
سخنراني در ديدار با مديران سازمان انرژي هستهاي
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 38093 -
يکشنبه 20 فروردين 1391 - 17:21
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره واعوانه و المستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت همكاران عزيز، خادمان عرصة هستهاي كشور را عنايت فرمود. روز ملي فناوري هستهاي را به شما، به ملت ايران و همة آزادگان و عدالتخواهان جهان تبريك ميگويم.
از چهار پنج نفر از هموطنان عزيزي كه در دفاع از حق هستهاي ملت ايران تلاشهايي را انجام دادند، به عنوان نمونه تقدير و تشكر شد. اگر قرار بود حقيقتاً تقدير و تشكر شود، بايستي مراسمي را با حضور 75 ميليون نفر ميگرفتيم و از همة ملت ايران تقدير ميكرديم. اينها نمونههايي از ملت ايران بودند كه مورد تقدير و تشكر قرار گرفتند.
بحثها كاربردها و ضرورتها را آقاي دكتر عباسي فرمودند و من ديگر زحمت نميدهم، اما از منظر ديگري بحثي را خدمتتان عرض ميكنم. بالاخره همة عالم حول محور انسان ميچرخد. تمام دعواها از دل تاريخ، از آدم تا الان، روي موضوع انسان است. اصلاً اگر انسان را برداريم، چيز قابل بحثي باقي نميماند. خدا همة اين عالم را براي انسان و انسان را براي خودش خلق كرده است. به يك تعبير، موضوع آفرينش انسان است. خدا همة عالم را خلق كرده و در دل اين هستي انسان را قرار داده تا اين انسان تجلي خدا شود و خودش را آن قدر بالا بكشد كه آيينه شود تا هر كس در آن نگاه كند، خدا را ببيند. اين خلاصة داستان آفرينش و مأموريت انسان است. همة پيامبران آمدهاند و همين را تذكر دادهاند. اينكه دعوت به توحيد كردند، چون راه كمال انسان توحيد است. مسير شرك و كفر، ضلالت و سركوبگر استعدادهاي الهي انسان است و راه را براي شكوفايي و تعالي انسان ميبندد و به همين دليل خيلي بد است. هر امري كه مانع صعود انسان به قلههاي كمال باشد، امر مذمومي است و نهي شده است. آقا اين كار را نكن. نه اينكه اين كار به خدا آسيب ميرساند. چيزي به خدا آسيب نميرساند.
خدا قاهر، غالب و محيط است. اينكه ميگويد ظلم نكن، ظلم حقيقت انسانيِ انسان را ساقط ميكند. پردة ضخيمي ميشود كه ديگر انسان شكوفا نميشود. مانع شكوفايي ديگران است؛ اينكه ميگويد زير بار ظلم نرو، كسي كه زير بار ظلم رفت، حقيقت انساني خودش را زير پايش له كرد و ساقط شد. تمام دستورها براي تعالي و شكوفايي انسان و خداگونه زندگي كردن انسان همين است.
اما دروازة ورود به اين راه روشني كه نقطة شروع آن اين دنياي مادي و پست و انتهاي آن ملكوت، رضوان الهي و اوج تجليگري صفات الهي است، عبارت از علم و دانش است. اصلاً انسان منهاي علم مثل ساير موجودات است و تفاوتي نميكند. راه ورود علم است. راه تسخير اين عالم علم است. خداي متعال همة اين عالم را مسخر انسان قرار داده است. سخرلكم ما في السموات و ما في الارض، خدا آنچه را در آسمانها و زمين است مسخر شما قرار داده است. ميگويند روزي خواهد رسيد كه انسان بر تمام اين كهكشانها و هستي مسلط ميشود. نه مسلط از نوع مادي غربي كه براي ارضاي تمايلات پاييني است؛ بلكه تسلط به معناي خدايي، انسانتر شدن، مؤمنتر، خداييتر، پاكتر، مهربانتر و عادلتر خلاقتر و حكيمتر شدن. همۀ اين اسماء هزارگانۀ خداي متعال.
انسان براي اينكه به آنجا برسد، راهش علم است. ما در ابتداي راه هستيم. انساني كه به دنيا بيايد و برود و نفهمد كه براي چه و چطور آمد، كجا رفت و چه شد و اصلاً متوجه نشود كه فرق انسان با بقيه چيست. خدا اين همه عالم را خدا خلق كرده براي اينكه عدهاي بيايند و بروند و نفهمند كه از كجا آمدهاند و به كجا رفتند؟ درست شده كه بفهمند، براي چه آمدهاند و به كجا ميروند كه راه فهم آن علم به معناي عام است.
شاخههاي گوناگون علوم كه همۀ آن يك حقيقت است. همانطور كه علم خدا با قدرت، حكمت و رأفت خدا يك حقيقت است و چند حقيقت نيست. جلوههاي يك حقيقت است. علوم گوناگون هم جلوههاي يك حقيقتاند. اگر همۀ آن براي خدا انجام شود، انسان را در راه مستقيم و سعادت مياندازد.
در عرصه علمي هر چقدر كار كنيم كم است، در ابتداي راه هستيم. در همين انرژي هستهاي كارهاي خيلي زياد وانصافاً افتخارآميز و غرورآميزي شده است. يادم است دو سال و نيم قبل قرار بود براي راكتور تهران 20 درصد سوخت بدهند. طبق معمول در اين چرخههاي استعماري انداختند. برو بيا، برو بيا، تعهد بده، تعهد بده، حيثيت، استقلال، شرف و موجوديت خودت را براي گرفتن چهار صفحه سوخت تحويل بده. وقتي اعلام شد كه بچههاي خودمان اينها را ميسازند، مقامات سياسي رسماً گفتند اين يك دستي است كه ايرانيها ميزنند و هرگز نميتوانند بسازند. ديديم كه ساخته شد و الان نمونه آن هم در حال كار كردن است و خود غنيسازي و دهها كار ديگر كه انجام شده اما اگر همۀ دانش هستهاي ايران و كشورهاي دارندة دانش هستهاي را روي هم بگذاريم، تازه در نقطة صفر هستيم. هنوز نميدانيم چه خبر است. همۀ استعدادهايي كه در كل عالم هستي است، در كوچكترين ذرة هستي هم هست، اگر نباشد هستي معنا ندارد؛ يعني شما از دل كوچكترين ذره ميتوانيد كل اين هستي را ايجاد كنيد. حالا اگر فاصلهها را برداريم چه اتفاقي ميافتد؟ اگر فاصلهها را برداريم، فاصلهها چقدر مي شود؟ هنوز اتفاقي نيفتاده و بايد كار كنيم؛ كار علمي و پرشتاب. اگر همۀ ابناي بشر كارهايشان را كنار ميگذاشتند و بر كار علمي متمركز ميشدند، باز هم كم بود و جا داشت.
ميدانيم كه در اين عالم چه خبر است. بايد اين عالم را در اختيار و در خدمت تعالي و سعادت انسان قرار بدهيم و اينها شدني است و راه دارد. راه آن راه پيامبران الهي است. آنهايي كه براي خدا كار علمي ميكنند، دستاوردشان با آن كساني كه براي غيرخدا كار علمي ميكنند، متفاوت است. دنياي علم و شهر علم و در ورودش را پيامبر معرفي كرده است.
بايد كار كنيم، به خصوص در عرصۀ هستهاي. گوشههاي آن را آقاي عباسي اشاره كردند. هنوز بسياري از ظرفيتهاي هستهاي ناشناخته است. اينهايي كه در پزشكي، كشاورزي و صنعت شناخته شده كه اشاره كرديم، ولي هنوز ناشناخته فراوان است. بايد با همان شتاب سالهاي 1385 و 1389 و 1390 كار كنيم. الحمدلله بودجۀ شما هم كه خوب است. گرچه من معتقدم كه بودجه نيست كه مسائل را جلو ميبرد، اين اراده و ايمان انسانهاست كه مسائل را پيش ميبرد. والا كشورهايي هستند كه چندين برابر ما از اين بودجهها دارند اما سي سال است كه نتوانستند خودشان صفحه سوخت را درست كنند. اما بچههاي ما دو سال است كه درست كردهاند. بايد با همان شتاب كار كنيم. اولاً از همۀ ظرفيت در پزشكي استفاده كنيم. هنوز بسياري از تجهيزات و كاربردها را داريم وارد ميكنيم. در كشاورزي كه هنوز ورود نكردهايم. اشاره كردند، ولي درصد آن را نگفتند. چند درصد ترهبار ما خراب ميشود؟ ده تا پانزده درصد. اين را در پانزده ميليون تن ضرب كنيد، ببينيد چقدر ميشود. همين پانزده درصد دور ريز خيلي از اين كشورهاي كوچك در اروپا و اطراف آن را اداره ميكند. در توليدات، بهبود كيفيت، انواع جديد سازگار با اقاليم گوناگون ايران زمين، در ماندگاري و مركباتي كه در اين انبارها ميماند كه حداقل 30 درصد آن پِرت است. همين الان در اين مورد مشكل داريم. در صنعت و نيرو وارد نشدهايم. يك نيروگاهي بعد از 37 سال راه افتاده آن هم تقريباً نيم بند. خيلي زحمت كشيده شده است. چرا ميگويم تقريباً نيم بند؟ براي اينكه تكيۀ ما به جاي ديگر است. نميگويم آن جاي ديگر بد يا خوب است. انشاءالله همه در عالم خوب هستند.
ما بايد به خودمان تكيه كنيم. وقتي تكيۀ ما به خودمان باشد، كسي نميتواند دانشمان را از ما بگيرد. وقتي فناوري در هنر، انديشه، دست و بازوي ايراني باشد، كسي نميتواند آن را بگيرد. همة راهها را ببندند. خوب ميبندند، دوباره درست ميكنيم. بالاخره همه چيز از دل طبيعت بيرون ميآيد. اگر راهش را بلد باشيم، دوباره ايجاد ميكنيم. بايد با همان شتاب جلو برويم. ما انتظار داريم دائم اخبار پيشرفتها منتشر شود.
كار علمي هستهاي مثل لوكوموتيو است. بقيه كارهاي علمي كشور را پشت سر خودش ميكشد و بقيه هم فعال ميشود. درست مثل صنعت فضايي كه دهها صنعت را پشت سر خودش بالا ميكشد. شما اگر پانصد متر ارتفاع بگيريد 500 متر فضاي رشد براي صنايع و دانش زيرمجموعه ايجاد ميكنيد.
خوب اين راه روشني است كه بايد برويم. اگر همة دنيا عليه ما باشند و بخواهند جلوي ما را بگيرند، بايد اين راه را ادامه بدهيم. اگر ملتي از نظر علمي و فناوري پيشرفته نباشد، در دنيا جايي ندارد و هر روز كه بگذرد، موقعيت آن پايينتر ميآيد. بايد كار كنيم.
امروز الحمدلله به لحاظ دانشمندان و متخصصين وفور نعمت است. كور خواندهاند كه فكر كردهاند با گرفتن دانشمندان ميتوانند اين راه را متوقف كنند. ملت ايران يك ملت عظيم و يك رودخانة جاري در تاريخ است. چطور ميتوانند چند تانكر آب از آن بردارند و آن را متوقف كنند؟ خيلي احمقاند. يك شهيد را ميزنند، هزاران نفر بلافاصله جاي آن را پر ميكنند. اين راه روشني است.
البته موضوع هستهاي در ايران جنبة ديگري هم دارد و آن هم جنبة سياسي است. با پيشرفتهاي هستهاي ما خيلي مخالفت ميشود. چرا؟ آيا كشورهاي ديگري نيستند كه هستهاي باشند؟ در همين منطقة ما كشورهايي هستند كه بمب اتم هم دارند، ولي اصلاً اسمي از آنها برده نميشود و هيچ كسي كاري با آنها ندارد، اما چرا با فناوري هستهاي ما مخالفت ميكنند؟ تا جايي كه همة حيثيات ظاهرفريب خودشان را زير پا گذاشتند. آزادي، حق حاكميت ملي، حقوق ملتها، علم، دانش و قوانين آژانس را زير پاگذاشتند. خودشان اين قوانين را نوشتند. چرا؟
چند علت دارد. من همة آنها را نميگويم كه سرتان را درد بياورم، اما علت اصلي آن به توانمنديها، تاريخ و استعداد ملت ايران برميگردد. بالاخره تاريخ را مطالعه كردهاند. ملت ايران را ميشناسند. ميدانند اگر ملت ايران قلههاي علمي را فتح كند، به سرعت به الگو براي ديگران تبديل ميشود. ميدانند ملت ايران اگر پيشرفت كند، پرچمدار ايمان، توحيد، عدالت، صلح و برادري خواهد شد. ميدانند اگر ملت ايران روح جمعيِ خداجوي خودش را باز يابد، ديگر هيچ كس نميتواند جلوي آن را بگيرد. حركت ملت ايران در مناسبات سياسي امروز جهان درست مثل خط شكني و ساختارشكني است.
در حال كار علمي است، اما ساختارشكني محسوب ميشود. همه بسيج شدهاند، چه كساني؟ آنهايي كه خودشان بمب ساختند، استفاده كردند، انبار كردند، تهديد ميكنند، آنهايي كه رژيم صهيونيستي را درست كردند و به بمب مجهز كردند و هر روز تهديد ميكنند. هر روز ميگويند اين روي ميز است، آن روي ميز است، اين جابهجا شد، يكي ديگر روي ميز آمد. پاسخ ما به آنها نه تهديد، نه جنگ و نه درگيري بلكه منطق روشن است كه ما ميخواهيم از حق انساني و طبيعي خودمان براي بهتر و عالمانه زندگي كردن و علمآموزي استفاده كنيم و اين هم راه روشن است.
خوشبختانه، ملت ما هم اهميت آن اولي و هم اهميت دومي را خوب فهميده است. مقاومتي كه ملت ما در موضوع هستهاي كرد، مقاومت از چهار تا سانتريفيوژ و چهار تن سه و نيم درصد نبود. الان اين سه و نيم درصد چقدر در دنيا انبار است؟ سالي چقدر در دنيا مصرف آن است؟ ده هزار تن، پانزده هزار تن. مصرف تمام نيروگاهها همين است. اگر ده هزار تن مصرف شود كه معادلات دنيا را زير و رو نميكند. بحث آنها هم اين سه و نيم درصد نيست. ميگويند در دنيا براي شما سقفي گذاشتهايم. شما داريد از اين سقف بالاتر ميرويد. خطي كشيدهايم كه نبايد عبور كنيد، شما از اين خط رد شدهايد.
ايستادگي ملت ايران در واقع ايستادگي براي صيانت از استقلال، عزت و كرامت انساني خودش بود. بدترين عمل ضد انساني ظلم است و ظلمپذيري بدترين علمي است كه انسان را به پايينترين نقطهها ساقط ميكند. نه ظلم كن و نه ظلم بپذير؛ البته با كسي دعوا هم نداريم. راه روشن خودمان را ميرويم. ملت ايران براي كاري كه شما انجام ميدهيد، سرمايه گذاري عميقي كرد. همۀ ملت به ميدان آمد و اين راه روشن تا آخر ادامه دارد.
من صميمانه از همة شما تشكر ميكنم. از همۀ كساني كه دلسوزانه پاي پيشرفت عالمانه اين سرزمين ايستادهاند، به خصوص كساني كه در عرصههاي علم و فناوريهاي پيشرفته زحمت ميكشند كه اينها پيشگام و پيشقراول ملت ايراناند و از همۀ بچههاي صنعت هستهاي كشور صميمانه تشكر ميكنم. دلها را به خدا بدهيم و براي خدا حركت كنيم. دستاوردهاي بزرگتر و بزرگتر در راه است. انشاءالله همة ملت ايران و جامعة بشري بتوانند از بركات انديشهها و دستاوردهاي شما بهره ببرند. انشاءالله موفق باشيد.
والسلام عليكم و رحمة الله
شناسه خبر: 38093
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451