- سخنراني در مراسم تجليل از معلمان نمونۀ كشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 18:09

  بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم تجليل از معلمان نمونۀ كشور

  بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 28141 - 

چهارشنبه 14 ارديبهشت 1390 - 19:15

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خيرانصاره‌

واعوانه‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



هفته معلم را به همۀ معلمين ايران عزيز، فرهنگيان سرافراز و پرچمداران تربيت انسان‌هاي صالح صميمانه تبريك عرض مي‌كنم. خدا را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت كرد براي عرض ادب و احترام لحظاتي در جمع صميمي و پرمعنا و عزيز شما حضور داشته باشم.

سهم من از اين جلسه يادآوري خاطرات بهترين دوران زندگي و تجديد تواضع در برابر جامعه معلمين و فرهنگيان عزيز است.

من امروز نمي‌خواهم مطلبي را دربارۀ كار معلم و عظمت كار معلم بيان كنم، اما مي‌خواهم اشاره‌اي به مأموريت امروزمان و تقدير و تشكري از جامعۀ فرهنگيان و معلمان عزيز داشته باشم.

عزيزان من! ملت ايران هم شايستگي و هم توانايي آن را دارد كه در سرزمين عزيز ايران جامعۀ نمونه و شاهد را برپا كند. اين كار بسيار زيبايي كه هنرمندان عزيز ما ارائه دادند، حادثۀ جاري تاريخ است؛ حادثه‌اي است كه در غدير، عاشورا و تا امروز ادامه دارد و تا زماني كه آن اتفاق آخر واقع نشود، حديث مظلوميت موحدان و پاكان ادامه پيدا خواهد كرد. نقطۀ پايان همه حسرت‌ها، آرزوها، مظلوميت‌ها و حرمان‌هاي بشريت تحقق آن وعدۀ الهي است؛ يعني حاكميت عدالت، ايمان، توحيد و عبوديت در سرتاسر زمين.

افراد و ملت‌هاي گوناگوني براي تحقق آن هدف تلاش كردند و مأموريت‌هاي بزرگي را انجام دادند. همۀ انبياء اوليا، پاكان و مجاهدان در راه خدا، هر يك در مقطعي و به شكلي كاري انجام دادند. اعتقاد ما اين است كه امروز در پيچ آخر قرار داريم. همه آمده‌اند، خوب و بد، پاكان و ناپاكان؛ پاكان در راه حاكميت پاكي و ناپاكان براي سلطه‌گري، چپاول و شيطنت. همۀ آن چيزي كه بشر به اتكاي خود و منقطع از آسمان مي‌توانسته عرضه كند، عرضه كرده است.

انديشۀ مادي جداي از راه انبياء، در جلوه‌هاي گوناگون آمده است و رفته است. در نقطۀ اوج، ماركسيسم آمد و چشم‌هايي را خيره كرد، وعده‌هايي داد، اميدهايي آفريد، اما بدتر از همۀ طاغوت‌ها و طغيانگران قبل از خود بشريت، انسانيت و حقيقت انسان را به مسلخ برد و نه تنها عدالت نياورد، بلكه ظلمي مضاعف و خفقاني بي‌سابقه حاكم كرد. آن چنان استعدادهاي انساني را درهم شكست كه از درون خودش متلاشي شد و به تاريخ پيوست.

 بعد از آن جريان سرمايه‌داري، انديشۀ به ظاهر اصالت دادن به انسان اما منقطع از آسمان را دنبال كرد. حاصل كار او حاكميت فقر و تبعض بر بيش از نيمي از عالم و جنگ‌ها و كشتارها و تحقيرها بود. امروز هم كه مي‌بينيم براي نجات خودشان داستان يازده سپتامبر و ماجراي آن فرد مشهوري كه اين روزها هم سر زبان‌هاست را طراحي كردند. بهانه درست كردند، حمله و اشغال كردند، جلوي چشم هفت ميليارد انسان دروغ گفتند و بيش از يك ميليون نفر را كشتند و امروز كه اين پردۀ نمايش با شكست توطئه‌ها و طراحي‌ها عليه بشريت به پايان رسيده است، پردۀ ديگري را آغاز كرده‌اند.

 البته همۀ اينها نشان از سردرگمي، بن بست و به پايان راه رسيدن اين انديشۀ ضد انساني است. نه تنها نتوانستند يك مدينۀ فاضله سرشار از آزادي و رفاه و كرامت انسان به ارمغان بياورند، بلكه حتي در مركز مدعيان سرمايه‌داري و دموكراسي، فقر و تبعيض در اوج است.

دو سال قبل در سفر به نيويورك، درخواست كرديم اجازه بدهند به محله‌اي برويم كه كارتون خواب‌ها زندگي مي‌كنند. انسان‌هايي كه نه تنها جايي براي سكونت و سرپناهي ندارند، بلكه در طول شبانه‌روز حتي يك وعده غذا هم براي ارتزاق پيدا نمي‌كنند. پاسخ معلوم بود، مخالفت كردند. اين وضع آنهاست.

آنها هم به فضل الهي به پايان راه رسيده‌اند. دنيا منتظر راه الگو و فرهنگ جديد و انديشه‌اي است كه بتواند حقيقتاً سعادت اجتماعي و فردي انسان‌ها را تضمين كند. بشر يك گام بلند به نقطۀ موعود نزديك شده است و امروز منتظر پرچمدار و پيش قراول است. وقتي تاريخ و جغرافياي امروز را مطالعه مي‌كنيم و حوادث گوناگون و ويژگي ملت‌ها را بررسي مي‌كنيم، به طور قاطع به اين نتيجه مي‌رسيم كه تنها ملتي كه ظرفيت و توانايي و شايستگي پرچمداري بشريت براي عبور از پيچ آخر و رسيدن به نقطۀ موعود را دارد، فقط و فقط ملت مؤمن، موحد و انقلابي ايران عزيز است؛ ملتي كه با وقوع انقلاب اسلامي انجام اين مأموريت بزرگ تاريخي را آغاز كرد.

 وحشت آنها از ملت ايران از ناحيۀ قدرت دفاعي و سلاح‌هاي ايران نيست. وحشت آنها از ناحيۀ قدرت اقتصادي ملت ايران نيست. حتي هيچ نگراني‌اي ندارند كه روزي ملت ايران تصميم بگيرد به سرزمين ديگران دست ‌اندازي كند؛ چرا كه از سلامت، پاكي و اصالت ملت ايران اطمينان دارند. تنها نقطه‌اي كه آنها را برآشفته است، اين است كه مي‌بينند اين ملت استعداد و ظرفيت الگو شدن و پيشگام شدن را داراست. همۀ ظرفيت‌هاي خودشان را براي دو هدف به كار گرفتند. اول اينكه مانع از حركت ملت ايران شوند، اجازه ندهند استعدادهاي ملت ايران شكوفا شود و در ايران جامعۀ الگو و شاهد برپا شود. دوم اينكه چهره ملت ايران را مشوه كنند.

براي من قطعي است. همين جرياني كه سردمداران استكبار به بهانۀ مقابله با او به منطقۀ ما لشكركشي كردند، ساخته دست خود آنها بود و يك جريان بدلي بود در مقابل انديشه بلند ملت ايران كه هم منادي توحيد، هم منادي عدالت، هم منادي آزادي، هم منادي كرامت انساني و هم به دنبال علم، فناوري، پيشرفت، عمران و رفاه يك جامعه است. براي چه؟ براي اينكه هر گاه اسم از تحول، انقلاب، توحيد و عدالت آمد، بلافاصله آن چهرۀ بدلي را به نمايش بگذارند.

من يادم هست وقتي از تحولات و حركت به سمت عدالت و ضديت با استكبار صحبت مي‌كرديم، آنها بلافاصله صحنه‌هاي جنايات گروه‌هايي را نشان مي‌دادند كه به ظاهر با آنها مقابل بودند، اما در واقع خودشان آنها را بر پا كردند.

البته آن جريان انحرافي هم به لطف خدا به پايان رسيد و نتوانستند به هدف برسند. هر جا كسي اسم اسلام، دينداري و پيامبران را برد، بلافاصله گزارش عملكرد آنها را به تصوير كشيدند؛ يعني هر كس اين شعارها را مي‌دهد، دنبال آن كارهاست، اما ايستادگي ملت ايران و رهبري گرانقدر ملت ايران كاري كرد كه اين توطئه بسيار پيچيده و ضد انساني به پايان رسيد.

الان دنبال برپا كردن جريان ديگري هستند كه به جاي خشونت، دنبال نرمي و ملاطفت است؛ جرياني كه هم با استكبار مي‌سازد و هم رژيم صهيونيستي را به رسميت مي‌شناسد و هم نوعي از فرهنگ ديني را ارائه مي‌كند كه در نقطه مقابل حركت اصيل انقلاب مردمي ملت ايران باشد، كه حالا دربارۀ اين بعداً بيشتر سخن خواهيم گفت. اما براي من قطعي است اين پرده از نمايش خيلي زودتر پايين خواهد افتاد. براي اينكه در عالم يك بدبيني و بي‌اعتمادي نسبت به مستكبران و يك آگاهي نسبت به قدر و منزلت انسان پيدا شده است. حركتي از اعماق ملت‌ها براي بازگشت به راه انبيا آغاز شده است.

عزيزان من! مأموريت ما سنگين است. بايد به سرعت جامعه‌اي را با ويژگي‌هاي متعالي برپا كنيم و من يقين دارم كه مي‌توانيم. ما مي‌توانيم كشوري داشته باشيم كه در آن فقير نباشد. مي‌توانيم كشوري داشته باشيم كه در آن فاصله و تبعيض نباشد. مي‌توانيم كشوري داشته باشيم كه در آن بيكار و بي‌مسكن نباشد و مي‌توانيم كشوري داشته باشيم كه همه با هم صميمي، دوست و مهربان باشند و همه پاك و خدايي انديش باشند. مي‌توانيم پيشرفته‌ترين اقتصاد دنيا را در اين سرزمين داشته باشيم. ما مي‌توانيم پيشرفته‌ترين كشور دنيا در عرصۀ علم و فناوري باشيم و حرف اول علمي را در دنيا بزنيم.

نمي‌خواهم زياد مثال بزنيم. طرح هدفمند كردن يارانه‌ها را ملت ايران با موفقيت اجرا كرد. ديديد كه مسئولين اقتصاد جهاني چه گفتند. اصلاً باور نمي‌كردند.اين يك قدرت نوظهور اقتصادي و مديريتي است كه ملت ايران از خود نشان داد. من به همكارانمان گفتم برويد با افتخار اعلام كنيد كه امروز ما مي‌توانيم به دنيا بگوييم در تمام سرزمين نوراني ايران حتي يك نفر گرسنه پيدا نمي‌شود. مي‌توانيم كاري كنيم كه ديگر فقير نباشد و بهداشت ما بهترين بهداشت باشد. ما مي‌توانيم كشوري داشته باشيم كه تك تك انسان‌هاي ما متعالي، موحد، شجاع، عدالت خواه، پاك، آرماني و عالم باشند.

اينها شدني است. فكر نكنيم كه اينها دور است و حرف‌هاي آرماني است. من مي‌گويم كسي كه اين‌گونه سخن مي‌گويد، تحت تأثير القائات شيطاني است. چقدر تلاش كردند بگويند نظامي كه برپايه آرمان‌هاي الهي و ولايت مستقر است، ناكارآمد است. چقدر از داخل و بيرون طراحي كردند كه بگويند شما نمي‌توانيد. اما ملت ايران نشان داد كه مي‌تواند.

عزيزان من! مأموريت امروز ما برپايي جامعۀ شاهد با انسان‌هاي متعالي است و اين شدني است. باور من اين است كه در انجام اين مأموريت تاريخي و تحول ساز، نقش محوري و كليدي با جامعۀ فرهنگيان و معلمان انسان‌ساز ايران اسلامي است. اين مأموريت شماست. اعتقاد من اين است بالاترين جلوۀ ولايت معلمي است. امام (ره) فرمودند معلمي شغل انبياست. اصلاً ولايت در همۀ زمين مستقر خواهد شد، براي چه؟ براي ساختن و بركشيدن انسان‌ها و بالاترين كانوني كه مأموريت اصلي و همۀ مأموريت او بركشيدن انسان‌هاست، جامعۀ فرهنگي و آموزش و پرورش است.

بعضي‌ها از بيرون نگاه مي‌كنند، خيال مي‌كنند كساني موثر تر و ماندگارترند كه مشهورترند. اين از اشتباهات بزرگ است. عالم هستي به سمت بي‌نهايت و سير كمال انسان و جامعۀ انساني جريان دارد. ماندگاري، اثرگذاري و تعالي آن چيزي نيست كه رسانه‌ها به تصوير مي‌كشند. در طول تاريخ اكثر مردان و زناني كه حقيقت انسان را احيا كرده‌اند، گمنام‌اند. يك معلم در روح جامعه زنده است. يك معلم در همۀ فراز و نشيب‌هاي زندگي آحاد مردم و ملت حضور دارد. يكي از بالاترين جلوه‌هاي ولايت الهي تربيت انسان است. براي همين است كه مي‌گويند معلم بر دانش آموز ولايت دارد.

اما جمله آخر، عزيزان من! خدا انسان را از روي لطف و محبت آفريد. خمير مايۀ خلق هستي محبت و عشق است و خداي متعال عاشق‌ترين به انسان‌هاست. پيامبران الهي همه عاشق بودند و پيامبر عزيز ما در اوج عشق به انسان‌هاست. خودش را براي بركشيدن انسان‌ها هلاك كرد. پيغمبر خدا دست و پاي عرب بياباني را مي‌شويد؛ كسي كه چسبيده به خداست و هيچ فاصله‌اي بين او و خدا نيست و در بالاترين مرحلۀ قرب الهي و اول خلق عالم است و بقيه مخلوقات به واسطۀ او خلق شده‌اند، همه هستي از قبل او زنده است، مي‌نشيند دست و پاي يك عرب بياباني را مي‌شويد و نوازش مي‌كند تا او را بالا بكشد. چقدر عاشق است. رحمة اللعالمين است. اصلاً پايۀ ولايت و بركشيدن انسان‌ها محبت است. خودتان در ذهنتان مرور كنيد. كدام معلم بيشتر در ذهن شما مانده است؟ آن كسي كه عاشق تر بوده است.گرچه معلمي عشق است و عشق است و عشق.

عزيزان من! بايد در كشور ما انسان‌هاي صالح، عالم، شجاع، عدالت‌خواه و موحد تربيت شوند و اين مأموريت شماست. من يقين دارم مثل هميشه جامعۀ فرهنگي ما كه هميشه بهترين بوده است، پيش‌قدم خواهد بود.

من يادم نمي‌رود، در دوره‌هايي كه فشارهاي اقتصادي بر دوش ملت به شدت سنگيني مي‌كرد، اين فشارها بر دوش جامعۀ فرهنگي مضاعف بود؛ به خاطر نوع نگاه و شرايط اقتصادي كشور كه مي‌گفتند جمعيت جامعۀ فرهنگيان كشور زياد است و ما نمي‌توانيم براي آنها كاري انجام دهيم. من يادم است سال 1384 بخشي وسيعي از معلم‌ها 140 هزار تومان حقوق داشتند. در آن شرايطي هم كه بسياري از مدعيان بريدند و در جادۀ انحرافي دغلبازي‌ها به كسب ثروت و دست‌اندازي به ثروت ملت پرداختند، جامعۀ فرهنگي ما ايستاد، چون شمع سوخت و يك نسل متعالي را تربيت كرد.

امروز هم يقين دارم كه جامعه فرهنگي ما بهترين است، با روشن بيني مأموريت تاريخي خود را انجام خواهد داد و همه بشريت چشم به راه دستان مهربان و انديشه‌هاي الهي شماست.



موفق و سربلند و پيروز باشيد



شناسه خبر: 28141  

- دیدارهای داخلی

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی