
سخنراني در ديدار با مديران مؤسسه ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 26783 -
پنجشنبه 7 بهمن 1389 - 10:40
اللهم عجل لوليک الفرج و العافية والنصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت شما عزيزان را عنايت فرمود. ترديدي نداريد و نيست كه شما دست اندركار يك كار بسيار مهم و حساس هستيد. انسان با دريافتي كه از محيط پيدا ميكند مسير حركتش را تنظيم ميكند و اطلاع رساني درست كمك به انسان براي دريافت واقعي تر از محيط است. بنابراين كار بسيار مهمي است. خبر دادن از حقايق، واقعيات و تحولات مهمترين ياري انسان است. انسان بدون خبر نميتواند زندگي كند.
پيامبران هم خبر دادند كه قرار است يك اتفاقاتي بيفتد. گفتند حواستان باشد، اگر اين طرفي برويد اين اتفاق ميافتد و اگر طرف ديگر برويد اين اتفاقات ميافتد. سنتهاي الهي و قوانين حاكم بر هستي را معرفي كردند. از خود انسان به انسان خبر دادند. از عظمت انسان به انسان خبر دادند.
شما هم دست اندركار خبر هستيد. امروز هم ميبينيد دعواي اصلي در دنيا دعواي رسانه و خبر است. هر كاري بخواهد انجام شود مقدمه يا متنش آن است. دوستي داشتيم خيلي شوخي ميكرد، ميگفت ما دو نفري ميرويم يكي يك وانت هندوانه ميبرد و يكي هم يك ماله دستش ميگيرد. يکي تند تند هندوانه ها را زير بغل ميدهد، آن ديگري هم مالهكشي ميكند.
در دنيا اين گونه است. بعضي ها مقدمه چيني ميكنند و بعضي ها هم بعد ماله كشي ميكنند. خبر بسيار مهم است، درايران هم همين طور است. انقلاب، انقلاب اسلامي و عبارت است از: تحول در انديشة انساني و دريافت هستي و هدايت انديشهها به مسير درست و شناساندن حقيقت انسان. نميخواهم وارد تعريف انقلاب شوم، چون كارتان خيلي مهم است.
نكتة دوم؛ شما در خط مقدم هستيد. ديديم كه چگونه با خبرپردازي هاي دروغ صد سال غير انسانيترين، غير منطقي ترين و غير علمي ترين سيستم سياسي و اقتصادي را بر دنيا تحميل كردند. امروز كه سر و صداي آن در آمده ميفهميم كه اقتصاد سرمايه داري چقدر بي بنيان است.
خيلي دروغ گفتند. قرار بود اين اقتصاد بدون شك باشد. قرار بود در درون خودش ضعف هايش را ترميم بكند. قرار بود پايان تاريخ باشد، هم اقتصاد سرمايه داري و هم نظام دموكراسي ليبرال، درحالي که همه دروغ بود. با شكل و حجم خبر و با تن صدا و با تركيب صدا و تصوير و ... اداره ميكند. خبر خط مقدم است؛ نه در ايران بلكه در دنيا.
نكتة سوم، امروز مسئوليت ايران زمين مسئوليت تاريخي و جهاني است. چه كسي شك دارد كه ملت ايران در طول تاريخ با عنايت و هدايت الهي ساخته وپرداخته شده است تا امروز يك نقش سرنوشت سازي را بازي كند. كسي شك دارد؟ قابل اثبات است. تاريخ هيچ ملتي به اندازه ملت ايران پر فراز و نشيب نيست. حوادثي كه در سرزمين ايران اتفاق افتاده بسيار متنوع، تاريخ ساز و بعضي از آنها بي نظير است.
شايد ما تنها كشوري هستيم كه چند بار به طور كامل اشغال شدهايم. اشغالگراني آمدهاند صد سال، دويست سال و بعضاً سيصد سال ماندهاند، اما بعد از سيصد سال اثري از اشغالگران نمانده اما ايران مانده است. خوب نگاه كنيم انگار خداي متعال براي تحقق آن هدف اصلي از آفرينش جهان و انسان كه بر پايه يك جامعه سعادتمند متكامل است علاوه بر اينكه پيامبران و مصلحان را فرستاده است در راستاي آنها يك ملتي هم درست كرده كه اين پايگاه مصلحان و پيامبران شود و مأموريت اين ملت را در حساس ترين مقطع تاريخي قرار داد.
استكباري كه در اين قرن بر دنيا حاكم شد به لحاظ قدرت اقتصادي، قدرت اثرگذاري، قدرت سياسي و روحيه وحشيگري در تاريخ نظير ندارد. فرعون و مأمون چند نفر را كشتند؟ اينها فقط در دو جنگ صد ميليون انسان را كشتند. اينقدر جاها هم كشته اند كه آمارش پيدا نيست. در همين جنگ عراق و افغانستان يك ميليون و در جنگ ويتنام دو ميليون و در آزاد سازي الجزاير دو ميليون انسان كشته شدند كه هر يك نفر يك هستي است. ببينيد چه قدرتي دارند. صد سال دروغ مي گويند. همه باور ميكنند و ضد ارزشهاي انساني را به عنوان ارزشهاي انساني با قدرت اثرگذاري جا مي اندازند.
كدام فرعون و طاغوتي در دنيا اين قدر قدرت داشت. حرفها خيلي زيباست؛ اصالت انسان، آزادي، حاكميت مردم بر مردم كه اينها خيلي زيبا و هنرمندانه است. هيچ مستكبري در طول تاريخ اين قدر جنايت نكرد. من چون قبلاً گفتهام وارد نميشوم. ملتها را غارت ميکردند ولي چقدر؟ ميشود جمع زد. تاريخ را بخوانيم جمع بزنيم با تقريبش ضربدر دو و سه كنيم. هيچ يک به اندازة غارتي كه در سي سال اخير دولت امريكا از ملت ها كرده هست؟سي هزار ميليارد دلار. يك سازوكار اقتصادي درست كرده اند كه دلار ارز حاكم شده است و صندوق پول و ... دست خودشان است و در دنيا خلق پول ميكنند؛ يعني سي هزار تا از جيب ملت ها بر مي دارند در جيب خودشان مي گذارند. بسياري هم ميآيند اينها را به عنوان تئوري هاي علمي در كلاس ها درس ميدهند، يعني غارت زده خودش تئوري پرداز غارتگر و مبلغ آن ميشود. ما در تاريخ چنين چيزي نداشت هايم.
من فكر ميكنم جريان ضد توحيدي و ضد استكباري با اين سيستم سرمايه داري به اوج خودش رسيد. درست مي گويند پايان تاريخ است؛ قله كمال ضد توحيد و ضد انسان همين است كه ميبينيد. هيچ كس به اندازة اينها انسان را متلاشي نكرد. همه بايد كارگر سرمايه داران جهان شوند. ظاهرش اين است كه سوار هواپيما و مترو ميشوند و همه چيز شيك است. ولي همه كارگرند، يك شرايط زندگي حيواني، از نظر آن بخش حيواني انسان، براي آنها مهيا كرده اند كه بتوانند براي نظام سرمايهداري كار كنند. كار كند و مصرف كند كه آن بچرخد و سود ببرد.
در اين كشورهاي غربي و در امريكا اصلاً مردم و دموكراسي كجاست؟
سه چهار حزب در هر كشوري حاكم اند كه سر جمع اعضاي آنها در هر كشوري دو سه هزارنفر نمي شوند كه هميشه اين دو سه هزارتا حاكماند. مردم كجا هستند؟ در همين حوادث اخير ديديد مردم خودشان را كشتند. در يك كشور 70 ميليوني اگر 30 ميليون نفر تظاهرات كنند يعني همه. خب يك عده پيرزن هستند، يك عده سركار هستند و يك عده مشكل دارند و مريض اند. سي ميليون به خيابان آمدند.
انسان و ارزشهاي انساني را نابود كردند. شعار آزادي زن و برابري زن و مرد را دادند. واقعاً برابري شده؟ زن كه مظهر محبت، عشق، جمال و تنظيم كنندة روابط انساني و تربيت كنندة انسانها در جامعه است. ولي الان چه شده و كجاست؟ مرد چه؟ بدتر از زن. انسان را نابود كردند.
اعتقاد من اين است كه اين به پايان راه رسيده، و بشريت وارد مرحله جديدي ميشود كه آن مرحلة پاياني است. نه پاياني به اين معنا كه عمرش كوتاه است. اما فكر ميكنم داريم وارد مرحله اي مي شويم كه بشر احساس ميكند نيازمند يك حكومت جهاني، عدالت، پاكي و محبت است. حس ميكند كه هنوز شكوفا نشده و بشريت تا الان در غنچه خفه شده است. انسان كجاست؟ آن انساني كه بايد جلوة خدا باشد و در هستي جلوهگري كند كجاست؟ خدا انسان را خلق كرد كه بر تمام آسمان ها و زمين مسلط بشود. هنوز انسان شكوفا نشده و بايد شكوفا بشود.
اعتقاد من اين است كه آن دوران تمام شده و داريم وارد اين دورة نهايي ميشويم و اينجا نيازمند پيام رساني و اطلاع رساني طراز خودش است و اين كار شماست.
روزنامة ايران مال دولت است، اما در حقيقت براي ملت است و فراتر از آن متعلق به انقلاب و پيام آسماني انقلاب است. الان هم در دنيا روشن است، دو جبهه بيشتر نيست، جبهه عدالت طلبان و پاكي طلبان و موحدان و محور مياني آن درست در مركزيت آن جمهوري اسلامي و ملت ايران ايستاده و جلو ميرود و نقطه قابل آن هم معلوم است. شما ميخواهيد پيام اين جبهه را منتشر كنيد. همه چيز شما بايد با بقيه فرق داشته باشيد. اين ادبياتي كه آنها در رسانه درست كردهاند اصلاً پاية آن خراب است. در دانشكدة خبر آموزش كه ميدهند در آن حقيقت، انسان، كمال انسان وعدالت مطرح نيست. خبري را چگونه تنظيم كن، صريح باشد، پرجاذبه فوري و .... باشد و چگونه كلمات را كنار هم بگذار كه نفوذ بيشتري پيدا كند. بله اگر اين فقط به عنوان ابزار باشد نه هدف، ميشود پذيرفت. شما ميتوانيد اين كارها را بكنيد، اما براي اينكه حقايق را بيان كنيد.
طراز روزنامة ايران بايد با بقيه فرق كند. كار مؤسسة ايران بايد با بقيه متفاوت باشد. حالا در ايران خودمان خيلي از چيزها كه اقتباسي و تقليدي است اينها از اول معيوب درست شده. نياز امروز بشريت و كشور چيست؟ شما بايد در اين مرز حركت كنيد. بايد پاسخ به نيازهاي لحظه اي و به روز جهان بدهيد. خيلي از مطبوعات ما الان در 30 سال قبل زندگي ميكنند و از شرايط تحليلي ندارند. آخر يك روزنامه كه كل تيراژ آن شش هزار تا است كه نصف بيشتر آن را هم ادارات دولتي ميخرند، به چه درد ميخورد؟ اينها بايد تيم فكري آن قويترين متفكرين باشند.
مردم از خيلي چيزها عبور كردهاند. اگر خاطرتان باشد من در جملهاي در 22 بهمن گفتم كه ملت ما از مستكبران و نظام سلطه عبور كرده است. خيليها متوجه نشدند، حتي طعنه زدند. الان نوع نگاه ملت ما كجاست؟ دنبال عدالت، جهاني و زمينه سازي حركت امام عصر (عج) است. الان نظام سلطه در ذهن مردم ما اصلاً به حساب نميآيد. آنها تحريم و تهديد به حمله نظامي كردند. اصلاً كسي تره خرد كرد؟ طراز انديشه ملت ما بالاتر رفته است. بايد سطح کارهم از همه بالاتر باشد. با مطالب دم دستي كه دو هزار سال زده شود يك آجر روي آجر نميرود. سطح كار را پايين نياوريد و با هر كسي هم دهن به دهن نشويد. طراز ملت ايران را حفظ كنيد، اما در عدالت محكم بايستيد، البته با منطق و برنامه. بايد نشريات ايران سرشار از تحليلهاي بسيار قوي، درست و با مطالعه باشد. كسي ميخواهد بنويسد بيست سال مطالعه كند بعد شانزده خط بنويسد. بايد به همه نيازهاي جامعه جواب بدهيد. نيازهاي جامعه همهاش حوادث سياسي نيست. گرچه از ديد ما سياست، فرهنگ و اجتماع همه با هم است. هركس هرچيزي كه گفت مهم نيست. ممكن است براي يك نفر تربيت بچهاش مهم باشد يا نوع انجام وظيفهاش در اداره برايش مهم است، يعني بخش اجتماعي، فرهنگي و سياسي بايد در تعادل مناسبي باشد.
بر اميدآفريني تأکيد کنيد. از طراحيهاي شيطان القاي يأس است. از آيات قرآن است كه ميخواهد يأس را رواج دهد كه آيندهاي وجود ندارد. قبل از اينكه هدفمند كردن اجرا شود همه ميگفتند اوايل آن سخت است، بعد خوب ميشود. بعد كه اوايل آن خوب شد، گفتند اولش خوب است بعداً بد ميشود. من مقالهاي ديدم كه گفته بود قرار است بعد از عيد 60 درصد تورم شود. همينطور مينويسد، بچه شش ماه كه روي دستگاه گوارش كنترل ندارد. تو كه نوشتي مينوشتي 160 درصد. وقتي حرفي بيمبناست چه فرقي ميكند. ميبينيد كه اثري هم ندارد.
عزيزان من! موقعي شما ميتوانيد در جامعه اثر بگذاريد كه در درون خودتان تا يك چيزي ايجاد شود. يا يك علم حقيقي يا يك معنويت و اخلاق حقيقي، آن وقت در جامعه سرايت ميكند، ولو اينكه ما يك روزنامه درست كنيم، سه ميليون هم تيتراژ دارد، رنگي و همه چيز هم در آن بنويسيم. نميگويم اثر ندارد ولي اثرها موضعي و مقطعيست.
ممكن است شعلهاي را درست كند و خاموش شود. ما كه دنبال اين نيستيم. ما در متن رودخانه زلالي قرار گرفتهايم كه قرار است دامنهاش همه جهان را بگيرد. مطالب فكري، اعتقادي، اخلاقي و تيترهاي شما بسيار با دقت و بسيار حساب شده باشد.
روي عدالت، حقوق ملت و كرامت انسانها بايستيد. دو سه هفته پيش آقاي الهام مقالهاي نوشته بود كه مقالهاي قوي بود. نميگويم بقيه ضعيف است، من آن مقاله را ديده ام. چون من كمتر وقت ميكنم كه مرتب هر روز مقالات را بخوانم. روي حقوق و كرامت انسان و عزت ايران و روي قانون بايستيد. قانون خيلي مهم است. همچنين حقوق ملتها و روحيه استكبار ستيزي. روحيه استكبار ستيزي يعني روحية انساني زندگي كردن، اگر كسي بخواهد انساني زندگي كند بايد با ضد انسانها [بجنگد.]
شما مال روزنامه ايران هستيد. همه مردم بايد زير چتر شما باشند. مال دولت هستيد. از نگاه شما هيچ بخشي از جامعه نبايد خارج از توجه شما باشد. حكومت اسلامي است. ادعاي ما همه جهان است. در ايران كه كسي نبايد خارج از دايره شما باشد. اين گروه بنديهايي كه اشاره شد، حزب، جناح و ... واقعاً سر كاري بود و الان هم هست. اصلاً چه دارد؟ مبنا و مرام آن چيست؟ چه فرقي با هم ميكنند؟ در خود امريكا دموكرات با جمهوري خواه چه فرق مبنايي ميكند؟ فرق مبنايي نميكند. هر دو نظام سرمايه داري هستند و يك نگاه به انسان دارند و يك نگاه به سيطرة امريكا بر جهان دارند. آقاي بوش اين همه كشت نفر بعدي آمد گفت اشتباه كرد بعد گفتند اين اشتباه چه بود. گفت جوري نكشت كه سلطهاش تثبيت شود. خراب كرد. اشتباه كرد نه اينكه اشتباه كرد و به حقوق مردم تجاوز كرد. نه خير، در محاسباتش نتوانست به آن اهداف برسد. نه اينكه چون يك ميليون آدم كشت كار غلطي كرد.
اين طور نباشد كه اگر يك گوشهاي در كار ادارة كشور ضعفي هست از چشم شما روزنامه نگاران ببينند. حرف درست و منطقي را بايد براي همه مطرح كنيد. اگر ميخواهيد دشمنان ملت را هم نقد كنيد بايد منطقي باشد، انصاف و عدالت داشته باشيد. ما راجع به دشمنانمان هم نبايد تهمت و افترا بزنيم و بد و بيراه بگوييم يادتان هست روزنامه اي راجع به همسر يك رئيس جمهوري نوشته بود. به عنوان يك ايراني و كسي كه در جمهوري اسلامي زندگي ميكنم، ناراحت شدم و گفتم چرا بايد چنين خطايي بزرگي اتفاق بيفتد؟ ما اجازه نداريم. ديگران همين طوري ميگويند، ولي ما نميتوانيم.
بايد محكم باشيم.كسي كه در خط مستقيم است، دشمن دارد. اول دشمنش شيطان و بعد هم شيطان زده ها هستند. هرچقدر شما متعالي تر بشويد، شدت دشمني با شما بيشتر ميشود. اگر بتوانند تعطيل كنند، تعطيل ميكنند و اگر بتوانند بگيرند، مي گيرند.
شما يك مأموريت مهم ديگري داريد. فضاي كشور را به فضاي منطقي و گفتگوي دوستانه بياوريد. يك عده عادت دارند همه چيز را به جنجال تبديل كنند و اجازه نمي دهند اظهار نظر شود. ايشان يك حرفي زده، شما هم يك حزف بزن. چرا زود به كفر و ايمان ميبريد؟ يك ذره مخالف شما حرف زده فوري مي گويي اين كافر است. چرا كافر است؟ نظر داده، شما هم نظر بده. تريبون ها را باز كنيد واقعاً بحث شود. حالا يا به صورت ويژهنامه يا به صورت زمينه، بحث منطقي کنيد. اگر مي خواهيد پاسخ دهيد به صورت مستدل باشد.
جناح فلان و جناح فلان. اصلاً بين مردم جناح مطرح نيست. ميبينيد كه ملت ايران چون يك ملت متعالي است اينها را دور ريخت و از اول جذب نكرد. يك عده ميآيند مرثيه سرايي ميكنند و مي گويند در 150 سال اخير كه احزاب آمدند ملت نپذيرفته و عيب را بر عهدة ملت ميگذارند. عيب بر عهدة خودشان است. براي اينكه با ساختارهاي فكري و اجتماعي ملت ايران تجانسي ندارد و جا نميافتد. ملت آزاد است. نميگويم چيز بدي است ولي كاربرد ندارد. به خصوص وقتي كه هيچ برنامه، مرام نامه وجهتگيري درست حسابي در آن نيست. خيليها فكر ميكردند ماركسيستها با سرمايه دارها نقطه مقابل هم هستند، بعد معلوم شد كه نه هر دو يكي هستند. هر دو آمده اند انسان را سر ببرند.
مثل چپ و راست خودمان شد. هرچه ميگفتيم چپ چيست و راست چيست؟ ميگفتند نه، خيلي مهم است. بعد معلوم شد چپ و راست قرار است سر انقلاب را ببرد و قرار شد كه گوشة جيب ملت بريده شود و به جيب عدة ديگري برود. نمي گويم همه كساني كه در اين جناحها بودند اين گونه بودند، ولي آخر آن يك عده ميلياردر شدند و بيچاره هايي هم كه هوادار و دنباله رو بودند، حتي نمي توانند يك شغل پيدا كنند.
طراز را بالا ببريد. بگذاريد بحث هاي عميق انجام شود. حتي حقالزحمه بالا بدهيد. كسي فكر خوب مطرح ميكند به آن بپردازيد، اشكالي ندارد.
مي خواهم از شما تشكر كنم. انصافاً كارتان خوب است، نميگويم مطلوب اما خوب است، و خوب استارت زديد و شتاب گرفتيد. جلو برويد. الان در دو كشور است، بايد 70 كشور بشود. انسان نيازمند خوراك فكري، اطلاعات و تحليل هاي دقيق است. همه نيازمندند. درست کار كنيد، ملت ايران مشتري است. شما مي توانيد نشريات خودتان را تحليل كنيد. هر كدام غناي بيشتري داشته، مشتريان بيشتري داشته است. ايراني ها همه دنبال بهترين ها هستند. اين هم خيلي مهم است. يك ملتي هميشه دنبال بهترين ها بوده اشت.
بگذاريد در پرانتز برايتان بگويم. هيچ ملتي به اندازه ملت ايران فرهنگ و تمدن خلق نكرده است. يك موقعي در تاريخ ميخوانديد ايران و روم و ايران و يونان، اينها دست كاري شده است. صدها سال ايران بود و هيچ كس نبود. درمورد اين شخصيت هاي تاريخي داستان درست كردند كه يك بار آمدند و ايران را شكست داده اند. نبود و الان هم همين است. كسي جز ايران حرفي ندارد.
من از همة شما به خاطر تنوع كاريتان، دقيق بودن، به روز بودن، شجاع بودن، مكتبي و آرماني بودنتان صميمانه تشكر ميكنم. انشاءالله با قلم، نگاه و همت شما، انديشة آرماني و الهي ملت ايران بتواند گسترش بيشتري پيدا كند و به گوش همه برسد. مي خواهم به هيئت مديره و آقاي اشتهاردي سفارشي بكنم. به كار بچه هايي كه در روزنامه كار ميكنند، رسيدگي بكنيد. بچه هايي كه در كار تهية خبر، پرداخت و تنظيم خبر هستند خيلي شكايت دارند. ميگويند بايد دنبال خبر برويم روز و وقتمان را بگذاريم و به اندازة يك شغل كامل درگير هستيم ولي 100 ـ120 تومان گيرمان ميآيد. كاري كنيد كه تمام افرادي كه با روزنامه ايران كار مي كنند كارمند قراردادي خود شما شوند؛ يعني به آنها برسيد كه با دلگرمي بيشتري براي روزنامه كار بكنند.
بحث بعدي مسكن است. الان كه الحمدلله مسكن مهر خوب است. با آقاي نيكزاد بنشينيد يك تكه زمين مخصوص به شما بدهد وام هم هست شما هم كمك كنيد. چند نفر در روزنامه بدون مسكن هستند؟ من سفارش شما را به آقاي نيكزاد ميكنم. حالا تهران كه خوب است. به استانها كه مي رويم يك دختر خانم يا آقا پسر جوان و با نشاطي مي آيد و مي گويد من ماهي 40 ـ50 هزار تومان مي گيرم. آن كه خيلي حقوق مي گيرد 80 هزار تومان است. انسان مي تواند هر روز به كسي بگويد بيا كار كن، هر روز سر بزن، اين را بنويس، بعد هم هزار ايراد از او بگيرد، بعد هم 80 هزارتومان دستش بدهد؟ اين هزينه رفت و برگشت هم نمي شود؟ پس استعمار چگونه است.
من صميمانه از همه شما تشكر مي كنم. آز آقاي اشتهاردي، از هيئت مديره و از آقاي وزير. كار خوبي داريد انجام مي دهيد و با همان نگاه جلو برويد. بنده به عنوان كوچك شما، آن آرمان هايي كه داريم تا روز آخر و تا روزي كه نفس بيايد محكم پاي آن هستيم، اگر همه عالم هم عليه ما شوند.
هر روز كه جلو ميرويم به فضل الهي برايمان شفاف تر و روشنتر ميشود و محكم تر مي شويم. تا روزي كه نفس بيايد پاي اين ايستاده ايم كه در ايران عدالت به طور كامل اجرا شود. با بعضي همكاران صحبت ميکرديم و حساب كتاب كرديم؛ به خدا اگر بعضي از دست ها در ايران قطع شود در ايران يك نفر فقير به معناي اينكه نيازهايش را با سربلندي و كرامت در اختيار نداشته باشد، پيدا نميشود. اين کشور خيلي ثروتمند است.
ملت اهل كار و تلاش است. اقتصاد بزرگ، منابع بزرگ، افكار و استعدادهاي بزرگ دارد. در همين هدفمند كردن ما دو مرحلة ديگر داريم كه كار انجام شود. بايد در مسير بايستيد. انسان به اين زنده است، به اين ميماند و به اين كمال پيدا ميكند كه روي اصولش بايستد و همه عليه تو شوند.
اين قدر عليه دولت كم آوردند كه جا به جايي يك نفر مسئله روز ميشود. نميتوانند روي سياستها، توان، پيگيريها و اقدامات بزرگ دولت حرف بزنند.
انشاءالله موفق باشيد
شناسه خبر: 26783
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451