
سخنراني در ديدار با اعضاي ستاد دهه فجر
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 26763 -
دوشنبه 11 بهمن 1389 - 19:01
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره
و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم که توفيق داد يک بار ديگر در جمع شما عزيزان، چهره هاي مصمم و انقلابي شما را زيارت کنم. بدون ترديد، انقلاب اسلامي بزرگ ترين حادثۀ نه دوران ما، بلکه بعد از بعثت انبياي الهي است. ما در متنِ يک حرکت بزرگ تاريخ ساز قرار داديم. چرا اين انقلاب بزرگ و مهم است؟ چرا آقاي زارع مي گويند هر سال که مي گذرد ما با نشاط تر مي شويم؟ هر روز که از عمر انقلاب مي گذرد، ما شکوفاتر مي شويم؟ علي القاعده وقتي زمان مي گذرد، بايد سستي و خمودي بيايد. سن همه بالا مي رود، اما هر سال که دهه فجر مي شود، شادتر و شکوفاتر هستيم. چرا اين طور است؟ چه موقع انسان خوشحال است؟ زماني که مسيري را طي مي کند، هر گامي که به هدف نزديک مي شود خوشحال مي شود. يک کوهنورد وقتي قلۀ بلندي را هدف گيري مي کند، به هر حال سخت است و خستگي و مشکلات هست، حتي در بعضي جاها براي تنفس اصلاً هوا نيست. اما هر قدمي که به سمت قله بر مي دارد، شادتر و مصمم تر مي شود.
چرا اين انقلاب زنده است؟ چرا ما هر سال شادتر هستيم؟ به نظرم دو علت دارد؛ يکي موضوع اين انقلاب و دوم آرمان و هدف آن است. موضوع اين انقلاب اسلامي چيست؟ موضوع نجات ايران است؟ موضوع استقلال سياسي يا جمهوريت است؟ موضوع استقلال اقتصادي يا پيشرفت است؟ همۀ اينها هست، اما اينها نيست. موضوع اصلي انقلاب اسلامي انسان است. اين انقلاب متعلق به انسان است؛ نه متعلق به ايران است نه متعلق به مسلمانها و نه حتي متعلق به پيروان اديان الهي است. متعلق به همۀ اينهاست و فراتر از آن، متعلق به همۀ بشريت است. اصلاً حرکتهاي الهي که براي نجات انسان قيام مي کنند، متعلق به همه بشريت هستند و حد و مرزي ندارند. محصور کردن انقلاب در غل و زنجيرهاي جغرافيايي، نژادي، سليقه اي و حتي مذهبي ظلم به انقلاب است. اين انقلاب آمد که هويت حقيقي انسان را احيا کند؛ انساني که زير چرخهاي خشن و ضدانساني انديشۀ مادي چه در جلوۀ مارکسيستي چه در جلوۀ سرمايه داري آن له شده بود و درحال تمام شدن بود. اميدي باقي نمانده بود.
بالاخره هر حرکت الهي از نقطه اي آغاز مي شود و يک بستر و انرژي اوليه دارد. وقتي حرکت آغاز مي شود و پيام منتشر مي شود، متعلق به همۀ بشريت است. همان طوري که دين متعلق به همه است. اين تقسيم بنديهايي که شده، تقسيم بنديهاي ديني نيست که مسيحيان، يهوديان، زرتشتيها و مسلمانها دين خودشان را دارند. دين يک حقيقت بيشتر ندارد و متعلق به همه است. يگانه پرستي، عدالت و کرامت انساني و اعتقاد به نبوت انبياي الهي براي همه است. خدا ده دين نفرستاده، بلکه يک دين فرستاده است، حالا ظرفيتها، فرصتها و .. باعث شده که تقسيم بنديهايي بشود و اينها از بين خواهد رفت.
موضوع انقلاب انسان است؛ انساني که خدا او را به عنوان اشرف مخلوقات خلق کرد، استعداد الهي و خدايي شدن را در او قرار داد و از او خواست که اين استعداد را شکوفا بکند. جلوۀ خدا در زمين و در عالم هستي بشود و خدا اين استعداد را در همه در نوع بشر و هر کس که به دنيا مي آيد گذشته است و همه مأموريت دارند که به آن برسند.
معلوم است انساني که اگر در مسير کمال حرکت کند، هر روز که مي گذرد با نشاط تر است. انساني که در مسير کمال نيست، هر يک سال از عمرش که مي گذرد، محزون، اندوهگين و پژمرده است، چون خودش را به مرگ نزديک مي بيند، اما انساني که در مسير کمال است، هر سال که مي گذرد با نشاط تر است و غم و اندوهي نيست. جلو رفته است. چون موضوع آن انسان است، هميشه تازه است. مثل يک شجرۀ طيبه است که اصل آن ثابت است و شاخ و برگش در آسمان و هر روز ميوۀ جديدي مي دهد. انساني که در مسير کمال حرکت مي کند، هر روز تجربه و نگاه و فهم جديدي از هستي دارد و افق بالاتري در برابرش دارد، احساس کرامت بيشتري دارد و هر روز که مي گذرد شادتر و با نشاط تر است. کسي که در مسير عکس حرکت مي کند، دچار غم، اندوه و خسران است.
علت دوم آرمان اين انقلاب است. آرمان اين انقلاب هم در محدودۀ جغرافيايي، نژادي، قومي و حتي مذهبي به معناي رايج امروزش نمي گنجد. خدا انسان را خلق کرد و مأموريت داد که اين زمين را آباد کند و در اين زمين يک جامعۀ متعالي و سعادتمند را مستقر کند و اتفاقاً کمال انسان را از مسير تلاش براي تحقق آن جامعه قرار داد. اصلاً محال است کسي جز از مسير تلاش براي اصلاح جامعه و رساندن جامعه به نقطه موعود به کمالات انساني برسد. آرمان اين انقلاب آرمان همۀ انبياي الهي است. همۀ انبياي وعده داده اند که روزي يک جامعۀ جهاني سرشار از عدالت، عشق و توحيد در زمين برپا خواهد شد.
طبيعي است که اين انقلاب هر روز پرشورتر است. چرا؟ براي اينکه هر سال مي گذرد، يک قدم نزديک تر مي شود. در برابر حرکتهاي توحيدي هميشه موانعي بوده است. مستکبران، خودخواهان و دنياپرستان با تبليغات، جنگ، فشار اقتصادي و فريبکاري مقاومت مي کرده اند.
من اعتقادي دارم و اين را با شما در ميان مي گذارم. اعتقاد من اين است که مستکبراني که امروز در مقابل حرکتهاي توحيدي و کمالي بشريت ايستاده اند در اوج استکبار تاريخي قرار دارند. قوي تر و قدرتمندتر از اينها در طول تاريخ وجود نداشته است. چه کار مي کنند. قدرت نظامي، اقتصادي و تبليغاتي آنها را ببينيد! کدام فرعون و کدام طاغوت در عالم در عرض 60-70 سال صد ميليون آدم کشت. همۀ طاغوتهاي عالم غارتگر بوده اند. کدام از آنها توانسته اند به اندازۀ طاغوتهاي امروز غارت کنند. آن موقع غارت مي کردند و غارت زده احساس تنفر داشت.
امروز غارت مي کنند و غارت زده ها غارت غارتگران را تئوريزه مي کنند و در کلاسها به بچه ها به نام علم اقتصاد درس مي دهند. فقط سي هزار ميليارد تومان دولت امريکا در ساز و کارهاي ارزي و پولي و جنگ ارزي از جيب ملتها برده است. مرتباً داراييهاي کاغذي و بدون مبنا توليد و منتشر کردند و از جيب ملتها بردند. کدام مستکبري در طول تاريخ توانسته 30 هزار ميليارد دلار از جيب ملتها غارت کند؟ نبوده است. ديکتاتوري در ذات مستکبرين بوده اما مردم هميشه نفرت داشته اند. معلوم بوده که ديکتاتور و زورگو بوده اند. اما چقدر اينها مسلط و با برنامه عمل کرده اند که آدمکشهاي اصلي عالم مدال صلح مي گيرند و پرچم دموکراسي و حقوق بشر را هم بلند مي کنند، ساز و کار هم درست مي کنند و مخالفين خودشان را هم محکوم مي کنند. يک سرزمين را اشغال مي کنند، مردم آن را آواره مي کنند، هر روز مي کشند و بعد به قاتل مدال صلح مي دهند و کسي نمي تواند اعتراض کند. اينها آخر کاروان مستکبران و دنياپرستان هستند و اعتقاد ما اين است که وقتي اينها بشکنند، مسير بشريت براي رسيدن به نقطۀ موعود که همۀ انسانها، موحدان و پاکان به هم مي رسند، سرازير مي شود.
انقلاب اسلامي متعلق به همۀ بشريت است. آمد راه را باز کرد. باور ما اين است که بشريت را چند گام در مسير رسيدن به آن قله و هدف جلو برد. مي بينيم که مستکبران در حال فروپاشي هستند. سي و دو سال از انقلاب گذشته است که دارند فرو مي ريزند و در بن بست کامل اند. به لحاظ تئوري که در پايان هستند و حرفي براي امروز جهان ندارند. نمي توانند تحولات امروز جهان را تفسير کنند. در حالي که موحدان و مؤمنان از حوادث تفسير بسيار روشني دارند. ما معتقديم حوادث همه به سمت تحقق آن آرمان است.
الان ببينيد سر و صدا شده است. هر عکس العملي نشان بدهند، به نفع حرکت عمومي ملتهاست. هر اتفاقي بيفتد، به نفع تحقق آن وعدۀ الهي است. آنها هم در تئوري و هم در عمل و مديريت وامانده اند. مديريت آنها به نقطۀ شکست رسيده است. نه در شرق آسيا نه در خاورميانه نه در آفريقا و نه در امريکاي لاتين و حتي در کشورهاي خودشان هيچ مشکلي را نمي توانند حل کنند. درمانده اند و نمي توانند. اينها مي گفتند اقتصاد سرمايه داري پايان تاريخ اقتصاد است، يعني علم و تواني است که مي تواند به طور نامحدود و هميشه مسائل اقتصادي جامعه را حل کند. الان در آن مانده اند و نمي توانند مسائل اجتماعي را حل کنند و الان که بن بست است و چيزي باقي نمانده است به بشريت ضربۀ محکمي زدند. زن را يک جور، مرد را يک جور، بچه را طور ديگري و خانواده را به شکل ديگري و حيثيت و کرامت انساني را به شکل ديگري نابود کرده اند. از انسان چيزي نمانده است. اما به فضل الهي در حال در نابود شدن هستند.
ما در سي و دومين سال انقلاب شاهد افول قدرتمندترين و فريب کارترين مستکبران تاريخ هستيم و در نقطۀ مقابل مي بينيم ملتها و انسانها دارند خودشان را به سرعت پيدا مي کنند. لازم نيست کسي آنجا حرف بزند. هر کس هر جايي حرف مي زند، حرفها مشابه است. الان در دنيا هر کسي که مطالبۀ مردمي دارد، مطالبه ها عين هم است. سال 1357 ما در ايران چه مي خواستيم؟ همين امروز در همه کشورها هر جا حرکتي است، مردم همان را مي خواهند.
آرمان انقلاب اسلامي همان آرمان بشريت در طول تاريخ است. هر جاي دنيا مي روي، انسانهاي سالم و معمولي با انقلاب اسلامي احساس قرابت و خويشاوندي دارند. البته اين نکته را هم بگويم اگر جايي جلو نمي رود و مشکل پيدا مي شود، اين ديگر به رفتارهاي بعضي از ما بر مي گردد. خيلي از ما به جاي اينکه انقلاب را که متعلق به همۀ بشريت است و فطرت الهي انسانهاست، معرفي کنيم، خودمان را معرفي مي کنيم. بعضي سلايق خودمان را جاي انقلاب مي گذاريم و عرضه مي کنيم. والا حقيقت انقلاب متعلق به همه بشريت است. همان طور که پيامبران متعلق به همه بشريت اند. حضرت ابراهيم، حضرت موسي، حضرت عيسي، تعليمات زرتشت و پيامبر گرامي اسلام که همۀ دين را و کامل دين را عرضه کرد متعلق به همه و براي همه است، نه براي عده اي خاص. براي کسي است که راه هدايت را انتخاب بکند و در انحصار کسي نيست. ارزشهاي الهي و انساني در انحصار هيچ کس، قوم و قبيله اي نيست و متعلق به همه است و اين پيام انقلاب اسلامي است و اين پيام هر روز نوتر، با نشاط تر و زنده تر است.
حالا انقلاب اسلامي شده و ما بايد کشور را بسازيم، اقتصاد را درست کنيم، عمران و آبادي کنيم و تمام. اهداف انقلاب اينهاست؟ اينها هم هست. اينها نتيجۀ آن است، اما اينها هدف نيست. سي و دو سال گذشته، امروز ملت ايران همبسته تر،مؤمن تر، آماده تر، هوشمند تر و آرماني تر هستند و اين به دليل ذات و آرمان و جنس انقلاب است و اين براي همه است، يعني همۀ ابناي بشر صاحب اين انقلاب هستند و مي بينيم که اين مسير بسيار روشن و نوراني است. معنايش اين نيست که مشکلي وجود ندارد. مشکل در همه جا وجود دارد. شخصي گفت مشکلات هست. گفتيم بله، مشکلات وجود دارد. مثل اين است که در مسير درست مي رويم، اما ماشيني که بر آن سوار هستيم، ماشين خوبي نيست يا راننده بداخلاق است و خوب رانندگي نمي کند و ماشين را در دست انداز مي اندازد و پنجر مي کند، اما در مسير حرکت مي کند. فرق مي کند که انسان در ماشين مرتبي بنشيند و جادۀ خوبي باشد، اما مسير، مسير درستي نباشد. قرار بوده مثلاً به اهواز برويم. به اهواز مي رويم و همان مسير است و به شهر ديگر نمي رويم، اما امثال بنده که کارهايي دستشان افتاده در کمک رانندگي يا رانندگي ناشي گري مي کنند و پيچها را خوب سفت نمي کنند، تنظيم نمي کنند، خوب نمي رسند، پذيرايي شان خراب است، اما مسير درست است و داريم حرکت مي کنيم و بدانيد.
اين را هم بگويم، بالاخره همۀ شما از اهالي انقلاب هستيد. هر آرزوي خوبي داشته باشيد، فقط و فقط در فضاي فرهنگ انقلاب امکان تحقق دارد و لاغير. ممکن است سؤال شود که چرا بعد از 32 سال نشانه ها در بيرون ظاهر مي شود. باز تأکيد مي کنم، اين نيست که در جهان اسلام، جهان اسلامي وجود ندارد. آن جهان اسلام نيست. کشورهايي هستند که اکثر آنها مسلمان هستند. اسلام که هنوز پياده نشده که ما ببينيم جهان اسلام به چه صورت است. هنوز که حقيقت اسلام پياده نشده است. حقيقت هيچ يک از اين آيين پيامبران الهي هنوز پياده نشده که کسي ببيند. نگذاشته اند که پياده بشود. همۀ آنها يک جنس است. حالا مي گويند چرا بعد از 32 سال؟ من فکر مي کنم پانزده سال زودتر هم مي توانست اتفاق بيفتد. بالاخره کانون جوشش اصلي ايران است.
اگر اينجا ما سست شويم و حرفهايي بزنيم که معناي آن عدول از آرمانهاي انقلاب است، انعکاس پيدا مي کند. ده پانزده سال ملتها مردد بودند که در ايران چه شده است. بعد متوجه شدند که دوباره در ريل خودش آمده است. در ريل درست افتاد، مي بينيد که چه خبر است. امروز نام ايران محبوب ترين نام در کل دنياست. البته مي خواهند بپوشانند، ولي نمي توانند.
من از همه شما تشکر مي کنم. بدانيد قدمهايي که بر مي داريد، اين قدمها براي همۀ انسانها، نجات کل بشريت و تحقق آرزوهاي تاريخي همۀ بشريت است و مقدس تر و ارزشمندتر از اين در عالم چيزي وجود ندارد. افق نگاه جهاني است. شايد من سال قبل هم اشاره کردم. در داخل که بايد هر سال متنوع تر باشد و ابتکار و نوآوري باشد، بله، ولي هر سال بايد در طراز آن سال باشد. انقلاب سال 32 با انقلاب سال 12 متفاوت است. در افق بالاتري است. نگاه آن متعالي تر است و ارتقا پيدا کرده است. مي خواهيم پيام را برسانيم. بزرگداشت انقلاب يعني چه؟ انقلاب بزرگ است. بزرگ تر از انقلاب چيزي وجود ندارد. انقلاب خيلي عظمت دارد. اصلاً لازم نيست ما 22 بهمن زنگوله ببنديم که 22 بهمن بزرگ شود.22 بهمن بزرگ است. حادثۀ عظيمي است.
انرژي هسته اي يکي از ثمرات اين انقلاب است و مهم است و پيشنهاد خوبي است، ولي در وقت ديگر. هيچ عنصر و اقدامي نبايد اصل پيام زلال انقلاب را تحت الشعاع قرار دهد. انقلاب نشده که ما هسته اي شويم، ولي هسته اي هم شديم و ان شاءالله بالاتر از آن هم مي شويم. همه توانشان را بسيج کرده اند که ما هسته اي نشويم. خب شديم. حالا مي خواهند توانشان را بسيج کنند که ما دوباره به عقب برگرديم. اصلاً براي انقلاب عقبگردي نيست. همه آن رو به جلو و آينده است.
بنابراين پيشنهاد خوبي است. يک وقت ديگري بگذاريم. هسته اي در جاي خودش بسيار ارزشمند است، اما 22 بهمن اتفاق خيلي عظيم و بزرگي است. من نمي خواهم بگويم، ممکن است بعضيها تفسير ديگري کنند، چون جنسش از آن جنس است، مي گويم. عظمت 22 بهمن در عداد عظمت بعثت انبياي الهي است. امام گفتند: يوم الله. شوخي نيست. روند حرکت بشريت در نقطۀ عطف افتاد و عبور کرد. مسير عوض شد. ريل بشريت اصلاح شد. اتفاقي عظيم و متعلق به همه است. ان شاءالله همين طوري که ابتکار عمل داريد و هر سال برنامه هاي نوتر داشته باشيد و ابعاد جهاني را فعال کنيد. بايد معرفي شود، باز نه آنچه من مي فهممم. حقيقت آن، چون مال آنها هم هست؛ يعني يک نفر که در آرژانتين يا امريکاي لاتين است، بايد خودش را صاحب اين انقلاب بداند و در حقيقت صاحب آن هم هست. از هر نوعي که هست. با اين نگاه برنامه هاي جهاني را نتظيم کنيد.
حالا خوشبختانه، آقاي مهندس مشايي و آقاي حسيني هم در جلسه ما هستند. براي پشتيبانيها و کمکها هماهنگ کنيد. واقعاً اين کار را ان شاءالله خواهيم کرد. نمي گويم همه اش امکانات است. مگر انقلاب با امکانات انقلاب شد؟ نه خير. ولي شما مي خواهيد پيام را برسانيد، ابزار و وسايل و امکانات مي خواهيد.عزيزان مسيحي، آشوري، کليمي و زرتشتي ما بايد خودشان ستاد داشته باشند، مال آنهاست. بلند شوند بروند در دنيا و حرف بزنند. اين بازيهايي که درست کردند که حقوق بشر، مسيحيت اين طرف، مسلمان آن طرف، اين کار همين استعمارگران است. والا بين ابناي بشر جدايي وجود ندارد. چرا جدايي؟ همه در يک مسير و خط و براي يک هدف هستند. جالب است که در آن هدف بزرگ همه شريک هستيم. مسيحيها معتقدند که حضرت مسيح (ع) خواهد آمد و دنيا را پر از عدل خواهد کرد. ما هم به اين اعتقاد داريم. الان حضرت مسيح اينجا باشند، ما چه رفتاري با ايشان داريم؟ جز تعظيم و اطاعت کار ديگري مي کنيم؟ نمي کنيم. هر يک از پيامبران الهي الان اينجا حاضر شوند، ما چه کار مي کنيم؟ اگر حضرت مسيح به نماز بايستد، آيا غير از اين است که ما به ايشان اقتدا مي کنيم؟ دستوري بدهند و بگويند به خانه هايتان برويد، ما مي گوييم چشم. هر چه بگويند اطاعت مي کنيم. پيامبر الهي است و مي خواهد بيايد دنيا را اصلاح کند. منتها ما اعتقاد داريم حضرت مسيح مي آيد و کس ديگري را همراهي مي کند. پس در اصل آن همه مشترک هستيم و متعلق به همه است.
ما معتقديم انسان کامل مي آيد و حضرت مسيح کنار اوست و ديگراني هم هستند، صلحا مي آيند و چه بسا بسياري از پيامبران الهي بيايند و در آن اتفاق بزرگ مشارکت، مديريت و همراهي مي کنند، چون مال همه است. بايد اين را طراحي کنيد. دوستان خودشان ستاد درست کنند و حرکت کنند و بروند که مي روند. بروند و دنيا را بگردند و از حقيقت آينده بگويند.
اصلاً در دعواها هم نمي خواهيم وارد شويم. دعوايي نداريم و روي مشترکات بشري اختلافي وجود ندارد. در داخل هم ان شاءالله با شور و شکوه هر چه بيشتر انجام مي شود. ما نياز به توصيه ملت داريم، ولي ملت نيازي به توصيۀ ما ندارد. اين را من از روي باور مي گويم نه از روي تعارف. ملت خيلي جلوتر از ما هستند.
امروز مردم به ما مي گويند چه کار کنيم. همين هفته ما رشت بوديم. سه ساعت و نيم همراه مردم در خيابان و يک ساعت هم در اجتماع بوديم و بعد هم جلسات گوناگون. اين سه ساعت و نيم مردم به ما چه گفتند و از ما چه مي خواستند؟ آنها به ما مي گويند چه کار کنيم. الان ملت دارد مي گويد چه بايد کرد؛ با شعارها، فريادها و اظهارنظرهايش. ملت همان آرمان بلند را مي خواهد. مي گويد از آن کوتاه نياييد و در آن مسير محکم بايستيد.
خواهيد ديد که به فضل الهي آنجا که نياز به حضور مردم باشد، مردم با شکوه بيشتر خواهند آمد. اصلاً بعضي حوادثي هم که شياطين درست مي کنند، اثري ندارد. سال گذشته پرشکوتر از سال قبل و سال قبل پرشکوه تر از سال قبل از آن. ان شاءالله طبيعت هم همراهي کند خواهيد ديد، ان شاءالله امسال پرشکوه تر از سال قبل است. انقلاب مال مردم است و همه صاحب خانه و جلودار هستند. اما وقتي قرار است يک حضور تاريخ ساز و پرشکوهي اتفاق بيفتد، بايد شرايط و بسترهاي آن را فراهم کنيم و امکانات بدهيم و شما به خوبي داريد اين کار را انجام مي دهيد.
من از همۀ شما صميمانه تشکر مي کنم. کارتان کار بسيار بزرگي است. ان شاءالله خداي متعال همۀ ما را در مسير انبياي الهي و در مسير صلاح ثابت قدم بگرداند.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 26763
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451