
مصاحبة زنده تلويزيوني
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق گفتگوي مجدد بامردم عزيزمان، هم بينندگان و هم شنوندگان را عنايت فرمود.
ايام ماه ربيع را به همة ملت خوب ايران و همة بشريت تبريك عرض ميكنم و صميمانه از حضور تاريخ ساز و افتخارآفرين ملت ايران در روز 22 بهمن كه چشم جهان را خيره كرد و يك بار ديگر عظمت ملت ايران را به صحنه آورد، تشكر ميكنم. سلامي صميمانه به همه شما دارم.
گزارشگر:
جناب رئيس جمهور شايد يكي از مهمترين موضوعاتي كه از ابتداي مسئوليت جنابعالي در كسوت رئيس جمهور ايران هميشه بر آن تأكيد داشتيد، بحث تغيير و تحولات اساسي در جهان بوده و نظم نويني كه در جهان در حال استقرار است. اخيراً همة دنيا شاهد تغييرات گسترده در جهان اسلام به ويژه منطقة خاورميانه بوده است. خوشحال ميشوم در آغاز بحث ارزيابي شما را از اين تغييرات بشنويم.
رئيسجمهور:
همان طوري كه اشاره كرديد، يك تحول جهاني در حال اتفاق افتادن است. واقعيت اين است كه نظم حاكم بر جهان نظمي ظالمانه است. نه تنها غير انساني، بلكه ضد انساني است. اين نظام سرمايهداري تمام استعدادها را در خود كشته و جلوي شكوفايي انسانها و ملتها را گرفته است. حالا يك بُعد آن غارت منابع ملتهاست. آنها با تخريب فرهنگ، انديشهها، حركت انساني و ارزشهاي انساني چيزي باقي نگذاشتهاند. يك ديكتاتوري مدرن است كه همة ويژگيهاي ديكتاتوري را دارد. ميبينيد در دنيا يكه تازي ميكنند.
اين نظم ضد سنتهاي الهي و آن حقيقت و فطرت بشر است. انقلاب اسلامي تلنگري زد و فطرتها در ايران بيدار شد و اين بيداري در همه جاي دنيا به سرعت گسترش پيدا كرده و ويژة مسلمانها يا ايرانيها نيست. منتها ادبياتها و نحوة بيان فرق ميكند. شما در امريكاي جنوبي هم برويد، ميبينيد امروز مردم از وضع موجود به شدت ناراضياند و هيچ اعتمادي به نظام حاكم بينالملل ندارند و اصلاً هم ساختارها و انديشههايش را قبول ندارند. ميگوييم دنبال چه هستيد؟ ميگويند ما دنبال عدالت، پاكي و محبت هستيم. اينها همان اصولي است كه تحت ساية توحيد و انديشههايي كه ملت ايران معرفي ميكند، محقق خواهد شد؛ يعني عدالت زماني محقق ميشود كه توحيد باشد و توحيد زماني استوار ميشود كه عدالت باشد. محبت و پاكي زماني ميآيد كه عدالت باشد و عدالت مقوم آنها و آنها هم مقوم عدالتاند. اين يك حركت جهاني در كل دنياست و طبيعي است كه در منطقه ما هم انعكاس داشته باشد.
امروز همه باور كردهاند كه حق انسانهاست كه مديريت، دخالت، مشاركت، نظارت و انتخاب كنند و حرف بزنند و نظرشان را بگويند. همة اينها ذيل اتفاقي است كه آن هم تغيير نگاه انسانها از افق قبيله، نژاد و جغرافيا به افق جهاني است.
من فكر ميكنم كه در اين دوره انسانها ارتقا پيدا كردهاند و نگاه و مطالبات انسان، معيارها و ارزشهاي جامعة بشري تغيير پيدا كرده و يك نگاه جهاني است. البته عوامل زيادي مؤثر بود. همان كساني كه تلاش كردند ارتباطات را گسترش بدهند. يك موقع افق نگاهها كجا بود و الان كجاست؟ ارتباطات الان كجاست؟ شما هر جا نشستهايد با هر نقطة دنيا ارتباط داريد و اصلاً در لحظه ارتباط داريد. اينها تغيير است و اصلاً انسان جهاني است.
انسان آمده كه جهاني زندگي كند و انسانيت زماني شكوفا ميشود كه جهاني باشد. انسان محصور در قبيله، نژاد و حتي جغرافيا به همان اندازه كوچك است و خدا نخواسته كه انسان كوچك باشد و خواسته بزرگ باشد. وقتي نگاه انسان جهاني شد، ديگر نظام سلطه (نظام يك سويهاي كه ميخواهد انديشههاي اقليتي منحرف كه با يك برداشت سطحي بسيار محدود از انسان و جامعة انساني ميخواهند خودشان را تحميل كنند) را نميپذيرد. اين نميشود و انسانها بزرگ شدهاند و زير بار نميروند. اين اتفاق دارد ميافتد.
البته نظام سلطه تلاش ميكند و خيال ميکند كه ميتواند آن انرژياي كه به دليل بزرگ شدن در جامعة بشري متراكم شده (اين انرژياي كه بزرگ شده ميخواهد آزاد شود) را مديريت و مهار كند. صحنهها را ميبينيم، اما اشتباه ميكنند. ممكن است در يك بازده زماني خيلي كوتاه كارهايي انجام دهند. اما جوششي كه درحال اتفاق افتادن است، از متن جامعه و از آن پايينترين لايههاي جامعه است که انديشهها و نگاهها عوض شده و مطالبات در حال بالا آمدن است و آنها نميتوانند آن را مديريت كنند.
به تعبير يكي از دوستان اينها مثل كسي هستند كه روي يك برگ يا تخته پارهاي كه روي يك رودخانة خروشان دارد حركت ميكند، اينها روي آن تخته پاره نشستهاند دارند فرماندهي ميكنند، خط ميكشند، ميخ ميكوبند، با تانك، هواپيما، مسلسل، تبليغات، رسانه. در صورتي كه اين تخته پاره دو كيلومتر پايينتر با يك آبشار دررودخانه محو ميشود. اين رودخانه الان حركت عمومي جامعة بشري است و نشانههاي آن هم در منطقه ما به طور طبيعي خودش را نشان ميدهد، اما بدانيم كه جهاني است.
ما عجله نداريم كه فكر كنيم الان فوري يك دستاورد آرماني نصيبمان ميشود، خير. اگر ما انتظار اين را داشته باشيم، ممكن است دچار اشتباه شويم، اما بدانيم كه در بستر درستي حركت اتفاق ميافتد و اينها هم دست و پا ميزنند. واقعاً در اقتصاد، سياست و تئوري پردازي در بنبست هستند و نميتوانند اوضاع امروز جهان را تفسير كنند. نه تنها نميتوانند مسئله را حل كنند بلكه نميتوانند تحليل درستي از اوضاع امروز جهان ارائه دهند، حتي اگر بتوانند در يك نقطه يك پروژه را اجرا كنند. بالاخره ممكن است بتوانند در جايي پروژهاي را اجرا كنند و يكي را ببرند و يكي را بياورند. اين نبايد كسي را فريب دهد كه نخواهد داد. بيشتر خودشان فريب ميخورند. فكر ميكنند دارند اين موج عظيم را مهار ميكنند.
اين موج ميرود و ما بايد به سمت حكومت جهاني برويم. هر ملتي اگر ميخواهد سعادت را تجربه كند، بايد در اين روند مشاركت كند، چون بدون يك نظم عادلانة جهاني شما نميتوانيد يك محيط عادلانه و پيشرفته داشته باشيد. اينها لازم و ملزوم هم هستند. براي اينكه شما اصلاً بدون دنيا نميتوانيد زندگي كنيد. چگونه ميتوانيد زندگي كنيد؟ نشدني است. اقتصاد، فرهنگ و سياست، همه چيز به هم وصل است و يك روستا را هم نميشود بسته اداره كرد، چون نگاه همان روستا هم جهاني است. وقتي نگاه جهاني شد، مديريت يك كشور در طول مديريت جهاني قرار ميگيرد و بايد با نگاه مديريت جهان وارد شويم و اثرگذاري كنيم، آن وقت ميبينيم داخل هم بهتر اداره ميشود، يعني اصلاً دست باز ميشود، ابتكار عملها و راه حلها [بيشتر ميشود] و ديگر آدم منحصر به چهار الگويي كه آنها دادهاند، نيست. هزاران الگو در مقابل انسان قرار ميگيرد. راه حلهاي گوناگون ميآيد. چون اين يك شكوفايي است. شما وقتي از يك ريل اجباري كه آنها طراحي كردهاند، خارج شديد هزار راه در برابر شماست.
اين مثال را من يك بار ديگر زدهام. شب خوابيدهايم برف زياد آمده، صبح از خانه بيرون ميآييم. اگر كسي قبل از ما از مسيري رفته باشد، پايمان را ميگذاريم جاي پاي او و فكر ميكنيم آن قبلي يك چيزي ميدانسته و حتماً خيلي ويژه بوده که اين راه را رفته است. اينها چنين ذهنيتي را بر دنيا تحميل كردهاند. وقتي آدمها بزرگ شدند و اينها را كنار زدند، ميبينند نه، هزاران راه و روش بهتر زيستن هست و اصلاً انديشههاي متعالي هست.
گزارشگر:
آقاي دكتر، يكي از نمادهاي همان تفكر حاكم در جهان كه به هر حال بوده و درحال تغيير است، اعمال تحريمهاي سخت عليه كشور ماست كه خوشبختانه ما خيلي وقتها مشكلي نداشتيم و در همين دهة فجر گذشته هم پروژههاي فوقالعادهاي را افتتاح كرديم كه نشان ميدهد عليٰرغم تحريمها، خوشبختانه جايگاه خوبي داريم. شما ادامه اين روند را مثبت ميبينيد، يعني فكر ميكنيد با وجود تداوم تحريمها بتوانيم با همين شرايط در آينده پيشرفتهاي بيشتري را ببينيم؟
رئيسجمهور:
در دنيايي كه دارد به سرعت به سمت جهاني شدن پيش ميرود و همة مناسبات جهاني ميشود، در دنيايي كه رقابتهاي اقتصادي ميليمتري است و براي فروش كالا پورسانت (رشوه) ميدهند؛ نظام سرمايهداري پر از گناه است و روي گناهها يك اسم زيبا گذاشته كه ديگر كسي گناه بودن آن را حس نكند. براي فروش كالا رشوه ميدهند،تحريم يعني چه؟ در دورهاي كه امريكا و اروپا دچار بحران سنگين اقتصادي هستند كه نميتوانند حل كنند و هر روز اين بحران بدتر و پيچيدهتر ميشود و مرتباً مسكن ميزنند، تحريم يعني چه؟ اين همان تعبير عقب افتادههاي سياسي است. البته اين نشان دهندة خشم و دشمني آنها با ملت ايران است.
من بارها گفتهام كه در ايران يك اثر دارد و آن اين است كه عزم ايرانيها را براي كار و ساختن تقويت ميكند. يكي از دوستان شوخي ميكرد و ميگفت ما را تحريم ميكنند، بحران آن در اروپا و امريكا ديده ميشود و آنها دچار مشكل ميشوند. اگر بگوييم هزينههاي ما را بالا برده؟ خير. اگر كسي هم بگويد، چون من ريز در جريان آن هستم، هيچ هزينه ملي ما افزايش پيدا نكرده است. حالا يك گوشهاي ممكن است چيزي ميخواهد دور بزند و بيايد، كمي قيمتش بالا برود، اما در ازاي آن قيمت صد كالاي ديگر پايين ميآيد.
مسير پيشرفت ما مسير خيلي خوبي است. رشد اقتصادي ما رشد اقتصادي خيلي خوبي است و سرمايهگذاري ما هم سرمايهگذاري خيلي خوبي است. نمونة آن همان بورس است. بورس ما فعالترين بورس دنياست. اين را خودشان گفتهاند. حجم معاملات خيلي زياد است. روزي 80-90 ميليارد معاملات انجام ميشود. يك موقع است عدد بورس بالا ميرود و معاملهاي نميشود. اين حباب و كاذب است. اما هر روز حجم مبادلات بالا است و معناي آن اين است كه سرمايههاي ايرانيها به سمت سرمايهگذاري آمده و اين نشانة بسيار خوبي است.
گزارشگر:
آقاي دكتر، با توجه به ادامه مذاكرات فراگير جمهوري اسلامي ايران با گروه 1+5 و تداوم و پيگيري آن مسئله از طرف ايران، آيندة مذاكرات را چگونه ميبينيد؟ فكر ميكنيد ثمربخش خواهد بود و ما بنا داريم ادامه بدهيم؟
رئيسجمهور:
من فكر ميكنم راهي جز اين وجود ندارد. با يكي از مسئولين كشورها صحبت ميكرديم كه طرف مذاكره ما بودند. گفتم ديگر ظرفيت كش دادن ندارد. حرفي را كه خواستهايد زدهايد و تحريم هم كردهايد. ديگر چه؟ به نظرم راهي جز همكاري نيست. براي اينكه به همكاري برسيم، نيازمند گفتگو هستيم. ما هميشه گفتهايم آمادة گفتگو هستيم. ما كه هيچ وقت از گفتگو فراري نبوديم. ما منطق روشني داريم كه هر انسان متعادلي اين را ميپذيرد. بايد گفتگو كنيم.
گفتگوهاي استانبول از نظر ما گفتگوهاي خوبي بود. اينكه انتظار داشته باشيم در يك دور گفتگو مسائل حل و فصل شود، اين گونه نيست. بالاخره مسائل پيچيدگي دارد و انباشته شده است. ما مشكلي نداريم، بلكه ديگران مشكل دارند و حل آن به اين سادگي نميشود. فكر ميكنم حرفها آنجا زده شد. باور ما اين است كه گفتگوها بايد معطوف به يك نتيجة مثبت باشد. ما ميخواهيم براي همكاري و دوستي گفتگو كنيم. نميخواهيم نتيجة گفتگوها افزايش دشمني باشد. حالا ديدگاهها را گفتهاند و ما فكر ميكنيم در يك برنامة زمانبندي شده و گام به گام ميتوانيم جلو برويم. گام اول، آنها چه كار كنند و ما چه كار كنيم و گام دوم هم همينطور.
ميشود واقعاً اين را تنظيم كرد. فكر ميكنم بعضي از آنها هم ميخواهند حل شود و بعضي هم نميخواهند. نه اينكه راهبرد ديگري دارند. بالاخره دوست ندارند ايران پيشرفت كند. با ايران مشكل دارند. اين به دليل روحية استكباري يا تحليل غلط است. من فكر ميكنم بيشتر به خاطر تحليل غلط است. دريافتي كه آنها از ايران و محيط بينالملل دارند، دريافت غلطي است، اشتباه محاسباتي است. آنها فكر ميكردند اگر تحريم كنند، ما زمين ميخوريم. امسال به اصطلاح ما تحريم بوديم و به قول خودشان تحريمهاي فلج كننده. در تحريم فلج كننده كه بزرگترين طرح تحول اقتصادي قابليت اجرا ندارد. معلوم است آنها نه ملت ايران و نه ايران را ميشناسند و نه تحريم را ميدانند و نه مناسبات جهاني كه بالاخره اين تحريم براي اجرا ساختاري ميخواهد و ساختار آن مناسبات جهاني است. مناسبات جهاني اصلاً در آن راستا نيست و ظرفيت اعمال اين تصميم را ندارد. ميآيند ميگويند و بعد هم مصاحبه ميكنند كه اوضاع خيلي خراب است و به خاطر اوضاع خراب دارند هدفمندي ميكنند. داستان آن طرفي است كه توپي اختراع كرده بود و گفتند آزمايش بكنيم. اين زد و توپ در نرفت، ولي يك سر و صدايي ايجاد كرد و همه فهميدند كه اين توپ كار نكرد. گفت ببين اينجا اين طوري عمل كرد، آنجا چه كار كرده است! البته ما واژههاي تحريم و دشمني را دوست نداريم. دنيا اصلاً نميطلبد و نميپذيرد. ما ميخواهيم همكاري كنيم و اين به نفع همة دنياست.
من فكر ميكنم اگر آدمهايي بودند كه اشتباه محاسباتي نداشتند و اوضاع دنيا را ميفهميدند، خيلي بهتر ميتوانستند از توانمنديها و ظرفيتهاي ملت ايران در دنيا استفاده كنند.
گزارشگر:
جناب آقاي رئيس جمهور، به طرح هدفمند كردن يارانهها اشاره داشتيد كه تقريباً دو ماه است كه از زمان اجراي آن ميگذرد. به هر حال، بزرگترين طرح اقتصادي كشور با ابعاد گوناگون و يكي از هفت برنامه طرح تحول كشور در حوزه اقتصاد است. ارزيابي شما از اين مدت اجرا هم در سطح ملي و هم در سطح بينالمللي چيست؟
رئيسجمهور:
من فكر ميکنم در سطح ملي واقعاً ملت ايران عالي كار كرد. نه اينكه در گوشه و كنار ضعف و اشكالي نيست. طبيعي است که در طرحي با اين عظمت كه با همة زندگي مردم سر و كار پيدا ميكند، در گوشه و كنار مشكلاتي پيدا ميشود، اما اگر بخواهيم به رفتار و نحوة برخورد مردم با اين طرح و همراهي مردم نمره بدهيم، بايد بگوييم عالي بود، چون رؤساي جمهور زيادي دربارة اين طرح با من صحبت كردند و مراقب بودند. هم كشورهايي كه اجرا كردند و هم آنهايي كه اجرا نكردند. من اين كلمه و نمرة عالي را از زبان آنها ميگويم. آنهايي كه اجرا نكردهاند و نگراناند، دنبال اين هستند كه ببينند ايران موفق ميشود بيايند الگو بگيرند و الان هم دارند با كارشناسان و دانشمندان ما براي انتقال تجربيات بحث ميكنند. به من گفتند عالي است. بعضيها هم كه اجرا كرده بودند، آنها هم گفتند عالي. اين كار مردم است. واقعاً مردم خيلي خوب عمل كردند.
ما دستاوردهاي فراوان و بسيار خوبي در اين طرح داشتيم. يكي از اين دستاوردهاي مهم كنترل مصرف بود. همه ميدانستيم مصرف در ايران خلي بالا و فزاينده است.
يك نمونه از آن را برايتان بگويم. ما در برق 6/7 درصد هر سال افزايش داشتيم و الان نه تنها افزايش نداريم، بلكه كاهش داريم؛ يعني با هم جمع ميشود و چيزي نزديك به ده درصد در برق (نه و نيم درصد) كاهش داريم؛ يعني هم افزايش اتفاق نيفتاد و نسبت به سال گذشته كاهش داريم؛ يعني چندين نيروگاه بزرگ. تازه در فصل زمستان است؛ يعني ما در دورة كم مصرف هستيم. مصرف الان ما نصف است و تابستان دو برابر است. يعني مطلق كاهش حداقل دو برابر ميشود. اين يك اتفاق بزرگي در كشور است. يعني سرمايههاي عظيمي كه بايد ميرفت، هم ميسوخت هم روزانه ميشد. تازه ما يك نيروگاه را ميسازيم و خرجش ميكنيم، سوختي را هم كه به آن ميدهيم باز خرج آن ميكنيم، دو خرج است. خب اين در كيسة مردم ميماند.
در بنزين همين طور. شايد اين عدد براي مردم جالب باشد. متوسط مصرف روزانة ما الان در اين دو ماه حدود 51 ميليون ليتر است. هنوز سهميه صد توماني و چهار صد توماني هست. نهصد ميليون ليتر سهميه هست. سهمية چهارصد توماني ادامه دارد كه انشاءالله براي شب عيد هم اگر خدا بخواهد هديهاي به مردم ميدهيم.
مصرف متوسط ما سال گذشته در همين فصل حدود 65 ميليون ليتر بوده، الان به 51 ميليون ليتر رسيده كه ما فكر ميكنيم پايينتر ميآيد؛ يعني سهميه صد توماني تمام شد، باز پايينتر ميرود. اين يك اتفاق عظيم است. همينطور در گازوئيل، گاز و نفت سفيد، گاز مايع و مازوت.
در نان هم همينطور؛ يکي از مشکلات اين بود که هميشه سرمايه ملي هدر مي رود. در اين دو ماه مصرف گندم کشور 28 درصد کاهش پيدا کرده است. شما 28 درصد مصرف کشور را که يازده ميليون تن است ضرب کنيد، ببينيد چقدر مي شود. چند کشور کوچک را نان مي-دهد. اين ثروت ملي است. کجا ميرفت؟ بخشي از آن به مصارف ديگري مي رفت که نبايستي ميرفت و بخشي هم هدر ميرفت.
البته ما هنوز به آن کيفيت مطلوب نرسيده ايم، ولي تغييرات ايجاد شده است. سرجمع هم کيفيت بهتر مي شود و هم در جيب (جيب افراد و جيب ملي) مانده است. يعني 28 درصد در جيب کل ملت رفته و مصرف آنهايي هم که مصرف مي کنند، پايين آمده، يعني پولي که پرداخت مي کنند، اين يارانه را که گرفته اند و پولي که از خودشان مي-گذاشتند را روي هم بگذاريم، مصرفش کمتر است و مقداري هم مانده و اين چيز خوبي است و هنوز هم جا دارد.
ما فکر مي کنيم روشهاي پخت و کيفيت نان خيلي جا دارد و نان ميتواند آب بيشتري جذب کند و انواع قندها و نشاسته ها در آن توليد شود و مي تواند با کيفيت خيلي بهتري عرضه شود. خوشبختانه اين تکاپو در نانواها هست.
يک دستاورد ديگر کاهش فاصلۀ طبقاتي است. يکي از نگرانيهاي ما هميشه فاصلۀ طبقاتي بوده است. چرا بايد عده اي محروم باشند؟ ما که مي دانيم فرهنگ ايراني و اسلامي اين طوري است که آنهايي هم که دستشان به جيبشان مي رسد، هميشه ناراحت هستند که چرا يک عده فقير هستند. حالا کمک مي کنند، خيريه دارند و صدقه مي دهند، اما ناراحت هستند که چرا يک عده اين طوري هستند. اين فاصله الان کم شده است.
ما اگر يک سال زودتر شروع مي کرديم، مي خواهم نتيجۀ يکسال بعد را بگويم، ضريب جيني زير 34/0 مي آمد، در حالي که هدف برنامۀ پنجم 35/0 است. معنايش اين است که با همين يک گام، فاصله طبقاتي به شدت کاهش پيدا کرده و هدف برنامۀ پنجم محقق شد. اين اتفاق بزرگي است که در کشور يک دفعه وضع سه، چهار دهک ارتقا پيدا کرد. اين حرکت به سمت عدالت است. وقتي عدالت مي آيد محبت مي آيد و وقتي محبت آمد، استحکام ملي مي آيد. وقتي محبت بيايد ساير ويژگيهاي انساني شکوفا مي شود. اصلاً معادلات جامعه عوض مي شود.
اتفاق ديگري که افتاد، تغيير رفتارها بود. الان جنب و جوش شروع شده، صنعتگران عزيز ما دارند سيستمها را عوض مي کنند، عايق کاري مي کنند. مردم به فکر پنجره دوجداره افتاده اند، دقت ميکنند که کيفيت لوازمي که مي خرند چه باشد؟ مصرف، راندمان و بازدهي چقدر باشد؟ اين يک اتفاق بزرگ است. تازه هنوز نتايج اينها نيامده است؛ يعني فرض کنيد دو يا پنج سال ديگر يخچالها، تلويزيونها، وسايل برق سوز، ديوارها، و عايقها عوض بشود، اين اصلاً يک انقلاب است.
اتفاق ديگري که افتاد، جلوگيري از قاچاق سوخت بود. طبق گزارشي که به ما دادند 3 ميليارد دلار سوخت قاچاق نشده است. تازه گام اول است. يعني مردم به کارهايشان نظم دادند و راههاي آنها بسته شده است، نميدانند از کجا بايد اين سوخت را گير بياورند، اگر بخواهند ببرند.
يکي ديگر از دستاوردها، ايجاد فرصت براي کارهاي بزرگ است. معناي اين ظرفيت و هنري که ملت ايران از خودش نشان داد، اين است که ميشود در ايران کارهاي انقلابي و تحولي بسيار بزرگي کرد. به جاي اينکه ملت يک پله يک پله بالا برود، يک دفعه بيست پله بالا برود؛ همچنان که در اين طرح رفت.
يک دستاورد ديگر ارتقاي اقتدار ملي ايران بود. واقعاً ايران در دنيا درخشيد و چيز ديگري شد. يک دفعه ديدند 75 ميليون مردم با هم تصميم گرفتند که يک کار را انجام دهند و اين کار را خوب انجام دادند. کشاورز، دامدار، مرغدار، بازاري، اصناف و کسبه، کارگر، صنعتگر و دانشگاهي همه کار خودشان را کردند، همه مأموريتشان را خوب انجام دادند. اين يک تجلي از ظرفيتهاي عظيم يک ملت متمدن است و اصلاً از چشم دنيا پنهان نميماند و باعث ميشود اثرگذاري ملت ايران، قدرت مديريت ملت ايران، قدرت صيانت از منافع ملي ملت ايران يک دفعه بالا برود و اصلاً چهره عوض شد و اين در داخل دوباره در تصميمگيريها منعکس خواهد شد.
اين دستاوردهاي بزرگ امروز به دست آمد. البته ما هنوز بايد جلو برويم؛ يعني بايد کار بکنيم. بخشهاي مهمي از اين طرح در صنعت، کشاورزي و تنظيم بازار، تازه دارد پايه ريزي مي شود. من فکر مي کنم شروع خيلي خوبي بود.
گزارشگر:
آقاي دکتر! يکي از موضوعاتي که عده اي نگران هستند مطرح ميکنند، اين است که الان اتفاق خاصي نيفتاده است، چون دولت فقط پولي را توزيع کرده و هنوز اينها را جمع نکرده است و بعداً مشکل بروز مي کند. شما چنين پيش بينياي داريد؟
رئيسجمهور:
بعضيها به ما مي گفتند که اين طرح اولش خيلي سخت است، بعداً خوب مي شود. تقريباً تمام اقتصاددانهاي دنيا اين باور را دارند و در داخل هم اين بود و مي گفتند اولش خيلي سخت است و مشکلات به وجود مي-آيد و بعدش خوب مي شود. حالا که با اين رشادت و حضور مردم، اولش هم خوب شده است، ميگويند اولش خوب شد، بعداً بد ميشود. چرا بايد بد بشود؟ ميگويند بگذار قبضها بيايد؟ قبضها ميآيد،کسي ميبيند مثلاً بايد خيلي بپردازد. نگاه مي کند مي بيند چهار هزار متر مکعب گاز مصرف کرده، آن را کم مي کند. مردم تصميم گرفتند اين کار را انجام بدهند.
ضمن اينکه ما محاسبه کرديم. الان ما هم افزايش قيمتها را محاسبه کرديم و هم هزينه هاي خانوارها. تا هشت دهک قدرت خريد بالا مي-رود. اين قابل اثبات است. منتها دهک هشتم ممکن است چند درصد برود. اما دهک اول نه؛ بگذاريد مثال بزنيم. يک خانوادهاي که مثلاً 60 هزار تومان از کميته امداد يا بهزيستي ميگرفت و چهار نفر هم باشند، در يکماه 162 هزار تومان گرفته اند. خرج اينها چقدر است؟ چقدر انرژي مصرف ميکنند؟ مثلاً کل قبضهايشان روي هم پنج هزار تومان بودهاست.
ما فرض مي کنيم الان کل قبضهايشان پنجاه هزار تومان بشود. که اصلاً ابزارش را ندارند که مصرف کنند و 30 هزار تومان هم ساير مصارفشان است، باز 50 درصد آن ميماند؛ يعني بيش از کل درآمد فعليشان به آنها اضافه شد.
من مثالي براي مردم بزنم. ديروز صبح همزمان دو نفر به من گفتند قبض گاز ما آمده است. يک خانوادۀ 5 نفره و يک خانوادۀ چهار نفره که در يک ساختمان چهار واحدي بودند. به آن خانوادۀ پنج نفره گفتم چقدر قبض گازتان آمده است؟ گفتند 500/16 تومان. گفت البته ما خيلي رعايت مي کنيم. خانم من اقتصاد خانواده را خيلي مديريت مي کند. گفتم شما پنج نفر هستيد، چقدر يارانه گرفتيد؟ گفت 445 هزار تومان در دو ماه؛ براي 40 روز500/16 تومان آمده است؛ يعني براي يک ماه 12 هزار تومان ميشود. برق، گاز، آب، همه را اضافه کنيد، 20 ، 25 ، 30 ، 40 هزار تومان ميشود؛ براي يک ماه 222 هزار تومان گرفته است؛ 40 هزار تومانش رفت، بقيه اش مانده است.
آن يکي دوستمان گفت براي ما 320 هزار تومان آمده و ماه قبل 60 هزار تومان در 40 روز آمده بود. با هم صحبت کرديم که علتش چيست. آيا اشتباهي در قبض است يا نه، طبق همان فرمول است؛ مشکل جاي ديگر است. ديديم دو علت دارد؛ يکي اينکه ماه قبل زمان سرما نبوده و الان اين اوج قيمت است. دو ماه در سال سرماست و مصرف بالاست. روشن است که دو ماه سرماست و بالاترين پرداخت است. گفتيم شما چند خانواده هستيد؟ گفت خانواده اي آنجا هست که مصرفش خيلي بالاست. مثلاً وسواس دارد و آب گرم و سرد همين طوري مصرف ميشود. گفتيم اين مصرف خيلي بالايي است و بايد اين را پايين بياوريد. اما شما چند نفر هستيد؟ گفت ما هر يک چهار نفر هستيم. حدود 70-80 هزار تومان گازتان براي چهل روز شده است. براي سي روز 60 هزارتومان مي شود. قبل از آن 15-16 هزار تومان بوده است. چقدر اضافه شده است؟ 45 هزار تومان براي يکماه براي يک خانواده. چقدر گرفته است؟ دولت 162 هزار تومان به آن داده است، حالا 45 هزار تومان آن را براي گاز داده است. در حالي که چون قيمت را پلکاني گذاشته ايم، يک مقدار مصرف را پايين بياورند، تصاعدي کاهش پيدا مي-کند. حالا ممکن است در بعضي جاها بدهيهاي ماههاي قبل را روي اين قبض آورده باشند.
منتها دولت مراعات کرده است. مثلاً قبضها هميشه ده روز مهلت پرداخت داشت، اين دفعه بيست روز گذاشتيم. براي اينکه يارانة مرحلۀ بعدي را بگيرند. بالاخره مرحلۀ اول چاله و چوله اي بود و برخي قسط دانشگاه بچه و قسط بانکشان مانده بود. بالاخره اين حق خودشان است. گفتيم يک مهلت بدهيد که بتوانند بريزند. اگر هم در استاني بدهيهاي گذشته را اضافه کردهاند و خيلي بالا رفته است، مراجعه کنند اين را قسطي کنند، سه ماه، چهار ماه، فرصت ميدهند.
همانهايي که 40 روز است مي توانند الان بپردازند. ما بعضيها را داشتيم که مي گفتند به محض اينکه گام اول شروع بشود، 70 درصد تورم است. واقعاً کجاست؟ نشده است. اين به دليل همراهي مردم است. البته دولت هم برنامهريزي کرد، ولي مردم خودشان دارند اداره مي کنند. من الان به شما عرض مي کنم، از فروردين به بعد تازه کاهش قيمتها شروع مي شود. اين را براساس استدلال و برنامه ريزي اقتصادي مي گويم. اين نيست که حالا ما پولها را دادهايم، بعداً چه مي شود؟ دور دوم هم داديم، مردم ميآيند پول آب و برقشان را مي دهند و بقيه اش هم ميماند، نوش جانشان. مال مردم است. بيت المال بايد بين مردم مساوي توزيع بشود.
گزارشگر:
آقاي دکتر با اين حال گامهاي بعدي چيست و فکر مي کنيد مردم چه بايد بکنند؟
رئيسجمهور:
فکر مي کنم رفتاري که مردم داشتند، بايد واقعاً حفظ بشود. چند توصيه در اين زمينه هست. يکي کاهش مصرف است. دنبال روشها و تغييراتي برويم که مصرف را در صنعت، بخش عمومي، کشاورزي و خانگي کاهش بدهد مثلاً مصرف مرغداريهاي ما بالا بود. ما ديديم خود مرغداران آمدند دست به ابتکار زدند. گفتند ما اين سوخت را که در زمستان مصرف مي کنيم، سالن هم که داريم، چرا فقط يک طبقه مرغ و جوجه بريزيم؟ طبقه ميزنيم. گرما که همان گرماست،بنابراين دو سه طبقه مي-زنيم. ظرفيت دو برابر مي شود، پس مصرف انرژي براي هر مرغ پايين مي آيد. حالا ببينيد چقدر ابتکار مي شود کرد. ما بايد اين را دنبال بکنيم. مردم خيلي خوب بازار را کنترل کردند. من صميمانه تشکر مي کنم که حالا آخر عرضم تشکر ويژه خواهم کرد.
ما از مردم خواهش کرديم که اين روزها زمان پرداخت حقوق است، به بانک مراجعه نکنيد. رئيس کل بانک مرکزي به من گفت که اصلاً مردم نيامدند. مي گفت اصلاً به چشم نمي آمد و با روزهاي 28،29 و 30 ماههاي قبل مقايسه کرديم، انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. همين را مراعات کنيد.
الان قبضهاي سري اول مي آيد، که الان زمان بيشترين مصرف گاز است. زمستان بگذرد، پايين مي آيد. معنايش اين است که هزينۀ مردم پايين مي آيد و برايشان بيشتر مي ماند. براي اين باقي مانده برنامه ريزي کنيد. بالاخره بيت المال است، توزيع شده و در جيب مردم است. دستگاهها را تنظيم بکنيم.
ببينيد، بخش مهمي از مصرف ما مربوط به شوفاژهاست. ما خودرويمان را تنظيم مي کنيم، اما مشعل شوفاژ را تنظيم نمي کنيم. اگر مشعل لوله ها و عايق شوفاژ تنظيم نباشد، 30 درصد، 40 درصد اضافه مصرف مي کند. چرا بايد اضافه مصرف کند؟ اينها را بدهيم متخصص تنظيم بکند. هم هزينة خانواده و هم مصرف ملي پايين مي آيد. در مورد بقيۀ دستگاههاي مصرف کننده نيز به همين ترتيب.
بايد رفتارها را عوض کنيم؛ در همۀ بخشهاست. واقعاً ميشود رفتار را عوض کرد. کارخانههاي خودروسازي ما خودروهايشان را تغيير بدهند، بايد طراحي کنند. نمي شود يک خودرو 10 ليتر مصرف کند، معنا ندارد. بايد 3، 4، 5 ليتر شود.
بايد همبستگي را حفظ کنيم. همه با هم کاري را شروع کردهايم و بايد با هم برويم. در قسمت آخر عرض خواهم کرد. دشمنها خيلي ناراحت هستند و مي خواهند به هم بزنند. البته نمي توانند، ولي توطئه مي-کنند. چندين توطئه تا الان خنثي شده است. من نمي خواهم الان اسم ببرم. جرياني را طراحي کردند که يکباره تخم مرغ و مرغ را در بازار حذف کنند. حالا خوشبختانه مهار شد. من به ملت عرض ميکنم توطئه بود تا بگويند اين حاصل هدفمند کردن است. در حالي که هيچ ارتباطي نداشت. من همين جا به مردم عزيز مي گويم اگر نوسانات و اتفاقاتي بيفتد، ربطي به طرح ندارد؛ يا طبيعي بازار جهاني است که آن را ما اطلاع رساني ميکنيم يا کسي جايي پيچي را اشتباه (به عمد يا به سهو) پيچانده است، که مردم اطلاع ميدهند، دولت مي رسد و آن را مديريت خواهد کرد.
يک توصيۀ ديگر هم که جلسۀ قبل عرض کردم، اين است که ما بايد همديگر را دوست داشته باشيم. اين يک نکتة کليدي است. عدالت که مي آيد محبت مي آيد، محبت به عدالت کمک مي کند و دوباره عدالت به محبت کمک مي کند. جامعه اي را در ذهنمان تصور کنيم که همۀ مردم دلهايشان از محبت پر باشد آن زندگي چقدر زيبا ميشود! خيلي شيرين است. ديگر اجحاف، تقلب، فريب و تجاوز به حقوق ديگران، تخلف و زياده طلبي نيست. همهاش زيبايي است. خانوادهاي که همه عاشق هم هستند، چقدر آن زندگي زيبا و شيرين است! حال اگر جامعه اين طور باشد، چه ميشود.
ما بايد همديگر را دوست داشته باشيم. واقعاً در اين طرح مردم نشان دادند که همديگر را دوست دارند. کسي اجحاف نکرد، کسي زور نگفت، خيليها از حق خودشان گذشتند. واقعاً خيليها ميتوانستند کارهايي بکنند و نکردند. خيلي مهم است. بالاخره ما در گذشته داشتهايم. تا اتفاقي ميافتاد يک خبر و شايعه منتشر ميشد، قيمتها عوض ميشد، ولي واقعاً نشان دادند که وقتي همديگر را دوست داشته باشيم چقدر زيبا ميشود. کسي هم ورشکست نميشود. براي چه بايد ورشکست بشود؟ همه بايد وضعشان خوب بشود. حتي آنهايي که نگرفتهاند.
ما بايد واقعاً همديگر را دوست داشته باشيم و بر عدالت پافشاري کنيم. اگر عدالت باشد، همه سود ميبرند. همه به کمال ميرسند و همه مرفه ميشوند. اما اگر عدالت مخدوش بشود مشکل است.
ميخواهم از آن کساني که ثبت نام نکردهاند، اولاً تشکر کنم. عدهاي هم به ما مراجعه کردند و نامه نوشتند و گفتند ما نميخواستيم بگيريم، مثلاً آزمايش کرديم ببينيم سيستم درست کار ميکند يا اينکه من نميخواستم، مثلاً فرزندم وارد سيستم شده و کد و شماره حساب براي من باز کرده يا بانک شمارة حساب من را اعلام کرده که اين آخري را ما کنترل کرديم و ديديم خيلي سخت و نشدني است.
عدة زيادي هم فکر ميکردند که اتفاقات بزرگ ميافتد و تورمهاي سنگين ايجاد ميشود. گفتند ما با اين جبران کنيم. حالا که اتفاق نيفتاده است. ميشود آنهايي که دستشان در جيبشان است يا توانمندند، اينها يا منصرف بشوند يا ثبت نام نکنند و اجازه بدهند ما به طبقات ضعيفتر بيشتر برسيم. اين خيلي زيباست. به آن فضاي پرمحبت و عادلانه کشور کمک ميکند. خود اينها هم راحتتر هستند و زندگي برايشان زيباتر ميشود، چون خيلي هم که وضعشان خوب است، اولاً ناراحت هستند کسي فقير است. در ثاني ته وجدانشان فکر ميکنند آنها هم در آن محروميت نقشي داشتهاند. وقتي وضع آنها خوب بشود، ديگر آن احساس هم کنار ميرود و آنها هم راحت هستند.
الحمدلله بخش وسيعي از جامعة ما دستشان در جيبشان است، خدا را شکر. بايد به جايي برسيم که همه دستشان در جيبشان باشد. اين را من خواهش ميکنم و از صدا و سيما و مسئولين ميخواهم که راهش را باز کنند، به مردم معرفي کنند. خيليها ميخواهند بيايند انصراف بدهند. بعضيها نامه نوشتند که ما ميخواهيم اين پول را به دولت برگردانيم، به کدام حساب بايد بريزيم؟ ما نميخواهيم. اين خيلي زيباست. بعضيها ممکن است خودشان هم به فشار بيفتند. ما ايرانيهايي داريم که اين طوري هستند، جانشان را براي عزت ايران دادند. براي عزت فرهنگ اين سرزمين چقدر روي مين رفتند؟
آنهايي که وضعشان بهتر است، فرصت رشد را به بقيه بدهند و بگذارند ديگران هم فرصت رشد بيشتري داشته باشند، اين طوري خيلي زيبا ميشود. به خدا ايران بايد جوري باشد که الگو باشد، نبايد در ايران فاصلهها زياد باشد. نبايد کسي باشد که نتواند به کف آرزوهايش برسد؛ پدري جلوي بچهاش شرمنده باشد. خيلي سخت است. ميتوانيم به سرعت به آنجا برسيم. اين هم خواهش آخر ماست.
دولت همه را دوست دارد. دولت به عنوان دولت همة ملت ايران را دوست دارد. ما همة ملتها به ويژه ملت ايران را دوست داريم. تمام ده دهک، يعني همه 75 ميليون جمعيت ايران، را دوست داريم و خادم همهشان هستيم و ميخواهيم همه در اوج و رحمت و آرامش و نعمت باشند. ما همه را دوست داريم.
از آنهايي که نيامدند بگيرند، تشکر ميکنم. از آنهايي هم که ميخواهند انصراف بدهند، تشکر ميکنم؛ همچنين آنهايي که گرفتند، بالاخره بايد در جامعه توزيع بشود.
ما براي سال آينده برنامههاي جديدي داريم. البته اين هدفمند کردن سه پاس، چهار پاس بايد جلو برود. اين دو ماه را داديم، سه، چهار تا دو ماه ديگر. بعد خيالها راحت خواهد شد. مخصوصاً دو ماهه داديم. البته عليالقاعده بايد يک ماهه بدهيم. گفتيم دو ماهه بدهيم، بعضيها ميخواهند به زخم زندگي بزنند، چه اشکالي دارد. ميخواهد يک نونواري بکند، بچه و خانمش هست، عيب ندارد. دوماه براي يک خانوادة پنج نفري 450 هزار تومان ميشود. بالاخره جايي را ميتواند پرکنند واين خوب است. دو ماهه داديم که دست مردم خالي نشود. بالاخره وسط برج حقوقش تمام شده و بعد قبض هم آمده است. پولي در جيبش باشد که مشکلي نداشته باشد.
خود مردم هم واقعاً خوب مديريت کردند. ما سير برداشتها يا جابهجايي از بانکها را گرفتيم، مردم خيلي قشنگ مديريت کردند. در اين دوماه منابع را خوب مديريت کردند. اين نشان ميدهد که آن روحية ايراني قوي و با بهرهوري بالا زنده شده است و انشاءالله برکاتش خواهد بود.
منتها براي سال آينده ما براي کشور برنامههاي جديد داريم. يکي از مهمترين آنها اشتغال است. بالاخره بد است که ما 8،9،10 درصد بيکاري داشته باشيم. درست است که ورود نيروي انساني به بازار کار در اين يکي، دوسال اخير و سه، چهار سال بعد، بيشترين در تاريخ ايران است، اما معنايش اين نيست که نميتوانيم اشتغال درست بکنيم. دولت همة توان خودش را بسيج کرده است. امسال تا الان از مرز يک ميليون و ششصد هزار شغل عبور کرديم.
ما دو ميليون و چهارصد هزار نفر در انتظار داريم؛ کساني که شغلشان شغل مناسبي نيست، ميخواهند عوض کنند و کساني که اصلاً شغلي ندارند، مي خواهند شاغل شوند.يا جوان است، فارغ التحصيل است يا درسش را رها کرده و الان دنبال شغل ميگردد.
تا سال 1392 هر ساله يک ميليون و دويست هزار نفر وارد بازار ميشود و از سال 92 به بعد افت ميکند. يک ميليون و دويست ميآيد، دو ميليون و چهارصد هزار هم در صف داريم. اگر بخواهيم اين را دو ساله حل بکنيم، سالي دو ميليون و چهارصد هزار شغل بايد درست کنيم. امسال پيش بيني ميشود يک ميليون و هشتصد را رد کنيم. ما گفتيم سالهاي 90 و 91 و در اول 92 بايد به 3، 4 درصد برسيم، يعني همان نُرم درستي که بايد باشد که رقابت در بازار کار باشد. سالي دو ميليون و سيصد تا چهار صد هزار شغل ميخواهيم. ما در بخش صنعت، کشاورزي و خدمات برنامهريزي کرديم و منابعش را هم پيشبيني کرديم. صندوق توسعة ملي هم به زودي تأسيس ميشود. امسال تا پايان سال 14 ميليارد، 5/14 ميليارد انشاءالله خواهد داشت. 15 ميليارد هم براي سال آينده است؛ يعني در سال آينده علاوه بر سرمايهگذاري امسال، 30 ميليارد دلار جديد داريم، غير از سرمايهگذاري خارجي. اين 30 ميليارد فعلاً نقد است. بنابراين سال آينده به فضلالهي به هدف يک ساله خواهيم رسيد.
يک گام ديگر برداريم، بايد ظرف دو سال اين مشکل چندين ساله و چند دهة کشور را حل کنيم. من همين جا از همة کارآفرينان و از همه دعوت ميکنم که بيايند. البته دو برنامة جنبي هم دارد؛ بحث نظام بانکداري و نظام ماليات. اين دو را هم بايد سروسامان بدهيم. تغيير پول ملي است که مقدماتش فراهم شده است. بحث گمرکات است که لايحهاش را دادهايم ان شاءالله ميآيد و در آنجا مشکلي نداريم. بحث بهرهوري هست که داريم در مورد آن کار ميکنيم. آن هفت محور را تا دو سال روي غلتک مياندازيم و دولت را به نفر بعدي تحويل ميدهيم.
گزارشگر
آقاي دکتر در سالهاي اخير مناسبات ما با کشور ترکيه خيلي رو به رشد بوده است. الان هم رئيسجمهور ترکيه همراه يک هيئت بزرگ تجاري-سياسي در ايران است. چشمانداز روابط دو کشور را چطور ميبينيد و قرار است که ما با ترکيه به کجا برسيم؟
رئيسجمهور:
ترکيه و ايران دو کشور و ملت بزرگ هستند. همسايه هستند.دو دولت و دو ملت بسيار نزديك به هم و در بسياري از بخشها مشترك هستند. ما يك همكاري همه جانبه و بسيار گسترده را پيش بيني مي كنيم.
مثلاً در بخش اقتصادي قرار گذاشتيم، الان که تقريباً 5/11 ميليارد است، تجاري 4/10 با احتساب گردشگري حدود 5/11، اين را به سرعت به 30 ميليارد برسانيم. اين شدني است. شرايط فراهم است. در انرژي (گاز و ...) صنعت و برق پروژه هاي سرمايه گذاري مشترك داريم. در سطح منطقه و بين الملل هم پروژه هاي سياسي مشترك داريم.
ان شاءالله چشم انداز، چشم انداز خوبي است. سفر آقاي رئيس جمهور به ايران هم سفر خوبي بود؛ يعني كلان را با هم توافق كرديم و راه را باز كرديم. اميدوارم بتوانيم به جز در مورد سبد محدودي از كالاها به يك توافق تجارت آزاد برسيم كه مبادلات گسترده بين دو كشور بتواند انجام شود.
فكر مي كنم در آيندة منطقه و جهان جايگاه تركيه و جمهوري اسلامي خيلي بالا خواهد بود.
گزارشگر:
آقاي دكتر! مسائل تهران به عنوان بزرگ ترين كلان شهر و پايتخت ايران، هميشه ملي بوده و هست. مردم تهران مشكلات زيادي دارند كه شايد آلودگي هوا و ترافيكي كه امسال ما تجربه كرديم، جزو اصلي ترين آنها در بين ساير مسائل باشد. واقعاً دولت براي تهران به خصوص در اين دو حوزهاي كه عرض كردم، هيچ برنامه اي ندارد؟
رئيس جمهور:
دولت برنامه دارد. ببينيد، آلودگي كه پيدا مي شود، معمولاً در فصلي است كه هوا سرد مي شود. هوا يك دفعه كه سرد مي شود، ما در دو ماه مشكل داريم. زمانش كمي طولاني تر شد، زيرا تفاوت دما زياد بود. شما حساب كنيد در تهران چقدر خودرو و سوخت هست. تقريباً ده يازده ميليون ليتر بنزين مصرف مي شود. در همين تهران نزديك به چهار ميليون بخاري هست؛ حالا شوفاژها را هم به واحد بخاري تبديل كنيم. اينها در فصل سرما روزي 10، 12، 15 ليتر سوخت مصرف مي كنند. اينها يك دفعه روشن مي شوند. اينها اگر تنظيم نباشد كه نوعاً نيست، سوختش كامل نباشد كه نيست، يك دفعه آلودگي سنگيني ايجاد مي كند. اينجا هم ما بايد كمك كنيم و هم مردم دستگاههايشان را تنظيم كنند. دستگاه استاندارد بخرند و شوفاژها را تنظيم كنند. خودروها را تنظيم كنند. اينها كمك ميكند.
البته سازمان محيط زيست دنبال برنامه اي براي تغيير در آب و هواي تهران است؛ يعني جابه جايي. يك طرحهايي تهيه كرده ايم و داريم بحث مي كنيم.
درمورد توسعة حمل و نقل عمومي هم، دولت پيگير آن هست و خيلي كمك كرده است. طرحهايي كه در تهران اجرا مي شود، عمدتاً با كمك دولت است. دولت در اين چهار پنج سال شايد چهار يا پنج برابر كل قبل از اين دولت به حمل و نقل عمومي تهران كمك كرده و الان هم كمك مي كند. همين الان براي متروي تهران بيش از سه ميليارد دلار فاينانس جديد در نظر گرفتهاند که اينها همه با پشتيباني و تعهد دولت است؛ تعهد پرداخت پنجاه درصد توسط دولت، كه اگر رقم را حساب كنيم، رقم خيلي بالايي است. در مقايسه با كشور بايد حساب كنيم. من فكر مي كنم كه با هدفمند كردن و كنترلي كه مردم انجام دادند و با طرحهايي كه در دست اجراست، ان شاءالله وضع بهتر خواهد شد.
اما توجه داشته باشيد. بالاخره تهران در جريانهاي آب و هوايي يك كاسه بسته است. براي اينكه مسير باد اغلب از جنوب غرب به شمال شرق است. شمال شرق سلسله البرز را داريم كه بسته است و يك فرورفتگي هم در شمال داريم، از منطقه پنج، گوشه منطقه22، فرورفتگي است و دوباره بيرون مي آيد؛ يعني بخش مهمي از تهران محصور است. در شرق هم ارتفاعات داريم.
بالاخره اين آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي هم جرم مخصوصشان به گونه اي است كه در ارتفاع 800 متر از دريا مي ايستند. ارتفاع خود تهران 1200متر است. بنابراين اين هميشه به زمين مي چسبد. اگر تهران يك شهر ساحلي بود آلودگي نداشت، آلودگيها بالا مي رفتند و در پايين هوا تميز بود؛ اما در تهران همة آلودگي هوا به زمين مي چسبد. هشت ميليون نفر جمعيت و سه چهار ميليون خودرو، اگر هشت ميليون نفر در محيط بسته نفس بكشند، كار سخت است.
ما فكر مي كنيم بايد مقداري جمعيت تهران پايين بيايد. گام اول اين است كه افزايش پيدا نكند. فكر مي كنيم در اين زمينه موفق بوديم؛ يعني منشأ مهاجرت تا حدودي كنترل شده است. در تمام كشور دارد كار ميشود. همه جا دارد آباد مي شود. اما بايد تشويق كنيم. همه بايد تشويق كنند. الان همه جاي ايران دارد آباد مي شود. مراكز استانها، شهرها، گاز به همه جا رفته است، فرودگاه در خيلي از جاهاي كشور است، دانشگاههاي خوب در همه جاي كشور هست، مسكن مهر همه جاي كشور فعال است.
چهارده ميليون و نيم در اين فضا (استان تهران) هستند. اطرافش هم با اين مرتبط است. آب را مي خواهيم تأمين كنيم، ديگر منابع آبي اطراف تهران نيست. بايد برويم از نقاط دور صدها ميليارد تومان سرمايه گذاري كنيم آب را برسانيم. البته ما داريم انجام مي دهيم. ولي با يك نگاه ملي اين درست نيست. خيلي جاها آب هست و مردم زندگي مي كنند. آن وقت در تهران اكثراً در آپارتمان و با مشكلات زندگي مي كنند. اين چه زندگي اي است؟ جايي برود كه خانه ويلايي داشته باشد.
البته ما يك طرح شهرسازي جديد تهيه كرديم. فكر مي كنم از سال آينده در سراسر ايران كار آن را شروع كنيم كه اين نظام شهرسازي ما عوض شود و ما بتوانيم در بيست سال مردم را از آپارتمان ها به خانه هاي ويلايي منتقل كنيم. اين شدني است، اين را براي تهران طراحي كرده ايم و ان شاءالله دنبال خواهيم كرد.
گزارشگر:
آقاي دكتر براي ترميم كابينه چه برنامه اي داريد، با توجه به اين كه وزير راه و ترابري استيضاح شد، يك وزارتخانه جديد به مجموعه وزارتخانه هاي قبلي اضافه شده است و خود جنابعالي هم اشاره داشتيد كه در بحث قانون برنامه پنجم قرار است كه تعداد وزارتخانه ها كاهش پيدا كند. در اين زمينه مي خواهيد چه بكنيد؟
رئيس جمهور:
به نظرم يك بار براي مردم توضيح دادم. من استيضاح را نپسنديدم. حالا نمي خواهم موضوع را باز كنم. آقاي بهبهاني وزير خيلي خوبي بود؛ مردمي، پركار و استاد اين رشته بود. داشت زحمت مي كشيد. حالا از دست دولت رفت. ما تصميم گرفتيم كه طبق قانون برنامه وزارتخانه ها را ادغام بكنيم. به احتمال زياد وزارت راه و وزارت مسكن به عنوان دو وزارتخانه زيربنايي در هم ادغام مي شوند. اما سال آينده اين پروسه انجام خواهد شد. هنوز داريم بررسيها را انجام مي دهيم. نهايي نشده است، اما احتمال اين كه اين اتفاق بيفتد زياد است.
گزارشگر:
آقاي دكتر، ديروز در تهران حوادث تلخي اتفاق افتاد و البته مردم خودشان به نوعي صحنه را مديريت كردند. ولي مي خواهم ارزيابي شما را هم در اين باره بشنوم.
رئيس جمهور:
ببينيد، اين كه ملت ايران دشمن دارد، خيلي روشن است؛ ملتي كه ميخواهد بدرخشد و قله ها را فتح كند و مناسبات را عوض كند، دشمن دارد. من فكر مي كنم 22 بهمن امسال به مذاق بدخواهان خوب نيامد. ملت ايران در آن هوا چه عظمتي از خود نشان داد. بعضي خيال مي كردند 22 بهمن زماني پررونق است كه يک عنصر بيروني تحريك كننده باشد. واقعاً عنصر تحريككننده اي نبود. مردم آن را متعلق به خودشان مي دانند و خود را صاحب كار، كشور، انقلاب و آرمانها مي دانند. به نظرم مي خواستند اين را كمرنگ كنند، كه اشتباه كردند.
البته دشمني ها فراوان است. عليه دولت هم دشمني هست. البته اينها نتيجه نمي گيرند. اينها مي خواستند درخشش ملت ايران را مخدوش كنند. اين خورشيد دارد مي درخشد، خنده دار است كه كسي بخواهد خاك به خورشيد بپاشد، به چشم خودش مي رود. حالا نمي خواهم راجع به بعضي افرادي كه غيرمطلع هستند چيزي بگويم. من بيشتر خطابم به برنامه ريزان و طراحان آنهاست. حتماً اين خاك به چشم خودشان برمي گردد. يك ملت بزرگ بيدار شده است و خودش و قدرتش و راه خود را شناخته است؛ نه اين كه ضعف و اشكال نيست. كجا ضعف و اشكال نيست؟ زياد هست، چه كسي گفته الان در دنياي كمال و نقطة مطلوبيم. ضعف و اشكال زياد است.
من بيشتر از همه مشكلات را مي بينم و اشكالات را هم مي دانم، خيلي وقتها هم مي گويم و بعضي ها هم ناراحت مي شوند كه چرا مي گويي؟ چرا انتقاد مي كني؟ بالاخره رئيس جمهور بايد بگويد كه اشكال كجاست و از يك دستگاهي اشكال و ايراد مي گيريم. عين همين فضا براي دولت است. چقدر فشار به دولت زياد است. نمي خواهند يك دولتي كار كند. نميخواهند مشكلات حل شود و پيشرفت اتفاق بيفتد؛ هر روز يك شايعه، تهمت و ... و انگار هيچ كنتوري ندارد. هرچه دلشان ميخواهد به دولت ميگويند؛ خيلي عجيب است. بعضي وقتها در گزارشها مي بينم كه چه عبارات و تهمتهايي به همكاران من، دولت و نزديكان و امناي من وارد مي شود . اينها بار ارادة كشور بر دوششان هست و شبانه روز كار مي كنند.
چند نفري كه بيشتر از همه كار مي كنند، بيشتر تحت فشارند؛ آقايان ثمره، رحيمي و مشايي، به خصوص آقاي مشايي. آقاي مشايي واقعاً آدم پاك و مؤمني است. خيلي آدم زلالي است. بقيه هم همين طورند؛ زلال، مؤمن، داراي انديشه هاي بلند، نظرات خيلي روشن، مؤمن به آرمانها، پاي مردم، طرفدار مردم، مردمي، ساده زيست، پركار، ضد استكبار و خيلي لطيف، با روح لطيف.
من اينها را مي شناسم. مثلاً تصوير ايشان را مي گذارند و تصوير يك مرتاض هندي را هم مي گذارند. اين در سيما اتفاق افتاد؛ سيماي جمهوري اسلامي ملي است و مال همه است. عده اي آنجا فرصت پيدا مي كنند، مثلاً در يك برنامه زنده، طرف را دعوت كرده اند كه نظراتت را بگو، از فرصت استفاده مي كند و به دولت، آقاي مشايي، آقاي ثمره و من تهمت و افترا ميزند. نبايد چنين باشد. بايد اينها را مديريت كنيم.
فشار هست باز هم فشار مي آورند. ما چه مي خواهيم بكنيم؟ ما كارمان را مي كنيم. مي دانيم اثري ندارد. مي بينند كه چه ايراداتي مي گيرند؛ نميتوانند اشكالي پيدا كنند، نه اين كه اشكال نيست، آنها نمي توانند يا اصلاً تخصصش را ندارند، بنابراين برگزار شدن يا نشدن يك مراسم توديع و معارفه مسئله اول مي شود. اينقدر با تبليغات اين را بزرگنمايي مي كنند كه انگار يك بحران در كشور درست شده است. اين كه اصلش يك چيز تشريفاتي است. يك آقايي رفته و يك آقايي آمده، دست بدهند و خداحافظ شما و مشغول كار شويد. اصلاً مراسم نميخواهد. حالا مراسم برگزار نشد؛ ببينيد چه كردند. چيزي از دولت پيدا نمي كنند، اين حرفها را مي زنند.
من همكارانم را با شناخت و آگاهي انتخاب كرده ام، به همين خاطر قاطع از آنها حمايت مي كنم. هرجا هم خودم به اين نتيجه برسم كه فردي ديگر نمي تواند همراهي كند، تغيير ميدهم؛ نه اين كه آدم بدي است، بالاخره اين باري عظيم است. ما يك برنامه روشن داريم. عناصري كه ميآيند بايد آن مأموريت را انجام بدهند. اگر نداد، من مأموريت و كشور را فداي افراد نمي كنم.
عنايت كنيد، همه ما بايد فداي ساختن ايران بشويم. آن برنامه بايد اجرا بشود. همه را هم دوست دارم. مثل مربي كه نشسته است و صحنه را ميبيند، مي خواهد برنده شود و كشور را جلو ببرد؛ لذا افراد را جابه جا مي كند. اشكالي ندارد.
البته عده اي مي خواهند با انبوه تهمت، مخدوش كنند. همانطور كه راجع به ملت ايران چنين است. دستگاههاي رسانهاي دنيا را ببينيد. خانمي همسرش را كشته است. براي او در ايران پرونده درست شده است. تازه در مرحله رسيدگي است و هنوز حكمي صادر نشده است. ببينيد چه جنجالي درست كردند. مي گويند در يكي از كشورهاي بزرگ اروپايي، اين قدر از اين تابلوها زده اند، اسم آن خانم را نوشته اند و عكس من را هم انداخته اند كه احمدينژاد قاتل اين خانم است. اصلاً ربطي به من ندارد. قوه قضائيه مستقل است. هنوز حكم صادر نشده است. ميگفتند در يكي از پايگاههاي جستجو كه مشهور هم هست، چند ميليون صفحه فقط آدرس مطالبي است كه راجع به اين خانم توليد كرده-اند. براي چه؟ براي اين كه مي بينند اين ملت دارد ميدرخشد، مي خواهند گل مالي كنند و خاك بپاشند. مي دانند كه قوه قضاييه در اينجا مستقل است. همه شان ميدانند كه هنوز حكمي هم صادر نشده است.
من در يك مورد ليستي به يك خبرنگار دادم و گفتم 53 نفر در امريكا دارند اعدام مي شوند كه زن هستند و همه هم اتهامشان همين است؛ يعني همه شوهرانشان را كشتهاند. معلوم است كه در آنجا شوهركشي مد است. الحمدالله زنان ما خيلي متعالي هستند، اصلاً زن ايراني در دنيا يك است، از نظر ادب و هنر و معرفت و انسانيت مانندي ندا رد. 53 نفر را آنجا مي كشند، يك خبر توليد نشده است. اما اينجا هنوز حكم صادر نشده است، جنجال و تبليغات؛ چقدر با ما تماس مي-گيرند و دلسوزانه ميگويند كه شما را به خدا مي شود اين را يك كاري بكنيد، خيلي تبليغ زياد است و ما نميتوانيم مقاومت كنيم.
اين هست. مثالي به نظرم از شهيد مطهري است. ايشان مي گويند كه من در رفتار بچه هايي كه كنار ايستگاه راه آهن زندگي مي كنند، دقت كردم. ديدم قطار وقتي در ايستگاه مي ايستد به آن نگاه مي كنند و كاري با آن ندارند. به محض اين كه حركت كرد سنگها را پرتاب مي كنند. بعد ايشان مي گويد هركس كه حركت كند، ملت و دولتي حركت كند، همينطور سنگها مي آيد.
اين دولت پاكترين دولت تاريخ اين كشور است. نمي خواهم بگويم اشكال نيست. من دولت را دارم مي گويم. در بدنه و جاهايي ممكن است اشکال باشد، كه ما داريم دنبال مي كنيم واقعاً جلوي آن را بگيريم. ولي ضعف هست. من از همه بيشتر اطلاع دارم و بيشتر از همه هم فرياد ميزنم. هيچ كس به اندازه من از دولت انتقاد نكرده است. رؤساي جمهور كه معمولاً از دولت انتقاد نمي كردند، دفاع مي كردند. من تنها كسي هستم كه از دولتي كه منتسب به خودم هست، انتقاد کردم.
اشکال هست، اما در کشور حرکت ايجاد ميشود. نشاط سياسي و انقلابي هست. اما توهين، تهمت و افترا ميزنند که واقعاً بسياري از اين افتراها جرم و قابل تعقيب است. البته بعضي از همکاران من شکايت کردهاند که من نميخواهم آنها را دنبال کنم.
مدام تهمت ميزنند. اين همکاران من چه گناهي کردهاند که شبانه روز دارند خدمت ميکنند؟ چيزي هم نخواستند. همين حقوق خودشان را ميگيرند. چيزي اضافه نخواستند. راجع به اين ادعا کدام سند هست؟ باز هم سؤال داريد.
گزارشگر:
خير، شما صبح هم عازم بوشهر هستيد و ديروقت است.
رئيس جمهور:
من ميخواهم اينجا يک تشکر صميمانه از ملت ايران بکنم، از همه اقشار. من اگر حضوري برسم، دست همهشان را ميبوسم به خاطر اين که افتخاري درست کردند و ما همه افتخار ميکنيم که در دنيا عزيز شديم؛ به خصوص رانندگان. چون رانندهها در خط اول هدفمند کردن بودند. رفتاري از خود نشان دادند که آدم احساس غرور ميکند، چقدر زيبا. هيچ باري در ايران روي زمين نماند. به کف آن هم قناعت کردند. يعني وقتي گفتيم اينقدر، گفتند بسيار خوب. ما به خاطر کشور قبول ميکنيم. با اين که سختترين کار است، چه داخل شهري و چه برون شهري.
همچنين کشاورزان، دامداران، صنعتگران، کارگران، کسبه، بازاريها، تجار، فرهنگيان، دانشگاهيان و کارمندان و نيز رسانهها؛ البته بعضي خوب همراهي نکردند. عيب ندارد. همين طور رسانه ملي که خيلي هوشمندانه و قشنگ کارکرد، مأموريت هنوز ادامه دارد، ولي خيلي خوب در زمينه هدفمند کردن يارانهها کارکرد؛ چه در آموزش و چه در اطلاعرساني که هنوز کار ادامه دارد.
من از همه تشکر ميکنم. از رهبر عزيز؛ بالاخره رهبر عزيز در اداره انقلاب بار اصلي را دارند به دوش ميکشند. من از ايشان صميمانه تشکر ميکنم و يک تشکر ويژه دارم از حضرت ولي عصر (ع)، بالاخره ما همه تحت هدايت و مديريت ايشان هستيم. شايد يک بار ديگر هم گفتهام. اين هم آخرين جمله من باشد که خدمت مردم عرض ميکنم و درس پس بدهم به مردم، علما و همه کساني که ميشنوند.
عزيزي از ما پرسيد که چطور شد اين هدفمند کردن؟ گفتم چطور؟ گفت برخلاف همه تصورات خيلي عالي شد. اين را هم بگويم که بنده خدايي قبلاً نوشته بود که در صورتي که اجرا شود هفتاد درصد تورم ايجاد ميشود.
بعد که اجرا شد، مقاله نوشت و اعتراض کرد که چرا حمل و نقل بين شهري پانزده درصد بالا رفته. گفتيم اين ديگر پول گازوئيل آن است. ايشان گفت چرا برخلاف همه تحليلها و تصورها اينقدر زيبا از کار درآمد؟
من گفتم اولاً زيباييها در راه است. حالا برکات آن دارد ميآيد. اما سه علت دارد. دو علت اول هم تابع علت سوم است. علت اول اين است که دولت خيلي وقت گذاشت و تا جزئيات را وارد شديم. علت دوم، حضور و اعتماد مردم است. مردم واقعاً به دولت اعتماد کردند و دولت هم واقعاً به مردم اعتماد کرد. مردم به صحنه آمدند و خودشان کار را در دستشان گرفتند و مدير شدند. اين يک عرصه مديريت ملي و مردمي است.
گفتم ميدانيد علت سوم چيست؟ گفتم اين طرح را امام زمان پياده کرد. متعجب شد، گفت يعني چه؟ گفتم توضيح بدهم؟ گفت بله. گفتم من براي شما استدلال ميکنم. سؤال، آيا اين طرح در جهت عدالت هست يا نيست؟ ايشان گفتند: بله. عدالت است ديگر. گفتم مسئول عدالت در جهان کيست؟ عدالت گستر کيست؟ آن که از ناحيه خدا مأمور اجراي عدالت است کيست؟ مگر ميشود قدمي در راه عدالت انجام شود بدون مديريت ايشان؟ نميشود، خدا راه آن را بسته. چون واسطه اجراي عدالت امام عصر (ع) است.
هيچ کس نميتواند در عالم عدالت را پياده کند. نميتواند. راه بسته است. براي اينکه ويژگيهاي عادل را ميخواهد. عادل مطلق است که ميتواند عدالت را پياده کند. باور ما اين است که هر ملتي تصميم بگيرد در مسير عدالت قرار بگيرد به طور خودکار تحت مديريت امام قرار ميگيرد.
ببينيد چقدر زيبا شد. چقدر مردم با هم مهربان شدند. چقدر کارها قشنگ دارد انجام ميشود. همهاش خارج از اراده ماست.
اراده ما هم تحت اراده امام است. همه هستي تحت اراده امام است. خود اين انديشه اگر عمومي بشود، در کشور چه ميشود؟ اين که همه حس کنيم تحت مديريت انسان کامل و جانشين خدا در زمين هستيم که مظهر همه خوبيها و زيباييهاست و اوست که کمال ميآفريند و پيشرفت و اقتدار درست ميکند. چه اتفاقي ميافتد؟
من ميخواهم صميمانه و متواضعانه از ايشان تشکر کنم که ميبينم دست هدايت ايشان بالاي سر ملت ايران است. دست لطف ايشان هست، والا اين همه طراحي از داخل و خارج عليه يک ملت تنها و دست خالي صورت گرفت. الان مبهوت هستند. ميگويند چطور در اين شرايط اقتصادي اين اجرا شده است؟ خودشان را براي درست کردن بحران و درگيري آماده کرده بودند. گفته بودند که از قبل طراحي کرده بودند. ما کسي را داريم که از خارج به پدرش در اينجا تلفن ميزند و ميگويد بابا چه شد؟ چرا اجرا نميکنند؟ آدمهاي ما خسته شدند. انبارهاي ما مشکل پيدا کرد. ما ميخواهيم بزنيم داغون کنيم. آدمهايمان که قرار بوده بحران درست کنند خسته شدند. اين هم ميگويد والا من هم نميدانم اينها چه ميخواهند بکنند. هر کجا نقصي هست از ماست. هرجا زيبايي هست، معلوم است که از ناحيه خدا و واسطه است.
من متواضعانه تشکر ميکنم و براي ملت بزرگ ايران که اين قدر خوب هستند دعا ميکنم.
گزارشگر:
خيلي متشکرم آقاي رئيس جمهور. من هم از حضرت عالي تشکر ميکنم به خاطر وقتي که امشب به ما داديد و موضوعاتي که مطرح کرديد. برايتان آرزوي موفقيت ميکنم. اميدوارم که ان شاءالله فردا هم سفرتان به خير و براي مردم استان بوشهر پربرکت باشد.
رئيس جمهور:
ان شاءالله همۀ ملت ايران عزيز باشند. شما و همکاران خوبتان که زحمات ميکشيد و بروبچههاي صدا و سيما همه موفق باشند.