ايران را بسازيم.

هر چه در ايران هست، وسط بگذاريم و همة ايرانيان، دور آن بنشينند. و هركس عادلانه سهم خود را مي‌برد. بايد پيشرفت كنيم. اگر پيشرفت نكنيم، موج آنها خواهد آمد و ما را له خواهد كرد.

رمز ماندگاري ما در پيشرفت است. چگونه بايد پيشرفت كنيم؟ بايد همدل باشيم و كار و تلاش كنيم. البته آنها مخالف‌اند. همة شياطين مخالف‌اند. هزاران هزار بهانه درست مي‌كنند تا دست‌ها به كار نرود و هر روزي بازي و بهانه‌اي را از سر مي‌گيرند. اگر دستشان برسد، همه را همه به بهانه‌اي از هم جدا مي‌كنند و افراد يك خانواده را هم به جان هم مي‌اندازند. اين كار شيطان است.

ما بايد همه جاي ايران را بسازيم.

وقتي مي‌گوييم بايد همه جاي ايران را بسازيم، به خدا مي‌شود ظرف پنج‌سال به اندازة بيست‌سال كار كرد. عده‌اي كه خودشان آن ارادة لازم را ندارند يا به توانمندي‌هاي ملت ايران ايمان ندارند يا به خدا توكل ندارند و بي‌عرضه‌اند، شروع به فضاسازي مي‌كنند كه آقا نمي‌شود. چرا نمي‌شود؟ به خدا مي‌شود. مي‌شود ظرف چهار پنج‌ سال تعداد تخت‌هاي بيمارستان‌هاي يك استان را دو برابر كرد. مي‌شود. مثل همين استان شما شد كه مي‌شود راه، جاده، آب، برق، گاز، فرودگاه و … بيايد. به خدا شدني است.

بايد همه جاي ايران را بسازيم. طرح‌هاي وسيعي هست. ما در اين پنج شش سال مطالعه كرديم و خودمان هم گرفتار بوديم. گفتيم يك دولت و رئيس‌جمهور مي‌آيد و با مردم حرف مي‌زند و برنامه‌هايش را ارائه مي‌دهد و ملت هم به او رأي مي‌دهند. وقتي مستقر شد، بايد بتواند برنامه‌هايش را اجرا كند. اين برنامه‌ها نيازمند بودجه است و اين بودجه بايد در دست خود رييس‌جمهور باشد كه از ملت رأي گرفته تا برنامه‌ريزي و اجرا كند.

اگر ما بياييم هزاران و صدها پروژة عظيم را نيمه كاره بگذاريم. اينها را كه نمي‌شود نيمه كاره گذاشت. هر دولتي كه مي‌آيد، اول بايد بودجه‌اش را به اينها اختصاص بدهد. اگر اضافه آمد، بايد به برنامه‌هايي ببرد كه خودش به ملت اعلام كرده است و اين بي معرفتي است. نه اينكه قبلي‌ها بي‌معرفتي كرده‌اند. ما فكر مي‌كنيم براي اين دولت بي‌معرفتي است.

ما تصميم گرفته‌ايم ان‌شاءالله به كمك ملت، لطف خدا و كار بيشتر تمام پروژه‌هاي اصلي‌اي را كه اين دولت قول داده است، در همين دولت تمام كنيم. اينها را در همين دولت تمام كنيم.

خيلي‌ها اول مي‌گفتند نشدني است. اين يك ملت بزرگ است كه اگر حركت كند، تاريخ را خواهد ساخت.

تعدادي از آنها هم در استان شماست. ان‌شاءالله به فضل الهي اينها را تمام خواهيم كرد. حالا دولت بعدي كه مي‌آيد خودش دربارة آنچه با مردم قول و قرار گذاشته تصميم بگيرد، پول در دستش باشد و برنامه‌ريزي كند. امكاناتش را هم فراهم كرده‌ايم.

برخلاف بعضي‌ها آينده را هم نفروخته‌ايم. نرفته‌ايم از خارج 40-50 ميليارد دلار قرض كنيم و با آن اين كارها را انجام بدهيم. نه با اتكاء به خود ملت و ظرفيت‌هاي خود ايران اين اقدامات را انجام داده‌ايم. ان‌شاءالله اينها را تمام خواهيم كرد. حالا اگر من نيايم، ديگران خواهند آمد و در اين استان در طول سال ان‌شاءالله افتتاح‌هاي فراواني خواهيم داشت.

اما امروز سه چهار كار اينجا معرفي شد. يكي همين مسكن مهر است. بالاخره يك ملت بايد با كرامت و عزت زندگي كند. خانواده‌اي كه از خودش سرپناهي ندارد، حالا عالي نيست. ان‌شاءالله در آينده عالي خواهد شد. ملت ايران اين شايستگي را دارد كه عالي زندگي كند و خواهد شد. راه آن باز شده است.

هر كسي سرپناهي داشته باشد. آقا سر هر سال روي دوشت بكش و آنجا برو و اينجا برو. نگراني، اضطراب، بچه مي‌دود، آن يكي شير آب را باز مي‌كند. برق اضافه مصرف مي‌كند و …

بايد آرامش داشته باشد. من خيلي خوشحالم كه 9679 واحد در همة شهرها آماده شده و امروز تحويل مي‌گردد. اميدوارم همت كنيد و امسال قرار است كه 36 هزار واحد تحويل بدهيد و از شما قول مي‌گيرم كه 32 هزار واحد را تا پايان همين دولت تحويل بدهيد.

كسي كه مي‌خواهد با كرامت زندگي كند، بايد دستش در جيبش باشد. نمي‌شود جواني كه مي‌خواهد ازدواج كند، ولي كار نداشته باشد. ازدواج كرده، بازهم كار ندارد. يا كار دارد، ولي درآمدش مناسب نيست. بايد اينها را درست كنيم. به خدا اينها شدني است. البته همة شياطين جن و انس بسيج شده‌اند كه نگذارند بشود، اما من به شما عرض مي‌كنم كه به خدا شدني است و من يقين دارم كه ملت ايران تمام شياطين را زير پاي خودش له خواهد كرد.

بايد مثل بلدوزر جلو بريم و تمام قله‌هاي دنيا را فتح كنيم و به خدا اينها شدني است. حالا بعضي‌ها مي‌بينند كه خودشان نمي‌توانند بيايند، مرتب پاي ديگران را مي‌گيرند و سنگ مي‌اندازند كه ديگران حركت نكنند. آنها راه به جايي نخواهند برد. يك ملت عظيم الهي است و خداي متعال پشت اين ملت است و خواهيم رفت و ان‌شاءالله همة قله‌ها را فتح خواهيم كرد.

دومي بيمارستان است. البته در گزارشي كه به ما دادند، 261 تخت آمده بود. واقعاً اين كار بزرگي است. در مورد خانه‌هاي بهداشت گفتند كه شبكه‌شان تكميل شده است.

حالا به اورژانس و پايگاه امداد جاده‌اي چهل و خرده‌اي اضافه شده است. بعضي از جاده‌هاي اينجا تصادف زياد دارد. ان‌شاءالله جاده‌ها را دوطرفه و مجزا مي‌كنيم و اين جادة جنگل ابر و جنگل گلستان درست مي‌شود كه جزء طرح‌هاي ماندگار است. راه را كوتاه مي‌كنيم كه رفت و آمد راحت شود.

واقعاً كار خوبي انجام شد. گفتند تا حالا 9 ميليارد تومان تجهيزات براي اين بيمارستان خريده‌اند و پنج ميليارد ديگر هم دارند مي‌خرند و به زودي خواهد آمد. مركز آموزشي است، يعني علاوه بر درمان براي مردم استان، پزشك متخصص هم تربيت مي‌كند كه بچه‌هاي استان همين جا متخصص شوند و به مردم خدمت كنند. فرمودند چند بيمارستان بالا 55 درصد و 60 درصد 90 درصد تمام است. فرودگاه‌ها هم در همين جا در خدمتشان هستيم و ان‌شاءالله كارش رو به اتمام است.

پروژة ديگر، راه‌آهن است. اين پروژة راه‌آهن هم از پروژه‌هاي بسيار مهم است. نه اينكه حالا سرمايه‌گذاري آن خيلي عظيم است. البته رقم درشتي است. به نظرم 165 ميليارد با كار حزب‌الهي آقاي عبداللهي كه فرمانده قرارگاه كربلا و از بچه‌هاي دلسوز و رزمنده‌اي است كه يك تومان كه مي‌گيرد، سه تومان كار مي‌كندرقم بزرگي نيست. يعني واقعاً خوب كار مي‌كند و امانتدار است. اين راه‌آهن به كشور تركمنستان و قزاقستان ادامه دارد و به شبكة روسيه و از آنجا به اروپا وصل مي‌شود.

اين در واقع يك كريدور و دالان حمل و نقلي جديد است كه دارد باز مي‌شود و ان‌شاءالله گرگان هم به تهران و بندرعباس وصل مي‌گردد.

البته از گرگان يك پروژه به سمت مشهد هم داريم كه الان نمي‌دانم در چه مرحله‌اي است. آن هم ان‌شاءالله اجرا مي‌شود.

يك طرح ديگر راه‌آهن هست كه ديگر از اين گردنة گدوك و اين حوالي نمي‌گذرد. چون در اينجاها عبور بار سنگين مشكل است.

از شرق استان گلستان مي‌گذرد و به شبكه‌اي مي‌پيوندد كه يك طرفش به بندرعباس و يك سمتش به چاه‌بهار مي‌رود. الان دنبال منابع مالي آن هستند كه ان‌شاءالله آن را هم آغاز كنند.

اين پروژة بزرگي است كه اين منطقه را متحول مي‌كند. اين در واقع يك دالان حمل و نقل اصلي شرق درياي مازندران مي‌شود و ان‌شاءالله به عمران و آباداني اين استان عزيز كمك مي‌كند.

از همه‌تان تشكر مي‌كنم، اميدوارم با همت ملت ايران و مردم گلستان هر چه زودتر همة ايران گلستان شود.

عزيز و سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 38191  

- سفرهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی