- سخنراني در همايش بين‌المللي فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 21:53
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در همايش بين‌المللي فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 33425 - 

چهارشنبه 2 آذر 1390 - 12:52

اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه فرصت حضور در اين نشست ارزشمند و گفتگو با شما را عنايت فرمود.

همان‌طور كه همه مي‌دانيد موضوع اقتصاد در طول تاريخ و به ويژه امروز از مهم‌ترين موضوعات پيش‌روي جامعة بشري است. به گونه‌اي كه آحاد بشريت در تمام زندگي با آن سر و كار دارند. به طور طبيعي در چنين نشست‌هايي گفتگوها پيرامون زمينه‌ها، امنيت و مشوق‌ها براي سرمايه‌گذاري، قوانين و مقررات و سود‌آوري است.

اما من مي‌خواهم از اين فرصت استفاده كنم، از منظر ديگري به موضوع اقتصاد و فعاليت‌هاي اقتصادي نگاه كنم و مطالبي را خدمت شما عرض كنم. در واقع مي‌خواهم رابطة اقتصاد با انسان و تأثير فعاليت‌هاي اقتصادي بر روابط اجتماعي و انساني را مورد بررسي قرار بدهم.

خيلي روشن است كه قبل از هر بحثي بايد خود انسان را مورد گفتگو قرار دهيم. انسان چيست و به دنبال چيست؟

اگر تعريف درستي از انسان ارائه شود، رابطة درستي ميان تمام پديده‌ها و انسان قابل تعريف خواهد بود. ما معتقديم انسان يك موجود كمال‌طلب و سعادت‌جوست. هدف از همة فعاليت‌ها و تلاش‌هايي كه در اين دنيا انجام مي‌دهد، رسيدن به سعادت است. ما معتقديم انسان آزادي‌طلب است، مطالبة آزادي در فطرت و نهاد هر انساني نهفته است. همه به دنبال آزادي هستند و ما معتقديم كه انسان موجودي است كه به دنبال جاودانگي است و مي‌خواهد ابدي باشد. در طول تاريخ همة انسان‌ها به دنبال سعادت، كمال، آزادي و جاودانگي بوده‌اند.

من فكر مي‌كنم تحقق اين آرمان‌هاي بشري در ساية دو عامل خواهد بود؛ يعني رسيدن به كمال، سعادت، آزادي حقيقي و جاودانگي در ساية دو عامل عدالت و عشق و محبت است.

عدالت شرط اول و پاية شكوفايي حقيقت انساني است. اصل انسانيت انسان، در ساية حاكميت عدالت محقق خواهد شد و عدالت زيباترين، بهترين و مهم‌ترين عامل تنظيم‌كنندة روابط بين انسان‌ها و ملت‌هاست.

عدالت فرصت كمال و سعادت را براي همة انسان‌ها فراهم مي‌كند. عدالت يعني ارائة فرصت متناسب و عادلانه براي حركت، تلاش، نوآوري، پيشرفت و برخورداري به همة انسان‌ها. عدالت يعني فرصت در اختيار همه قرار بگيرد. عدالت يعني فراهم كردن شرايط محيطي براي رشد انسان و انسانيت انسان.

خداي متعال استعدادهاي نا محدود و شگرفي در انسان به امانت گذاشته است. شرط اول براي شكوفايي و رشد اين استعدادها و استفادة از اين استعدادهاي الهي برپايي عدالت است. در حاكميت عدالت همه سود مي‌برند. شرايط امروز جهان را نگاه كنيد. از حدود 7 ميليارد جمعيت جهان، بيش از 3 ميليارد نفر در فقر به سر مي‌برند. اگر عدالت باشد اولاً، فقري نخواهد بود، ثانياً، همه در فعاليت سازندة اقتصادي مشاركت مي‌كنند و ثالثاً، وقتي همه وارد فعاليت سازندة اقتصادي شدند، همه سود بيشتري مي‌برند. حتي كساني كه امروز با اعمال تبعيض و چپاول ثروت ملت‌ها تصور مي‌كنند كه سود بيشتري مي‌برند. اگر عدالت برپا شود آن‌ها هم سود بيشتري خواهند بود.

در ساية عدالت، امنيت پيدا مي‌شود. يكي از مباحث مهم در ميان فعالان اقتصادي، امنيت پايدار اقتصادي است. امنيت پايدار فقط و فقط در ساية عدالت اتفاق مي‌افتد. شما به مقدمات دو جنگ جهاني اول و دوم در قرن گذشته نگاهي بيندازيد، ريشة اصلي اين جنگ‌ها بي‌عدالتي و تبعيض و تمايل به عبور از مرزهاي عدالت بود. اگر عدالت باشد همه سود خواهند برد.

آزادي هم در ساية حاكميت عدالت محقق مي‌شود. عدالت نباشد، آزادي معنا ندارد. عدالت يعني ارائة فرصت آزادي به آحاد انسان‌ها. پس هر كس دنبال آزادي است بايد قبل از آن به دنبال عدالت باشد. عدالت نباشد، آزادي چه معنايي دارد. لشگركشي مي‌كنند، كشوري را تصرف مي‌كنند و يا بدون لشكركشي در ساية مناسباتي ناعادلانه حق اعمال حاكميت ملي، آزادي بيان، انسان بودن و پيشرفت را از ملت‌ها مي‌گيرند. امروز شما در ميان بيش از سه ميليارد فقير جهان برويد، آزادي چه معنايي دارد؟ كسي كه براي نان شب نيازمند است، آزادي براي او چه مفهومي دارد و چطور مي‌تواند آزاد باشد؟ از چه آزاد باشد؟ اگر مناسبات سياسي و اقتصادي حاكم بر جهان مناسبات يك سويه و ناعادلانه باشد، آزادي چه معنايي دارد؟ آزادي هم تنها و تنها در ساية عدالت محقق خواهد شد.

و عامل دوم محبت، عشق و مهرورزي است. عزيزان من اصلاً انسان يعني محبت و مهرورزي. اگر عنصر محبت و مهرورزي را از انسان بگيريم، چيزي از انسانيت انسان باقي نمي‌ماند. جامعة بشري را در ذهنتان تصور كنيد. همة روابط را ترسيم كنيد. اگر از روابط ميان انسان‌ها، محبت برداشته شود، ديگر سعادت، كمال، آزادي و انسان چه معنايي دارد؟ انسان يعني عشق و محبت، انسان‌هايي كه دلشان از محبت به ديگران خالي است، ظاهر انساني دارند. در بعضي مواقع كساني پيدا مي‌شوند آن قدر دل‌هايشان از محبت خالي مي‌شود كه درجة آنها از حيوانات درنده هم پايين‌تر و پست‌تر مي‌شود. چطور مي‌توانيم بگوييم آنها انسان هستند؟

اجازه بدهيد مقايسه‌اي كنيم ميان بعضي به ظاهر آدم‌ها و بعضي از حيوانات. عوامل اصلي بر پايي جنگ‌هاي اول و دوم در اروپا حداكثر صدنفر هستند. آنهايي كه طراحي كردند 100 نفرند كه به خاطر زياده خواهي، ميل به برتري و چپاول سرزمين ديگران، بيش از 70 ميليون انسان را كشتند. در كدام مقطع تاريخي ما سراغ داريم كه ظرف 7-8-10 سال صد گرگ 70 ميليون گوسفند را كشته باشند؟ نداريم .

يا در همين 10 سال اخير. عدة قليلي در مراكز قدرت جهاني براي حل مشكلات اقتصادي و خروج از بن‌بست و تسلط بر منابع خاورميانه، جنگ راه ‌انداختند، بهانه سازي كردند. افغانستان و عراق را اشغال كردند. بيش از يك ميليون انسان را كشتند و مجروح كردند و بيش از 5 ميليون انسان را آواره كردند. چرا اين‌ها بدتر از حيوانات درنده هستند؟ چون دلشان خالي از محبت و عشق است. اگر كسي عاشق انسان‌ها باشد، راضي نمي‌شود كه حتي يك نفر در دنيا گرسنه بخوابد. اگر كسي دلش پر از محبت به انسان‌ها باشد، راضي نيست خون از دماغ كسي بيايد. بالاتر بگويم، اگر كسي دلش پر از محبت به انسان‌ها باشد، راضي نيست به يك مورچه صدمه بزند. چطور راضي مي‌شوند براي غارت نفت خاورميانه اين طور لشگركشي كنند؟ زن‌ها، مردها، كودكان، پيرمردان و پيرزنان را قتل عام كنند؟ اين‌ها دلشان از محبت خالي است.

عزيزان من! اگر روابط و فعاليت‌ها بر اساس محبت باشد همه سود مي‌برند. اصلاً ضرر معنا ندارد. يك مادر كه براي فرزند خودش فداكاري مي‌كند، احساس ضرر مي‌كند؟ هر دو سود مي‌برند، هم فرزند هم مادر. اگر روابط ميان انسان‌ها و مبناي فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي محبت به انسان‌ها باشد، همة مسابقه‌ها و رقابت‌ها تبديل به فداكاري‌ها، مسابقه و رقابت در خوبي‌ها و زيبايي‌ها مي‌شود. تصور كنيد دنيايي كه همه همديگر را دوست دارند و تنظيم‌كنندة رابطة ميان انسان‌ها عشق و محبت است. آيا در چنين شرايطي تبعيضي خواهد بود؟ فقر، جنگ، تحقير و كينه‌اي خواهد بود؟ هرگز؛

عزيزان من. همة مشكلات جامعة بشري در طول تاريخ به خاطر فقدان عدالت و خالي شدن قلب‌ها از محبت و عشق بوده است. جهاني را تصور كنيد كه همه جا عدالت و محبت است. آن وقت زندگي چقدر زيبا خواهد شد؟ چه كسي ضرر خواهد كرد؟ هيچ كس و همه سود مي‌برند. محبت، رمز و راز عدالت و عدالت آفرينندة محبت است و عدالت و محبت رمز شكوفايي حقيقت انسان است.

برگرديم به فعاليت اقتصادي؛ انسان‌ها به هم نيازمندند. فعاليت اقتصادي فرصتي است براي تنظيم روابط ميان انسان‌ها و ملت‌ها، فرصتي است براي سعادت، كمال حقيقي و شكوفايي حقيقت انسان‌ها. فعاليت اقتصادي بايد در خدمت انسان و انسانيت انسان باشد؛ بايد فدا و قربان انسانيت انسان شود. فعاليت اقتصادي اگر بر اساس عدالت و محبت باشد همه سود خواهند برد و زندگي زيبا و با سعادت براي همة ملت‌ها و انسان‌ها به وجود خواهد آمد.

دوستان و عزيزان! هركس به دنبال سعادت است و همه هستند، حتي آن جنايتكاراني كه 70 ميليون انسان را كشتند. اگر از آنها بپرسيم به دنبال چه هستيد مي‌گويند ما دنبال سعادت، كمال و جاودانگي هستيم. راه رسيدن به سعادت خدمت به جامعه و تلاش براي سعادت ديگران است. اگر 7 ميليارد جمعيت دنيا هر كس فقط خودش باشد به هر وسيله و به هر قيمتي، چه اتفاقي خواهد افتاد؟

من فكر مي‌كنم اگر عدالت و محبت را برداريم و هر كس فقط خودش باشد و كسي به فكر سعادت ديگران نباشد، جهنمي در همين كرة زمين برپا خواهد شد كه همه در آن خواهيم سوخت. كما اين كه الان همه دارند مي‌سوزند. همة مشكلات بشر ناشي از فقدان محبت و عدالت است و امروز جهان نيازمند يك نظم جديد است.

معلوم شد كه نظم مبتني بر تبعيض و كينه‌ورزي، سعادت جامعة بشري را به ارمغان نمي‌آورد. دنيا را ببينيد، كجا آرامش است؟ كجا اطمينان خاطر و اميد به آينده هست؟ ما نيازمند يك نظم جديد در تمام مناسبات هستيم. در مناسبات سياسي و فرهنگي و به ويژه اقتصادي بايد عدالت باشد. نمي‌شود چند كشور يا دولت و يا گروه سرمايه‌دار بي‌فرهنگ خودشان را مالك دنيا بدانند، و براي پر كردن جيب خودشان دنيا را به آتش بكشند. انسان‌ها، فرهنگ‌ها و محبت‌ها را نابود كنند.

اين نظم انسان را به سعادت نخواهد رساند. مي‌بينيم كه نرسانده است. ما نيازمند نظم جديدي مبتني بر عدالت، محبت و در خدمت همة انسان‌ها و ملت‌ها كه كرامت و آزادي و سعادت همة انسان‌ها را تضمين كند و همه سود ببرند و اين نظم خواهد آمد. اين وعدة خدا و همة پيامبران الهي است كه با حركت انسان‌هاي صالح و تلاش انسان‌هايي كه قلب‌هاي آن مملو از عشق و محبت به انسان‌هاست و حركت انسان‌هايي كه عدالت را پاية مناسبات خود قرار داده‌اند. ان‌شاءالله عدالت و عشق بر جهان حاكم خواهد شد.

امروز ملت و كشور بزرگ ايران با استعدادهاي ويژه و استثنايي آماده است تا براساس عدالت و محبت در اين مأموريت بزرگ، ساختن جهان، رفاه بشريت و پيشرفت ملت‌ها مشاركت كند. ما دست همة كساني را كه براي خدمت به بشريت، عدالت و محبت و به ويژه آنان كه براي فعاليت سازندة اقتصادي تلاش مي‌كنند، به گرمي مي‌فشاريم.

دوستان بياييد با كمك يكديگر جهاني زيباتر و انساني‌تر بسازيم.

موفق، سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 33425  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی