
سخنراني در ديدار با مسئولين و رؤساي سازمان نظام پزشکي کشور
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 26793 -
شنبه 23 بهمن 1389 - 18:49
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق زيارت شما همکاران عزيزم در مجموعۀ نظام پزشکي را عنايت فرمود. من هم شهادت امام عسکري(ع) را تسليت عرض مي کنم و تقارن آغاز امامت امام عصر(عج) با سي و سومين سال آغاز انقلاب را به شما و همۀ ملت ايران تبريک عرض مي کنم.
جناب آقاي دکتر صدر و آقاي دکتر پناهي و آقاي دکتر زالي مطالب را به طور مستوفي مطالب را مطرح فرمودند. من نمي خواهم به آنها برگردم، اما دو سه نکته را به عنوان عرض ارادت به جامعۀ پزشکي کشور مي خواهم خدمتتان عرض کنم.
حرفۀ پزشکي حرفۀ مقدسي است. يکي از تجليات اسماي الهي کار طبابت است. از اسماء خدا شافي است. کسي که در کار طبابت مي آيد، در واقع تجلي اسم خدا مي شود. از هر موقع تاريخ که ما حساب بکنيم کار طبابت، کار مقدسي بوده است. اين يک نکته، امروز هم همين است. اين نگاه ماست، نگاه ما با دنياي سرمايه داري متفاوت است. نگاه پزشکان ما نگاه دنياي سرمايه داري نيست.
نکتۀ دوم دربارۀ اعتماد است. مردم معمولاً بدون چون و چرا به دو گروه اعتماد مي کنند؛ يکي به طبيب روح و ديگري به طبيب جسمشان. جامعۀ پزشکي ما مورد اعتماد ملت ايران و همه است. بنده به عنوان خادم ملت به جامعۀ پزشکي کشور اعتماد کامل دارم. آقاي دکتر پناهي اشاره فرمودند، در هر قشر و گروهي ممکن است يکي دو سه نفر[بيدانشي کنند]. آن که آسيبي به شخصيت آن قشر نمي زند. حالا خواستم اينجا يک مزاحي کرده باشم. بالاخره حالا دو سه فحش خورديد، خيلي ناراحت نباشيد. ما 24 ساعت داريم فحش مي خوريم. اصلاً به اين مطالب گوش ندهيد. حالا تلويزيون يک برنامه گذاشته است و کسي آمده حرفي و اتهامي زده است، اينها که نمي تواند شخصيت جامعۀ پزشکي ما را زير سؤال ببرد که حالا در نکتۀ سوم عرض خواهم کرد. واقعاً وضعيت بهداشتي، درماني و پزشکي امروز ايران نه تنها با چهل سال و سي سال قبل، که با ده سال قبل هم قابل مقايسه نيست. سرعت و پيشرفت، سرعت نور است. اين همه خدمات، اشاره کردند که در دوران دفاع مقدس جامعۀ پزشکي چه کرد! همۀ دنيا عليه ما بود و دارو هم به ما نمي دادند. جامعۀ پزشکي آمد و با دست خالي ايستاد و با فداکاري کارکرد و هم به رزمندگان و مدافعان سرزمين و شرف خدمت کرد و هم دانش و فن پزشکي را در ايران ارتقا داد.
من هم مطلب ايشان را قبول دارم. واقعاً ما امروز خودکفا هستيم. هيچ کار پزشکي يا درماني - هرچقدر هم که پيچيده باشد- نيست که از توان جامعۀ پزشکي ما خارج باشد. من اين را اعتقاد دارم. اين هم که بعضيها بيرون مي روند، من باور ندارم که بيرون رفته اند. نه اينکه جاهاي ديگري، چيزي پيدا مي شود که ما نداريم. بله، خيلي چيزها در دنيا پيدا مي شود که ما نداريم، اينجا هم خيلي چيزها پيدا مي شود که ديگران ندارند. عنايت کنيد. مي خواهيم مقايسه کنيم. کارهاي خيلي خوبي شده است. اين روشهاي درماني، اين داروها و تجهيزاتي که آمده است، تأسيساتي که در ايران چه در بخش بهداشت و درمان گسترش پيدا کرده است. اين اصلاً به معجزه شبيه است. من نمي خواهم بعضي عبارات را به کار ببرم، ولي بالاخره 35 سال پيش ما در همين تهران چه داشتيم و امروز چه داريم؟ اصلاً قابل مقايسه نيست. اينها همه حاصل زحمات و تلاشهاي جامعۀ پزشکي کشور است. متخصصين، دکتراي عمومي، همه ما کادر پزشکي که مي گوييم، از پرستار و ماما تا آن پزشک متخصصي که دارد يک تيم بهداشتي و سلامت را هدايت مي کند،[همه را در بر ميگيرد]. اين حاصل کار است و کار بسيار خوبي شده است. در مجموع با سلايق گوناگوني که چه در نظام پزشکي و چه در وزارت بهداشت، آمدند و مديريت کردند، انصافاً کار خيلي خوب است. امروز سطح آموزش پزشکي ما سطح بسيار بالايي است. فارغ التحصيلان ما دارند با بهترين دانشگاههاي دنيا رقابت مي کنند. اينها همه زحماتي است که کشيده اند و دارند مي کشند و من صميمانه از جامعۀ پزشکي و نظام پزشکي کشور تشکر مي کنم.
نکتۀ بعد دربارۀ آرمانهاي ماست. ما خيلي پيشرفت کرده ايم، اما نسبتمان با نقطۀ مطلوب کجاست؟ آيا الان در نقطۀ مطلوب قرار داريم؟ هرگاه هرکس تصور کند که در نقطۀ مطلوب قرار دارد، همان نقطه، نقطۀ سقوط اوست. حرکت رو به پيشرفت نقطۀ پاياني ندارد. ما امروز بايد يک الگوي متعالي به بشريت عرضه بکنيم. بخش مهمي از اين الگو بايد در بخش سلامت، بهداشت و درمان ما اتفاق بيفتد که دارد مي افتد، اما انتظار مردم و امثال بنده به عنوان همکار کوچک شما خيلي بالاست.
بالاخره بخش پزشکي از بخشهاي بسيار حساس است شما همۀ بخشهاي اقتصاد را رو به راه کنيد، عمران، آبادي، زيرساختها، اما بخش بهداشت و درمان در نقطۀ اوج قرار نداشته باشد، بقيه هم حس نمي شود. آنجا که اصل پيشرفت و رسيدن به قله ها حس مي شود، بخش بهداشت و سلامت است، چون اگر سلامت و درمان مطلوبي در کار نباشد، بقيۀ نعمتها خيلي به درد نمي خورد. حالا همه چيز باشد، ولي آدم سالم نباشد و نتواند از آنها بهره ببرد. پس کار حساس است و بايد جلو برويم.
اين بحثهايي که مطرح کرديد، به نظرم اصلاًٌ درحد نظام پزشکي نيست. بالاخره دولت هم اگر بخواهد تصميم بگيرد، با چه کسي مشورت مي کند و کارشناسان دولت چه کساني هستند؟ شما هستيد، کس ديگري نيست. ما که از کرۀ مريخ يا از کشور ديگري نداريم. خود شما هستيد، مي نشينيد دولت هم دوستان و همکاران شما بايد با هم بنشينيم و مشورت کنيم. آن کسي که بهتر است، تصميم بگيرد.
اما دربارۀ نظام پزشکي افق نگاه و انتظار من مطلق در اين تعرفۀ پزشکي خلاصه نمي شود. اين چقدر کار است؟ اين حساب کتاب است. کسي که اقتصاد مي داند، با کسي که اقتصاد پزشکي مي داند، بنشينند با هم يک ضرب و تقسيم کنند و يک جدول دربياورند. انتظار ما از نظام پزشکي انتظار بسيار بالايي است.
بگذاريد من بعضيهايش را بشمارم. يکي از اينها تعريف استانداردهاي سلامت و درمان است. ما بايد بهترين و موفق ترين استانداردها را تهيه و اعمال کنيم. نمي خواهم مثال بزنم. بالاخره بنده سرما خوردهام و مراجعه مي کنم. طوري که لازم نيست براي من در نظر گرفته ميشود.
آيا بايد معياري براي نحوۀ برخورد با اينها باشد يا نباشد؟ نه در آموزش، در آموزش هست، شما در کلاس بالاخره آموزش مي دهيد، استادان آموزش مي دهند، اما در اجرا و در عمل. کسي مريضي دارد که بايد سيري را طي کند که به يک عمل جراحي برسد. آن سير چيست؟ اينها بايد تدوين و تبيين بشود. بايد بيايد و جاري بشود، والا ما نمي توانيم کسي را مقصر قلمداد کنيم يا شماتت کنيم. بالاخره افراد با سليقه و دانش خودشان کار مي کنند و همه هم دلسوز هستند. من گمان ندارم در
ايران زمين از بين ملت ايران و جامعۀ پزشکي کسي باشد که به درد ديگران و تحميل به ديگران راضي باشد. حتماً نيست و نمي تواند باشد، اما استانداردها بايد تبيين بشود، به گونه اي که هم مجموعۀ جامعۀ پزشکي از نظر اقتصادي در سطح مناسبي قرار بگيرد و هم حقوق پرداخت کننده رعايت بشود و هم کيفيت خدمات مناسب باشد. الان آيا کيفيت خدمات در تمام ايران يکسان است؟ قطعاً نيست. چه کسي بايد اين را يکسان بکند؟ نظام پزشکي. همه اش در دعوا نيست که حالا دو نفر شکايت کردند بله، وقتي شکايت کردند، معلوم است که شما مي رسيد. هيچ انتظاري جز اين نيست که اگر کسي حالا به کوتاهي يا به تقصير حقي از او ضايع شد، ما بگوييم بقيۀ پزشکان متعصبانه از همکار خودشان دفاع مي کنند. هرگز چنين ديدي در جامعۀ ما نيست. چگونه مي توانيم نسبت به جامعۀ پزشکي اين گونه تصور بکنيم. مطئمن هستيم که مي روند، مي نشينند و بررسي و رسيدگي مي کنند. همان طور که اشاره کردند، اگر برادر خودشان هم باشد، با او برخورد مي کنند. ما هم چنين انتظاري نداريم که آن امور خداي ناکرده اتفاق بيفتد و هرگز در جامعۀ پزشکي ما اتفاق نخواهد افتاد. اما اين طرفش را درست کنيم. يک مقداري در مقرراتي که در اختيار ماست، متأسفانه موازي کاري و پيچيدگي هست. بالاخره متولي امر سلامت بايد يک مجموعه باشد، متولي امر بيمه گزاري هم مرکز ديگري باشد. آن
بيمه گزار يک دستگاه اقتصادي است. آن مي آيد پولي مي گيرد و بيمه
مي کند و مي خواهد سود ببرد. دستگاه درمان و سلامت کشور بايد تحت يک مديريت باشد. البته ما اعتقاد داريم که سازمان نظام پزشکي جزئي از حاکميت است. اصلاً ما حاکميت را مال مردم مي دانيم. گفتند مي خواهيم به کمک دولت بياييم، نه از آن طرفي است، ما به کمک شما مي آييم. شما مسئول بهداشت و درمان کشور هستيد و دولت هم در خدمت و در کنار شماست. بسم الله.
بالاخره من مي دانم همۀ شما رنج مي بريد که سالي 60- 70 ميليون دلار يا ميليارد تومان دارو يا تجهيزات وارد کشور بشود يا بخشي از منابع کشور براي درمان بيرون برود. همه تان از اين مسئله رنج مي بريد. چه کسي بايد اين را درست کند؟ من بايد درست کنم؟ نه، نظام پزشکي بايد بنشيند همايشهاي علمي سطح بالا برگزار بکند و راه حل برايش پيدا بکند و به ما بدهد تا ما اجرا کنيم. اين ديگر بر عهدۀ ماست. آن بخشي هم که به عهدۀ خودتان است، بايد بنشينيد و اجرا کنيد و ما هم کمک و پشتيباني کنيم. اعتقاد من به اين است که مردم بايد کشور را اداره کنند و دولت بايد پشتيباني کند. دولت خط را ترسيم مي کند، اما چه کسي بايد اداره بکند؟ بازار را دولت بايد اداره کند؟ بازار را بايد بازاريان اداره کنند و خوب هم اداره کنند. بايد صنعت را صنعتگران، فرهنگ را اهالي فرهنگ و پزشکي را اهالي پزشکي اداره بکنند. ما هم در خدمت شما هستيم و پشتيباني و کمک مي کنيم.
حالا عرض کردم قوانين تودرتو زياد است. حالا مي شود از دلِ اينها راه درست و بهينه و آن نقطۀ مطلوب را استخراج کرد و کار را پيش برد.
من به آيندۀ پزشکي کشور بسيار بسيار خوش بين هستم، يعني روزي را مي بينم که ايران مرجع علم و کار و فرهنگ پزشکي است. يکي از انتظارات از نظام پزشکي توسعۀ اخلاق بومي و ملي خودمان درعرصۀ پزشکي است. نه اينکه اين کار را نمي کنيم، بايد به نقطۀ مطلوب برسانيم. دنياي امروز به پزشکي به عنوان يک صنعت نگاه مي کند و مي گويد يک صنعت و سرمايه گذاري است. ما که اين طوري نگاه نمي کنيم. ما مي گوييم پزشکي خدمت است. پزشکي بالاترين خدمت به انسانيت است. اصلاً پزشکي که روح لطيف انساني نداشته باشد، نمي تواند در جامعۀ پزشکي گل کند و بالا بيايد و دوام بياورد. ما فکر مي کنيم آنچه يک پزشک را به دوام و استمرار کار وادار مي کند، عشق و ايمان اواست. ما با آنها متفاوت هستيم. اخلاق پزشکي در جامعۀ ايراني با اخلاق پزشکي در جامعۀ اروپا، يا امريکا يا حتي ژاپن که مردمشان فرهنگي ترند، متفاوت است.
اين بايد بيايد ضابطه مند بشود و آموزش و نهادينه سازي اش در کشور جاري بشود. کار نظام پزشکي است. بزرگ ترهايي مثل آقاي پناهي و ديگر عزيزان بنشينند و در مورد اينها برنامه ريزي و کميته بندي کنيد، تهيه کنيد. اگر لازم است در آموزشهاي دانشگاهي ما تغييرات بدهيم، بنويسيد، بدهيد تا تغيير بدهيم. اگر لازم است که سازوکارها و مقررات را تغيير بدهيم، تغيير بدهيم.
نکتۀ ديگري که به نظرم است که جايش هست که از شما انتظار داشته باشيم، يعني جاي ديگري در کشور وجود ندارد، احياي مکتب پزشکي ايراني است. ما ملتي هستيم که هيچ گاه در برابر دانش و دستاوردهاي ديگران با تعصب برخورد نکرده ايم. حتي دربارۀ عناصر فرهنگي ديگران آنچه را مثبت مي دانستيم، با تعصب برخورد نکرديم و خيلي باز بوديم. ملت ايران ملت بسيار بازي بوده است. به همين دليل در طول همۀ هجومها را در خودش هضم کرده است و همان گونه مانده است. هيچ وقت ما روي تعصبات، قالب و شکل و ظاهر متوقف نشده ايم. شما ببينيد معماري، لباس و غذا همه در حال تغيير است و دربارۀ اينها تعصب نداشته ايم، اما از آن طرف هميشه پرچمدار بوده ايم و خودمان پايهگذار مکاتب فکري، فرهنگي، فلسفي و پزشکي بوده ايم.
باور من اين است که ما مي توانيم تلفيق بسيار ارزشمندي از داشته هاي پزشکي ايران زمين و دانش روز بشر داشته باشيم و به دنيا عرضه کنيم. اصلاً پزشکي و درمان بدون توجه به مقدمه و سلامت ابتر است؛ يعني شما مرتباً درمان مي کنيد، از آن طرف توليد مي شود. جامعۀ پزشکي ما آخر خط نشسته است. سرخط دست کيست؟ غذا، هوا، زندگي و لباس را چه کسي تعريف مي کند؟ لباس در سلامت بدن اثر ندارد؟ دارد. اين فرشي که زير پاي ماست، اثر ندارد؟ دارد. روابط اجتماعي ما هم همين طور. به يک نصيحتي که يک روان پزشک در تلويزيون مي کند، درست نمي شود. بايد علتها را پيدا کنيم، ريشه يابي کنيم، ساختارها را عوض کنيم و چه بسا لازم باشد چيزي را در آموزشهاي پيش دبستاني مان بگنجانيم و در تربيت معلممان هم همين طور. يا غذا را باز تعريف کنيم. مثلاً جامعۀ پزشکي ما مشغول کار خودش است، از آن طرف چشم باز مي کند، مي بيند اصلاً پانزده سال خوراک مردم عوض شده يا نوع مريضيها عوض شده و چيز ديگري شده است. شمااينجا مرتباً زحمت بکشيد و شب و روز نخوابيد و مرتباً ابداع و ابتکار کنيد و کتاب بنويسيد، از آن طرف مرتباً درست مي شود.
يکي از بستگان ما دندانپزشک است. من بعضي وقتها نوشابه
مي خوردم. او چيزهايي را که در نوشابه وجود دارد براي من گفت. من به ندرت شايد سالي يکي دوبار نصف ليوان ليوان مصرف مي کردم و ديگر گفتم اين سم است و سم را براي چه بخوريم؟ چرا بايد غذاهايي بخوريم که مدام رگها بگيرد و بعد زحمت جامعة پزشکي را زياد بکنيم. در داروها هم همين طور است. مکتب پزشکي ايراني از پايه مزاج ، داروها و گياهان را طبقه بندي مي کند. در همين سالن بيست روز پيش نمايشگاهي از داروهاي گياهي ساخت ايران برگزار شد. آن کسي که مسئول بود و گزارش مي داد، گفت که در ايران بيش از هشت هزار و پانصد نوع گياه دارويي شناخته شده است که هزار و هفتصد و بيست چهار مورد آن انحصاري ايران است؛ يعني در جاي ديگري شناخته نشده، ممکن است باشد ولي هنوز کسي آنها را نشناخته است و چه خواصي که شرح
مي دادند و چند ده نوع درست کرده اند. شيوه هاي درماني ايران. بالاخره ما در حل مسائل سلايقي داريم. هزار سال قبل خيلي ساده ايرانيها تجهيزاتي را براي جراحي داخل معده ساخته اند. نمي گويم به هزار سال قبل برگرديم، اما وقتي با دستگاههاي امروز مقايسه مي کنيم، مي بينيم که به نسبت خيلي ابتکاري تر، ساده تر و دقيق تر است. ايرانيها هزار سال قبل تجهيزاتي داشته اند که در ستاره شناسي، نجوم و هيئت استفاده مي کردند. هزار سال پيش با يک دستگاه ساده اين قدر دقيق گردشها را به هزارم ثانيه ثبت کرده اند. بالاخره يک روش ايراني است. قنات و معماري سنتي يک روش ايراني است که در آن از امکانات طبيعي، بهينه، کم هزينه، ماندگار استفاده شده و با طبيعت انسان و محيط زيست هماهنگ است. اينها بحثهايي اساسي است. ما بايد به نقطه اي برسيم که از اين عبور کنيم که مثلاً بخشي از کتاب قانون ابن سينا را آقايي در آلمان متوجه شده، دو تا آزمايش انجام بدهد و به نام خودش مقاله کند و بعد در ايران منتقل شود و ما اينجا کنفرانس بگذاريم و مقاله او را تشريح کنيم. در حالي که آن متعلق به دانشمندان و متخصصين ماست و ما بايد براي دنيا شرح بدهيم، يعني بايد به جايي برسيم که تعداد مقالات و نظريات پزشکي که به لطف خدا روز افزون است، آن قدر زياد شود که ايران مرجع پزشکي شود. اين شدني است. اين کار نظام پزشکي است. بايد به نقطه اي برسيم که اگر در امريکا، چين، ژاپن و هرجاي دنيا در مسئله اي مشکل داشتند، بگويند فلان متخصص ايراني را دعوت کنيم؛ در تمام رشته ها، و اين شدني است. اين استعداد، توانايي و تعهد هست.
اينها موضوعاتي است که در نظام پزشکي واقعاً بايد درمورد آنها بحث و طراحي کنيد و هر جا لازم باشد، ما در خدمت شما هستيم. لازم است سرمايه گذاري کنيم، به روي چشم، پشتيباني کنيم، به روي چشم. خدمت شما مي آييم بنشينيد، بحثهاي اساسي را انجام دهيد.
الان اين نظام خانواده چيز بسيار خوبي است؛ درست نيست هر کسي تا يک سرفه کرد، اول پيش متخصص برود. اينکه پر کردن وقت متخصص و فشار به اوست. متخصص بايد بنشيند و کار تخصصي خودش را انجام دهد. يک فيلتري مي خواهد و قبل از آن بايد کارهايي انجام شود تا اين به متخصص برسد. اين نظام مال شماست. شما بايد پيشتاز باشيد، طراحي کنيد و ما آمادگي داريم کل بودجۀ نظام ارجاع را در اختيار نظام پزشکي بگذاريم تا شما طراحي کنيد از روستا بچينيد بياييد تا به مراکز اصلي پزشکي کشور برسيد.
اين مربوط به شماست. من چه مي دانم روابط پزشکي و توزيع تخصصها چگونه است. ما که اطلاع نداريم. اين کار شماست. بنشينيد، طراحي کنيد و در موضوع بيمه نظر بدهيد. از بيمه يک آسيب شناسي کنيد که آيا اين هزينه اي که الان ما پرداخت مي کنيم، واقعاً در جيب پزشک يا بيمار ميرود؟ چقدر از آن مي آيد؟ اين روش درست است يا اشتباه؟ اينها را در نظام پزشکي طراحي و شفاف کنيد و به ما بدهيد. بنده در خدمت شما هستم. اهل آن هستيم که بايستيم و اينها را در کشور اجرا کنيم تا به يک نظام سلامت و درمان بسيار متعالي و الگو برسيم و اعتقاد من اين است که شدني است.
باز اينها را که مي گوييم، معنايش ناشکري خدمات و پيشرفتها نيست. آن سرجايش هست. انسان وقتي مي بيند، افتخار مي کند. هر روز يک دستاورد و پيشرفت و عزت جديد در عرصة پزشکي.
من ترديد ندارم که همة آرزوهاي ما قابل دستيابي است؛ هم توان هم دلسوزي، هم ظرفيت و هم دانش آن هست. نظام پزشکي پشتوانة مردم و کل کشور است. مجموعه اي است که جامعة پزشکي کشور را متشکل کرده است؛ دويست و ده هزار که هر سال هم اضافه مي شود. بايد يک ميليون بشود و اصلاً اين يک ميليون يک ميليون نيست. دويست و ده هزار يعني 75 ميليون. چون به اتکاي اين مجموعه است که سلامت، آرامش و درمان در جامعه است و نگراني در خانواده ها نيست. چون اگر مشکلي پيش بيايد، جامعة پزشکي هست و رسيدگي مي کند.
من از همه شما صميمانه تشکر مي کنم؛ از جناب آقاي دکتر صدر، آقاي زالي، آقاي پناهي و تک تک شما عزيزان و اين را هم تکرار مي کنم که اصلاً سطح جامعة پزشکي ما سطح بگومگوهاي روزنامه اي و مجله اي و... نيست؛ سطح تخصصي، علمي، فرهنگي و بسيار بالاست. ما به شما اعتماد داريم. ان شاءالله حرکت کنيد، ما پشتيبان شما هستيم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 26793
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451