
سخنراني در جشنوارة تجليل از پژوهشگران و فناوران برتر
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 34361 -
شنبه 26 آذر 1390 - 18:05
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق زيارت شما همکاران عزيز و مجاهدان عرصه هاي علم و فناوري کشور را عنايت فرمود. حضور من در اين جلسه بيشتر براي تقدير و تشکر و عرض ارادت به همۀ عزيزاني است که براي پيشرفت علمي کشور تلاش مي کنند.
همان طور که آقاي وزير در گزارشي مختصر اشاره کردند، حرکت علمي و پژوهشي کشور، تلاش براي تبديل علم به فناوري و استفاده از علوم گوناگون يک حرکت پرنشاط و حقيقتاً افتخار آميز است.
من از همۀ کساني که امروز در جبهۀ علمي کشور مشغول تلاش هستند، صميمانه تشکر مي کنم. مي خواهم دو سه نکته را خدمت تان عرض کنم که اين هم در جهت عرض ارادت است.
نکتۀ اول، در باب اهميت علم است. شما همۀ استاد اين بحث هستيد. من فکر مي کنم که انسان و زندگي منهاي علم، زندگي انساني نيست. آنچه به انسان معنا مي بخشد و به زندگي انسان معناي انساني مي بخشد، علم است. آنچه انسان را از ساير موجودات جدا مي کند، علم و به کارگيري علم در ارتقاي زندگي، ساختن جامعه و فراهم کردن سعادت و کمال براي انسان و جامعه انساني است. فرق است بين انسان عالم و غير عالم. باور من اين است که همۀ ارزش هاي متعالي و آرزوهاي متعالي تاريخي انسان در بستر علم قابل تحقق است. به تعبير ديگر، فقط در بستر علم قابل تحقق است ولاغير.
اگر آحاد جامعه عالم باشند، اقتصاد، مديريت، صنعت، کشاورزي و… عالمانه باشد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ همۀ نقص ها ناشي از جهل يا کم اطلاعي يا عدم دسترسي به دانش مربوطه است. هرچقدر در زمينۀ علم کار کنيم و جلو برويم، کم است. هنوز در عالم اتفاقي نيفتاده است. آن انسان تعريف شدۀ توسط خدا هنوز به صورت انبوه بالفعل نشده است. بالقوه هست، اما بالفعل نشده است. آن که خدا مي گويد علم الآدم الاسماء. خدا همۀ علوم را به آدم تعليم کرد، علومي که بتواند برهمۀ هستي مسلط بشود و از همۀ ظرفيت هاي هستي براي پيشرفت، زندگي سعادتمند و کمال خودش استفاده کند. هنوز، اتفاقي نيفتاده است. حالا حالاها بايد پيش برويم و هرچه بيشتر بهتر.
چقدر زيباست که 75 ميليون شهروند، حتي آن کشاورز، جوشکار و مغازه دار و … همه عالم باشند. هرچه کار علمي انجام بدهيم کم است. بعد هم اين علم بايد به نوعي به زندگي و روابط اجتماعي منتقل بشود و اثر اجتماعي و اقتصادي داشته باشد و علمي مفيد و کاربردي باشد. ما حتي در حوزة علوم انساني علم کاربردي مي خواهيم. ما مي خواهيم کشور را اداره کنيم، چگونه اداره کنيم؟ مي خواهيم پيشرفت کنيم، چگونه پيشرفت کنيم؟ الگوي برنامه ريزي مان چه باشد؟ تاريخ را چگونه بخوانيم که به درد امروز و فردايمان بخورد؟ ادبيات را چه کار کنيم؟ علم مفيد علمي است که در خدمت تعالي انسان و جامعه و در خدمت پاسخگويي به نيازهاي حقيقي جامعه باشد. بايد کار کنيم.
در کار علمي يکي از پايه هاي اصلي، پژوهش است. پژوهش، يعني بازکردن فضاهاي جديد، ورود به حوزه ها ودستاوردهاي جديد و پاسخ به نيازها با روش هاي جديد و بهتر. علم آموزي و پژوهش دو بال-اند و با هم اند.
