
مصاحبه زندة تلويزيوني با شبكه استاني گيلان
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
بنده هم خدمت مردم عزيز گيلان، شما و همة همكارانتان سلام عرض ميكنم. اميدوارم خداي متعال همة لطف و رحمت و بركتش را بر مردم سرفراز گيلان عنايت بكند.
گزارشگر:
با توجه به اينكه رويكرد سفرهاي سوم جنابعالي رويكرد فرهنگي است و همينطور كه مستحضر هستيد و به گواهي تاريخ، گيلان يكي از استانهاي تأثيرگذار و با سابقه در اين زمينه هست، اگر بخواهيم شاهد مثالي هم داشته باشيم خودتان بهتر از بنده ميدانيد كه پيشگامي در تشكيل نخستين حكومت شيعي در ايران و همينطور نقش گيلان در گسترش اسلام شيعي قيام جنگل، بهرهمندي از مفاخر فرهنگي و پيشگامي در نهضت مشروطيت و امثال اينها ميتواند گواهي بر اين ادعا باشد.
با توجه به اين مثالها و اطلاعاتي كه خود شما هم به شخصه داريد و سابقة مهم گيلان در عرصة فرهنگي، دوست داريم بدانيم كه ارزيابي شما از وضعيت گيلان در عرصة فرهنگي و امكاناتي كه بهره برده چگونه است؟ در واقع در سفر سوم چه تمهيداتي انديشيده شده براي اينكه انشاءالله اين بهرهمندي افزايش پيدا بكند، ضمن اينكه در قالب اين سؤال اين را هم مطرح بكنيم كه اصلاً چه شاخصههايي در كشور باعث شده است، كه رويكرد فرهنگي براي سفرهاي دور سوم انتخاب بشود؟
رئيسجمهور:
خيلي متشكرم. شما ابعاد سؤال را خوب تشريح كرديد. لازم هم بود. سؤال جدي اين است كه چرا رويكرد فرهنگي؟ البته اين تذكر را ابتدا بدهم، كه اگر ميگويم رويكرد فرهنگي معنايش اين نيست كه در بخشهاي عمراني و اقتصادي شتاب حركت دولت كند يا كاهش پيدا ميكند. نه آنها با شتاب بالاتري ادامه پيدا خواهد كرد. منتها جهتگيريها عوض ميشود يك بخشي هم به عنوان كار فرهنگي اضافه شد.
چرا فرهنگي؟ براي اينكه اساساً انسان با فرهنگ زنده است. چيزي كه انسان را تعريف ميكند فرهنگ است. الان ما ميگوييم گيلان، مازندران، فارس، اصفهان، گيلاني، اصفهاني، شيرازي؛ آن چيزي كه وجه تمايز مردم است، چيست؟ فرهنگ. از طرف ديگر نقطة همبستگي و اتصال اينها با هم چيست؟ باز هم فرهنگ است. آن فضايي كه با هم تعامل و دلبستگي پيدا ميكنند و همراهي ميكنند و احساس يگانگي ميكنند، فضاي فرهنگي است.
فرهنگ فضاي مشترك تنفس روح انسانهاست. انسان بدون فرهنگ ميميرد. ممكن است جسمش باشد، اما انسانيتش ميميرد. آن چيزي كه در طول تاريخ ملتي را نگه ميدارد، به جلو ميبرد يا ساقط ميكند، فرهنگ است. آن چيزي كه ملتي را عزيز ميكند يا خداي نكرده ذليل ميكند، فرهنگ است. عنصر فرهنگ يك عنصر كليدي در حركت تكامل انسان، شكلگيري شخصيت انسان، دوام يك جامعه و نوع زندگي مردم است ملت ايران هميشه يك ملت فرهنگي بوده و فرهنگ ملت ايران يك فرهنگ متعالي بوده است. جالب است كه در ايران هيچ گاه نشانههاي شرك و بت پرستي پيدا نشده است. نه اينكه حالا عده قليلي در يك گوشه منحرف نشدهاند، چرا، ممكن است. اما حركت عمومي مردم هميشه حركت توحيدي بوده. سنتهايي كه ملت ايران داشتند همه سنتهاي بسيار انساني و متعالي بوده است. همه در جهت همدلي، شكوفايي احساسات و خصايل انساني بوده است. همينها ملت ما را نگه داشته است.
باز بگذاريد مثال بزنم. ما كشوري هستيم كه حوادث زيادي ديدهايم. جزو محدودههاي جغرافيايي در دنيا هستيم كه تعداد فراز و نشيبهاي تاريخيمان خيلي زياد است. خيلي حوادث ديده است. همين گيلان چقدر حادثه در طول تاريخ ديده است. اما هر دفعه حادثه آمده حتي اگر آن حادثه سيصد سال طول كشيده تا برطرف بشود، بعد از سيصد سال هر كس به ايران نگاه كرده ديده اينها همان ايرانيها هستند، اينها همان گيلانيها هستند.
آن عنصري كه باعث شده ايراني بودن يا گيلاني بودن بماند، چيست؟ فرهنگ است. ما هميشه در دنيا منادي فرهنگ بوديم. جالب است، تمدن ايراني يا سنتهاي ايراني هيچ وقت با قوة قهريه در دنيا منتشر نشده است، بلكه با ارزشهاي فرهنگي منتشر شده است. من مشاهدات خودم را بگويم. در دنيا الان هر جا ميرويد، وقتي از مليتهاي مختلف اسم ميبريد، در مورد هر يك چيزي در ذهنش تداعي ميشود. ميگوييم مثلاً امريكايي، چه چيزي در ذهنت ميآيد؟ به محض اينكه اسم ايران و ايراني ميآيد، آن چيزي كه در ذهنها تداعي ميشود عناصر فرهنگي است؛ يا معماري يا صنايع دستي يا ارزشهاي انساني يا ايستادگي يا ظلم ستيزي يا تمدن سازي است. همهاش ارزشهاي متعالي انساني است.
الان تحولات گسترش و سرعت پيدا كرده است. عوامل مؤثر در فرهنگ زياد شده است و فرهنگها در تعامل گسترده با هم قرار گرفتهاند. بعضيها هم دنبال تخريب فرهنگي هستند. ما اگر بخواهيم بمانيم، اگر بخواهيم اثرگذار باشيم، اگر بخواهيم پيشرفت واقعي كنيم، بايد فرهنگ خودمان را هم بشناسيم و هم رشد بدهيم و هم به نسلهاي بعد منتقل كنيم.
اگر تمامي ايران گلستان بشود؛ يعني تمام نيازهاي مادي مردم برطرف بشود، همه جا آزادراه بشود، همه جا قطار و هواپيما باشد؛ يعني همه پولدار باشند و هيچ كس نيازمند نباشد. اما خداي نكرده عناصر فرهنگي ما و فرهنگ ما آسيب ببيند، ما نميتوانيم اسم آن را پيشرفت بگذاريم. كما اينكه الان كشورهايي هستند كه بخشهايي از اينها را دارند، اما ما حاضر نيستيم آنجا زندگي كنيم. حاضر نيستيم آيندة ايران مثل آنها بشود؛ براي اينكه مردم از هم دورند، هر كس براي خودش زندگي ميكند. براي ديگران زندگي نميكند. ارتباطات اجتماعي به اين معنا مفهومي ندارد؛ حتي پدرها و مادرها و فرزندان از هم دور هستند. حالا فاميلها كه ديگر هيچ. خانواده كه ديگر كوچكترين سلول اجتماعي است، از هم پاشيده است. ما نميخواهيم مثل آنها بشويم. ما ميخواهيم مثل خودمان باشيم. آن خودي كه آرزوي تاريخي آن را داشتيم و آن فقط از مسير فرهنگ ممكن است.
در كار فرهنگي در هر منطقه دو دسته ويژگي داريم. يك ويژگيهاي خاص آن منطقه است و يك ويژگيهاي مشترك با تمام ايران است. با تأكيد بر ويژگيهاي خاص اولاً و بعد ويژگيهاي عام، اينها را بايد شناسايي، معرفي وگسترش داده و نهادينه بكنيم. چه عواملي باعث ميشود كه اولين حكومت اسلام ناب در اين سرزمين شكل بگيرد؟ چرا جاي ديگر شكل نميگيرد؟ آيا فقط عوامل طبيعي است؟ بله، عوامل طبيعي هم هست، اما فقط اين نيست؛ مهمتر از عوامل طبيعي، عوامل انساني و فرهنگي است. چه ويژگيهاي فرهنگي در گيلان هست كه جذب ميكند، پافشاري ميكند و برپا ميكند. چه عامل فرهنگي در گيلان هست كه مأمن فرزندان پيامبر گرامي اسلام ميشود. اين عناصر را بايد بشناسيم. اينها را برجسته بكنيم، معرفي كنيم، در مورد آن فيلم و تئاتر بسازيم، كتاب بنويسيم، شعر بگوييم، مطلب بنويسيم و كار هنري كنيم كه اين تقويت بشود و در نسلهاي پي در پي رشد بكند. آن عنصري كه باعث ميشود در سرزمين گيلان شخصيتي به نام ميرزا كوچك خان طلوع ميكند، همين است. يك تنه هم در مقابل اجنبي و هم در مقابل استبداد ميايستد. خيلي مهم است. در شرايطي كه خيلي ها خواب هستند يا آن طرفي و اين طرفي ميروند يا اصلاً نميروند و عقبگرد ميزنند، اين قدر هوشمندانه عمل ميكند كه هم دشمن بيروني و هم دشمن دروني را ميشناسد.
يا اين همه شعرا و عرفا و فقها و علما و مجاهدان و دانشمندان و متخصصين؛ بالاخره يك عناصر فرهنگي هست كه اينها را تربيت ميكند. درخت و آب و ... هم نقش دارد؛ اينها بستر آن است. اما عامل تعيين كننده نيست. كما اينكه در خيلي از جاهاي دنيا اينها هست. سيستمهاي آبياري بسيار مدرن هم هست. اما چنين شخصيتهايي آنجا طلوع نميكنند.
امروز در كارگروههاي فرهنگي بحثهاي خيلي خوبي شد. تصميمات خوبي در ده محور گرفته شد، دولت اجازه اجراي پروژههاي فرهنگي را داد؛ با همين نگاهي كه خدمتتان عرض كردم. بودجة خوبي هم گذاشته شد؛ 55 ميليارد تومان. البته كمتر بود، اما آنجا همه موافق بودند كه اضافه بشود. هم رئيس كميسيون فرهنگي دولت جناب مهندس مشايي، تأكيد و موافقت كردند. هم آقاي عزيزي معاون برنامهريزي كه بايد پول را بدهند. ايشان هم خيلي با اشتياق همراهي كرد كه قرار شد افزايش پيدا كند. بيش از ده ميليارد تومان افزايش پيدا كرد. اين علاوه بر بودجة فرهنگي است كه دستگاههاي فرهنگي به طور سالانه در اختيار دارند؛ مثل صدا و سيما، ارشاد، آموزش و پرورش، دستگاههاي سازمان تبليغات، دستگاههاي گوناگون، كه بودجة فرهنگي دارند. اين علاوه بر آن است؛ با اين نگاه؛ يعني اصلاً نميخواهيم دركارهاي ديگر برود. ميخواهيم كار جديد انجام بشود؛ توليد فكري، هنري، فرهنگي و پشتيباني و حمايت بشود.
نگاه ما به گيلان يك نقطة مصرف كنندة فرهنگي نيست؛ توليد كننده است. ما ممكن است جاهايي داشته باشيم كه بايد دائماً آنها را پشتيباني بكنيم اما ما فكر ميكنيم گيلان نقطهاي است كه بايد بدمد. كمك بكند، توليد فرهنگي بكند، معرفي بكند. كما اينكه تاريخ گيلان اين بوده است. يعني هميشه مؤثر بر فرهنگ ايران زمين بوده است و به طبع آن مؤثر بر فرهنگ كل بشريت.
امروز روزي است كه بايد صاحبنظران علما، استادان، هنرمندان، فرهنگيان استان براي انجام يك مأموريت تاريخي بسيج بشوند و فرهنگ اين سرزمين، فرهنگ اسلام ناب، فرهنگ يگانه پرستي، شجاعت، دلاوري و عزتمند زندگي كردن را به دنيا منتشر بكنند. دولت هم خودش را خادم و پشتيبان مردم ميداند و آماده است كه از اين جريان حمايت بكند.
گزارشگر:
آقاي دكتر نقاش ازل زماني كه تابلوي خيلي زيباي خلقت را ميكشيد، در خلق اين نقطة بهشتي پيكر يعني گيلان سنگ تمام گذاشته است. شما چشم كه ميچرخانيد گيلان را پر از نعمت ميبينيد كه پرشمار است و گيلاني ها هم سعي كردهاند كه اين نعمتها را با ايراني ها قسمت بكنند. حضرتعالي استاد دانشگاه هستيد. من ميخواهم مثل يك شاگرد تنبل تقلب بكنم، شما خواهشاً نديد بگيريد. ميخواهم بگويم گيلاني ها 85 درصد چاي كشور، 80 درصد فندق، 85 درصد بادام زميني، 60 درصد ابريشم، بيش از 80 درصد زيتون و كيفيترين برنج ايران را توليد ميكنند. حضرتعالي يك عنايت ويژه داشتيد وآن هم اين بود كه سازمان چاي كشور احيا شد. اتفاق خيلي خوبي در دولت نهم و دهم افتاد. اين باعث شد كه امسال براي اولين بار بعد از چيزي در حدود نزديك به يك دهه بخش خصوصي تمام برگ سبز چاي توليد شده را خريد و پولش را هم پرداخت كرد و كشاورزها هم دعاگو هستند.
يك اتفاق ديگري كه انشاءالله با عنايت ويژة حضرتعالي اتفاق بيفتد خيلي خوب است، اين است كه گيلاني ها برنج را به رنج به دست ميآورند؛ فرموده بوديد كه تصميم گرفته شده بود جلوي واردات را به نوعي بگيرند و كنترل بشود. ميخواهيم با توجه به اينكه اين يك محصول استراتژيك در گيلان و برخي استانهاي ديگر است، از برنامههاي خودتان بفرماييد كه وضعيت كشاورزي استان را در آينده چگونه رقم خواهيد زد؟
رئيسجمهور:
همينطور كه اشاره كرديد محصولاتي كه در اين استان توليد ميشود جزو بهترين محصولات كشور و مورد نياز كشور است. اما ما بايد موضوع را از جهات مختلف مورد بررسي قرار بدهيم. ما ميخواهيم كشاورزي بماند، رشد كند و حتي بتوانيم صادر كنيم.
عنايت كنيد، بايد نگاه نگاه همه جانبه باشد. از يك طرف ما بايد از كشاورز حمايت كنيم، از يك طرف بايد از 75 ميليون نفري كه ميخواهند اين را مصرف كنند حمايت كنيم. هر دو تا را بايد با هم ببينيم. پس بايد دنبال راهكارهايي باشيم كه توليد افزايش پيدا كند و هزينة توليد كاهش پيدا بكند. هم كشاورز سود ببرد و هم محصول او قابل رقابت با محصولات ديگران باشد.
ميشود در مقطع كوتاهي ما حمايت هاي غيرعادي و فوقالعاده بكنيم، كما اينكه اين اتفاق افتاده است، اما اين موجب رشد و شكوفايي نخواهد شد. بالاخره روزي اين حمايت ها تمام ميشود يا به حدي ميرسد كه قابل انجام نيست. فرض كنيد ما از گندم حمايت ميكنيم، هر سال بايد چيزي روي آن بگذاريم. فرض كنيد در سال 89 به جايي برسيم كه دولت گندم را كيلويي 600 تومان بخرد. در بازار جهاني گندم كيلويي 200 تومان است.
دولت قادر نيست كه ديگر اين حمايت را ادامه بدهد. چرا؟ چون وقتي اين فاصله زياد هست، صدها راه باز ميكند و وارد كشور ميشود و كشاورزي را نابود ميكند. اين نكتة كليدي است. هيچ دولتي هم نتوانسته است صددرصد مرزهايش را كنترل بكند. كشور ما كشور بزرگي است.
بنابراين حمايتهاي ما بايد حمايتهاي اساسي باشد. اول، زمينهاي كشاورزان مدام دارد كوچك ميشود، وقتي كوچك شد هزينه بالا ميرود. يك زماني ايدهاي بود كه ما بياييم اينها را از نظر مالكيت تجميع كنيم و مديريت واحد بگذاريم. اين در فرهنگ ما نيست. سخت است. ممكن است در آينده بشود. اما فعلاً سخت است، كه يكي پنج هزار متر زمين دارد، يكي سه هزار متر، يكي يك هكتار، و.... اينها را روي هم بريزيم بعد هر كس در كل سهم خودش را ببرد. اين ميگويد من زمين خودم را ميخواهم. يك گاو هم كنارش است. روش ماست. نميگويم چيز بعدي است.
ما مالكيت را دست نزنيم، روش جديدي كه دنبال ميكنيم اين است كه مديريت كشت را واحد كنيم. هر كس نيم هكتار، دو هكتار دارد، اگر بخواهد تراكتور بياورد، آب بياورد و هر كاري بخواهد بكند، هزينههايش بالا ميرود. اگر اينها كنار هم، با هم اين كار را انجام بدهند، هزينهها پايين ميآيد و نصف ميشود بعضي جاها كمتر از نصف ميشود. قيمت تمام شده پايين ميآيد، همچنين در زمينه شيوههاي جديد كشت، آبياري، نوع بذري كه بايد بكارند. الان شيوة جديدي آمده است كه همان برنج را كه درو ميكنند دوباره آب مياندازند، كشت دوم ميشود و بين 30 تا 60 درصد محصول ميدهد، بدون آنكه كار جديدي انجام بشود.
ما بايد از اين روشها پشتيباني كنيم. البته بايد واردات را كنترل كنيم. ما الان بسته به ميزان توليد داخل بين 600 هزار تن تا يك ميليون و صد هزار تن كسري داريم. اين بايد به نوعي وارد بشود. واردات را نميتوانيم سهميه بندي كنيم كه بگوييم شما دو هزار تن بياور و ... كه اصلاً موجب فساد ميشود. مجبور هستيم با عوارض كنترل كنيم. عوارضي كه دولت گذاشته است عوارض خوبي است يعني عوارض بالايي است و حمايت خوبي از توليد داخل ميكند و هر موقع لازم باشد اين عوارض را افزايش هم خواهد داد، براي اينكه از توليد داخلي بتوانيم حمايت كنيم. البته بخشهاي ديگري هم دارد؛ ما بايد منابع سرمايه در گردش را در اختيار كشاورزان در دورة كشت و داشت و برداشت بگذاريم. بحث خريد از كشاورزها سامان پيدا كند. كه مجبور نباشد ارزانتر بفروشند يا پيش فروش كنند و ....
البته اينها كم شده است. چون سرجمع وضع كشاورزي بهتر شده است. اما هنوز همه اين طور نيستند. آب را بايد به موقع برسانيم. طرحهاي عظيم تأمين آب در دست اجراست؛ شيوههاي جديد آبياري، شيوههاي كشت و داشت. بايد آموزش بدهيم، دنبال كنيم و سرمايهگذاري بكنيم. در دورة جديد كه بحث سرمايهگذاري ملي ميخواهد گسترش پيدا كند، بخش مهمي از توجه دولت به كشاورزي است. طبيعي است كه استان گيلان بهره بالايي از اين خواهد برد.
قرار بود امشب در دولت همانطور كه براي چاي تصميمي گرفته شد، كارگروه ويژهاي براي برنج و ابريشم تشكيل بشود تا دو كار قشنگ انجام بدهيم كه انشاءالله هم محقق بشود. مردم خودشان ميخواهند. خدا هم هست، درست ميشود.
گزارشگر:
جناب آقاي دكتر احمدينژاد با توجه به اينكه نگاه شما به بخش كشاورزي در استان گيلان يك نگاه ويژه است، فكر ميكنم براي صيادان عزيز استانمان، اين توقع ايجاد بشود. چون آنها هم با توجه به اينكه كار در شرايط بسيار سختي انجام ميدهند و از اين طريق ارتزاق ميكنند، توقعات ويژهاي دارند. صيد و صيادي، آبزي پروري، افزايش ماهيان خاوياري كه محور توسعه و از مواردي است كه با اقتصاد استان گيلان عجين شده. قطعاً اين عزيزان هم مطالباتي دارند و منتظر هستند كه انشاءالله اين نگاه ويژه شامل حال آنها هم بشود. براي اين عزيزان و صيادان استان گيلان چه تصميماتي گرفته شده است.
رئيسجمهور:
مصوبات خوبي در جلسة دولت هست. انشاءالله بعد اينها را منتشر ميكنيد، مردم هم مطلع ميشوند. من وارد جزئيات نميشوم. اما در بخش صيادي يا آبزيپروري دو بخش مجزا داريم. يكي درياست كه دريا را هم بايد صيانت كنيم و هم بهرهبرداري كنيم، به خصوص خاويار؛ كمي مشكل هست. البته مشكلاتي هم صيادانمان دارند. بحثهاي سرمايه در گردششان بود، بيمهشان هست. اينها هم مشكلاتي هست كه دولت كم و بيش دارد كمك ميكند و بيشتر كمك خواهيم كرد.
بخش دوم آبزي پروري است. استعداد اين استان براي آبزي پروري خيلي بالاست. بسياري از اين استخرهايي كه براي كشاورزي آب ذخيره ميكنند، محل مناسبي براي پرورش ماهي است. تمام مسيرهاي روخانهها، محل بسيار خوبي است براي اينكه حوضچههايي درست بكنيم، آبزيپروري بكنيم. بعد دوباره آب برگردد براي كشاورزي. براي حمايت از آبزيپروري دولت دو سه تصميم خوب گرفته كه حمايت كامل بكند تا هم صيادان و هم آبزيپروران انشاءالله بتوانند از اين حمايتها استفاده بكنند و توليدات استان را بالا ببرند.
[پخش گزارشي از صحبتهاي مردم] تشكر ميكنم از عزيزاني كه مسائل را مطرح كردند و همه اظهار لطف كردند، از همه ممنون هستم. عزيزي دربارة زيرساختهاي ورزشي مسائلي را مطرح كردند. در اين سه، چهار سال كارهاي خوبي شده است. بالاخره استاديوم و سالنهايي درست شد، اما براي گيلان كم است. ما در اين كارگروه فرهنگي بخشي از بودجه را به ورزش داديم، علاوه بر آن در جلسة دولت هم تصميماتي گرفتيم براي توسعة زيرساختهاي ورزشي اين استان قهرمان خيز و پهلوان خيز. اميدوار هستيم كه هميشه نام تيمها و قهرمانان گيلان را در سكوها بشنويم و ببينيم.
بحث مسكن مهر را گفتند كه بررسي بشود. وزير بررسي كرده و انشاءالله گزارش آن را براي من خواهد آورد، گرچه ما در جلسة شوراي مسكن دائماً گزارش تمام استانها را ميبينيم، در بخشهاي گوناگون ردهبندي ميكنيم و ردهها تغيير ميكند، ميفهميم استاني ضعيف كار كرده يا استان ديگري قوي كار كرده و جلو زده است. اين را حتماً دنبال ميكنم كه اگر ضعف و اشكالي باشد انشاءالله برطرف بشود.
گفتند نيروهايي در بعضي ادارات هستند كه شركتي هستند. اين از آن كارهاي خيلي پيچيده است كه كسي سنگي را در چاه مياندازند، صد نفر نميتوانند آن را در بياورند. از مواردي است كه چندين بار دربارة آن تصميم گرفتهايم ولي حل نشده است. اميدوارم با مطالبي كه امروز گفتم و تغييراتي كه در مصوبة دولت داديم انشاءالله اتفاق بيفتد، البته بيش از هفتاد درصد كساني كه شركتي بودند الان مشكلشان در سراسر كشور حل شده است. كمتر از 30 درصد باقي مانده است كه انشاءالله آنها را هم حل ميكنيم.
بحث حمل و نقل عمومي را گفتند. من فكر ميكنم سهميه اتوبوس و تاكسي و ... داده شده است. اما از زماني كه شهر رشت با مصوبة دولت به عنوان كلان شهر مطرح شد، اميدوارم در سال آينده بتوانيم بحث قطار شهري و سيستمهاي حمل و نقل انبوه شهري را هم در دستور كار قرار بدهيم.
گفتند سياستها را ادامه بدهيم؛ چشم، ما حرف شماها را گوش ميدهيم. در بحث گردشگري يك كار گروه ويژه با رياست معاون اول براي ساماندهي گردشگري استان تشكيل شد. البته استان تعداد زيادي مناطق نمونه دارد، دريا دارد، جنگل دارد و واقعاً يك مجموعة بسيار زيباست، به طوري كه اگر يك نفر يك هفته در اين استان بماند، ميتواند با ديدن طبيعت و ساير جاذبهها وقت خود را پر كند.
بحث صنعت استان است. مصوبهاي كه دولت داشت آن محدوديتها را برطرف مي كرد. الان راه افتاده است. در بحث آمايش سرزمين پروژههاي بسيار خوبي در استان دارد اجرا ميشود كه بخشي از گزارش را شما پخش كرديد. الان سرمايهگذارها خوب ميآيند. در همين جلسة دولت هم فكر ميكنم علاوه بر آنها بيش از هزار ميليارد تومان دولت براي پشتيباني از صنعت استان گذاشت. تصويب كردند مطالعه شود يك كارخانة خودروسازي بيايد. انشاءالله اميدوارم مطالعات كامل جواب بدهد.
البته توجه داشته باشيد اولويت ما در صنعت استان بايد صنايع تبديلي باشد؛ يعني پشتوانة كشاورزي باشد كه هر دو سود ميبرند.
بحث برنج را گفتند كه من توضيحات لازم را دادم.
خانم عزيزي هم گفتند حقوق بازنشستگي امسال 6 درصد اضافه شد، چرا 15 درصد اضافه نشد؟ اين قانون بودجه است كه بالاخره كارمندها و بازنشستهها همه 6 درصد اضافه شد. اميدواريم كه با يكي دو مرحله از طرح هدفمند كردن يارانهها، دست دولت مقداري باز بشود تا بتواند از بازنشستههاي عزيزمان حمايت بيشتري بكند.
گزارشگر:
آقاي احمدي نژاد، استان گيلان يك بندر خيلي شناخته شده و معروف دارد به نام بندر انزلي، البته آستارا را نبايد از نظر دور داشته باشيم، كه پيشرفت خيلي خوبي دارد. بيش از 30 درصد هم پيشرفت كرده. تمامي آگاهان ميگويند كه اين اتفاق خوبي است كه در دولت نهم و دهم افتاده و توجه ويژهاي كه به بندر انزلي شده و توسعه زيرساختها در اين بندر باعث شده است كه ظرفيت تخليه و بارگيري كالا را نزديك به همان 10 ميليون تني كه مدنظر بود برساند. الان با توجه به اين كه گيلان در مسير كريدور شمال و جنوب هم قرار دارد، اگر توجه ويژهاي به بنادر داشته باشيد باعث ميشود كه ما بتوانيم انشاءالله درتمام ايران سود آن را ببريم.
ميشود بفرمائيد در راستاي توسعه بنادر گيلان، در مورد بندر كاسپين كه صحبتش شده بود، مصوباتي را امشب هيئت محترم دولت داشته يا نه؟ و از برنامههاي خودتان بفرماييد.
رئيسجمهور:
آنجا منطقه آزاد است. منطقة آزاد، بندر را دارد ميسازد، مشكلي هم وجود ندارد. بندر كاسپين هم ساخته خواهد شد. حالا اينجا در پرانتز بگويم. كاسپين فارسي است، گيلانيها كاسپين ميگويند، اشكالي ندارد، قشنگ هم هست. اينها انجام خواهد شد.
در بحث كريدور شمال به جنوب سه بخش كار است؛ يعني سه دسته زيرساخت دارد كه به موازات هم پيگيري ميشود؛ يكي بندرهاست. يكي آزادراه و يكي خط آهن است. هر سه اينها دارد دنبال ميشود، اميدوارم كه با توجه به هدفمند كردن و صرفهجويياي كه اتفاق افتاده و پيشبيني ميكنيم براي سال آينده هم بيشتر اتفاق بيفتد، بتوانيم بودجة بيشتري بگذاريم كه هرچه زودتر اين آزادراه و خط آهن را تا آستارا ببريم، انشاءالله.
گزارشگر:
با توجه به اينكه درياي خزر از منابع عظيم نفت برخوردار هست و چند كشور حاشيهاي درياي خزر از اين منابع خوب استفاده كردهاند و ايران هم به فكر استفادة بهينه از اين منابع افتاده است. ميخواهم از محضر جنابعالي بپرسم كه وضعيت اجراي سايت نفتي خزر به كجا رسيده است.
رئيسجمهور:
ما يك سكو ساختيم در درياي مازندران كه سكوي بسيار بزرگي است كه مستقر شده و كار حفاري را در عمق هزار متري شروع كرده است. يعني هزار متر آب است، ميدانيد كه درياي مازندران هم درياي متلاطمي است. آنجا در عمق هزار متري زير آب است؛ يعني هزار متر ارتفاع آب است. هر چه به طرف شمال ميرويم عمق آب كم ميشود و حفاري راحت ميشود. امواج دريا خيلي سنگين است. سكوي بسيار عظيمي است. 14 هزار تن وزن خود اين سكو است. آنجا مستقر است كه با چند يدككش پشتيباني ميشود و مهار ميشود. آنجا كار را شروع كردهاند. چهار تا پنج هزار متر هم بايد از كف به پايين حفاري كنند تا به مخازن نفت برسند. كار را شروع كردهاند. اميدواريم كه به نتيجة خوبي برسيم و بتوانيم از آنجا هم نفت توليد بكنيم.
گزارشگر:
آقاي دكتر احمدينژاد هميشه در گيلان باران رحمت از آسمان ميباريده است، ما در طول سال ميانگين نزديك 10 ميليارد متر مكعب آب داريم كه اين يا در بيش از 45، 46 رودخانهاي كه در گيلان جاري هست، ميرود و يا به سمت درياي مازندران جاري ميشود. ديگر اينكه مصارف ما اعم از كشاورزي، آب شرب و صنعتي چيزي در حدود 3 ميليارد متر مكعب است. ما پروژههايي را داشتيم كه قبلاً زمين گير بودند. حضرتعالي تأكيد ويژه كرديد كه سه، سد مخزني پل رود، شفا رود، و شهر بيجار با سرعت دارد ساخته ميشود. علاوه بر اينها ما در سالهايي كه كم باران هستيم يا نميتوانيم آب را نگه داريم در فصل زراعي با خشكي مواجه ميشويم.
ميشود بفرماييد آيا در اين بخش هم مصوبهاي داشتهايد چه در جهت تسريع در ساخت اين سدها، چه حتي در زمينه احداث و ايجاد آببندهاي جديد.
رئيسجمهور:
بله، در دو سه بخش مصوبه داريم و اين سياست عمومي دولت است. يك بخش تسريع در تكميل اين سدها و شبكههاي پايين دستي آن است.
بخش دوم توسعة آببندانهاست. آببندانها كم خرج و زودبازده است. فكر ميكنم دوازده تا هم ايجاد شده است. اين ميتواند در سرتاسر سرزمين گيلان توسعه پيدا بكند؛ يعني به سرعت آماده ميشود.
اما هم زمان سدهاي بزرگ هم در دست ساخت است. من اميدوارم اينها طبق برنامة زمانبندي تمام بشود. يعني ما بودجة كافي كه در زمانبندي تمام بشود، خواهيم داد. انشاءالله اميدواريم تمام بشود.
منتها علاوه براين دو بخش، بخش سومي است كه به اندازة آن دو اهميت دارد، آن هم شيوة آبياري و كشت است. بالاخره ما الان برنج را غرقابي بهرهبرداري ميكنيم. فكر ميكنم روشهاي ديگري هم براي توليد همين برنج خوب معطر، با كيفيت بالا وجود دارد. يا اگر باغ چاي و چيزهاي ديگر داريم، ميتوانيم از روشهاي جديدي استفاده بكنيم كه مصرف آب را پايين بياوريم. اين شدني است. براي اين قسمت هم دولت بودجه گذاشت، يعني سه بخش: سدهاي بزرگ، آببندانها و روش آبياري.
گزارشگر:
با توجه به اينكه شخص شما در ابتداي بياناتتان هم اشاره كرديد كه گيلان طبيعت فاخري دارد و در واقع كسي كه به نيت گشت و گذار در گيلان به اين استان ميآيد زمانش هدر نميرود و ميتواند از اين فرصتها استفاده بكند، با توجه به وجود منابع بسيار زيبا و غني كه ما در گيلان از آن بهرهمند هستيم، باغهاي چاي، فرهنگ و آيين بسيار ويژه و زيباي مردم گيلان، و مهماننوازي كه فكر ميكنم همة عزيزان به آن اشراف داشته باشند و امروز هم فكر ميكنم مردم بخشي از آن مهماننوازي را در استقبال بينظيري كه از شخص شما داشتند به مرحلة ظهور رساندند.
حالا با توجه به همة اينها و با توجه به گزارش سازمان ملل مبني بر اينكه استان ما در جذب سرمايهگذاريهاي مستقيم خارجي رتبة اول را در سال 88 كسب كرده است. دولت شما با وجود اين ظرفيتها و پتانسيلي كه در استان گيلان موجود هست چه فكري براي استان گيلان كرده است و چه برنامههايي دارد و آيا اينها به نظر شما براي انتخاب استان گيلان به عنوان قطب گردشگري داخلي كافي است يا خير؟
رئيسجمهور:
من فكر ميكنم استان گيلان نه تنها قطب گردشگري داخلي است، ميتواند قطب گردشگري خارجي هم باشد. براي اينكه اين ظرفيت، ظرفيت بسيار بالايي است. شصت و شش منطقة نمونة گردشگري براي اين استان تعريف شده است. مطالعاتش انجام شده و زيرساخت هايش را داريم انجام مي دهيم و من اينجا اعلام ميكنم كه هر كس در استان گيلان بخواهد در بخش گردشگري سرمايهگذاري بكند، دولت حمايت ميكند. البته گفتند در سفر دوم هم تعدادي تصويب شده كه چون عدد دقيق آن در ذهنم نيست، اين را نگفتم، بيش از اين تعداد است. دولت از سرمايهگذاري چه در ساحل دريا چه در ساير مناطق پشتيباني ميكند. البته دولت خودش به واسطة قانون سياستهاي اصل 44 از سرمايهگذاري مستقيم منع شده است، اما ما ميتوانيم حمايت بكنيم، تسهيلات ارزان، زيرساختها و انرژي بدهيم. يك مقدار بايد معرفي كنيم كه سازمان گردشگري ما كه سازماني بسيار فعال و موفق است، قرار شد اين زيبايي ها را معرفي بكند و فرصت هاي سرمايهگذاري را معرفي بكند. فكر ميكنم يكي دو تا نمايشگاه و برنامة معرفي فرصت هاي سرمايهگذاري گردشگري استان برگزار بشود، خواهند آمد. به همين دليل كار گروه با رياست معاون اول رئيس جمهور تشكيل شد براي اينكه دور موتور گردشگري را در استان بالا ببرد.
گزارشگر:
آقاي دكتر احمدينژاد وقتي ما روند مذاكرات هستهاي را نگاه ميكنيم، ميبينيم چند اتفاق افتاده است. خيلي خوب است كه مردم به دقت توجه كنند، كه من ميدانم اين توجه را دارند. اول گفتند كه بايد فعاليت هستهاي تعليق بشود. بعد گفتند كه حالا شما برويد اين را متوقف بكنيد، ما هم سعي ميكنيم در مقابل قطعنامهها و تحريم ها را قطع كنيم. بعد باز يك پله پايينتر آمدند. اين روزها هم ديديم كه در استانبول حتي راضي شدند به اينكه بنشينند رودررو، با ايران مذاكره بكنند. آيا اينها دليل پيروزي ايران در اين روند و مذاكرات استانبول نيست؟
رئيسجمهور:
سؤال خوبي را پرسيديد. بگذاريد من يك مقدمة كوتاه بگويم. انقلاب و ملت ما يك ملت آرماني و فرهنگي است. معناي اين حرف چيست؟ معنايش اين است كه هرگاه ملت ايران فرصتي پيدا كند به سرعت خودش را در دنيا نشان ميدهد و فرهنگ و آرمان ملت ما يك فرهنگ و آرماني است كه براي ملتهاي دنيا مطلوب است، نظم سلطه و ظالمانه را نميپذيرد. لازم نيست بجنگيم. خود اين آن نظم را درهم ميشكند. چون ملتها پشت اين ميآيند و همين را مطالبه ميكنند.
به همين خاطر نظام سلطهاي كه براي خودش خوابهاي 300 ساله ديده بود؛ يعني از دورة بردهداري و استعماري تجربه گرفته و طوري طراحي كرده بودند كه با يك شكل به ظاهر مدرن 300 سال دنيا را بچاپند و چپاول كنند. يك دفعه انقلاب ايران پيدا شد. آنها خيلي سعي كردند سركوب كنند و نگذارند انقلاب اتفاق بيفتد. براي همين پانزده خرداد را اجازه دادند و آن گونه سركوب كردند. 17 شهريور را اجازه دادند، حتي در بهمن 57 آماده شدند يك ميليون بشكند. براي اينكه به لحاظ شناخت تاريخي ميدانستند كه ايرانيها اگر يك فرصت پيدا كنند و استبداد را كنار بزنند، به لحاظ فكري دنيا را ميگيرند. مقابله كردند ولي شكست خوردند.
در دفاع مقدس آمدند ريشه را بزنند، شكست خوردند. بعد در مسائل ديگر آمدند، شكست خوردند. اين اواخر موضوع هستهاي را بهانه كردند كه باز بشكنند، والا همه ميدانند اصلاً فرض كنيم ايران ده بمب اتم هم داشته باشد، آخر ده بمب اتم در مقابل 20 هزار بمب اتم كاري نميتواند بكند. مثل اينكه كسي با يك كلاشينكف بخواهد با تانك بجنگد. اثري ندارد. معلوم است كه بهانه است. فكر كردند كه چيز خوبي گير آوردهاند كه بخواهند فشار سياسي و اقتصادي بياورند و ايران را منزوي كنند. يا به تعبير ديگر رفتار ايران را عوض كنند؛ يعني ايران را به دورة انفعال برگرداند، مردم را از صحنه خارج بكنند و اين پتانسيل ايجاد جنبش ملت ايران در دنيا را تخليه كنند.
يك دورهاي موفق شدند. آمدند تأسيسات هستهاي ما را متوقف كردند. اين براي همة ايرانيها سخت بود از جمله من. واقعاً براي من خيلي سخت بود كه ميشنيدم كه آمدهاند تأسيسات را پلمب كردند. چه كساني؟ آنهايي كه خودشان بمب اتم دارند و استفاده كردند، ميگويند تأسيسات ايران پلمپ شود. تحمل اين خيلي خيلي سخت بود. جزء آروزهاي من بود كه اين بازي را به هم بزنيم. و من در زمان انتخابات گفتم كه اگر مردم به من رأي بدهند حتماً اين معادله را به هم ميزنم. بالاخره اين طور شد. مردم اين بار را به دوش من گذاشتند. ما همان روز اول كه آمديم گفتيم اين ماجرا ديگر تمام شد. دعوا اوج گرفت. آنها در ذهنشان در 16-15 سال قبل از دولت نهم حرف غلطي جا افتاده بود كه اگر فشار بياوريم، ايرانيها عقب مينشينند. در دورة دفاع مقدس اين از ذهنشان بيرون رفت. بعداً دوباره وارد شد. بعضيها هم جوري عمل كردند يا پالسهايي دادند كه آنها فكر كردند كه اين طوري است.
واقعاً فكر ميكردند كه فشار بياورند تمام است. به محض اينكه ما اعلام كرديم UCF اصفهان و نطنز فعال، شروع كردند به فشار آوردن. به خود ما در مذاكرات ميگفتند كه شما عقبنشيني خواهيد كرد. ما هم به آنها ميگفتيم كه آن دوره تمام شد، باور نميكردند. رفتند سراغ قطعنامه؛ اول، دوم، سوم، چهارم و فشارها را مدام زياد كردند. فشار سياسي، تبليغاتي، اقتصادي؛ واقعاً در تحريمها آنها از نگاه خودشان به ما فشار آوردند و تصميمات بزرگي گرفتند. همة قدرتهاي اقتصادي دنيا گفتند سيستم بانكي، كشتيراني و مبادلات را قفل ميكنيم. اين چيز كمي نيست. آنها همة فشار خودشان را آوردند. هدفشان اين بود كه ما فناوري غني سازي را نتوانيم در اختيار بگيريم. يك دورهاي هم ميگفتند ايرانيها الكي ميگويند و چيزي نيست. گفتيم بسيار خوب، اگر چيزي نيست چرا شما ناراحت هستيد. اگر چيزي نيست چرا شما عصباني هستيد و فشار ميآوريد. آنها همة توانشان را به كار گرفتند كه ايران هستهاي نشود. چه اتفاقي افتاد؟ ايران هستهاي شد.
پس تا اينجا شكست خوردند؛ يعني در راند اول كه راند اصلي بود و چند مرحله داشت، آنها شكست خوردند. نتوانستند مانع از هستهاي شدن ايران بشوند. ايران هستهاي شد. از الان به بعد دو راه دارند. يكي ادامه مسير قبلي است. شكست ادامة مسير قبلي كه از قبل مشخص است. مسير دوم ميماند؛ همياري و همكاري، كه اين به نفع همه هست. گرچه اگر آنها مسير اول را بروند ما كارمان را ميكنيم. اثري ندارد؛ يعني ملت ايران تصميمش را گرفته است؛ امروز رشت چه خبر بود؟ اين مردم آمدهاند چه بگويند؟ من حالا راجع به اين عرايضي دارم كه ميگويم. اين جمعيت قابل شمارش بود؟ كسي توانست بشمارد؟ آمدند چه بگويند؟ آمدند بگويند ما هستيم. اين يك ملت 75 ميليوني است. ميگويند ما هستيم. از شما هم نميترسيم. طرف چه ميخواهد بكند. ميخواهد اسلحه نشان بدهد. ميگويد ما نميترسيم. تحريم اقتصادي كند. ميگويد ما نميترسيم. وقتي ما از همة هيبتت نميترسيم، چه كسي اينجا شكست خورده است. معلوم است كه شكست خورده اندو هيچ كاري نميتوانند بكند. هيچ ابزاري براي اعمال نظر به ملت ايران ندارند. چون نميترسيم.
راه دوم ميماند. راه همكاري است. به نظر من آرام آرام اين دارد جا ميافتد. البته دشمنان زيادي دارد؛ به خصوص صهيونيستها. بعضي از كشورهاي غربي كه سابقة استعماري دارند. بعضي از گروههاي غربي كه سابقه استعماري دارند و بعضي گروههاي قدرت در امريكا كه اينها خيلي مخالف هستند. چون ميدانند اين مرحله و ايران كجاست و آنها كجا هستند. همين الان ايران كجاست آنها كجا هستند؟ من در جايي گفتم شش قدرت بزرگ دنيا در يك جا جمع شدند در مقابل ايران و خواستند ارادهشان را تحميل كنند، ايران ارادهاش را بر آنها تحميل كرد. اين 6 تا يك طرف، نتوانستند و شكست خوردند. چه كسي قويتر است؟ ايران از 6 تايشان روي هم قويتر است. از تك تك آنها معلوم است كه قويتر است.
قدرت كه به بمب اتم نيست. قدرت توان اعمال اراده است. يك ملتي بتواند ارادة خودش را اعمال كند، اين قدرت و اقتدار ملي است.
من فكر ميكنم براي آنها و براي همه بهتر است كه اصلاً بگويند چيزي نبود. اصلاً اشكالي ندارد. من فكر ميكنم در همكاري همه پيروز هستند. چه خبر است مدام مقابله ميكنند با ملت ما و ديگران. چه سودي بردند. بيايند با ملتها همكاري كنند. واقعاً به نفع خودشان است. ما ملتي هستيم كه براي دشمنمان هم في ذاته بدي نميخواهيم. اصلاً فرهنگ ماست. مگر اميرالمؤمنين علي (ع) براي كسي بدي خواست؛ حتي براي دشمنان. وقتي به دشمن ميگوييم متوقف شود. دست دشمن را قطع ميكنيم، براي اين است كه بيشتر سقوط نكند، ظلم بيشتر نكند و پرونده خودش را سياهتر نكند. اين به نفع اوست. اين واقعاً به نفع خودشان است. آنها را از سقوط نجات ميدهد. چون در حال سقوط تاريخي هستند. عنايت كنيد؛ سقوط تاريخي با سقوط موضعي فرق ميكند. در دنياي سرمايهداري خيلي دولتها عوض شدند. ممكن است بعضي از دولتها سقوط كنند، اما فرهنگ سرمايهداري ادامة حيات داده است. امروز فرهنگ سرمايهداري دارد سقوط ميكند؛ يعني به لحاظ تاريخي اينها دارند به بايگاني ميروند. مثل ماركسيسم. ماركسيسم الان كجاست؟ يادتان هست در همين گيلان خودمان و ايران افرادي بودند فريب خورده و خودشان را براي انديشة ماركسيستي ميكشتند. الان كجاست؟ وجود ندارد. هيچ جاي دنيا نيست.
سرمايهداري هم دارد ميرود. اينها براي نجات خودشان بايد انتخاب كنند. تنها انتخاب اين است كه بيايند كنار ملتها و عدالت و احترام و دوستي را انتخاب كنند. هم به نفع خودشان است و هم به نفع جهان. من فكر ميكنم انشاءالله اين اتفاق خواهد افتاد. راه ديگري وجود ندارد. منتها طول ميكشد، ما انتظار اينكه در يك، دو و سه نشست سريع حل بشود را نداشتيم. اين دوستان ما هم كه ميرفتند به استانبول، به آنها گفتم. گفتم فكر نكنيد با يك جلسه تمام ميشود. قضيه ريشهدار است و برايشان سخت است. اينها استكبار دماغ پر باد هستند، طول ميكشد. ما هم نميخواهيم بگوييم شما شكست خورديد، ما چه كار داريم، اصلاً شما پيروز شديد. بيا امضا كن و برو، اصلاً شما پيروز.
گزارشگر:
امروز خبر خوش جنابعالي در ورزشگاه شهيد عضدي در بياناتي كه داشتيد، طرح نهضت ملي اشتغال زايي بودكه براي اولين بار در استان گيلان اين خبر خوش را از شما شنيديم. اگر برايتان ممكن است مقداري در خصوص اين طرح توضيح بدهيد. همچنين سؤالاتي مطرح است مثل اين كه آيا اين طرح با طرح هدفمند كردن يارانهها ارتباطي دارد يا خير؟ حالا با توجه به حضور پرشكوه شما در استان آيا با توجه به اينكه اين طرح اولين بار در استان گيلان عنوان شد و اين مژده را به ما داديد، ميتوانيم ما اهالي گيلان اميدوار باشيم كه در واقع استان گيلان در اين طرح در اولويت قرار بگيرد؟
رئيسجمهور:
حتماً همينطور است. هدفمند كردن يارانهها به طور مستقيم در اين طرح دخالت ندارد، اما غير مستقيم دارد. هدفمند كردن يارانهها باعث زايش و رويش اقتصادي ميشود. درست مثل كسي كه حجامت ميكند يا خون ميدهد، چطور بافتهاي بدنش نوسازي ميشود. هدفمند كردن يارانهها نيز موجب نوسازي اقتصاد ما ميشود و رشد اقتصاد را بالا ميبرد و از آن جهت اشتغال زايي دارد.
اما اين نهضت اشتغال كه من عرض كردم ارتباطي به آن ندارد. ما تقريباً 2 ميليون و دويست، سيصد هزار نفر بيكار داريم؛ يعني در نوبت اشتغال؛ حالا در فصلهاي مختلف فرق ميكند. يك فصل كار زياد است، تعداد اينها كم ميشود، يك فصل كار كم است تعداد آنها زياد ميشود. امسال كه ما خدمتتان هستيم چيزي بيش از 5/1 ميليون، يك ميليون و ششصد هزار شغل در كشور درست شد و تا پايان سال درست ميشود.
تا سال 92 سالانه يك ميليون و دويست هزار متقاضي جديد وارد بازار ميشود؛ يعني جوانهايي كه بين سال 60 تا 64، 65 به دنيا آمدند وارد بازار كار ميشوند، ليسانس فوق ليسانس ميگيرند و فن ياد ميگيرند ميخواهند وارد بازار كار بشوند. ما الان دو ميليون و سيصد هزار بيكار يعني متقاضي كار داريم. سالي يك ميليون و دويست هزار نفر هم اضافه ميشود. امسال يك ميليون و ششصد هزار شغل در كشور درست شد. با همت همة ملت، دولت هم بخشي از آن را پشتيباني كرد. ما اگر بتوانيم سالي بين 700 تا 800 هزار شغل به اين اضافه كنيم، سالي دو ميليون و دويست، سيصد هزار يعني سالي يك ميليون و صد هزار از نوبتهاي اشتغال وارد ميشوند، دو ساله و حداكثر سه ساله تمام ميشود. براي اين كار صندوق توسعة ملي پيش بيني شده است، در سياستهاي برنامة پنجم و در قانون هم آمده است، البته اشكالاتي هم دارد. الان داريم مذاكره ميكنيم كه برطرف بشود.
براي اولين بار در تاريخ كشور از زماني كه نفت در بودجه آمد، يعني بيش از 50 سال، امسال از اول سال 20 درصد درآمد نفت در حسابي بلوكه شده است. همين جا در پرانتز ميخواهيم از دولت تعريف كنيم. تنها دولتي است كه 20 درصد درآمد نفت بلوكه شده است. تحريم و فشارهاي دشمن را داشته است. هدفمند كردن را اجرا كرده است و مشكلي هم در كشور به وجود نيامده است؛ يعني حقوق را پرداخته، كارهاي عمراني را انجام داده و بودجهاش را اجرا كرده است. اين هم به خاطر لطف خدا و دعاي مردم و هدايتهاي امام عصر(عج) است و كساني كه براي خدا و به عشق مردم كار ميكنند، خدا به كارشان بركت ميدهد و مشكلاتشان را برطرف ميكند.
در اين صندوق تا پايان سال 14 ميليارد دلار ذخيره ميشود؛ يعني 14 هزار ميليارد تومان، سال آينده هم همين هست. سال بعد هم هست. يعني ما از الان اگر حساب كنيم تا پايان سال آينده، 28 هزار ميليارد تومان براي سرمايهگذاري جديد پول داريم. ميشود 700 هزار شغل درست كرد يا نه؟ با اين بيش از يك ميليون شغل ميشود درست كرد. به همين خاطر من گفتم تمام صنعتگران و كارآفرينان آماده باشند، دولت خودش را آماده كرده و برنامههايش را دارد آماده ميكند.
اما راجع به استان گيلان، در جلسة دولت امروز تأكيد و تصويب شد كه انشاءالله اولين كاري كه از اين صندوق توسعة ملي ميشود در استان گيلان باشد و من از همكارانم، از وزير كشاورزي و وزير صنعت خواستم كه تا قبل از پايان سال اولين خبري كه از كار صندوق توسعه منتشر ميشود در استان گيلان باشد.
گزارشگر:
آقاي دكتر احمدينژاد امروز حضرتعالي مهمان مردمان سرزمين بارانهاي نقرهاي، خوشههاي برنج طلايي، شكوفههاي شاد زيتوني و مردمان خوب با طبيعت رنگين كماني بوديد. گيلانيها را امروز خيلي زيبا توصيف كرديد، گيلان و گيلاني را چه طور؟
رئيسجمهور:
براي همكارانم در دولت مقداري صحبت كردم. فكر ميكنم بعداً منتشر ميشود، مردم ميشنوند. تكهاي از آن را ميگويم. شما به گيلان نگاه ميكنيد مثل يك اقيانوس آرام است، اما در دل اين اقيانوس امواج اراده، همت، عشق، محبت، ايمان، شجاعت، بزرگواري، طوفانها در تاريخ ايران به پا كرده است. همهاش خير و زيبايي است. اصلاً همهاش هنر است. گيلان يك نقاشي بزرگ خيلي زيباست. امروز هم كه ديديد، يك برش بود. من ميخواهم چند كلمه راجع به امروز صحبت كنم.
امروز يك برش و تصوير از تاريخ گيلان بود. ما حالا مدام تعريف ميكنيم كه مردم گيلان عالم پرور، شجاع، مبارز، هوشمند، سياستمدار، دلسوز، مقاوم و مبارز هستند. به نظر من امروز مردم صحنهاي را خلق كردند كه همة اين تاريخ و همة اين برجستگيها يك جا به نمايش در آمد. چه خبر شده است؟ البته شما گفتيد، مثلاً به استقبال بنده آمدهاند. من فكر ميكنم مردم هوشمندتر هستند. بهانهشان اين بوده است كه ما ميخواهيم استقبال كنيم. به بهانة استقبال از يك خادم يا دولت اين صحنه را درست كردند.
حالا بايد در معادلات امروز دنيا ارزش اين صحنه را ببينيم؟ هر حادثهاي را در ظرف مكان و زمان خودش بايد بسنجيم. مثلاً 17 شهريور يك اتفاق است.
آدم كتاب ميخواند بدون اينكه بداند آن شرايط زماني چه بود، فضا چه بود، امكانات چه بود و اصلاً چه خبر بود، والا معنا ندارد. حادثه كربلا را در ظرف زمان آن موقع بايد ارزيابي بكنيم تا بفهميم چه عظمتي دارد، والا همين طوري تعريف كنيم كه جنگي شد يك عده زدند يك عده را كشتند، اين نيست.
امروز در دنيا ملت ايران يك فرهنگ و روش جديد زمامداري را دارد به دنيا عرضه ميكند. آنها آمدند گفتند ما دنبال حاكميت مردم بر مردم هستيم، يعني دموكراسي. اين شعار را دادند اما در عمل آخر آن سرمايهسالاري شد؛ يعني شما در اين نظامهاي دموكراتيك، اكثراً تعدادي سرمايهدار هستند كه حاكم هستند. همة قوانين، رسانهها و كارها براي آنهاست. مردم كارهاي نيستند. واقعاً در اروپا و امريكا مردم كارهاي نيستند. يعني اصلاً مردم از صحنة سياسي حذف هستند. براي اينكه ارادهشان اصلاً اعمال نميشود. امريكا سيصد ميليون جمعيت دارد و سه چهار ميليون يهودي. از اين سه چهار ميليون يهودي يك عده قليلي صهيونيست هستند. اين صهيونيستها بر كل سرنوشت امريكا حاكم هستند. پس اين سيصد ميليون آدم چه كاره هستند؟ هيچي. ساز و كارها را جوري تنظيم كردهاند كه اينها اصلاً نميتوانند كاري انجام بدهند.
انقلاب ما نقطة مقابل آن بود. گفت ملت بايد همه كاره باشد. يعني چه؟ اصلاً آزادي در اين است كه ملت تعيين كننده باشد. حضور و قدرت مردم بحث جديدي در دنيا شد. مديريت مردم يك بحث جديد در دنيا شد. اعمال اراده مردم بر دولتها و حاكميتها يك بحث جديد در دنيا شد.
امروز مردم به ما ميگويند چه كنيم. نه اينكه ما به مردم بگوييم شما چه كنيد. اين حرف خيلي جديدي است. اصلاً در دنيا يك تحول است. مردم آمدند چند هزار نفر در مسير حرفهايشان را زدند، من هم اينها را يادداشت كردم، همه را در دولت گفتيم. همه مشكلات را گفتند جزئيات را مردم تذكر دادند. تمام نواقص را توضيح دادند. سه ساعت و نيم همه را توضيح دادند و من هم يادداشت كردم.
اما بالاتر از اين، اظهار نظري است كه مردم راجع به مسائل كشور و بينالملل ميكنند. اين عنصر تعيين كننده است. بگذاريد از يك جنبة ديگر برايتان بگويم. آنها آمدهاند منشأ اقتدار ملي و اثرگذاري را اقتصاد،توليد علم و سلاح گفتند. اين حضور مردم منشأ جديدي براي اقتدار ملي تعريف ميكند. اراده و خواست مردم. اين اقتداري است كه هيچ چيز نميتواند با آن مقابله كند. ملت چيزي را ميخواهند، چه كسي ميتواند با آن مواجه بشود؟ اصلاً محال است. حالا 3 ميليون مردم لبنان هستند، اينها گفتند ما نميخواهيم زير بار رژيم صهيونيستي و امريكا برويم. اين را هيچ كاري نميتوانند بكنند. امريكا سيصد ميليون نفر است زورش نميرسد. ايران هفتاد و پنج ميليون است وقتي ارادة مردمي در صحنه ميآيد اصلاً همه معادلات دنيا را بر هم ميزند، همه را مبهوت كرده است.
آنها كلي تبليغ كردند كه دولت ايران و مسئولين ايران اصلاً پايگاه مردمي ندارد. دروغ. اصلاً قدرتي ندارند، ما ميگوييم ما چه قدرتي داريم، ما كسي نيستيم، ما سخنگو هستيم. سخنگوي اين قدرت هستيم. قدرت در خيابانهاي رشت است. قدرت ميخواهيد، اين سيل است. چه كسي ميتواند با اين سيل مواجه بشود. بمب اتم چيست. اصلاً ديگر تمام سلاحهاي دنيا خود به خود از كار ميافتد. سلاحهاي دنيا بيكار ميشود. من گفتم آنها كه سلاحهاي اتمي ميسازند عقب افتادة سياسي هستند، نميفهمند، چه كسي مي تواند سلاح اتمي استفاده كند، عليه كه ميتواند استفاده كند. اين كه اصلاً نميترسد. پس آنها خنثي شد.
شبكههاي اصلي رسانههاي دنيا دست صهيونيستها است. با خبرسازي، جريانسازي، توليد اخبار خودشان را قدرتمند و طرف مقابلشان را شكست خورده، خودشان را صالح و طرف مقابل را ظالم و مفسد نشان ميدهند. كاري ميكنند كه به تمام آدم كشهاي حرفهاي جايزه نوبل و صلح ميدهند. اين حضور مردمي تمام اين شبكة رسانهاي را متلاشي ميكند. اصلاً نميتوانند اين را پخش نكنند. اصلاً قابل پوشاندن نيست. قابل انكار هم نيست. خود اين تصوير با دنيا حرف ميزند، حتي صامتش؛ چه برسد به اينكه اين حرفها پخش بشود. مردم ميآيند راجع به مسائل داخلي اظهار نظر صريح ميكنند. كسي مگر ميتواند مردم را كنترل بكند، كسي ميتواند چند صد هزار نفر را كنترل بكند؟ كنترل اصلاً معنا ندارد. آزاد، آزاد است. اظهار نظر ميكند. راجع به مسائل بينالمللي اظهار نظر ميكند. من شروع ميكنم حتي مطلب را نگفتهام، آن حرفش را ميزند. جلوتر از من دارد ميگويد من چه بگويم، مثلاً مني كه سخنران بودم ميتوانستم يك كلمهاي را به كار ببرم باب ميل و طبع مردم نباشد؟ اصلاً امكان داشت. امكان ندارد و اصلاً نميتواند. من دارم در خط آنها حركت ميكنم.
اين يك شيوة جديد اعمال اراده است كه در دنيا دارد عرضه ميشود و اين را مردم خوب شناختهاند. مردم قدرت خودشان را شناختهاند. قدرت اثرگذاري خودشان را شناختهاند و فهميدهاند ميتوانند حكومت تعيين كنند. اين خيلي مهم است. به حكومت بگويند چه كار كن و خواستههايشان را بگويند.
البته توجه داشته باشيد روح جمعي ملتها هميشه خيرخواه است. نميشود همه يك ملت در امر فاسدي جمع شوند، اين نشدني است وقتي يك ملت با هم جمع ميشوند برآيندش برآيند عدالت و خداخواهي است، چون فطرتها اينجا هست و وجه مشترك فطرتها همهاش زيبايي است. حالا الگو دارد ميشود، ملتها ميبينند و مطالبه ميكنند و همة معادلات را به هم ميزند. آنها شش قطعنامه صادر ميكنند، مردم رشت يك تظاهرات ميكنند اصلاً ديگر چه كسي براي قطعنامه تره خرد ميكند، بي معنا ميشود، لازم نيست مقابله كنيم واقعاً لازم نيست. اصلاً ديگر آن بيمعنا ميشود. اصلاً چه ميخواهيد بگوييد؟ اصلاً چه چيزي در آن هست؟
به همين خاطر بسياري از مردم دنيا حتي دولتها خبر قطعنامههاي دشمن هم برايشان مهم نبود و نشنيده بودند، براي اينكه اينجا را ميبينند، ميبينند يك كشوري است كه همش نور است و دارد به آسمان ميرود.
من ميخواهم اينجا از صميم دل از مردم گيلان تشكر كنم. سه تشكر ميخواهم بكنم، تشكر اولم، به خاطر همة خوبيها و بزرگواريهاي اين مردم در طول تاريخ، در دورة انقلاب و در دورة دفاع مقدس، در دورة مبارزه با استبداد، در دورة مشروطه خواهي و در دورة تسلط بيگانه و اجنبي است. پروندة اين مردم زرين است. در مظلوميت و گمنامي خيلي خدمات دادند. برجستگانشان را ميشناسيم ولي هميشه برجستگان نميتوانند كاري بكنند اين تودههاي مردم هستند ميآيند پشتيباني ميكنند اسمي هم از آنها جايي نيست؟ از جمله شهدايي كه اين استان در دورة دفاع مقدس داده است. امروز در يك جلسهاي گفتند هزار تا كاميون يك دفعه از گيلان سمت جبهه راه ميافتاد اين خيلي ارزشمند است. اصلاً مهم نيست اين يك يا ده كيلو برنج ميدهد، مشاركت، اراده و نيتش است كه اين دنيا را تغيير ميدهد. خدا ميفرمايد ان الله لا يغير ما بقومٍ حتي يغيروا ما بانفسهم، يعني اگر يك ملتي در دلش تصميم گرفت بيرون اتفاق ميافتد، اين سنت الهي است. ساز و كارهايش درست ميشود.
پس تشكر ميكنم به خاطر خوبيهاي تاريخي مردم.
تشكر دوم به خاطر لطفي است كه به خادم خودشان در انتخابات و صحنههاي گوناگون دارند. تشكر سوم به خاطر حماسة امروز است. اين حماسه متعلق به ملت ايران است. متعلق به همة ملتها است. الان ما مسافرت خارج از كشور ميرويم،امواج اين حركت توفنده را آنجا به عينه ميبينيم، كه چگونه به كاخ ستمگران ميكوبد. همه را متلاشي ميكند، اصلاً همه منفعل هستند. اصلاً ما آنجا ميرويم از موضع قدرت صحبت ميكنيم و همه مبهوت هستند. اين از كجاست؟ اين از همين صحنههاست. اين موج الان درست شده راه افتاده است. اين موج و تلاطم درست شد. ديگر از ارادة ما هم خارج است.اين دارد در دنيا كار خودش را ميكند. روي تمام ملتها و جهان تأثير ميگذارد و اين امواج در ايران مدام دارد تكرار ميشود. يزد، گيلان، مازندران، اصفهان، همينطوري مثل يك موج دريا كه شما سنگ چين كرده باشيد اينقدر ميكوبد تا آن را داغون كند، اين دارد همينطوري ميكوبد و پايههاي نظام سلطه را متلاشي ميكند و يك فرهنگ جديد بوجود ميآورد.
من صميمانه از تك تك مردم گيلان، متواضعانه و با افتخار تشكر ميكنم. از خدا ميخواهم كه همة زيباييها و رحمتهايش را بر مردم استان و ملت ايران نازل بكند و انشاءالله مردم گيلان را همانطور كه شايسته هستند و در طول تاريخ بودند، از ياران نزديك امام زمان قرار بدهد.
گزارشگر:
آقاي دكتر احمدينژاد خيلي سپاسگزار هستم. باعث افتخار بود، اميدوارم كه انشاءالله برقرار باشيد. با توجه به اينكه هميشه در آغاز بيانات خودتان از دعاي فرج هم استفاده ميكنيد و در واقع مقدمة زيبايي است براي بيانات شما با اين دعاي زيبايي كه داشتيد كه انشاءالله در ظلّ توجهات آقا امام زمان هميشه برقرار باشيد و همكاران شما، هيأت محترم دولت و همة آنهايي كه در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران براي آباداني بيشتر و رفاه بيشتر مردم تلاش ميكنند انشاءالله در ساية اين توجهات برقرار و سلامت باشند.
رئيسجمهور:
انشاءالله شما و آقاي لطفي و همه همكاران خوبتان همه كساني كه امروز زحمت كشيدند و خدمات دادند موفق باشيد. از همه شما صميمانه تشكر ميكنم.