
سخنراني در مراسم ثبت جهاني تعزيهخواني
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 35149 -
دوشنبه 3 بهمن 1390 - 13:27
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
بنده هم ارتحال پيامبر عظيم الشأن اسلام و شهادت دو فرزند گرامي ايشان را به شما عزيزان، ملت ايران و همه عالم تسليت عرض ميكنم.
خدا را سپاسگزارم كه توفيق حضور در جمع شما عزيزان، هنرمندان و عاشقان اهل بيت گرامي پيامبر اسلام و عاشقان خط سرخ عزت و شرافت انساني را عنايت فرمود.
توضيحاتي را دوستان دادند، من هم ميخواهم عرض ارادتي خدمت شما عزيزان كه در طول ساليان و نسلاندر نسل پرچم عزت حسيني و توحيد را برافراشتهايد، داشته باشم. شما بهتر از من ميدانيد كه خداي متعال اين عالم را براي انسان و انسان را براي اينكه در مسير كمال حركت بكند، خلق كرد. از زمان حضرت آدم(س) تاكنون همواره دو جبهه، مسير و رفتار مقابل هم وجود داشته است.
پيامبران و صالحان بر مبناي توحيد حركت كرده و انگيزة حركتشان عشق و عاطفه و محبت بوده است. شما پيامبري را نمييابيد كه از روي كينه و خودخواهي اقدامي انجام داده باشد، همهاش عشق و محبت است حتي آنجايي كه ميجنگند.
داستان حضرت نوح را ببينيد. نهصد و پنجاه سال دعوت كرد، بعد به خدا گزارش كار ميدهد. ميگويد خدايا من اين كارها را انجام دادم و آنها را به راه تو دعوت كردم، در عوض آنها به من توهين كردند و مرا اذيت كردند، سنگ زدند و فشار آوردند. همة اينها را تحمل كردم اما الان به اين نتيجه رسيدم كه اين قوم جز فساد كاري نميكنند و اينها اگر ادامه حيات بدهند همة خلقت را از راه به در ميكنند، ديگر بسشان است. پيامبر خودمان و امام حسين(ع) را ببينيد، همة حركت از موضع عشق و عاطفه است. دنبال چه بودند؟ دنبال اجراي عدالت. همه به دنبال عدالت بودند.
پيامبر عزيز ما و ائمه طاهرين(ع) عينيت عدالت و عدالت مطلق هستند. آنان دنبال عدالت هستند و در نهايت ميخواهند جامعه را به عزت و كمال برسانند. نقطة نهايي اين جريان خداست؛ رسيدن به نقطهاي كه تجلي اسماء و صفات خدا باشد.
در نقطة مقابل اين حركت جرياني است كه به جاي توحيد و يگانهپرستي از خودپرستي دم ميزند و ارضاي نفسانيات را اصل ميداند. اين جريان بر اساس غرور و خودخواهي به دنبال خودبرتري و تسلط بر انسانها و استفاده از حقوق و لذت بيشتر است. اين دو خط در طول تاريخ دو فرهنگ و دو ادبيات را شكل دادند.
يكي از عرصههاي تجلي ويژگيهاي اين دو جريان عرصة هنر است. يك هنري است كه موضع حركتش عشق و عاطفه است و به دنبال يگانهپرستي، عدالت و عزت حقيقي انسانها و به كمال رساندن جامعة بشري است و در نقطة مقابل هنري است كه آن هم هنر است، اما وقتي نگاه ميكنيد همهاش غرور و خودخواهي و كينه است. مثالي بزنم در حوزة ملموس ميراث فرهنگي برويم. حتماً اكثر شما به مشهد رفتهايد. اين مسجد گوهردشت را نگاه كنيد. يك ميراث فرهنگي و اوج هنر است. من سؤال ميكنم: ميشود از موضع كينه و غرور كسي موفق بشود چنين مسجدي را بنا كند؟ اصلاً نشدني است و با هم جور در نميآيد. شما به آنجا نگاه ميكنيد به خدا نزديك ميشويد. دلت نرم ميشود و عشق به پيامبر و آل پيامبر در دلت رشد ميكند. اما نميخواهم اسم ببرم، در يك كشور غربي ميرويم يك مجموعهاي از هزار سال قبل مانده است. اصلاً در آن بنا ميرويد روح، عشق، احساس و ايماني نيست، فقط ميبينيم يك كسي ميخواسته قدرت خودش را به رخ انسانها بكشد و تسلط خودش را بر انسانها به تصوير بكشد. متفاوت است. در هنر نمايش برويم. يك سري هنرها هست كه آخرش ميخواهد يك سري قهرمان را معرفي بكند و يك عده از دل اين ميخواهند قهرمان و مشهور و بالاتر از ديگران بشوند، اما يك دسته از نمايشها هست كه آدمها همه در پيام نمايش محو هستند. آن كسي كه نقش شمر را بازي ميكند، با آن كسي كه نقش حضرت ابوالفضل و امام حسين را ايفا ميكند، يكي هستند. دو تايشان با عشق دارند بازي ميكنند و اصلاً دنبال اين نيستند كه مشهور بشوند. ميخواهند حقيقتي را منتقل كرده و دلها را با توحيد، عشق، عدالت، عزت و كمال آشنا بكنند. اصلاً مبناي اين هنر با آن هنر متفاوت است.
البته خدا را سپاسگزاريم كه اين هنر نوع دوم عمدتاً خاستگاهش ايران عزيز است و تعزيه يكي از زيباترين عرصههاي تجلي هنر توحيدي، عشق و عدالت و عزت و كمال است كه ريشهاش در حادثة كربلاست و از همان روز شروع شده و تا امروز ادامه دارد. هنري كه خاستگاهش توحيد و انگيزهاش عشق و عاطفه باشد و به دنبال عدالت و كرامت باشد، اين هنر مردمي است و نميتواند غيرمردمي باشد. نميتواند مختص به يك طايفه، قشر و دستة خاص باشد. به همين دليل شما ميبينيد متناسب با شرايط محلي، ذوق و سليقه و در حيات ملي تعزيه هست و همهاش زيبا و آموزنده است. مردميترين هنر شناخته شده است. نميدانم حالا در آن سند يونسكو اين را برجسته كردهاند يا نه. هنري مردميتر از اين نداريم كه دنگ و فنگ نميخواهد، همه جا (در كوچه و محله وخيابان و استاديوم و سالن تئاتر) ميشود اجرا كرد. در آن زيبايي و عاطفه و تفكيك جبهة حق و باطل و آگاهي بخشي هست. جوشاندن مخازن عاطفهها و عشقها در درون انسانها هست. به فكر وادار كردن هست و بسيار هم ساده است.
تعزيهخواني عليرغم همة پيچيدگيهايي كه دارد، ما خدا را سپاسگزاريم كه بالاخره به دنيا معرفي شد و اين هنر مختص ايران است. مختص ايران نه اينكه ما دنبال برتري طلبي هستيم. خدا را شكر ميكنيم كه از عمق فرهنگ اين سرزمين كه فرهنگ توحيدي، الهي و انساني است، جوشيد و همين عزاداريها و تعزيهها باعث شده است كه راه سعادت و شقاوت از هم تفكيك بشود. باعث شده كه مسير الهي همچنان در برابر بشريت روشن و شناخته شده و باز باشد. باعث شده كه نام امام حسين(ع) امروز ورد زبانها باشد. حادثة عاشورا اوج است.
الان با جناب آقاي وزير صحبت ميكرديم. گفتند الان تعزيهاي هم دربارة ذبح حضرت اسماعيل اجرا ميشود. گفتم خوب است، اما در حادثة كربلا همه چيز هست. دوشقه شدن حضرت زكريا هست. ذبح حضرت اسماعيل هست. آتشافكني حضرت ابراهيم هست. همة رنجهايي كه صالحان و بزرگان در طول تاريخ بردند، نقطة اوجش كربلاست. همة شهامتها، پاكيها، عشقها، يگانهپرستيها و زيباييها در طول تاريخ در صحنههاي عاشورا متجلي است. شايد به همين خاطر كه «ان الحسين مصباح الهدي». خط را در تاريخ روشن ميكند و سفينة النجاة و مكتب نجاتبخش و رهاييبخش است.
هر چه خوبي ميخواهيد، در كربلا هست. از حضرت مسلم تا بعد كه تعزيهداري ميشود. اين يعني نجات بشريت يعني نشان دادن راه درست و تفكيك كردن آن دو جريان تاريخي از هم و يكي از زيباترين صحنههايي كه ميتواند بازآفريني بشود صحنة كربلاست. زيباترين صحنه صحنة كربلاست و يكي از بهترين روشها روش تعزيهاي كه الان در ايران داريم و جالب است كه دائم جوشش دروني است. كسي ديكته نكرده است. براي تعزيه صادر بخشنامه نميكنند. خاستگاهش عشق و خود مردم هستند. دائماً به روز ميشود. تعزية امروز با صد سال پيش فرق دارد و حتماً تعزيه ده سال بعد با امروز فرق خواهد كرد. ابتكار عمل و نوآوري و حركت و تكامل در آن هست. چرا؟ چون پايهاش عشق، ايمان و يگانهپرستي است و آخرش عدالت، خدا، توحيد و كمال است. اين را هم بايد حفظ كنيم و هم بيشتر به آن بپردازيم. از سيستان و بلوچستان جنوب شرقي ايران تا آذربايجان غربي شمال غرب از خراسان رضوي و شمالي و جنوبي تا خوزستان عزيز از فارس تا مازندران و گيلان و گلستان از كهكيلويه و چهارمحال و ايلام و همدان از همة شهرهاي ايران.
من از آقاي وزير و آقاي موسوي ميخواهم كه به اين كار ارزشمند الهي توجه كنند. هيچ كس اينجا دنبال نشان اسكار نيست. همه با بهترين و مردميترين روش براي امام حسين و مخلص امام حسين(ع) آمدند به مكتب، فرهنگ و آرمانهاي ما خدمت كنند. چقدر خوب است كه ما در هر شهري همانطور كه براي سينما و تئاتر برنامهريزي ميكنيم، يك جاي مناسبي حداقل در هر شهري براي تعزيه در نظر بگيريم كه انبوه مردم بتوانند بيايند و براي فصلهاي مختلف برنامهريزي بشود. شما از همة هنرمندان كشور داريد حمايت ميكنيد.
آقاي حسيني عزيز و آقاي وزير محترم ارشاد بالاخره از وظايف وزارت ارشاد حمايت از هنرمندان و پشتيباني و پيگيري كارهاي هنرمندان است. من به عنوان آدم كوچكي كه هنرمند نيستم، اما هنر را دوست دارم، ميخواهم شهادت بدهم اين جمع از بهترين هنرمندان اين كشور هستند كه صاف و صادق بدون هيچ توقعي دارند به فرهنگ اين سرزمين خدمت ميكنند. اينها را در دستور كارتان بياوريد و انشاءالله حمايت كنيد.
فرهنگ و مكتب حسيني از قالب نوشتهها، كتابها، مقالات و كنفرانسها به دنيا ميرود، حالا بايد در قالب تعزية ناب حسيني هم انشاءالله به دنيا منتقل بشود.
من دست تك تك عزاداران حسيني و آنهايي را كه در مسير معرفي فرهنگ حسيني از روشهاي گوناگون از جمله تعزيه تلاش ميكنند، ميبوسم.
موفق، عزيز و سربلند باشيد
شناسه خبر: 35149
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451