- سخنراني در مراسم افتتاح پروژه‌هاي نيروگاهي و فولاد استان يزد
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 18:16

 بسم‌الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم افتتاح پروژه‌هاي نيروگاهي و فولاد استان يزد

 بسم‌الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 28243 - 

دوشنبه 26 ارديبهشت 1390 - 09:56

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

 



خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق سفر مجدد به اين استان عزيز را عنايت كرد. زيارت مردم يزد و نام و ديار يزد همواره انگيزاننده، همت‌آفرين و اميد‌بخش است. مردمي كه در ايمان، صداقت، پشتكار و ايستادگي زبانزد هستند و حاصل تلاش‌هاي آنها در فرهنگ، اقتصاد و سياست ايران زمين همواره نقش بسيار ممتازي داشته است.

 خدا را سپاسگزارم كه به بهانة بهره‌برداري از چند پروژه توفيق حضور در اين استان و زيارت لااقل جمعي از مردم استان را عنايت كرد. به همة مردم استان يزد بهره‌برداري از اين پروژه‌ها را تبريك مي‌گويم. اين پروژه‌ها بسيار مهم‌اند و آقاي استاندار به بخشي از آن از جمله پروژه‌هاي صنعتي و غيرصنعتي به خصوص پروژة فولاد كه گام‌هاي بعدي‌اش هم در راه است، اشاره كردند. يك ميليون تن توليد خواهد شد كه كار بسيار بزرگي است. همين‌طور اين نيروگاه با توجه به شرايط و كيفيتي كه دارد.

 من همين‌جا از وزرا و مسئولان محترم، مديران، آقايان استاندار، مشاوران، پيمانكاران، سرمايه‌گذاران تشكر مي‌كنم. كارهاي خوبي را سازمان دادند. ان‌شاءالله همة پروژه‌هاي استان يزد به سرعت اجرايي و عملياتي بشود و در اختيار مردم عزيز استان و كشور قرار بگيرد.

 سرعت كارها در استان يزد سرعت خيلي خوبي است. پروژه‌هاي بسيار بزرگ و اساسي در استان يزد در حال اجراست. اميدوارم همة آنها در كوتاه‌ترين زمان ممكن به نتيجه برسد و هر روز شاهد خبرهاي خوش و خوشحالي مردم يزد باشيم.

 اما از شما اجازه مي‌خواهم همين جا چند تا از برنامه‌هاي اساسي دولت را مجدداً براي مردم استان و كشور يادآوري كنم.

يكي از مهم‌ترين برنامه‌هاي دولت تكميل زير‌ساخت‌هاي كشور، شبكة راه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، بيمارستان‌ها و بندرهاست. سال گذشته 21 هزار و 500 ميليارد تومان در اين بخش سرمايه‌گذاري شد كه در تاريخ ايران بي‌نظير است؛ يعني ما در گذشته هيچ‌گاه اين حجم از سرمايه‌گذاري روي زيربناها نداشته‌ايم. امسال در بودجه 50 هزار ميليارد تومان پيش‌بيني كرده بوديم. البته مجلس محترم تشخيص داد كه اين را يك مقدار كاهش بدهد و به 35 هزار ميليارد تومان برساند، اما در جاهاي ديگري به شكل ديگري جبران شد. يك 11 هزار ميليارد تومان و يك 7 هزار و پانصد ميليارد تومان كه اميدواريم بتوانيم از اين ساز و كاري كه در بودجه تعبيه شده، استفاده كنيم و همة منابع را در زيرساخت‌ها به‌كار بگيريم.

نكته‌اي را اينجا اشاره كنم. بعضي‌ها گفتند سال گذشته 32 هزار در بودجه بود، 21 هزار و 500 محقق شد. معنايش اين است كه ظرفيت اجرايي در كشور وجود ندارد. اين تحليل اشتباهي است. سال گذشته 20 درصد از درآمد نفت(15 هزار ميليارد) براي صندوق توسعة ملي بلوكه شد كه ما آن را در بودجة عمومي و بنيادي ديده بوديم كه اگر اين در اختيار دولت بود، حتماً 32 هزار ميليارد عمراني محقق مي‌شد.

اگر ما امسال بودجة عمراني همين استان يزد را سه برابر كنيم، به لحاظ و ظرفيت اجرايي كشش آن را دارد. خوشبختانه فولاد و سيمان و لوازم بهداشتي و نيازهاي اصلي كشور براي عمران داخل كشور دارد توليد مي‌شود. پس اين يك برنامه است. ان‌شاءالله اين را با سرعت جلو خواهيم برد. ما پيش‌بيني كرده‌ايم كه اگر سه سال با همين رقم حدود 5-44 هزار ميليارد تومان كه ان‌شاءالله امسال محقق مي‌شود، در زيرساخت‌ها حركت بكنيم، تقريباً تمام مي‌شود. ديگر تا كي بايد جاده بسازيم؟ تا كي بايد مدام كارهاي زيربنايي انجام بدهيم؟ آب روستايي و شهري و ... . اين‌ها را جمع كنيم كه مردم بتوانند سرمايه‌گذاري، انتخاب و زندگي كنند.

 بخش دوم كار دولت بخش انرژي (هم در توليد انرژي و هم در مديريت مصرف آن) است. خوشبختانه، كشور ما ظرفيت بسيار بالايي براي توليد انرژي دارد. نفت و گاز در جاي خود مي‌تواند به انواع انرژي تبديل شود. علاوه بر آن، ظرفيت بي‌پايان انرژي خورشيدي به خصوص در مناطق مركزي كشور ما در اختيار است.

من خيلي خوشحال شدم كه در استان يزد براي اولين بار شيوة جديدي در استفاده از انرژي خورشيدي به كار گرفته مي‌شود. اگر بتوانيم اين را خوب و سريع به بهره‌برداري برسانيم، براي يك برنامة گسترده به سرعت مي‌توانيم هزينه‌اش را كاهش بدهيم كه من همين‌جا از همكارانم در وزرات نيرو مي‌خواهم كه اين را جدي بگيريد و كمك كنيم.

انرژي خورشيد بي‌پايان است. هر چه بتوانيم استفاده كنيم، تمام نمي‌شود. ما مي‌توانيم به يكي از صادركنندگان اصلي انرژي برق در منطقه تبديل بشويم. الان هم تقريباً ما هستيم كه صادر مي‌كنيم و صادرات اصلي در دست ماست. گرچه خودمان هم وارد مي‌كنيم، اما صادركنندة اصلي ما هستيم.

ما مي‌توانيم نيروي برق مورد نياز كشورهاي غربي و شرقي‌مان را تأمين كنيم. اين ظرفيت در كشور هست. در بخش بادي نيز به همين ترتيب. بالاخره يك روستا، يك مرغداري، يك گاوداري، يك كارگاه بيست سي پنجاه كيلومتر فاصله دارد؛ يك روستاي ده پانزده خانواري. ما بايد شبكه بكشيم و تا آنجا ببريم. خب يكي از اين پره‌ها براي انرژي باد يا خورشيدي كه بگذريم، همان‌جا به طور دائم كه استفاده مي‌كنند. سرمايه‌گذاري اوليه‌اش بالاست، اما نگه‌داري آن بسيار پايين است و توليد‌ش صفر مي‌شود. فقط هزينة سرمايه‌گذاري محسوب مي‌شود.

پروژه‌هاي ما در بخش نفت و گاز پروژ‌هاي بسيار عظيمي است. من يادم هست تا سال 1380 و 1385 اين كشورها و شركت‌هاي غربي و غيرغربي براي اينكه سالي يك ميليارد دلار، يك و نيم ميليارد دلار در بخش نفت و گاز ما سرمايه‌گذاري كنند، چقدر منت و شرايط مي‌گذاشتند و هر روز ناز مي‌كردند و خودشان قرار داد مي‌بستند و بعد در شوراي امنيت قطعنامه صادر مي‌كردند و به بهانة آن قطعنامه قرارداد را لغو مي‌كردند. پروژه‌اي كه با يك واحد هزينه بايستي به بهره برداري مي‌رسيد، با دو سه چهار واحد و تحميل سياست‌ها و خواسته‌هاي سياسي نامشروع  كارشان را جلو مي‌بردند.

از روزي كه دولت تصميم گرفت با اتكا به توانمندي‌هاي داخلي، متخصصان، كارگران و مهندسان كشور و منابع داخلي كار را جلو ببرد، در سال گذشته ديديد يك جا كلنگ هشت فاز پارس جنوبي با قيمت كمتر، در زمان كوتاه‌تر و طراحي مديريت ايراني زده شد.

الان معلوم است كه شهرها و روستاهاي كشور به سرعت دارند از نعمت گاز برخوردار مي‌‌شوند و مديريت مصرف هم با طرح هدفمند كردن به سامان مي‌رسد. اين هم بخش دوم كار دولت است كه به سرعت دارد جلو مي‌رود.

بخش سوم كار دولت در توليد است. ما زماني مي‌توانيم سرمان را در دنيا بالا بگيريم كه چه در صنعت چه در كشاورزي چه در علم به توليدكنندگان اصلي در جهان برسيم.

ملتي كه دستاوردي ندارد، سرش هميشه پايين است. ملتي سرش را بالا مي‌گيرد و سينه‌اش را سپر مي‌كند كه توليد داشته باشد و با اتكا به توليد خودش زندگي كند و بتواند در اقتصاد جهان نقش تعيين كننده ايفا كند.

مي‌بينيد در بخش توليد سرمايه‌گذاري‌ها به سرعت دارد انجام مي‌شود. به اين يكي دو عدد توجه كنيد. من يادم هست، اول سال 1384 يا نيمة 1384 كه كشور را تحويل گرفتيم، ظرفيت توليد فولاد در كشور چيزي حدود 10 ميليون تن بود. امروز كه اينجا هستيم، از مرز 19 ميليون تن گذشته‌ايم. كسي گفت كه آقا اينها حرف است و اينها را در تلويزيون مي‌گويند. بالاخره در تلويزيون هم بايد بگويند. اما روي زمين اينها اتفاق افتاده و وزارت صنايع و نيرو نشاني آن را منتشر كند. در سال 1384 كه دولت را تحويل گرفتيم، ظرفيت توليد برق 38 هزار بود و الان 62 هزار شده است.

من يادم هست، قرار بود در استان يك نيروگاه ساخته بشود، آن‌قدر پيگيري كرديم، به تنگ آمديم و همه اظهار عجز مي‌كردند. الان نيروگاه‌سازي و فولادسازي براي متخصصان ما مثل خوردنِ يك ليوان آب است.

وقتي سيمان را تحويل گرفتيم، ظرفيت توليد ما 32 ميليون تن در سال بود و الان 75 ميليون تن (بيش از دو برابر) است.

مس و آلومينيوم و خودرو و لوازم خانگي نيز به همين ترتيب. به سرعت توليدات كشور دارد افزايش پيدا مي‌‌كند.

در بخش كشاورزي نيز همين‌طور است. گرچه در اين بخش به لحاظ محدوديت منابع آبي دچار مشكل هستيم. اما با سدهايي كه دارند مي‌سازند، بيش از 10 ميليارد متر مكعب به ظرفيت ذخيره‌‌سازي آب كشور اضافه شده است. بايد توليد كنيم و بسازيم. از صنايع دستي تا صنايع مادر و محصولات كشاورزي و فكر و علم و دانش بايد توليد كنيم.

از برنامه‌هاي ديگر دولت مديريت مصرف، اجراي عدالت در مصرف و توزيع عادلانة ثروت كشور است. يك بخش آن را با هدفمند كردن يارانه‌ها شروع كرده‌ايم.

من يادم هست، در سه چهار سالي كه تقريباً من هر روز پيگيري مي‌كردم و جلسات پيگيري و كارشناسي و برنامه‌ريزي داشتيم، عدة زيادي در داخل و خارج دائم آية يأس مي‌خواندند كه آقا نمي‌شود، بحران و چه و چه مي‌شود و همه‌اش سياهي و سياهي. خب چه شد؟ مسئولان بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول گفته‌اند در ايران معجزه شده است و براي ما باور كردني نيست. شما چگونه اين كار را انجام داديد؟

دوستان ما گفتند آخر شما ايران و ملت ايران را نمي‌شناسيد كه قرار گذاشته‌اند بروند كنفرانس بگذارند، توضيح و آموزش بدهند و تجربيات را منتقل كنند. ايران را تا چند سال پيش حتي در سياست و فرهنگ به حساب نمي‌آودند، در صورتي كه ما پرچمدار فرهنگ و تمدن دنيا بوديم، چه برسد به مديريت اقتصادي. ايران را تحريم كردند كه زمين بخورد. امروز ايران به عنوان يك مديريت نو ظهور، قدرتمند و نوآور اقتصادي در دنيا مطرح است.

مي‌آيند و به من مي‌گويند شما با چه روشي اين‌ كار را كرده‌ايد؟ ما مي‌گوييم ايران، انقلاب اسلامي و ملت آرماني است. الحمدلله كار شروع شده و به خوبي جلو مي‌رود.

قبل از اينكه كار شروع شود، مي‌گفتند شروع بشود، اولش خيلي بد است، بعداً خوب مي‌شود. اول همه چيز به هم مي‌ريزد، تورم است و... ولي بعداً خوب مي‌شود. حالا كه اولش خوب شده، مي‌گويند حالا اولش خوب شده و بعداً بد مي‌شود.

وقتي ملتي تصميم بگيرد كاري را انجام بدهد، بد نمي‌شود. بر آيند خواستِ عمومي و اتفاق نظر يك ملت در يك موضوع، حتماً هم حق است و هم پيروز است و اين وعده الهي و كلام خداست. اين دارد جلو مي رود و ان شاءالله با قدرت پيش خواهد رفت. جوري زيربناهاي اين كار تنظيم شده كه براي هميشه ادامه داشته باشد.

من ديشب در تلويزيون گفتم و شايد برخي دوستان ديده باشند. ما شايد نداريم كشوري كه اعلام كند كه گرسنه ندارد. ما گرسنه نداريم. اين افتخار كمي است؟ بعد از گذشت 32 سال از انقلاب اعلام كنيم كه ما گرسنه نداريم. مي‌دانيد در دنيا چقدر گرسنه هست؟ يك ميليارد و 200 ميليون نفر در شبانه روز به طور متوسط يك وعده غذا هم نمي‌خورند، و نزديك به 3 ميليارد نفر از جمعيت جهان در فقرند. ما اعلام كنيم كه گرسنه و كسي كه نيازمند پوشاك و پوشش باشد، نداريم. جالب است اين پول‌ها را از خود مردم مي‌گيريم و در ميان خود مردم توزيع مي كنيم. و از جاي ديگر نمي‌آيد. بخش هاي ديگري دارد و بايد جلو برود و در صنعت و كشاورزي بايد روش‌ها اصلاح بشود.

برنامۀ ديگر دولت بحث مسكن است كه در استان شما خوشبختانه در مجموع خوب جلو مي‌رود. بد است كه ما انقلاب اسلامي كرده‌ايم و بعد از 32 سال عده زيادي از مردم نتوانند صاحب خانه بشوند يا جاي مناسبي داشته باشند.

تازه ما اين كار مسكن مهر را ُمسكن مي‌دانيم نه درمان. درمان مسكن در ايران اين است كه هدف گذاري كنيم و هر خانوادۀ ايراني بايد در يك خانوادۀ ويلايي زندگي كند.

دركشوري با اين وسعت، مردم را در شهرها در لانه كنيم، معلوم است كه يك جاي كار لنگ است.

چرا كسي يك خانۀ صدمتري را بايد با قيمت 100 ميليون تومان بخرد؟ يك كارمند يا كارگر چقدر حقوق مي‌گيرد؟ بايد تمام عمرش را بدهد، كسي وقت مي‌كند كه زندگي كند؟ مي‌شود اينها را عوض كرد. بعضي‌ها بخيل‌اند و مي‌گويند مواظب باشيد جمعيت بالا نرود. مي‌ترسند كه روزي آنها كم بشود. اين تفكر اشتباه است. من نمي‌گويم بي‌رويه، اما اين طور كه نيست. سرزمين ايران 165 و با آب‌هاي زيرزميني 175 ميليون هكتار است. اگر سه ميليون آن را بين مردم تقسيم كنيم، همه صاحب خانه ويلايي خواهند شد.

مشكل مسكن را بايد اساسي حل كرد. بحث مسكن در ايران با مسكن در اروپا و امريكا فرق مي‌كند. البته آنجا هم خانه‌ها ويلايي هستند و براي ما الگوهاي استعماري مي‌دهند. نظام سرمايه‌داري مي‌خواهد همۀ دنيا كارگر او باشند و روزي 16-12 ساعت براي او كار كنند. براي اينكه بتوانند كار كنند، ديگر مسكن و زندگي و خانواده نبايد معنا داشته باشد و مسكن مي‌شود شب خواب، كه شب آنجا بخوابد و صبح زود بيرون بيايد.

در فرهنگ ما مسكن جاي زندگي، آرامش، تربيت، شكوفايي، لذت‌هاي حقيقي زندگي، محبت و كرامت است. خانواده براي ما يك اصل است. حالا يزد خوب است، در شهرهاي بزرگ ديگر چه خبر است؟ قيمت يك آپارتمان 40-50 متري 100 ميليون تومان است كه سلول انفرادي بهتر از آن است.

ما بايد اينها را درست كنيم و اينها شدني است. دولت مصمم است و امكانات در كشور هست و آنهايي كه ما را از فقر و نبودِ امكانات مي‌ترسانند و مي‌گويند پول و امكانات نداريم و نمي‌توانيم، آنها حتماً يا شيطان يا تحت تأثير القائات شيطاني‌اند. چرا نمي‌توانيم؟

اين يزد چند هزار سال است كه در كوير دارد زندگي مي‌كند؟ معماري، فرهنگ، صنايع و توليدات يزد نه تنها در ايران كه در دنيا جزء بهترين‌هاست.

چگونه مي‌گويند نمي‌توانيم؟ چرا نمي‌توانيم؟ قنات‌هاي يزد داراي بالاترين تكنولوژي است. توانمندي‌هاي خودمان را كنار مي‌گذاريم و همه‌اش به داشته‌هاي ديگران نگاه مي‌كنيم و مي‌گوييم نمي‌توانيم. چرا نمي‌توانيم؟ چرا پدران ما توانستند در دلِ اين كوير بهشت درست كنند؟ ما نمي‌توانيم؟ كي مي‌گويد نمي‌توانيم؟ آن كه مي‌گويد نمي‌توانيم، تحت تأثير القائات شيطاني است.مي‌توانيم. همچنان كه توانستيم.

 قبلاً ساخت يك كارخانه سيمان با توليد 500 هزار تن در سال، دوازده سال طول كشيد. من در دوره‌اي پيگيري مي‌كردم، براي ساخت يك پيچ، يك قطعه جوشكاري و... اصلاً خسته شده بودند. ولي امروز كارخانه هاي سيمان و نيروگاه، سريع ساخته مي‌شود.

يك بخش ديگر از كار ما مسكن است كه ان شاءالله بايد اين را سامان بدهيم. مسكن مهر به عنوان مسكني است كه آن فشار فزايندۀ بازار مسكن را بگيرد و آرامشي پيدا بشود تا بتوانيم طرح‌هاي اساسي را در كشور با كمك مردم جلو ببريم.

طرح ديگر ما آتيه مهر نام دارد كه از طرح‌هاي اساسي كشور است. من نمي‌خواهم غصه‌ها يا گلايه‌ها را بگويم. اين از طرح‌هاي اساسي كشور است. بعضي‌ها از اينكه مردم خوشحال‌اند، ناراحت مي‌شوند. دولت تصميم گرفت هر ايراني كه به دنيا مي‌آيد، يك حساب بانكي برايش باز كند و هر سال هم مقداري پول در آن حساب بگذارد. از پدران و مادران هم بخواهد كه آنها هم در آن حساب پول بگذارند. بيست ساله كه شدند، به هر يك شصت هفتاد ميليون تومان بدهيم تا بتوانند ازدواج و زندگي كنند.

آيا اين طرح بدي است؟ اين يك سرمايه‌گذاري براي آينده است. همۀ تلاش دولت براي رفاه، آرامش و سعادت مردم است. بعد يكي از اينجا به يك كشور اروپايي مي‌رود و مي‌گويد عجب تأمين اجتماعي است. يك بچه كه به دنيا مي‌آيد تا هشت سال به آنها كمك هزينه مي‌دهند. بعد اين را به رخ ما مي‌كشد. ما تمام تأمين اجتماعي‌هاي دنيا رامطالعه كرده‌ايم. اين طرحي كه در ايران اجرا مي‌شود، بهترين طرح است.

مديريت منابع در دست پدر و مادر به اتفاق بانك عامل باشد و خانواده‌ها تشويق بشوند، هر يك ماهي بيست سي پنجاه هزار تومان براي بچه‌ها كنار بگذارند، چه اشكالي دارد؟ دولت هم كمك مي‌كند.

اين طرح شروع شده و امسال با گستردگي بيشتري ادامه پيدا خواهد كرد و با دعاي شما ان شاءالله نهادينه مي‌شود كه ديگر نتوان آن را دستكاري كرد.

طرح ديگري كه تازه شروع شده، خط اعتباري براي هر خانوادۀ ايراني است. البته حدود 20-25 درصد جامعۀ ما (كمتر از 30 درصد) خوشبختانه به اين كمك هاي دولت نياز ندارند، اما بقيه نياز دارند.

دولت طراحي كرده كه هر خانواده ايراني يك كارت يك و نيم ميليون تومان قرض الحسنه در حسابش باشد. هر موقعي استفاده كرد، به وام قرض الحسنه تبديل مي‌شود. تا موقعي كه استفاده نكرده، بدهكار نيست. هيچ ايراني در هيچ جا نبايد روي زمين بماند. بالاخره زندگي است و حادثه و بيماري و تحصيل و هزار گرفتاري. يك كسي 500 هزار تومان وام قرض الحسنه مي‌خواهد، چقدر بايد اين طرف و آن طرف بدود. حالا در يزد همكاري‌هاي اجتماعي بيشتر از ساير نقاط است. در ايران در مجموع همكاري‌هاي اجتماعي خوب است، ولي پاسخ گو نيست.

اين طرح الان از كارگران و معلمان شروع شده و ان شاءالله ادامه پيدا خواهد كرد و ظرف دو سه سال هر خانواده ايراني بايد يك كارت داشته باشد و اگر در دوره‌اي مصرف كرد، دوباره اين حسابش پر بشود. طرح‌هاي ديگري هم هست كه من سر شما را درد نمي‌آورم.

 عزيزان من! ايران شايستگي، ظرفيت و استعداد آن را دارد كه در همۀ عرصه‌ها به رده‌هاي اول دنيا نائل آيد. اگر ما كمتر از آن را هدف بگيريم، ظلم به ملت ايران و خودمان است.

ما مي‌توانيم و به سرعت هم بايد جلو برويم. در دوره‌اي مرتب مردم را تحقير مي‌كردند كه شما عقب افتاده هستيد. درهر سخنراني سيصد بار مي‌گفتند بياييم علل عقب ماندگي تاريخي ايراني‌ها را بررسي كنيم. چرا مي‌خواهي آن را بررسي كني؟ عوامل پيشرفت را بررسي كن كه چه كار كنيم كه پيشرفت كنيم. در عرصۀ علم چه شد؟ مراجع رسمي دنيا اعلام كردند كه سرعت پيشرفت علم در ايران 4/11 برابر متوسط دنياست. تازه اين يك بخش از آن است.

ما بايد جامعه‌‌اي نمونه و الگو بسازيم؛ هم در اخلاق، هم در فرهنگ، هم در اقتصاد و هم در عمران و هم در آرامش و كمال جويي مردم. و اينها شدني است. اين مأموريت امروز ملت ايران است. من باور دارم كه ملت ايران مي‌توانند و مردم استان يزد مي‌توانند در تحقق اين هدف همچون گذشته تاريخ پيشگام و پيشقدم باشند.

 



والسلام عليكم و رحمة الله و بركاتة


شناسه خبر: 28243  

- سفرهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی