- سخنراني در همايش روز خانواده و تكريم از بازنشستگان
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 21:52
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در همايش روز خانواده و تكريم از بازنشستگان

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 33106 - 

سه‌شنبه 1 آذر 1390 - 14:10

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه اين توفيق را عنايت فرمود امروز لحظاتي را در خدمت شما بزرگان و عزيزان باشم.

مطالب خوبي را سركار خانم عطاريان و جناب آقاي وزير مطرح كردند و نيز عزيزاني كه بزرگواري كردند و ارشاد كردند و همة ما را به بهره رساندند.

من مي‌خواهم دو سه مطلب و يك نكتة مهم را يادآوري كنم. چهار نفر از عزيزان صحبت كردند و همه استفاده كرديم، به خصوص خانم فلاحي كه ركوردهاي زيادي در زندگيشان دارند. يكي از ركوردهايي هم كه به نام ايشان ثبت شد، اين بود كه گفتند 68 ساله هستند. من فكر كردم كه اگر بخواهيم تجليل، تكريم و احترام كنيم چه بايد بگوييم. بخش مسائل مادي را آخر مي‌گذارم و برويم سر اصل موضوع.

مهم‌ترين موضوع عالم، انسان است. چرا انسان، هر روز و ثانيه‌اش مهم است؟ پاسخ به اين سؤال بسياري از معيارها و نوع نگاه به گروه‌هاي مختلف اجتماعي را تغيير مي‌دهد و راه را براي برنامه‌ريزي‌هاي فردي و اجتماعي باز مي‌كند.

تمام هستي را در ذهنتتان بياوريد. موجودي مهم‌تر از انسان هست؟ آيا خداي متعال مخلوقي بالاتراز انسان خلق كرده است؟ هرگز. خدا همة اين عالم را براي انسان خلق كرده است و براي او يك مقصد و نهايتي را قرار داده است.

بعضي‌ها مي‌گويند اين هستي اتفاقي به وجود آمده است. انسان‌ها موجوداتي بودند كه وقتي تكامل يافتند، انسان شدند. اگر با اين نگاه وجود انسان را بررسي كنيم به جايي نخواهيم رسيد. زماني از آسمان به انسان نگاه مي‌كنيم كه خدا اين همه مخلوقات داشت، چرا انسان را خلق كرد؟ ملائكه كه دائم درحال عبادت و تقديس خدا هستند و ساير موجودات، جماد، گياه و حيوانات هم همين‌طور در يك مدار مشخص دائماً در حال تسبيح و تقديس و عبادت هستند. مطلقاً از مدار خود خارج نمي‌شوند. همه در چارچوبي كه خدا گذاشته زندگي مي‌كنند و عبادت خدا را به جا مي‌آورند.

خدا چرا انسان را خلق كرد؟ خود خدا پاسخ مي‌دهد. خدا انسان را براي اينكه جلوة خدا در اين هستي باشد خلق كرد. اگر خدا انسان را خلق نمي‌كرد، در اين عالم شناخته نمي‌شد. ظرفي براي معرفي خدا وجود نداشت. موجود برتري لازم بود كه ظرفيت‌هاي بي نهايت داشته باشد و بتواند صفات الهي را مجسم و ترسيم كند و نمايش دهد.

اگر انسان خلق نمي‌شد، راهي براي شناخت خدا و حقايق عالم وجود نداشت. خدا انسان را در بالاترين ظرفيت ممكن خلق كرد. يعني استعدادي در انسان گذاشت كه بتواند خدايي و جلوة خدا شود و هر كس به او نگاه كرد، كاّنه خدا را ديده است.

ذات و حقيقت خدا دست نيافتني و ناديدني است. چون خدا محيط بر ماست. ما نمي‌توانيم بر محيط، محيط شويم، ما محاط و مخلوق هستيم و نمي‌توانيم بر خالق محيط شويم. اما چطور خالق را بشناسيم؟ خدا ظرفي را به نام انسان قرار داد با استعدادهاي بي‌نهايت. ما مي‌گوييم خدا عالم است. چطور بفهميم علم خدا يعني چه؟ زماني كه به چهرة يك عالم نگاه مي‌كنيم مي‌فهميم علم خدا يعني چه. خدا حكيم است؛ حكمت خدا را چطور دريافت مي‌كنيم؟ زماني كه يك انسان حكيم را مي‌بينيم.

خدا انسان را كه خلق كرد و دو مأموريت براي او معين كرد كه اين دو مأموريت با هم و در راستاي هم است. مأموريت اصلي انسان اين است كه خودش را از اين زمين بكشد تا خدا و بداند انسان ابدي است. انسان براي ابديت آفريده شده است و در اين زندگي ابدي بايد به سمت خدا حركت كند و خدايي شود. جلوة خدا شود، در كنار و جوار خدا برود. در رابطة انسان و خدا جوار، مكاني است و معنا ندارد. اين را مي‌گوييم براي اينكه به ذهن نزديك شود.

انسان مي‌تواند آن قدر بالا رود كه جلوة خدا شود. داستان انسان و ملائكه را همه شنيده‌ايد. وقتي خدا مي‌خواست انسان را جانشين خودش قرار دهد، جانشين بايد رنگ و بويي از نسخة اصلي داشته باشد و اختيارات او را داشته باشد. خدا همة اسماي الهي را به انسان تعليم و ظرفيت شكوفايي او قرار داد. بعد به ملائكه گفت به انسان نگاه كنيد و به انسان گفت اسماء و صفات الهي را بروز بده. وقتي بروز داد، خدا به ملائكه گفت سجده كنيد و سجده كردند. به غير از براي خدا مگر مي‌شود سجده كرد، نمي‌شود. سجده فقط براي خداست؛ چرا به انسان سجده كردند؟ چون جلوه‌اي از خدا شد. خدا از انسان خواسته كه به آنجا برسد.

در همين دنيا هم خدا از انسان خواسته كه يك زندگي سعادتمند داشته باشد كه در آن غم، غصه و اندوه نباشد و همة اين استعدادها را درهمين دنيا نشان دهد. من نمي‌خواهم وارد اين قسمت دوم شوم. رسيدن به قسمت اول هم از درون و تلاش براي قسمت دوم است. يعني رسيدن به خدا از دل تلاش براي ساختن همين دنيا اتفاق مي‌افتد. كسي گوشة جنگل زندگي كند و بگويد مي‌خواهم به خدا برسم، به خدا نمي‌رسد، به خدا رسيدن از دل تلاش براي كمال، پيشرفت و سعادت جامعه اتفاق مي‌افتد.

انسان ابدي است و سه مقطع زندگي دارد. يك مقطع قبل از اين دنيا، يك مقطع اين دنيا و يك مقطع هم بعد از اين دنيا. قبل از اين دنيا را خاطرتان هست كجا بوديد؟ اختياري وجود نداشت و سير كمالي بالا و خواستة خدا هم اتفاق نمي‌افتد. بعد همه به اين دنيا مي‌آيند. آن مقطعي كه خدا به انسان اختيار داده كه تصميم بگيرد، بسازد، كمال پيدا كند و شكوفا شود، اين دنياست و بعد دوباره اختيار سلب مي‌شود.

خدا خواسته به خودش برسيم. ابزارش را هم داده است. بزرگ‌ترين ابزار و فرصت براي انسان زندگي همين دنياست. چون قبل از اين دنيا اختياري نداشتيم. اگر داشتيم هر كس پدر و مادر و شكل و قيافه خودش را انتخاب مي‌كرد. بالاترين هدية خداوند عمر اين دنياست و بايد سوخت لازم را در اين دنيا براي رسيدن به خدا ذخيره كنيم. مهم‌ترين و بزرگ‌ترين دارايي انسان زندگي همين دنياست. پس هر ثانيه و دقيقة زندگي دنيا مهم است.

