- سخنراني در كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 16:18
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 35456 - 

چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 09:37

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



ايام ولادت پيامبر گرامي اسلام و فرزند برومند ايشان را به شما عزيزان، جامعة بشري و همة هستي تبريك عرض مي كنم.

خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در يك تقارن پر بركت (هفتة وحدت، ميلاد پيامبر و دهة فجر انقلاب اسلامي) در جمع شما بزرگان، علما، انديشمندان و كساني كه براي اعتلاي كلمة الله و نجات بشريت اجتماع كرده ايد، حاضرم. مقدم همة شما را به ايران و جمهوري اسلامي گرامي مي دارم و از خداي متعال مي خواهم كه اين نشست شما همراه با دستاوردهاي ارزشمند، اثر گذار و ماندگاري باشد.

مجمع جهاني تقريب به كوشش دلسوزان، مجاهدان و مؤمنان خدمات فراواني را انجام داده است. عزيز ما، حضرت آيت الله تسخيري با نگاه روشن، ايمان عميق و تدبير سال هاست كه به دنبال نزديك كردن هرچه بيشتر انديشه ها، قلب ها، اراده ها و دست هاست. از خدا مي خواهم كه به اين مجمع و همة مجامعي كه براي خدا و اعتلاي توحيد و عدالت مجاهدت مي كنند، عزت و دوام بيشتر عنايت كند.

هم حضرت آيت الله تسخيري و هم جناب آقاي اسحاق مدني و هم نمايندة جناب آقاي نبيه بري و جناب حسون مطالب خوبي را گفتند و همه استفاده كرديم. شايد جا نداشته باشد كه در محضر شما من هم بخواهم صحبت كنم، اما همان طور كه اشاره شد، شرايط زمان و مكان و مأموريت هاي تاريخي و الهي ما آن قدر حساس، مهم و سنگين است كه بايد همه تلاش كنيم كه ابعاد گوناگون آن را تشريح كنيم و راه روشن آينده را براي خود و ديگران ترسيم كنيم.

من مي خواهم به مأموريت ها و مسئوليت ها از منظر ديگري نگاه كنم. ابتدا يك نگاه تاريخي به وضعيت جهان و بعد يك نگاه جهاني و امروزي مي اندازيم كه از خلال آن مأموريت ها و مسئوليت ها تعريف بشود. سعي مي كنم به صورت سؤال و جواب مطالبم را عرض كنم.

سؤال: آيا كسي پيدا مي شود كه از گذشتة تاريخي جامعة بشري راضي و خشنود باشد؟

آيا كسي هست كه ادعا كند آنچه بر بشر از ابتدا تا امروز گذشته، همان بوده است كه خداي متعال اراده فرموده است. چند هزار سال تاريخ بشر همه اش ظلم، تبعيض، كشتار، تحقير انسان و شخصيت او، تجاوز، فساد و فقر است. هيج كس راضي نيست. تا امروز حرف ملائكه درست درآمده است كه به خدا گفتند مي خواهي كسي را خلق كني كه فساد كند و آدم بكشد؟ اما خدا فرمود اني اعلم ما لاتعلمون. پس تا امروز آنچه خدا خواسته است، محقق نشده است. كدام آرزوي پيامبران محقق شده است؟ كجا جامعة مورد نظر پيامبران و گل سر سبد آنان و وارث و جامع و خاتم همه آنان، پيامبر عزيز اسلام، حضرت محمد مصطفي (ص) محقق شده است؟ هنوز اتفاقي نيفتاده است. مقصود از آفرينش هستي و انسان حاصل نشده است.

چه كسي مي تواند بگويد من از تاريخ راضي ام؟ هيچ كس راضي نيست. از امروز چطور؟ چه كسي به وضع امروز جهان رضايت دارد؟ وضع دنيا را ببينيم چه خبر است؟ حدود هفت ميليارد نفر جمعيت در جهان زندگي مي كنند. بيش از سه ميليارد نفر گرسنه اند و بيش از 2/1 ميليارد نفر روزانه حتي يك وعده غذا پيدا نمي كنند. كجا امنيت مستقر است؟ در كجا حيات طيبه برقرار شده است؟ در كجا عدالت جاري است؟ كجا خدا پرستش مي شود؟ همه جا ظلم است. به افريقا نگاه كنيد. افريقا سرزمين ثروت هاي خدادادي است. مردم افريقا روي درياهايي از معادن گران قيمت زندگي مي كنند، اما همة معادن در اختيار شركت هاي اروپايي و امريكايي است. به آسيا نگاه كنيد. سنگين ترين سلطة مستكبران در طول تاريخ امروز دارد بر دوش ملت ها سنگيني مي كند. هيچ گاه طاغوت ها و فرعون ها به اندازة طواغيت امروز شخصيت انسان را تحقير و ثروت

ملت ها را غارت نكردند و به اندازة امروز كشتار نكردند.

صهيونيست هايي كه پشت صحنة امريكا نشسته اند، با استفاده از تجربيات تاريخي فهميدند كه ديگر برده داري و استعمار نمي تواند منافع آنها را تأمين كند. بنابراين تصميم گرفتند يك قدرت جديد مدرن بر دنيا حاكم كنند كه ظاهرش دموكراسي، آزاديخواهي و طرفداري از حقوق بشر است، اما باطن آن همان برده داران، استعمارگران و آدم كشان تاريخي اند. براي اينكه اين قدرت را بالا بياورند، دو جنگ در اروپا بر پا كردند و بيش از 70 ميليون انسان را كشتند. اين كشتار از همة كشتارهاي تاريخ انسان بيشتر است و بعد هم به نام دموكراسي و آزادي، سازمان ها و نهادهايي را درست كردند و بر دنيا مسلط شدند. بزرگ ترين غارت و چپاول تاريخي را امروز تحت عنوان مديريت اقتصاد جهان دارند انجام مي دهند.

من به يكي دو موردش اشاره مي كنم. آمدند دلار را به عنوان پول جهاني بر بشريت تحميل كردند، اما هيچ تضمين و مديريت و نظارت عمومي و بين المللي اي بر آن نگذاشتند.

خزانه داري امريكا، دارايي هاي كاغذي توليد مي كند. در حساب ها صفرها را زياد مي كند. تمام نيازمندي ها و كسري بودجه هاي خودشان را از جيب ساير ملت ها بر مي دارند. بيش از 32 هزار ميليارد دلار قلابي در دنيا منتشر كرده اند.

معنايش اين است كه از جيب ملت ها بر مي دارند. آيا در تاريخ غارتي در اين ابعاد سابقه دارد؟ نوع و شخصيت انسان را تحقير كردند كه من به دو موردش اشاره مي كنم. يكي اين دموكراسي غربي است. ظاهرش حاكميت مردم بر مردم است. من از شما سؤال مي كنم در كجاي كرة زمين حاكميت مردم بر مردم محقق شده است؟ دموكراسي يك دروغ و فريب بزرگ است. حاكميت مردم بر مردم بدون وحدت و باور حول يك آرمان بلند مشترك محال است. ظاهر قضيه را ببينيد. انتخابات برگزار مي كنند و مجلس تشكيل مي دهند.

چند درصد مردم شركت مي كنند؟ اگر خيلي خوب شركت كنند،50-60 يا 70 درصد است كه الان در كشورهاي غربي همه اش زير 50 درصد است. پس حاكميت مردم بر مردم كجاست؟ بعد مي خواهند جلسه تشكيل بدهند، با دو سوم اينها رسميت پيدا مي كند. مي خواهند تصميم بگيرند، نصف به علاوة يك اينها رأي مي دهند. پس كو حاكميت مردم بر مردم؟ اما باطن آن را ببينيم. آيا واقعاً همين ظاهر معيوب و ناقص در امريكا و اروپا اجرا مي شود؟ كجا مردم امريكا و اروپا حق انتخاب آزاد دارند؟

امريكا 300 ميليون جمعيت دارد. دو حزب بيش از صد سال است كه حاكم اند. اين دو حزب چند عضو دارند؟ مردم امريكا اگر بخواهند به شخص سومي رأي بدهند، بايد چه كار كنند؟ راهي وجود ندارد.

چون سيستمي را براي انتخاب گذاشته اند كه اولاً خارج از اين دو حزب، كسي نمي تواند مطرح بشود. ثانياً هزينه هاي تبليغاتي آنقدر بالاست كه هيچ فرد مستقل، غير دزد و چپاول گري نمي تواند آنجا مطرح بشود. آقاي بوش را مي آورند، جنايت مي كند، آدم مي كشد و خيانت مي-كند و مردم را تحقير مي كند و مردم عصباني مي شوند. دنبال تغييرند، به كجا بايد پناه ببرند؟ از اين حزب به آن حزب. حالا اختيار اين دو حزب در دست يك گروه صهيونيست پشت صحنه است. اين آقا مي آيد همان هدفي را دنبال مي كند كه قبلي در آن شكست خورد.

امروز مردم امريكا اگر نسبت به سيستم شان معترض باشند، چگونه بايد بيان كنند و ارادة خوشان را اعمال كنند؟ راهي وجود ندارد. بسته است. سركوب مدرن است. همه در امريكا مي دانند كه اگر كسي پايش را از مرز آن طرف گذاشت، خون و آبرويش هدر رفته است. در اروپا چه خبر است؟ آيا در اروپا مردم حاكم اند؟ كدام مردم؟ مردم چگونه بايد بگويند كه اين حاكمانشان را نمي خواهند؟ در سرما و گرما در حال گرسنگي و فقر مي آيند و همة خيابان ها پر است. ديگر مردم چه بايد بگويند؟ كجا مردم حاكم اند؟ دموكراسي به سبك غربي تحقير نوع انسان است؛ به نام مردم و به كام سرمايه داران و صهيونيست ها. كدام دولت اروپايي است كه به صهيونيست ها باج ندهد؟

كدامشان مي توانند از شركت هاي صهيونيستي ماليات بگيرد؟ نمي-تواند. مردم اروپا در شدت مشكلات اقتصادي ماليات مي دهند و اين ماليات بايد در اختيار صهيونيست ها قرار بگيرد. كدام مردم اروپا مي-توانند عليه حاكميت صهيونيستي حرفي بزنند؟ كدام دانشمند، مورخ و محقق؟ امكانش وجود ندارد.

در طول تاريخ فريبكاري بوده است، اما فريبكاري امروز پيچيده ترين و گسترده ترين و ناجوانمردانه ترين فريبكاري تاريخ است. آدم كش هاي حرفه اي پرچم حقوق بشر بلند مي كنند. در همين ده سال اخير دولت امريكا بيش از يك ميليون انسان را در منطقه ما كشته است.

تحقير دوم كه در طول تاريخ كم سابقه است، تحميل رژيم صهيونيستي بر جامعة بشري بود. كسي فكر نكند كه رژيم صهيونيستي فقط تحميل بر مسلمان ها يا منطقة خاورميانه است، تحميل به همه بشريت است. اين را براي حاكميت بر همة جهان تعبيه كرده اند.

شما مي بينيد، شرط دوستي و همكاري با كشورهاي امريكايي و اروپايي دوستي با رژيم صهيونيستي است. مقدمة دوستي با آنها دوستي با رژيم صهيونيستي و صهيونيست هاست.

شما در دنيا يك نفر را پيدا كنيد كه با رژيم صهيونيستي و اساس صهيونيست در تقابل باشد و سران و رهبران اروپا و امريكا با او دوستي كنند. محال است. فرقي نمي كند كه مسلمان، مسيحي يا حتي يهودي باشد. بيايند جلوي چشم دنيا با دروغ، كثيف ترين و جنايتكارترين عناصر تاريخ را با زور، سلاح و كشتار بر ملت ها مسلط كنند و تمام مرزهاي انساني را پشت سر بگذارند.

در قاموس آنها به خدا و حضرت عيسي و همة مقدسات مي شود توهين كرد، اما نمي شود از رژيم صهيونيستي سؤال كرد. آيا اين توهين به بشريت و تحقير او نيست كه مي گويند هر كاري كه مي خواهي بكني، آزادي به پيامبران الهي و خود خدا توهين كني، اما از اساس رژيم صهيونيستي سؤال ممنوع است؟ در كجاي تاريخ شما سراغ داريد كه امري اين گونه براي كل بشر ممنوع شده باشد.اين وضع امروز دنياست. انبارهاي بمب اتم، شيميايي و ميكروبي براي چه درست شده است؟ فقط طي يك سال دولت امريكا 80 ميليارد دلار بودجة اضافي براي بمب اتم قرار داده است. اينها براي چيست؟ آيا براي صلح و احترام به انسان-هاست؟ يا براي كشتن انسان ها و ايجاد جنگ است.

عزيزان من! هيچ كس حتي سران قدرت هاي استكباري از وضعيت امروز جهان راضي نيست.

شما الان از رهبران دنياي غرب سؤال كنيد كه آيا از وضع موجود راضي هستيد؟مي گويند خير. سرمايه داراني كه به دليل پر كردن جيب-هايشان جنگ راه مي اندازند و آدم مي كشند، آدم هايي كه براي تبليغات انتخاباتي جنگ درست مي كنند و آدم مي كشند، آنها هم راضي نيستند. هيچ كس راضي نيست.

سؤال : چرا همه هم از تاريخ و هم از وضع موجود ناراضي هستيم؟

پاسخ: دو اتفاق بايستي مي افتاد كه هنوز نيفتاده است؛ اتفاق اول اين بوده است كه خدا عالم را خلق كرد، انسان را به عنوان اشرف موجودات و مخلوقات خلق كرد براي اينكه انسان از خلال اين عالم به كمال برسد.

خدا در درون انسان اسماء الهي را قرار داد و از او خواست كه در اين دنيا اين اسماء را متجلي كند و مظهر اسماء الهي بشود. من از شما

مي پرسم غير از تعدادي معدود از انبيا و اوليا چند نفر را سراغ داريد كه مظهر اسماء الهي شده باشند؟ اصلاً چه كسي طعم كمال انساني را چشيده است؟

ميليارد ميليارد انسان ها مي آيند مثل غنچه هاي ناشكفته پرپر مي شوند، اما هنوز كمال نوع انسان محقق نشده است. خدا خواسته كه انسان مظهر اسماء خدا باشد، مظهر علم، رحمت، رأفت، مهرباني، حكمت، خلاقيت، عدالت.هنوز اتفاقي نيفتاده است.

دوم اينكه خدا خواسته است كه در همين جهان هم يك زندگي سعادتمند و حيات طيبه بر پا بشود. آيا شده است؟ غير از مقطع كوتاهي در زمان پيامبر گرامي اسلام آيا شما سراغ داريد كه كسي طعم زندگي در حيات طيبه را چشيده باشد؟

اما سؤال: راه حل چيست و بايد چه كار كنيم؟ در طول تاريخ

راه حل هاي فراواني داده شده و همه شكست خورده اند. در دورة اخير كساني كه اراده داشته اند خارج از راه خدا و بدون ارتباط با آسمان، راهي را در برابر بشر قرار بدهند، جامع ترين، منسجم ترين و قدرتمندترين سيستم ها را عرضه كرده اند. اما هر دو شكست خورده اند. ماركسيسم و انديشه ماركسيستي حاصل تجربيات دنياطلبان و مادي گرايان در طول تاريخ است كه فلسفه، نظام اقتصادي، سياسي، تربيتي، هنر و معماري را به صورت بسيار منسجم دارد و در ظاهر مي خواهد به همة نيازهاي انسان جواب بدهد، اما چه شد؟ شكست.

جريان ديگري كه ظاهراً در مقابل آن است، جريان ليبراليسم و اومانيسم است. جريان سرمايه داري هم مدعي بوده است كه مي خواهد سعادت و كمال جامعة بشري را تأمين كند. آنها چه شده اند. آنها هم در سراشيبي سقوط اند. فلسفة وجودي آنها زير سؤال است. ديگر جاذبه ندارند، جوشش و زايشي نيست و پيام جديدي ندارند و به آخر خط رسيده اند. هرجا در منطق كم مي آورند سلاح بر مي دارند.

مي بينيد كه هر روز در دنيا اسلحه كشي است. انديشه اي كه براي اثبات خودش فقط و فقط به سلاح متكي است، مردني است.

عزيزان من! سؤال اين است كه اصلاً مكتب ساختة بشر مگر مي تواند انسان را به سعادت برساند؟ ديديم كه نمي شود. گرچه ماهيت ماركسيسم و ليبراليسم يكي است، اما در ظاهر متضادند، ولي در اوج بودند. شكست خوردند.

راه حل چيست؟ پاسخ روشن است. خدا كه انسان را خلق كرده، او را تنها نگذاشته است. براي سعادت انسان هم برنامه و هم مدير و رهبر و هدايت گر فرستاده است. خدا انسان را به حال خودش رها نكرده است. معلوم است كه تنها راه حل مشكلات بشر، دين و آن چيزي است كه خدا فرستاده است.

سؤال: دين براي كيست و چيست؟

پاسخ: دين براي انسان است. خدا دين را براي ساير موجودات نفرستاده و دين براي سعادت و كمال انسان است. كدام انسان؟ آيا دين براي گروه خاصي از انسان هاست يا براي همة انسان ها؟ پاسخ روشن است. دين براي همة انسان ها فارغ از رنگ، نژاد، زبان، جغرافيا و حتي چهرة ظاهري است.

عزيزان من! ابعاد وجودي انسان بسيار بسيار بزرگ است. انسان جهاني است. كساني كه انسان را در قوم، قبيله، نژاد و رنگ محصور مي-كنند، در حقيقت دارند انسان را كوچك مي كنند.

انسان جهاني است. دين هم جهاني است. مگر مي شود خدا دين طايفه اي و قبيله اي بفرستد؟ يك دين براي سفيدها و يك دين براي زردها و يك دين براي سرخ ها و يك دين براي سياهان. حقيقت انسان يكي بيشتر نيست. فطرت الهي انسان ها يكي و راه سعادت يكي و دين هم يكي است. مگر دين مي تواند جهاني نباشد؟

عزيزان من! دين يك حقيقت واحد است. خدا چند دين نفرستاده است. خدا يك دين براي مسيحيان و يك دين براي يهوديان و يك دين براي مسلمانان نفرستاده است. انسان يك حقيقت است. دين يك حقيقت است. فطرة الله التي فطر الناس عليها. يك فطرت و يك دين است.

البته معلوم است كه دين خدا در هر مقطعي متناسب با ظرفيت بشر نازل شده است. دين محدودة جغرافيايي ندارد. دين براي هدايت و كمال همة انسان هاست و يك دين بيشتر نيست. ان الدين عند الله الاسلام.

حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهيم، حضرت عيسي و خاتم پيامبران و گل سر سبد هستي، حضرت محمد (ص)، همه اسلام را معرفي كردند و همه مسلمان بودند.

اما عزيزان من، براي چه جمع شده ايم؟ براي وحدت آمده ايم. سؤال آيا اختلافات ناشي از دين است؟ خدا كه يك دين بيشتر نفرستاده است. پاسخ روشن است. اختلافات از دين نيست. اگر همه پيامبران الهي الان در اين سالن جمع بودند آيا با هم اختلافي داشتند؟ لانفرق بين احد من رسله. بين آنها فرقي نمي گذاريم. فرقي وجود ندارد.

پس اختلاف از كجاست؟ معلوم است كه اختلاف از پيروان پيامبران است نه از خود پيامبران. از پيروان دين است نه از خود دين.

سؤال: وحدت بايد بر چه اساسي باشد؟ آيا روي موارد اختلاف

مي شود به وحدت رسيد؟ يا در موارد اشتراك؟ روشن است كه وحدت روي مشتركات است نه روي اختلافات.

سؤال: وحدت براي چه زماني و براي چه كاري است؟ ما در گذشتة تاريخ وحدت كنيم، به چه دردي مي خورد؟ وحدت براي گذشته است يا براي آينده؟ معلوم است كه وحدت براي آينده است.

آيا وحدت براي اين است كه فقط با هم وحدت داشته باشيم؟ براي سكون است يا براي حركت؟ در سكون كه وحدت معنايي ندارد. وحدت براي حركت و انجام يك مأموريت و براي تحقق يك هدف است.

سؤال: آن هدف چيست؟ و آن مأموريت كدام است؟ پيامبران و دين پاسخ اين سؤال را داده اند؟ خلاصه دين چيست؟ پيامبران براي چه

آمده اند. پيامبران براي دو حكم آمده اند و رسالت همه پيامبران در دو كلمه خلاصه مي شود: اول، دعوت به توحيد ( انعبدالله) يگانه پرستي ( قل تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبدوالا الله الا اياه)

دوم بر پايي عدالت و گسترش محبت است. به نظر شما آيا پيامبران براي امري غير از اين دو آمده اند؟ پرستش خداي يگانه و دعوت به عدالت و محبت كه تقواي الهي ناشي از توحيد و از جلوه هاي توحيد است. همه ارزش هاي الهي فرع بر اين دو اصل اند.

كرامت، بزرگواري، حكمت، علم، تقوا و شجاعت همه ناشي از توحيد و تلاش براي عدالت و گسترش محبت است.

عزيزان من! همة انبياي الهي براي همين كار آمده اند. اين فصل، مأموريت و راه مشترك ماست. آيا كسي در اين اختلافي دارد؟ همه در اين مورد مشتركيم. كمال انسان و برپايي حيات طيبه در گرو استقرار توحيد، عدالت و محبت است و اين مأموريت امروز ماست.

عزيزان من! آيا كسي در بين ما و همة مدعيان اصلاح گري وجود دارد كه به چيزي جز پرستش خداي يگانه و عدالت دعوت كند؟ حتي

سلطه گران هم براي فريب انسان ها مدعي دعوت به عدالت اند. آيا كسي هست كه به دنبال محبت و عدالت نباشد؟ اگر باشد حتماً و حتماً خارج از دين است، حتي اگر اسمش ديندار باشد و اسم خودش را پيرو حضرت موسي گذاشته باشد. دروغ از اين بزرگ تر وجود ندارد. اگر حضرت موسي بود، امروز اولين كاري كه مي كرد، گوش اين صهيونيست ها را

مي گرفت و از صحنة سياست دنيا به بيرون پرتاب مي كرد.

عزيزان من! مشكل جامعه هم اتفاقاً از همين دو كلمه است. كساني بر دنيا حاكم شده اند كه به جاي پرستش خداي يگانه، قدرت، ثروت و هواهاي نفس خودشان را مي پرستند. براي خودشان خدايان مدرن درست كرده اند و شهوات خودشان را مي پرستند.

عزيزان من! غير از اين است كه مشكلات از ناحية ظلم، كينه ورزي و كينه ورزان است. آيا غير از اين است كه عدالت محو و محبت ريشه كن شده است؟

سؤال: آيا جايگزيني جز دين، راه پيامبر، محبت و عدالت به جاي وضع موجود هست؟ پاسخ روشن است. تنها راه نجات، بازگشت به دين و دينداري است. بايد توحيد، عدالت و محبت در همة عالم مستقر شود. اما سؤال: چه كسي مي تواند توحيد، عدالت و محبت را در جهان مستقر كند؟ آيا رئيس جمهور امريكا مي تواند توحيد و عدالت را مستقر كند؟ رژيم صهيونيستي هنوز دشمني آن با برادران ايماني بيش از دشمني او با صهيونيست هاست، مي تواند توحيد و عدالت را مستقر كند؟ كسي كه در درون خودش به عدالت نرسيده است، كسي كه دلش مالامال از محبت به انسان ها نيست و كسي كه از عبوديت شيطان و هواهاي نفساني به عبوديت خدا آزاد نشده است، چگونه ممكن است توحيد و عدالت را مستقر كند؟ نشدني است؟ پس كي بايد باشد؟

عزيزان من! پاسخ روشن است. وارد حرف و حديث هاي مجعول و غير مجعول و قابل هزار تفسير نشويم.

به آينده نگاه كنيم. چه كسي بايد توحيد و عدالت را مستقر كند؟ پاسخ روشن است، كسي كه آسماني و از جنس پيامبر باشد. كسي كه وجودش تجلي توحيد، عدالت و عشق باشد و ما هم مي توانيم ياران آن حقيقت باشيم. اما چه كسي در دنيا مدعي است كه مي خواهد توحيد و عدالت را مستقر كند؟ بايد كسي از جنس پيامبر ما باشد. چرا مي گوييم پيامبر ما؟ اين ما كيست؟ ما مسلمانان؟ نه، اشتباه نشود. پيامبر همة بشريت، رحمة اللعالمين. فكر نكنيم پيامبر اسلام مال مسلمانان است و بقيه همه پيامبر ديگري براي خودشان دارند. پيامبر اسلام متعلق به همة بشريت است. پيامبر ما اسوه و اخلاق او سرآمد بود.

انك لعلي خلق العظيم. خدا دارد شهادت مي دهد. جنس پيامبر جنس رحمت و محبت است. رحمة للعالمين است. بر همه عالم شاهد است. مبشر و نذير است؛ يا ايها النبي انا ارسلناك شاهداً و مبشراً و نذيراً و داعياً الي الله ....

پيامبر ما داعيا الي الله بود. به خدا دعوت مي كرد نه به خودش. هركسي به خودش دعوت كرد، بشريت را به ضلالت كشيد. كسي بايد باشد كه به خدا دعوت كند نه به خودش. امروز همة فرمانروايان عالم به خودشان دعوت مي كنند نه به خدا. پيامبر ما سراج منير است. چه چراغي پرفروغ تر، زيباتر و هدايت گرتر از چراغ وجود نوراني پيامبر عزيز ما؟

پيامبر دلسوز بشريت است. فرمود لعلك باخع نفسك الا يكونوا المؤمنين داري خودت را براي مردم مي كشي. خودش براي كساني مي-كشد كه هنوز ايمان نياورده اند نه فقط براي مؤمنين. براي همه.

پيامبر ما مدافع مظلومان و در نقطة مقابل ظالمان است. محال است شما در زندگي پيامبر سر سوزني مماشات با ظلم و ظالم و كوتاهي از دفاع از مظلوم را مشاهده كنيد.

پيامبر ما صاحب عزت است. ولله العزة و لرسوله و للمؤمنين. همة وجود پيامبر ما خالص براي خداست؛ عبادت، جهاد و حتي زندگي شخصي اش. پيامبر زندگي شخصي ندارد، همه اش براي خدا و تجلي خداست. قل الله اعبد مخلصاً له ديني. همة وجود پيامبر مخلصانه براي خداست.

عزيزان من! جهان نيازمند فردي است كه از جنس پيامبر و مثل پيامبر و در راه پيامبر و با هدف پيامبر باشد. كسي را مي خواهد كه عينيت

يگانه پرستي، محبت و عدالت باشد.

عزيزان من! چنين كسي براي ما ناشناخته نيست. همه پيامبران آمده اند و نشاني او را داده اند. پيامبر ما هم به صراحت نشاني هاي او را داده است. او كيست؟ آيا او غير از موعود امم است؟ انسان كاملي كه مأموريت دارد كه حركت پيامبران را به نتيجه برساند.

عزيزان من! امروز يك فرصت تاريخي پيدا شده است. ماركسيسم رفت و سرمايه داري هم در سراشيبي سقوط است. البته اين بدان معنا نيست كه آنها ديگر نمي توانند هيچ كاري بكنند. بله، ممكن است قدم-هايي پيش بيايند و ضربه هايي بزنند، اما در راه سقوط اند.

امروز يك فرصت تاريخي است كه ما بشريت را به حقيقت اسلام دعوت كنيم، نه به نام هاي مختلف و به بهانة اسلام به خودمان دعوت كنيم.

عزيزان من! دعوت به يگانه پرستي، عدالت، محبت و استقرار اينها در جهان و كسي كه بايد اينها را مستقر كند، محور وحدت ماست. نه فقط محور وحدت مسلمانان، محور وحدت همة بشريت است.

فرمود: و اعتصموا بحبل الله جميعاً . حبل الله لازم است. خدا قرار داده است. كسي نيايد بگويد اين مال شيعيان است، آن هم نه همة شيعيان، بلكه گروهي از شيعيان. اين فقط مال سني ها ست كه من البته اين تقسيمات شيعه و سني را قبول ندارم. پيامبر يك دين بيشتر نياورد. ماها تقسيم شديم نه پيامبر و دين او.

دين پيامبر يكي و متعلق به همه است. همة بشريت حتي آنهايي كه هيچ ديني ندارند، بايد پاي توحيد بيايند.

عزيزان من! بايد خيلي مراقبت كنيم كه دعوت ها به خدا، عدالت، محبت، توحيد و حبل الله باشد. اگر دعوت ها براي اينها باشد، اختلافي وجود ندارد. كدام اختلاف؟ اختلاف از جايي شروع مي شود كه دعوت به خود است.

اما يك كلمه راجع به ايران و عرضم را جمع كنم. همة حرف ايران، انقلاب ايران، امام و رهبري همين دو كلمه است. تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم. ما هيچ داعيه اي نداريم. ما نمي خواهيم بر دنيا مسلط بشويم. كي گفته ما مي خواهيم بر دنيا مسلط باشيم؟ نگاه انقلاب جهاني است. اصلاً خود ايران سرزمين اقوام و طوايف و مذاهب است و همه با هم اند. ما دنبال تسلط بر دنيا نيستيم. ما دنبال پيگيري راه پيامبر اسلام هستيم. امام فرمود: ما شريك غم همة مظلومان و مستضعفان عالميم. اين پيگيري راه پيامبر و معرفي يك مسئوليت است نه برتري جويي. ما نگفته ايم كه از ديگران برتريم. گفته ايم ما خادم ديگران و مسئوليم. يادآوري مسئوليت ها و مأموريت هاست.

امام فرمود: در هر كجاي دنيا ظلم باشد، مبارزه هست و هر جا مبارزه هست، ما هستيم. اين يك مسئوليت است. اگر كسي به دنبال تسلط بر ديگران باشد، قطعا از راه پيامبر و دين خارج است. دين براي سلطه گري نيامده است. دين براي محبت و عدالت و توحيد آمده است.

دشمنان دنبال تفرقه اند. اصلاً شيطان در جايي كه وحدت باشد،

نمي تواند كاري بكند. مهم ترين مأموريت شيطان اين است كه همة ما و بشريت را از اين حقايق، محور وحدت، حبل الله، توحيد، عدالت و محبت منصرف كند.

بيشترين تبليغات شيطان عليه اين حقايق است. پيروان شيطان نيز همين طورند. مي خواهند بين ملت ها با هم و در درون ملت ها تفرقه ايجاد كنند. وضع را مي بينيد. قبل از اشغال عراق، در عراق كرد، عرب، شيعه، سني، تركمن همه با هم زندگي و با هم ازدواج مي كردند، دوست و برادر بودند، اما از روزي كه اشغالگران آمدند، دعواي شيعه و سني و كرد و تركمن شروع شد. معلوم است كه تحميلي است.

آنها مي خواهند بين پيروان پيامبران دعوا ايجاد كنند. چرا ما بايد با مسيحيان اختلاف و دعوا داشته باشيم؟ دشمن اختلاف ايجاد مي كند و الا هر مسيحي اي كه واقعاً و خالصاً و براي خدا پيرو حضرت عيسي باشد، براي ما قابل قبول است. اگر كسي صادقانه پيرو اين پيامبر باشد، به همين دليل كه پيرو شده است، بايد بعدي اش را هم بپذيرد. اگر كسي خالصاً و مخلصا پيرو حضرت موسي باشد، به همان دليلي كه پيامبري حضرت موسي را پذيرفته است، بايد پيامبري حضرت عيسي را هم قبول كند.

و هركس پيرو حضرت عيسي است بايد پيامبر اسلام را به همان دلايلي كه حضرت عيسي را پذيرفته، بپذيرد.

بين اينها دعوايي نيست. دعوا بين شياطين، سلطه گران و مدعيان است. به نام دين براي خودشان كاخ درست كرده اند. مي بينيد كه در دنيا چه كاري مي كنند. كاخ هايي از طلا بر پا كرده اند و مي گويند حضرت مسيح. حضرت مسيح روي حصير مي زيست و غذاي ساده خورد و با مردم و طرفدار مظلوم بود. نشسته اند از آدم كش ها و مستكبران پول مي گيرند و مي خواهند حضرت مسيح را تبليغ كنند. به خدا اگر حضرت مسيح بيايد، اولين بساطي كه بر خواهد چيد، همين است.

عزيزان من! آنها مي خواهند تفرقه ايجاد كنند. اگر بتوانند در اعضاي خانوادة ما هم تفرقه ايجاد مي كنند. بايد هوشيار باشيم. همة انسان ها و ملت ها به دنبال پاكي و عدالت اند. حق ملت هاست كه آزاد باشند و سرنوشت خودشان را تعيين كنند و حاكمان صالح و عادل داشته باشند و عزيز باشند. اما همه بايد مراقب باشيم. اين ارزش ها فقط در ساية پيامبر و راه پيامبر و اسلام عزيز به دست خواهد آمد.

امروز در دنيا يك بيداري عظيم اتفاق افتاده است. همه دارند بيدار

مي شوند. فطرت ها و ارزش هاي الهي و اسلامي دارد بيدار مي شود. همه مي خواهند عدالت بر پا بشود، و ما بايد هوشيار باشيم. مستكبران با استفاده از نفوذ، رسانه، قدرت و قدرت طلبي بعضي عناصر غيرمؤمن مي-خواهند دوباره برگردند و مسلط بشوند و رژيم صهيونيستي را احيا و تثبيت كنند. راه چپاول ثروت ملت ها را تثبيت كنند و وضع سابق را با روش جديدي مستقر كنند. همه بايد هوشيار باشيم و با اميد به فضل، وعده و ياري خدا دست ها در دست هم، دل ها با هم و زبان ها يكي به پيش برويم. پيروزي حق وعدة خداست و وعدة خدا محقق خواهد شد. و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الوارثين . وعدة خدا محقق خدا خواهد شد. و لقد كتبنا في الزبور من بعد ذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.

عزيزان من! به پيش. آن روز روشن موعود نزديك است.

موفق، سربلند و عزيز باشيد.



شناسه خبر: 35456  

- دیدارهای خارجی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی