- سخنراني در ديدار با خانوادة شهدا و ايثارگران استان بوشهر
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 16:00
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با خانوادة شهدا و ايثارگران استان بوشهر

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 26968 - 

چهارشنبه 27 بهمن 1389 - 21:36

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق زيارت شما عزيزان، خانوادة بزرگ ايثارگران و پرچمداران توحيد و عدالت در عصر حاضر را عنايت فرمود.

عزيزان من! آنچه در جلسة ايثارگران بايد دربارة آن صحبت بشود، بحث ايثارگري و جايگاه ايثارگران و نقشي است که ايثارگران در تاريخ ما و بشريت ايفا مي‌کنند و ديني که ملت ايران و همة ملتها به ايثارگران برگردن دارند.

من در سه مطلب را کوتاه خدمتتان عرض مي‌کنم. مطلب اول دربارة همين جلسه است. البته اينکه چگونه دعوت کرده‌اند، من وارد نمي‌شوم. بايد در اين مورد رسيدگي بشود، اما وقتي که از يک مادر شهيد تجليل مي‌شود و نشانِ ملي ايثار به دست منتخب و خادم ملت به مادر شهيد تقديم مي‌شود، چند معنا دارد:

معناي اول: قدرشناسي ملت ايران است. معناي اين کار اين است که ملت ايران قدر ايثار ايثارگران را مي‌شناسد و خود را مديون ايثارگران و ايثار آنها مي‌داند. معنايش اين است که ما هرچه داريم، از ايثار ايثارگران است. معناي ديگرش اين است که راه عزت، سرفرازي، استقلال و زندگي سعادتمند همين راه است. اگر بناست استقلال، عزت و مسير کمال ملت ايران حفظ بشود، راه آن همين ايثارگري و حفظ فرهنگ ايثارگري است.

ملتي که اهل ايثار است، هرگز لباس ذلت برتن نخواهد کرد. ملتي که اهل ايثارگري است، طعم شکست را نخواهد چشيد. هر اتفاقي در عالم بيفتد، براي آن ملت پيروزي است. حقيقت و ذات پيروزي حرکت در راه ايثارگري است. آن که اهل ايثارگري است، هر اتفاقي بيفتد، پيروز است.

به صحنة عاشورا نگاه کنيد. در عاشورا چه خبر است؟ يک طرف همة دنيا پرستان، خودخواهان و هوا پرستان جمع شده‌اند و دنيا چشم و گوش آنها را کور و کر کرده است و آتش هواهاي خودخواهي و نفساني شعله مي‌کشد و هر يک با وعده‌ و اميدي از منافع دنيا حاضر شده‌اند. هرچه داشته‌اند، به ميدان آورده‌اند.

در طرف مقابل عدة قليلي با امکانات محدود اما دلها وانديشه‌هاي الهي، آمادة ايثار براي خدا و دين خدا و ارزشهاي الهي آمده‌اند.

نبرد آغاز مي‌شود. بالاخره چند ساعت، نصف روز يا يک روز و تمام. عصر عاشوراست. تاريخ عالم مي‌خواهد قضاوت کند. چه کسي پيروز شد و چه کسي شکست خود.

از همان عصر عاشورا معلوم شد که چه کسي پيروز است. به شما نشانه بدهم. يک لشکر چندهزار نفري با هفتاد و چند نفر يا صد يا نود نفر مواجه شده و يکي يکي آنها را کشته است. سر رهبر و فرمانده آن مجموعه را هم از بدن جدا کرده، هفتاد و دو و يا هفتاد و چند بدن مطهر بي‌سر روي زمين چه خطري دارند؟ چه اتفاقي افتاد که فرمانده لشکر دنيا طلبان دستور مي‌دهد که با اسبها بر بدنها بتازيد؟ چه شده است؟ آيا اين نشانة پيروزي نيست؟ بدنِ بر زمين افتاده هم علم بلند عزت و پيروزي است.

او دارد پيروزي طرف مقابل را مي‌بيند. مي‌گويد با اسب بتازيد شايد اين پيروزي را به شکست تبديل کنيد. مي‌گويد همة عقده‌ها و کينه‌ها را بيرون بريزيد، بلکه اين علم را بشکنيد. علم شکستني نيست. روي زمين افتاده، اما برافراشته است. سر از بدن جدا شده اما پيروز است. از همان لحظه هم فهميده‌اند که اينها پيروز شده‌اند و تا امروز همه پيروزند. چه اثري از دشمنان عاشورا و کربلا مانده است؟ اصلاً کسي که در مسير ايثارگري است، هر لحظه پيروز است. بالاتر بگويم، هر لحظه شهيد است.

شهيد يعني چه؟ چند معنا گفتند. اول اينکه پرده‌ها از مقابل چشمش کنار رفته است و افق بالاتري را نگاه مي‌کند و حقايق بيشتري را مي‌بينيد. پس بعضي‌ از پرده‌ها را مي‌بيند و مي‌فهمد در عالم چه خبر است. معناي ديگرش اين است که دارد گواهي و شهادت مي‌دهد. به چه؟ مرز بين حقيقت و باطل و راه درست و راه انحرافي. زندگي و رفتار و کلمات تک تک شهدا و جانبازان و ايثارگران، معرفي مسير درست در برابر مسير انحرافي است. تمام زندگي‌شان شهادت بر حقانيت راه پيامبر و اهل بيت پيامبر است. هر لحظه شهيدند. اگر ملتي بخواهد سرافراز زندگي کند، راه اين است.

در اين 32 سال چه اتفاقي افتاد؟ برگرديم و تاريخ را ببينيم. آنهايي که بزرگ‌تر جلسه هستند، يادشان مي‌آيد، 33، 34 سال قبل در همين بوشهر، همين ايران، منطقة خليج فارس و خاورميانه چه خبر بود، چه سياهي و ظلمتي بر عالم حاکم بود؟ آيا کسي اجازه داشت و به او فرصت مي‌دادند که به عزت، کمال، عدالت و احترام به انسانها و استقلال فکر کند؟

دو ابرقدرت شيطاني بر دنيا حاکم بودند، مثل دو تيغة قيچي براي زدن کمر بشريت و ارزشهاي الهي بر همة دنيا حاکم بودند. کسي نمي‌توانست نفسي بکشد و همه در ضعف و تحت فشار بودند. در همين ايران چه خبر بود؟ همه را له کرده بودند. ثروتها، فرهنگها و حيثيتها غارت مي‌شد. تا اين که انقلاب شد و مکتب ايثارگري بين ملت ما احيا گرديد. امام آمد و ملت ايران پشت سر امام طعم شيرين ايثار را چشيد. نسيمي از عاشورا و کربلا در ايران وزيد. روحيه و فرهنگ ايثارگري بر ايران حاکم شد. حالا يک دوره جنگ بود، تمام. اما از آنجا که روحية ايثارگري باقي ماند، مسير پيروزيها و ترقيها ادامه يافت و به فضل الهي از اين به بعد تا رسيدن به قلة آخر ادامه پيدا خواهد کرد.

چه اتفاقي افتاده است؟ يکي از آن دو ابر قدرت به جهنم رفت ، تمام. دومي هم که فکر مي‌کرد شکست ناپذير است، و دهها سال تبليغ کرده بودند که اينها خداي روي زمين‌اند و مشکلي نيست که نتوانند آن را حل کنند، اصلاً به مشکل بر نمي‌خورند و هر تصميمي در دنيا بگيرند، آن تصميم را اجرا خواهند کرد. اين گونه خودشان را تبليغ کرده بودند. امروز ببينيد به کجا رسيده‌اند. آن يکي رفت و به فضل الهي اين ابر قدرت فاسد دوم هم به دنبال آن به جهنم واصل خواهد شد.

وضع آنها را در دنيا مي‌بينيد. روزي مي‌نشستند و کسي را به حساب نمي‌آوردند. چند وقت پيش وزير خارجه‌شان آمده ‌بود و با يکي از وزراي خارجه کشورهاي حاشية خليج فارس جلسه داشت. وزير خارجة همان به اصطلاح ابرقدرت دربارة ايران حرفي زد، من در تلويزيون ديدم که وزير خارجة اين کشور حاشية خليج فارس هم جوابش را داد و گفت نه خير، ما حرف شما را قبول نداريم.

آنها در کاخ‌شان مي‌نشستند، خودشان هم تماس نمي‌گرفتند و منشي آنها پيغام مي‌داد که شما بايد اين کار را انجام بدهيد، انجام مي‌شد و در همه جاي دنيا به همين ترتيب بود.

امروز به کجا رسيده‌ايم؟ آن کشورهاي کوچکي هم که در مناسبات سياسي دنيا به حساب نمي‌آمدند، الان ديگر براي اين ابر قدرت‌ تره هم خرد نمي‌کنند.

اينکه سراسيمه به منطقة ما آمده‌اند و دارند دخالت مي‌کنند و تصميم مي‌گيرند و با بعضي از اين کشورها اظهار همراهي مي‌کنند، اينها نشانة قدرتشان نيست. نشانة عقب‌روي و پس روي آنهاست. آنها کي حاضر بودند بيايند با بعضيها در کنار هم پشت ميز در شرايط برابر بنشينند؟ خودشان را خدا مي‌دانستند.

امروز آن وضع اقتصادي‌شان است. دور هم مي‌نشينند، عقلهاي ناقص‌شان را روي هم مي‌گذارند و مي‌خواهند به ملت ايران فشار بياورند و مي‌گويند ملت ايران را تحريم کنيم و بعد هم مصاحبه مي‌کنند و مي‌گويند ما تحريمهاي فلج کننده عليه ايران اعمال کرده‌ايم. عجب! ايران را تحريم کرديد، خودتان دچار بحران اقتصادي مي‌شويد! به طرف ما شليک کرديد، خودتان زخمي شديد!

آن وضع اقتصاد، سياست، فرهنگ و قدرت نظامي‌شان است. به کجا رسيده‌اند؟ وقتي 32 سال را ترسيم مي‌کنيم، درست است که آنها زياد سرو صدا مي‌کنند، حرف مي‌زنند و ادعا مي‌کنند، اما وقتي مسير ملت ايران را مي‌بينيم، مي‌بينيم که مسير ملت ايران صعودي است و مرتب پله پله بالا رفته و مسير دشمنان ملت ايران نزولي است و ان‌شاءالله به زودي زود همة آنها به درة ذلت سقوط خواهند کرد.

چرا ملت ايران به اين پيروزيها دست يافته است؟ شما مي‌دانيد. امروز نام ايران و ملت ايران در عالم مي‌درخشد. به هر جاي دنيا سفر کنيد، به محض اينکه بگوييد من ايراني‌ام، به شما احترام مي‌گذارند. حتي در کشورهايي که دولتهاي آنها پرچمدار دشمني با ملت ما هستند، شما وقتي بين مردم مي‌دهيد، تا مي‌فهمند ايراني هستيد مي‌گويند بارک‌الله به ايران!

اين عزت روز افزون، اين پيروزيهاي پي‌‌درپي، آنها تصميم گرفته بودند کاري کنند که ايران نتواند حتي سنجاق قفلي بسازد. وقتي مي‌گويند تحريم، يعني همين. يعني نمي‌خواهيم ايران پيشرفت علمي کند. اما چه اتفاقي افتاده است. امروز ايران در عرصة هوا فضا، بيوتکنولوژي، درمانها، سلولها، از نظر علمي به جايي رسيده‌ايم که بعضي از اندامهاي بدن را از طريق کشت سلولي مي‌توانيم بسازيم و در آيندة نزديک ان‌شاءالله وارد بازار مي‌شود، يعني سلول بند ناف (سلول پايه) را مي‌گيرند  و مي‌توانند با آن کليه و کبد بسازند و اين پيشرفت خيلي بزرگي است.

اخيراً به نمايشگاهي رفتيم و ديديم جوانان جمع شده‌اند، چقدر ماهواره ساخته‌اند. دستگاههاي کنترل و هدايت ماهواره، خود ماهواره، تجهيزات ماهواره؛ همه‌اش ساخت ايران.

آنها مي‌خواستند ما عقب افتاده بمانيم. چه شد که امروز داريم در قله‌هاي علمي حرکت مي‌کنيم؟ همة اينها عزيزان من حاصل حفظ فرهنگ و روحية ايثارگري است. همة ملت بايد اين را حفظ کند.

اگر ملتهاي ديگر هم مي‌خواهند طعم عزت و پيروزي را بچشند، بايد به مسير ايثارگري بيايند. آن روحيه‌اي که نشاط و اميد يک ملت را حفظ مي‌کند، روحية ايثارگري است. هيچ قدرتي در جهان قادر نيست يک انسان، چه برسد به يک ملت، را که آمادة فداکاري است، بشکند يا شکست بدهد. همة قدرتهاي نظامي و همة سلاحهاي پيشرفته در برابر انساني که آمادة ايثارگري است، شکست خورده و از کار افتاده‌اند. اين درسي است که ملت ايران امروز به همة بشريت ارائه مي‌کند و درسي است که ملت ما از مکتب پيامبر عزيز و آل پيامبر گرفته است. ايثارگري ميراث انبيا و پيامبر اکرم و اهل بيت گرامي پيامبر است.

و بدانيد تا زماني که اين ‌هست، ما پيروزيم. تا زماني که اين هست، قله‌هاي پيشرفت را يکي پس از ديگري فتح خواهيم کرد و تا زماني که اين هست، اين قدرتهاي دشمن که چيزي نيستند. اگر همة شياطين و فرعونها و فاسدان تاريخ را هم بسيج کنند و با هم همراه بشوند، باز هم در برابر ملت ايران هيچ غلطي نمي‌توانند بکنند.

البته توجه داشته باشيم خود فرهنگ ايثارگري يک عنايت از ناحية خداي متعال است. عنايتي که از طرف خدا و به واسطة انسان کامل، امام عصر (عج) به ملت ايران عنايت شده است. وصيتنامة شهدا را ببينيد، تقريباً همه شان وقتي مي‌خواهند علت رفتن خود را ذکر کنند، نام و يادي از مولايمان، حضرت صاحب‌الزمان (عج) دارند. مي‌گويند ما به عشق او مي‌رويم. مي‌رويم که او بيايد. مي‌رويم که امام راحل تنها نباشد. تمام، خلاصه و عصارة وصيت شهدا دعوت ما و بشريت به خط نوراني ولايت و امامت است. اوست که يک ملت را حفظ مي‌کند و ضامن ايثارگري است.

ببينيند، در دنيا چه خبراست! کشورهايي داشتيم که در تاريخ خوانده بوديم که براي استقلال و عزت‌شان يک ميليون شهيد داده‌اند. من با مسئولين آنها صحبت کردم. گفتند اين يک ميليون غلط است، ما دو و نيم ميليون کشته داده‌ايم، اما هيچ يک مثل ملت ايران عزيز و مقتدر و سربلند نيستند. اين جور مستقل نيستند که جلو همة دشمنان بايستند و آنها قادر نباشند کوچک‌ترين چيزي را بر آن ملت تحميل کنند. چرا اين طوري است؟ براي اينکه در اين سرزمين عطر وجود نازنين اما عصر (عج) در دلها و انديشه‌هاي ملت ايران جاري است.

کسي که به مسير امامت و ولايت وصل شد، در واقع به خدا متصل شده است و پشتوانة او قدرت خداست و کسي که به خدا متکي باشد، شکست ندارد. آفرين بر شما. آفرين بر خانوادة بزرگ ايثارگران استان بوشهر.

سي و دو سال، سي سال، بيست و پنج سال، بيست سال تحمل کرديد و ايستاديد و مقاومت کرديد. مي‌خواهم از زبان شما يک کلام خطاب به بدخواهان ملت ايران بگويم:

اول بگذاريد حال شما را بگويم. آدميزاد و انسان اين طور است. کسي که يک هزار توماني گم مي‌کند، تا مدتي طولاني غصه مي‌خورد. يک تسبيح گم مي‌کند، غصه‌اش مي‌شود. حالا جلوتر بياييم، کسي عزيزي را از دست مي‌دهد، مگر فرامش شدني است؟ بيست، سي و پنجاه سال بگذرد، ياد عزيز مگر از دل آدم مي‌رود؟ کسي فرزند، همسر و برادري را از دست داده، مگر فراموش شدني است؟

ديديم اين دختر عزيز ما آمد، بعد از بيست و چند سال چگونه با پدرش صحبت کرد؟ مگر مي‌شود سوز از دست دادن يک پدر از دل فرزند بيرون برود؟

مگر مي‌شود يک همسر، يک برادر، يک خواهر، يک پدر، يک مادر داغ از دست دادن عزيزانشان را فراموش کنند؟ نشدني است.

بيست و چندسال خانوادة شهيدان، اين سوز را در دل خودشان تحمل کرده‌اند. جانبازان ما هر روز و هر لحظه شهيد شدند، هم شهادت را چشيدند و هم رنج جانبازي را چشيدند. آزادگان ما همين طور.

من مي‌خواهم از زبان شما به آنها بگويم، گوشهايتان را باز کنيد، بيست و چند سال گذشته است و اين همه تحمل. اگر خيال مي‌کنيد که اين مردم ذره‌اي سست شده‌اند، اشتباه مي‌کنيد. امروز اين مردم براي پيگيري اهداف شهدا و جانبازان و آزادگان بسيار مصمم‌تر، هوشيارتر و مقاوم‌تر وسط صحنه ايستاده‌اند و آرزوي يک ميليمتر …

[ صحبت يکي از حضار]

بنده کوچک شما هستم. به درستي اشاره کرديد و شما مي‌دانيد که اجراي عدالت و کشيدن از حلقومها سخت‌ترين کار است، مي‌ببينيد که چقدر دارند فشار مي‌آورند. اما من به شما مي‌گويم، اين خادم شما در کنار شما ايستاده‌است.

عزيزان من! عدالت يک تعهد و ميثاق الهي است و سخت‌ترين کار پيامبران و مصلحان تا امروز اجراي عدالت بوده است. وقتي مي‌خواهي عدالت را اجرا کني، همة دنيا پرستان جلو شما صف مي‌کشند. شهداي ما براي چه شهيد شدند؟ شهيد راه عدالت‌اند. آنها زور مي‌گفتند، ما زير بار زور نرفتيم. آنها مي‌خواستند ظلم کنند، ما زير بار ظلم نرفتيم و بر عدالت تکيه کرديم.

امروز هم بايد اين را دنبال کنيم. بدانيد، به عنوان کوچک شما هرگوشة کشور ظلمي باشد، در حد توان، در کنار شما، چه بوشهر باشد و چه هر جاي ايران، به پيروي از شهيدان و امام شهيدان ايستاده‌ايم تا ان‌شاءالله دست غارتگران و پارتي بازان و تجاوزگران را با هم قطع کنيم و اينها را پاک کنيم.

دوم، شما بهترينهايتان را براي اين انقلاب داده‌ايد. به فضل الهي مسير ما صعودي است. مشکلات و ضعف داريم، اما خداي متعال اراده کرده است که پرچم عزت اين ملت هميشه بر افراشته باشد. کسي به من گفت اين را از کجا مي‌گويي؟

گفتم به صد دليل. دليل قرآني مي‌خواهي، بياورم. حديث مي‌خواهي، بياورم. منطق و استدلال مي‌خواهي، بياورم. ملت ما بيش از همة تاريخ براي پرچم توحيد و عدالت، شهيد داده و ايثارگري کرده است.

شما شهداي تاريخ توحيد را با هم جمع بزنيد، به اندازه شهداي ملت ايران نيست. ما داريم معادلات دنيا را مي‌بينيم. خزانة خدا از انسانهاي مؤمن و صالح پر است.

بدانيد اين راهي که امروز باز شده است ان‌شاءالله به فضل الهي تا پيروزي نهايي و حاکميت جهاني و قطع شدن همة دستها و نابودي همة ابر قدرتها و پاک شدن زمين و ايران از فساد و فاسدان به لطف خدا ادامه خواهد يافت و هيچ توقفي اتفاق نخواهد افتاد.

من کوچک شما و خاک پاي خانوادة شهيدان تا لحظه‌اي که جان در بدن دارم، به لطف خدا در همين مسير مبارزه با طاغوتها و طاغوتچه‌ها و فاسدان و دست‌اندازها و قلدرها و سودجويان و پارتي بازان در کنار شما خواهم بود و اميدوارم خداي متعال ما را در زماني که مورد رضايت امام هستيم، به شهدايمان ملحق بفرمايد.



 

موفق و سربلند و پيروز باشيد


شناسه خبر: 26968  

- سفرهای استانی دور سوم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی