
سخنراني در ديدار با مديران، نخبگان و فرهيختگان استان كردستان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 28131 -
پنجشنبه 1 ارديبهشت 1390 - 11:57
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق ديدار شما عزيزان و همكاران محترم را در مجموعة خدمتگزاران، منتخبين و برگزيدگان استان را عنايت فرمود. جمعي از عزيزان صحبت كردند. جناب آقاي استاندار گزارشي از روند كارها ارائه دادند. حاج آقا مجتهدي، امام جمعة عزيزمان با بيان بسيار شيرين مسئوليتهاي مهم امروز ما را مورد تأكيد مجدد قرار دادند. حاج آقاي راستي و همينطور آقايان ميمنت آبادي و صفيزاده به اهميتهاي بخش فرهنگ و ضرورت توجه به علما و انديشمندان و حمايت از فعاليت فرهنگي اشاره كردند.
آقاي مجدرضايي از صنعت و معدن سخن گفتند. آقاي دكتر رزاقي بحثهاي دانشگاه را مطرح كردند. خانم وهابي بحث فرهنگي و فرهنگيان و آقايان جباري و محمدي هم بحثهاي بسيار خوبي را در زمينههاي كشاورزي و تجارت مطرح كردند و استفاده كرديم.
من مطمئنم اگر فرصت كافي داشتيم و تك تك شما عزيزان اينجا سخن ميگفتيد، گنجينة خوبي از پيشنهادها و ديدگاههاي ارزشمند در اختيار داشتيم. البته من به دليل فشردگي كارها و مسئوليتها محروم هستم. اما خواهش ميكنم از آقاي استاندار كه اين جلسات تكرار و موضوعبندي شود. براي موضوعات كشاورزي، صنعت، فرهنگ جلسات جداگانهاي برگزار كنيد و همه شركت كنند و نظر بدهند. بعد خواهيم ديد كه چه اتفاقي در استان ميافتد. همة فكرها وقتي درگير يك مسئله شد، آن مسئله خيلي راحتتر، بهتر و كمهزينهتر حل خواهد شد.
اميدوارم اين كار را انجام بدهيد و نتايجش را به من هم منتقل كنيد تا بتوانم استفاده كنم.
مطالبي كه عزيزان مطرح كردند، سه دسته است. يك دسته مطالبي است كه در جلسة ديروز دولت و كارگروه فرهنگي مورد توجه قرار گرفت؛ يعني دولت تصميماتي گرفت و اقداماتي در بخشهاي گوناگون انشاءالله انجام خواهد شد. يك دسته مواردي است كه من بايد ببرم و تصميمات جديدي بگيريم، مثل صادرات سنگ. يك دسته هم نياز به توضيح دارد تا مسئله حل شود.
من ديگر مطالب عزيزان را تكرار نميكنم. ميخواهم دو سه مطلب را هم من خدمت شما عرض كنم. اول خطاب به همكاران خودم، مديران عزيز استان. صميمانه از همة شما به خاطر خدمات خوبي كه ارائه ميدهيد تشكر ميكنم. اين آماري كه آقاي استاندار و آقاي ميمنت آبادي دادند، حاصل كار شما و همكاران شما، كارمندان عزيز در سرتاسر استان، كارشناسان، متخصصان و مديران است. بالاخره دارند تلاش ميكنند كه اين اتفاقات ميافتد. كسي كه خودش دو اتاق براي خودش ساخته، ميداند كه آزادراه، بزرگراه، ساختمان سد و كانال آب ساختن يعني چه؟ چقدر كار، زحمت و پيگيري بود.
من صميمانه از همة شما تشكر ميكنم. اما ميخواهم يك توصيه كنم. توصية من به همكارانم در دستگاه اجرايي استان قدرشناسي توفيق خدمتگزاري است. عزيزان من، فرصت خدمتگزاري بالاترين هدية خدا به يك انسان است. زيباترين عملي كه يك انسان ميتواند انجام بدهد، خدمت به ديگران است؛ يعني انسان از خودش براي سعادت و رفاه ديگران بگذرد. اين بالاترين و ارزشمندترين كار عالم است. سرسلسلة خادمان بشريت پيامبر عزيز ما بود. او همة وجود و ثانيههاي عمرش را وقف كرده بود. آن قدر تلاش ميكرد كه خدا به او گفت: چرا داري خودت را ميكشي؟ براي هدايت سعادت و آرامش مردم و براي برداشتن موانع پيشرفت و رشد از مقابل مردم تلاش ميكرد. همة وجودش شور خدمت به بشريت بود. بالاترين كار اين است. عناوين خوب است؛ رئيس جمهور، معاون اول و دوم، وزير، مديركل، وكيل، اما اينها اعتباري نميآورند و ارزشي ندارند. يك فرد چقدر رئيس جمهور است؟ به همان اندازه كه خادم مردم است. چقدر خادم است؟ همان قدر كه رئيس است. رئيس القوم، خادم القوم. اين كلام نوراني پيامبر عزيز ماست. چقدر مديركل هستي؟ همان قدر كه خادمي. اصلاً الگوي مديريت و رياست در فرهنگ اسلامي با ديگران متفاوت است. در نظام سرمايهداري يك نفر رئيس ميشود، براي اينكه حكومت كند و تمام جريانهاي جامعه را به نفع خودش سازمان بدهد. چقدر رئيس هستي؟ همان قدر كه تشريفات داري. ميگويند رئيس جمهور يكي از اين كشورهاي سردمدار غربي وقتي به بعضي از كشورها سفر ميكند، پانزده تا بيست هواپيما براي او تجهيزات و نفر ميبرند. مثلاً پنجاه خودروي كه بايد او را اسكورت كنند، همه را با خودشان ميبرند.
از مدتها قبل ميروند، منطقة وسيعي را ميگيرند، صدها نفر آدم و صدها خودرو ميبرند. با 21 هواپيما به يكي از اين كشورهاي اطراف ما سفر كرده بود آشپزخانه و وسايل خودشان و تجهيزات اتاق استراحتشان را با خود ميبرند.
اما در فرهنگ ما از آن طرفي است. ميگويد هر چقدر از متوسط جامعه پايينتر آمدي و هرچقدر همرنگ مردم شدي، رئيس هستي. من به شما عرض كنم فرصت خدمتگزاري همان آرزويي است كه همة انبياي الهي به دنبالش بودند. لن تنالوا البرّ حتي تنفقوا ممّا تحبوا؛ يعني آدم بالاترين چيزي كه دوست دارد، خودش است. اموال و انفسش در راه خدا برود، براي چه؟ براي آسايش و پيشرفت و هدايت جامعه. بايد قدرش را بدانيد. اين يك توفيق الهي است. من اعتقاد خودم را ميگويم. فكر ميكنم همة انبياي الهي آرزو داشتند زمان ما را درك كنند و در اين دوره خدمت كنند. چرا؟ دليل دارم. اين دوره چه ويژگياي دارد؟ اين دور پيچ تند و آخرتاريخ است. پيچ عبور از گردنة نتيجهگيري از زحمات همة انبياست؛ يعني بناست بشريت از يك دورة طولاني تاريخي سرشار از ظلم و ستم و تحقير عبور كند و به يك جهان سرشار از عدالت برسد.
همة انديشهها آزمايش شدند و شكست خوردند. همة مدعيان در ميدان شكست خوردند. امروز كسي حرف جديدي ندارد. ماركسيستها كه كارشان تمام شد. سرمايهداران هم به آخر خط رسيدند. يك راه بيشتر در برابر بشريت باقي نمانده و آن هم بازگشت به راه انبياي الهي و پيامبر عزيز ما، خاتم پيامبران، حضرت محمد مصطفي (ص) است.
همة پيامبران تلاش كردهاند تا بشريت به اين نقطه برسد و بفهمد جز راه انبيا راهي براي سعادت وجود ندارد.
چقدراين دوره زيباست. ميتوانستيم سيصد سال يا پانصد يا هزار سال قبل به دنيا بياييم. در كدام كشور خدمت ميكنيد؟ كشور ايران كه داراي پرافتخارترين ملت تاريخ است همة مورخان و فرهنگ شناسان امروز اذعان دارند كه سهم ملت ايران در فرهنگ و تمدن جهاني رتبة اول، بينظير و بدون رقيب است. شما آشنا و اهل مطالعه هستيد و من هم. واقعاً هيچ كس دردنيا چيزي براي عرضه ندارد. موجوديت كنوني هر ملت حاصل تاريخ آن ملت است. آلان به اروپاييها و امريكاييها نگاه كنيد، براي عرضه به بشريت چه دارند؟ اگراين سلاحها را از آنها بگيريد، اين استيلاي ناجوانمردانه بر مركز مديريت جهان را كه با حق وتو به وجود آمده است، از آنها بگيريد، براي بشريت چه دارند؟ چيزي ندارند. اگر مسير غارت ثروت ملتها را به روي آنها ببنديم، براي عرضه چه دارند؟ بعضيها ظاهر را ميبينند و فكر ميكنند اين حاصل دسترنج و فكر، فعاليت و نوآوري علمي آنها است. ممكن است اين باشد. اما او نميتواند چنين كاري بكند. همين امروز غارتي كه از ثروت ملتها ميكنند، در طول تاريخ نظير ندارد.
ما خبرها را ميشنويم و عبور ميكنيم. دولت امريكا هزار و ششصد ميليارد دلار كسري بودجه دارد. درايران اگر كسري بودجه پيدا شود، چه ميشود؟ يا دولت بايد به مردم فشار بياورد يا از بانك مركزي استقراض كند. استقراض از بانك مركزي يعني از جيب همة ملت برداشتن، تحميل تورم بر مردم، كاهش ارزش پول مردم و ريختن در جيب خود. معنايش اين است. وقتي اقتصاد و پولي مسلط بر جهان است، كسر بودجهاش را تأمين ميكند، يعني معادل آن از جيب همة ملتهاي عالم بر ميدارد؛ يعني غارت بزرگ. يعني امسال فقط هزار و ششصد ميليارد دلار؛ يعني يك ميليون و ششصد هزار ميليارد تومان. اگر يك صدم اين در اختيار ملت ايران باشد كه پنج سال ما اين كار را بكنيم، همه جا آباد ميشود. حالا متوجه ميشويم كه چرا بخش وسيعي از دنيا در فقر است و بخش كوچكي در اوج مصرف. علت روشن است. در اين سي سال اخير دولت امريكا 31 هزار ميليارد دلار پول قلابي به اقتصاد جهاني تزريق كرده است. وثروت ملتها را برده است. اگر همين قيچي شود، ميتوانند ادامه دهند؟ براي عرضه چه دارند؟ چيزي ندارند.
در عرصة فرهنگ برويم. امروز چه ميتوانند به ما بدهند؟ در اقتصاد و سياست هم در بن بست هستندو تمام هنرشان اين است كه در هر جلسهاي وارد ميشوند در منطق كم ميآورند، زود سلاح روي ميز ميگذارند. بشريت كه با اين چيزها به سعادت نميرسد. كارشان تمام است. تنها ملتي كه در طول تاريخ همواره تجلي فرهنگ، انسانيت، توحيد، عدالت و محبت بوده، ملت ايران است.
اين ناسيوناليسم نيست. تا حرف از ايران ميزنيم عدهاي كم اطلاع ميگويند اينها ناسيوناليست شدهاند. ما مسلمان و پيرو دين حنيف هستيم، اما موجوديت ايران يك نعمت بزرگ خدادادي است. هم بايد شكر آن را به جاي آوريم و هم مسئوليتها را يادآور شويم.
وقتي عظمت ايران را ميگوييم، نميخواهيم غرور به خرج دهيم يا دنبال تفوق بر ديگران باشيم. نه، داريم مسئوليتهاي خودمان را يادآور ميشويم.
امروز همة دنيا، رسانهها و صاحب نظران اين را ميدانند. اين تقريباً باور تمام بزرگان و علماي دنياست كه جز ملت ايران كسي حرفي براي گفتن ندارد. اگر بناست تغييري در دنيا به نفع بشريت اتفاق بيفتد، پرچمدارياش از آن ملت ايران است. تاريخ و ملت ايران را ديديد؟ ما خادم ملت ايران شدهايم. كدام توفيق از اين بالاتر است؟ حالا براي شما توفيق مضاعف و چند برابر است. ميخواهيد در استاني خدمت كنيد كه استاني ويژه است. استان كردستان از مراكز اصلي فرهنگي و تمدني ايران زمين است. مردم مؤمن و صميمي، بيآلايش و عاشق پيامبر و آل پيامبر، مردمي كه در سختترين تحولات تاريخي ايستادهاند و از وطن و دينشان صيانت كردند. شما خادم جمعي از بهترين ملت ايران شدهايد. كدام توفيق از اين بالاتر؟ بايد قدر اين را بدانيد كه هر ثاينهاش ارزش دارد. بعضي گوشه كنارها ديدهام كه بعضي از فرصت مديريت براي خودشان استفاده ميكنند. خيلي دلم براي آنها سوخت و گفتم چه خبر است؟ كجا ميروي؟ كسي از اين فرصت خدمت استفاده ميكند و به اوج كمال انساني ميرسد، تو سرازير شدهاي و ته دره ميروي؟ چه خبر است؟ آنهايي كاتريلياردر شدند كجا بردند؟ چقدر آدم ميخواهد بخورد؟ قدرش را بدانيد. زمان خيلي مهم است. دنيا براي ما متوقف نميشود. بايد حركت كنيم و جلو برويم. هنوز قدرمان را نميدانيم. آقا برو هفته ديگر بيا. حالا باشد ببينيم. حالا سال ديگر. به خدا ثانيهها هم مهم هستند. امروز در دنيا برنامهريزي روي ثانيه است. اهميت ثانيه را ميخواهيد بدانيد؟ در اين مسابقات آسيايي، قايق سواران ما با چند صدم ثانيه از مدال محروم شدند و چند سال زحمت هدر رفت. قرار است سدي ساخته شود تا سال ديگر يك سال، يك عمر است. براي بعضيها دقيقه، ساعت، روز، ماه و سال عادي شده است. آدم هوشمند از ثانيهها استفاده ميكند. كسي كه مسئول خدمتگزاري است ثانيهها برايش مهم هستند.
اما توصية بعدي به همكارانم اين است كه ما بايد در كنار مردم باشيم. كارهاي كلان استان مثل آب، كشاورزي، صنعت، تجارت، گردشگري، شبكة حمل و نقل، دانشگاهها، آموزش و فرهنگ مهماند و بايد به اندازه كافي براي اينها وقت بگذاريم كه داريد ميگذاريد و گزارشها بود. اما بايد در كنار اينها توجه داشته باشيد كه تك تك مردم استان براي ما مهم و عزيز هستند. ممكن است تمام مسائل كلان استان را حل كنيد، اما باز عدهاي باشند كه در كار و زندگي شخصيشان مشكل دارند. ما مسائل كلان كشاورزي را حل كرديم، اما كشاورزي تراكتور برايش مهم است كه فرسوده شده و كار نميكند و امروز من بايد بنويسم كه برود ده ميليون وام بگيرد و يك تراكتور جديد بخرد. اگر امسال به اين نرسيد، مشكل پيدا ميكند. بايد به آن هم توجه كنيم. جواني دارد در دانشگاه غيردولتي تحصيل ميكند و هر ترم بايد پانصد ششصد هزار تومان بدهد. يك ترم مشكل پيدا ميكند. نميتواند به پدرش كه كارگر يا كارمند است و ندارد، بگويد، خجالت ميكشد. من اگر اين ترم مشكلش را حل نكنم معلوم نيست چه تصميماتي بگيرد و چه آيندهاي براي خودش رقم بزند. الان بايد مشكل او را حل كنم. نوشدارو بعد از مرگ سهراب به درد نميخورد. خيلي مسائل ريز در زندگي مردم هست كه براي ما كه مدير هستيم و مسائل كلان را ميبينيم، اين مسائل اصلاً مهم نيست. در حالي كه براي آن خانواده خيلي مهم است. يك خانواده ممكن است با پانصدهزار تومان در ماه احيا يا ساقط بشود. كسي گرهي در ادارهاي دارد، اگر حل نشود ممكن است خانواده متلاشي ميشود. من زياد برخورد كردهام. اينها راهم بايد حل كنيم.
در استان پانصد ششصد مدير داريم. هر يك روزي يك مشكل براي يك نفر حل كنيم. در حالي كه كارهاي كلان انجام ميدهيم، در روز يك مشكل هم حل كنيم، ميشود روزي پانصد مورد و در سال فلان قدر و ديگر مشكلي در استان نميماند.
من ميخواهم جملة آخر را به همكارانم بگويم ويكي دو توصية عمومي به عزيزان و عرضم را تمام كنم. كي ما ميتوانيم قدر خدمتگزاري را بشناسيم؟ من ميخواهم از محضر رسولالله درس پس بدهم. اگر ميخواهي قدر مديريت را بداني و موفق باشي بايد عاشق مردم بشوي، من حرفهايي ميزنم كه بعضيها خوششان نميآيد. اگر كسي عاشق مردم نباشد بگويد من خدا را دوست دارم، حتماً دروغ ميگويد. نميشود. عينيت دوست داشتن خدا دوست داشتن مردم است والا ادعاست. چطوري بسنجيم؟ با دوست داشتن مردم ميسنجيم. عاشقترين عاشقانِ مردم، پيامبر (ص) بود. رحمةللعالمين براي همه رحمت بود حتي دشمنانش. خود خدا عاشقترين به خلقش است و خلقش را خيلي دوست دارد. حتي فرعون را كه دشمن خداست و استعلا ورزيده است و ميگويد: ان ربكم العلي. خدا براي اين كه اين فرعون را آگاه كند و باد دماغش را بخواباند، اول كار به او سيلي نميزند. ميرود يكي از بهترين بندگان خودش به نام حضرت موسي را برميگزيند و حضرت موسي را در كورة آزمايشها ميبرد. بعد او را هشت سال خادم يك پيامبر ميكند و او را تربيت ميكند. بعد از دل حوادث او را به جايي ميرساند كه دلش خالي از هرگونه بغض و كينه ميشود و از محبت و رحمت سرشار ميشود. باز تنهايش نميگذارد. برادر كنارش ميگذارد كه او هم پيامبر است. تازه به اين دو مي گويد به سمت فرعون برويد و با او با زبان ليّن صحبت كنيد. همان فرعوني كه وقتي سركشي و در مقابل حضرت موسي طغيان ميكند، خدا او را غرق و نابود ميكند. اما آن قدر دوستش دارد كه برايش پيامبر ميفرستد تا او را هدايت كند. بايد مردم را دوست داشته باشيم و مشكل مردم را مشكل خودمان بدانيم. به خدا اگر كسي عاشق مردم باشد و بشنود كسي نان شب ندارد، خوابش نميبود. شما وسط همين جلسه اگر خانمتان تماس بگيرد كه بچه مريض شد، چه حالي به شما دست ميدهد؟ ديگر اصلاً گوشتان ميشنود؟ تماس ميگيريم، دكتر و بيمارستان هماهنگ ميكنيم. چرا اين طوري است؟ چرا وقتي ميشنويد بچهتان مشكل دارد، ديگر سر از پا نميشناسيد؟ براي اينكه دوستش داريد و عاشقش هستيد. اگر عاشق مردم هم باشيد، همين حال به آدم دست ميدهد. يك مدير بايد عاشق مردم باشد. چقدر مديري؟ همانقدر كه عاشق مردمي. اين مردم خلق و بندگان خدا هستند و خدمت به آنها خدمت به خداست. بايد قدر اين را بدانيم. اين مطلب اولم بود. مطلب دوم كوتاهتر و دربارة سازندگي استان است. صحبت شد و درست هم صحبت شد.استان كردستان سرشار از استعدادهاي طبيعي و انساني است. بهترين زمينها، بارش باران نسبتاً بالا، معادن، ظرفيتهاي پيشرفت و بالاتر از آن، نيروي انساني و مردم؛ مردم قدرشناس، كم توقع و سختكوش و با فرهنگ اينها لوازم يك پيشرفت جهش گونه است كه در اين استان هست. من اعتقاد دارم اين استان در همة جهات ميتواند به استان نمونه كشور تبديل شود. اما لوازمي دارد. اول توكل وايمان به خدا و پيروي از پيامبر. اينها اصول است كه الحمدلله عميقاً دراين استان هست. اماديگر به چه نياز دارد؟ همدلي. همة ما با هم بايد يك كار را انجام بدهيم: ساختن استان. يك كار بيشتر نيست و تقسيم كار است. كشاورز، كشاورزي ميكند، صنعتگر، معدن، استاد دانشگاه، دانشجو، معلم، نظامي، انتظامي و فرهنگي هر كسي كار خودش را انجام ميدهد. اما همه يك كار و هدف بيشتر نيست. اگر هر كس براي خودش كار كند، نميشود. فرض كنيد كاميوني خراب شده و اين را تا دم تعميرگاه بايد هل بدهيم. پنجاه نفر ميخواهند هل بدهند. اگر اين پنجاه نفر دور كاميون را بگيرند همه هل بدهند. كدام طرفي ميرود؟ معلوم نيست. همه بايد در يك راستا حركت كنند و هم افزا باشند. دانشگاهي و كشاورز به هم كمك كنند و همة انرژيها در يك جهت باشد. رمزش اين است كه همه براي اعتلاي استان كار كنيم. الحمدلله همدلي در استان شما هست و اين را بايد صيانت كنيد. شيطان به هر بهانهاي ولو به بهانة دين دشمن همدلي انسانها و پرچمدار تفرقه است. براي شيطان تقدسي جز خراب كردن انسانها وجود ندارد. يك، اگر توانست انساني را به زمين بكوبد و متلاشي كند، خوشحال است و همان برايش مقدس است. همدلي، همه با هم.
ديگر به كار و تلاش نياز داريم. ممكن است استاني همة ثروتهاي عالم را داشته باشد، اما اهل كار و تلاش نباشد، فايده ندارد. حتي اگر ثروتش نقد هم باشد، از بين خواهد رفت و مستهلك خواهد شد. يك استان و كشور با كار و زحمت ساخته ميشود. اصلاً خداي متعال فرموده است. ليس للانسان الا ما سعي هر چقدر كه جد و جهد كنيم، همان قدر گيرمان ميآيد. بايد كار به مقدسترين عنصر فرهنگ اجتماعي ما تبديل بشود.
الان خوشبختانه، دانشگاهها توسعه پيدا كرده و همة جوانها ليسانس و فوق ليسانس ميگيرند. اينها نبايد مانع كار مفيد شود. بگويد من فوق ليسانسم، ديگر براي چه بروم دامداري كشاورزي و تراشكاري كنيم؟ با اين كاغذ كشور پيشرفت نميكند، بلكه با كشاورزي و تراشكاري كشور و استان پيشرفت ميكند .معناي ليسانس اين است كه يك ميز بگذاريم و پشت بنشينيم؟ يك كشور چقدر ميز لازم دارد؟ مملكت كه با ميز جلو نميرود، با كار جلو ميرود. عدهاي هم بايد نقشه بكشند و كار اداري بكنند. اما چند درصد؟ كار و تلاش و همدلي و اميد به آينده لازم است. اگر كسي به آيندة درخشان و پيروزي و نتيجه دادن تلاشها اميد نداشته باشد، حركت نميكند. يك جامعة اميدوار اگر در بدترين اوضاع اقتصادي و اجتماعي هم قرار بگيرد، خودش را بيرون ميكشد. اما جامعه مأيوس اگر در بهترين شرايط اقتصادي اجتماعي هم باشد، باز زمين ميخورد. اين سنت الهي است.
ما چقدر بچههاي كشاورز و كارگر ديديم كه به بالاترين رتبهها رسيدند و چقدر بچه پولدار و درست و حسابي ديديم كه زمين خورده است. او به آينده اميد دارد و اين ندارد.
اتفاقاً شيطان دشمن اميد و كار و تلاش است. دائماً راحت طلبي و سستي و يأس را تلقين ميكند. هدفمند كردن را يادتان هست كه با ملت دست به دست هم داديد و اجرايش كرديد. يادتان هست ما سه چهار سال جنگ سنگين داشتيم كه نميشود، بيچاره ميشويم، خطرناك است، انفجار ميشود و ... كو؟ تلقين چه كسي به جز شيطان بود؟ براي اينكه كاري كه در جهت عدالت است، در اين كشور انجام نشود.
هر كس دوستدار كردستان است، امروز براي آباداني كردستان بايدتلاش و فداكاري كند. همه جاي ايران همين طور است. كسي كه ميگويد من خادم مردم هستم، بايد ببينيم در عمل چقدر خادم مردم است. بايد بسنجيم.
من خيلي اميد دارم. واقعاً اميد دارم كه شما با مردم خوب استان دست به دست هم بدهيد. الحمدلله امام جمعة سنندج بسيار خوب و نمايندة خبرگان، آقاي خدايي بسيار خوب، نمايندة مقام معظم رهبري، استاندار، مديران، مردمان خوب. خدا ماموستا شيخالاسلام را رحمت كند. خيلي حسرت خوردم براي از دست دادن ايشان. خيلي زلال بود. دست به دست هم بدهيم، دولت هم در خدمت شما هستيم. من مرزبنديها را قبول ندارم. اينها مال ما نيست كه بگويند اينها شيعه هستند، آنها سني. يك ملت هستيم. يك خدا، پيغمبر و دين داريم. حالا اين استان هم كه همه عاشق پيامبر اهل بيت هستند.
آنچه از دست دولت بر بيايد پشتيباني ميكنيم. بايد اين استان الگو شود و بدرخشد. در جلسة فرهنگي بحثهايي بود و بعضيها تحليل ميكردند آسيب و هجوم و خطر هست. من خيلي به اين چيزها باور ندارم. از همين مردم كردستان بخواهيد فرهنگ اسلام را در دنيا منتشر كن، امكانات بدهيم، بعد ببينيم كسي در دنيا جلوي اينها حرفي براي گفتن دارد؟ ندارد.
اين استان براي كشور و انقلاب ذخيره است. بايد حركت كنيم. دنيا منتظر شنيدن حرفهاي خوب ملت ايران، عدالت، توحيد، محبت، برابري و برادري واقعي است و بايد اين را به بشريت عرضه كنيم.
عزيزان من! دستانتان را به هم دهيد همت و حركت كنيد كه يك آيندة درخشان و پرافتخار در انتظار شماست.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 28131
- سفرهای استانی دور سوم
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451