
سخنراني درديدار با مردم استان بوشهر
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 26965 -
چهارشنبه 27 بهمن 1389 - 12:27
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم که يکبار ديگر توفيق زيارت چهرههاي نوراني و مصمم و انقلابي شما مردم سرافراز استان بوشهر را عنايت فرمود.
استان بوشهر سرزمين مردمان بيدار و مجاهد است؛ خطۀ پيش قراولان ملت ايران در مبارزۀ با استعمار و چپاولگران جهاني است. اگر فداکاري و دلاوري و از خود گذشتگي شجاعان، علما، مجاهدان و مردان و زنان غيور اين ديار نبود، سرنوشت ديگري براي ملت ايران رقم خورده بود.
مردم اين استان مرزباناني امين براي مرزهاي فرهنگ، عزت و استقلال ايران زمين هستند. مردم اين سامان معرف آزاديخواهي و استقلال طلبيِ همۀ ملت ايران هستند. ايمان و هشياري، مهمان نوازي، خونگرمي و مجاهدت مستمر از ويژگيهاي برجستۀ مردم استان بوشهر است.
بوشهر مهد پرورش عالمان عالم و شجاع و جوانان مؤمن و انقلابي است. مردم بوشهر در طول تاريخ و به ويژه امروز براي همۀ ملت ايران مفيد و نافع بودهاند. دلهاي دريايي، همتهاي آسماني و ارادههاي مستحکم و انديشۀ نوراني، بوشهر و استان بوشهر را در مسير پيشرفت و کمال قرارداده است و به فضل الهي تا بالاترين حد شايستگي حرکت خواهند کرد.
استان بوشهر در کنار خليج فارس چون نگيني درخشان همواره نور عزت، هدايت، معنويت را منتشر کرده است و تا بوشهريهاي عزيز هستند، که خواهند بود، اين خليج نيلگون همواره خليج فارس و موجب عزت ايران خواهد بود.
سلام خدا بر عالمان و فقيهان و انديشمندان اين استان، سلام خدا بر شهيدان و جانبازان، آزادگان و ايثارگران، سلام خدا بر اديبان و هنرمندان و قهرمانان و ورزشکاران استان بوشهر. سلام خدا برکشاورزان، عشاير غيور، صيادان، صنعتگران، کارگران، کسبه و بازرگانان، سلام خدا بر فرهنگيان و دانشگاهيان و دانشجويان و دانش آموزان بوشهري.
و بالاخره سلام خدا بر جوانان برومند استان بوشهر، دختران عفيف و هنرمند و پسران شجاع و غيرتمند اين استان. خدا را سپاسگزارم که توفيق زيارت شما را عنايت کرد. من هم شما را دوست دارم و از صميم قلب به تک تک شما عشق ميورزم.
اجازه بدهيد دو نکتۀ کوتاه را قبل از شروع عرايضم بگويم. شاهد بوديد که امام جمعۀ محترم و مسئولين استان اين افتخار را به اين خادم و فرزند کوچک ملت ايران دادند که نمونۀ لباس دليران تنگستان و شهيد رئيس علي دلواري را بپوشم. من قبلاً به مزاح و البته جدي عرض کردهام که به لطف خدا و پشتيباني ملت، در هيچ عرصهاي، در هيچ قراردادي و در هيچ صحنۀ بينالمللي تا الان کسي نتوانسته است که کلاه سر نمايندۀ ملت ايران بگذارد، اما با افتخار و عزت، کلاه مردم بوشهر و دليران تنگستان را به نشانۀ شرف و افتخار روي سرم ميگذارم.
اين لباس، لباس غيرت، وطن دوستي، ايمان، شجاعت و لباس شيرمردان و شيرزنان استان بوشهر است.
اما سؤال موعود و هميشگي؛ به من گفتند شما از ساعتها اينجا منتظر هستيد. الان ساعت چند است؟ از ساعت چند اينجا هستيد؟ ساعت 7. چندين ساعت اينجا هستيد، لابد خسته شديد؟[حضار: نخير] خسته نشديد. مطمئن باشم. کي خسته است؟[حضار: دشمن]. براي سلامت و عزت خودتان صلوات برمحمد و آل محمد.
عزيزانم دو سه مطلب را سعي ميکنم فشرده و کوتاه خدمتتان عرض کنم.
مطلب اول، درسي از مکتب پيامبر عزيز اسلام است. مطلب دوم، نگاهي به وضعيت جهان و ان شاءالله مطلب سوم، دربارۀ سازندگي ايران و ساختن استان قهرمان بوشهر خواهد بود.
در سفرهاي قبلي به استانهاي مختلف، برخي از ويژگيهاي دولت اسلامي را بيان کردم؛ توجه به توحيد و کلمۀ توحيد، توجه به ولايت و امامت به عنوان حلقۀ اتصال با آسمان و هدايت، عدالت محوري، مهرورزي، حفظ کرامت انساني، دفاع از حقوق مردم، دفاع از مظلوم و ظلم ستيزي، خدمت به مردم و تلاش براي پيشرفت و اعتلاي کشور، تلاش براي حفظ عزت ملت و عزت ملي، تلاش براي ساختن جامعۀ نمونه و الگو و اقامۀ نماز.
در بحث نماز به دو نکته اشاره کردم؛ اول اخلاص است که شرط قبولي نماز است. نماز هر چقدر خالصتر براي خدا مقبولتر و سازندهتر. نماز مثل لکوموتيو حرکت انسان و انديشه و ايمان است، که به جلو حرکت ميکند و پشت سر بقيۀ زندگي، انديشه، نيتها و تلاشهاي انسان را ميکشد و جلو ميبرد. اگر نماز براي خدا باشد، همۀ زندگي انسان براي خدا خواهد شد.
نکتۀ دومي که اشاره کردم، تکبير است. نماز بعد از نيت که اخلاص است، با تکبير آغاز ميشود؛ يعني خدا بزرگ است، خدا بزرگتر است، هر کس خدا را بزرگتر بشناسد به اقيانوس بيپاياني متصل ميشود که هيچگاه احساس ضعف و اندوه و نگراني نميکند. همۀ قدرتها را زير پاي خودش ميبيند و خود را در بالاترين قلۀ عزت و کمال پيدا ميکند.
امروز ميخواهم به يک نکتۀ سوم و کوتاه اشاره کنم؛ بعد از تکبير، نماز با بسم الله الرحمان الرحيم آغاز ميشود؛ بسم الله يعني به اسم الله، يعني هر اقدامي براي خدا، به سوي خدا، با هدف رسيدن به خدا و با اتکاي به يک اسم خدا انجام ميشود. کاري که با بسم الله انجام شود يعني منطبق بر سنتهاي الهي است؛ يعني در مسير کمال است. هدفگذاري در انجام کارها به کار انسان هويت و مفهوم ميبخشد. کار را براي چه هدفي ميخواهيم انجام بدهيم؟ با اتکاي به کدام نيرو و قانون حاکم بر هستي ميخواهيم کار را انجام بدهيم؟ نتيجه متفاوت است. اگر کار به اسم خدا يعني منطبق بر يک کلمۀ الهي، يک صفت خدا و اسم خدا انجام بشود.اگر کار براي رسيدن و رضاي خدا انجام بشود، معنا و مفعوم کار و نتيجۀ کار متفاوت است.
دو نفر براي امرار معاش تلاش ميکنند. هر دو به دنبال يک نتيجه هستند: کسب درآمد و تأمين زندگي. اگر يکي آن را فقط با نيات دنيايي انجام بدهد و براي هدف آسماني، نيت خدايي، و با اتکاي به اسماي الهي و براي رضاي خدا انجام ندهد، نتايج کار محدود، اندوه آور و شکننده است و باقي نخواهد ماند. فاني و فناپذير است، از بين ميرود. موجب امنيت و آرامش، محبت و دلبستگي و عشق در خانواده نخواهد شد.
اما کس ديگري که همان کار را انجام ميدهد اما براي خدا، کسب رضاي خدا و رسيدن به جوار قرب الهي، براساس اسماي الهي، و به اسم الله آن کار را انجام ميدهد، هدف متفاوت ميشود. درست است که او هم درآمد خواهد داشت، اما اين درآمد موجب کمال، سلامت، آرامش و تقويت عشق و محبت و دلبستگي و گرمي در خانواده است. موجب ارتقاي سطح ايمان و معنويت و کمال خانواده است. کارها با بسم الله انجام ميشود. به اسم خدا.
خداي متعال اولين فرماني که به پيامبر داد اين بود. اقراباسم ربک؛ بخوان به اسم پروردگارت. يعني با بسم الله کار را شروع کن. وقتي کار را با بسم الله شروع ميکنيم، يعني در مسير الهي قرار ميگيريم. هر عملي که در مسير الهي قرار بگيرد، آن عمل ماندگار است و عملي که در مسير غير الهي باشد فنا شدني، نابود شدني و و غيرماندگار است.
ما اگر ميخواهيم باقي بمانيم، ميخواهيم اعمالمان باقي بماند و آثار مثبت و سازندۀ اعمال ما باقي بماند، بايد کار را با بسم الله آغاز کنيم. وقتي کاري با بسم الله آغاز ميشود، کنندۀ کار با همۀ ملائکه الهي و همۀ جزئيات عالم آفرينش همراه ميشود و همۀ قوانين و سنتهاي خدا پشتيبان و حامي او ميشوند. کاري که با بسم الله آغاز ميشود هرگز شکست نخواهد داشت.
عزيزان من! نمازترين تمرين زندگي متعالي است. نماز چهارچوب و مکتب يک زندگي موفق، پاک و ماندگار است. نماز الگو و راهنماست.
چگونگي نماز يک فرد نشان دهندۀ چگونگي زندگي آن فرد است. هر چقدر نماز خالصتر، براي خدا و با توجه بيشتر به خدا و با بسم الله حقيقي برگزار شود، به همان ميزان انسان بالا ميرود و استعدادهاي الهي در انسان شکوفا ميشود.
يک جملۀ ديگر بگويم و عرضم در اينجا تمام است. اسماي الهي چه هستند که خداي متعال ميگويد با بسم الله و اسماي الهي شروع کنيد. شما با زيارت جوش کبير آشنا هستيد. آنجا اسماي الهي است. هزار اسم خدا؛ علم، حکمت، قدرت، رأفت، رحمت، ستاريت، خلاقيت؛ اينها همه اسماي الهي است.کسي که به اسم خدا کار را آغاز ميکند، يعني به دنبال علم است، ميخواهد کحار را با علم انجام بدهد. به دنبال حکمت است ميخواهد کار را با حکمت انجام بدهد. به دنبال قدرت است، ميخواهد کار را با قدرت و درست انجام بدهد. کار را با محبت و عشق انجام بدهد؛ براساس علم، حکمت و قدرت خدا کار را انجام بدهد. وقتي بسم الله ميگوييم يعني هيچ علمي، حکمتي، قدرتي و محبتي در عالم جز از ناحيۀ خداي متعال نيست و اگر به دنبال علم و حکمت و عشق و عزت و کمال و خلاقيت هستيم، بايد از طريق پيوستن به خدا، از راه کار کردن براي خدا و از طريق خالص کردن نيتها براي خدا، آن را دنبال بکنيم.
عزيزان من! هيچ هدف و مقصدي جز خدا و براي خدا اصالت ندارد. آدم ميتواند زندگي شخصي خود، حتي لذتهاي مشروع و پاک شخصي خود را هم براي خدا قرار بدهد و با بسم الله غذا بخورد، لذت ببرد، مسافرت کند، تفريح کند و از همۀ نعمتهاي الهي استفاده بکند.
فرق است بين لذتي که با بسم الله به دست بيايد با لذتي که با غير بسم الله به دست بيايد. تمام هدفهاي دنيايي اگر با بسم الله باشد، ماندگار است، برکت دارد و انسان را بالا ميبرد و اگر براي غير از خدا باشد، وبال گردن است با بسم الله گفتن عمل انسان با حقيقت پيوند ميخورد و موجب پيشرفت و تعالي انسان خواهد شد.
وقتي که نماز را با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز ميکنيم، داريم ميگوييم اي خداي بزرگ هيچ کاري نيست که خارج از دايرۀ ارادۀ تو انجام بشود. اي خداي بزرگ هيچ نعمتي نيست که غير از ناحيۀ تو يا از ناحيۀ غيرتو نازل بشود. اي خداي بزرگ هيچ کمال و موفقيتي نيست جز اينکه از ناحيۀ تو است. هيچ قوت و حرکتي در عالم نيست مگر اينکه از ناحيۀ قوت و حرکت تو ناشي ميشود.
عزيزان من! ما مأمور به برپايي نماز هستيم. برپايي نماز دو وجه دارد. يک، عبادت نماز است. در عبادت نماز به خدا نزديک ميشويم و تمرين ميکنيم. دو، اقامۀ نماز در زندگي است؛ يعني پياده کردن ويژگيهاي نماز در زندگي روزمره. اگر جامعهاي به آنجا برسد که آحاد مردم کارهايشان را براي خدا انجام و به اسم الله انجام بدهند، جامعه چه خواهد شد. يک مثال ميزنم. يکي از اسماي الهي رحمت است. ما ميگوييم بسم الله الرحمن الرحيم؛ اگر به اسم خدا کار را شروع کنيم بايد در دلمان نسبت به ديگران رحم و محبت باشد. جامعهاي را تصور کنيد که دلهاي تک تک مردم سرشار از محبت نسبت به يکديگر است. پدر و مادر يکديگر را، فرزندان را و آنها پدر و مادر را و آحاد جامعه يکديگر را دوست بدارند. در دلها محبت و رحم باشد. به نسبتي که در دلها محبت و رحم هست، مشکلات جامعه برطرف ميشود و به نسبتي که دلها از محبت و عشق نسبت به ديگران خالي است، به همان ميزان در جامعه مشکلات، کينهها، بد اخلاقيها، فاصلههاي طبقاتي و مشکلات ايجاد ميشود.
ما خدا را سپاسگزاريم که ملت عزيز ايران و مردم سرافراز استان بوشهر پرچمداران کار براي خدا، اقامۀ نماز حقيقي و ترويج علم و حکمت و عدالت در جهان هستند.
عزيزان من! ميبينيد که مشکلات امروز بشر براي اين است که عدهاي خود را از مسير خدا منحرف کردهاند؛ ثروتهاي دنيا و مراکز قدرت دنيا را در اختيار گرفتهاند و بدون اينکه کارهايشان براي خدا و به اسم رب و با بسم الله باشد، به اسم شيطان، نفس خودشان و هواهاي نفساني خودشان ميخواهند امورات دنيا را اداره کنند. کسي که با اسم شيطان و شيطان براي خودخواهيهاي خودکار ميکند، حاصل عملش جنگها، اشغالگريها، کشتارها، تحقيرها و ضربهزدنهاي سنگين به اقتصاد، فرهنگ و شخصيت ملتهاست.
ميبينيد که آن آقا براي نجات اقتصاد ورشکستۀ امريکا با يک مقدمهسازي فريبکارانه در 11 سپتامبر و تخريب برجهاي دوقلو، به افغانستان و عراق لشکرکشي کرد. حاصل آن کار شيطاني چه بود؟ بيش از يک ميليون انسان تا امروز کشته شدهاند و ثروت ملت افغانستان، عراق، داراييهاي مردم، خانه و کاشانه مردم، جانها و نواميس مردم زير پاي انسانهاي خشن و بيرحم شيطاني له شد.
آنها براي اميال شيطاني خودشان رژيم صهيونيستي را بر منطقۀ ما تحميل کردند. ببينيد چه ميکنند؟ قريب چهار سال است مردمي مظلوم تحت محاصره هستند، آب و غذا و داروي کافي و مناسب ندارند و گلولهها و بمبها روي سرآنها خالي ميشود. امروز هم که به ظاهر رنگ عوض کردهاند و شعار طرفداري از ملتها را سر دادهاند و ميخواهند به اصطلاح از ملتهاي منطقه، ملتهاي عربي و مسلمان حمايت کنند، باز دنبال فريبکاري جديدي هستند.
دقت کنيد، ملت ايران هم دقت کند؛ آنها فهميدهاند که در دل ملتهاي منطقۀ ما و در دل ملتهاي عالم يک انرژي سنگيني عليه فاسدها وشيطان صفتها براي مطالبۀ عدالت، حق حاکميت، مطالبۀ آزادي و عزت و کرامت انباشته شده است. دنبال اين هستند که اين انرژي را منحرف و مديريت کنند و خودشان سوار بر موج بشوند و آن وضعيت گذشتۀ برخي ديکتاتوريهاي حاکم در جهان را به شکل ديگري، به نام ديگري و با تابلوي ديگري دوباره بر ملتها حاکم کنند. آنها به دنبال اين طراحي پيچيده هستند. آنها ميخواهند رژيم صهيونيستي را نجات بدهند. ميخواهند با فريبکاري و اصلاحات جزئي بگويند شما يک قدم عقب برويد و آنها چهار تا شهرک را نسازند، شما هم دست از بخش مهمي از فلسطين برداريد و با همديگر صلح کنيد وقال قضيه را بکنيم تا اين رژيم منحوس که مأموريتي جز فتنه و تهاجم و تخريب کشورهاي منطقه ندارد، دوباره بماند.
من ميخواهم دو نکته را بگويم. عنايت کنيد، اول، ما هميشه گفتهايم و امروز هم ميگوييم که آزادي بيان، حق تعيين سرنوشت، آزادي مطالبۀ عدالت و عزت حق ملتهاست. ملتها بايد حاکمان و مديران خودشان را انتخاب بکنند. ملتها هستند که بايد بگويند در يک کشور چه اتفاقي بايد بيفتد و در چه مسيري حرکت بکند و برنامههاي آنها چه باشد و مواضع يک کشور در عرصههاي بينالملل چگونه باشد. اين حق ملتهاست.
شما ببينيد هر جاي دنيا که ديکتاتوري هست، وابسته به همين کساني است که شعار آزادي و دموکراسي ميدهند و هر چه ديکتاتورتر، وابستهتر و از ناحيۀ آنها مورد حمايت بيشتري است.
ديکتاتورها به نسبت ديکتاتوري از يک طرف از ملتهايشان جدا ميشوند و منفور ملتهايشان ميشوند و از سوي ديگر وابسته به قدرتهاي استکباري ميشوند.
شما نقشۀ دنيا را در ذهنتان تصور کنيد، حاکمها را در ذهنتان بياوريد؛ هر جا هر ديکتاتوري هست، مورد حمايت مستکبران هست و هر چه ديکتاتورتر است بيشتر حمايت ميشود.
البته همه بايد توجه کنند آن چيزي که ما در اين 60،70 سال از دولتمردان امريکايي ديديم، بيوفايي و ناجوانمردي است. ديکتاتورهايي که خودشان را براي امريکا فدا کردند، اوامر او را اجرا کردند، هر موقعي که به مشکل برخورد کردند، آمريکاييها اول کاري که کردند آن ديکتاتورها را قرباني کردند براي اينکه خودشان را نجات بدهند.
صدام براي خودشيريني در مقابل مستکبران چه جنايتها که نکرد؟ اما وقتي منافع همين مستکبران به حذف صدام بود، يک ثانيه هم او را تحمل نکردند؛ با يک طراحي او را از صحنه برداشتند و نابودش کردند. چقدر از شاه خائن ديکتاتور وابسته اين سرزمين حمايت کردند، اما وقتي شعارهاي خشم ملت ايران برافروخته شد، حتي حاضر نشدند او را در کشورهاي خودشان پناه بدهند و از او حمايت بکنند. اين بيوفايي آنها است.
اما ميخواهيم يک جمله از زبان شما به آنها بگويم: دورهاي که بخواهيد ملتها را فريب بدهيد گذشته است، دورهاي که سيستمهايي در بست در خدمت شما، نوکر شما، وابسته به شما باشند، آنها را با دغلکاري، فريبکاري، دروغگويي و سوار شدن برموج حرکتهاي مردمي جابه جا کنيد، و سيستم و اساساً وابستگي به خودتان را حفظ کنيد، گذشته است. بايد به خودتان بياييد. شما آخر خط هستيد.
بايد راهتان را عوض کنيد. دو راه بيشتر نداريد. راهي که به نفع شما است و آيندۀ شما را تضمين ميکند، اين است که به اقيانوس ملتها بپيونديد، فريبکاري را کنار بگذاريد، صداقت پيشه کنيد، قانون را بپذيريد، به ملتها احترام بگذاريد و با ملتها همراهي کنيد. اين به نفع شماست.
اما راه دوم ادامۀ استکبار و دغلکاري است. من از زبان مردم استان بوشهر به نمايندگي از ملت ايران به شما مي گويم، اگر راه دوم را انتخاب کنيد، ملتهاي عالم بيدار شدهاند، دست قدرت خدا از آستين اين مردم بيرون ميآيد و شما را از کاخهايتان به زير و به ذلت خواهد کشيد.
در موضوع هستهاي بعد از ماجراهايي که ميدانيد، گفتند ميخواهيم مذاکره کنيم. ما هم گفتيم بسيار خوب، ما هميشه آمده گفتگو بودهايم، اما گفتگو براساس عدالت و احترام. بايد حقوق قانوني ملتها محترم شمرده بشود. حالا در استانبول گفتگو کردند. ما انتظار نداشتيم در استانبول همۀ مسائل حل بشود. بالاخره مسائل سابقه دارد، پيچيده شده است. اگر راه همکاري را انتخاب کنند، امکان اينکه به نتيجه برسيم هست. بايد معلوم بشود که آنها چه قدمهايي را ميخواهند بردارند. بعد هم ما قدمهايي را در چارچوب قانون و حقوق مسلم ملت ايران برداريم. اگر صادقانه جلو بيايند، نتيجه خواهند گرفت؛ اگر اخلاق گذشته را کنار بگذارند، با احترام، با پايبندي به قانون و عدالت جلو بيايند، بنشينيم حرف بزنيم براي مسائل دنيا راه حل پيدا بکنيم و اختلافات را برپايۀ عدالت حل کنيم، اين راه حل درست است.
ما همواره از منطق، عدالت، احترام و قانون استقبال کرديم. اما از زبان اين مردم به شما ميگويم، بدانيد اگر گوشه ذهن بعضي از شما اين است که خيال ميکنيد با کش دادن موضوع، از اين خانه به آن خانه، از آن سکو به آن سکو، يا بهانههاي مختلف، اگر در ذهنتان باشد که در ايران کسي پيدا ميشود که سر سوزني از حق ملت ايران کوتاه بيايد، اشتباه ميکنيد. اين ملت بر حق خودشان ايستادهاند و سر سوزني عقب نشيني محال است.
اما عزيزان من! به ايران عزيز خودمان برگرديم. امروز ساختن و آباداني ايران و همه نقاط ايران يک وظيفه و امر مقدس است. بايد ايران را بسازيم، همه ايران را ساختن يعني ارايۀ الگوي زندگي متعالي به همه بشريت که به شدت مشتاق و منتظر آن است. ساختن ايران يک عمل انقلابي، آرماني و يک الهي است.
براي ساختن ايران بايد همه دست به دست هم بدهيم، نيازمند همدلي، همراهي، کار و تلاش هستيم. آنها از پيشرفت ايران ناراحت هستند. وقتي پيشرفتهاي فضايي، ماهوارهها، موشکها، مسائل هستهاي، اقتصادي و بيوتکنولوژي را ميبينند، عصباني ميشوند. نميخواهند ايران آرام باشد. نميخواهند در ايران همدلي، احساس عزت و قدرتي که امروز در ملت ايران پيدا شده است، ادامه پيدا بکند. بعضي آدمهاي دنيا طلب و خودخواه، يک دورهاي همراه بودند، حالا ظاهري بود، يا از اول مشکل داشتند يا نه، بعداً دچار مشکل شدند، اينها خودشان را مالک ملت ايران و صاحب ايران ميدانند، فکر ميکنند که ملکي داشتند، ايران در ملک آنها افتاده است و آنها بايد براي ملت ايران تعيين تکليف بکنند و دست در دست بيگانه ميخواهند جلوي پيشرفتهاي ملت ايران را سد بکنند.
عزيزان من! ساختن با کار، تحمل، تلاش و همراهي است. آن ارباباني که آنجا نشستهاند بدانند اين ملت مسير پيشرفت خودش را پيدا کرده است و به تبليغات آنها توجهي نميکند. بدانند تا فتح همه قلهها و کاخهاي ستمگران عالم اين ملت از پا نخواهد نشست.
طرح هدفمند کردن يارانهها يک گام به سمت عدالت بود. ان شاءالله با پشتيباني و هوشمندي شما و همۀ ملت ايران، اين طرح مسير خودش را به خوبي طي خواهد کرد. ان شاءالله به روزي خواهيم رسيد که همه يارانهها و همه درآمد داخلي نفت مستقيماً در جيب آحاد ملت ايران قرار بگيرد.
ما بايد دو سه کار ديگر در سطح ملي انجام بدهيم. يکي از مهمترين اين کارها تلاش براي ايجاد اشتغال و رفع بيکاري از تمام سرزمين ايران به ويژه استان بوشهر است.
براي سال آينده علاوه بر بودجه هاي معمول دولت، 30 هزار ميليارد تومان فقط و فقط براي سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال براي جوانان عزيز اختصاص داده است.
ميخواهم به شما عرض کنم، بنده به نمايندگي از شما مراقبت خواهم کرد که ديگر اين طور نباشد که بودجهها فقط در مرکز کشور يا در اختيار عدۀ معدودي باشد. سهم استانها و استان بوشهر مستقيماً بايد به استان بوشهر داده بشود. و ما داريم تلاش ميکنيم که ان شاءالله قبل از پايان سال يا حداکثر تا فروردين سهميه استانها از جمله استان عزيز بوشهر را با لحاظ کردن محروميتها و عقب ماندگيهاي گذشته ابلاغ بکنيم.
در دو سفر گذشته مصوباتي داشتيم. بخشي از اين مصوبات اجرا شده است، بخشي از آن در مسير اجرا است و بخشي از آن هم يا متوقف است يا با موانعي مواجه شده است. ان شاءالله در کارگروهها و در جلسة دولت آن موانع را برطرف خواهيم کرد، اگر تصميمي لازم است، بودجهاي لازم است، خواهيم داد که مصوبات دور اول و دوم به طور کامل اجرا بشود و انشاءالله در جلسة دولت تصميمات گستردهتر، بزرگتر، راه گشاتر براي عمران و آبادي استان گرفته خواهد شد.
من نميخواهم آمار بدهم، در فاصلة اين چهار، پنجسال کارهايي انجام شده است که بعضي کارها خيلي خوب است و بعضيها نيم بند است، بعضيها هم هنوز مردم شيرينياش را نچشيدهاند.
در جلسة دولت هم براي راهها و راهآهن، که کارها و مقدماتش فراهم ميشود، هم براي کشاورزي، تأمين آب و شيوههاي آبياري و حمايت از کارهاي گلخانهاي و هم براي مسکن و هم براي عمران روستايي و توسعة گاز روستاهايي که کنار نيروگاه هستند، تصميم گرفته شد و کارهايشان را امروز نهايي ميکنيم که انشاءالله انجام بشود.
در زمينة سرمايهگذاريهاي صنعتي و عمران شهري و روستايي مصوبات خوبي داريم که انشاءالله اخبار آن را از جلسة دولت خواهيد گرفت.
راجع به استان بوشهر ما اعتقاد داريم که اولاً با اين مجموعة سرمايهگذاري که در عسلويه انجام ميشود، قطب گاز و انرژي کشور، استان بوشهر است. وزارت نفت، پارس جنوبي، پارس شمالي و مجموعهاي که آنجا کار ميکنند بايد توجه داشته باشند منفعت اول اين سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال بايد براي مردم بوشهر و جوانان عزيز بوشهر باشد.
قبلاً ما مرز 50 درصد را گذاشتيم، اين جور که من آمار گرفتم حدود 30، 32 درصد است. انشاءالله در جلسة دولت کار را پيگيري ميکنيم و موانع را برطرف ميکنيم که اين بايد حداقل به مرز 50 درصد اختصاصي براي جوانان استان بوشهر برسد.
به وقت اذان نزديک ميشويم امشب انشاءالله از طريق تلويزيون من در خدمت شما هستم و مطالب ديگري را خدمتتان عرض خواهم کرد. وقت نماز را نميگيريم.
صيد و صيادي و آبزي پروري و کشاورزي توليد و خدمات و کارگران واسطهاي و... اينها را همه انشاءالله در دولت دنبال ميکنيم.
در پايان عرايضم ميخواهم تشکر کنم از مردم بوشهر، دشتي، تنگستان، دشتستان و ديلم، مردم گناوه و دَير و کنگان و جَم و مردم عسلويه و ريگ و ريز و عشاير غيور و همة مردم عزيز.
ميخواهم سه تشکر کنم. تشکر اول براي همة خوبيهاي شماست. در طول تاريخ، در دورة انقلاب و در صحنههاي گوناگون که کشور نياز هوشمندي، مقاومت و مجاهدت بوده است، مردم استان بوشهر پيشگام و پيشقراول بودهاند.
تشکر دوم من به خاط لطفي است که به اين فرزند کوچک و خادم خودتان داريد.
استان يک تيم فوتبال دارد که دائماً دارد ميدرخشد. اين نشانة استعداد جوانهاي بوشهري است. انشاءالله در دولت کمک ميکنيم که بدون دغدغه بتواند شاهين بلند پرواز در آسمان ايران باشد.
و تشکر سوم من به خاطر حماسهاي است که امروز در خيابانهاي بوشهر به بهانة استقبال از خادمان خلق کرديد، سرتاسر شهر، خيابانها، و اين استاديوم صحنة عزت، افتخار و اقتدار ملت ايران شد. آمديد موجب عزت ملت ايران، اميد مظلومان و يأس مستکبران شديد.
اي خداي بزرگ، اي حکيم مهربان، اي بخشندة عزيز، اين مردم عزيز هستند، آنها را بربام عزت جهان بنشان و موانع پيشرفت ملت ايران و جوانان عزيز اين ملت را بر طرف کن!
جوانان ايران را که بهترين عالم هستند، در همة عرصهها موفق گردان، آنها را به قلههاي علم و ايمان و عمل صالح برسان!
همة آرزوهاي نيک جوانان ما را برآورده ساز!
اي خداي بزرگ بدخواهان ملت ايران را سرکوب کن!
ملتهاي مظلوم را نجات عنايت بفرما!
مستکبران عالم را سرکوب کن!
اي خداي لطيف، اي رازق کريم! باران رحمتت را تا سيراب شدن استان بوشهر و همة زمينهاي تشنه بر اين مردم مؤمن و پاک و انقلابي ببار.
اي خداي بزرگ، ميبينيد اين مردم آمادة پيگيري حق و عدالت و توحيد هستند. اي خدا يگانهات، عدالت گستر حقيقي، منجي بشريت، مولاي ما حضرت وليعصر (عج) را برسان! به همة ما توفيق زيارتش، زندگي در جوارش و سعادت در حکومت را عنايت بفرما!
عزيز و موفق و سربلند باشيد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 26965
- سفرهای استانی دور سوم
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451