حالا خدا را شکر مي کنيم که هفتۀ پژوهش است و با عنوان پژوهش نامگذاري شده است. ان شاءالله به جايي برسيم و بگوييم سال پژوهش که از اول تا آخر سال همۀ بحث ها روي پژوهش باشد.
نکتۀ دوم، دربارۀ کارهايي است که انجام شده و انصافاً کارهاي خوبي انجام شده است. من يادم هست، موقعي قرار بود چهار نفر دانشجوي دکترا در اين کشور گرفته شود. استادان نگران اين بودند که ما چه موضوع تحقيق تعريف کنيم و چگونه راهبري کنيم. الآن همۀ دانشگاه هاي کشور دارند دانشجوي دکترا مي گيرند و امسال فکر مي کنم هشت هزار دانشجوي دکترا مي گيرند و اين غير از دکتراي تخصصي پزشکي است.
موقعي حسرت اينکه دانشگاه بتواند با صنعت ارتباطي برقرار کند و گره اي را از گره هاي جامعه باز کند، بر دل مانده بود. چقدر دفاتر باز شد، مشکلات، برو و بيا و نگراني بود، مرتب سمينار و کنفرانس تشکيل مي-شد و ارزيابي ها نشان مي داد که در آغاز راهيم.
الان ارتباطات تا حدود زيادي برقرار شده، مقدار زيادي خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده، قلق کار دست استادان و دانشجويان آمده و سريع پروژه تعريف مي کنند، کار را جلو مي برند و به نتيجه مي رسانند. در سال چندين نمايشگاه دستاوردهاي فناوري در کشور برگزار مي شود؟ خيلي زياد. جا نداريم برگزار کنيم. خيلي ها پشت درب مي مانند. چند اختراع ثبت مي شود؟ حالا آنهايي را که اعتبار علمي ندارند، کنار بگذاريم.
از بيست هزار تا اقلاً چهار پنج هزار تايش اعتبار علمي دارد و گره-اي را باز مي کند.
همين جا الان چهارده طرح افتتاح شده است. مثلاً آقاي آيت اللهي مجموعۀ کوچکي ساخته که بيوگاز درست کند. اين مجموعۀ کوچکي است که مي تواند در هر خانه و روستايي نصب بشود و از همان فضولات حيواني و فاضلاب خانه مي تواند انرژي مورد نياز خانه را تأمين کند و خيلي هم ساده است و با طبيعت کار مي کند. کارهاي زيادي شده است. قلق کار دست متخصصين ايراني افتاده است. از اين جهت ما خدا را شکر مي کنيم. چقدر پايان نامه ها، نوآوري ها، فناوري ها. آقاي دکتر آيت اللهي هم چيز خوبي ساخته بودند و ما خدمت شان عرض ارادت کرديم.
حالا در اينجا از چهارده موردش رونمايي شد. اگر جا بود و قرار بود رونمايي بشود، بايستي از هزار و دو هزار يا ده هزار تايش رونمايي بشود.
از اين جهت خدا را شکر مي کنيم که بالاخره تربيت دانشجوي کارشناسي ارشد و دکترا، تعريف پروژه و ارتباط با صنعت و تقريباً نظمي پيدا کرده و روي غلتک افتاده است. نمي گويم الان دارد از همۀ ظرفيت ها استفاده مي شود. نه، اينها پيش مي رود و ان شاءالله ظرف پنج شش آينده به نقطۀ کمال خودش مي رسد.
اما نکتۀ آخر من اينجاست. مي خواهم دربارۀ دانشگاه، عالم و پژوهشگر انتظاري را تعريف کنم. اينهايي که انجام شده، کارهاي خيلي خوبي است. اما من معتقدم مجموعه هاي پژوهشي و علمي کشور بايد نقش لوکوموتيو يا خط شکن را بازي کنند.
بايد دائماً اهداف عملياتي بسيار بالايي تعريف شود و دانشگاه بسيج بشود و آن هدف را محقق و آن قله را فتح کند. پشت سرش، بدنه اجتماعي، صنعت، فرهنگ و اقتصاد بالا بيايند و در واقع، آن حرکت کند و گره هاي اصلي را باز کند و کارهاي بزرگ را انجام بدهد و بقيه پشت سرش بيايند. يا به تعبير ديگر، به حرکت علمي کشور جهت بدهند تا يک هم افزايي ايجاد بشود و همه جهت پيدا کنند.
آقاي دکتر سليماني، که خدمت شان ارادت داريم، پيشنهاد خوبي دادند و گفتند بياييم پروژه هاي بزرگ و تحول آفرين را تعريف کنيم و مأموريت آن را به دانشگاه بدهيم و هر دانشگاهي يکي را بردارد.
ببينيم مشکلات کشور چيست؟ من چند موردش را مي شمارم:
يک، همين کاري که کردند و از دانشگاه شيراز دستگاهي را اينجا آوردند و گفتند ما مقدار برداشت از مخازن نفت را اضافه مي کنيم. همين را عنايت کنيد، ما 155 ميليارد بشکه نفت در جا داريم. حداکثري که ما الان مي توانيم از آن برداشت کنيم، 26 درصد است؛ يعني حدود 40 ميليارد بشکه نفت. يک دانشگاه صنعتي ما، مثلاً شيراز، اصفهان، اميرکبير، شريف و … بيايد مسئول بشود و بگويد من سه درصد را انجام مي دهم. از مطالعات، اکتشافات، تجهيزات، کاتاليست ها و هرچه لازم دارد، آقايان از طريق ميکروبيولوژي رفته بودند و کار کرده بودند. بگوييم برو سه يا پنج سال کار کن، پولش را هم ما مي دهيم و اين کار را انجام بده. اگر يک درصد به بهره وري اضافه شود، مي شود يک و نيم ميليارد بشکه؛ با احتساب بشکه اي صد دلار مي شود 150 ميليارد دلار؛ يعني فروش دو سال نفت کشور.
حالا اگر همين کار بخواهد انجام بشود، چقدر بايد بخش شيمي، فيزيک، مکانيک، تکنولوژي و مواد فعال بشوند و پشت آن صدها پروژه تعريف مي شود. دانشگاه يک مديريت کلان بکند و اين طرح را تمام کند. من فکر مي کنم دانشگاه سه ساله مي تواند آن را جمع کند. بالاخره ما همکاران خودمان را مي شناسيم.
بخش هاي پژوهشي، تحقيقاتي، دانشگاه و … همه جمع بشويم و تعريف کنيم و تا آنجا که مي شود، تمامي پروژه هاي فوق ليسانس و دکترا پشت اين قرار بگيرد. ببينيم چه اتفاقي در کشور مي افتد. اصلاً يک دفعه سطح علمي و تکنولوژي کشور صدها قدم و پله بالا مي رود يا در صنايع هوايي ما نيازمند دفاع و هواپيماهايي با سرعت بسيار بالاييم.
الان اين هواپيماهايي که پاکستان را بمباران مي کنند، هم رادار گريزند و هم سه برابر سرعت صوت سرعت دارند. از امريکا مي آيد و بمباران مي کند و بر مي گردد. نمي گوييم ما هواپيمايي درست کنيم که برود آنها را بمباران کند و برگردد. نه، مي توانيم هواپيما درست کنيم که در خدمت صلح باشد و پيام دوستي ببرد و بياورد.
يکي از پيام هاي دوستي اين است که آدم برود کانون هايي که دشمن توليد مي کنند، از نفس بيندازد و به لحاظ الکترونيکي و … آنها را خنثي کند يا جلويشان را سد کند.
اصلاً ما آن را کنار بگذاريم و مسافر جابه جا کنيم. اگر سرعت به جاي 900 کيلومتر، 2000 کيلومتر بشود، چقدر حرکت يک ملت سريع تر مي-شود و در عمر آدم ها صرفه جويي مي شود! ما عمر آدم ها را مي گوييم، اصلاً انرژي در مقابل عمر آدم ها چيزي نيست.
يک دانشگاه را مأمور کنيم که ما از شما پرونده هايي با اين مشخصات مي خواهيم. همۀ کارهايش را خودتان انجام بدهيد. برويد از بقيۀ بخش-هاي کشور، صنعت، دانشگاه ها و … کمک بگيريد.
در اقتصاد نيز همين طور؛ دانشکده هاي اقتصاد بيايند مسائل اقتصادي کشور را حل کنند. سيستم بانکداري اشکال دارد. بياييم قرار داد ببنديم و بگوييم بيا درست کن و طرحت را پياده کن. در مديريت نيروي کار مشکل داريم. کتاب نمي خواهيم، کتاب هست. کتاب را بايد نوشت. خوب هم هست. اما برنامه هايي که فردا اجرا بشود و نتيجه اش را بگيريم.
ما در مديريت کارخانه مشکل داريم. انرژي، حمل و نقل ارزان و يارانه مي دهيم، براي صادراتش هيچ عوارضي نمي گيريم، از ماليات هم معاف است اما نمي تواند با کوچک ترين کالاي خارجي رقابت کند. آيا ايراني استعداد ندارد؟ دارد. نمي توانيم؟ مي توانيم. بنشينيم. کار کنيم، پژوهش کنيم، کار علمي کنيم، گره هاي آن را باز کنيم، خيلي هايش گره ذهني، تجربي و فهم مطلب است.
در کشاورزي نيز همين طور است. من فکر مي کنم پيشنهاد ها را در شوراي عالي تحقيقات و فناوري وزارت علوم بياوريد؛ ده پروژة کلان و اصلي کشور که ذيل هر يک صدها پروژه و زير پروژه تعريف بشود. ما يک جا پول بگذاريم و بگوييم ظرف پنج سال دويست ميليارد پانصد ميليارد تومان پول مي دهيم.
تمام حرکت علمي کشور لااقل در اين بخش هم افزا بشود و بعد از پنج شش سال اتفاقات بزرگي بيفتد. بعضي کارها هست که نقش محرک و موتور را دارند و به علاوه تغيير نگاه و باور ايجاد مي کند. اولين ماهواره هايي که به آسمان پرتاب شد، درجۀ خودباوري و نوع نگاه را بالا برد.
حالا نمي خواهم اين بخش منتشر بشود. بعضي وقت ها آدم خيلي غصه مي خورد. بالاترين دانشمندان و توان علمي را داريم، اما در برنامه -ريزي ها از اين استفاده نمي شود. يک علتش اين است که با اينکه سيستم اداري محصول دانشگاه است، اما عادت نکرده از خاستگاه خودش بهره بگيرد. دانشگاه هم حوصله ندارد.
من فکر مي کنم ما تنها کشور در عالم هستيم که در تمام کشور دو شبکۀ انرژي موازي داريم: گاز و برق، در حالي که اينها قابل تبديل به هم هستند؛ يعني انرژي گاز قابل تبديل به برق است و هر کدام يک جا برود، نيازها را جواب مي دهد.
آقاي مقدم ما در کشور چند هزار کيلومتر شبکه گاز داريم؟ اصلي اش را بگوييد؟ ما فقط هفت هزار کيلومتر لولۀ اصلي داريم. هر يک کيلومتر از اينها با پمپاژ و همه اش چقدر در مي آيد؟ دو سه ميليارد. بستگي دارد به اينکه لولۀ 32، 48، 56 اينچ و … باشد. ارقام هزينه ها نجومي است. در حالي که ما مي توانيم گاز را داشته باشيم. برق نيز عين همان است. آن وقت چقدر هزينه هاي نگهداري و آسيب پذيري ها وجود دارد. گاز را به نيروگاه مي دهيم، به برق تبديل مي شود، با چند درصد راندمان؟ 37 درصد. الان نزديک 38 درصد شده و در اين دو سه سال فشار آمده که راندمان را بالا ببريد، 38 درصد شده است. بعد از محل نيروگاه بايد آن را سوار کابل ها و دکل ها کنيم و به محل مصرف برسانيم.
خود اين 15-16 درصد افت انرژي دارد. يعني حدود 5 درصدش هم از بين مي رود. ته آن 32 درصد مي شود؛ يعني 68 درصد گاز دارد از بين مي رود. يک پروژه تعريف کنيم که آن را چکار کنيم. يک برنامۀ عالمانه بريزيم. مي دانيد که سالي چقدر گاز در کشور مصرف مي شود، 130 -140 ميليارد متر مکعب. بگذارييد آن طرفش را بگويم. حدود 200 ميليارد کيلو وات ساعت برق توليد مي کنيم که بخشي از آن آبي و بقيه-اش گاز، گازوئيل، مازوت، ترکيبي و ...است. مي توانيد سرانگشتي حساب کنيد که چقدر گاز يا گازوئيل دارد هدر مي رود.
فقط همان 16 درصد را حساب کنيد. آن 63 درصد اوليه را کاري نداريم. ببينيد چقدر مي شود؟ حالا اگر ما کار کنيم و بگوييم سيستم نيروگاه هايمان را عوض مي کنيم و به جاي 38 درصد 55 درصد راندمان بدهيم، افت 16 درصد 5 درصد مي شود.
ارقام اصلاً نجومي است که اين ارقام اگر ذخيره بشود، کجا مي رود؟ به جيب مردم مي رود. الان دولت ماهي 45 هزار تومان مي دهد، مي تواند ماهي 300 هزار تومان به هر ايراني بدهد و بگويد من کف زندگي تان را تأمين مي کنم بعد شما حرکت کنيد و بالاتر برويد.
اينها کارهاي دانشگاه و مراکز تحقيقي و عالمان ماست و بايد به هدف هاي خيلي بزرگ فکر کنيم. چه کسي گفته ما نمي توانيم از ديگران جلو بزنيم؟ به چه دليل؟ هيچ دليلي وجود ندارد، الا خودمان. دولت امروز پاي کار است و در خدمتتان هستيم. آقاي وزير علوم، آقاي دکتر دانشجو، بسيار دلسوز، پرکار و پيگير، معاون علمي رئيس جمهور در خدمت شما و وزارتخانه و طرح هاي پژوهشي و کل دولت در خدمت-تان هستيم و از همۀ کساني که در مسير اعتلاي کشور زحمت مي کشند، پشتيباني مي کنيم. يک يا علي بگوييم. يک تصميم بگيريد و مثلاً بيست سرفصل تعريف کنيد و بگوييد آقاي دولت اين مقدار به ما کمک کنيد و ما اين بيست کار بزرگ کشور را انجام مي دهيم.
البته من هم پيشنهاداتي دارم و از ديد خودم مي دانم که کدام کارها مهم تر است. بحث کنيد، تصميم بگيريد و بپذيريد. يک دانشگاه يا چند دانشگاه با هم يک مجموعه بشوند و بيايند اين را بپذيرند و بگويند ما اين را انجام مي دهيم.
اصلاً حتي اگر نتيجه نداشته باشد، نفس اينکه پنج دانشگاه ما با هم بتوانند مديريت کار علمي بزرگ را انجام بدهند، پروژه ها را تقسيم و هدايت کنند خودش پيشرفت بزرگي است، موقعي برايمان سخت بود که يک فوق ليسانس را مديريت کنيم، حالا بياييم پروژه هاي عظيم تاريخ ساز را مديريت علمي و پژوهشي کنيم. وقتي آدم ها بزرگ شدند، جامعه بزرگ مي شود. اصلاً هدف از همۀ اين کارها اين است که انسان ها بزرگ و خدايي بشوند و به سمت خليفه اللهي بروند و با عظمت بشوند و راهش کار علمي است.
من از همۀ شما تشکر مي کنم، از جناب آقاي وزير، همکارانشان، رؤساي دانشگاه ها، مديران و معاونين پژوهشي، صنعتگران، فناوران، از همۀ کساني که با ايمان، عشق و اميد براي پيشرفت کشور و بالاتر از آن، پيشرفت انسان و انسانيت در حال تلاش هستند، تشکر مي کنم.
موفق، سربلند و پيروز باشيد
شناسه خبر: 34361
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451