بنابراين انسان در اين دنيا هيچ وقت از مُد نمي‌افتد. چه كسي گفته كسي كه 16 ساله است از يك فرد 90 ساله مهم‌تر است. بله، 16 ساله تحرك بيشتري از 90 ساله دارد. اما از نظر سير كمال انساني مگر تفاوتي با هم دارند. تا روزي كه نفس مي‌كشد، فرصت كمال دارد و اتفاقاً وقتي تجربه مي‌اندوزد و سرد و گرم را مي‌چشد فرصت بيشتري براي كمال و شناخت دارد.

همة لحظات اين دنياي محدود مهم است. دوران كودكي و نوجواني نشاط هست، اما دريافت و دركي وجود ندارد. زمان تلف شده است. سنين بالا دورة ميوه چيني و ثمردهي و دورة استفاده با راندمان خيلي بالا از زندگي است. منظورم راندمان اقتصادي نيست. منظورم مسير رسيدن به خداست كه مهم است. همة لحظات عمر مهم است. هرچه سن بالاتر، مهم‌تر و ارزشمندتر و عزيزتر است. شايد به همين دليل است كه پيامبر (ص) فرموده‌اند: بزرگان موجب بركت هستند.

حالا مي‌خواهم به همين بحث‌هاي خودمان برسم. از اين نگاه هيچ مقطعي به عنوان مقطع رها شدن انسان وجود ندارد. يعني انسان بايد به خدا برسد. يعني چه كه كار من تمام شد. كار تمام شدني نداريم. يك اشتباهي اتفاق افتاده است. قراردادي بستيم كه جايي كار كنيم. دورة قرارداد تمام شده است. اما دورة انسان چه؟ تمام نشده است. فرض كنيد قراردادهاي كار 5 ساله بود و هر كس مي توانست 5 سال 5 سال هرچند بار كه مي‌خواهد قرارداد ببندد. يك 5 سال تمام مي‌شد، مي‌گفتيم دورة ما تمام شد؟ 5 سال دوم، سوم و... گفتند آقاي دكتر زنجاني 55 سال است دارند كار مي‌كنند. سال‌هاي اول اين 55 سال فرقي با سال آخرش مي‌كند؟ بله، تفاوتش اين است كه در سال‌هاي اول تحرك بيشتر و در سال‌هاي آخر تعقل بيشتر است.

قرارداد كه تمام شد، همه چيز تمام شد؟ خير، تازه شروع مي‌شود. ما خوشحال شديم كه آقاي شيخ الاسلامي گفتند اين اسم‌ها را عوض مي‌كنيم. به افتخار موفق بودن در انجام قرارداد، تعهدات، مسئوليت‌ها و... شما مأموريتتان را در اين قرارداد خوب انجام داديد. قراردادها و كارهاي ديگر هم هست. برويم انجام دهيم.

تلاش انسان براي كمال پايان ندارد. بالاترين شرف در درون انسان، انديشه است كه هميشه با انسان هست. يك فكر مي‌تواند جهان را متحول كند. از اين نگاه خستگي و خارج از رده شدن معنا ندارد. اينها متعلق به نگاه دنياي مادي است كه از انسان يك بهرة اقتصادي را ارزيابي مي‌كند، نه انسانيت انسان را. به طور طبيعي هر كس كمالات بيشتري دارد، محترم‌تر و عزيزتر است و در جامعه ارزشمندتر. فرض بر اين است كساني كه سن بالاتري دارند كمالات بيشتري دارند. بايد اين طور باشد كه خوشخبتانه در كشور ما اين طور هست.

من مي‌خواهم دو سه توصيه داشته باشم. اول به خودم و همكارانم. تشكر مي‌كنم از خانم عطاريان و بقيه دوستان كه كارهاي خوبي انجام دادند. البته بايد دغدغه‌ها را كنار برد و دغدغه‌ها زماني كنار مي‌رود كه عدالت در جهان حاكم شود. اگر ثروت‌هاي جهان عادلانه توزيع شود، همه در بالاترين سطح رفاه زندگي مي‌كنند. جهان پر از ذخاير است.

خانم عطاريان، آقاي شيخ الاسلامي و خود من. اول دريافتي همكاراني كه قرارداد 30 ساله‌شان تمام شده است، اين را تا حد ممكن بالا ببريم. هر چقدر كه شده و از هر جا كه بتوانيم. هر طرحي كه شدني باشد با امكانات كشور، من با افتخار پشتيباني مي‌كنم. خانم فلاحي گفتند دو فرزند دارند. خانم فلاحي بايد 12 انسان برجسته مانند خودش به جامعه تحويل دهند. اشكال دارد امثال ايشان كه برجسته هستند 1000 نفر در كشور داشته باشيم؟ آنهايي كه قرارداد مرحله اولشان تمام شده، پا به سن گذاشته‌اند و خرجشان هم بيشتر است، عروس، داماد، نوه و نتيجه دارند؛ قراري با هم بگذاريم. شما به بچه‌هايتان سفارش كنيد نوه و نتيجه را زياد كنند ما هم حقوق‌ها را زياد مي‌كنيم.

دوم، بحث سلامت و درمان است كه بايد همة عزيزان را پوشش كامل دهيد، ما هم پشتيباني مي‌كنيم. هر چقدر كه بابت همكاراني كه قراردادشان تمام شده، پاداش‌ها و مواردي كه بايد داده مي‌شده و داده نشده است و مطالبات كه تمامي ندارد، بياوريد كه امسال جمع و جور كنيم كه در حساب و كتاب ما با عزيزان چيزي باقي نماند. درمان و سلامت را هم بايد جدي بگيريم.

يك سفارش دارم براي نوجوانان‌، جوانان و ميانسالان كشور. بالاخره خداي متعال سنت‌هايي را گذاشته است كه هر كس نتيجة عمل خود را مي‌بيند و عادلانه است. از هر دستي كه بدهي از همان دست مي‌گيري. اگر جوانان و نوجوانان قدر بزرگ‌ترها را بدانند حتماً زندگي سعادتمندي خواهند داشت. ما درمقابل مادي‌گرايان از بيان اين مطالب شرمنده نيستيم.

در آنجا بچه تلفن مي‌زند كه پدر من مريض شده است، شما بياييد ببريدش. ما فرهنگ ديگري داريم. مي‌گوييم اگر فرزندي به پدر و مادرش خدمت كند بالاترين عبادت است كه راه رسيدن به خدا و كمال هم هست. خدا مي‌گويد اگر دست و پاي پدر و مادرت را بوسيدي من بهشت را به تو مي‌دهم. اينها فرهنگ ماست و حقايقي است كه خدا قرار داده است. خدا راه رسيدن به خود را از مسير رفتارهاي انساني تعيين كرده است. نبايد اين شلوغ‌كاري‌هاي دنيا، روابط عاطفي ما را مختل كند.

ببينيد كه خدا چقدر دقيق مي‌گويد اگر پدر و مادري از فرزندشان ناراضي باشند، او را نمي‌بخشم. بعضي مي‌گويند ما ثواب و خيرات مي‌كنيم و... اما خدا مي‌گويد همة آنها يك طرف، يك لبخند به روي پدر و مادر يك طرف. يك لبخند زدي عوض همة آنها را خواهم داد. من به شما بگويم حتي اگر كسي دنبال گشايش رزق و روزي خودش است و دوست دارد خدا به زندگي‌اش بركت مادي بدهد، راهش خدمت به پدر و مادر است. اين فرهنگ ماست؛ فرهنگ جوانان و ميانسالان. الحمدلله پدر و مادر خيلي از شماها كه اينجا هستيد در قيد حيات هستند. پدر اگر 150 ساله هم باشد، پدر است. فرزندش هم 130 ساله شود باز فرزندش است. اين رابطه از بين نمي‌رود.

و اما سفارش به شما عزيزان، اولاً با اراده و محكم، از ثانيه‌ها و لحظات استفاده كنيد. يادمان باشد چيزي كه انسان‌ها را حفظ مي‌كند و به حركت در مي‌آورد، در مسير كمال و حافظ و جامعه كشور است، عشق، محبت و مهرباني است. ذات مشكلات جامعه از اين است كه مهرباني و محبت كم مي‌شود. اگرمحبت باشد، چند پدر و مادر پيدا مي‌شوند به فرزندشان ظلم كنند؟ جزء محالات است، مگر اينكه از تعادل خارج شده باشد و آدم عادي نباشد. چند پدر و مادر را پيدا مي‌كنيم كه خودش را فداي فرزندانش نكرده باشد؟ تقريباً پيدا نمي‌شود. همه زندگي‌شان را براي بچه‌ها مي‌دهند. براي اين كه دوستش دارد. رابطة بين فرزند و پدر و مادر در رابطة محبت است نه تجاري، اقتصادي و كارفرما.

اگر جامعه‌اي سرشار از محبت شد، در آن جامعه هيچ مشكلي پيدا نمي‌شود. اگر كسي دلش پر از محبت باشد، از پول مردم سوء استفاده مي‌كند؟ نمي‌كند. مي‌شود ظلم كند؟ دستش در جيب ديگران باشد و حق ديگران را ضايع كند؟ محال است.

من فكر مي‌كنم مأموريت اصلي گسترش محبت و مهر و عشق در جامعه بر عهدة بزرگ‌ترهاست. دل بزرگ‌ترها كانون محبت است. اين محبت را بايد در جامعه جاري كنند. هرچه محبت باشد، پشت آن سعادت است. اصلاً سعادت منهاي محبت معنا ندارد. سعادتمندي را در تاريخ پيدا كنيد كه عاشق انسان‌ها و انسانيت و ديگران نبوده است. محال است. پيامبران عاشق انسان‌ها بودند، همة پيامبران و پيامبر عزيز اسلام عاشق‌ترين به انسان‌ها بود.

يكي از كارهاي شما مهرورزي و اميد و اراده دادن است. جوان مي‌آيد سرد و گرم نچشيده، در زندگي برايش مشكل پيدا مي‌شود، انگار دنيا به آخر رسيده است. يك جملة شما زندگي‌اش را زير و رو مي‌كند. با يك اميد دادن، همة قله‌ها را فتح مي‌كنند و بعد هم انديشيدن، گفتن، نوشتن و تأمل كردن كه تعطيل نمي‌شود. هميشه هست و اينها سرمايه‌هاي عظيمي است. هر كس هم بالاخره در شغلي مشغول به كار مي‌شود.

اما شما مأموريت‌هاي بزرگ‌تر داريد. اميد، انرژي، اراده، خودباوري و روحيه دادن، ترويج مهر و محبت در جامعه، اينها قيمت ندارند. فرمودند كار انبياء است. يك بزرگ در يك خانواده مثل يك پيامبر در يك قوم است. همين كارها، كارهاي پيامبري است. پيامبران آمده‌اند اميد، محبت، پاكي و خوباوري بدهند و تشويق كنند. آمدند چشم‌ها را باز كنند.

من از همة شما صميمانه تشكر مي‌كنم. اميدوارم اگر خدا عمري به بنده داد و سال ديگر در اين روز در خدمت شما بودم، ببينيد كه خانم عطاريان و آقاي شيخ‌الاسلامي همة مطالبات را پاك كرده‌اند و سلامت و دريافتي را هم به سطح مناسبي رسانده‌اند. آقاي شيخ الاسلامي به تمام تعهدات عمل مي‌كند. ممكن است دير و زود داشته باشد، اما سوخت و سوز ندارد و با افتخار همه‌اش را انجام مي‌دهيم.

موفق و سربلند و پيروز باشيد.



شناسه خبر: 33106  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی