
مصاحبه با برنامه گفتگوي ويژه خبري شبكه اول سيما
گزارشگر:
شناسه خبر: 27593 -
شنبه 26 بهمن 1387 - 18:10
همان گونه كه مستحضريد در روزها و هفته هاي اخير در عرصة داخلي، منطقه اي و بين المللي شاهد تحولات و رويدادهايي بوديم كه هر يك از آنها به نوبة خود داراي اهميت و در جاي خود قابل تحليل است. در عرصة داخلي در سطوح سياسي، اقتصادي و فرهنگي بحثهايي داشتيم كه يكي از مهم ترين آنها بحث ارائه لايحه بودجة سال 1388 كل كشور به مجلس شوراي اسلامي بود كه امروز كليات آن در كميسيون تلفيق به تصويب رسيد. در سطح منطقة خاورميانه هم تحولات زيادي داشتيم كه مهم ترين آنها ناتواني ارتش اسرائيل در برابر رزمندگان فلسطيني در غزه بود. در سطح بين المللي هم رايزنيهاي زيادي صورت مي پذيرد. با توجه به بحران مالي جهاني كه در امريكا هست و طرح محرك اقتصادي كه آقاي اوباما ارائة كرد و در كنگرة امريكا به تصويب رسيد. مجموعه اينها تحولاتي است كه سبب شده كه ما با جناب آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم كشورمان گفتگويي داشته باشيم.
رئيس جمهور:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصرواجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه
صميمانه خدمت ملت بزرگ ايران سلام عرض مي كنم و از همه بزرگواريهاي اين ملت به خصوص حضور تاريخ ساز مردم در راهپيمايي عظيم 22 بهمن تشكر مي كنم كه انصافاً دوران جديدي را هم براي ملت ما و هم براي ملتهاي دنيا رقم زد و نشان داد كه عظمتهاي ملت ايران بسيار روزافزون است.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور تحليل جنابعالي از حضور پرشور ملت ايران در سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در راهپيمايي 22 بهمن چيست و فكر مي كنيد اين حضور گسترده كه بازتابهاي زيادي را نيز به همراه داشت چه پيامي دارد؟
رئيس جمهور:
اجازه بدهيد اول نكته اي را عرض بكنم. اهميت اين حضور زماني بيشتر معلوم مي شود كه بدانيم شايد اولين بار بعد از انقلاب است كه اين حضور بدون تبليغات قابل توجه انجام شد؛ يعني حضور رسانه ها ، گروهها، دسته ها، اشخاص و دستگاههايي كه از مدتها قبل مسئول بودند در و ديوارها را تزئين مي كردند و اطلاعيه مي دادند، امسال خيلي كم رنگ بود و در مقايسه با سالهاي قبل تقريباً تبليغاتي نداشتيم و همين طور توجه كنيم كه سي سال از اين انقلاب گذشته؛ يعني در فراز و نشيب روزگار اين انقلاب جوهر خودش را نشان داده و اگر بنا بود كه در مسير سرازيري يا سرد شدن و خاموشي باشد، بايستي خودش را نشان مي داد. با اين احوال ما ديديم ملت ايران با يك حضور بسيار گسترده كه بعضيها اين حضور را 7/1 برابر سال گذشته تخمين زدند كه من خيلي پيگيري نكردم و مهم هم نيست و مهم اين است كه همه در سرتاسر ايران آمده بودند و مهم تر از اين آمدن، نشاط، اميد و استحكام اراده هاي مردم بود و وقتي شما با مردم صحبت مي كرديد بچة پنج شش ساله همان حرفي را مي زد كه پيرمرد و پيرزن 80-90 ساله ميزد؛ يعني يك همدلي، اتفاق نظر، نگاه بلند و وحدت بي نظيري به نمايش گذاشته شد.
در دورة جديد به خصوص در دورة انقلاب ما تحولات جهاني متأثر از رفتار انساني است و پايه گذار اين خود ملت ايران بودند، يعني ملت ايران شيوه جديدي را براي انقلابشان انتخاب كردند كه در گذشته ما نظير آن را نداريم. حركت امواج انساني با شعار برادري، دوستي، معنويت و توكل برخدا و اين روش موفق ترين روش پيشبرد آرمانها براي يك ملت است. به نظرم راهپيمايي 22 بهمن هم نشان و هم سرآغاز تحول در مناسبات منطقه اي و بين المللي است. در اين سي سال غير از آن هفت هشت ده سال اول كه هنوز جبهة دشمنان انقلاب در آشفتگي و سرگشتگي به سر مي بردند، بعد از آن محور اصلي دشمنيها و معادلات سياسي و ديپلماسي آنها براساس ضديت با ملت ايران شكل گرفته و ملت ايران نيز با همين روش خودش تا امروز با آنها مقابله كرده و مرحله به مرحله و گام به گام آنها را عقب زده است. به گونهاي كه امروز شرايط جهان كاملاً متفاوت با آن روز است. آنها تصور مي كردند و تبليغ هم كرده بودند كه بالاخره انقلاب به نسل دوم و سوم نخواهد رسيد و سوخت آن تمام خواهد شد و اصلاً ملت ايران از اين پيگيريها و دنبال كردن آرمانها خسته شده است، چون همة سياستهايشان را بر اين اساس تنظيم كرده بودند. وقتي نقض شد، معنايش اين بود كه تمام آن معادلات به هم ريخته و اميد عجيبي در بين ملتها به وجود آمده است.
بگذاريد يكي دو خاطره از همين روزها برايتان بگويم.يكي از مسئولين خارجي در همين اتاق با ما ملاقات داشت. گفت كه ملت ما از پيشرفتهاي ملت شما خيلي خوشحال است و ما تمام پيشرفتهاي شما را متعلق به خودمان مي دانيم و از اينكه ملت ايران با نشاط است ملت ما هم نشاط و اميد مي گيرد. حالا ممكن است در كشورهاي آسيايي، افريقايي و امريكاي جنوبي بعضيها بگويند اين چيز خيلي مهمي نيست. بالاخره اينها با انقلاب هستند و... مقابل اين هم هست. در خود امريكا هم بالاخره
رسانه ها و دولتمردان هميشه در جهت مقابل ملت ايران بوده اند. آقاي دكتر دهقاني از جانب دوستش كه يك پزشك متخصص جراح در امريكاست، نقل مي كرد كه من جراح هستم و اتاق عمل و اتاقي هم در بيمارستان دارم. بعد از اينكه ماهوارة ايران در مدار قرار گرفت، اتاق من را از گل و كارت تبريك پركردند. چه كساني؟ همكاران و دوستان امريكايي من. گفتند خيلي عالي است. ملت ايران به همه ملتها نشاط و اميد مي دهد و اصلاً در برابر تهديدها متوقف نمي شود. اين جمله را هم اضافه كنم. بالاخره وقتي معادلات سياسي جهان برپايه تهديد ملتي توسط قدرتهاي بزرگ سازماندهي مي شود، و اين تهديد مي شكند و نتيجه نمي دهد، معنايش اين است كه تمام اين معادلات معكوس مي شود و حركت در جهت مقابل ادامه پيدا مي كند. باور من اين است كه انقلاب از نقطة بلوغش عبور كرد و ملت ايران نشان داد كه ملتي قابل اتكاء براي همة ملتهاست و روش انقلاب روشي است كه درستي و پيروز بودنش را بارها و بارها در عمل نشان داده از جمله در اين مقطع سي سالگي .
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور اين تحليل جنابعالي در خصوص ملت ايران و انقلاب اسلامي است. جنابعالي نظرهايي در خصوص جامعه بين المللي به ويژه قدرتهاي بزرگ داريد و در يكي دو سال اخير هم اين بحث را مطرح كرديد كه جامعة جهاني در آستانه تحولات عظيمي است. بحث اضمحلال قدرتهاي بزرگ را هم مطرح كرديد. آيا اين يك فرضيه و نظريه است و اگر هست، آن را براساس چه داده ها و اطلاعاتي مطرح كرده ايد؟
رئيس جمهور:
اين واقعيتي است كه در حال وقوع است. هم پاية نظري محكم و هم مشاهدات عيني بسيار روشني دارد. پاية نظري آن براي ما كه مسلمان و معتقد به خدا هستيم قطعي است. امپراتوريها دوران عمر و مهلت معيني دارند. مي شود تولد تا فروپاشي آنها را رصد كرد و نشانه هاي تولد،
اوج گيري و افول آنها را برشمرد. ضمن اينكه خداي متعال وعده داده كه قدرتهاي بزرگ اگر ظلم را از حد بگذرانند، آنها را مضمحل خواهد كرد. آنها كه اساسشان برظلم شكل مي گيرد يا به نظام ظالمانه تبديل مي شوند دوام نخواهند آورد. ممكن است در شرايطي براي جامعه بشري نفعي داشته اند و ماندگار شده اند، اما زماني كه وجه ظلم آنها برساير وجوه غلبه كند، آن آغاز فروپاشي آنهاست.
بناي نظام سلطه در نقطة مقابل فطرت انسانها و سنتهاي حاكم بر آفرينش است. بنابراين حتماً فروخواهد پاشيد. اما نشانه هاي عيني آن كجاست؟ الان شما ببينيد به لحاظ نظري تمام تئوريهاي جهان شناسي، انسان شناسي و جامعه شناسي تا اقتصاد جبهة استكبار در بن بست كامل است. مدتها بود كه بطلان تئوريهاي جامعه شناسي و جهان شناسي آنها ثابت شده بود، اما با تنظيم امور اقتصادي و پيشرفتها و تحولات اقتصادي به نوعي لباس حقانيت بر آن تئوريها پوشاندند. امروز اين هم فروريخته است. امروز شما شعارهاي جبهه استكبار را در هرجاي دنيا عرضه بكنيد، با بي حرمتي و در بسياري از مناطق دنيا با عكس العملهاي تند مواجه مي شويد؛ يعني نه تنها جاذبه اي ندارد و رو به جلو نيست، بلكه يك حالت برائتي از سوي ملتها نسبت به آن در همه جا شكل گرفته است.
به علاوه شما مي بينيد حداقل بيست سال است كه هيچ زايش نظري در آن حوزه اتفاق نمي افتد، يعني هيچ تولد و حركت رو به جلو و پاسخگويي به نيازهاي روز جامعه بشري نيست و نشانه آن اين است. هر تمدن و امپراتوري اي زماني كه به اين نقطه مي رسد كه ايده هاي خودش را مي خواهد با زور به ديگران تحميل بكند و اين آغاز فروپاشي آن است. چون هيچ گاه جامعة بشري زور را برنمي تابد. عيني تر از آن اين است كه به لحاظ سياسي در بن بست اند و هيچ يك از مسائل جهاني را نمي توانند حل كنند. مسائل عراق، لبنان، فلسطين، افغانستان و مسائل جاري در افريقا، امريكاي جنوبي و آسياي شرقي هر روز پيچيده تر مي شوند.
هيچ يك از مسائل سياسي جهان را قادر نيستند حل كنند و اگر هم حل مي شوند، در [در ازاي تأمين] خواسته ها و منافع آنها حل مي شود. امپراتوري و نظام سلطه اي كه به لحاظ نظري مشكل پيدا كرده و به لحاظ سياسي هم قادر نيست مسائل را حل كند و به لحاظ اقتصادي هم كه موج برگشته و اين كارهايي هم كه مي كنند، به نظر من مشكلي را حل نمي كند چون عمق مشكل خيلي بيشتر از آن است كه به راحتي بتوان آن را رفع و رجوع كرد.
گزارشگر:
برون رفت از اين وضعيت چگونه ممكن است؟ يعني اينكه بايد در جامعه جهاني يك مشاركت جمعي باشد و آن بحث تفكر يك سويه نگري مردود است يا راه حل ديگري دارد؟
رئيس جمهور:
بگذاريد يكي دو نشانه ديگر را بگويم. يكي ديگر از نشانه ها اين است كه ديگر تك صدايي در دنيا از بين رفت. هر چه تلاش مي كنند كه يك نظر و صدا را بر دنيا حاكم بكنند نمي شود. يعني صدايي در مقابل اينها شكل گرفته و صداي ملتها بلند شده و حرفشان را به گوش يكديگر
مي رسانند و فتيله صداي جبهه سلطه را پايين كشيده اند.
به لحاظ نظامي هم در بن بست اند. يعني ابهت آنها شكسته شده است. بنابراين همه پايه هاي نظري و عملي ادامه حياتشان از دست رفته و
نمي توانند به اين سلطه گري ادامه بدهند.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور شايد يكي از نشانه هايي كه جنابعالي هم تأييد كنيد، بحث تحولاتي است كه در خاورميانه هست، به ويژه نبرد غزه كه در آنجا باز اين ملتها بودند كه پيروز شدند؛ يعني ملت فلسطين به رغم نابرابري در توان نظامي. به نظر جنابعالي بازتاب پيروزي رزمندگان فلسطيني و اينكه ارتش اسرائيل نتوانست مقاومت را نابود كند در سطح تحولات خاورميانه چيست و جمهوري اسلامي ايران به عنوان الگويي كه دارد فرهنگ مقاومت را ترويج مي كند چه جايگاهي دارد؟
رئيس جمهور:
به نظرم اين هم از نشانه هاي فروپاشي نظام سلطه است. 40-45 سال پيش همين طور كه اشاره مي كردند ما مي خواهيم حمله كنيم و خبر
مي دادند، پيروزي براي آنها به ارمغان مي آمد، ولي الان فجيع ترين جنايتها را هم مرتكب مي شوند آخرش مجبورند عقب نشيني كنند. مناسبات و نظم حاكم بر دنيا بر پاية يك سلسله تئوريها و رفتارها شكل گرفته بود و الان اينها در هم شكسته است. طبيعي است كه اين نظم به هم مي ريزد و ما بايد منتظر تحولات بزرگي باشيم كه برپاية جديدي شكل بگيرد. اينكه چه كار مي شود كرد و آيا يك همكاري دسته جمعي مي تواند اين مشكلات را برطرف كند، بله اين درست است، اما مهم تر از آن پايه ها و مباني نظري آن همكاري و اقداماتي است كه بايد شكل بگيرد، والا پايه ها همان قبلي باشد، دورة آن تمام شده و اصلاً نمي تواند احيا شود.حتماً ما بايد دنبال مباني جديدي براي برقراري نظم جديد در جهان باشيم كه ما معتقديم اين مباني همان مباني اي است كه ملت ايران دارد مطرح مي كند وعلتش هم استقبال گسترده توده هاي مردم، سياستمداران و نخبگان دنيا از ايده هاي ملت ايران است و باورما اين است كه نظم آيندة جهان برپاية اين اعتقادات است و وقتي اينها بخواهد شكل بگيرد، آن موقع ديگر اين مناسبات ظالمانه بايد يكي پس از ديگري فروبريزد و خواهد ريخت.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور در خصوص تحولات داخلي و بحث اقتصادي؛ در اين روزها و يكي دو هفته اخير بحثهايي مطرح شده دال بر اينكه آمار و ارقامي كه دولت در زمينة مسائل اقتصادي ارائه مي كند، خيلي با واقعيات همخواني ندارد؛ حتي بحث برنامه چهارم توسعه كه سال آينده سال پاياني آن است، مطرح شد كه آنجا هدف گذاريهايي كه صورت پذيرفته با اين آمارهايي كه ما در خصوص رشد اقتصادي، بحث تورم و نرخ بيكاري داريم، فاصله دارد و اگر ما بخواهيم اين را جبران كنيم، سال آينده بايد نرخ رشدمان دو رقمي باشد. نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
رئيس جمهور:
شما چند سؤال را مطرح كرديد. اينكه اهداف برنامه چقدر محقق شده، يك بحث است و اينكه عدد و رقمهايي كه داده مي شود، چقدر با واقعيت انطباق دارد، بحث ديگري است. البته برنامه هنوز تمام نشده است. بايد نتايج امسال استخراج شود و سال آينده نيز همين طور، بعد ببينيم كه چقدر از برنامه اجرا شده است. منتها متوسط اجراي برنامه در سه برنامه قبل چيزي حدود 64-65 درصد بوده است؛ يعني هيچ يك از برنامه هاي قبل نزديك به صددرصد محقق نشده، اما مطمئن باشيد كه بالاي 80-85 درصد از برنامه چهارم محقق مي شود. نشانه هاي آن هم اين است كه ما 2/7 درصد رشد اقتصادي داشتيم كه هدف برنامه هشت بود، يعني تقريباً 90 درصد آن در اينجا محقق شده است.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور ميانگين مي گوييد، چون نرخ رشد پارسال 9/6 بوده و سال قبل از آن 8/5 و ميانگين آن در سال آخر 2/7 است.
رئيس جمهور:
نه، 2/7 سال آخر است كه به نظر ما رشد بالايي است، يعني ما روي عدد برنامه بحث داريم كه از كجا آمده. نمي شود كشوري كه سال قبلش 8/4 رشد داشته، يك دفعه سال بعد هشت بشود. خب بايد زيرساختها و مقدماتش آماده بشود. از اين عددها در بخشهاي ديگر برنامه هم داريم. اما سرجمع وقتي فعاليتها را روي هم مي ريزيم، چون بخشي كارهايي عمراني، بخشي اصلاحات و بخشي هم رشد اقتصادي است. مثلاً در صادرات غيرنفتي هدف برنامه محقق شده است.
با اينكه هدف برنامه چهارم دو برابر هدف برنامه سوم است، اما فاصله برنامه سوم و دوم با هم خيلي كم است. با اين حال كل هدف در يك سال و نه ماه محقق شده و ما از آن عبور كرده ايم، يعني در بعضي بخشها ممكن است كه از برنامه جلوتر و در بعضي بخشها عقب تر بمانيم. مجموعاً تا الان بالاي 85 درصد از برنامه محقق شده و در بعضي جاها هم ممكن است درصدش پايين تر از اين باشد.ممكن است موانعي بوده، زيرساختها اجرا نشده يا شرايط كشور اجازه نداده كه آن عددهاي بزرگ پيش بيني شده محقق شود. اما اينكه مي گويند عدد و رقمها اين از آن
بي انصافيهاست. اين عدد و رقمها را همان دستگاهها و نهادهايي مي دهند كه قبلاً هم مي دادند. بسياري از آنها همان افرادي هستند كه قبلاً بودند. اين كار درستي نيست كه بگوييم آقا اين عدد غلط است. خب شما از كجا عدد آورده ايد و بركدام مبنا اين عدد را مي گوييد؟ مگر شما اصلاَ قادر به اندازه گيري هستيد كه اينها را نفي يا تأييد مي كنيد؟ من از اين موارد در بعضي از اين رسانه ها زياد ديده ام كه دائم و آزادانه هر طور كه دلشان
مي خواهد مي گويند. واقعاً اين طور نيست. اگر ما چنين چيزي را بپذيريم، آن وقت تمام گذشته زير سؤال مي رود. خب دولتهاي قبل هم عدد و رقم منتشر كرده اند. همين نهادها عدد و رقمها را اعلام كرده اند. بالاخره يا بانك مركزي يا مركز آمار يا برنامه بودجه اعلام مي كند. اينها مراجعي هستند كه معمولاً آمار اعلام مي كنند. البته ما يك نظام جامع آماري را طراحي و كار آن را هم شروع كرده ايم كه به فضل الهي پراكندگيها برود و يك مرجع رسمي در كشور تمام آمارها را اعلام بكند و پاسخگو هم باشد. اين از آن بي انصافيهايي است كه نسبت به اين دولت مي شود.
گزارشگر:
بحث بعدي در حوزة اقتصاد، مربوط به لايحة بودجه است كه سه هفته از آن مي گذرد. روز يكشنبه هم يك اصلاحيه در خصوص جابه جايي برخي رديفها داديد. از زماني كه لايحه بودجه ارائه شده، ديدگاههاي متعددي در موردش مطرح شده است، از جمله بحث كسري بودجه كه از رقمهاي 25 هزار ميليارد تومان تا مركز پژوهش مجلس كه 44 هزار ميليارد تومان كسري بودجه را اعلام كردند با توجه به كاهش درآمدهاي نفتي و... در خصوص بحث كسري بودجه و اينكه اصلاً الان با توجه به اينكه كليات آن تصويب شد وضعيت بودجه به چه ترتيبي است؟
رئيس جمهور:
بودجه اي كه ما به مجلس داده ايم مطلقاً كسري بودجه ندارد. نه كسري بودجه آشكار و نه كسري بودجه پنهان در آن هست.
گزارشگر:
اتفاقاً منتقدان هر دو را گفته اند.
رئيس جمهور:
من تعجب مي كنم. بالاخره بودجه چيزي است كه در آن رديفهاي درآمدي و هزينه اي اعلام مي شود. ممكن است كسي بگويد آقا اين درآمد صددرصد محقق نمي شود. خب هميشه همين طور بوده است. شايد يك سال يا دو سال بوده كه بيشتر از پيش بيني درآمد داشته ايم. اما سازوكارهاي آن در خود بودجه پيش بيني شده است كه ما چگونه آن را تنظيم بكنيم. مثل همين سال جاري، خب سال جاري چه اتفاقي افتاد. وقتي ما لايحه را به مجلس داديم يك سلسله تكاليفي بر دولت اضافه شد. معنايش اين است كه هزينه ها به طور طبيعي بيشتر مي شود. خب ما آنها را با اصلاحيه بودجه عمل كرديم؛ يعني كسري معنا نداشت. بله اگر قرار بود همه آنها را بدون اصلاحيه انجام بدهيم بايد متمم مي داديم؛ يعني بايد ما منابع جديدي را به بودجه اضافه مي كرديم، اما ما بدون اينكه متممي داشته باشيم؛ يعني منابع جديدي را دريافت بكنيم، با اصلاحيه يعني جابه جايي هزينه ها كارها را انجام داديم و تكاليفي كه مجلس بر دوش دولت قرارداده بود آنها را انجام داديم. من فكر مي كنم رسانه ها عين بودجه را چاپ و منتشر بكنند تا همه ببينند. چرا از روي وهم و گمان [صحبت
مي كنند؟]. رقم 44 هزار ميليارد از كجا آمده است؟ من تعجب مي كنم. بايد پشت آن استدلالي باشد.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور يك مناسباتي هست، مثلاً مي گويند در سال 1387 با توجه به درآمدهاي نفتي 80 ميليارد درآمد نفتي داشتيم، سال آينده كه ما سي و هفت و نيم دلار قيمت نفت را بستيم با توجه به كاهش قيمت نفت، اين احتمال دارد 30 ميليارد دلار باشد كه ما طبق قاعده 50 ميليارد دلار كم داريم. خب يك بخشي از آن از طريق افزايش درآمدهاي مالياتي و ... جبران مي شود، ولي آن شكافي كه باقي ميماند، رقمهاي متعددي از 25 هزار ميلياردتومان تا 44 هزار ميليارد ذكر شده است.
رئيس جمهور:
مركز پژوهشها راه حلي بدهد و آن را در بودجه درست كنند. بالاخره اگر فكر مي كنند 44 هزار است اين را شفاف كنند تا همه بفهمند و بعد راهي را ارائه دهند تا حل شود. مجلس الان به بودجه رسيدگي مي كند. ممكن است كاهش قيمت نفت بر اقتصاد ما آثاري بگذارد، اما مطلقاً اين جوري نيست كه بعضيها مطرح كردند. من يك بار ديگر هم گفتم، خوشبختانه ذخاير ارزي كشور ما آن قدر هست كه اگر تا سه چهار سال هم همين وضعيت در نفت ادامه پيدا بكند، ما تمام برنامه هاي اقتصادي و سازندگيمان را با همان شيب تند مي توانيم جلو ببريم و اگر مقداري شيب آن را كم كنيم تا پنج شش سال ديگر هم مي توانيم ادامه بدهيم؛ يعني آن وضعيت ذخاير ما خوشبختانه در يك نقطة اطمينان بخش و كاملاًٌ مستحكمي است، اما ما تدابيري به كار برديم. بالاخره بعضي از هزينه ها را كنار گذاشتيم، يك سري هزينه هايي كه اگر هم [نپردازيم] مشكلي در روند رشد كشور به وجود نمي آورد يا بعضي هزينه هايي كه مصرفشان تمام
مي شد و اصلاً ارتباطي با رشد بنيادين كشور نداشت. خب، اينها را كنار گذاشتيم و به سرمايه گذاريها و كارهايي كه مستقيماً به بهداشت و آموزش مردم مربوط است اولويت داديم. بدون اينكه از رشد اقتصادي ما و سرعت آباداني كشور كم شود بودجه را بستيم و تقديم مجلس كرديم. ضمناً نظام برنامه ريزي به اين ترتيب است كه ما يك فرجه هايي را در برنامه
پيش بيني مي كنيم كه اگر بخشي از درآمدها محقق نشد ما بتوانيم از آن فرجه ها استفاده كنيم و اجازه ندهيم كه تلاطمي در بودجه ايجاد كند يا برنامه هاي سازندگيمان را دچار مشكل كند. همان كاري كه امسال انجام داديم. امسال شايد به تعبيري 10-12 هزار ميليارد تومان هزينه در مجلس اضافه شد. بالاخره دولت مديريت كرد و كارها در كشور انجام شده و مشكلي هم پيدا نشده به معناي اجراي قانون بودجه و پيشبرد برنامه هاي سازندگي. مطلقاً ما كسري نداشتيم. البته الان هم با دوستانمان در مجلس صحبت كرده ايم كه هر بخشي از درآمدها اگر فكر مي كنند كه مشكل دارد ما آنها را برمي داريم و معادل آن بعضي فعاليتهايي كه به كشور آسيب نمي زند، آنها را هم حذف مي كنيم. واقعاً مشكلي نيست.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور در خصوص درآمدهاي مالياتي كه يك افزايشي را هم شاهد هستيم، تصور مي كنيد كه اينها قابل تحقق هستند يا نه؟
رئيس جمهور:
بخشي از درآمدهاي مالياتي ما طلبكاريهاي قبلي ماست. مثلاً دولت سه هزار ميليارد تومان از بانك مركزي طلب دارد كه قرار شد سال ديگر بدهند. دوهزار و 500 ميليارد تومان از ماليات نفت است كه طلبكاريم و بايد بدهند. چنين مواردي هست كه كنار آن گذاشته ايم و رقمش بالا رفته و اشكالي هم ندارد. بانك مركزي كه بدهي خودش را مي پردازد و آن بخشي هم كه در حسابهاي بانك مركزي است و متعلق به درآمد نفت و ماليات نفت است كه بايد به دولت بدهند آن هم كه قطعي است و
مي پردازند. هر سال يك مقدار برگشتي به خزانه داريم و تا الان هم در اين سه سال پيش بينيهاي دولت دربارة درآمدهاي مالياتي خوشبختانه محقق شده است. سال ديگر هم ان شاءالله محقق مي شود.
گزارشگر:
در خصوص بانك مركزي كه جنابعالي اشاره فرموديد، چند سال است كه اين معوقه گرفته نشده است. آيا امكان دارد كه در سال 1388 اين اتفاق بيفتد؟ يك نظر ديگر هم اين است كه اصلاً بانك مركزي يك بنگاه اقتصادي نيست كه بخواهد ماليات بدهد، بخشي از دولت است.
رئيس جمهور:
نه. همه بخشهاي دولت ماليات مي دهند، حتي كارمندهاي دولت. تمام پروژه هايي كه براي دولت انجام مي شود ماليات مي پردازند. ماليات ربطي به دولتي و غيردولتي ندارد. شركتهاي دولتي همه ماليات مي دهند. شركت نفت هم متعلق به دولت است و ماليات مي دهند.
گزارشگر:
بعضي از بخشها متفاوت است.
رئيس جمهور:
همة بانكهاي دولتي ماليات مي دهند. ماليات دولتي و غيردولتي ندارد. قبلاً دربارة رقم طلب دولت بين وزارت اقتصاد دارايي و بانك مركزي اختلاف محاسباتي وجود داشت؛ يعني وزارت اقتصاد دارايي يك جوري محاسبه مي كرد و بانك مركزي يك جور ديگر و اختلاف داشتند، خوشبختانه به تفاهم رسيدند. گفتيم بالاخره مشخص كنيد كه واقعاً دولت چقدر طلبكار است كه خب نشستند تفاهم كردند كه بسيار خب بر اين مبنا اين مقدار مي شود. كارهاي اقتصادي دائماً در جريان است. روزانه همه چيز عوض
مي شود. تحليل و تفسيرها با هم متفاوت است. اينها با هم تفاهم كردند اتفاقاً كميسيون مجلس هم از بانك مركزي دعوت كرد، رفتند و گفتند اين مقدار هست و ما بايد پرداخت كنيم.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور در خصوص ديدگاههاي انتقادي در مورد بودجه صحبت كرديم. شاخصهاي مثبت بودجه 1388 چه چيزهايي است؟ نظرهايي مطرح شده و خود مي گويند بحث كاهش اتكا به درآمدهاي نفتي يكي از شاخصهاي مثبت بودجه 1388 است. در اين خصوص هم توضيح بفرماييد.
رئيس جمهور:
در اين سه سال بودجه هايي كه دولت داده و عمل كرده در جهت كاهش وابستگي هزينه هاي دولت به بودجه نفت است. اينكه مي گوييم يعني نسبتش در بودجه پايين آمده نه مطلق آن. وقتي حجم بودجه رشد مي كند طبيعي است كه مطلق آن هم بالا مي رود اما نسبت آن پايين مي آيد. كه اين براي ما مهم است. نسبت استفاده از نفت در بودجه كشور؛ خب يكي از مواردي كه در بودجه امسال هست همين است. وقتي قيمت نفت در دنيا پايين آمده ما هم مصرف آن را پايين آورده ايم و اين كار خيلي خوبي است. از اين فضايي كه درست شد و خيليها فكر مي كردند تهديد است دولت به عنوان فرصت استفاده كرد و چيز خيلي خوبي شد. قيمت نفت پايين آمده، ما هم وابستگي بودجه را به نفت كاهش مي دهيم.
توسعة فعاليتهاي عمراني و سرمايه گذاري ويژگي مهم دوم بودجه است كه علي رغم كاهش قيمت نفت ما فعاليتهاي عمراني را نسبت به سال 1387 كاهش نداديم، بلكه افزايش داديم، و اين يك علامت بسيار مهم است كه در ادامه شايد من راجع به اين نكاتي را بگويم.
ويژگي سوم اين است كه قانون مديريت خدمات كشوري را ان شاءالله به طور كامل اجرا خواهيم كرد؛ البته در حد بودجه مان. امسال در خصوص بازنشستگان اجرا شد. به لطف الهي از اول فروردين براي كارمندان دولت هم اجرا خواهد شد. به زودي فرمانش صادر مي شود كه ان شاءالله از اول فروردين ديگر حقوق كارمندان عزيز ما بر مبناي قانون مديريت خدمات كشوري باشد كه اين كار بسيار بزرگي است. باور ما در گذشته اين بود و البته الان هم هست، منتها بودجه جاري كشور ظرفيت چنين جهشي، نداشت، اما بالاخره دولت به خودش خيلي فشار آورد و تدابيري را اتخاذ كرد كه با كمك مجلس محترم بتوانيم قانون را به طور كامل اجرا كنيم.
اين تحول بزرگي در دريافتي كارمندان و طبقه بندي مشاغل است. يعني كار واقعاً بزرگي است. بالاخره دولت خودش را آماده كرد و در بودجه هم پيش بيني كرده و ان شاءالله سال آينده انجام خواهد شد.
ويژگي ديگر بودجه باز گام بلندتري در جهت شفاف سازي بودجه است. هر چه بودجه روشن تر و شفاف تر باشد اين به نفع همه است؛ هم به نفع مجريان و هم به نفع قانونگذاران است. اصلاً ما سقف يارانه هاي كالاي اساسي را كاهش نداديم، بلكه بيش از هزار ميليارد تومان در سال آينده اضافه كرديم.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور طرح تحول اقتصادي و لايحه هدفمند كردن يارانه ها بحث مهمي است. جنابعالي از ارديبهشت امسال در مصاحبه هاي متعددي كه داشتيد مطرح كرديد كه حتي سقف پرداختي اي كه به دهكهاي جامعه و هر خانواده مي رسد، چقدر است. منتها به نظر مي رسد كه روند آن مقداري طولاني شده، الان هم كه در مجلس در حال بررسي است. مردم منتظر هستند كه ببينند بالاخره سرنوشت لايحه هدفمند كردن يارانه ها چه مي شود. خصوصاً در روزهاي اخير با توجه به بحث بودجه، مطرح شده كه امكان اينكه اصلاً در بودجه 1388 اعمال بشود ضعيف است. از طرف ديگر دولت 8 هزار و 500 ميليارد تومان در بودجة سال 1388 ديده است. به نظر
مي رسد اين دو قابل جمع نيست. اگر هست بفرماييد.
رئيس جمهور:
اين دو با هم است؛ طرح هدفمند كردن يارانه ها در دو برنامه تكليف دولت بوده است؛ يعني در برنامه دوم رد پاي آن هست، در برنامه سوم و چهارم قطعي است و در قانون نظام جامع تأمين اجتماعي و نيز در قانون حمل و نقل دولت مكلف شده كه اين كار را انجام بدهد. به لحاظ قانوني مباني و منابع لازم را براي اجرا داشتيم و مي خواستيم اجرا بكنيم؛ البته دو سه سال روي اين كار شد و ابعاد گوناگون آن [بررسي شد.] منتها دوستان ما در مجلس نظرشان اين بودكه چون اين كار خيلي بزرگي است، حتماً شما لايحه اي بدهيد كه بررسيهاي بيشتري بشود و ما هم پذيرفتيم. دولت وقت زيادي گذاشت و پس از تنظيم لايحه آن را به مجلس محترم تقديم كرد. كليات آن تصويب شده و الان در حال رسيدگي است. براي اين منظور كميسيون ويژهاي در مجلس محترم شكل گرفته و در جلسات پي در پي واقعاً وقت گذاشتند. كل مجلس به اين لايحه توجه نشان داده است. اين لايحه، لايحة بسيار مهمي است. مهم به اين دليل كه ريل اقتصادي ما را درست مي كند؛ يعني زيرساختهايي كه بايد ما روي آن فعاليت انجام بدهيم، سياستهاي اصل 44 را اجرا بكنيم و اقتصاد نوين خودمان را بنا بكنيم. اين ريلها بايد درست شود. در واقع اصلاحات ساختاري است. كاربزرگي است. در كشور ما هم تجربه نشده است. البته در كشورهاي ديگر زياد است و انجام داده اند، ما همه را مطالعه كرده ايم. شايد تنها لايحه اي است كه دولت بيشترين وقت ممكن را گذاشته و تقريباً از ظرفيت كارشناسي كشور استفاده كرده. تجربيات ساير كشورها را گرفته و مجلس محترم هم وقت بسيار خوبي را روي آن گذاشته و الان به سرعت دارد جلو مي رود. ما آثار اين را در سال آينده، اگر بنا باشد ان شاءالله اجرا بشود، در بودجه ديديم. اگر اين كنار برود، آثار هم كنار
مي رود.
گزارشگر:
يعني فرض را براين گذاشته ايد كه مجلس تصويب مي كند؟
رئيس جمهور:
فرض براين است. چون ما تفاهم كرده ايم كه اين دو را با هم مي دهيم. الان در حال رسيدگي است و مجلس هم اصلاح و تكميل مي كند.
لايحه هدفمند كردن يارانه ها از منطق بسيار روشني برخوردار است: اولاً هدفمند كردن يارانه است نه حذف يارانه. يعني مطلقاً ما دنبال اين نيستيم كه بگوييم يارانهها را حذف مي كنيم. قبلاً ديدگاهي بود كه به تدريج يارانهها بايد حذف شود. ما معتقد به حذف يارانهها نيستيم و قانون هم معتقد نيست؛ يعني قانون هم به هدفمند كردن يارانهها موظف كرده و يارانه بايد با اهداف معيني و به نقاط هدف معيني داده شود. ما لايحه را تنظيم كرده ايم. لايحه چند بخش روشن دارد:
1.اصلاح قيمتهاست. هر نوع هدفمندي بدون اصلاح قيمتها معنا ندارد.
2.تخصيص منابعي است كه از اصلاح قيمتها حاصل مي شود. ما با محاسباتي كه كرده ايم درگام اول گفته ايم كه هفت دهك بايد حتماً پشتيباني شود و 60 درصد منابع را براي هفت دهك پيشنهاد داده ايم. بيست و پنج درصد بايد براي دولت بيايد كه هزينه هاي دولت را جبران بكند، به علاوة فعاليتهاي عمراني را توسعه بدهيم و بخشي از هزينه هاي نفتي را كاهش بدهيم و به سمت اصلاح پايههاي تورم برويم؛ يعني يكي از عوامل اصلي تورم مستمر ساختاري را حذف بكنيم. پانزده درصد را هم براي كمك به توليد گذاشته ايم. اين پيشنهاد ما بوده كه حالا مجلس كدام قسمت را بپذيرد. حواشي هم دارد. پايگاه اطلاعاتي درست كنيم، شناسايي بكنيم و... كه اينها جزئيات لايحه است.
دولت روي لايحه خيلي كار كرد. مجلس هم شروع كرده و كليات آن را تصويب كرده كه به نظرم بايد وارد جزئيات بشوند و بند به بند و ماده به ماده رسيدگي بكنند. با توجه به فضايي كه در مجلس محترم است، يعني همراهي اي كه مجلس با اين كار بزرگ كرده است و اين كار حتماً نيازمند همدلي و همراهي است كه ما اميدواريم اين زودتر از مجلس محترم بيرون بيايد تا ما بتوانيم از همين سال 1388 بودجه را براساس اين لايحه [تنظيم بكنيم.] يعني آثار اين لايحه را در بودجه ببينيم. اما اگر اين عقب بيفتد، به طور طبيعي آثار هم از بودجه كنار مي رود و بودجه ما بودجه اي معمولي است، البته با آن دو سه تا ويژگيهايي كه گفتم سال ديگر بايد اجرا بشود.
بحث مهمي كه مطرح مي كنند آثار قيمتي اين لايحه است. هدفمند كردن يارانهها بدون اصلاح قيمتها معنا ندارد. بايد قيمتها واقعي بشود و اگر ما بخواهيم قيمتها را واقعي بكنيم. بدون جبران براي مردم معنا ندارد. معنايش اين است كه ما فاصله ها را زياد كرديم يا فشار زيادي را به مردم تحميل كرديم بدون اينكه جبران كنيم و هر زمان هم كه بخواهد اجرا شود، حداقل يك ماه قبل از آن بايد جبراني در حساب مردم باشد. ما نمي خواهيم به مردم شوكي وارد كنيم كه زندگي مردم دچار آسيب شود يا نظام بازار دچار اخلال و اختلال بشود. اينكه از قبل چه كار كنيم در لايحه پيش بيني شده و ان شاءالله مجلس محترم هم با همين شتابي كه آمده جلو بيايد، تصويب بكند و بتوانيم اين را اجرا كنيم. اين كار بزرگي است.
ايراد دومي كه بعضي مي گيرند، ميگويند اين تورم است. تورم نيست، جهشي است كه بلافاصله استهلاك آن شروع مي شود. [استهلاك آن] در هيجده ماه صفر است؛ يعني به نقطه اي ميرسيم كه اين اثر جهشي در اقتصاد مستهلك است. اينها همه محاسبه شده و آثارش در دهكها، اقشار و بخشهاي گوناگون اقتصادي [وجود دارد.] تا آنجايي كه علم امروز اجازه ميدهد، ما اين كار را كردهايم. در بعضي جاها هم جلوتر رفته ايم. يعني مدلهاي گوناگوني را با هم تلفيق كرده، مدلهايي براي اقتصاد ايران تعبيه كرده ايم؛ يعني متخصصين اين كار را كرده اند.
ايراد ديگري كه ميگيرند، پرداخت نقدي به مردم است كه من از آن دفاع مي كنم. ما بايد اجازه بدهيم مردم انتخاب كنند. غيرنقدي دو اشكال عمده درست مي كند: اولاً اينكه وقتي مي خواهيم غيرنقدي بدهيم دوباره ساختار اداري عريض و طويلي مي خواهيم كه اين را مديريت كند كه خود اين هم خرج دارد و بعد هم اتلاف منابع و بعضي روابط در آن شكل مي گيرد. اصلاً خود اين يك ماجرا مي شود.
دوم اينكه ما نقش مردم را از مديريت منابع خودشان حذف
مي كنيم. ما دوست داريم مردم منابع خودشان را خودشان مديريت بكنند. طبيعي است كه سبد مصرف خانواده ها عوض مي شود و مصرف انرژي كاهش پيدا مي كند كه اين براي ما كار بزرگي است. ما چند برابر نرم جهاني داريم انرژي مصرف مي كنيم. خب با اين انرژي مي توانيم زيرساختهايمان را درست كنيم. اين انرژي اصلاً نسوزد. وقتي نسوخت در جيب ملت است. من ديده ام بعضيها دربارة اين موضوع تعابير بدي مي كنند. اينكه ميگويند مي خواهيد چي پروري كنيد. من نمي خواهم كلمه آن را به كار ببرم. اينها تعابيري غيرمنصفانه است. اتفاقاً كساني مي گويند كه قبلاً خودشان به مردم رقم دادهاند كه ما مي خواهيم اين قدر بدهيم. ما مي گوييم منابع مال خود مردم است.
گزارشگر:
اگر بخواهيم شفاف بحث كنيم، مي گويند گداپروري است و صرفاً مصرف انتخاباتي دارد. خب اينها را حتماً پاسخ بدهيد. من سؤال ديگري دارم كه مردم عادي مي پرسند و مي گويند از يك طرف دولت مي خواهد به ما براساس دهكهاي جامعه مثلاً 40 هزار تومان بدهد و از طرف ديگر يارانه اي كه دولت در بحث انرژي مي دهد مثلاً در گاز و برق و... حذف
مي شود و اگر ما اين دو را كنار هم بگذاريم تازه يك چيزي بدهكار
مي شويم، شما اين را توضيح داديد. من مي خواهم يك بار ديگر توضيح بدهيد كه ملموس و عيني شود.
رئيس جمهور:
اگر اين يارانه اي كه دولت روي انرژي مي دهد به طور يكنواخت در بين تمام مردم توزيع مي شد ممكن بود اين حرف درست باشد، اما توزيع يكنواخت نيست. بيش از 70 درصد آن توسط سه دهك مصرف ميشود، بنابراين يارانه اي است كه داده مي شود، ولي در جيب اين هفت دهك
نمي رود. بخش كمي از آن در جيب اين هفت دهك مي رود. مثل
خانواده اي كه ماهي 50 متر مكعب گاز مصرف مي كند و خانوادة ديگري سه هزار متر مكعب يا دو هزار مترمكعب مصرف مي كند. در اين روش موجود هر كس بيشتر مصرف بكند طبيعي است كه يارانة بيشتري را
مي گيرد. چه كساني بيشتر مصرف مي كنند؟ كساني كه از درآمدهاي بيشتري برخوردارند. اتفاقاً منحني توزيع هزينه هاي دهكهاي خانواري تا هفت دهك با شيوة ملايمي جلو مي آيد و از هفت دهك به بعد شيب آن تند مي شود. البته اين70 درصدي كه توسط سه دهك مصرف مي شود، اگر حذف شود، هيچ تفاوتي در زندگيشان اتفاق نيفتد و سه دهك را هم مقداري از ميزان پس انداز و توسعه سرماية آنها كم مي كنيم. البته به آنها هم درآينده يك رقمي داده خواهد شد ولي يك مقدار تعديل و تعادلي ايجاد مي شود. ما بايد در اختيار خود مردم بگذاريم تا مردم خودشان مديريت كنند. اينكه ميگويند همان واژه اي كه شما به كار برديد، اين خيلي بد است. اين پول خود مردم است. اگر كسي از جيب خودش مي خواست بدهد ممكن بود. اينكه مال خود مردم است و مي گذاريم خود مردم مديريت كنند.
در بخشهاي ديگر هم همين طور است. ما الان داريم نان يارانه اي
مي دهيم. خب آنهايي كه اين حرف را مي زنند مي گويند چه كار كنيم. ما در سال 4 هزار ميليارد تومان يارانه مي دهيم، كه هزار و دويست سيصد تا از آن پرت است و دوهزار و هفتصد هشتصد مورد هم بخش مهمي از آن به هدف اصابت نمي كند. ما يارانه را مي دهيم، ولي بيش از نصفي از آن پرت است، يعني در جهت هدفش نيست. خب اينها چه راه حلي را پيشنهاد مي دهند؟ اگر حذف كنيم آيا چيز خوبي است و به نفع مردمي است كه اين واژه را نسبت به آنها به كار مي برند يا اينكه هدفمند كنيم؟ حالا هدفمند مي كنيم چه كار كنيم. دوباره سيستمي درست كنيم و نان ارزان به مردم بدهيم يا اينكه اجازه بدهيم مردم خودشان انتخاب كنند؟ بالاخره اين پول مال خودش است و اجازه بدهيم خودش در بازار انتخاب كند. اگر نخواست نان بخرد چيز ديگري بخرد. اگر نخواست يخچال بخرد تلويزيون بخرد يا تلويزيون نخواست فرش. اگر نخواست سرمايه گذاري كند، ملك بخرد يا مزرعه درست كند. اينكه نهايت احترام به مردم است. به جاي اينكه بگوييم آقا اين پول مال شماست ولي شما نمي توانيد استفاده كنيد يا نمي دانيد چه كار بكنيد. ما مي خواهيم جاي شما بنشينيم اين كار را انجام دهيم. اينكه به نظرم توهين است. اصلاً اين واژه ها، توهين است. كساني بوده اند كه اتفاقاً در انتخابات اين شعارها را داده اند، حالا كه انتخاباتي در كار نيست. از يك سال قبل ما دنبال اين بوده ايم. من تعجب مي كنم كساني اين حرفها را مي زنند كه اينها را در قانون برنامه نوشته اند و مكلف كرده اند كه اجرا كنيد.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور در روزهاي اخير گزارش ديوان محاسبات و بحث يك ميليارد دلاري كه در سال 1385 به خزانه واريز نشده مطرح شده و بحثهاي زيادي هم دربارة آن وجود دارد. مي خواستم در اين خصوص توضيح بدهيد كه اصل ماجرا چه بوده؟
رئيس جمهور:
اتفاقاً خوب شد كه گفتيد ماجراي جالبي بود. من هم شنيدم، يك چيزي هم آورده ام كه اينجا نشان بدهيم. اين دفترچه پر است از اين تيترها و مقالاتي كه راجع به اين موضوع نوشته اند. بگذاريد بعضي از آنها را برايتان بخوانم، خيلي جالب است. مي گويند «از قانون شكني دست برداريد» كه خطاب به ماست؛ «واي اگر از پس امروز بود فردايي»؛ «يك ميليارد دلار ناقابل در دولت احمدي نژاد گم شد.» از همين تيترها مفصل زده اند. اين دفترچه پر از اين حرفهاست.
اما اجازه بدهيد من چند نكته را بگويم، فكر مي كنم كه مردم بدانند خوب است. نكتة اول دربارة ديوان محاسبات است. نقش ديوان محاسبات چيست؟ ديوان محاسبات اسناد هزينه اي دولت را با قانون بودجه تطبيق مي دهد. كار ديوان محاسبات كار شكلي است. مي آيد بررسي مي كند، اگر جايي تخلفي اتفاق افتاده باشد يا سوءاستفاده شده باشد، ديوان مرجعي به نام دادستان و چند هيئت مستشاري دارد كه در واقع مثل دادگاه هستند. اگر تخلفي اتفاق افتاده باشد، اينها را به اين هيئتهاي مستشاري ارجاع
مي دهد؛ يعني دادستان مي بيند، به هيئتهاي مستشاري مي دهد وآنها نظر مي دهند. چند اتفاق ممكن است بيفتد. يكي تخلف اداري است. بالاخره مجازاتي ميكنند، تذكري، درج در پرونده اي و... يك موقعي اين تخلف موجب اتلاف بيت المال شده. چند ماه از حقوقش كم مي كنند و مي گويند اينها را بايد برگرداني. يك موقع سوءاستفاده شده اين حتماً مجازات
مي شود كه اين مجازات توسط قاضي انجام مي شود. تخلف و سوءاستفاده حتماً بايد اين مسير را طي كند والا تخلف محسوب نمي شود. اما ديوان معمولاً چه كار مي كند؟ ديوان كارش شكلي است. در مقاطعي از زمان رسيدگي مي كند. تطبيق مي دهد و اگر تطبيق نشد اسمش را تخلف مي گذارد. اين بايد برود آن مسير را طي كند تا قطعي بشود. اگر آن مسير را طي نكند قطعي نيست، يك برداشت و فرض اوليه است.
حالا جريان كارهاي دولت چگونه است. كارهاي دولت مستمر است و نقطة پاياني ندارد. شما يك نفر را مي فرستيد مي گوييد برو يك صندلي بخر بياور. ده هزار تومان يا پنجاه هزار تومان علي الحساب به او مي دهيد. ممكن است بدهد به يك صندلي ساز و بگويد برايم بساز. تا آن نساخته و سند نشده و نيامده اين قطعي نيست. حالا در اين فاصله ديوان مي آيد رسيدگي مي كند. مي گويد آقا 50 هزار تومان رفته و جاي آن چيزي نيامده؛ اين تخلف است. همواره در گزارشهاي بودجه از اين موارد هست، چون جريان كار [به اين شكل است]. مثلاًً دولت دارد پروژه اي را اجرا مي كند. پولي را به پيمانكار داده ولي هنوز صورت وضعيت آن نيامده است. بعد از اينكه گزارش درمي آيد، به مرور از افراد مي خواهند كه اسناد تكميلي را بياوريد. وقتي اسناد را مي برند قريب به اتفاق اينها برطرف مي شود و اگر موردي باقي بماند مي رود دست دادستان و مجازات مي شود. البته باز اكثر اين موارد با استدلال و ارائة منابع و مدارك مرتفع مي شود.
اما داستان يك ميليارد چيست؟ بگذاريد مقداري راجع به نفت بگويم چون واقعاً بيش از حد بي انصافي شد. يك عده هم اصلاً منتظر اين حرفها هستند كه يك چيزي راجع به دولت پيدا كنند و تيترها و سخنرانيها و... وزارت نفت از فروش نفت خام خودش مطلقاً يك دلار دريافت نمي كند. مردم اين را بدانند. تمام فروش نفت خام، من فرآورده و چيزهاي ديگر را نمي گويم كه قانون به آن اجازه داده است. بخشي از درآمد حاصل از فروش نفت خام براي دولت مي آيد، وزارت نفت خودش هيچ دريافتي نمي كند. خريداران گشايش اعتبار مي كنند، بانك مركزي حسابهايي را در خارج از كشور دارد درآمد نفتي را در آن حسابها مي ريزد؛ يعني درآمدهاي نفتي كلاً به حساب بانك مركزي مي آيد و تمام. نه اينكه به حساب دولت بيايد، بلكه به حساب بانك مركزي مي آيد يك جايي داريم به نام خزانة دولت. چند تا حساب ديگر در بانك مركزي هست كه امضاي آن دست وزارت اقتصاد و دارايي است كه اسم آن خزانه داري دولت است. اين درآمدهاي نفت به حساب بانك مركزي ميآيد. هر سال قانون بودجه مقدار معيني را اجازه مي دهد كه ما از آن درآمدها برداريم در خزانة دولت بريزيم و صرف بودجه كنيم. همة آن را اجازه نمي دهد مي گويد اين مقدار اجازه داريد. اين اجازه تحت عناوين گوناگون است. مي گويند از محل درآمد نفت خام، سود دولت از شركت نفت، ماليات برشركت نفت و بعضي مصوبات دو درصد بگيريم براي مناطق نفت خيز خرج كنيم يا پولي بگذاريم براي مقاوم سازي مدارس كه اين هم حكم دارد. طبق احكامي كه در بودجه هست به مرور كه درآمد حاصل مي شود مثلاً سه ماهه، بانك مركزي از آن حسابهاي خودش برمي دارد و در خزانه دولت مي ريزد و دولت هم مصرف مي كند.
يكي از عنوانهايي كه به حساب دولت پول مي ريزد، سود سهام دولت در شركت نفت است و اين چند سال است كه در بودجه مي آيد. اولاً اين پولي را كه بانك مركزي مي ريزد زماندار است. ممكن است امروز شما گزارش بدهيد اين را نريخته باشد يك هفته ديگر يا يك ماه ديگر بريزد. اين حق دولت است كه از درآمد نفت بردارد خرج بودجه اش بكند. بنابراين خزانه دولت دنبال اين است كه دائم به بانك مركزي بگويد كه زودتر اين پول را واريز كن. چون درآمد نفت به روز نيست، الان نفت مي فروشيم يك ماه ديگر به حساب مي آيد. در گزارش وزارت نفت مي آيد اين مقدار نفت فروختم اما وقتي مي روي در حساب بانك مركزي هنوز پول واريز نشده است. خب اين را چطور مي تواند به خزانه واريز كند؟ اگر شما در اين موقعيت گزارش حسابداري بگيريد، اين پول هنوز به حساب دولت واريز نشده.
گزارشگر:
يعني ديوان محاسبات در گزارشش اين مراحل را نديده است.
رئيس جمهور:
به نظرم اشتباهي يا كم دقتي اي اتفاق افتاده است. در همين صفحه 21 قسمت اولي كه ديوان محاسبات در توضيحي نوشته كه واريز نشده اتفاقاً در همانجا نوشته كه واريز شده است. نوشته كه ارزش نفت خام براي محمولات صادراتي عيناً برابر درآمد حاصل از فروش نفت خام در مبادي اوليه صادرات بوده و نفت خام پالايشگاه داخلي مبناي محاسبه در هر ماه برابر با متوسط بهاي محمولات صادراتي در همان ماه است. عملكرد قسمت پنجم اين جز در خصوص مازاد بهاي نفت خام صادراتي به شرح جدول زير مي باشد.
عملكرد يعني آن چيزي كه اتفاق افتاده. پنج شش ستون دارد كه در يك ستون نوشته مبلغ قابل واريز به عنوان سود سهم دولت 25 ميليارد و 763 ميليون و 670 هزار دلار است. بعد ستون بعد همين را به ريال نوشته كه مبلغ قابل واريز به عنوان سود سهم دولت ... ميليون ريال. همان را تبديل كرده ضربدر قيمت ارز و بلافاصله گفته مبلغ منظور شده به عنوان سود سهم دولت 23 هزار و 763 ميليارد تومان يعني هر دو مورد عمل شده و جالب است خزانه هم گفته كه من اصلاً گرفته ام؛ و بانك مركزي هم گفته من پرداخت كرده ام اين هم سند آن. بعد اين پايين دو عدد ديگري كه ارتباط به هم نداشتند اشتباه اينجا اتفاق افتاده. اينها را با هم جمع زده با اين عدد مقايسه كرده گفته فاصله دارد پس به خزانه نيامده است.
فرض مي كنيم كه اصلاً در آن مقطع به خزانه نيامده، معناي آن اين نيست كه پول گم شده يا كسي برده يا سوء استفاده شده، نه. مثل همين الان، ماليات عملكرد نفت 2500 ميليارد از آن هنوز به دولت واصل نشده. اينكه اصلاً اختلاف حسابداري است. اين يك حسابداري است كه دائماً در جريان است و آن حسابداري اي است كه برشي زده و ثابت است. البته جاي گله دارد. من واقعاً بايد از دوستانمان در ديوان محاسبات و دوستاني كه در مجلس اين را قرائت كردند و ديگراني كه اين را به اين شكل پر و بال دادند گله بكنم.
اين دولت دولتي پاك است. من مدعي هستم. چطور ممكن است كه ما اين همه داريم مراقبت مي كنيم، فشار مي آوريم و كنترل مي كنيم، بعد
مي گويند يك ميليارد دلار گم شد. مگر مي شود اصلاً گم بشود. من به مردم مي گويم سيستم فروش نفت و واريز پول به بانك مركزي و بانك مركزي ريال به ريالش و خزانه وزارت اقتصاد و دارايي آن قدر دقيق و مستحكم است و از سه قوه به طور مستمر طبق قانون روي آن نظارت مي شود. اصلاً خزانه ما به ريال برابري مي كند. اينها سه ماه به سه ماه
مي نشينند حسابهايشان را تنظيم مي كنند و صورتجلسه مي كنند و مي گويند آقا اين قدر نفت رفته، اين قدر به حساب بانك مركزي آمده و اين قدر حق دولت است. واريز مي كنند. مي ريزند، تسويه و صورت جلسه مي كنند. در اين مورد هم جالب است كه هم نامه خزانه و هم نامه بانك مركزي و محاسبات هست. ضمن اينكه اين نكته را هم من اضافه بكنم بين صحبتها شما گفتيد مثلاً مي گويند 80 ميليارد [درآمد نفتي داشته ايم] ... هيچ گاه ما 80 ميليارد درآمد نفت نداشته ايم. من متأسفم مي بينم بعضيها
مي نويسند ما روزي سه ميليون و نيم نفت مي فروشيم ضربدر 148 دلار مي كنند مي گويند اين قدر. اينها كه معلوم است، من نمي دانم اصلاً اسمش را چه بگذاريم. بگوييم بي سوادي است. آن قدر بداخلاقي در آن هست كه اصلاً دقت نمي كند كه چه مي گويد و هر چيزي را كه فكر مي كند ضربه اي به دولت است مي خواهد بيان كند، بنويسد، بگويد و ادعا بكند يا
مي خواهد ذهن مردم را [مشغول بكند.]
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور اينها را افراد عادي نمي گويند، افرادي هستند كه دانشگاهي هستند و كاركرده اند و مي گويند.
رئيس جمهور:
اشتباه محض است. اصلاً يك ميليارد هيچ. ما بايد ادعا كنيم. اين پول به حساب بانك مركزي مي رود. هيچ كس نگفته پول اينجا نيامده. در بودجه دولت بوده بايد بگيرد و خرج كند. دولت بايد بگويد كه يك ميليارد من را ندادند. دولت اين حرف را نمي زند. خزانه مي گويد من اين را گرفته ام بالاخره بودجه و درآمد دولت معلوم است. بالاخره دولت معادل اين خرج كرده و اگر [اين پول] نمي آمد چگونه خرج مي كرد. واقعاً جاي گله دارد. بعضيها اصلاً نمي دانند خزانه و بانك مركزي چه هست؛ حتي از همين نخبگاني كه جنابعالي مي فرماييد. دقت نمي كنند. خيال مي كنند هر چه نفت فروخته مي شود مستقيماً در حسابي مي آيد كه دولت مي تواند بدون هيچ كنترلي خرج بكند. اصلاً اين طور نيست. همه پول به حسابهاي بانك مركزي مي رود. اسم آن هم خزانه است. خزانه بانك مركزي است نه خزانه دولت. بعد آن مقداري كه سهم دولت در بودجه يا هر قانون ديگري پيش بيني شده بانك مركزي به مرور برمي دارد به اين حساب ميريزد و خزانه اين را هزينه مي كند. آن وقت خزانه كه مي خواهد اين را تخصيص بدهد آن هم باز قانون دارد. دقيق بررسي مي كند كه براي كدام پروژه يا اداره و ميزان و مقدار آن يعني ريال به ريالش كنترل و حسابرسي بسيار دقيق مي شود. بانك مركزي ما بسيار دقيق است و خزانه هم بسيار دقيق تر از بانكها حسابرسي مي كند و كنترل حسابداري دارد.
من مي خواهم توصيه كنم به بعضي دوستاني كه بي توجه مي آيند و چيزي را مي گويند و بقيه بدون اينكه فكر كنند اين حرف چه بوده است. درتمام بودجه هاي قبلي از اين حرفها هست. در يك سال در تفريق بودجه شش ميليارد دلار به اين شكل بود، بعد بررسي كردند ديدند اصلاً اين طور نيست. اين مستهلك شده و زمان كه گذشته ديدند اسنادش آمده و اين طور نبوده است. من خواهش مي كنم طوري نگويند كه چهرة كشورمشوه شود. بعضي از اين سازمانهاي وابسته به همين استكبار جهاني همين حرفها را مي گيرند و ما را مي برند در رده هاي ديگر قرار مي دهند. اينكه واقعيت ندارد. اگر واقعيت داشته باشد كه بايد برود دادگاه و دادستان و اين پول را به بيت المال برگردانند. اصلاً چنين چيزي نيست، يعني يك دلار هم جابجا نشده است. نمي تواند جابجا شود. مگر اينكه يك كشوري نفت را خريده باشد و براي بانك مركزي گشايش اعتبار كرده باشد، اما منكر آن شده باشد كه آن هم بانكي آن طرف است كه به بانك مركزي تضمين داده است و اگر تضمين ندهد، بانك مركزي به يك مرجع
بين المللي مي گويد و از حسابش برمي دارند و به حساب ما مي ريزند، يعني اين قدر معتبر است شبكه اي كه دارد كار نفت را انجام مي دهد.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور، يكي ديگر از بحثهايي كه در حوزة انرژي مطرح است، در خصوص بودجه اي است كه براي سقف واردات بنزين و گازوئيل تعيين شد كه 3 هزار ميليارد تومان است و دولت بيشتر از آن را وارد كرده، وزير محترم نفت هم در مجلس توضيحاتي دادند ولي بنده از جنابعالي تقاضا ميكنم كه براي مردم عزيز ما توضيح بدهيد كه اگر اين برداشت بيشتر بوده (پنج هزار ميليارد تومان) چرا با مصوبة مجلس نبوده است؟
رئيس جمهور:
اولاً طبق قانون، وزارت نفت موظف است كه نيازهاي داخلي را تأمين كند و هميشه هم همين طور بوده و وزارت نفت بايد لحظه اي خريد كند؛ يعني بازار را بسنجد و هميشه بايد سقفي از ذخيرة استراتژيك را در انبارهاي خودش داشته باشد. نمي تواند منتظر بماند تا بنزين تمام شود بعد بگويد حالا مي رويم مي خريم. مصرف بنزين مستمر است و كشور تعطيل نمي شود. ما نمي توانيم بگوييم بازار را تعطيل مي كنيم تا برويم بخريم، بنابراين با سنجش بازار به طور مستمر خريد مي كنيم، چون ما هميشه مصرف داريم. بايد دائماً خريد بكنيم.
در بودجه سال 1387 مجلس براي اولين بار گفت كه وزارت نفت از هيچ جاي ديگر غير از اين 3 هزار ميليارد تومان نمي تواند خريد كند، چون [براي خريد بنزين] پول داده نمي شود، بلكه معاوضه مي شود، يعني وزارت نفت، نفت خام مي دهد و معادل قيمتي آن بنزين مي گيرد، پولي رد و بدل نميشود، اما در حسابها معادل پول درج ميشود. اينها مي گويند ما صدهزار بشكه داديم، اين قدر بنزين گرفتيم. دويست هزار شبكه داديم، اين قدر بنزين گرفتيم. امسال افتاد كه قيمتها بالا رفت بعضيها فكر كردند كه با اين قيمتها چه اتفاقي در كشور افتاده. دولت حساب دستش هست، مي داند چقدر مصرف مي شود و چقدر بايد وارد بشود و چقدر ذخيره شود. ضمن اينكه ما ذخيرة استراتژيك داريم و مي توانيم بخشي از آن را مصرف بكنيم و هيچ ضرورتي ندارد كه ما در اوج قيمت برويم براي بنزين معاوضه بكنيم. از آن طرف در مجلس بعضي از دوستان ما در مجلس تصور كردند كه الان ديگر رفته و بايد لايحه بيايد. من گفتم ضرورتي ندارد، بگذاريد زمان بگذرد بعد ما محاسبه مي كنيم و مي آوريم. كمي عجله كردند و از وزارت نفت خواستند، وزارت نفت هم تصور كرد الان قرار است چند ميليارد پول به او بدهند، گفت ما هم مي گوييم شش ميليارد يا پنج ميليارد، بالاخره با بالاترين قيمت. در حالي كه اگر شما از اول سال تا حالا حساب بكنيد گازوئيل و بنزيني كه با متوسط قيمت سال خريداري شده ما يك چيزي حدود همان سه هزارميلياردي كه مجلس گذاشته هزينه كرده ايم. چيزي بيشتر هزينه نشده است. وزارت نفت
مي گويد بيشتر هزينه كرده ام، اما دولت هنوز از وزارت نفت قبول نكرده. مي گوييم اشكال ندارد شما اسنادتان را بياوريد اگر بيشتر هزينه شده بود ما به مجلس لايحه مي دهيم. منتها عجله مي كنند. بالاخره قيمت و مصرف نوسان دارد. اجازه بدهيد ما مديريت بكنيم، اگر واقعاً بيش از آن ميزاني كه قانون پيش بيني كرده مصرف شد يا نياز به مصرف بود خود دولت لايحه مي برد. كار ديگري نمي توانيم بكنيم. ما كه نمي توانيم مردم را بدون بنزين بگذاريم.
گزارشگر:
يعني ضرورتي نداشت كه مجلس در جريان باشد.
رئيس جمهور:
نه هنوز ما از آن سقف بالا نزده ايم؛ يعني دولت هنوز قبول نكرده كه از آن سقف بالا زده ايم. اين اشتباه مديريتي است كه در كشور اتفاق مي افتد. بايد بگذارند دولت مديريت خودش را بكند، بعد حسابرسي مي شود. اگر بيشتر شد دولت به وقتش لايحه مي برد. مگر چه اشكالي دارد يا دولت چه مشكلي دارد كه لايحه به مجلس ببرد؟ خب دولت به مجلس لايحه مي برد مي گويد آقا پيش بيني اين بوده قيمت بنزين بالا رفته و اين قدر شده خب بايد از يك جايي تأمين كنيم. دولت از خودش پولي ندارد كه بگذارد. تمام بندهاي بودجه معلوم است كه كجا بايد هزينه شود. دولت كه نمي تواند از يك جا بردارد و جاي ديگري بگذارد. مشخص است، اين پول براي ميز است، اين پول براي مدرسه و اين براي بيمارستان است. ما نمي توانيم پول بيمارستان را براي بنزين بدهيم ومردم مصرف بكنند.
اين نشدني است. اگر از آن حد بالا زد دولت حتماً لايحه خواهد داد. اجازه بدهند دولت حسابرسيهايش را بكند و جمع بندي بكند. دولت هم دلسوز كشور است و دوست دارد كه قانون اجرا شود.
همين جا بگذاريد اين را بگويم. احساس من اين است، نه در مجلس محترم بلكه بعضي جوسازيهايي كه مرتباً مي خواهند دولت را متهم بكنند به اينكه قانون اجرا نمي كند، اين هم جزو بي انصافيهاست. ما سخت ترين قوانين را در اين كشور اجرا كرديم. يك خط در بودجه سال گذشته بود كه شما بنزين را سهميه بندي كنيد. چيزي كه دو دولت قبل از اين دولت به خاطر تبعاتش دنبال آن نرفتند. اما ما گفتيم بسيار خب پاي آن ايستاديم. شبانه روز همكاران من كاركردند وگفتند قانون را ما بايد دقيق اجرا بكنيم و قوانين بودجه را اجرا كرديم. من به شما عرض مي كنم همين گزارش ديوان محاسبات وقتي برود اسناد را ببيند، خواهند گفت كه هيچ تخلفي در آن نبوده است. در هر سال دهها ميليون عمليات مالي انجام مي شود. اصلاً دو هزار تا كه بين اينها عددي نيست. فقط صدهزار پروژة عمراني در كشور انجام مي شود كه در هر يك صدها فعاليت مالي انجام مي شود. حالا دو هزار مورد آن را مي گويند سندش هنوز نيامده است. خب مي آيد، براي اينكه حجم كار خيلي زياد است . هرسال هم اين در گزارشهاي بوده ولي اينها را قرائت نمي كردند، چون مي دانستند كه اينها اصلاح مي شود. كلان بودجه را قرائت مي كردند. حالا اين دفعه تشخيص دادند جزئيات را هم بگويند. اين حق مجلس است، اما يك عده سوء استفاده نكنند. دولتي كه قانون گراترين دولت است و ما مي توانيم اين را با استدلال اين را اثبات بكنيم چه در مصوبات دولت چه در عملكرد دولت و چه در مقايسه با ساير دولتها. مي خواهند يك فضايي درست كنند و بگويند دولت بي قانون است يا پاك نيست. اين خيلي بي انصافي است. نمي خواهم بگويم نامردي است، ولي بي انصافي است.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور اگر موافق باشيد بحث اقتصاديمان را ببنديم. فقط خواهش مي كنم در خصوص بحث واردات و افزايش آن و عدم تناسب ميزان آن با صادرات براي بينندگان عزيز ما توضيحي كوتاه بفرماييد.
رئيس جمهور:
اولاً در قوانين برنامه هيچ وظيفه اي براي كنترل واردات وجود ندارد. يعني نه عددي و نه جدولي هست؛ تنها جدولي كه هست صادرات غيرنفتي است كه دولت بايد كمك كند به آنجا برسيم؛ يعني دولت تكليفش اين است كه صادرات غيرنفتي را بالا ببرد.
گزارشگر:
ولي تراز بازرگاني مثبت مفروض است و بايد باشد.
رئيس جمهور:
تراز بازرگاني ما كه هميشه مثبت است. منتها ما دنبال اين هستيم كه تراز بازرگاني غيرنفتي مان مثبت بشود و در اين چهل سال اخير اين جزء آرزوهاي تاريخي ما بوده است كه تراز بازرگاني غيرنفتي ما بالا برود.
حالا به چند عدد توجه كنيد. كل صادرات غيرنفتي انجام شده طي سه برنامه يعني پانزده سال، 53 ميليارد دلار است؛ صادرات غيرنفتي انجام شده در اين دولت يعني سه سال و نه ماه از اول سال 1384 حساب
مي كنيم در اين دولت سه سال و پنج شش ماه است. در اين سه سال و نه ماه از اول 1384 پنجاه و چهار و نيم ميليارد دلار است؛ يعني بيش از پانزده سال صادرات غيرنفتي انجام شده است. در كل قانون برنامه چهارم 53 ميليارد دلار بايد صادرات غيرنفتي انجام بشود. همين الان ما از قانون برنامه عبور كرده ايم. پس دولت در صادرات كارش را خوب انجام داده است. در سال 1383 تقريباً 7 ميليارد و درسال 1386 بيست ميليارد دلار صادرات غيرنفتي داشته ايم؛ يعني يك جهش اتفاق افتاده است. حالا مثبت آن را بگيريد. نسبت صادرات غيرنفتي به كل واردات در سال 1383 بيست و دو درصد بوده و در سال 1386 سي و دو درصد شده است. پس ما نسبت را اصلاح كردهايم، يعني تراز بازرگاني غيرنفتي ما به سمت مثبت در حال حركت است؛ يعني 22 درصد نسبت به كل واردات 32 در صد شده است. اما من ديدهام تيتر مي زنند كه دولت واردات بي رويه دارد. اولاً دولت وارداتي ندارد. ما فقط كالاهاي اساسي را كه تكليف بودجه است، وزارت بازرگاني مي گيرد ذخيره مي كند و به وقتش توزيع مي كند. دولت واردات ديگري ندارد. شركتها تابع قانون تجارت هستند و كارشان را انجام مي دهند. دولت اصلاً واردات ندارد، ولي مرتباً مي گويند دولت. به علاوه باز در قانون برنامه هست كه ما مطلق نمي توانيم واردات كالايي را ممنوع كنيم. فقط با تعرفه مي توانيم مديريت كنيم.
بيشترين ميزان تعرفه دريافتي مال اين دولت است. خب دولت بايد چه كار بكند. ما فقط با تعرفه مي توانيم كنترل كنيم. تعرفه را بالا مي بريم
عده اي فرياد مي زنند. تعرفه موبايل يادتان است؟ موبايل كه ديگر خوراك مردم نيست. بالاخره جنس وارداتي است. دولت تعرفه آن را بالا برد، چقدر شلوغ كردند. بياورد پايين، باز هم مخالفت مي كند. الان تعرفه هاي ما در دنيا جزء بالاترين سطوح است.
كالاها سه دسته اند: كالاي سرمايه اي، واسطه اي ومصرفي. ما از كالاهاي سرمايه اي و واسطه اي سود بازرگاني نمي گيريم و سودشان صفر است. پس تمام عوارضي كه مي گيريم به كالاهاي مصرفي منتقل ميشود. يعني ما بيشترين عوارض را داريم از كالاهاي مصرفي مي گيريم. يك دفعه ديديم كه مي گويند آقا دولت چقدر ميوه وارد كرده. من در مقايسه با قبل تمام عدد و رقمهايش را دارم. تمام اينها ترازش به نفع كشور مثبت شده است. ما در مهرماه پرتقال و نارنگي و سيبمان مي رسد. اينها را در انبار
مي گذارند، پول انبارداري مي دهند، 30-40 درصد خراب مي شود شب عيد چند برابر قيمت بايد به مردم بدهند. عقل اقتصادي مي گويد اين را در همان زمان شما صادر كن، معادل آن وارد كن يا بخشي از آن را صادر كن، معادلش را وارد كن. اين به نفع كشور است. چهل درصد پرت نمي دهي، پول انبارداري هم نمي دهي، يعني قيمتت ارزان ميشود، مردم كالاي ارزان تري مصرف مي كنند و درآمد كشور هم بالا مي رود. اين يك منطق اقتصادي است. ضمن اينكه دولت اين كارها را نمي كند، دولت بخش اقتصاد را هدايت مي كند. هرچقدر صادرات غيرنفتي مي شود دولت يك ريال از آن عوارض نمي گيرد، يعني درآمد دولت نيست. ما بالاترين تعرفه را از واردات مي گيريم براي اينكه درآمد داشته باشيم، اما خب معلوم است وقتي تعرفه را بالا مي بريم به طور طبيعي واردات كنترل مي شود و نسبت صادرات ما به واردات افزايش پيدا مي كند و رشد اين هم شتابان است.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور در خصوص دو نامه اي كه به وزير محترم كشور آقاي محصولي در خصوص حقوق شهروندي نوشتيد. اين بحث با آن بحث طرح امنيت اجتماعي مرتبط است. سرنوشت اين دو نامه چه شد؟ بازخورد آن چه بود؟
رئيس جمهور:
بگذاريد كمي به عقب برگرديم. يك طرحي قبلاً تهيه شده بود كه از حريم اجتماعي صيانت كند. يكي از وزارتخانه ها بايد اين مسئوليت را به عهده مي گرفت و كار را مديريت مي كرد. اما اين كار اتفاق نيفتاد و به يك كار انتظامي تبديل شد. در صورتي كه اساس آن كار، كاري فرهنگي بود. خب من قبلاً از وزير كشور اسبق چند بار خواستم كه آقا اين مسئوليت است بايد انجام بدهيد و اين كار بايد فرهنگي باشد. منتها نشد. بعد وزير كشور بعدي آمد آن هم عمرش كفاف نداد و بعد كه آقاي محصولي آمد. قبلش به ايشان گفته بودم كه اين كار را بايد انجام بدهيد. اساس اين كار كاري فرهنگي است و منطقش هم روشن است. اصلاً ما با انسان طرف هستيم. البته عده اي هستند كه به طور سازمان يافته و برنامه ريزي شده مي خواهند محيط اجتماعي را تخريب كنند. برخورد با اينها جاي خودش را دارد. بايد كار اطلاعاتي شود و اينها شناسايي شده و طبق قانون قاضي حكم دهد و با اينها برخورد شود. با اينها كاري نداريم، اما در فضاي عمومي و نوع مردم ما بهترين مردم دنيا هستند. مردمي متدين و پاك هستند. همين 22 بهمن چه كساني هستند؟ عزاداريها را چه كساني انجام مي دهند؟ ماه رمضان را چه كساني برپا مي كنند؟ اين همه خوبي را براي كشور چه كساني درست مي كنند؟ همين مردم هستند. همين جوانها هستند. اتفاقاً جوانهاي ما بهترين جوانهاي دنيا هستند. ملت ما پاي اعتقادات اسلامي و فرهنگي خودش ايستاده و دارد مقاومت مي كند و هزينه مي دهد. چقدر شهيد داده، چقدر فداكاري كرده و چقدر منافع مادي خودش را داده و ايستاده است. از عزت خودش دفاع كرده است. با اينها چگونه بايد برخورد كرد؟ فرض كنيم يك جايي مشكلي پيدا شده، بايد با اين برخورد فرهنگي بشود.
گزارشگر:
چرا در اين مقطع نامه نگاري شد؟
رئيس جمهور:
قبلاً خواسته بوديم، نشد. اتفاقاً عنوان اين نامه به آقاي كردان بود. خيلي جالب است كه به آن مسائل مجلس خورد و متوقف كرديم و عنوان آن را عوض كرديم و به آقاي محصولي داديم كه بتواند اجرا بكند. هر موقعي شما كاري را انجام بدهيد، بالاخره آن كسي كه خوشش نمي آيد يا به قبلش يا به بعد يا به آسمان مي چسباند. اگر كار درست است بايد از آن [حمايت شود.] اصلاً ديدگاه من از اول اين بود و البته ما بايد از زحمات نيروي انتظامي تشكر كنيم، ولي اين كار، كار انتظامي نيست. بايد برود آن شبكه ها را شناسايي كند، برخورد كند كه اين كار هم كاري فرهنگي است و عناصر فرهنگي مي خواهد. بروند وقت بگذارند حوصله كنند و از خود مردم كمك بگيرند، معرفي و بيان بكنند. من اين مطلب را شايد بيش از بيست بار در بيست جلسة تخصصي به مديران مربوطه تذكر داده بودم، اما بالاخره يا نتوانستند يا حرف مرا نپسنديدند يا نخواستند اين كار را انجام بدهند. مقداري تأخير شد و من به خصوص اين اواخر هم شنيدم كه اتفاقات خوبي نمي افتد و بايد چاره و اصلاح بكنيم.
گزارشگر:
آخرين سؤال من در خصوص بحث امريكاست. مستحضر هستيد كه آقاي اوباما تغيير را اعلام كرده است. حالا برخي تعبير مي كنند كه اين تغيير بنيادي نيست، تعديل است و به هر صورت دربارة ايران هم بحث و گفتگو را مطرح كردند. حتي در نشست 1+5 كه در آلمان بود، آنجا هم گفتند كه اولويت بحث و گفتگوست، چون سياست اوباما اين است. تعبير جنابعالي در بحث ايران و امريكا چيست؟ در راهپيمايي 22 بهمن و سخنرانيهايتان اشاره كرديد به اينكه تغيير بايد بنيادي باشد. شاخصهاي اين تغيير بنيادي چيست؟
رئيس جمهور:
بگذاريد قبل از آن دربارة ايران چند جمله بگويم. امروز جايگاه ايران جايگاه بسيار ممتازي است. شما هر جاي دنيا كه برويد، ايران را در طراز بزرگ ترين قدرتهاي جهان مي سنجند و نقش ايران، ادبيات و
جهت گيريهاي آن در مناسبات جهان تعيين كننده است. بعضيها هم
مي گويند نه، ايران در عراق و افغانستان و... در حالي كه اين نيست.
مهم ترين منطقه دنيا همين جاست. تمام معادلات دنيا براساس خاورميانه شكل گرفته است. ضمن اينكه حضور فرهنگي ايران در تمام دنيا امروز بسيار آشكار است. ادبيات روزمرة مردم در كوچه و خيابانها حضور دارد. امروز ايران بسيار عزيز است.
من مطلبي را درروز 22 بهمن گفتم كه به لطف خدا و ايستادگي ملت تهديد نظامي از ايران برطرف شد.
اين بحث خيلي روشني است. همه دنيا اين را فهميده، يعني ما از اين عبور كرديم. من مي خواهم يك نتيجه بگيرم. اين حاصل ايستادن ملت و فضاي انقلابي و آرماني است. اگر فضاي كشور آرماني و انقلابي باشد و ملت متحد بايستد، همة موانع را ازجلوي خودش برخواهد داشت. اما اگر خداي نكرده فضا، فضاي بي تفاوتي و سستي باشد، تا داخل خانه هايمان هم مي آيند. اخلاقشان اين است. نشان داده اند كه مي آيند. راهش ايستادگي است. ما سياستهاي گوناگون را در اين كشور تجربه كرديم. هر موقعي كه محكم روي مواضعمان ايستاديم، كمترين هزينه را داديم بيشترين دستاوردها را داشته ايم. اصلاً اقتدار يك ملت از درون يك ملت مي جوشد. انسان وقتي محكم است، همه در مقابلش جا مي زنند و عقب نشيني
مي كنند. نخست وزير كشوري مرا ديده بود، يك ساعت و نيم صحبت كرد كه آقا شما مقداري كوتاه بياييد و اين هسته اي را متوقف كنيد. يك بار نيم ساعت صحبت كرد، آخرش گفت حالا شما متوقف مي كنيد؟ من گفتم نه. دوباره صحبت كرد دوباره گفتم نه. گفت شما خيلي محكمي. گفتم اگر محكم نباشيم، آش را با جايش يعني همه مملكت را قورت مي دهند. اينها كه به چيزي قانع نيستند. مرزي را نمي شناسند. بايد محكم باشي تا بتواني استقلال و منافع ملي را حفظ كني.
اما به نظر من، تغيير ضرورت است و ديكته شده است؛ يعني دنيا و مردم امريكا به نقطه اي رسيده اند كه رفتار بايد عوض شود. اگر رفتار عوض نشود ادامة زندگي محال مي شود؛ يعني حفظ اين موجوديت و حيثيت دچار مشكل مي شود. چهره و رفتار بايد عوض شود و اينها مستلزم اين است كه مباني عوض شود. اگر مباني عوض نشود و قرار باشد همان كالا را در زرورق جديدي بدهند، اين زود لو مي رود دنيا هم مي فهمد و عكس العملها خيلي تند خواهد بود و بدترين عكس العمل توسط خود مردمي اتفاق مي افتد كه رأي داده اند. ما منتظريم كه نشانه هاي تغيير واقعي را ببينيم. فعلاً در حد حرف است. منتها بايد ببينيم كه در صحنه عمل واقعاً چه تغيير بنياديني دارد اتفاق مي افتد. آيا واقعاً قرار است كه نگاه جديدي باشد يا مباني جديدي بيايد.
من در كرمانشاه تشريح كردم كه بناي آقاي بوش بر اين بود كه همه ملتها را تحقير كند و با حمله نظامي حقوق ملتها را بچاپد و در جيب سرمايه دار بريزد. آيا حالا هم همان است ولي با ادبيات نرم و لبخند و قدرت هوشمند يا نه واقعاً توبه كرده اند و مي خواهند به حقوق و كرامت ملتها احترام بگذارند؟ مثلاً ملت فلسطين بالاخره ملتي است كه از سرزمينش رانده شده، تحت فشار است و حقش ضايع شده است. ببينيم آيا قرار است حق ملت فلسطين آن طوري كه حقش است داده شود؟ آيا قرار است حقوق ملت افغانستان به رسميت شناخته شود؟ آيا اين شبكه اقتصادي چپاولگري كه منافع ملتها را بر مي دارد و به آن طرف مي برد و نقاط ضعف آنها را به ساير ملتها منتقل مي كند قرار است اصلاح شود؟ قرار است شوراي امنيت اصلاح شود؟ زورگويي از بين برود؟ اينكه جلوي پيشرفت ملتها را مي گيرند. قرار است كه خوشحال بشوند از اينكه ملتها پيشرفت بكنند؟ بالاخره ما منتظريم تغييرات واقعي اتفاق بيفتد. من فكر مي كنم اين فقط نگاه ملت ما نيست. خيليها منتظرند با چشمهاي تيزبين ببينند كه آيا تغيير واقعي اتفاق مي افتد يا نه. اگر تغيير واقعي اتفاق بيفتد خود به خود بقيه معادلات هم عوض مي شود و همه روابط چيز ديگري مي شود. بعد در آن روابط بايد حرف بزنيم، اما اگر تغيير واقعي اتفاق نيفتد روابط همان روابط است پس چه كار بايد كرد؟ ما كه به اقتضاي شرايط و براساس منافع ملي خودمان و البته براي صلح و عدالت جهاني بهترين تصميم را مي گيريم و منطقي هم هستيم. نه به كسي زور مي گوييم، نه به كسي تحميل مي كنيم و نه حق كسي را مي خوريم. هميشه ملت ايران، ملتي منطقي بوده. اما مهم اين است كه آن تغيير اتفاق بيفتد. حالا مي گويند داريم برنامه ريزي مي كنيم و... بايد ببينيم. يعني ببينيم تغيير در كجاست و خودشان هم اعلام كنند و بگويند كه آن تغييري كه ما مي گفتيم اينجاست. قبلاً اين جوري بود و حالا اين جوري شده.
گزارشگر:
مثلاً قبلاً مي گفتند شما تعليق كنيد بعد مذاكره مي كنيم، ولي الان
مي گويند نه اول مذاكره مي كنيم بعد تعليق كنيد. اين تغيير نيست؟
رئيس جمهور:
اين به نظر شما تغيير است؟ ما از هسته اي عبور كرده ايم و هر كس كه بخواهد حرفش را بزند ارتجاع است؛ يعني خودش را خراب كرده است. ما از آن مرحله عبور كرده ايم.
گزارشگر:
در كنفرانس امنيتي مونيخ هم در 1+5 اين بحث مطرح شد آقاي بايدن معاون اوباما اين بحث را مطرح كرد.
رئيس جمهور:
آن قدر اهميت ندارد كه اگر كسي حرفي زد بگوييم چرا زده است. آزادند حرف بزنند، منتها از ناحيه ما چيزي را مشاهده نمي كنند. ببينيد زماني تغيير اتفاق مي افتد كه به خودشان بگويند ما چه كاره هستيم كه بخواهيم دخالت كنيم. هر موقعي اين سؤال را از خودشان كردند و توانستند جوابي بدهند كه اولاً خودشان را قانع كنند بعد ديگران را. آن موقع تغيير مي شود.
گزارشگر:
آقاي دكتر واقعاً محكم هستيد.
رئيس جمهور:
بايد محكم باشيم.
گزارشگر:
از جناب آقاي رئيس جمهور تشكر مي كنم كه مجدداً اين فرصت را در اختيار ما قرارداديد كه بتوانيم سؤالاتي را مطرح كنيم.
رئيس جمهور:
نيت من از صحبت با شما قدرداني از ملت و بعضي كارها بود. من 22 بهمن به مردم قول دادم كه گزارشي از پيشرفت كشور بدهم، منتها مقداري وقت مي برد.
من به چند مورد آن اشاره مي كنم. بالاخره اينها مال ملت ايران وحاصل كار آنهاست. من در روز 22 بهمن گفتم كه بعد از انقلاب حركت ملت ايران شتاب گرفته و سرعت هم متغير است و هر موقعي فضا آرماني
مي شود، سرعتها خيلي بالاست. بعضيها باور نمي كنند. بعضي از آنها هم كه تكذيب مي كنند، چون با معادلات خودشان مي سنجند، نمي توانند باور كنند،اما ما اينهايي كه مي گوييم روي زمين نشان مي دهيم. همه اينهايي كه من ميخواهم امروز بگويم همه اش روي زمين است. نمي خواهم راجع به عزت ايران حرف بزنيم كه بي نظير است، راجع به اميد و روحيه خودباوري ملت بگويم كه بگويند نه اينها با يك چيز ديگري متر مي كنند. اينها چيزهايي است كه روي زمين است و همه را مي شود نشان داد.
من يك مورد آن را گفتم مثلاً آلومينيوم قبل از انقلاب ظرفيت آن 25 هزارتن و قبل از اين دولت 218 هزار تن و الان 457 هزار تن شده است. شيب را ببينيد كه چقدر تند بالا مي رود؛ يعني در اين سه سال و نيم بيش از همه تاريخ به ظرفيت آلومينيوم اضافه شده ، يعني وقتي فضا انقلابي مي شود، ديگر مدير شب و روز نمي شناسد. آن كارگر هم شب و روز
نمي شناسد.
مثلاً مس قبل از انقلاب 178 هزارتن و تا اين دولت 260 هزارتن و توليد خودرو قبل از انقلاب صدهزار دستگاه بوده كه قبل از اين دولت 970 هزار دستگاه در سال شده و الان يك و نيم ميليون دستگاه است؛ يعني الان ما به سيزده كشور خودرو صادر مي كنيم؛ يعني ايراني كه وارد كننده بود و نمي توانست خودرو بسازد، اولين بار هم مونتاژ مي كرد الان صادر مي كند.
سيمان را كه گفتم2/6 ميليون تن قبل از انقلاب كل توليد سيمان بوده. اول اين دولت 34 ميليون تن ظرفيت و الان 64 ميليون تن و به زودي جشن خودكفايي سيمان در كشور برقرار مي شود و تا 110 ميليون تن هم دارند كارخانه مي سازند و ما جزء صادركنندگان اصلي سيمان به تمام اطراف مي شويم. فولاد هم همين طور قبل از انقلاب 370 هزار تن، اول اين دولت نه ميليون تن و الان پانزده ميليون تن و كك و زغال سنگ كه عمدتاً مصرف ذوب آهن را دارد، اول انقلاب يك ميليون تن، قبل از اين دولت هم يك ميليون تن و الان دو ميليون و بيست هزار تن. يعني كاملاً خودكفا شديم و مي توانيم صادر كنيم. كك هم همين طور اول انقلاب 900 قبل اين دولت 900 و الان 1300.
اينكه مي گويند مردم را [گدا] بار مي آوريد. سال 1381 تا 1383 دريافتي خانواده هاي تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي ثابت مانده. (هشت هزارتومان تا 16 هزار تومان) براي مردم خيلي جالب بود. در بخش وزارت مسكن و شهرسازي اينها را براي وقت ديگري مي گذاريم.
اجازه بدهيد من دو سه عدد بگويم. در بخش تربيت بدني كه شايد براي مردم جالب باشد. كل فضاهاي ورزشي ما از اول تاريخ ورزش تا ابتداي اين دولت 3750 فضاي ورزشي است و در اين دولت 2500 مورد اضافه شده است. شما ببينيد شيب چقدر رشد كرده است. چهارسال قبل از اين دولت مجموعاً يك ميليون و 200 هزار مترمربع فضاي ورزشي درست شده كه 600 هزار مسقف و 600 هزار روباز. در اين دو سال و نيم هشت ميليون مترمربع فضاي ورزشي كه 3 ميليون مسقف و 5 ميليون روباز مثل زمينهاي فوتبال و... .
بگذاريد مدالها را هم بگويم. تا سال 1384 در جهان و آسيا ما مجموعاً 385 مدال گرفتيم و در اين سه سال و نيم 127 مدال يعني يك سوم مدالهاي تاريخ كشور. معنايش اين است كه وقتي روحيه آرماني مي آيد ورزشكار ما هم مي درخشد. مي رود در واليبال جهاني قهرمان مي شود و در آسيا بسكتبالمان براي اولين بار قهرمان مي شود، مي رود المپيك هم همين طور.
گزارشگر:
روحية آرماني كه از اول انقلاب بوده فقط در اين دولت نيست.
رئيس جمهور:
بله، به همين دليل در انقلاب خيلي كار شده است.
گزارشگر:
نه، مثلاًَ مي فرماييد در اين دوره زياد شده و به 127 مورد رسيده است.
رئيس جمهور:
براي اينكه روحيه آرماني در اين سه سال خيلي اوج گرفته و در هر مقطعي كه تقويت شده همين بوده. وقتي جنگ شروع شد فضا را تا سال 1360 تخريب مي كردند و درجنگ پيشرفتي نداشتيم، اما وقتي عوامل تخريب كنندة فضاي آرماني از عرصه سياسي كنار رفتند و فضا كاملاً آرماني شد پيروزيها شروع شد. هميشه همين طور است؛ يعني هر موقعي شما آن غلظت فضاي آرماني را بالا مي بريد، انگيزه ها بيشتر مي شود. به همين دليل من سه مقطع را بيان كردم. قبل از انقلاب اين قدر و در اين فاصله باز وقتي نگاه مي كنيم با قبل از انقلاب قابل قياس نيست و چندين برابر است. البته اينها كار مردم است. همه اين كارها را مردم انجام مي دهند و از آن طرف هم به نفع ماست. بگذاريد يك عدد بگويم و عرضم را تمام كنم كه ببينيد از جهات ديگر هم به نفع ماست.
در گردشگري كه غير از شاخص اقتصادي شاخص امنيت ملي است. باز وقتي فضا انقلابي تر مي شود گردشگري هم رشد مي كند. در سال 1383 8 هزار گردشگر به ايران آمدند و در سال 1386 دوميليون و دويست هزار نفر. برخلاف اين حرفهايي كه بعضيها مي زنند، اتفاقاً در شرايطي بوديم كه سينه به سينه با مستكبرين بوديم و در قضيه هسته اي به سر مي برديم. سروصدا مي كردند كه آقا تحريم مي كنيم، اما نزديك به سه برابر گردشگر آمده. معنايش اين است كه فضاي عمومي دنيا هم اين را مي طلبد. من اين را گفتم براي اينكه اين نتيجه را بگيريم و عرضم راخاتمه بدهم.
روحيه آرماني بركت و لطف خداست. با روحيه آرماني ما مي توانيم با سرعت چند برابر حركت كنيم كما اينكه الان شما مي بينيد. بالاخره من 25-30 سال است كه كارمند دولت هستم. بالاخره معلم بودم يا ... بالاخره كارمند دولتم. من الان مي بينيم كه وزرا و استانداران چگونه كار مي كنند. خب اگر مجموعه مديريت كشوري اين گونه كار كند و مردم هم اين جوري كار كنند، معلوم است كه سرعت چند برابر مي شود. اگر شما اين فضا را از مردم بگيريد و به فضاي ديگري ببريد، سرعت كمتر خواهد شد. من اين را گفتم براي اينكه واقعاً از همه كساني كه بعد از انقلاب و در هر زماني به كشور خدمت كرده اند تشكري كرده باشم به خصوص كساني كه بعد انقلاب با شتاب بالا خدمت كردند به ويژه از همكاران خودم كه بالاخره همه دنبال بهانه هستند كه اينها را بكوبند. من كه بايد تشكر كنم. واقعاً فداكارانه دارند كار مي كنند و از سلامت، جان و همه چيز خودشان مايه گذاشتند تا فاصله ها را زود پر كنند. ما بايد فاصله ها را پركنيم و جلو بزنيم. اين هم نيازمند همدلي و كار است و ما تلاش داريم كه اينها را انجام بدهيم.
گزارشگر:
خيلي ممنون، آقاي رئيس جمهور مجدداً از جنابعالي به خاطر فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد، تشكر مي كنم و خدمت شما و همه دست اندركاران دولت محترم خسته نباشيد مي گويم.
شناسه خبر: 27593
- مصاحبه ها
, متن کامل مصاحبه ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451