- سخنراني در همايش بانوان برگزيده اديان آسماني
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 16:09
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در همايش بانوان برگزيده اديان آسماني

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 35458 - 

چهارشنبه 12 بهمن 1390 - 09:45

الحمدلله رب العالمين والصلوة والسلام علي سيدنا و نبينا محمد وآله الطاهرين و صحبه المنتجبين

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره‌ واعوانه‌ و المستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خانم‌ها و آقايان، به خانة خودتان ايران خوش آمديد. از ملاقات شما بسيار خوشحال هستم و خدا را سپاسگزارم كه در ماه ربيع‌المولود، ماه ميلاد پيامبر گرامي اسلام شما را زيارت مي‌كنم.

سخنان بسيار خوب و قوي از جانب دوستان بيان شد. من بنا ندارم كه وقت شما را زياد بگيرم، اما فكر مي‌كنم بايد با توجه به شرايط امروز جهان هم يك عرض ارادتي به ساحت بانوان جهان داشته باشم و هم مسئوليت‌ها و مأموريت‌هاي مهم امروز را بازخواني كنم.

وجه مشترك همة ما انسان بودن است. انسان مهم‌ترين موجود عالم و عزيزترين مخلوق خداست. خداي متعال هيچ موجودي را مهم‌تر از انسان خلق نكرده است. تنها موجودي كه خدا در خلق او به خودش تبريك گفته انسان است؛ فتبارك الله احسن الخالقين. اگر رنگ‌ها، نژادها، زبان‌ها، چهره‌ها، فاصله‌هاي جغرافيايي، خودخواهي‌ها، سركشي‌ها، زياده‌طلبي‌ها و ... را برداريم، يك حقيقت بيشتر باقي نمي‌ماند و آن فطرت الهي انسان‌هاست كه در تمام انسان‌ها مشترك است. حقيقت انسان‌ها يكي است و خداي متعال همة انسان‌ها را بر يك حقيقت خلق كرده است. شرق و غرب، شمال و جنوب، امريكا و آسيا، No difference [فرقي ندارند.] خداي متعال انسان را در زمين و در پايين‌ترين درجة ممكن از خاك خلق كرد، اما استعدادي در او قرار داد كه بتواند تا خدا بالا برود، خدايي شود، خليفه الله و جانشين خدا در عالم شود. خدا استعدادي به انسان داد تا بتواند آيينة خدا بشود. يعني همة صفات و اسماي الهي را در خودش شكوفا كند و بروز دهد.

انسان مهم‌ترين و عزيزترين موجود هستي است و خدا همة اين عالم را در خدمت انسان آفريده است. و سخرلكم ما في السموات و ما في الارض. هر چه در اين هستي هست، همه براي انسان‌ و انسان براي خداست.

خدا از انسان‌ها خواسته است كه با انتخاب آزاد، اختيار و تلاش مسير زمين تا ملكوت را طي كنند؛ يعني از پايين‌ترين نقطة كمال هستي به بالاترين نقطة كمال دسترسي پيدا كنند. اين براي همة انسان‌هاست. خدا همة انسان‌ها را عزيز و باكرامت خلق كرده است و همة آنها را دوست دارد. لقد كرمنا بني آدم. رنگ، نژاد و جغرافيا تأثيري در رابطة انسان‌ها با خدا ندارد. اينها براي اين است كه همديگر را بشناسيم، تعامل داشته باشيم و ارتباط برقرار كنيم. هيچ يك اصالتي ندارد.

مسيري كه خدا در برابر انسان‌ها قرار داده، مسيري بسيار طولاني و پرپيچ و خم و از زمين تا ملكوت است. خدا انسان را براي طي اين مسير تنها نگذاشته و براي او هم راهنما، هم الگو و هم پشتيبان قرار داده است. خدا براي هدايت انسان و الگو براي حركت انسان پيامبران الهي، انسان‌هاي بزرگ، زنان و مردان را معرفي كرده است. حقيقت انسان واحد است. مرد يا زن. انسان‌هايي كه مسير كمال را طي مي‌كنند، وقتي از مرزهايي عبور مي‌كنند، براي همگان به الگو تبديل مي‌شوند. درست است كه حضرت آسيه - كه سلام خدا بر او باد - و حضرت‌ هاجر زن هستند. اما الگوي كمالي براي همة انسان‌ها هستند. وقتي از مرزهايي عبور مي‌كنيم، ديگر جنسيت هم تأثيري ندارد. گرچه ظاهر و شكل مأموريت‌ها متفاوت است. حضرت مريم -كه سلام خدا بر او باد- يك زن است، اما به قله‌هايي از كمال انساني دسترسي پيدا كرده كه براي همة بشريت هم زنان و هم مردان الگوست. حضرت خديجه‌(س) يك زن است، اما در مسير كمال و در راه رسيدن به خدا آنقدر بالا مي‌رود كه همنشين، پشتيبان و نقطة اتكاي روحي خاتم پيامبران است و نه فقط براي زنان بلكه براي همة بشريت الگوست. حضرت زهراي اطهر، گل سرسبد آفرينش، براي همة تاريخ، انسان‌ها، نژادها، اقوام و رنگ‌ها الگوست. آنقدر بالا رفته كه نه تنها همنشين پيامبر،‌ بلكه هم‌تراز پيامبر است. در حديث قدسي آمده كه خدا فرمود: اگر حضرت زهرا نبود، جهان را خلق نمي‌كردم؛ يعني عصارة هستي يك زن است، اما هم‌تراز پيامبر و الگوي همة انسان‌ها است.

عزيزان من! نقش زنان در حركت كمالي جامعة بشر بسيار برجسته و ممتاز است. شما ارزش‌هاي انساني و الهي و زيبايي‌هاي عالم (زيبايي‌هاي اخلاق و كمالات انساني) را در ذهنتان تجسم كنيد. هيچ كمال و ارزش و زيبايي پيدا نمي‌كنيد كه پشت سر آن مجاهدت و تلاش يك زن مشاهده نشود. محال است. خدا جنس زنان را از ايثار، محبت و ارزش آفريني قرار داده است. اگر ايثار زنان نبود، حيات جامعة بشري ادامه پيدا نمي‌كرد. اگر شجاعت زنان نبود، در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي شجاعت بي‌معنا بود. اگر ايمان زنان نبود، ايمان در عرصه‌هاي زندگي بي‌معنا بود.

در اين تيزر كوتاهي كه نشان دادند، يك صحنه مادر حضرت موسي، فرزندش را به دريا مي‌سپارد. چه لحظة باشكوهي است! مگر يك مادر مي‌تواند از بچه‌اش جدا بشود و بچه را به دريا بسپارد؟ مادر حاضر نيست اجازه بدهد بچه‌اش از او يك متر فاصله بگيرد. اما يك زن مؤمن، متوكل و دل سپردة خدا، عزيزترين عزيزانش را براي خدا و در راه خدا هديه مي‌كند و همين آغازي بر تغيير مسير تاريخ است. از دل اين حادثه پيامبري بزرگي چون حضرت موسي تربيت مي‌شود.

هر كجا شما در تاريخ قله‌اي از قله‌هاي انساني را مشاهده مي‌كنيد، در پس اين قله مجاهدت، فداكاري و عظمت يك زن يا زناني را مي‌بينيد. همة تربيت انساني و انتقال اين تربيت نسل اندر نسل مرهون زنان است.

اجازه بدهيد عرضم را خلاصه كنم. خدا همة اين عالم را بر اساس لطف و محبت خلق كرد. پيامبر اسلام مظهر لطف و رحمت خدا بود. رحمة للعالمين و عاشق همة انسان‌ها بود. رمز و راه و بستر كمال، محبت و مهرباني است و زنان رمز، كانون و چشمة محبت‌اند. اگر خدا زنان الگو را خلق نمي‌كرد محبت مي‌مرد و زماني هم كه محبت بميرد، انسانيت خواهد مرد.

مشكل امروز جامعة بشري رنگ، نژاد و فاصلة جغرافيايي نيست. اين نيست كه من فارسي سخن مي‌گويم، شما عربي يا انگليسي يا فرانسه يا اسپانيولي يا مالايي؛ هرگز. مشكل جامعة بشري حاكميت طاغوت‌ها و انسان‌هاي خودخواه و ساقط شده در دره‌هاي خودخواهي و برتري طلبي است كه براي پركردن جيب‌ها و خزانه‌هاي خودشان حاضرند همة انسانيت را به مسلخ ببرند.

روش كار آنها براي سيطرة بر جامعة بشري ايجاد تفرقه و فاصله است. به اين مي‌گويند تو امريكايي و غربي هستي و تو شرقي هستي، تو سياهي، تو سفيدي، اين عرب است و اين غير عرب است. بالاتر برايتان بگويم، مي‌گويند تو مسيحي و تو مسلمان هستي. بالاتر بگويم مي‌گويند تو شيعه‌اي ولي تو سني هستي. به هر بهانه‌اي آدم‌ها را از هم جدا بكنند. در حالي كه پيامبران همه يك حقيقت و يك پيام هستند. لانفرق بين احدا من رسله، پيامبران يك حقيقت‌اند و يك پيام آورده‌اند. دين يك حقيقت است. خدا يك دين بيشتر نفرستاده است. خدا چهار يا ده دين نفرستاده است. حضرت ابراهيم همان ديني را آورده است كه حضرت موسي و حضرت عيسي و پيامبر عزيز اسلام -كه خاتم پيامبران است و همة دين و كمال دين را آورده است- آورده‌اند. فاصله مي‌اندازند و تفرقه ايجاد مي‌كنند. اگر فرصت كنند، داخل خانه‌ها هم مي‌آيند و تفرقه ايجاد مي‌كنند.

دوم اينكه شخصيت ملت‌ها را تحقير و استعداد انسان‌ها را سركوب مي‌كنند. قدرت و توانمندي‌هاي خودشان را به رخ بشريت مي‌كشند. همه را ناتوان، ذليل و كوچك و خودشان را قدرتمند و جاودانه معرفي مي‌كنند و بالاتر از همه، نقش‌ها را جا به جا مي‌كنند. اگر هر كس نقش خودش را ايفا كند، جامعه به سعادت خواهد رسيد. نقش زنان را با مردان و مردان را با زنان و جوانان را با سالخوردگان و سالخوردگان را با جوانان جا به جا مي‌كنند. نقش اصلي زن در اين عالم عبارت است از: مهرورزي و پراكنش محبت، انسانيت‌ و ارزش‌هاي انساني و اخلاقي.

اگر اين نقش از زنان گرفته شود و دل زن‌ها از محبت خالي بشود، اولاً خود زنان پژمرده خواهند شد و وقتي زنان پژمرده بشوند، جامعة بشري پژمرده خواهد شد. در دنيا مي‌بينيد چه خبر است. دائماً از زن مسخ شده و بي‌هويت و زن جدا شده از اصالت‌هاي انساني و زن بودن الگو معرفي مي‌كنند. اينها اتفاقي نيست. آنقدر زن را ساقط كرده‌اند كه زن ابزار تبليغ يك كالا شد. معنايش اين است كه آن كالا از اين زن مهم‌تر است.

اگر بخواهيم جامعة بشري را نجات بدهيم و اگر بخواهيم سعادت، امنيت، صلح و عدالت برپا بشود، بايد نقش‌ها را اصلاح كنيم. زن‌ها بايد به پا خيزند. در نهضت‌هاي انبياي الهي زنان نقش اول را ايفا كردند. امروز هم بايد نقش اول را ايفا كنند. زن‌ها بايد دست به اصلاحات بزنند و حركت كنند. در همين انقلاب عظيم ايران زنان پيشگام بودند. زن‌ها اول خواسته‌ها، انديشه‌ها و انگيزه‌هاي خودشان را تغيير دادند و اين بلافاصله به جامعه منتقل شد ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم. وقتي زنان عوض شدند، جامعه به سرعت عوض شد و ديكتاتورترين ديكتاتور معاصر ساقط شد.

من فكر مي‌كنم بايد يك نهضت عظيم در عالم براي بازگشت زنان به جايگاه حقيقي خود راه اندازي شود و اين شدني است.

سخنان خواهران گرامي ما از تونس، افغانستان و امريكا؛ را شنيديد. چطور آدم را منقلب مي‌كند! آيا كسي مي‌تواند اين حرف‌ها را بشنود و حركت نكند؟ و براي اين بازگشت و تغيير نيازمند الگو هستيم. چه الگويي بهتر از زنان آسماني؟ آيا كسي زن و انساني برجسته‌تر از حضرت زهرا(س) مي‌شناسد؟

امروز روز معرفي الگوها، بازگشت به حقيقت انساني و پيگيري راه كمال انساني است. دنيا در حال تحول است. ماركسيسم به تاريخ پيوست و به لطف خدا به زودي اومانيسم و ليبراليسم هم به تاريخ خواهد پيوست. گرچه سرو صداي زيادي دارند و ممكن است در كوتاه مدت پيشروي‌هايي داشته باشند، اما در سرازيري هستند. جهان نيازمند نظم جديد، عادلانه و انساني است. چه كسي مي‌تواند اين نظم را برقرار كند؟ مردم تونس، ليبي، مصر، يمن، بحرين، عربستان، اردن، ايران، امريكا، اروپا، شرق، ژاپن، اندونزي و همة جهان به دنبال عدالت، كرامت و سعادت هستيم. چه كسي مي‌تواند سعادت را تضمين كند؟ نظم آيندة جهان را چه كسي بايد برقرار كند؟ باور ما اين است كه اين نظم برقرار نخواهد شد و اگر بشود موفق نخواهد شد، مگر اينكه انساني آسماني و از جنس انبياي الهي بر جهان حاكم بشود و اين وعدة همة انبياي الهي است. همه وعده داده‌اند كه روزي انساني آسماني خواهد آمد و جهان را سرشار از عدالت خواهد كرد. مأموريت اصلي همة ما اين است كه به عنوان نظم جايگزين و به جاي سرمايه‌داري و حاكميت استعماري انديشة مادي، نظم انسان الهي و آسماني را معرفي كنيم و براي تحقق آن بكوشيم؛ انساني كه متعلق به همه است. امريكايي و اروپايي و آسيايي برايش تفاوتي نمي‌كند و او كسي نيست جز فرزندي از فرزندان حضرت زهرا(س) كه بايد به اتفاق فرزند حضرت مريم(س) بيايند و با كمك هم عالم را سرشار از عدالت، محبت و انسانيت كنند.

باور من اين است كه در تحقق اين حقيقت و انقلاب آخر هم باز زنان جامعة بشري، به خصوص زنان مسلمان نقش اول و پيشگام را خواهند داشت. بشتابيد كه فرداي روشن و زيبا از آنِ شماست.





موفق، عزيز و سربلند باشيد



شناسه خبر: 35458  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی