
سخنراني در مراسم سالگرد مرحوم كردان (مازندران)
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 34083 -
دوشنبه 21 آذر 1390 - 12:43
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعاً سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله الله اخر العهد مني لزيارتكم.
خداي بزرگ را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت فرمود تا در جلسه بزرگداشت خادمي عزيز و ماندگار در جمع شما مردم مؤمن، وفادار،
قدرشناس و انقلابي مازندران و شهر ساري حاضر باشم. جا داشت و جا دارد كه در اين جلسة بسيار ارزشمند علما،بزرگان و صاحب نظران دربارة جايگاه خدمتگزاري و خدمت و خادمان مخلص و مجاهد سخن بگويند و فرهنگ فداكاري، ايثار و تلاش مخلصانه را در جامعه نهادينه كنند.
من مي خواهم در خدمت شما خيلي كوتاه در تشريح عظمت زندگي و فداكاري مرحوم كردان جملاتي را عرض كنم. البته بسياري از شما از نزديك با او آشنا بوديد و زندگي كرده ايد و در صحنه هاي سخت سرنوشت ايستادگي، ايمان و عشق او را به ارزش هاي الهي از نزديك مشاهده كرده ايد سخن من تكراري خواهد بود.
من مي خواهم به اصل حقيقت، هدايت و كمال انساني برگردم. در ايام شهادت امام حسين (ع) هستيم.امام حسين (ع) چراغ هدايت و كشتي نجات است. اوج كمال انساني و تجلي همة زيبايي ها و ارزش هاي الهي در وجود امام حسين(ع) است. قيام، حركت و ايستادگي امام، لحظه به لحظة امام، فرياد، سكوت و عشق و اخلاص امام الگو و اسوه است و در قله و نقطة كمال است. حادثة عاشورا صحنه هنرنمايي خود خداست. خدا مي خواهد جمال، عظمت، قدرت، خلاقيت و همة صفات و اسماء الهي را يك جا و در يك صحنه متجلي كند؛ صحنة كربلا و حادثة عاشورا.
حادثة عاشورا و حركت امام و برنامه ريزي و عمل امام يك دورة كامل مكتب توحيد، نبوت، امامت ، عدل و معاد است. همة حقيقت و آن چيزي كه خداي متعال براي هدايت و كمال انسان فرو فرستاده و اراده كرده است، همة آنها در يك صحنه و صحنة كربلا و عاشورا در اختيار بشر و در معرض ديد همة انسان ها و همة تاريخ قرار گرفته است. كربلا اوج توحيد و اوج عشق و محبت، اوج روابط زيبايي خانوادگي و اجتماعي و اوج اخلاص و نقطة كمال عبوديت امام و ياران امام است و صراط مستقيم و راه زندگي عزتمند و آزاد و خدايي است. كربلا راه انسان زيستن و تحقق همة آرمان ها و اهداف پيامبران در طول تاريخ است. همان چيزي است كه خداي متعال از انسان و انسان الهي توقع دارد.
همه حادثة عاشورا درس است. ابعاد حادثة عاشورا بيشمار است. من مي خواهم كوتاه يكي از اين ابعاد مهم را بازگو و يادآوري كنم. امام حسين(ع) آمدند راه و مسير درست و صراط مستقيم الهي را ترسيم كردند. اوج عزت، ايثار و فداكاري را نمايش دادند. جلوة خدا را در انسان به ظهور و عمل رساندند. اما حادثة عاشورا يك اتفاق بزرگ و برنامه ريزي بسيار دقيق و ظريف از ناحيه امام حسين(ع) براي تفكيك مرز اسلام ناب محمدي از خط نفاق، خودخواهي ها، قدرت پرستي هاست.
عزيزان من! بدترين ظلم به جامعة بشري ظلمي است كه از ناحية مدعيان عليه بشريت اعمال مي شود. اين ظلم هم خطرناك ترين،هم
اثرگذارترين و هم ناجوانمردانه ترين ظلمي است كه عليه دين، ارزش هاي ديني و الهي انجام مي شود. كساني آمدند كه از اساس به حركت و رسالت پيامبر و توحيد و ارزش هاي الهي هيچ باوري نداشتند، هيچ اعتقادي به خدا، قيامت و اسلام نداشتند، گفتند كه اساس رسالت پيامبر يك داستان بوده است. اما همان افراد با لباس جانشيني پيامبر و با توجيه مشروعيت به ناحق گرفته شده از پيامبر عزيز به دنبال سلطه بر جامعه،غارت جامعه و تحميق جامعه و ادامة حكومت داري و قدرت-نمايي بودند.
در چنين شرايطي كه ظالمان و غاصبان خود مدعي حق و جانشيني پيامبر هستند، تفكيك صراط مستقيم و مسير حق از باطل بسيار بسيار سخت، مشكل و ناشدني است. در شرايطي كه دنياطلبي ها، دنياپرستي ها و خودخواهي ها عموميت و سيطره پيدا كرده و مشروعيت خود را به نام جانشيني پيامبر و رهبري ديني بر جامعه تحميل مي كند، تفكيك خط حق از خط باطل بسيار بسيار مشكل است.
شما دوران امام علي و امام حسن(ع) را ببينيد، كساني بودند كه روزها در صف حضرت امام حسين (ع) بودند، اما شب ها در لشكر دشمن و در حال رد و بدل كردن معاملات، مبادلات و قول و قرارها؛ يعني هم از چهرة دين و هم از امكانات باطل و ضد دين استفاده مي-كردند كه در دورة امام حسين(ع) اين به اوج خودش رسيد. فرهنگ خودخواهي، دنياطلبي، كار براي خود و فرهنگ نفاق عموميت پيدا كرد. در چنين شرايطي بازآفريني و باز شناساندن خط توحيد كار سختي است و نيازمند فداكاري، مظلوميت، خون دادن و خون جگر خوردن است و امام حسين(ع) اين مأموريت عظيم را به زيبايي انجام داد و به ثمر رساند.
شما ببينيد صحنة كربلا، صحنة مديريت امام حسين (ع) است. مخالفين امام و دشمنان دين مدعي بودند كه امام عليه حكومت قيام كرده و بيعت نكرده و بر حكومت جانشين پيامبر خروج كرده است. اين ادعاي آنها بود، ادعايي دروغ. آنها دشمن كسي كه عليه حكومت قيام كردند نبودند. ديديم كه با بسياري از دشمنان حتي دشمن غير مسلمان كنار آمدند و همكاري كردند. آنها با اساس پيامبر،دين و عدالت و توحيد دشمن بودند و امام حسين (ع) بايد به زيبايي اين چهرة نفاق را بر ملا مي كرد و ادعاي دروغين را افشا مي كرد.
صحنة كربلا را ببينيد،امام چقدر زيبا طراحي مي كند. قدم به قدم ادعاهاي دشمن را باطل مي كند و در برابر چشم تاريخ قرار مي دهد. صحنه كربلا را ببينيد؛ مدعي بودند كه امام عليه حكومت قيام كرده است. بسيار خوب، كسي كه عليه حكومت قيام مي كند با او چه مي كنند؟ او را دستگير مي كنند و اگر جنگي شد او را مي كشند، اما صحنه كربلا فقط كشتن نبود. امام آن قدر زيبا برنامه ريزي كرد تا چهرة نفاق براي هميشه تاريخ افشا شود و صراط مستقيم الهي در برابر ديد جهانيان قرار بگيرد.
به صحنة كربلا نگاه كنيد، آنها مي خواستند ريشه را بزنند اما نمي-گفتند
مي خواهيم ريشه را بزنيم، امام كاري كرد كه معلوم شد مي خواهند ريشه را بزنند. امام گفت شما با من دشمن هستيد، من بيعت نكرده ام، با اين بچة شش ماهه چه كار داريد. باز امام خط را روشن مي كند و چهرة آنها را افشا مي كند. مي گويد به اين بچه شش ماهه آب بدهيد مي ميرد و آب هم ندهيد مي ميرد. مشكل آنها اگر واقعاً عدم بيعت امام بود ساعاتي صبر مي كردند، اين بچه به طور طبيعي از دنيا مي رفت. اما چه كردند؟ با تير گلوي بچه شش ماه را نشانه گرفتند. اين تير نشان دهنده عمق عقده ها، كينه ها، شقاوت ها و دشمني هاي آنها با اصل دين، توحيد، عدالت و نبوت بود. به بچه چه كار داريد. حالا بچه را كشتيد، امام را كشتيد، تمام اينها عليه حكومت قيام كرده بودند، همه آنها را كشتيد تمام شد. چرا بعد از اينكه كشتيد اسب ها را تجهيز كرديد و با اسب ها بر بدن هاي مطهر تاختيد؟
معناي اين چيست؟ آيا اين هم مقابله با گروهي است كه بر خليفه رسول الله قيام كردند و خروج كردند؟ نه خير، معلوم است كه موضوع چيز ديگري است. معلوم است داستان، داستان خروج عليه خليفه نيست و شما با اساس مشكل داريد و عقده هاي خودتان و اجدادتان را كه در جنگ خندق، احد و حنين به وجود آمد را خالي مي كنيد، معلوم است كه شما وقتي اميرالمؤمنين در جنگ خندق آن طور مي درخشد و شما كم
مي آوريد، به خاطر اينكه ايمان نداشتيد و از اول با نفاق آمده بوديد عقده-ها را خالي مي كنيد.
حالا كشتيد، چرا زن و بچه را اسير گرفتيد؟ زن و بچه كه كاري
نمي توانند بكنند. حالا زن و بچه را اسير گرفتيد، چرا سرهاي بريده را جلوي زن و بچه ها مي آوريد؟ معلوم است كه داستان چيز ديگري است.
عزيزان من! خواهش مي كنم عنايت كنيد. داستان كربلا دورة كاملي از مكتب است. كربلا به ما مي گويد هر كس در هر لحظه آن چيزي است كه در طول عمر زندگي كرده است. اين نيست كه در يك لحظه كسي زير و رو شود. كساني كه يك عمر با خودخواهي و هواي نفس زندگي كرده اند، در لحظه هاي حساس و سرنوشت عفونت درونشان به بيرون منتشر خواهد شد. در صحنه هاي سرنوشت نمي توانند كنار حق بايستند. امام مي آمد با اينها صحبت مي كرد. در هر مرحله بارها صحبت كرد كه وجدان آنها را بيدار كند. به آنها نشانه داد و استدلال كرد. حواسشان را جاي خودش آورد بسياري تأييد كردند، ولوله در لشكر افتاد اما چون زندگي آنها سراسر و در طول عمر آسودگي بوده نمي توانستند طرف حق را بگيرند.
بعضي ها مي گويند حر در يك لحظه زير و رو شد. بله، امام اين قدرت را دارد كه در يك لحظه انسان ها را زير و رو كند، اما حر نتيجة يك عمر زندگي سالم خودش را به دست امام گرفت و امام به او عنايت كرد و آن عمر سالم زيستن به فرياد او رسيد و در جبهه حق قرار گرفت.
امام آمد تعليم كرد كه عزيزان من، زندگي را بر مدار حق تنظيم كنيد والا در لحظه هاي سرنوشت پاها خواهد لرزيد، تشخيص جبهه حق و باطل مشكل خواهد شد و ننگ ابدي براي انسان هاي دنياپرست رقم خواهد خورد. و داستان كربلا داستان جاري در تاريخ است. كل يوم عاشورا وكل ارض كربلا. هر لحظه، لحظه انتخاب است.
خدا را سپاسگزاريم كه ملت عزيز ايران و مردم عزيز مازندران مردمي علوي، حسيني و مهدوي هستند. مردم مازندران مردمي الهي، موحد و در خط امام حسين(ع) و در خط نوراني ولايت و امامت هستند. سلام و درود خدا بر شما.
اما يك جمله كوتاه دربارة مرحوم علي كردان. شما او را بهتر از من
مي شناسيد. فرزند برومند ايشان گفت چرا ايشان تنها رفت؟ چرا آن صحنه را طراحي كردند؟ چرا اجازه سخن گفتن ندادند؟ چرا هياهو كردند؟ چرا اين طور و صدها سؤال ديگر. من مي خواهم بگويم، جناب آقاي كردان! پدر شما مردي مؤمن بود و در تمام زندگي مؤمن زندگي كرد. در خدمت انقلاب و در خدمت مردم، پاي ارزش ها و آرمان هاي انقلاب ايستاد و خدا به او اين عظمت را عنايت كرد كه رفت در صحنه-اي تك و تنها براي اينكه خط را روشن بكند. معلوم بود كه طراحي براي سال 1388 و براي زدن جبهه حقيقي انقلاب و اسلام ناب محمدي است والا يك وزيري گيريم كه اشتباهي كرده. خوب استيضاح يعني چه؟ استيضاح يعني طلب توضيح كردن. سوال مي كنيم، آقا شما توضيح بده اين كار را براي چه انجام داده ايد؟ اين حرف را براي چه زدي؟ اما هجوم سنگين تهمت، افترا، دروغ، لجن پاشي، توهين مستقيم چه ربطي به استيضاح دارد؟ در استيضاح نبايد احترام كسي از بين برود؟ يك سؤال، جواب. قانع شدي، رأي مي دهي و قانع نشدي رأي نمي دهي. چرا اين قدر جوّسازي؟ از رسانه هاي بيگانه تا بعضي رسانه هاي داخلي و آدم هاي سستي كه در طول زندگي شان يك حرف صادقانه از زبان آنها در نيامده است و همه در يك جبهه براي اينكه قامت اين مرد را بشكنند، چرا؟
به خاطر اينكه اهداف بعدي در كار است و خوش به حال شما و خوش به حال پدر شما كه مردانه ايستاد و به امام حسين(ع) تأسي كرد.
مي توانست كارهاي ديگري بكند. الان داريم كه مي آيند به وزير مي گويند آقا اين امكانات و امتياز را به ما بده، ما كاري به تو نداريم. خيلي مسائل پشت صحنه جفت و جور مي شود اما مرحوم كردان اين را نپسنديد. اين زيباست.
عزيزان من! طول عمر و زندگي مهم نيست، كيفيت زندگي مهم است. امام فرمود: رهبر ما آن طفل سيزده ساله است. يك طفل سيزده ساله آن قدر اوج مي گيرد كه امام مي گويد رهبر ما طفل سيزده ساله است، اما
آدم هايي داريم 90 ساله عمر كرده اند، در لحظه نودمين سال وابستگي آنها به دنيا و به جاه و مقام بيشتر از يك جوان 16 ساله و 25 ساله است. مهم نيست كه مرحوم كردان چند سال عمر كرد، بلكه مهم اين است كه پاك، سرافراز و خدمتگزار زندگي كرد.
من به عنوان خادم مردم شهادت مي دهم كه مرحوم كردان مردي پاك، دلسوختة انقلاب و ارزش هاي انقلاب و مردم بود. هر جا مي شنيد كسي مشكل و نيازي دارد مي سوخت و در حد توان تلاش مي كرد كمكي بكند. او با اين شيوة زندگي و انتخاب بزرگ به من گفت فلاني من نمي خواهم تو به مجلس بيايي، بلكه مي خواهم تنهايي حضرت زهرا (س) را درك كنم. اين عظمت يك مرد و حاصل يك عمر زندگي شرافتمندانه است. او با شرافت زيست و با شرافت از دنيا رفت. خوش به حال او و خوش به حال همة كساني كه دين خدا، توحيد و ارزش هاي الهي را با زخارف دنيا عوض نمي كنند و خوشا به حال مردم عزيز مازندران كه در دامان خودشان علما، فقها، عرفا، مجاهدان، خدمتگزاران، مديران و انسان هايي بزرگ را تربيت و به بشريت عرضه كرده اند.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 34083
- سفرهای داخلی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451