
سخنراني در بازديد از روزنامه ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 35461 -
پنجشنبه 13 بهمن 1390 - 21:26
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خيلي خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم كه اين توفيق را داد كه در بهترين ايام سال خدمت جمعي از بهترينهاي ملت ايران، برو بچههاي خوب مؤسسه فرهنگي و روزنامه و نشريات وابسته ايران برسم.
اين ديدار ما قرار بود قبلاً اتفاق بيفتد، به خصوص بعد از آن مسائلي كه براي شما پيش آمد، من علاقهمند بودم كه بيايم از نزديك گفتگويي داشته باشيم، بلكه بخشي از آن مسائل ترميم بشود، اما تقدير اين بود كه بچرخد و به امروز برسيم. آغاز امامت امام عصر(ع) كه شايد بزرگترين جشن بشريت است. ما در دورۀ امامت آن عزيز به سر ميبريم و دهۀ فجر انقلاب اسلامي كه موانع را از مقابل نگاه بشريت برداشت تا بتواند به افقهاي جهاني و افقهاي وعده داده شدۀ الهي نگاه بكند. بخشي از غبار را برچيد تا بتوانيم بهتر جهان، آينده، مأموريتها و مسئوليتها را بشناسيم. خدا را سپاسگزارم و خيلي خوشحالم.
اما اين شعاري كه انتخاب كرديد خيلي شعار زيبايي است. من ايران را دوست دارم، گرچه شعار چندمعنايي است؛ هم ايران را دوست دارم، هم روزنامه ايران را دوست دارم.
چرا ما بايد ايران را دوست داشته باشيم؟ يك حرف اين است كه حب الوطن من الايمان. آدم بايد وطنش را دوست داشته باشد. هويت، موجوديت و آن سرزميني كه محل نشو ونما، و بستر پيدايش او بوده است را دوست داشته باشد. اما من فكر ميكنم دوست داشتن ايران فراتر از دوست داشتن يك سرزمين يا وطن است. اينكه ميگوييم ايران را دوست داريم يك شعار ناسيوناليستي نيست. بعضيها يا عمق مطلب را نميفهمند يا ميفهمند اما ميپوشانند. امروز ايران يك جغرافيا نيست، يك نژاد هم نيست. كي ما ادعاي نژادي كرديم؟ در كدام مقطع تاريخ ايرانيها ادعاي نژادي داشتند؟ ما وقتي ميگوييم ايران را دوست داريم معنايش اين است كه يك فرهنگ، آرمان و يك نقطۀ درخشان وعده داده شدۀ الهي را دوست داريم.
اگر بخواهيم به تاريخ برويم بالاخره بايد مقايسه كنيم. پرافتخارترين ملت تاريخ ملت ايران است. نگاه ملت ايران هميشه نگاه جهاني بوده است. نگاه ملت هميشه توحيدي بوده است. عدالت جزء مطالبات اصلي ملت ايران در طول تاريخ بوده است. آنقدر اين مطالبه جدي، به روز و عميق بوده است كه حتي يكي از ظالمترين شاهان اين كشور براي اينكه داخل ملت پايگاهي داشته باشد خودش را عادل ناميد و شعار عدالت داد. آنقدر توحيد و عدالت براي ملت ايران مهم بود كه وقتي آن را در چهرۀ اهل بيت پيامبر ديد اسلام را با آغوش بازپذيرفت.
شما نگاه كنيد، معماري ايراني جهاني است. ادبيات ايران جهاني است. شعراي ما را نگاه كنيد، حتي فردوسي كه هويت ايراني و در واقع توحيد و عدالت را زنده كرد، ادبياتش به اسم ايران است اما محتوا جهاني و انساني است. حافظ، سعدي، مولوي، خيام، وحشي بافقي، سنائي و خاقاني را ببينيد. اصلاً ادبيات ما ادبيات جهاني است. نگاه ملت ايران هميشه جهاني بوده است. هميشه خوبي را براي همه خواسته است. وقتي ميگوييم ايران را دوست داريم يعني همه خوبيها و زيباييها را دوست داريم؛ توحيد، عدالت، انسانيت، كرامتهاي اخلاقي، نگاه جهاني انساني و انسانيت را دوست داريم.
وقتي ميگوييم ايران را دوست داريم، اين يك تعهد، مسئوليت و مأموريت است؛ يعني پاي استقرار توحيد، عدالت، عشق، محبت، انسانيت و ارزشهاي الهي ايستادهايم. هم يادآوري ارزشها، افتخارات، بزرگيها، ظرفيتها و توانمنديهاست هم تأكيد بر مسئوليتهاي امروز ملت ايران در عرصۀ جهاني است.
نميخواهم معطلتان كنم. دنيا را نگاه كنيد، در چه وضعي است؟ جبهۀ دنياپرستي، خودخواهي، تبعيت از شيطان كه در طول تاريخ در برابر انبياء الهي صفآرايي كرد و بشريت را به نابودي كشيد، اوج و قلههاي خود را طي و عبور كرد. در نقطۀ اوج ماركسيسم، اومانيسم، ليبراليسم، اين ديگر نقطه پايان و اوج تئوريزه كردن دنياپرستي، استيلاطلبي، غرور و سلطهطلبي است. در هيچ دورهاي از ادوار تاريخ اين قدر خودپرستي سازمان يافته، تئوريزه شده، داراي ادبيات، منظم و مقتدر نبوده است.
به نظرم هم اوجش عبور كرد، هم دوره تاريخياش به پايان رسيد. حالا البته ريز نميخواهم بشويم. اين حركاتي كه امريكا ميكند ممكن است چند سالي پيشرفتهايي هم در منطقه ما و ساير نقاط دنيا بكند، اما اينها به معناي تثبيت، تجديد حيات و نو شدن او نيست. آنها هيچ حرف جديدي براي دنيا ندارند، پيام جديدي هم ندارند. شعار دموكراسي و آزاديشان هم رنگ باخت. معلوم شد كه فريبكاري است.
اما آينده چه بايد بشود؟ چه چيزي بايد جايگزين حاكميت مادي ضد بشري امروز در جهان بشود؟ غير از همان چيزهايي كه ملت ايران چند هزار سال به دنبال آن بوده است؟ توحيد، عدالت، راه انبياء و محبت. امروز چرا ملتها ايران را دوست دارند؟ شايد برايتان جالب باشد، در بسياري از اين ملاقاتهاي سياسي با افرادي كه ملاقات ميكنيم حتماً يك نقبي به تاريخ و گذشته ايران ميزنند و يادآوري ميكنند.
امروز ايران در دنيا مطرح است و بشريت دنبال راه نجات و راه جديد است. به دنبال پشتوانه، نقطۀ اتكا، الهامگيري و الگوگيري است. چه كسي ميتواند و بايد كه الهامبخش و الگو باشد؟ جز ملت ايران؟ اين نژادپرستي و ناسيوناليسم نيست، اين يادآوري يك مأموريت الهي است.
جغرافيا را بنگريد، چند ملت داريم مثل ملت ايران كه در كورۀ سنگين حوادث بزرگ آبديده شده باشد؟ نيست. نه اينكه ملتها بدند، همه خوباند. به همه احترام ميگذاريم و همه را دوست داريم.
ارزشهاي الهي براي تسلط بر ديگران يا تحقير و چپاول ديگران نيست، براي خدمت به ديگران است. پيامبران چه كار كردند؟ پيامبر عزيز ما حضرت محمد مصطفي(ص) غير از خدمت كاري براي بشريت نكرد. كي فخرفروشي كرد؟ كي خودش را برتر دانست؟ كي براي خودش حق بيشتري قائل شد؟ جز آن چيزي كه خداي متعال به جايگاه پيامبري داده است. همهاش فداكاري براي جامعۀ بشري بود. امروز نام ايران در دنيا خيلي عزيزاست. نام ايران، نام ملت ايران، نام آرمانهاي ملت ايران، نه عملكرد بنده در يك موضع يا گوشه كه در بسياري مواقع در نقطۀ مقابل آرماناي الهي ماست و امثال من.
امروز وقتي در دنيا اسم ايران ميآيد جغرافيا و نژاد در ذهن كسي نميآيد، بلكه يك فرهنگ و حركت ميآيد. يك راه در مقابل ملتها قرار ميگيرد. البته يادآوري اين نكته لازم است كه همۀ ارزشهاي الهي و انساني در حقيقت اسلام عزيز متجلي است، نه آن چيزي كه امثال من ميخواهيم به زور مطرح كنيم. همان چيزي كه حضرت نوح، حضرت آدم، حضرت ابراهيم، حضرت موسي، حضرت عيسي و در نقطه اوج و كمال و ختم آن پيامبر عزيز ما معرفي كرد. يك حقيقت است.
ما در اين دو سه روز اين حرف را خيلي تكرار كرديم كه خداوند چند تا دين نفرستاده است، خيال نكنيم خدا چند دين فرستاده است. پيغمبران با هم دعوايي ندارند، مدعيان طرفداري از پيامبران با هم دعوا دارند و الا پيامبران چه دعوايي دارند، همه يك حقيقتاند.
دين، راه خدا و صراط مستقيم يك حقيقت و براي همۀ بشريت است.من ايران را دوست دارم. بايد دوست داشته باشيم، چرا نبايد دوست داشته باشيم؟
دنيا نيازمند نظم جديدي است. بايد حاكميت عدالت برپا بشود، بايد عدالتگستر بيايد. ملت ايران امروز دعوتش دعوت به خودش نيست. در جايي من گفتم اصلاً ما كسي را دعوت نميكنيم بيايد مثل ما بشود، ما همه را دعوت ميكنيم به قلهاي كه مشترك است، همه بايد تلاش كنيم آن طوري بشويم. ما دعوت نميكنيم كسي بيايد زيرسلطه ما، ما آقا و برتر او بشويم، بلكه همه را به سوي آن قله دعوت ميكنيم، هر كسي زودتر رفت. رقابت و دعوايي نيست. رفتن كسي به بالا مزاحم بقيه نيست، كمك بقيه است.
بسياري از مرزبنديهايي كه در جهان ايجاد كردهاند براي سلطه است، مرزبنديهاي شيطاني است، و الا هر كسي حقيقتاً پيرو حضرت موسي باشد، به همان دليلي كه پيرو حضرت موسي است بايد پيرو پيامبر ما باشد و هر كس پيرو حضرت عيسي است اگر حقيقتاً پيرو است به همان دليل بايد پيرو پيامبر ما باشد. يك حقيقت است.
ما ايران را دوست داريم، افتخار ميكنيم به اينكه در ايران متولد شدهايم، فرهنگ ايران را داريم، ارزشها و آرمانهاي ملت ايران را داريم كه در انقلاب عظيم اسلامي اين يك بار ديگر مجتمع، همافزا و شكوفا شد. تلنگري براي بيدار شدن به دنيا وارد كرد. ايران را دوست داريم. حالا هر كه هر چه ميخواهد بگويد.
ما سه چهار جلسه با ميهمانان داشتيم، هر كجا ميروند سخنراني ميكنند، راجع به ايران عاشقانه حرف ميزنند به عنوان نقطۀ اميد و اتكا و نقطۀ آرماني. همه دنبال اين هستند كه ببينند نظم جديد آينده چه خواهد بود. خيلي به ايران اميد دارند كه در استقرار نظم عادلانۀ توحيدي آينده نقش آفريني كند و كمك كار ملتها باشد و البته روزنامه ايران را هم دوست داريم.
عزيزان شما روزنامه ايرانايد. جلسه قبل هم عرض كردم، متعلق به هيچ گروه و دستهاي نيستيد. به تعبيري متعلق به دولت به معني گروهي جدا از بقيه هم نيستيد. مال ايران، ملت ايران، انقلاب ، عظمتهاي ملت ايران، فرهنگ آرماني و حقيقي ملت ايران هستيد. با اين نگاه بايد كار مطبوعاتي بكنيد؛ اصلاحگري، اميدآفريني، الهامبخشي و نشاندادن نقطۀ موعود.
عدهاي فكر ميكنند روزنامهنگاري يعني زدن اين و آن. بعضيها هم به تازگي باج ميگيرند، رسماً ميگويند اگر نرساني ميزنيمت. اينها كه سطحشان خيلي پايين است. شما روزنامه ايرانايد. چطور ميشود به نقطۀ موعود رسيد؟ زماني كه تلاش كنيم ويژگيهاي نقطۀ موعود را در خودمان ايجاد و منتشر كنيم و سعي كنيم عادل، با محبت و پاك باشيم. سعي كنيم توحيد و اخلاصمان هر روز عميقتر و گستردهتر شود.
من تشكر ميكنم. امروز مجموعۀ روزنامه ايران مجموعه ارزشمندي است. كارهاي خيلي خوبي شده است. هم آقايي اشتهاردي زحمت كشيدند، هم قبل از ايشان، هم آقاي جوانفكر عزيز و همۀ شما. من صميمانه از همۀ شما تشكر ميكنم. امروز بسيار متنوع و پرجاذبه بود.
اما بعضي موارد را بايد يادآوري كنم، بعضي موارد را هم اضافه كنم. ايران خيلي بزرگ است، موضوعات ايران هم خيلي زياد است، موضوعات انقلاب، موضوعات كشور. روزنامه ايران بايد به همه بپردازد. هيچ نياز رسانهاي مطبوعاتي نبايد از حوزۀ كار ايران بيرون بماند. همه مسائل بايد باشد. البته عنايت داشته باشيد كه بايد تحليلها و مقالههاي روزنامه ايران عميقترين، هدفمندترين و زيباترين باشد.
نقصها را هم بايد بگوييم، اما اميد را هم بايد داشته باشيم. اگر نگاهمان به قله باشد راه را از بين خار و خاشاك و پرتگاهها به خوبي پيدا ميكنيم. آن وقت هر مطلبي كه شما بنويسيد بوي عطر ميعاد و موعود را خواهد داد، ولو اسم نبريد. اين بستر و زمينۀ ذهني است. ادبيات، نوع نگاه و تحليل را شكل ميدهد.
حالا در عرصه بينالملل هم دو تا نشريه داريد، به زبان اسپانيولي هم كه در سايتتان راه افتاده است كه متعلق به خبرگزاري است. بايد برويم، دنيا منتظر ما نميماند، كسي به كسي تعارف نميكند. آنها همينطور دارند له ميكنند و جلو ميروند، در نقطه مقابل بايد حركت كنيم و برويم. افق نگاهمان هم بايد فتح همۀ قلههاي انديشه در جهان باشد، نه فتح فيزيكي، بلكه انديشهها و آرمانهايمان را منتشر كنيم و اينها شدني است.
من مجدداً از همۀ شما تشكر ميكنم، دستتان درد نكند. يك سري هم به بخشهاي مختلف زديم، از نزديك از همكارانمان تشكر كرديم. سفارشي هم راجع به همكاران ميخواهم به آقاي جوانفكر بكنم. بالاخره افرادي هستند كه چند سالي است كار ميكنند، تكليف همه را به لحاظ استخدامي روشن كنيد. مصوبهاي هم در دولت داشتيم كه ديگر كارمند شركتي نداشته باشيم. همه تحت استخدام خودتان باشند و همه يك خانوادۀ بشوند، خانواده ايران. ان شاءالله در قلههاي بعدي شما را خواهيم ديد و خسته نباشيد عرض خواهيم كرد.
موفق و سربلند و پيروز باشيد
شناسه خبر: 35461
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451