- سخنراني در ديدار با خيرين مدرسه ساز
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:01

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه.

سخنراني در ديدار با خيرين مدرسه ساز

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه.

شناسه خبر: 345 - 

سه‌شنبه 26 ارديبهشت 1385 - 16:24

من خدا را سپاسگزارم و حقيقتاً بسيار خوشحال كه امروز توفيق داد چهره هاى مصمم و نورانى شما عزيزان را زيارت بكنم. فضايى كه خيرين در آن قرار بگيرند، حتماً فضايى پر از صفا، صداقت و معنويت است و من خدا را شكر مى كنم كه من هم در اين فضا قرار گرفته ام.

شما بهتر از من مى دانيد كه خداوند فرصتى را در اختيار ملت ايران و همه ما قرارداده كه ايران عزيز را بسازيم. امروز ساختن ايران عزيز مأموريت همه ماست. در ايران ما بايد يك كشور نمونه، پيشرفته و مقتدر و اسلامى برپا كنيم كه براى همه بشريت الگو بشود. ملت ايران به لحاظ فرهنگى، ديندارى و پاكى الگوى همه ملتهاست، يعنى شما هر جاى عالم برويد، بحث پاكى، صداقت، ايمان و عدالت خواهى كه مى شود، انگشت اشاره به سمت ملت ايران است. خيلى از شماها و دنيا را ديده ايد و مى بينيد كه ملتها نسبت به ايران چگونه نگاه مى كنند.

امروز وقت آن رسيده كه ما ايران را بسازيم و كشورى نمونه و الگو و جامعه اى الگو را به دنيا معرفى كنيم؛ خداوند هم شرايط و امكانات را براى ما فراهم كرده است. يعنى استعدادهايى كه در اين كشور هست، نمى گويم همه اش بى نظير است، بسيارى كم نظير و برخى هم بى نظير است. يكى از آن استعدادهايى كه بى نظير است، همين روحيه و عشق خدمت صادقانه بدون انتظار اجر و مزد و همين كار خيرين است كه جلوه زيبايى از آن الطاف الهى و ويژگيهاى ملت ايران است. وقتى ما در درون ماجرا هستيم، خيلى متوجه نيستيم، از بيرون كه نگاه مى كنيم، با عدد و رقمهايى كه آقاى مهندس و دوستان مى گويند كه نوعاً هم با مشكلات همراه است [كار عظيمى صورت گرفته است.] يكى از شما مى خواهد كار خيرى را انجام بدهد، همه چيز روان است. هر جا برويد ميانه را باز مى كنند، مشكلات را برمى دارند و شما همين طور يك تومان كه مى گذاريد پنجاه تومان ثمر مى دهد. اما بعضى وقتها مى بينيد كه مشكلات هست. يعنى بخواهيد كار خير انجام بدهيد اما مشكلات و موانع هم هست. ارزش اين خيلى بيشتر است.

ما بايد ايران را بسازيم. همان طور كه آقاى فرخ فرموند، پايه ساختن ايران هم آموزش و پرورش پررونق است. بايد آموزش و پرورش ما سازنده باشد، يعنى يك محيط بسيار پرنشاط، انگيزاننده و سازنده باشد. مقدمه اش اين است كه جايى باشد كه زير يك سقف بروند.

اصلاً اين پايه و ابتداى كار است. خوشبختانه حركتى كه شما آغاز كرده ايد حركت بسيار زيبايى است، دولت هم در كنار شماست. آقاى فرخ سلام شما را به صندوق ذخيره برديم و فعلاً چهار ميليارد [اختصاص مى دهيم. ]گرچه من معتقدم سلام شما چهارهزار ميليارد دلار مى ارزد، اما فعلاً بضاعت ما اندك است. دعا كنيد كه اين صندوق دائماً پر بشود و در خدمت مردم قرار بگيرد و ان شاءالله آباد بشود. حالا چهار هزار تا براى چهارسال. 2000 - 2500 هم ما از بودجه هاى عمومى مى گذاريم كه چيزيى حدود 6000 - 6500 مى شود. شما چه قدر مى گذاريد؟ هرچه قدر، ما در خدمت شما هستيم. همت ما كه به اندازه شما نمى شود، چون بالاخره ما هرچه مى دهيم از خزانه عمومى مى دهيم و شما از جيبتان مى دهيد. پس شما هر چه قدر كه بدهيد همتتان حتماً بيشتر از ماست منتها ما در خدمتتان هستيم. باز همان طور كه اشاره كردند اگر بخواهيم ايران را بسازيم بايد با هم بسازيم، اصلاً امكان ندارد ملتى خزانه هاى آسمان و زمين هم در اختيارش باشد، اما دست در دست هم نباشد، موفق بشود، محال است. اما اگر دست در دست هم بدهيم، كوير برايمان گلستان مى شود. بايد كنار هم باشيم. ما يك كشور، خانواده و ملتيم.

همان طور كه فرمودند ما عزت اين وطن را مى خواهيم. عزت اين كشور عزت همه بشريت، عزت فرهنگ، دين و شخصيتمان است و همه چيز در اين خلاصه مى شود كه اينجا برود بالا و عزيز بشود. ما در خدمتتان هستيم. ان شاءالله آقاى مهندس بوربور و آقاى فرشيدى هم همت بكنند. در ذهن من مطلبى هست كه مى خواهم با شما در ميان بگذارم. مى شود ما در اين چهار سال قضيه را جمع كنيم، ان شاءالله چهار سال بعد شما خيرين مدرسه ساز، خيرين مسكن ساز و بيمارستان ساز بشويد. اين شدنى هست يا نه؟ [حضار: بله.] بالاخره بايد بياييم هر چه توان داريم بياوريم و قضيه را جمع كنيم.

[صحبت حضار]

بالاخره بناست مدرسه ساخته بشود. نصف پولش را شما مى دهيد، نصف پولش را هم ما مى دهيم ساخته بشود. اشكال ندارد، چه فرقى دارد. ما سعى مى كنيم ان شاءالله راهش را پيدا كنيم. اگر لازم شد اصلاحيه بدهيم، اصلاحيه مى دهيم. به نظرم شدنى است. حالا ايشان فرمودند، مسكن نه، صدها كار ديگر داريم. ارزش كار شما قبل از اينكه به حجم كار باشد، به موضوع خود كار است. عنايت داشته باشيد ممكن است بگوييم شما 500 هزار كلاس ساخته ايد، بسيار عالى، اما 500 هزار بسازيد يا 5000 بسازيد، ارزشش فرقى نمى كند. مهم همان تفكر است كه شما داريد ترويج مى دهيد كه آقا ما بايد كشورمان را خودمان بسازيم. آستينها را بالا بزنيم و اين راه نورانى را جلوى همه ايرانيان باز كنيم. در طول تاريخ همين طور بوده اند.

شما ببينيد اين همه كارهاى بزرگى كه در كشورمان در گذشته انجام شده، قريب به اتفاقش كارهاى مردمى بوده است. اين همه ساختمانهاى عظيم علمى، آموزشى، مدارس و مساجد را چه كسى ساخته است؟ آب انبارها و حمامها و... چه كسانى ساخته اند؟ همين پدران ما ساخته اند. همه ساخته اند و در اختيار كشور، دولت و ملت قرار داده اند. اين در فرهنگ ما بوده است. خب در يك دوره اى اين تضعيف شد. الان شما پرچمدار احياى اين ويژگى هستيد، اين خيلى ارزشمند است كه شما داريد مردم را به اصل خودشان بر مى گردانيد. هيچ وقت ايرانيها اين طور نبوده اند كه 24 ساعت بدوند و فقط به فكر خودشان باشند. اين اصلاً جزء فرهنگ ما نيست كه طرف بدود و اين در و آن در بزند، سر اين را كلاه بگذارد، از اين بگير از آن بگير، جيب همه را خالى كن و... ايرانيها اصلاً اين طورى نبوده اند. اگر هم مى بينيم آلودگيهايى پيدا شده، اين تحميل به ملت ايران است. ملت ايران هيچ وقت اين طور نبوده است. اگر يار و مددكار هم نبوديم، چند بار اين كشور اشغال شده، چطور شده كه همه اشتغالگرها را كنار زده ايم و همه ايران و ايرانى شده ايم. چه طور شده؟ غير از اين بوده كه همه با هم بوده ايم. ضربه زده اند، اما نتوانسته اند دوام بياورند. دوباره اين جوانه رشد كرده و اين درخت بالا آمده و دوباره الان همه ايران عزيز و اسلامى هستيم. از اين جهت كارشان بسيار ارزشمند است. حالا باز، ان شاءالله مقدارى جلوتر برويم و بايد وضع بازار جهانى را ببينيم و اميدواريم بتوانيم در بخش آموزش و پرورش هم كارهاى جديدى انجام بدهيم. اين كارى كه شما درست كرده و راه انداخته ايد، ان شاءالله خيلى پربركت است. بركتش اين باشد كه ظرف چند سال آموزش و پرورش ما به طور كلى احيا بشود. ديگر هر جا خواستند تحصيل كنند، حداقل مشكل ساختمان نداشته باشند.

صبح ما رفته بوديم بوشهر، به يكى از شهرهاى شرقى رفتيم. بعد از صحبت مردم - مردم براى اظهار لطف مى آيند بزرگوارى مى كنند و مطالبى را مى گويند - من ديدم بچه اى 11-10 ساله آن دور ايستاده و اشك مى ريزد و هق هق مى كند. صدايش كردم و گفتم چرا گريه مى كنى؟ گفت من خوشحالم. او را در آغوش گرفتم و نوازش كردم. گفتم پسرم چه شده؟ گفت به ما برس. گفتم مشكل شما چيست؟ گفت در روستايى چند كيلومتر بالاتر هستيم. آنجا مدرسه ما هيچ چيز ندارد و سقفش دارد پايين مى آيد و بچه ها مى ترسند زير اين سقف [بنشينند ]و همه نگران به مدرسه مى آيند. من گفتم چشم؟ به آقاى شيخ الاسلامى هم گفتيم و امسال در برنامه گذاشت كه ان شاءالله احيا بشود.

كارى كه شما انجام مى دهيد آنجاهاست؛ يعنى دلهايى شاد مى شود كه شادى لبخندشان به همه عالم مى ارزد؛ آدم دوست دارد همه عالم را بدهد و لبخند روى لب آن بچه 10 - 11 ساله كه هزار اميد و آرزو دارد، شكوفا بشود و بخندد.

من از اين جهت از همه تان صميمانه تشكر مى كنم و اميدوارم فرهنگى كه شما شروع كرده ايد، گام بعدى اش اين باشد كه وارد محتواى تربيت بشويم و در محتواى تربيت هم بايد مردم بايد وارد بشوند. اينكه فكر كنيم فقط دولت هست و... اصلاً اين طور نيست. تجربه كرده ايم و ديده ايم. اقتصاد را دولت نمى تواند، مردم درست كنند. كشاورزى، صنعت و فرهنگ را بايد مردم درست كنند. دولت بايد حامى مردم باشد، پشتيبانى كند، راهها را باز كند و موانع را بردارد. ما بايد اين كارها را انجام بدهيم. البته من اميدوارم جناب آقاى فرشيدى و همكارانشان و همه جامعه ارزشمند فرهنگى ما قدر اين تلاش شما را بدانند و در آن مدارس همان چيزى كه در نيت شما هست، ان شاءالله تربيت بشود، يعنى انسانهاى شايسته، شجاع، مؤمن، پاك، خلاق و عالم تربيت بشود كه هر نفرش بتواند دنيا را تحت تأثير قرار بدهد. اصلاً مسلمان شاد است، دليلى ندارد كه ناشاد باشد، بشاش است.

[صحبت حضار]

با چه مى شود عوض كرد؟ با هيچ چيز نمى شود عوض كرد. يكى از آنها را با هيچ چيز نمى شود عوض كرد؛ اينكه خداى نكرده اين استعداد برود و دلسرد و پژمرده بشود تا اينكه شكوفا بشود و به نهالى تبديل شود و در خدمت جامعه باشد.

ما اندونزى رفته بوديم. با دوستان صحبت مى كرديم. مى دانيد كه

اندونزى و مالزى توسط ايرانيها اسلام آوردند. چند صد سال قبل يك خانواده ايرانى آنجا رفته - اثر يك نفر را مى خواهم بگويم - و با مردم آنجا زندگى را شروع كرده است، اثر وجودى اش اين شده كه الان ما يك كشور 240 ميليون نفرى داريم، 220 ميليون نفرش مسلمان و علاقه مند به ايران هستند. حتماً در تصاوير ديده ايد. با عشق به ايران، دانشجويان و نخبگان دانشگاهى كه همه فوق ليسانس به بالا بودند، تابلويى درست كرده بودند كه در آن نوشته شده بود ايران در قلب من است. در مالزى هم همين طور است، چند صد سال قبل يك خانواده ايرانى كه بحمدالله در اين كشور پر است. به آنجا رفت و [اسلام را به اين كشور معرفى كرد. ]اين استعداد خدادادى اين سرزمين است. شما داريد كارى مى كنيد كه ان شاءالله همه اين استعدادها شكوفا بشود و در اين كشور يك دانه بذر هم خشك نشود و ان شاءالله همه به يك درخت تنومند تبديل بشود. اين هنر شماست.

شناسه خبر: 345  

- سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی