- سخنراني در بيست و پنجمين جشنواره خوارزمي
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 16:14
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در بيست و پنجمين جشنواره خوارزمي

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 35145 - 

يکشنبه 16 بهمن 1390 - 12:19

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در اين ايام سرشار از زيبايي، اميد و انتظار در جمع شما عزيزان حاضرم.

من به عنوان تشكر از جامعة علمي ايران و همة عالماني كه در تلاش‌اند تا جامعه‌اي بهتر بسازند، مطالبي را خدمتتان عرض مي‌كنم.

سعادت، آرزوي تاريخي و فطري انسان است. اگر در هر مقطعي از تاريخ برش بزنيد و از آحاد مردم و طبقات گوناگون سؤال كنيد كه به دنبال چه چيزي هستيد و چرا فلان كار را انجام مي‌دهيد و فلان تصميم را مي‌گيريد، نهايت پاسخ او اين خواهد بود كه به نفع من و در جهت سعادت و كمال من است.

انسان به طور فطري به دنبال سعادت و كمال است. برپايي يك جامعة سعادتمند فصل مشترك همة انسان‌ها در طول تاريخ است. حتي اگر از خشن‌ترين ديكتاتورهاي تاريخ هم سؤال كنيد كه به دنبال چه هستيد، حتماً با شعار برپايي سعادت براي جامعة بشري اعمال خود را توجيه خواهند كرد.

رسيدن به كمال و سعادت در افق نگاه انسان‌ها چنان روشن و بديل است كه هيچ كس در آن ترديدي ندارد. همه به دنبال جامعة بهتري هستيم. امروز اگر از 7 ميليارد جمعيت جهان نظرسنجي كنيد كه آيا از وضع امروز خود راضي هستيد يا نه و آيا احساس آرامش، امنيت و سعادت مي‌كني يا خير، بعيد مي‌دانم حتي يك نفر پيدا شود كه پاسخ او مثبت باشد. دليل آن روشن است. هنوز آن سعادت مدنظر انسان‌ها و آن نقطة كمال آرماني و آرزويي انسان‌ها در زمين محقق نشده است. كاروان بشر چند هزار سال حركت كرده است و همة آن غم، غصه، ناامني، اندوه، تبعيض، فاصله، تحقير، تجاوز، غارت و ... بوده كه آرامش و فرصتي براي چشيدن طعم سعادت و زيبايي انسان بودن باقي نگذاشته است. اين حرف به معناي اين نيست كه معدود انسان‌هايي به اين قله‌ها نائل نشده‌اند.

رسيدن به جامعه‌اي سعادتمند و سرشار از زيبايي، آرمان مشترك جامعة بشري است. همة پيامبران آمده‌اند كه جامعه بشري را به سمت آن آرمان حركت دهند، موانع را بردارند، نشانه‌ها را در اختيار انسان بگذارند، راه را ترسيم كنند و انگيزه‌هاي لازم براي حركت تا رسيدن به اوج قله را ايجاد كنند.

من در خدمت شما مي‌خواهم به چند مورد از عوامل و نيازمندي‌هاي رسيدن به آن قله اشاره كنم.

بدون ترديد، اولين عامل مورد نياز انسان‌ها براي رسيدن به سعادت، ايمان است؛ ايمان به خوبي‌ها، زيبايي‌ها و توانمندي‌ها براي رسيدن به سعادت كه همة اينها در ساية ايمان به خدا، عبوديت خدا و توكل به خدا محقق مي‌شود. اگر ايمان نباشد، حركت انسان فاقد جهت است و انگيزه‌اي براي حركت پيدا نمي‌شود.

از عوامل اصلي سركوب حقيقت انسان، سركشي تمايلات مادي و خودخواهي‌هاي انسان‌ها، خودبرتربيني، تجاوزطلبي‌ها، حسادت‌ها، غرورها و عصبانيت‌هاست. عاملي كه اينها را مهار و روح انسان را پالايش مي‌كند و در مسير درست قرار مي دهد، ايمان است.

كلمة اول همة پيامبران الهي دعوت به ايمان و توحيد بوده است. ايمان به خدا يعني ايمان به همة خوبي‌ها و زيبايي‌ها.

عامل دوم، علم است. علم دروازة ورود انسان به راه مستقيمي است كه او را به قله‌هاي سعادت نائل مي‌كند. معيار سنجش كمال انسان‌ها علم است. انسان‌ منهاي علم مانند ساير موجودات و در بعضي مواقع پايين‌تر است.

همة زيبايي‌هاي انساني در ساية علم انسان بروز و ظهور مي‌كند و چقدر جالب است كه خداي متعال و پيامبر اسلام(ص) فرموده‌اند كه ايمان منهاي علم فاقد ارزش است.

ايمان با همة عظمت و اهميتش زماني ارزش، معنا و اثرگذاري مي‌يابد كه برآمده از آگاهي، علم و انديشة درست باشد. علوم، به معناي عام اگر همراه با ايمان و با انگيزه‌هاي سعادت‌طلبانه باشد، همه در يك مسير است. كسي كه در حوزه‌هاي فيزيك، شيمي و تمام علوم تجربي كار مي‌كند، با كساني كه در حوزة فلسفه، انسان‌شناسي، اخلاق، معنويت و ... كار مي‌كنند، همه در يك جهت قرار مي‌گيرند. همه مراتبي از علم هستند.

ما نيازمند ايمان به خوبي‌ها هستيم. آن كساني كه به دره‌هاي انحطاط سقوط مي‌كنند، به زيبايي‌ها، حقيقت، حاكميت و امكان‌پذيري تحقق زيبايي‌ها ايمان ندارند.

عامل ديگري كه نياز داريم، عدالت است. اگر عدالت نباشد هيچ انساني شكوفا نخواهد شد. عدالت بستر محيطي براي شكوفايي حقيقت انسان است.

همة پيامبران الهي به ايمان، علم و عدالت دعوت كرده‌‌اند. عدالت سكوي اول براي حركت انسان در مسير سعادت است؛ به تعادل رسيدن استعدادهاي انسان در مسير درست براي رسيدن به قلة انسانيت است. انساني كه در تعادل نباشد، به كجا مي‌رود؟

موشكي را به آسمان مي‌فرستيد براي اينكه ماهواره‌اي را در مدار قرار دهد. اگر در تناسبات آن انحرافي و عدم تعادل كوچكي باشد، به مقصد نخواهد رسيد. چطور انساني كه هم وزن همة هستي است و مي‌خواهد با سرعتي حركت كند كه بالاتر از سرعت نور است، نيازمند تعادل نيست؟ خودرويي كه در جاده حركت مي‌كند، اگر كمي انحراف پيدا كند، به دره سقوط مي‌كند.

انسان بايد در خودش به تعادل برسد و در محيط اجتماعي، عدالت يعني فراهم كردن شرايط براي رشد انسان. ايمان منهاي عدالت، ايمان نيست. علمي كه در خدمت عدالت نباشد هم علم نيست.

عامل ديگري كه لازم است، عشق است؛ عشق به انسان، خدا، خوبي‌ها، زيبايي‌ها و سعادت. جالب است كه پيامبران همه دعوت كننده به مهر و محبت و عشق بودند؛ اصلاً از جنس عشق و محبت بودند؛ همان‌طور كه خداي متعال، حقيقت زيبايي، عشق و محبت است.

ايمان، عدالت و عشق همه در محور علم است؛ هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون آيا آنها كه عالم‌اند با آنها كه عالم نيستند، برابرند؟

البته جلسة ما جلسة علمي است، اما بد نيست به وضع امروز دنيا هم اشاره‌اي بكنيم. اگر كسي حقيقتاً عالم باشد، علم حقيقي براي انسان‌ تواضع و حلم مي آورد. اگر عالمي مؤمن، معتقد به عدالت و عاشق انسان‌ها نباشد، دستاورد و حاصل زندگي او در نقطة مقابل سعادت جامعة بشري قرار خواهد گرفت، و هر چه عالم‌تر، خطرناك‌تر و دستاوردش، كشنده‌تر! يك بمب مي‌اندازند، 200 هزار نفر كشته مي‌شود. الان هم كه پيشرفت كرده‌اند و بمب‌هاي پيشرفتة نسل چهارم و پنجم درست كرده‌اند كه در شهري همة موجودات زنده را مي‌كشد، اما ساختمان‌ها و تأسيسات را سالم نگه مي‌دارد.

چرا اين گونه است؟ براي اينكه به خوبي‌ها ايمان ندارد، عاشق انسان نيست و به دنبال عدالت نيست.

به دنيا نگاه كنيد كه چه خبر است. بعضي حوادث را مي‌بينيم كه از يك طرف بسيار خنده‌آور و از طرف ديگر بسيار تأثربرانگيز است. در همين منطقة ما تناقضاتي عجيب مي‌بينيم. گروه‌هايي كه اكثراً ديكتاتورند و در عمرشان انتخابات نديده‌اند دور هم جمع مي‌شوند و براي كشورهاي ديگر نسخة دموكراسي صادر مي‌كنند. در فرهنگ لغات آنها اصلاً واژة آزادي وجود ندارد، اما براي ديگران قطعنامه صادر مي‌كنند كه به مردم آزادي بدهيد!

طغياني‌ كه امروز استكبار عليه ملت‌ها دارد، به پشتوانة علم برآمده از دل‌هاي غيرايماني، غيرعادل و غيرعاشق است.

وقتي كه مي‌گويد علم، علم و عدالت، علم و ايمان و علم و عشق همه از يك حقيقت‌اند؛ همه با هم جلوه‌هاي يك حقيقت‌اند.

امروز اگر در جمهوري اسلامي بر علم آموزش تأكيد مي‌كنيم از اين نگاه است. ما علم را براي تسلط بر ساير ملت‌ها نمي‌خواهيم؛ علم را براي دوستي، عدالت و محبت بين ملت‌ها مي‌‌خواهيم. علم را براي اين مي‌خواهيم كه جامعة بشري را يك گام به سمت سعادت جلو ببرد. البته اين امر با نوع نگاه و انديشة حاكمان مسلط بر مراكز قدرت جهاني در نقطه مقابل است.

عزيزان من، همه بايد دست به دست هم بدهيم و دنياي بهتر و زيباتري را بسازيم، كه اين نيازمند، ايمان‌، علم، عدالت و عشق است و همة اينها با هم است.

زماني سعادت جامعة بشري محقق خواهد شد كه همة دستاوردهاي علمي برآمده از دل‌هاي ايماني، عاشق و عادل باشد.

اين جشنواره‌ها فرصت بسيار ارزشمندي است كه انديشمندان و عالمان گرد هم جمع شوند و ميثاق ببندند و براي كمك به جامعة بشري در جهت رسيدن به سعادت، انديشه‌ها و علوم‌مان را هم‌افزا و مبادله كنيم تا بشريت را نجات دهيم.

معناي حرف من اين نيست كه كار علمي نبايد جنبة اقتصادي داشته باشد،‌خير، جنبة اقتصادي علم هم بايد در خدمت سعادت جامعة بشري باشد، و اينها شدني است. به خدا مي‌شود به نقطه‌اي برسيم كه همة انسان‌هاي كرة زمين در رفاه كامل باشند و رفاه يك نفر مزاحم رفاه ديگري نباشد و كسي براي ديگري محدوديتي‌ ايجاد نكند.

خدا به اندازة كافي در اين عالم نعمت قرار داده است كه يك جامعة سعادتمندي براي آحاد مردم برپا شود. خدا كم نگذاشته است، اما دو مشكل وجود دارد: اول اينكه انسان‌هاي ناصالح بر مراكز قدرت مسلط هستند. آنها پيشرفت خود را در عقب‌ماندگي ديگران و عزت خود را در تحقير ديگران جستجو مي‌كنند و دستشان هميشه در جيب ملت‌هاست.

لابد به كشورهاي افريقايي سفر كرده‌ايد. افريقا سرزمين بي‌پايان نعمت‌هاي خدادادي، در قياس با مصرف و نياز انسان، است اما قريب به اتفاق معادن افريقا در دستان چند كشور اروپايي و امريكايي است و مردم افريقا تقريباً در فقر مطلق به سر مي‌برند.

جنگ راه مي‌اندازند براي اينكه مشكلات اقتصادي خود را حل كنند. خيال مي‌كنند اگر بنا باشد كه بمانند، بايد ديگران را نابود كنند. خيال مي‌كنند كه روابط بين انسان‌ها بايد بر اساس تنازع براي بقا تنظيم شود.

حاكمان ناصالح اجازه نمي‌دهند كه طعم عدالت، عشق، ايمان و علم سعادت‌بخش در كام جامعة بشري چكانده شود. بزرگ‌ترين مانع در برابر سعادت بشر، حاكمان ناصالح هستند.

مشكل دوم اين است كه ما در مسير علم در ابتداي راه هستيم. به رغم همة دستاوردهاي عظيمي كه در عرصة علمي به دست آورده‌ايم، تازه در ابتداي راهيم. ظرفيت‌هاي عظيم هستي براي ما ناشناخته است. سي سال قبل اگر مي‌گفتيم كه قرار است دستگاه كوچكي مي‌تواند به تمام دنيا متصل شود و صوت، تصوير و ... را منتقل كند و يك دنياي نامحدود مجازي تشكيل شود، كسي باور نمي‌كرد. خود اين نشانه‌اي است از اينكه ظرفيت‌هاي اين هستي بي‌نهايت است.

ما هنوز از كرة خودمان به طور جدي بيرون نرفته‌ايم، در حالي كه خدا تمام اين جهان را مسخر انسان قرار داده است و بايد با علم آن را تسخير كنيم، اما هنوز از كرة زمين هم فاصله‌اي نگرفته‌ايم.

چه زماني به طور كامل فاصله مي‌گيريم؟ زماني كه جهان سرشار از عدالت شود و ايمان و عشق رابطة بين انسان‌ها را تنظيم كند، و آن روز خواهد آمد. خدا و پيامبران الهي وعده داده‌اند كه روزي خواهد آمد كه انساني كامل كه مظهر عدالت، عشق و علم مطلق است به ياري انسان‌ها خواهد آمد و بستر را براي پرش‌هاي بلند جامعة بشري به سمت قله‌هاي كمال مهيا مي‌كند.

باور ما اين است كه آن عزيز موعود انبيا، با زبان علم با بشر سخن خواهد گفت و دريچه‌هاي علم را به روي بشر بازخواهد كرد.

رسيدن آن روز در گرو تلاش‌هاي علمي امروز من و شما براي رسيدن به عدالت، ايمان و عشق است.

از همة شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم جشنوارة خوارزمي هر سال به ميعادگاه گسترده‌تري براي همة عالمان و انديشمندان پاك و عاشق انسانيت و عدالت تبديل شود.



موفق، عزيز و سربلند باشيد



شناسه خبر: 35145  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی