
سخنراني در مراسم افتتاحيه اجلاس جهاني جوانان و بيداري اسلامي
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 35146 -
يکشنبه 9 بهمن 1390 - 12:04
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در بهترين ايام سال، ماه ربيع المولود و در آستانۀ دهۀ فجر انقلاب عظيم اسلامي توفيق حضور در جمع شما عزيزان، جوانان مؤمن و آرماني را يافتم كه از سراسر جهان گرد هم آمده ايد تا با همدلي، هم انديشي و عزم مشترك فردايي زيباتر و انساني تر براي جامعۀ بشري رقم بزنيد.
موضوع نشست شما بسيار مهم و تاريخ ساز است. جناب آقاي دكتر ولايتي شرح مناسبي از انگيزۀ تشكيل اين جلسه و تحولات امروز دنيا ارائه دادند. من مي خواهم در خدمت شما از منظر ديگري به اين تحولات بنگرم؛ از منظر آفرينش، انسان و غايت انسان.
شما ميدانيد كه خداي متعال عالم را در خدمت انسان خلق كرد و انسان را به عنوان برترين موجود هستي آفريد تا آينۀ خدا باشد. انسان بزرگترين آيۀ خدا و تجلي همۀ صفات و اسماء الهي است. تنها موجودي است كه خداي متعال در آفرينش او به خودش تبريك گفت: فتبارك الله احسن الخالقين.
خدا انسان را خلق كرد تا با ارادۀ خود مسير كمال و سعادت را بپيمايد و به قلههاي كمال انساني نائل شود. خداي متعال آنچنان ظرفيتي در انسان قرار داد كه بتواند به مقام خليفهالهي نائل شود؛ يعني جانشين خدا در هستي. اين مأموريت و رمز و راز خلق انسان است و انسان بايد به جايي برسد كه همۀ صفات خدا را در خود متجلي كند؛ از جمله علم، حكمت، خلاقيت، رأفت، قدرت و ستاريت.
تحقق سعادت و كمال انسان در سايۀ عواملي است. مهم ترين عامل در مسير سعادت انسان عدالت است. عدالت پايۀ حركت انسان و جامعۀ انساني به سمت قله هاي كمال است. اگر عدالت نباشد حقيقت انسان ها خواهد مرد و استعدادهاي الهي انسانها فرصت شكوفايي پيدا نخواهد كرد. همۀ پيامبران الهي براي كمال انسان و سعادت جامعۀ بشري آمدهاند. اما همۀ آنها پرچم عدالت را برافراشتهاند. عدالت اول قدم و سكوي اول براي پرواز انسان به اوج ملكوت است. اگر عدالت نباشد، هيچ يك از ارزشهاي الهي امكان استقرار نخواهند داشت.
عامل دوم، آزادي است. خداي متعال انسان را مختار و آزاد آفريد. انتخاب مسير كمال زماني ارزشمند و اثرگذار است كه آزادانه و از روي اختيار باشد. آزادي همزاد ارزشهاي الهي است. بدون آزادي و انتخاب آزادانۀ انسانها، امكان تحقق ارزشهاي الهي و كمال جامعۀ بشري وجود ندارد.
عدالت و آزادي دو هديۀ بزرگ خدا به بشريت است. اما عدالت و آزادي چه زماني مستقر و محقق مي شود؟ در سايۀ دو عامل كه از يك جنس و حقيقت هستند. عامل اول توحيد و يگانهپرستي است. اگر يگانهپرستي نباشد اساس ظلم پايه گذاري شده است. ان شرك لظلم العظيم. شرك بالاترين ظلم است. و ظالم هرگز نخواهد توانست عدالت را مستقر كند. حقيقت عدالت در سايۀ يگانهپرستي است. همۀ پيامبران الهي اول پرچم توحيد را برافراشتهاند. دعوت به پرستش خدا بزرگ ترين كار انبياي الهي است.
عامل دوم عبارت است از عشق و محبت نسبت به انسانها. چه زماني عدالت مستقر خواهد شد؟ زماني كه انسانها نسبت به هم محبت و عشق داشته باشند. پايۀ عدالت و آزادي عشق به خوبي ها و كمال انسان، خدا و انسانهاست. پيامبران الهي عاشقترين عاشقها نسبت به انسانها بودهاند. پيامبر عزيز اسلام حضرت محمد (ص) تجسم عشق به انسانها بود. همۀ وجودش عشق و محبت بود. عاشق نوع انسان و رحمه للعالمين براي همۀ موجودات بود. آن قدر ميسوخت و به انسانها علاقهمند بود كه براي هدايت، خدمت به آنها و اصلاح امور آنها شب از روز نميشناخت. پيامبر تجلي عشق به خداست و تجلي عشق به خدا، عشق به انسانهاست.
عدالت، آزادي و كرامت انسان در سايۀ توحيد، آزادي و عشق محقق خواهد شد. اين پيام همۀ انبياي الهي است. آنها آمدهاند تا بشريت را با اين حقايق آشنا كنند و راه سعادت و كمال را در برابر بشر باز كنند.
اما سؤال اينجاست، چرا رسالت انبياي الهي در جامعۀ بشري و اهداف انبيا در جامعۀ بشري محقق نشده است؟
هنوز انسانها و ملتها طعم زيباي عدالت و آزادي و كرامت را نچشيدهاند. جنگها، فاصلههاي طبقاتي، كشتارها و مسابقۀ بي پايان تسليحاتي براي چيست؟ سالانه بيش از 1200 ميليارد دلار خرج توليد سلاح مي شود. سلاح براي چيست؟ جز براي كشتن انسانهاست؟ چرا وضع دنيا اينگونه است؟ پاسخ روشن است. علت حاكميت انسانهاي ناصالح، خودناساخته، برتري طلب، خودخواه و مستكبر است. دولتها و انسانهاي مستكبر در طول تاريخ اجازه ندادهاند كه عدالت، آزادي، عشق و توحيد مستقر شود.
ريشۀ همه مشكلات جامعۀ بشري در طول تاريخ حاكميت انسان هاي ناصالح است. آن ها بودند كه در برابر پيامبران قد علم كردند. آن ها بودند كه ملتها را به سلطه كشيدند و امروز هم وضع دنيا را مي بينيم. مشكلات از كجاست؟ آيا غير از ناحيۀ قدرتهاي سلطهگر است. قدرتهايي كه 400 سال بردهداري كردهاند، يعني زشتترين عمل ضدبشري؛ ميليونها نفر را از خانه و كاشانه با زور جدا كردند و به بردگي كشيدند براي اين كه رفاه و آباداني و قدرت خود را تثبيت كنند. همانها دوران استعمار را راه انداختند. به بهانۀ آباداني، كمك و هديۀ فناوري و علم و عمران، البته با زور و سلاح و فريبكاري وارد مناطق و كشورها شدند. قريب 300 سال ملتها را به سلطه كشيدند. ثروت و فرهنگ آنها را بردند و به جاي آن فقر، اختلاف كينه ورزي و خودخواهي بر ملت ها تحميل كردند.
همانها طي دهههاي اخير رنگ عوض كردند. شعارها را عوض كردند. وقتي كه قيامهاي آزاديبخش و استقلالطلب در كشورها اوج گرفت و فريب آنها در دورۀ استعمار آشكار شد، چهره و رنگ عوض كردند. امروز هم با شعار دموكراسي و دفاع از حقوق بشر، اما با همان اهداف بردهداري و استعمار جلو آمدهاند.
چه كسي رژيم منحوس و جعلي صهيونيستي را در قلب خاورميانه به ملتها تحميل كرده و چرا اين كار را كردهاند؟ مقدمه را فراهم كردند. جنگ جهاني اول و دوم. مردم منطقۀ خاورميانه نقشي در جنگهاي جهاني اول و دوم نداشتند. غربي ها مهاجم بودند؛ به خصوص جنگ دوم كه دعواي اروپاييها و نقشه صهيونيستهاي پشت صحنۀ امريكا براي تسلط بر جهان بود. مردم منطقۀ ما، مسلمانان و مردم فلسطين در ماجرا نقشي نداشتند. معلوم بود كه يك طراحي و فريب است.
چرا رژيم صهيونيستي را مستقر كردند؟ براي تسلط بر نفت و خيزشهاي مردمي و انقلابي خاورميانه و تسلط بر خاستگاه اصلي همۀ انبياء الهي. معلوم بود كه اين يك طراحي تاريخي است. مي بينيد كه چطور از اين رژيم حمايت مي كنند. در اروپا توهين به خدا و حضرت مسيح آزاد است. اما سؤال دربارۀ رژيم صهيونيستي، محكوم و جزاي آن زندان و شكنجه است.
يكي از همكارانم 5 سال قبل به يك كشور بزرگ اروپايي كه قدرتي اتمي است سفر كرد. با رئيس جمهور آن كشور كه از مدعيان مديريت و قدرت بود، ملاقات كرد. در جلسهاي خصوصي به همكار بنده گفت: شما چرا اينقدر دربارۀ رژيم صهيونيستي حرف مي زنيد و گفت شما به ما هر چه مي خواهيد بگوييد، اما با صهيونيستها كاري نداشته باشيد.
روشن است كه ريشۀ تمام مشكلات منطقه رژيم صهيونيستي و وجود مستكبران است. 100 سال قبل عدهاي اشتباه كردند و غربيها براي تسلط به منطقۀ ما آمدند. عده اي با آنها همكاري كردند و باعث شد آنها 100 سال بر منطقۀ ما حاكم شوند.
عزيزان من، ريشۀ مشكلات ما وجود رژيم صهيونيستي و نظام سلطه است. اگر در مناطق ما ديكتاتوري حاكم بوده است و الان هم در بعضي مناطق حاكم است، ريشه را بايد در دخالت هاي نظام سلطه و رژيم صهيونيستي جستجو كرد. چه كساني از ديكتاتورها حمايت كردند؟ چه كساني ديكتاتورها را در برابر موج ارادۀ ملت ها مستقر كردند؟ ديكتاتورها با چه كساني جلسات خصوصي و محفل هاي دوستانه داشتند؟ چه كساني ديكتاتورها را مسلح كردند؟ در همين ايران كه اين روزها سالگرد انقلاب عزيز اسلامي است، حكومتي وابسته به امريكا و اروپا، خشن و ضدمردم بود. آزادي و انتخاب نبود. زندانها پر از انسانهاي آزاديخواه بود. پاسخ مطالبات مردم گلولهها، تانكها و مسلسل ها بود. شاه، رئيس اين حكومت، مورد حمايت مطلق امريكا و سران كشورهاي اصلي اروپا بود. ميخواستند به او انرژي اتمي هم بدهند. در 17 شهريور 1978 هزاران نفر را در تهران به رگبار بست. تا روز آخر از او حمايت كردند و از روزي كه ملت ما آزاد شد، دموكراسي و انتخابات به دست آورد تا امروز، آنها در نقطۀ مقابل ما هستند. معلوم است كه آنها ضد آزادي، ضد عدالت، ضد استقلال و ضد كرامت انسانها هستند. اصل وجود رژيم صهيونيستي ضد كرامت انسانها و توهين به ملتهاست.
عزيزان من، امروز منطقۀ ما و جهان در انقلاب است. معيار سنجش صداقت سياستمداران چيست؟ امروز خيليها دعا ميكنند انقلابي، آزاديخواه و طرفدار دموكراسي اند. معيار سنجش صداقت كدام است؟ به نظرم علاوه بر پاكي و ايمان، معيار اصلي عبارت است از اين كه آن فرد يا گروه بايد به طور اصولي با استقرار رژيم صهيونيستي در منطقه مخالف باشد.
دموكراسي، آزادي، عدالت و كرامت فقط بر دلهاي مؤمن و پاك و ارادۀ انسان هاي آزاد محقق خواهد شد. دموكراسي از لولۀ تفنگ امريكا و كشورهاي متحدش بيرون نخواهد آمد. آن ها جز فقر و حقارت بر ملتها تحميل نخواهند كرد. مگر خود آنها از دموكراسي و آزادي برخوردارند كه ميخواهند به ما هديه كنند. كجاي امريكا آزادي است؟ بيش از صد سال فقط دو حزب دارند. اين دو حزب چند عضو دارند؟ امريكا 300 ميليون جمعيت دارد، چرا مردم بايد از اين حزب به آن حزب پناه ببرند و هر دو حزب دو عروسك خيمه شب بازي جلوي صحنه هستند و سر نخ ها پشت صحنه دست صهيونيستهاست.
اينها همان نقشهاي را كه قبليها دنبال ميكردند، دنبال ميكنند. فقط رنگ عوض مي شود. كدام كانديداي مستقلي در امريكا امكان رأي آوردن دارد. در شرايطي كه هر حزب براي انتخابات ميلياردها دلار هزينه مي كند، كدام آزادي و دموكراسي؟ در كجاي اروپا دموكراسي هست؟ مردم اروپا براي اين كه بگويند از اين حاكمان خوششان نميآيد و قبولشان ندارند، ديگر بايد چه كنند و به كه پناه ببرند؟ آيا در اروپا و امريكا فريادرسي هست؟ كسي هست كه حرف مردم را بزند. همهاش بازي هاي سياسي و قدرت است. اينها چطور مي خواهند به ديگران دموكراسي و آزادي بدهند. معلوم است كه اين يك فريب جديد است. همه بايد هوشيار باشيم.
منطقه را ببينيد، چقدر اسلحه مي فروشند. همين سال گذشتۀ ميلادي بيش از 60 ميليارد دلار سلاح به كشورهاي منطقۀ ما فروختند. سلاح ها براي چيست؟ براي صلح، آزادي و دموكراسي است يا براي كشتار و جنگ و ايجاد اختلاف؟
من ميخواهم با صراحت اعلام كنم كه عدالت، آزادي و كرامت حق همۀ ملت هاست؛ همۀ ملتها از شرق تا غرب امريكاي شمالي و جنوبي و اروپا و افريقا و آسيا و اقيانوسيه. اما اين در سايۀ سلاح هاي امريكايي و اروپايي محقق نخواهد شد. يكي از صحنه هاي بسيار تلخ و البته مضحك اين است كه در منطقۀ ما بعضي ها (كساني كه در فرهنگ آنها انتخابات و آزادي معنا ندارد) دور هم جمع شدهاند و براي ديگران فرمان دموكراسي و آزادي صادر مي كنند.
امروز غربيها ميخواهند با هدف نجات رژيم صهيونيستي در منطقۀ ما اختلاف و درگيري ايجاد كنند. همه بايد هوشيار باشند. مي خواهند اختلاف نظري و نژادي درست كنند. به دست يكي ديگري را بزنند. من به سران كشورهاي منطقه گفتهام. امريكا ميخواهد امروز به دست شما سوريه را بزند وقتي زد، فردا نوبت خود شماست. آزادي و عدالت براي همۀ ملت هاست. از موريتاني تا اندونزي از ژاپن تا امريكا. عزيزان من، ما مدعي حقوق همۀ ملت ها هستيم.
بگذاريد نكتهاي را تأكيد كنم. خداي متعال براي هدايت و سعادت انسانها يك دين بيشتر نفرستاده است. خدا دينهاي متعدد به نامهاي يهود، مسيحيت و اسلام نفرستاده است. حضرت ابراهيم، حضرت موسي و حضرت عيسي مسلمان بودند. خدا يك دين فرستاده است. اما پيامبران اولوالعزم متناسب با ظرفيت بشر و شرايط مكان و زمان، بخشي از دين را عرضه كردهاند و پيامبر ما حضرت محمد (ص) تمام و كمال دين را عرضه كرد. همۀ ارزشهاي الهي در سايۀ دين است. هر كجا در هر نقطۀ عالم اگر كسي حقيقتاً و براي خدا به دنبال عدالت باشد، عمل او يك عمل ديني و اسلامي است. هر كس براي خدا به دنبال استقرار آزادي انسانها باشد عمل او يك مجاهدت ديني و اسلامي است.
اين مرزبنديها از ناحيۀ مستكبران است. وگرنه خداي متعال همۀ انسان ها را بر فطرت واحدي خلق كرده است. همه به دنبال عدالت، آزادي، كرامت و سعادت هستند.
اما چه زماني سعادت و كمال عدالت در جهان حاكم خواهد شد. حاكميت عدالت اولاً نيازمند انسانهاي صالح و عادل است. كسي كه خودش عادل نباشد، چگونه ميتواند عدالت را مستقر كند؟ ثانياً عدالت و آزادي حقيقي در يك حكومت جهاني امكان تحقق دارد. دليلش خيلي روشن است. امروز آيا امكان دارد كه ملتي دور خودش ديوار بكشد و درون محدودۀ ديوار عدالت و آزادي را به معناي واقعي مستقر كند. امكان ندارد. مناسبات و قوانين جهاني را چه كسي تنظيم مي كند؟ مراكز قدرت جهان در اختيار كيست؟ آنها اجازه نخواهند داد. همۀ ملتها تحتتأثير مناسبات و مديريت جهاني هستند. چه زماني عدالت و آزادي حقيقي مستقر خواهد شد؟ زماني كه مديريت جهان در اختيار انسان هاي عادل و صالح باشد.
عزيزان من، خداي متعال اين نياز بشر را پاسخ داده است. همۀ پيامبران الهي وعده دادهاند كه روزي عدالت و آزادي در سايۀ توحيد و عشق در جهان مستقر خواهد شد. همۀ پيامبران مقدمۀ آن حقيقت هستند. چه كسي بايد مديريت جهان را برعهده بگيرد؟ كسي كه عادل مطلق، عينيت عدالت و همۀ عدالت است. كسي كه از ناحيۀ خداست. پيامبر عزيز ما و همۀ پيامبران به روشني آن مدير جهاني را به ما معرفي كردهاند. او نيست جز فرزندي از فرزندان پيامبر گرامي اسلام، حضرت مهدي (عج) كه به همراه حضرت مسيح (ع) و صالحان خواهد آمد و جهان را سرشار از عدالت خواهد كرد.
ماركسيسم به تاريخ پيوست. كمونيسم، ليبراليسم غربي و انديشۀ سرمايهداري غربي نيز علي رغم سرو صداهاي زياد و فريادهاي جگرخراش، در سراشيبي سقوط است. ما بايد به فكر انديشه و نظام جايگزين باشيم كه جهان را سرشار عشق و عدالت كند. آيا به نظر شما جايگزيني بهتر از حكومت موعود وجود دارد؟ اين فصل مشترك و متعلق به همۀ انسانهاست. هديۀ خدا به همۀ بشريت و عاشق همۀ انسانهاست.
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين . و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون .
عزيزان، جوانان، بياييد دست به دست هم بدهيم و براي ساختن فرداي زيبا مجاهدت كنيم.
موفق و عزيز و سربلند باشيد.
شناسه خبر: 35146
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451