- سخنراني در ديدار با خانواده شهدا و ايثارگران استان سمنان
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 17:41

  بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با خانواده شهدا و ايثارگران استان سمنان

  بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 24912 - 

چهارشنبه 30 ارديبهشت 1388 - 19:15

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره

واعوانه والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت فرمود تا امروز در جمع شما عزيزان، خانواده هاي معزز شهيدان، آزادگان و جانبازان لحظاتي را در اين فضاي نوراني و معنوي تنفس كنيم.

دو سه نكته را كوتاه خدمتتان عرض مي كنم؛ نكتة اول دربارة اين مراسم است. اين مراسم حركتي نمادين است. جمعي از ايثارگران به نمايندگي از خانوادة بزرگ ايثارگران مورد تجليل قرار مي گيرند. اين مشت نمونة خروار است. همة خانوادة ايثارگران نمونه و ممتازند.

امروز ملت ايران و جامعة بشري هر چه دارد از ايثارگري ايثارگران است و اين جلسه نشانة قدرداني ملت ايران از ساحت ايثارگري و ايثارگران است.

نشانة آن است كه راه پيشقراولان نور و روشنايي در بين ملت ما و نسلهاي پي در پي زنده و روشن است؛ يعني راه ادامه دارد. نشانة آن است كه ملت ايران تا ابد خود را مديون خانوادة شهيدان و ايثارگري ايثارگران مي داند.

جلسه اي براي تجديد عهد و ميثاق بر پيماني الهي و جاويدان است كه همة پيامبران، اوليا، مردان و صالحان تاريخ وجود خودشان را براي ايفاي آن عهد و ميثاق فدا كردند. اين جلسه يك نشانه و پيام است. پيامي به همة جهان كه ملت ايران زنده و در صحنه است. راه روشن ملت ايران پايدار است و اين ملت در عهدي كه با خدا و پيامبر و آل او بسته است وفادار است. اين جلسه، جلسه اي نمادين است.

نكتة دوم؛ عزيزان من! در عالم خيرات و اقدامات ارزشمند و فراواني وجود دارد، اما آن عملي ماندگار و جاويد است كه همراه با ايثارگري باشد. ايثارگري رمز ماندگاري اعمال انسان است. بدون ايثارگري هيچ خير و ارزشي در اين جهان متولد نمي شود. خمير ماية همة خوبيها و زيباييهاي عالم ايثارگري است. اگر ايثارگري نباشد هيچ نشانه اي از انسانيت، جوانمردي، بزرگي و ايمان در اين جهان باقي نخواهد ماند. ذهنتان را به تاريخ و جامعه ببريد، هر صحنه زيبا و هر ارزش و خوبي اي كه در ذهن شما جايگاه والايي دارد حاصل ايثارگري است. اينكه پيام پيامبران الهي بعد از چند هزار سال و پيامبر اسلام بعد از 1400 سال اين طور روشن و شفاف به بشريت امروز رسيده است اين حاصل ايثارگريهاي پي در پي است. اگر ايثارگري نبود، اثري از انسان و انسانيت در عالم باقي نمي ماند.

حضرت ابراهيم (س) آماده شد تا همه هستي اش يعني اسماعيل را ايثار كند و وقتي آزمايش و معلوم شد كه اهل ايثار است خداي متعال او را به مقام امامت بشر برگزيد. بيست و سه سال مجاهدت پيامبر گرامي اسلام سرشار از ايثارگري و فداكاري است و اگر نبود امروز از آيين يگانه پرستي و پاكي اثري نبود.

زندگي اميرالمؤمنين علي (ع) را ببينيد، همة آن ايثار است. هر صحنه اي را كه ورق مي زنيد جلوة ايثار است و همين طور ائمه (ع). زندگي حضرت زهرا (س) را ببينيد همة آن ايثار است.

در همين انقلاب خودمان امام راحل را ببينيد. همة اين انقلاب ثمرة ايثار امام و ياران ايشان و 30 سال ايستادگي است.

اصلاً ملتي كه آمادة ايثارگري است اين ملت جاويدان و شكست ناپذير است. امام در بياني بسيار زيبا و رسا اين حقيقت را اعلام فرمودند كه ملتي كه شهادت دارد اسارت ندارد. يعني ملتي كه داراي فرهنگ ايثارگري است و آمادة ايثار در راه آرمانهاي بلند الهي است هيچ وقت طعم ذلت را نخواهد چشيد و هميشه پيروز است.

صحنة كربلا را ببينيد. صحنة پيروزيهاي پي در پي، بي نظير و جاويدان است. آنجا تجلي همه ايثار است. زيباترين جلوه هاي ايثار در كربلاست و به همين دليل كربلا جاويدان است.

هيچ كس نمي تواند نوري را كه در كربلا برافروخته شده است خاموش كند. اصلاً زندگي اجتماعي بدون ايثار معنا ندارد و البته باور من اين است كه ايثارگري يك لطف و هديه خداوند به بندگان صالح و برگزيده است. آنهايي كه از ايثارگري بويي نبرده اند از زندگي چه چيزي مي فهمند؟ آنهايي كه 60 سال، 80 سال، 90 سال مي دوند و هر كاري را براي لذت و سود بيشتر، تسلط و چپاول انجام مي دهند از زندگي و انسانيت چه چيزي مي فهمند؟ اصلاً انسانيت فقط و فقط از راه ايثارگري متجلي و اثبات   مي شود.

خداي متعال فرمود: لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون، به هيچ نيكي نمي رسيد مگر اينكه از آن چيزي كه دوست داريد انفاق و ايثار كنيد. راه رسيدن به كمال و انسانيت ايثارگري است. هر چقدر درجه ايثارگري بالاتر انسان تر و كامل تر.

پدر و مادر شهيد يك پسر داشته و از دست داده است، بعد سؤال    مي كنيم مادر چطوري؟ پدر چطوري؟ چه خبر؟ مي گويد من خدا را شكر مي كنم. دوست داشتم هرچه داشتم مي دادم و اين يعني پدر و مادر به قله كمال انساني رسيده اند. يعني پيروز شده است، مأموريتشان را خوب انجام داده اند، از مزرعه دنيا خوب استفاده كرده اند و حيات جاويد سر تا سر عزت را براي خودشان فراهم كرده اند.

عزيزان، راه نجات بشر حركت در مسير ايثارگري است. اگر در   جامعه اي ايثارگري باشد، محبت، تواضع، برادري و عدالت بلكه بالاتر از عدالت هم خواهد بود و تبعيض، بداخلاقي و زورگويي برچيده خواهد شد. -اگر در جامعه اي ايثارگري باشد آن جامعه شكست ناپذير مي شود. روحيه ايثارگري بزرگ ترين قدرت و نيروي حافظ عزت و استقلال يك ملت است.

جملة آخرم، صحنه امروز دنيا را ببينيد. الان آرايش سياسي دنيا چگونه است. بشارت و آفرين بر شما. امروز مجاهدتهاي شما در جهان در حال ثمر دادن است. اهداف بلند شما، شهيدان و جانبازان شما در حال تحقق است. جايگاه ايران را در جهان ببينيد، امروز ايران كجا و دشمنان ملت ايران كجا هستند. اشاره كردم صدام كجا، صداميان كجا و ايران كجاست.

تا چند سال قبل اين به اصطلاح قدرتها دور هم مي نشستند بعد وقتي مي خواستند دربارة ايران صحبت كنند هر كس يك بادي به غبغبش     مي انداخت و با كلمات موهن و بي ادبانه يكي مي گفت ايران را منزوي كنيم و ديگري مي گفت ايران را مهار كنيم.

يكي مي گفت ملت ايران را ريشه كن كنيم و ديگري مي گفت بايد رفتار ملت ايران را عوض كنيم. امروز چه مي گويند؟ چند سال پيش خيال مي كردند با طراحيهايشان مي توانند فرياد ملت ايران را خاموش كنند. الان چه مي گويند؟ امروز به واسطة حفظ روحيه ايثارگري در شما و به واسطة آن خونهاي پاك و جانبازيهاي الهي همه قدرتهاي عالم در برابر ملت ايران سر تعظيم فرود آورده اند و در تعريف و تمجيد از عظمتهاي ملت ايران مسابقه گذاشته اند. چپ و راست براي ما پيام مي فرستند كه ما مي خواهيم گذشته ها را جبران كنيم. ما مي خواهيم با ملت ايران دوست باشيم. از گذشته ها چشم پوشي كنيد.

امروز در ذهن سياستمداران عالم ملت ايران در تراز بالاترين قدرتهاي عالم است. الان ما بسياري از حرفهاي ديپلماسي را نمي توانيم بيان كنيم. بايد زمان بگذرد.

 عزيزان من! امروز به خاطر ايثارگريهاي شما نام ايران، ملت ايران و فرهنگ ايران در دنيا مي درخشد. از ايستادگي شما يك موج و سيل بنيان كني به راه افتاده كه دارد طومار نظام سلطه را در هم مي پيچد. اين سر و صداهايي كه دارند مي كنند از موضع قدرت نيست. ديگر كاري نمي توانند بكنند. اين سر و صداها فقط براي حفظ خودشان است. آنها الان نگران برچيده شدن بساط ظلم از جهان هستند والّا خودشان مي دانند و من باز مي گويم كه دنيا هم بداند دست آنها از دامن ملت ايران كوتاه است و هيچ كدام از آنها توان اين كه كوچك-ترين خشي بر ساحت ملت ايران بيندازند ندارند. ضعيف تر از آن هستند كه بخواهند آسيبي به ملت ايران بزنند. نگراني آنها الان حفظ خودشان، نظام و سلطه و ساختارهاي اقتصادي و امنيتي ظالمانه بر جهان است. آنها امروز نگران خودشان هستند.

عزيزان من! اين را به عنوان كسي كه به چشم خودش ديده و اطلاع دارد عرض مي كنم. امروز نام ملت ايران در دل ملتها شوق و اميد ايجاد مي كند. بگذاريد نمونه اي از آن را برايتان بگويم. همين اولين ماهواره اي كه به آسمان فرستاده شد، ماهواره كوچكي بود. هفتاد هشتاد روز بود تمام شد. وظيفه اش را انجام داد و تمام. در بعضي از اين قدرتهاي به اصطلاح بزرگ و قدرتمند ماهواره هايي درست مي كنند كه پنج تن ده تن يا بيست تن وزن دارد. تا 30 هزار كيلومتر بالاتر مي فرستند، پانزده بيست سال مي ماند. ايستگاه فضايي دارند. آدم به آن ايستگاه مي فرستند. هر دفعه از اين ماهواره ها را مي فرستند، سر و صدا و تبليغات مي كنند، اما هر وقتي بين ملتها مي رويم هيچ كدام از اين ملتها از اين كار خوشحال نمي شوند.

در دنيا چه غوغايي شد، چه خبر شد، بسياري از ملتها جشن گرفتند و به همديگر تبريك مي گفتند. نه فقط ملتهاي اسلامي بلكه در خود امريكا عده اي از مردم به هم تبريك مي گفتند. بعضي جاها با پول خودشان شيريني پخش مي كردند. همان موقع در كشوري در شرق يك نشست كارشناسان بود كه شخصي هم از ايران شركت كرده بود. 120 كشور [شركت كرده بودند]. اين آقايي كه از ايران رفته بود مي گفت ما آنجا بوديم هنوز اين مراسم شروع نشده بود در اين فاصله اي كه ما خودمان را به مراسم برسانيم ماهوارة ايران پرتاب شد. گفت من به جلسه رفتم ديدم نمايندگان اين 120 كشور دارند شادي مي كنند و تبريك  مي گويند. هنوز اين ايراني خبر نداشت. مي گفت ديدم فرستادند شيريني خريدند، جشن گرفته اند و تبريك مي گويند. گفتم چه خبر شد؟ گفتند تو مگر خبر نداري! ايران ماهواره به فضا پرتاب كرده است. چرا اين طور است. براي اينكه مي دانند همراه اين ماهوارة ملت ايران پيام نجات، انسانيت، صلح و برادري و كرامت انسانها به دنيا مخابره مي شود. مي دانند اگر ملت ايران قدرتمند بشود آنها قدرتمند شده اند و راه نجات آنها باز مي شود.

بدانيد امروز نام و ياد شهداي شما نور اميد را در دل ملتها روشن كرده است. امروز ملتها يكي پس از ديگري راه ملت ايران را انتخاب مي كنند.

خدا شاهد است كه ما حضور شهيدان شما را در همة عرصه هاي حساس جهان مي بينيم. هر جا مي رويم قبل از ما كارها رديف است. همة ابرقدرتها جمع مي شوند فتنه و طراحي و توطئه مي كنند اما دستهاي الهي مي آيد و تمام اين فتنه ها را نقش بر آب مي كند.

در همين ژنو ديديد نقشه كشيده بودند كه بي سر و صدا يك بار ديگر رژيم صهيونيستي را از چنگال مجازات ملتها نجات بدهند و ملت فلسطين را دوباره مظلوم كنند.

مي خواستند جمع شوند چيزي را امضا كنند و به يك قانون تبديل كنند و بعد بر سر ملتهاي آزاده بزنند و همان را جلوي ملت ايران بگيرند و به ملت ايران فشار بياورند. چقدر تلاش كردند كه نمايندة ملت ايران در آن اجلاس حاضر نشود. با دو يا سه واسطه يا بي واسطه پيغام مي دادند كه نمي خواهد شركت كنيد، كاري نداريد، كسي نمي آيد، رئيس جمهورها نمي آيند، شما براي چه مي خواهيد. شركت كنيد؟ مسئله مهمي نيست. ما مي گفتيم اگر مهم نيست شما چرا اين قدر اصرار داريد و عذر و بهانه

مي آوريد؟ بعضيها هم از روي عدم اطلاع فريب اين جريانات دشمن را خورده بودند و تا پاي پله هواپيما به ما مي گفتند فلاني ضرورتي ندارد كه بروي. براي چه مي خواهي بروي؟ آنجا رئيس جمهوري نمي آيد و تو آنجا تنها مي ماني. خوب نيست كه به آنجا بروي. بعد هم كه آنها در دو سه مرحله طراحي كرده بودند. اول اينكه نگذارند صحبت كنيم و بعد اينكه جلسه را ترك بكنيم. منزوي شويم و اگر نشد نتوانيم حرفمان را درست بزنيم و اعصابمان را خرد كنند. ما رفتيم در يك صحنه توطئه و بيرون آمديم. وقتي لحظه به لحظه آن را مرور مي كنيم مي بينيم دستان الهي شهيدان آمده تمام فتنه هايي را كه عليه ما بود به نفع ما رقم زده است.

بگذاريد دو سه دقيقه حال و هواي خودمان و دوستانمان را در آنجا بگويم و عرضم را تمام كنم.

اولين سخنران ما بوديم. چون تنها رئيس دولت از ايران بود. طبق قانون ما بايد صحبت مي كرديم. به ما گفتند حالا سالن آماده نيست. بياييد فعلاً در اتاقي كه آنجاست بنشينيد. خواستند احترام بگذارند. ما را اتاقي هدايت كردند. من تعجب كردم گفتم ما معمولاً مي رويم در سالن كنار بقيه

مي نشينيم چرا ما را به اين اتاق آوردند. به ما گفتند لازم نيست شما به سالن بياييد. وقتي جلسه شروع شد شما از پشت همين تريبون بياييد و سخنراني كنيد و از پشت تريبون هم بيرون برويد.

ما چند دقيقه اي در آن اتاق نشستيم. من احساس كردم كه حال و هواي اين اتاق حال و هواي مناسب و آشنايي نيست. گفتم بلند شو به سالن برويم. گفتند آخر اينها اينجوري گفتند. گفتم اينها براي خودشان گفتند. وارد سالن كه شديم تمام جمعيت يكپارچه شروع كرد به ابراز احساسات،  كف زدن و فرياد زدن تا زماني كه ما رفتيم وسط سالن روي ميز ايران نشستيم همچنان كف مي زدند. يك دقيقه نشستيم صدا كردند كه بلند شويد بياييد دوباره شروع كردند به كف زدن. بعداً من فهميدم كه ابراز احساسات اعصاب و روان توطئه گران را به هم ريخت و نقشة آنها را خنثي كرد يعني يك لحظه به ذهن من انداختند كه به جاي اين مسير از اين مسير برويد. ما شروع كرديم به صحبت كردن، تا دعاي فرج تمام شد من ديدم يك سر و صدايي بلند شد من ديدم يك آدمي را مثل دلقكها درست كرده اند و به سمت من مي دود و چيزي را پرتاب مي كند. آنها انتظار داشتند كه ما منفعل شويم و به قول خودشان وحشت كنيم و جا بزنيم. خدا شاهد است كه يك دهم ثانيه در ذهن من عبور كرد گفتم خداي بزرگ حضرت ولي عصر و شهيدان من مي دانم كه شما دماغ اينها را به خاك مي ماليد و آبروشان را مي بريد. من از سبك بودن و ذلت آنها خنده ام گرفت. بدبخت بيچاره ملت ايران را نشناخته است. جوانهاي ملت ايران زير بمباران، گلوله، توپ و تانك و ... سينه شان را سپر كردند و انقلاب را جلو بردند. اين خيال كرده يك پلاستيك اين جوري پرتاب كند نمايندة ملت ايران صحنه را خالي مي كند. احساس من اين بود كه الان در تمام آن سالن شهدا حاضر و ناظرند و دارند كارها را رديف مي كنند.

اينها را بيرون انداختند. من خوشحال شدم نه از اين كه اينها را بيرون كردند، گفتم در اين روزها به پيامبر عزيز ما توهين شد. من يك بار ديگر صلوات بر پيغمبر را از بلندگو اعلام خواهم كرد. دوباره از اول بسم الله صحبت كردم، گفتم بدانيد شما مي خواهيد اين حرفها به گوش دنيا نرسد خدا اسبابي فراهم مي كند كه از تريبون دوبار به گوش همه برسد.

اينها مي خواهند كاري كنند كه اصلاً صدا به گوش دنيا نرسد باعث شدند به قول خودشان 500 ميليون نفر پاي تلويزيون بنشينند؛ يعني همه دنيا، چون نصف دنيا آن موقع شب است. يك عده سركار، در كارخانه، مزرعه، هواپيما، كشتي و بيابان هستند. چه كساني مي مانند؟ همان 500 ميليون كه پاي تلويزيون بودند. بعد هم آن پانزده بيست نفري يا سر جمع 30 نفر چون هر كشوري 4 نفر را با خودش مي برد. ده دوازده تا بلند شدند رفتند بيرون خيال كردند سالن الان خالي مي شود. به اطرافيانشان گفته بودند بلند شويد برويد بيرون. هيچ كس توجهي نكرد، مثل گربه دمشان را گذاشتند روي كولشان سالن را تخليه كردند و براي هميشه از صحنه سياسي جهان منزوي شدند.

حالا ببينيد خواب حجيت ندارد. همان شب مادر شهيدي خواب شهيدي را ديده بود كه آنجا براي ما نقل كردند. گفتند شهيد به ديدن مادر مي آيد، هر دفعه مادر شهيد را خواب مي بيند شهيد با مادر گفتگو  مي كند مي بيند كه اين شهيد ملتهب است و مي خواهد برود. آمده و سرپايي احوالپرسي مي كند خودش را مجهز كرده مادر مي گويد كجا    مي خواهي بروي؟ مي گويد مادر مأموريت داريم مي خواهيم برويم كارها را رو به راه كنيم. ما حضور خدا و خود شهيدان را مي ديديم كه چگونه قدرتها را در دنيا رسوا كردند و آبروي آنها را بردند. بعد هم يك ماه است كه به جان هم افتاده اند. يك عده از آنها مي گويند چرا نرفتيد؟ غلط كرديد كه نرفتيد. صحنه را دست ايران داديد. آنها هم جواب مي دهند كه اگر هم مي رفتيم همين بود. يك عده مي گويند چرا سالن را تخليه كرديد؟ مي گويند اگر ما تخليه نمي كرديم اربابان صهيونيسم حقوق ما را قطع مي كردند.

عزيزان من! امروز فرهنگ شهيدان ما به عنوان راه كمال و سعادت توسط ملتها انتخاب شده. خبرنگاري آنجا از من پرسيد كه فلاني 30 سال از انقلاب گذشته شما هنوز هم مي خواهيد انقلاب را صادر كنيد. گفتم شما مثل اينكه در دنيا نيستيد. انقلاب صادر شده است. امروز فرهنگ ملت ايران به عنوان فرهنگ برتر در دنيا انتخاب شده است.

به او گفتم برو ببين مردم سوئيس و ژنو چه چيزي مي خواهند. با هر كسي صحبت كني مي گويد من عدالت، پاكي، برادري و يكتاپرستي     مي خواهم. همه اينها پيام ملت ايران است. انقلاب ملت ايران است كه صادر شده است.

عزيزان من! قدر خودتان را بدانيد. راه سرفرازي همين است. در برابر پيشرفت يك ملت موانع زياد است. مشكلات اداري و اقتصادي، اينها اسباب صيقل خوردن يك ملت است. هيچ كدام از اينها نمي تواند عظمت ملتي را مخدوش كند. راهي كه شهيدان در برابر ما قرار داده اند تنها راه است. راهي است كه ما را به قله هاي نور و كمال رهنمون خواهد كرد.



موفق و سربلند باشيد


شناسه خبر: 24912  

- سفرهای استانی دور دوم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی