
سخنراني در ديدار با منتخبين استان گيلان
بسم الله الرحمن الرحيم
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت شما عزيزان را عنايت فرمود. جمعي از دوستان ديدگاهها و پيشنهادات خوب خودشان را ارائه كردند. من همة آنها را يادداشت كردم، بعضي از آنها نيازمند توضيح و بعضيها نيازمند پيگيري است. اينها را انشاءالله دنبال خواهم كرد. مطمئن هستم اگر فرصت مقتضي بود و تك تك عزيزان اينجا سخن ميگفتند امروز يك گنجينة ارزشمندي از نظرات متعالي و سازنده در اختيار داشتيم. منتها امثال بنده فعلاً محروميم از اين كه بتوانيم ساعتهاي متوالي در جلساتي خدمت عزيزان باشيم.
از آقاي استاندار خواهش ميكنم جلسات را تكرار كنند از علما، استادان، صاحبنظران، نخبگان و فرهيختگان دعوت كنند و برنامههاي استان را به بحث بگذارند. هر كاري كه ميخواهيم انجام بدهيم مسير خودش را طي كند. متوقف نشود. اما در كنار آن همه جنبههاي فرهنگي، هنري اقتصادي، صنعتي و علمي را به بحث بگذاريم. همه نظر بدهند. هم يك ذهنيت مشترك و همفكري در استان پديد بيايد و هم انشاءالله كارها پختهتر و كاملتر انجام بشود.
من دو مطلب را خدمتتان عرض ميكنم، البته اولي دربارة گيلان است. وقتي راجع به گيلان صحبت ميشود نوعاً زيباييها و نعمتهاي طبيعي استان جلوه ميكند و برجسته ميشود. طبيعت زيبا، ميراث زيبا، آبها، جنگلها، كوهسارها، دريا، شالي و زيتون و ابريشم اينها همه چيزهاي زيبا و ارزشمندي است. همه هم آيات الهي است، نعمتها و زيباييهاست.
اما علاوه بر اينها بايد تأكيد كنيم كه جلوه اصلي استان گيلان جلوه فرهنگي است. اصلاً گيلان استان فرهنگ است. امروز كه دوره شكوفايي فرهنگ اسلامي و ايراني است، دوره ميدانداري مردم و علما و هنرمندان گيلان است، روز نقش آفريني است. البته من شب گذشته مفصل درباره فرهنگ صحبت كردم و اينجا وقت شما را مجدد نميگيرم.
همه زيباييها سر جاي خودش و ارزشمند، اما ارزش اصلي اين زيباييها زماني است كه وجه فرهنگي مردم گيلان خودش را بيش از گذشته نشان بدهد. همين سرودي كه دختران عزيز ما خواندند چقدر پر محتوا و زيبا و دلنشين بود. قسمت اولش كه نوحه سرايي بود. و قسمت دومش هم همبستگي و كار و تلاش و خدمت و عشق به علي و آل علي. اين را ما ميتوانيم در تمام دنيا ببريم ارائه بدهيم. بگوييم اين انديشه ماست. خلاصة مكتب ما در دو سرود است، هر كس ميخواهد بيايد اينها را ببيند. يكي بالا بردن پرچم امام حسين (ع) است كه مصباح الهدي و سفينه النجاهبراي همه بشريت است. دومي عشق به مردم و وطن و خدمتگذاري صادقانه است.
بايد كار فرهنگي را در كشور و در گيلان جديتر از گذشته بگيريم و من معتقدم كه استان گيلان پرچمدار نوآوريها و شكوفاييهاي فرهنگي در دوره جديد باشد. نكته دوم دربارة ساختن است. بايد بسازيم. ساختن ايران و گيلان نيازمند لوازم است. اول نيازمند ايمان و توكل به خداست. بدون ايمان و توكل به خدا ممكن است صد سال كار بكنيم و به جاهايي هم برسيم. آخرش ميرسيم به جايي كه امروز نظام سرمايهداري رسيد، يا به جايي كه نظام ماركسيستي رسيد. انگيزه اصلي حركت انسان ايمان به خدا و اميد به موفقيت و توكل بر خداست. دوم نيازمند همدلي است.
ممكن است كشوري، منطقهاي همة استعدادها و نعمتهاي خدا را يك جا مجتمع داشته باشد. اما همدلي نباشد. همه تلاش ميكنند اما اتفاقي نميافتد. ما نيازمند همدلي هستيم، در ايران و در همه جاي ايران بايد دستها و دلها و انديشه را به هم بدهيم. همدلي زماني به وجود ميآيد كه كارها براي خدا باشد و به هم محبت داشته باشيم، عاشق هم باشيم، احترام به هم بگذاريم. احساس كنيم در يك مسيريم. اينها همدلي به وجود ميآورد.
نياز بعدي كار و تلاش است. ممكن است يك ملتي همه استعدادهاي طبيعي را در اختيار داشته باشد اما اهل كار و تلاش نباشد. هر چيزي كه ميخواهيم به دست بياوريم چه معنوي چه مادي نيازمند تلاش است. اين قانون حاكم بر هستي است كه ليس للانسان الا ما سعي. بايد تلاش و كار كرد. كار فوقالعاده لازم است. ببينيم چطور اين زنها و مردهاي گيلاني كار ميكنند تا اين برنج مرغوب به دست ميآيد. شب را از روز نميشناسند. پنجاه سالش نشده، چهرهاش مانند آدم هفتاد ساله است. نميگويم همه بايد پنجاه سالگي، هفتاد ساله بشويم. عرض ميكنم بايد كار و تلاش كنيم و سختيها را تحمل كنيم. اهل دل به دريا زدن و كار و كار و كار باشيم. كار بايد يك امر مقدس باشد. شيطان اينجاها كمين ميكند. آنجاها كه ميخواهيم توكل بر خدا كنيم كمين ميكند. آنجا كه ميخواهيم همدل باشيم كمين ميكند. آنجايي كه ميخواهيم كار و تلاش بكنيم كمين ميكند.
كارهاي حلال و مفيد را در ذهن انسان تحقير ميكند. مثلاً امروز در كشور ما خب الحمدلله ظرفيت دانشگاهها رفته بالا. يك ميليون و دويست هزار نفر ديپلم ميگيرند. يك ميليون و سيصدهزار نفر ميروند دانشگاه. معنايش اين است كه همه بالاخره يك مدرك ميگيرند. حالا اگر من مدرك گرفتم نبايد پاي يك دستگاه كارخانه صنعتي بايستم. آيا اين بد است؟ نبايد بنشينم پشت ماشين مردم را جا به جا كنم. اين بد است؟ نبايد بروم زمين شخم بزنم. بد است؟ كي گفته بد است؟ اين كار شيطان است. بد كار بي فايده است. بد اين است كه آدم بار خودش را به دوش جامعه و ديگران بيندازد. كدام كار مفيدتر از توليد و خدمت دادن به جامعه. اينها ارزش دارد.
عنصر ديگري كه مورد نياز هست توجه به عدالت است. اگر يك ملتي مؤمن هم باشد همه امكانات مادي را هم در اختيار داشته باشد اهل كار و تلاش هم باشد متحد و همدل هم باشد اما اهل عدالت نباشد، باز هم به جايي نخواهد رسيد. عدالت پايه شكوفايي انسان است. خيليها فكر ميكنند عدالت نقطه نهايي حركت بشريت و نقطه نهايي كمال انسان است. به نظرم يك جابه جايي اتفاق افتاده. عدالت نقطه آغاز شكوفايي انسان است. عدالت يعني هر چيزي سر جاي خودش قرار بگيرد. وقتي هر چيزي سر جاي خودش قرار گرفت تازه شكوفا ميشود. يك گياه اگر در خاك مناسب خودش در جهت نور خودش قرار بگيرد و آب مناسب خودش را دريافت كند تازه شكوفا ميشود. شكوفايي انسان بعد از استقرار عدالت در هستي است. كشور هم ميخواهيم بسازيم عدالت نباشد استعدادها شكوفا نميشود. عدالت اگر سراسري و همه جانبه شد، ذخاير جان وعقل و انديشه انسانها شكوفا ميشود. و وقتي اينها ريخت بيرون، انفجار پيشرفت است. انفجار سازندگي و حركت است.
عدالت بسيار بسيار مهم است. عدالت يك چيز الصاق كردني نيست كه عدهاي بگويند ما كشور را ميسازيم. بگذار كارها انجام شود بيست سال ديگر ميآييم عدالت را اجرا ميكنيم. عدالت روح حاكم است و جزء ذات كار بايد باشد. جنس كار بايد عادلانه باشد. والا ما بياييم پولهاي مملكت را ناعادلانه تقسيم كنيم يك عده كاخها را بسازند و يك عده زيادي هم فقير باشند. حالا اينها كارخانجات را ساختند كشاورزي را برپا كردند، تجارتها و را ثروتها را اندوختند، حالا ما ميآييم عدالت را اجرا ميكنيم. اين كه آب در هاون كوبيدن و خود گول زدن است. هر لحظهاي كه تصميم ميگيري آن تصميم بايد عادلانه باشد. حق هر كس در جيب خودش و فرصت براي همه باشد. همه بايد فرصت داشته باشند، نه اينكه فرصتها در خدمت عدهاي خاص باشد. ميبينيد كه حق ايجاد ميشود. الان چه كسي ميتواند در جامعه امريكا عدالت را اجرا كند؟ مگر شدني است؟ اين سرمايه داران گردن كلفت مگر ميگذارند.
حالا فرض كنيم يك دولتي بياييد بخواهد قدمهايي هم بردارد اصلاً امكانش وجود ندارد. رسانه دستشان است، قانونگذاري و پيگيريها و بدنه حكومت وقدرت اعمال و كارخانجات اسلحه دستشان است. شوخي است كه ما بگوييم ميسازيم بعداً عدالت را اجرا ميكنيم. مثل اين ميماند كه بگوييم ما يك ساختمان سستي را بنا ميكنيم بعد ميآييم تقويتش ميكنيم. چطور تقويت ميكنيم؟ بنا سست است. بنيانهايش ويرانه است. چه چيزي را ميخواهي محكم كني. عدالت بسيار بسيار مهم است. البته سخت است آن قدر سخت، كه خدا مأموريت اصلي انبياي الهي را بر پايه قسط و عدل قرار داده است.
و البته اين را هم اشاره كنم، شما اهلش هستيد، گفتنش ايرادي ندارد. هر كس در مسير عدالت حركت كند، به ميزاني كه در مسير عدالت قرار ميگيرد به طور طبيعي تحت مديريت عدالت گستر حقيقي عالم واقع ميشود، چون عدل از ناحيه خداست و اجراي عدالت مأموريت خليفةالله و انسان كامل است. هر كس يك قدم در راه عدالت بردارد به همان نسبت ميرود تحت مديريت و اشراف عدالت گستر حقيقي قرار ميگيرد. او كارها را انجام ميدهد. يك جايي من اين را عرض كردم، براي شما هم عرض ميكنم، يكي از عزيزان از من سؤال كرد كه اين هدفمند كردن چطور شد كه اينقدر خوب شد؟ چون حاج آقا صديق عرباني منتسب كردند به من، ميخواهيم ببينيم اصلش چه بود؟
سه علت داشت. دو علت اول هم تبع علت سوم است. عامل اول اين بود كه دولت پنج سال وسيع وقت گذاشت و تا جزئيات را رفت. آن مقدار كه ميشد. نه اين كه الان مشكلي وجود نداشته باشد. بالاخره مشكل هست، حل ميشود. علت دوم اعتماد متقابل بود. دولت به طور كامل به و مردم اعتماد داشت مردم هم به دولت اعتماد داشتند.
اما گفتم حاج آقا اين حرفها را بگذار كنار، اين طرح را امام عصر(عج) اجرا كرد. طرح ايشان بود. گفت چه خبر است. اين چه ادعايي ميكند. گفتم نه! من ادعايي ندارم. استدلال دارم! اين يك گام در جهت عدالت است. عدالت گستر هم جز امام عصر(عج) كسي نيست. ببينيد چقدر قشنگ مديريت كرد. چقدر دلهاي ملت ايران به هم نزديك شد. ارادهها با هم يكي شد. چقدر احساس عزت در اين كشور پديد آمد. درجة اقتدار ملي ما در دنيا صدها پله رفت بالا. اصلاً جلوة ديگري از ملت ايران پيدا شد. 26 كشور اجرا كردند و همهشان تقريباً دچار مشكلات سنگين شدهاند. در ايران از آن طرف شد. در زندگي مردم مثبت شد. چرا؟ چون قدم در راه عدالت است. آنها هم اگر عادلانه اجرا ميكردند از اين موهبت برخوردار بودند.
عدالت عنصر ضروري و عامل ضروري براي ساختن كشور است. ببينيد چقدر زيبا ميشود. يك قدم براي عدالت برداريم يك مرتبه همة ايران بسيج ميشود.
همه دلشادند. البته يك عده قليلي هستند كه اميدواريم خدا همه ما را هدايت كند. آدمهايي هستند كه ناخرسندند از اين كه در ايران عظمتي و زيبايي جلوه ميكند. خيال ميكنند كار ماهاست. ميگويند چرا به دست اينها انجام شد و به دست ما انجام نشد. كار ما نيست. كار ماها نيست. لاحول و لا قوة الا بالله اتفاقي در عالم نميافتد جز با ارادة الهي. خداست كه انجام ميدهد. بعضي وقتها ميگويند خدا خوب كمكتان كرد. ميگوييم اشتباه ميكني خدا خودش كارها را انجام ميدهد. شما در مسير خودت را قرار بدهي، آنتنت را تنظيم كني در جهت الهي ديگر همه كارها خودش انجام ميشود. فكر، توان، تدبير، حركت، اهتمام و ايستادگي را خدا ميدهد. همهاش از ناحيه خداي متعال است. چطور ميگويي خدا كمك كرد؟ چرا نقش خدا را كم رنگ ميكني. ماها كي هستيم؟ چه داريم؟ چه كسي از خودش چيزي دارد در اين عالم؟ يك كسي بيايد بگويد من يك چيزي دارم مستقل از خدا. من يك كارهاي هستم؟ كسي كارهاي است؟ من از علما ميپرسم كه راهنمايي كنند ما را؟ كسي دراين عالم كارهاي است؟ نيست. اصلاً مگر اينكه خودش را گول بزند و بگويد ما يك كارهاي هستيم. كسي كارهاي نيست.
عدالت پايه است و لازمه بعدي استفاده از الگوي مناسب است. ميخواهيم ايران را بسازيم. الگويمان چيست؟ با كدام الگو. همينطوري راه ميافتي به هر جهتي رفتيم ميشود ساختن؟ ميشود پيشرفت؟ دهة پيشرفت و عدالت است. پيشرفت يعني چه؟ هر كسي به هر طرفي رفت ميشود پيشرفت؟ اين كه خود گول زدن است. پيشرفت زماني معنا پيدا ميكند كه شما هدف مشخصي را دنبال كني. من ميخواهم بروم اهواز اگر رسيدم از اينجا به تهران پيشرفت است، رسيدن به قم پيشرفت است رسيدن به اراك پيشرفت است. اما وقتي معلوم نيست كجا ميخواهيم برويم يا خداي نكرده هدف را اشتباهي انتخاب كنيم. فرمودند الگوي اسلامي ايراني، يعني چي؟ يعني ما دنبال آيندهاي غير از آيندهاي هستيم كه امروز ديگران دنبال آن هستند.
ما نميخواهيم بيست سال بدويم تمام توان، استعداد و ظرفيت ملت را به كار بگيريم. سرمايهها را هزينه كنيم تازه بشويم مثل يكي از اين كشورهاي غربي. اين را ميخواهيم بشويم؟ اين كه بيچارگي است. خود آنها به كجا رسيدند كه ما برسيم؟ برنامههايي كه آنها ميدهند به عنوان الگو يعني بياييد دنبال ما مثل ما بشويد حتي، اگر ما به طور كامل دنبال آنها برويم هيچ وقت مثل آنها نميشويم. چون آنها هم دارند ميروند جلو. يعني در ريلي ميافتيم يك طرفه آنها قطار جلويي هستند و ما پشت سري. آنها هميشه جلوتر هستند كه. ما فرهنگ، اعتقادات، نگاهمان به انسان و جهان متفاوت است. ما انسان را يك حيواني كه بايد همه غرائضش را حداكثر ممكن به هر شكل ممكن ارضا بكند نميشناسيم. ما ميگوييم انسان يعني انسانيت، يعني كمال، معنويت يعني خضوع و پاكي و محبت و عبوديت و اخلاص و صفا و صميميت و فداكاري براي ديگران. بله لذتهايي هم دارد، بايد استفاده كنيد.
اتفاقاً در فضايي كه ما تعريف ميكنيم لذتها خيلي واقعيتر و زيباتر و ماندگارتر هستند. ميتوانيم اثبات هم بكنيم. ما نميخواهيم به جايي برسيم كه تعريف خانواده بشود اين. الان تعريف خانواده در بعضي كشورهايي اروپايي شده است زندگي انسان با هر موجود زندة ديگر. اسمش شد خانواده و حقوق خانواده بر آن مترتب ميشود. يك آدم با سگ، گربه و... اين كجايش زيباست؟ بعدش پز ميدهند و اين را با منت به ما ميفروشند. اين كه سقوط است. دو تا مرد با هم دو تا زن با هم اين كه سقوط است. اولئك كالانعام بل هم اضل. اين كه پز دادن ندارد. بعد وقتي كه اعتراض ميكني ميگويند آقا شما با آزديها [مخالف هستيد] كدام آزاديها! اين كه بدتر از اسارت است. اسارت در اسارت در اسارت است. له كردن انسان است. كجايش آزادي است؟ وقتي از اينها آزاد شديد تازه ميشويد آزاد، مدام آدم را لجن مال ميكنند و ميگويند آزادي. اين كجايش آزادي است. ما نميخواهيم مثل آنها بشويم. اين نكته خيلي مهم است. هر كاري در كشور انجام ميشود بايد به اعتلاي فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي خودمان بيانجامد. دو، مبتني بر توانمنديهاي خودمان باشد.
حاج آقا بحث حجاب را مطرح كردند به درستي. اين دختر خانمهاي ما آمدند لباسشان اشكالي داشت؟ پوشش نبود؟ اين پوشش چقدر زيباست. چقدر طبيعي است. من آمادهام با پزشكان كشور بنيشينم اثبات كنم اين پوشش به لحاظ طبي براي بدن بهتر از اين لباسهاي جديدي است كه در بازار آمده است. از لحاظ طبي، زيبايي شناسي، هنر هم بومي است، پارچهاش، ابريشمش همهاش همينجا توليد ميشود. رنگش طبيعي است، هنر است، زيبايي است، پوشش است، بهداشت است. لباسهاي ما را گرفتند و چه تنمان كردند؟
من نميخواهم گسترش بدهم. خيلي وسيع است. مهندسي ايراني، پزشكي ايراني، دانش ايراني، تدبير و نوع نگاه ايراني به مسائل. موشكافي وگرهگشايي ايراني اينها خيلي كارساز است. استعمار ميآيد همه اينها را در ذهن ملتها تحقير ميكند. مال خودمان را ميگيرد و دستاوردهاي بيارزش خودش را جاي آن ميگذارد و سوار ملتها ميشود. بعد هي پول خرج ميكنيم ميبينيم عقبيم. هر چه سرمايهگذاري ميكنيم ميبينيم باز هم بيكار و فقير داريم. مدام ميدويم و باز هم عقبيم. چقدر كار شده در اين 32 سال با اسناد تاريخي قابل اثبات است. در طول تاريخ ايران دو دورة سازندگي بوده است يك دوره قبل از اسلام بود، يك دوره بعد از اسلام.
بعد از اسلام دوره صفويه بود كه الان بخش مهمي از ميراث فرهنگي ما مال دوران صفويه است. صفويه نزديك دويست سال، 170-180 سال بودند و عمر كردند.
قبل از اسلام هم كه دورههاي حكومتي 500 ساله 300 ساله؛ در اين 32 سال بيش از دوره صفويه و قبل از اسلام در اين كشور كار شده. ولي باز ميبينيم هشت گرو نه است. مشكلات هست. پيچ در پيچ، تو در تو، چرا؟ براي اين كه ما راه رفتن خودمان را انجام نميدهيم. راه رفتن ديگران بر ما تحميل شده، مال خودمان را هم از دست داديم.
بايد خودمان را دريابيم. نميگويم برگرديم به گذشته زندگي كنيم. خير ولي ببينيم چه چيزي در فرهنگ مردم استان گيلان هست كه اينقدر دانشمند و فقيه و عارف و مجاهد هوشيار بيرون ميآيد. آنها را بايد بشناسيم و زنده كنيم. اين ميشود الگوي اسلامي - ايراني. هرچه آنها گفتند بايد قبول كنيم؟ نه لازم نيست. مگر ملت ما در گذشته غذا نميخورد؟ مگر ما طبابت و پزشكي نداشتيم. نميگوييم دستاوردهاي ديگر را استفاده نكنيم. استفاده كنيم. بياوريم در مجموعه خودمان استفاده كنيم. يعني دراين چند هزار سال در اين كشور هيچي نبوده، همهاش آنجا بوده؟ كه حالا بروند كتب دانشمندان ما را ترجمه و به نام خودشان ثبت كنند و به ما بفروشند. اينهايي كه ميگويم قابل اثبات است. بله ديگران هم دستاوردهايي دارند بايد بگيريم بياوريم در مسيري خودمان استفاده كنيم. فرض كنيم ما هدفگذاري كرديم برويم مشهد مقدس. اگر فناوري آمد بايد آن را بگيريم در مسير رسيدن به مشهد مقدس. در اقتصادمان ميخواهيم ابريشم احياء شود، هر فناوري بود بياوريم در خدمت احياي ابريشم، نه محو ابريشم.
فناوري را بايد بياوريم در جهت اصلاح برنج خودمان. نه اين كه برنج خودمان را بگذاريم كنار و برنج آنها را مصرف كنيم. فناوري را بياوريم در خدمت گليم و جاجيم و لباس و پوشاك خودمان. اين پوشاك گيلان چقدر زيباست، چقدر با طبيعت سازگار است. پوشاك و زندگي و خوراك و لباس را عوض ميكنيم بعد مدام بيمارستان ميسازيم. چقدر؟ تا كي؟ اين حلقه كي تمام ميشود؟ بعد آنها دوباره ميفهمند اشتباه بوده به ما هم تحميل كردند. دور ميزنند ميگويند داروي گياهي، زندگي گياهي، باز يك عده آنها را ترجمه ميكنند ميدهند به خورد ما اينجا كنفرانس ميگذارند و ميفروشند. بحث جديد علما داروهاي گياهي است. چند هزار تا از اين كه در اين خاك ما بوده است. در فرهنگ ما بوده است. همان را بياييم اجرايش كنيم.
عزيزان! من عرائضم را خلاصه كنم. ما بايد با ايمان و توكل بر خدا و همبستگي و همدلي و كار و تلاش با عدالت و الگوي اسلامي ايراني ايران را بسازيم. اعتقاد من اين است كه استان گيلان با توجه به گذشتهاش و ظرفيتها و توانمنديهايش ميتواند يك نمونة بسيار خوب از ساختن ايران با الگوي اسلامي - ايراني ارائه بدهد. از آقاي استاندار ميخواهم جلساتي را كه ميگذاريد اين را به بحث بگذاريد. بگذاريد كارها جلو برود. ما هم كارها را متوقف نميكنيم. بگذاريد دانشمندان و صاحبنظران ما و فكرها به كار بيفتد بعد ببينيد چه غوغايي خواهد شد.
باور من اين است كه شما ميتوانيد. آيا نميتوانيد؟ ميتوانيد يا نميتوانيد؟
موفق و سربلند باشيد.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته