
سخنراني در همايش تبيين طرح تحول مالياتي
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 34089 -
شنبه 12 آذر 1390 - 12:43
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
ايام شهادت امام حسين (ع) و ياران عزيزش را به شما، ملت ايران و جامعۀ بشري تسليت عرض مي كنم.
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق حضور در اين جلسۀ بسيار ارزشمند را عنايت فرمود. جلسه اي كه شايد اجر و ارزش آن كمتر از شركت در جلسات عزاي امام حسين(ع) نباشد.
چرا كه در راستاي خدمت به جامعه، پيشبرد و اصلاح جامعه است.
مطالب را به خوبي و مشروح فرمودند. من نمي خواهم مطالب را تكرار كنم. اما از زاويه ديگر سعي مي كنم كوتاه به موضوع بپردازم. شايد بيشتر روي سخن من با عموم ملت ايران باشد. امروز همه مصمميم ايران را بسازيم. پيشرفت، رسيدن به قله هاي تعالي، برپايي جامعه سعادتمند و پيشرفته، مرفه، قدرتمند، مستقل و عزيز اهداف مشترك همه ما و آرمان ملت ايران است. تحقق اين اهداف با كار عالمانه، خستگي ناپذير و اصلاحات بنيادين امكان پذير است. خادمان ملت در دولت و دولت برآمده از آراي ملت، بدون توجه به هياهوها و حرف و حديث هاي بي-ارزش و بي اعتبار و بدون توجه به فشارهاي داخلي و خارجي درصدد هستند تا عالمانه اصلاحات اساسي را در ساختارهاي اقتصادي و مديريتي كشور طراحي و اجرا كنند. تجربه نشان داد كه مي شود. آرزوهاي چندين دولت و ده ها سال پيگيري متخصصين و دانشمندان اقتصادي فرصت و بستر تحقق پيدا كردند و ديديم كه اگر عالمانه و خستگي ناپذير و همدل تصميم بگيريم اهداف بزرگ قابل تحقق است و اقدامات بزرگ اجرايي است.
كشور را بايد بسازيم. به نظرم دو عامل نقش كليدي در ساختن كشور دارند: عامل اول، عدالت است. اگر عدالت نباشد اولاً، پيشرفت پايدار اتفاق نمي افتد و در ثاني، امنيت، استقلال و آرمان هاي انساني فرصت تحقق پيدا نمي كنند. اگر بخواهيم كشوري پيشرفته و پايدار باشيم و همه در رفاه باشند و همبستگي ملي و عزت پايدار باشد، نيازمند عدالت است. عدالت فرصت شكوفايي همۀ استعدادهاي انساني در يك كشور است، حتي فرصت شكوفايي استعدادهاي طبيعي است. به همين دليل است كه مهم ترين مأموريت انبياي الهي بعد از دعوت به توحيد زمينه-سازي براي قيام عمومي در جهت استقرار عدالت است. عدالت سكوي اول براي رسيدن به سعادت است. محبت، همدلي، عزم، اراده، انگيزه، كار و... در سايه عدالت است. عدالت نباشد در بخش مهمي از جامعه انگيزه كار از بين خواهد رفت.
عامل دوم، مشاركت است. جامعه اي موفق است كه آحاد آن جامعه در مديريت، ساختن و نگهداري آن جامعه مشاركت فعال داشته باشند. همه بايد مشاركت كنند. مشاركت نباشد هيچ بخشي از امور جامعه اصلاح نخواهد شد.
بگذاريد يك مثال ساده بزنم. در تهران بيش از سه ميليون خودرو در رفت و آمد هستند. اگر فقط پنج درصد اين رانندگان يا خودروها در برنامه هاي ترافيكي مشاركت و همراهي نكنند، قوانين را رعايت نكنند، به حقوق خودشان پايبند نباشند و حقوق ديگران را رعايت نكنند، محال است كه پليس بتواند نظم ترافيكي را برقرار كند. در يك تقاطع در هر ساعت سه چهار هزار خودرو رد مي شود، اگر بيست خودرو رعايت نكنند اخلال به وجود مي آيد و وقت و انرژي همه تلف مي شود. پنج درصد خوب عمل نكنند تمام ترافيك در شهر تهران حتي در خيابان هاي فرعي قفل مي شود. در اجراي عدالت و ساختن هم همين طور است.
دولت هفت طرح را براي اصلاحات ساختاري در اقتصاد كشور دنبال مي كند. يكي از مهم ترين اينها طرح تحول مالياتي است. ماليات هم در جهت عدالت است و هم مشاركت عمومي در ساختن كشور است. اين سؤال هست كه چرا بايد ماليات بدهيم؟ يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه خيلي ها فكر مي كنند ماليات پول زور است. بنابراين به انحاي مختلف تلاش مي كنند كه يا اطلاعات شان را غيرشفاف نگه دارند يا چانه بزنند، بحث كنند، فرار كنند و كسي كه ماليات نمي دهد فكر مي كند كه برنده شده است. در حالي كه بازنده است.
چرا بايد ماليات بدهيم؟ ادارۀ كشور هزينه دارد. هزينه را چه كسي بايد بدهد و از كجا اين هزينه بايد پرداخت شود؟ يك كسي كه امروز در صنعت، كشاورزي و بازار مشغول فعاليت سالم اقتصادي است و درآمدي دارد، آيا اين درآمد فقط محصول كار خودش است و هيچ كس نقشي نداشته است؟ دو گروه شريك هستند؛ يكي مردم هم دوره و هم-عصر و يكي هم مردمي كه در گذشته تاريخ زندگي كرده اند و در درآمدي كه امروز من كسب مي كنم، شريك هستند. چطور؟ بالاخره من درآمدي كه كسب مي كنم مبتني بر يك سابقۀ تاريخي است. فرض كنيد يك نفر يخچال توليد مي كند، آيا اين فرد خودش يخچال سازي را ابداع كرده؟ خير. از اولين كساني كه آهن را شناختند بعد نفت، علوم فيزيك، شيمي، مكانيك، الكتريك، برق و... را كشف كردند و مرحله به مرحله پيشرفت دادند همه در اين شريك هستند. اين طور نبوده كه يك نفر از مادرش زاييده شود و به محض اينكه 18-20 سالش شد يكدفعه همه تاريخ را ابداع كند. همه زحمت كشيده اند؛ يعني ديگراني كار كرده اند و ثمرۀ آن را ما مي بريم. يكي هم كساني كه در اين دوره هستند. كساني كه امنيت را برقرار مي كنند و از كشور دفاع مي كنند. اگر امنيت نباشد فعاليت اقتصادي معنا ندارد. چه كسي مي تواند فعاليت اقتصادي بكند؟ سياست داخلي و خارجي را اداره مي كنند، بهداشت عمومي را تنظيم مي كنند. اگر در جامعهاي سلامت نباشد، بيماري هاي واگير و انواع بيماري هاي مسري باشد، ديگر در آنجا ديگر فعاليت اقتصادي معنا ندارد. الان مي بينيد بعضي كشورها كه از اين نظر مشكل دارند اصلاً آنجا اقتصاد معني ندارد و همه فرار مي كنند.
شما در ذهن تان تصور كنيد كه مردم كشوري شناسنامه و كارت شناسايي نداشته باشند. چطور امور اين كشور تنظيم مي شود؟ چطور كسي مي تواند فعاليت اقتصادي بكند؟ سازماني بايد باشد، كارت شناسايي و شناسنامه صادر كند تا مردم بتوانند ارتباط برقرار كنند و فعاليت كنند. اين يك امر حاكميتي مي شود و هزينه دارد. آن شخصي كه بايد امنيت را برقرار كند هزينه دارد. ممكن است بعضي ها بگويند ما نفت داريم. پس هزينه ها را از اين منبع پرداخت كنيد. بله مي شود از نفت داد و تا الان هم بخش مهمي از آن را از نفت داده ايم. اما آيا نفت يك منبع پايداري است؟ كدام پدر و مادري هست كه بگويد من كيف خودم را مي كنم، گور پدر بچه هايم. در حالي كه برعكس است و پدران و مادران هميشه تلاش ميكنند تا رفاه را براي فرزندان خودشان تأمين بكنند. حالا شما يك ملتي را تصور كنيد، نسل امروز، پدر و مادر نسل هاي فردا و پس-فردا است. نمي شود بگوييم ما بخوريم تا تمام شود و بعدي ها هر كاري ميخواهند انجام دهند. نه اينكه از نفت استفاده نكنيم، كجا بايد استفاده كنيم عرض خواهم كرد.
ادارۀ كشور هزينه هايي دارد كه بر دوش همه است. معلوم است كه هر كس درآمد بيشتري دارد هم از گذشتۀ تاريخي و هم از خدمات امروز بيشتر استفاده مي كند. اين خيلي روشن است، بايد بيشتر بپردازد. اسمش را ماليات گذاشته اند. هر چيز ديگري اسمش را بگذاريم؛ حق مشاركت در ادارۀ كشور، دين ما به ملت، دين ما به آينده يا گذشته. اسم آن مهم نيست. مهم اين است كه يك هزينه اي اتفاق مي افتد تا فعالان اقتصادي يعني تكتك مردم بتوانند فعاليت كنند و درآمد داشته باشند. آن سهم را بايد بپردازيم. چطور يك بار را جابجا مي كنيم پول كاميون را مي دهيم، كاميون نقش دارد، پولش را مي دهيم. بايد سهم كارهاي علمي، مديريتي، حاكميتي و امنيت پرداخته شود. همه هم بايد بپردازند. هر كس به نسبتي كه دارد از اين فرصت استفاده مي كند بايد بپردازد و بهترين شاخص آن هم نظام درآمد است.
پرداخت ماليات بالاترين جلوۀ مشاركت در مديريت كشور است. البته انتخابات، سياست، رأي دادن و ... هم هست. آنها هم مهم است. اما به نظر من مهم تر از آن مشاركت در مديريت اقتصادي كشور است. البته در سازندگي هم همين طور است. همه بايد كار كنند تا كشور ساخته شود. اگر عده اي بگويند ما كار نمي كنيم و فقط بهره مي بريم، كشور ساخته نخواهد شد. بدتر از آن اين است كه يك عده مرتباً پشت پا بيندازند. ديگران كار كنند و اينها مرتباً مانع تراشي و بهانه تراشي كنند، فضاهاي كاذب درست كنند و ايراد بگيرند. به آقاي دكتر حسيني مي گفتم كه بالاخره 30-40 سال آرزو اين بود كه اين طرح تحول اجرا شود حالا يك گروه آمده اند اجرا مي كنند و بيشترين فشارها هم روي دوش همين افراد است. هرچه سؤال، استيضاح، فحش و.. است براي اينهاست. هر كس خواست اصلاحات اساسي انجام دهد تحت فشار بود و اين زيبايي و شيريني كار اصلاحات است. اصلاحات اساسي كه در آن سختي نباشد به هيچ نمي ارزد و اصلاح نيست.
امام حسين(ع) براي اصلاح اساسي قيام كرد. بزرگ ترين اصلاح تاريخ بشر را امام حسين(ع) انجام داد، چرا كه ريل تاريخ را عوض كرد و حقيقت انسان را نجات داد. خيلي اصلاح عظيمي بود، والا انسانيت انسان زير خروارها تعصب، خودخواهي و حقارت ها دفن شده بود و اثري از توحيد، عدالت، جوانمردي و شجاعت باقي نمي ماند. امام حسين(ع) از بنيان جراحي كرد و تحمل هم كرد. شيريني و زيبايي اش به اين است.
حالا من مي خواهم چند جمله بگويم. اول خطاب به همكاران خودم و بعد به ساير قوا و بعد هم به ملت عزيز.
اول از همكاران خودم مي خواهم كه طرح تحول مالياتي را خيلي جدي بگيريد. فعاليت هاي اقتصادي در كشور بايد شفاف باشد و نظام مالياتي شفاف تر از آن. هر نقطۀ ابهام منشأ بي عدالتي، تبعيض و سوءاستفاده است. همه چيز بايد شفاف باشد. در اين لايحه هم كاري كنيد كه همه چيز شفاف باشد و قابل تعبيرهاي متفاوت و متناقض نباشد. روند ساختار دريافت ماليات بايد ساده، در دسترس و صريح باشد. كسي مي خواهد ماليات بدهد پانصد دفعه برو بيا نداشته باشد. ساده، همه فهم و قابل محاسبه باشد؛ يعني هر كس در دفتر كار و خانه خودش محاسبه و واريز كند. البته كارهاي خوبي انجام شده است. در اظهارنامه ها الان مردم مي توانند [محاسبه كنند]، ولي در محاسبه ها و پرونده هاي مالياتي و... [مشكل است]. آقاي حسيني، آقاي فرزين و آقاي عسگري تصميم بگيريد و با كمك اصناف بگوييد آقا هر كس خريد و فروش مي كند با كمك دستگاههاي خودپرداز ثبت شود.
در محاسبات مالياتي دقت كنيد عدالت رعايت شود. مبادا خداي نكرده در گوشه اي همكاري به خاطر چندرغاز ارقام سنگيني را از بيت-المال دريغ كند. البته من از مجموعه همكاران نظام مالياتي تشكر مي كنم. خيلي زحمت كشيدند، آمار را دادند. در طول بيست و چند سال 47 هزار ميليارد تومان ماليات دريافت شده و در چهار پنج سال اخير بيش از 140 هزار ميليارد تومان اخذ شده و اين يعني خيلي زحمت كشيديد و تلاش كرديد. اما مراقب باشيد. مردم در جامعه، مقايسه اي حركت مي كنند. يادتان باشد اصلاً انسان مسيرش را نقطه گذاري مي كند و نقاط نشانه مي-گذارد و مقايسه اي حركت مي كند. مثل يك راننده در جاده. اين طرف جاده، آن طرف جاده، خط وسط بيابان هست و دائم در ذهنش فرمان را تنظيم ميكند. مردم نگاه مي كنند بغل دستي اش و ديگران چه كار مي-كنند؟ اگر دو نفر كه به لحاظ اقتصادي همسان هستند يكي ببيند كه اين 300 ميليون درآمد داشت ولي ده ميليون داد. اما اين 300 ميليون درآمد دارد و بايد 60 ميليون بدهد، اين سخت مي شود. آن وقت توجيحات لازم براي مخفيكاري و فرار مالياتي فراهم مي شود. بايد عادلانه باشد. مأمورين مالياتي مثل كساني بايد باشند كه ورقۀ امتحان نهايي ديپلم را تصحيح ميكنند. حالا شما هم يك طوري تنظيم كنيد كه با كد باشد و كدها قابل شناسايي براي مأمور نباشد و خود مأمور هم راحت باشد. بايد طوري تنظيم كنيد كه عدالت، شفافيت، سهولت و سادگي را در خدمت مردم بياوريد.
ملت ايران ملت با فرهنگي است و همراهي مي كند. در طرح هدفمند كردن يارانه ها ديديد چقدر زيبا مردم همراهي كردند. واقعاً يك تجلي تاريخي و پرافتخار از روح جمعي عدالت طلب و خداجوي ملت ايران بود. طراز اجتماعي ملت ايران را در عرصه بين الملل صد پله بالا برد. بايد طوري تنظيم بكنيم كه همه بتوانند مشاركت كنند و احساس كنند كه عدالت هست. نيروي انساني، آموزش، تجهيزات و هر چيز ديگري كه بخواهيد در خدمتتان هستيم. دائم جلسات هماهنگي برقرار كنيد. شايد جز بخش هايي كه هر دو سه ماه يك بار شما بايد نشست سراسري داشته باشيد. بنشينيد موضوعات جديد را مطرح كنيد، تصميم گيري كنيد و در سراسر كشور هماهنگ باشيد. بايد به نقطه اي برسيم كه تمام فعاليت هاي اقتصادي ثبت و قابل رصد بشود و اينها شدني است.
اما خطاب به ساير قوا، ادارۀ كشور با يك قوه نيست و همه بايد كمك كنند. اين طور نيست كه يك قوه نوكر و كارگر است و بقيه ارباب هستند و بايد بنشينند دستور بدهند و بالا پايين كنند. نخير، همه بايد مشاركت و كمك كنند. آنها هم بايد شفاف سازي كنند. شما كلي تلاش مي كنيد، بخش مهمي از اسناد و اطلاعاتي كه شما مي خواهيد در ثبت شركت ها و اسناد املاك است. ثروتي كه در ثبت اسناد و املاك جابجا مي شود كمتر از بازار و مبادله كالا در كشور نيست. شايد سالانه بيش از يك ميليون معامله در كشور انجام مي شود. معامله خودرو را حساب كنيم بيشتر است. اينها بايد شفاف باشد و ماليات شان را بدهند. الان بخش مهمي از اقتصاد ما دست مؤسسات و شخصيت هاي حقوقي است؛ ثبت، تغييرات و جابجايي اينها. بايد هماهنگي كاملي باشد و بعد هم رسيدگي شود. اگر كسي تخلف و سوءاستفاده و ظلمي كرد، اين وقتي معرفي مي شود، بايد سريع رسيدگي شود. همه بايد دست به دست هم بدهند.
حالا در قانون گمرك خوشبختانه مجلس خوب همراهي كرد. ان-شاءالله در قانون ماليات و اصلاح نظام بانكي با همين سرعت و همدلي مجلس محترم همراهي كند بتوانيم اين چند سرفصل تحولي را عملياتي كنيم.
اما خطاب به مردم عزيزمان. بالاخره ماليات يك حق عمومي است. مردم ما حساس اند. اگر شخصي 50 تومان كسي را تضييع يا تصرف ميكند همه از او ناراحت هستند و خود آن فرد هم عذاب وجدان دارد. ماليات حق 75 ميليون انساني است كه امروز دارند با ما زندگي مي كنند و ده ها و صدها ميليون انساني كه در آينده خواهند آمد. مي گوييد نفت داريم، نفت را خرج كنيد. بسيار خوب، نفت را كجا خرج كنيم؟ نفت بايد بيايد به جاده، فرودگاه، بندر، كارخانه، صنعت، كشاورزي، شبكه هاي آبياري تبديل شود تا نسل ها از آن استفاده كنند. نمي شود نفت را صرف هزينه هاي مصرفي و جاري كرد. ممكن است بگوييد آقا ما پول را مي-دهيم ولي خوب خرج نمي شود. بعضي جاها ممكن است خوب خرج نشود. ولي مي بينيد كه در اين پنج شش سال چقدر در هزينه هاي مصرفي صرفهجويي شده است. براي اولين بار 25 درصد تعداد كاركنان دولت كاهش پيدا كرده. با اينكه كارهاي دولت چند برابر و مسئوليت هايش هم چه در داخل و چه در خارج كشور سنگين تر شده است. هزينه هاي مصرفي نميگويم صفر شده، ولي كاهش پيدا كرده است. ما كشوري بزرگ هستيم. بالاخره جايي هم ممكن است ريخت و پاشي بشود. اينها دليل نمي شود. روزي هر كسي مشخص است.
اميرالمؤمنين علي(ع) ميخواست برود به مسجد اسبش را به شخصي سپرد و گفت اين دستت باشد من بروم و برگردم. رفت و برگشت ديد اسب هست و يراقآلات آن نيست و آن فرد هم فرار كرده بود. فرمودند برويد آن شخص را پيدا كنيد. او را آوردند گفتند اينها را چه كار كردي؟ گفت بردم بازار دو درهم فروختم. حضرت فرمودند مي خواستم به تو دو درهم دستمزد بدهم. روزي كه ثابت است.
ثروت عمومي مثل يك استخر زلال است. هر تخلفي مثل وارد كردن يك آلودگي در آن است. هم زندگي خود آدم نابود ميشود و هم زندگي كل ملت، بعد تازه به كجا مي خواهيم برسيم؟ حالا به فرض اينكه كسي ماليات نداد و اصلاً اين هم در روزي او نبوده و به روزي اش اضافه شده. چه كسي حاضر است يك غذايي را در حالي كه مطلع است آن غذا مسموم است بخورد؟ به خدا مهلك ترين سم، ورود آلودگي هاي مالي به زندگي يك فرد و جامعه است. از بنيان متلاشي مي كند. بعد 60-70 سالش مي شود مي بيند كه هر كدام از فرزندانش به يك طرف رفته اند. از دنيا ميرود تلفن مي زنند يك گروهي مي آيد مي برد تا او را دفن كند. نه محبت، لذت و نه دستگيري هست. خدا عادل است. هيچ چيزي در دستگاه خدا به اندازه ذرهاي كه به چشم نمي آيد، گم نمي شود.
البته ملت ما اهل حلال و حرام است. اين فرمول ها و برنامه هاي اقتصادي نبايد توجيه كننده حرام خواري در كشور باشد. سيستم بانكي بيايد رباخواري را توجيه كند و چهار تا اسم اقتصادي بالاي سرش بگذارد. ربا كار خودش را مي كند. اسم يك زهر مهلك را شربت مي-گذاريم ولي وقتي خوردي آن تو را داغان مي كند. اسم آن مهم نيست بلكه ماهيتش مهم است. آلودگي وقتي وارد زندگي اجتماعي شد و مهم-ترين آلودگي، آلودگي مالي است، منجر به آلودگي هاي اخلاقي، فروپاشي خانواده ها و تخريب اخلاق ها مي شود. مگر مي شود آدم حق 75 ميليون نفر را بردارد و بعد هم براي خودش توجيه درست كند؟ چه توجيهي؟ حالا مأمور مالياتي و ما را گول زدي خودت و خدا را مي شود گول زد؟ اثر مخرب اين پول هاي آلوده در زندگي خودت را چطور مي-تواني كنترل كني؟ نمي تواني. نميگويم عموميت دارد، ولي يك مخزن بزرگ آب شهر با يك قاشق ميكروب يا باكتري آلوده مي شود و يك شهر مريض مي شود. آلودگي هاي مالي و اقتصادي مثل وارد كردن ميكروب به مخزن آب شهر و كشور است و اصل مال را مخدوش مي-كند. اين مال هم مرتباً مي چرخد.
نظام اقتصادي ما بايد بر پايه اجتناب از حرام و تأكيد بر حلال باشد. من كاري به اصطلاحات دانشگاهي و غيردانشگاهي آن ندارم، آن را آقايان مي دانند. مطمئن باشيم ناني كه مي بريم سر سفره زن و بچه نان حلال است. حالا متأسفانه بعضي ها فكر مي كنند ماليات ندهي حرام نيست، اما اگر از جيب يكي برداري حرام است. ماليات ندادن برداشتن از جيب 75 ميليون نفر است، چطور آدم راحت بخوابد؟ اينكه فعلاً اين نداد توجيه نيست. فلاني ماليات نداده و گناه كرده است. فلاني خودش را از طبقۀ هشتم پايين انداخت پس ما هم پايين بيندازيم؟ توجيه مي-شود؟
دوباره به همكاران خودم برمي گردم. يكي از مراكزي كه بايد بالاترين حد كرامت و احترام را براي مردم قائل شود نظام مالياتي كشور است. شخصيت مردم محترم است، بخصوص ملت ايران. شما خوب تنظيم، رعايت و اطلاع رساني كنيد، خواهيد ديد كه ملت ايران همراهي خواهد كرد. بايد به سمتي برويم كه انشاءالله هزينه هاي مصرفي و جاري دولت از طريق ماليات تأمين شود و درآمدي كه از سنگ معدن، سنگ مس، آهن، نفت و جاهاي ديگر كسب مي شود صرف سرمايه گذاري هاي ماندگار براي كشور شود. اينها شدني است و من مطمئنم.
از جناب آقاي دكتر حسيني مي خواهم همين طوري كه براي طرح هدفمندي جلسات همدلي، همراهي و توجيه گسترده برقرار شد، براي گمرك هم بايد همين كار را بكنيم. تمام كساني كه به نوعي با گمرك سر و كار دارند اصلاً اهالي اقتصاد كشور بايد بيايند بنشينند در جلسات بگوييد، توضيح دهيد، سؤالات را جواب دهيد و اگر پيشنهاد خوبي بود بگيريد و عملياتي كنيد تا انشاءالله مشاركت همگاني در اجراي طرح هاي تحول اقتصادي به طور كامل مثل هدفمندي شكل بگيرد.
از همه شما تشكر مي كنم؛ از اصناف محترم، مجموعه مالياتي كشور و استادان عزيزي كه كمك و مشاركت مي كنند و از هر كسي كه دلش براي اعتلاي اين سرزمين الهي مي تپد.
موفق و سربلند و پيروز باشيد.
شناسه خبر: 34089
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451