
سخنراني در ديدار با جمعي از خيرين مدرسه ساز
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 24901 -
چهارشنبه 29 ارديبهشت 1389 - 21:45
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم يک بار ديگر اين توفيق را عنايت فرمود تا در جمع بسيار با صفا و صميمي شما عزيزان حاضر باشم. يکي از بهترين جلسات ما در طول سال جلسهاي بوده که در خدمت خيرين بوديم، چون همه اش صفا، صميميت و بزرگواري است. و باور من اين است که در چنين اجتماع و اجتماعاتي ملائکه الهي هم در حال پرواز و نازل کردن برکات الهي هستند. به همين دليل آدم هرچه در اين جلسه مينشيند خسته نميشود. دائم با نشاط تر و با نشاط تر ميشود.
به ذهنتان مراجعه بکنيد. بعضي وقتها آدم در جلساتي شرکت ميکند و ذهنش به هزار راه ميرود، اما در بعضي جلسات يکي دو ساعت شرکت مي کند و دائم ابتکاراتي براي کار بهتر و عمل خير و مفيد به ذهنش
مي آيد که اي کاش آن کار را انجام بدهم و براي فلان جا اين تدبير را انجام بدهم به ذهنتان مراجعه کنيد، در اين دو ساعت چه در ذهنتان گذشت. اينها همان نزول برکات الهي بر انسان است که نيت آدم دائماً حول و حوش کارهاي مفيد و خير بچرخد.
من از همه شما تشکر ميکنم. يکي از زيباترين کارهايي که در کشور ما شکل گرفت و انصافاً اين را ميشود به عنوان يک کار صد در صد مردمي، والا، انساني و به عنوان يک الگو به همه دنيا معرفي کرد. اکثر کشورهاي دنيا نيازمند اين الگو هستند.
من به عنوان عرض ارادت به خيرين مدرسهساز که به نظرم در دوران جديد حيات ملت ايران پيشگامان انديشۀ خير و ايثارگري هستند ميخواهم دو مطلب را عرض کنم؛ يک مطلب دربارۀ کاري است که شما انجام ميدهيد و يک مطلب هم گام بعدي است. اما کاري که شما انجام ميدهيد، من گفتم چگونه بايد اين کار را تکريم کرد. به نظرم رسيد به نيازهاي اساسي مان برگرديم. ما ميخواهيم انسانهاي متعالي و جامعۀ متعالي داشته باشيم. هدف اين است. اگر بخواهيم اين دو محقق بشود چه عواملي بايد دست به دست هم بدهند. عوامل گوناگون؛ من نميخواهم در همه موارد بحث کنم وقت کوتاه است، اما ميخواهم به دو مورد اشاره کنم.
براي داشتن انسانها و جامعه متعالي حتماً نيازمند دو عامل هستيم؛ يک، علم و دو، ايثار. اصلاً بدون علم حرکت در ظلمات است. حرکت بدون علم، حرکت در تاريکي مطلق است. علم، نور و روشنايي است. بدون علم نه يک انسان کامل ميشود و نه جامعه سعادتمند. لازمه کمال انسان و جامعه علم است. جنس علم، نور است. نور چه کار ميکند؟ راه و مسير را روشن ميکند. قدرت تشخيص و بعد قدرت انتخاب ميدهد. و دو، ايثارگري است . ايثار يعني چه؟ يعني انسان از داشتههاي خودش به نفع ديگران، براي آرامش وکمال ديگران گذشت کند. ديگران را به خودش ترجيح بدهد و مقدم بدارد. اين ميشود ايثار.
حالا در ذهنتان روابط اجتماعي را مرور کنيد. اگر ايثار نباشد اصلاً جامعه شکل نميگيرد. ايثار نباشد خانواده شکل نميگيرد. پايه خانواده بر اساس ايثار است. اگر يک مادر ايثار نکند، آيا خانوادهاي شکل ميگيرد؟ شکل نميگيرد. اگر پدر ايثار نکند، اگر خانواده نبود، آيا جامعه اي پيدا ميشود؟ در جامعه آن چيزي که دلها را به هم پيوند ميدهد و بنيانهاي يک جامعه را مستحکم ميکند، ايثار است. اصلاً همة ارزشهاي انساني در سايه ايثار به دست ميآيد.
در ذهنتان مرور کنيد، استقلال در سايه چه چيز به دست ميآيد؟ ايثار. ايثار نباشد استقلالي هم نيست. اگر ملتي آماده ايثار نباشد، بدون ترديد زير لگد مستکبران له خواهد شد. کسي که آماده فداکاري نباشد، طعم عزت را نمي چشد. محبت، عشق و همبستگي ملي. همبستگي ملي چگونه به دست ميآيد؟ جز اين که ملتي همديگر را دوست داشته باشند و براي هم فداکاري کنند. اگر فداکاري نکنند، دوستي پايدار نخواهد بود. اصل دوستي از احساس فداکاري براي ديگران به وجود ميآيد. و الا من ديگري را دوست دارم، اما اصلاً آماده ايثار براي او نيستم، اين محبت نيست. محبت ايثار و ايثار محبت ميآورد. تضمين محبت بين آحاد جامعه ايثار است. هر ارزشي را در جامعه فکر بکنيد پايه اش ايثار است. اما کاري که شما انجام ميدهيد هر دو صفت در آن هست؛ هم بسترسازي براي نشر علم است و هم ايثارگري.
گفتند که استاندار اردبيل دست آقاي عليپور را بوسيد. من هم با افتخار ميبوسم. شايسته است که همۀ ما دستش را ببوسيم. اين است که ارزشهاي انساني و کرامتهاي انساني را حفظ ميکند و از نسلي به نسل ديگر منتقل ميکند و درخت کرامت انسان را بارور ميکند. ملت ايران اهل علم و ايثار است. همين مردمي که ايثار ميکنند و مدرسه ميسازند همينها جان خود و بچههايشان را براي حفظ اين سرزمين داده اند.
همينها مالشان را براي حفظ اين سرزمين دادهاند. همينها وقتشان و راحت خودشان را براي عزت اين ملت دادهاند.
کار شما کار خيلي زيبايي است هم علم و هم ايثار در آن هست و البته بدون ايثار هم انسانها به کمالات نميرسند. اين آيه قرآن است: لم تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. به هيچ نيکي اي نمي رسيد يعني به هيچ مرتبهاي از کمال نميرسيد مگر اين که از آن چيزي که دوست داريد انفاق و ايثار کنيد. آفرين بر شما.
من از جامعه خيرين در سراسر کشور تشکر ميکنم. کسي دنبال شما نفرستاده است، خودتان آمدهايد. زيبايي کارتان اين است که خودتان آمديد. اصلاً همه زيبايي حرکت يک انسان به اين است که خودش با اختيار و تصميم خودش بيايد و فداکاري بکند.
من صميمانه از همه شما تشکر ميکنم. امروز وضع آموزش و پرورش با 15 سال پيش کاملاً متفاوت است. همهتان به مدرسه رفتهايد، ميدانيد وقتي مدرسهاي درست ميشود و بچه ها وارد آن ميشوند چه حال و هوايي درست ميشود. به خدا آدم حاضر نيست همه دنيا را با آن عوض بکند. آنجا جايي است که همه ملائکه خدا ميخندند و خوشحال هستند. اي کاش که اين منش و روش همگاني و در بخشهاي گوناگون کشور جاري بشود.
کساني که در دنيا آدمها را از هم جدا کرده اند و گفته اند هر کس براي خودش زندگي بکند، جهنم را در اين دنيا برپا کرده اند. همه براي خودشان بدوند و کسي کاري به کس ديگري نداشته باشد. آيا کسي که فقط براي خودش بدود و کاري به ديگران نداشته باشد بهره اي از انسانيت برده است؟ دو هزار سال بدود، لم تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. که البته اين انفاق، عام است.
من صميمانه از همه شما تشکر ميکنم و گام بعدي را آقاي علي احمدي اشاره کردند و من ميخواهم اين مطلب را در چند جمله بسط بدهم. بنياد نيکي در تمام تمدنها و تاريخ بشر بر پايه ايثار بوده است. در فرهنگ خودمان ببيند، فرهنگ متعالي ملت ايران برجستهترين و زيباترين فرهنگهاي جامعه بشري و تاريخ است. چگونه به دست ما رسيده وحفظ شده است؟
بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده کردم بدين پارسي
کساني بوده اند که عمر، سلامت و ثروتشان را دادند. چقدر مدرسهها در تاريخ اين کشور ساخته شده است. چه علمايي با ايثار تربيت شده است و اينها حفظ کردهاند و پرورش دادهاند و امروز به ما رسانده اند. عزيزان! از اين به بعد هم راه همين است.
يک جمعي چند سال قبل يک تصميم انقلابي گرفتند که يازده سال قبل رسميت پيدا کرد. آقايان حافظي و عليپور و همه شما بوديد. يازده سال پيش يک شخصيت حقوقي پيدا کرد والا اين روحيه و عزم بود. برکاتش را امروز مي بينيد. آقاي وزير آموزش و پرورش مي گويد از 160 هزار مدرسه 14هزار مدرسه دو شيفته است. اين را درست کنيد. يادتان هست آن موقع چند مدرسه دو شيفته و بيشتر و چند مدرسه کپري داشتيم. يک عزم الهي و تصميم خدايي چه برکتي کرد. به خدا کار شما به بودجه دولت هم برکت داد.
ما به اينها اعتقاد داريم. وقتي از صدق نيت يک کار انجام مي دهيم همه پديده هاي عالم و سنتها مي آيند براي اينکه آن را رشد و برکت بدهند و بارور کنند. ما اعتقاد داريم، والا دولت هم اين قدرتوجه نمي کرد. اصلا اين قدر برکت نمي کرد. حالا اين 14 هزار مورد را هم بايد با هم جمع و جورش بکنيم و به نظرم گام بعدي را بايد بلندتر برداريم. گام بعدي بايد محتوايي تر و فرهنگي تر باشد.
اعتقاد ما اين است که مردم بايد کشور را اداره بکنند. اين فرهنگي که تا امروز به دست ما رسيده است چه کسي حفظ کرده است. خود مردم. دولتها هم مؤثر بوده اند اما محال است اگر ملتي نخواهد ولو آن دولت با همه قوا باشد يک فرهنگي حفظ بشود. فرهنگ چيزي نيست که بشود آن را با فشار حفظ کرد. فرهنگ يک چيز دلي و انديشه اي است. بايد کسي قانع بشود. کشور ما توسط مغولها اشغال شد. آنها يک فرهنگي داشتند. بعد از صد سال چه شد؟ ملت ايران فرهنگ آنها را پذيرفت يا آنها فرهنگ ملت ايران را پذيرفتند؟ با اشغال و فشار نمي شود فرهنگ را عوض کرد. فرهنگ کار دل است. چون کار دل است ملت بوده است که فرهنگ را حفظ کرده و به ما سپرده است.
اصل علم هم همين است. فکر مي کنم عزيزان در جامعه خيرين مدرسه ساز بتوانند نمونه و الگوي همين را طراحي بکنند. ما عين همين کار را در اداره مدرسه مي توانيم انجام بدهيم. الان شما 60 درصد[هزينه] و ما 40 درصد مي دهيم و مدرسه اي را مي سازيم. بياييد با هم تفاهم کنيم مدرسه را اداره کنيد. من مطمئنم وقتي که بياييد هم پول برکت ميکند و هم وقتي خود مردم نظارت ميکنند فرهنگ و تربيت اصلاً چيز ديگري ميشود. با اينکه جامعه فرهنگي ما انصافاً زحمتکش ترين، اصيلترين و باصفا ترين قشر کشور هستند، اما وقتي مردم خودشان بيايند و اداره مدارس را به عهده بگيرند اصلاً چيز ديگري ميشود. ديگر کسي تکليفي، وظيفهاي و ساعتي کار نميکند که بگويد ساعت دو شده است و من بايد به خانه بروم. اين طور نيست. در کار شما اينجوري است؟ شما يک ساعت کار ميکنيد و ميگوييد خداحافظ يا اينکه ميمانيد و کار را تمام کنيد.
البته پيشنهاد من به آقاي وزير، مديران آموزش و پرورش و جامعۀ خيرين استان اين است که جلسه بگذاريد، آييننامهاي تهيه کرده اند روي آن نظر بدهيد. ممکن است آن آييننامه از نگاه اداري و دولتي تهيه شده باشد و مانع کار خيرين باشد. بايد اين دلسوزي ها، عواطف و نيات خير به طور مستقيم وارد عرصۀ تعليم و تربيت بشود آن وقت معجزه ها خواهد آمد. چرا بعضي ها فکر مي کنند ما نبايد در سال 1388 و در قرن چهاردهم ابن سينا، ابوريحان و حافظ داشته باشيم. چه کسي فکر مي کند ما نبايد هزار هزار دانشمندي تحويل بدهيم که بتواند علم جهان را اداره بکند. چرا بعضي ها اين جور فکر مي کنند. اگر مانعي هست، بايد آن مانع را برداريم. اگر جايي نقصي هست، نقص را جبران کنيم. بعد همين اتفاق ميافتد. کما اينکه افتاد. مگر در هسته اي ، هوا و فضا ، بيوتکنولوژي ، پزشکي، سدسازي و فولاد نيفتاد؟ اتفاق مي افتد.
من از همه شما تشکر مي کنم. ان شاءالله که همه تان عزيز باشيد و دست همه شما را مي بوسم.
من مي خواستم جمله اي که خانم نيزاري فرمودند، فرمودند جامعه خانمها نصف کشورند. من مي خواهم بگويم خانمها واقعا همه کشورند. همه جا پيشتازند. اصلا خانمها ما را اداره مي کنند. خودمان مي دانيم. خانمها هستند که روح محبت و شجاعت را مي دمند و پدرها مديريت
مي کنند و جامعه به اين شکل درمي آيد.
جمله اي هم خانم برهاني بزرگواري کردند و فرمودند مثل پسرم هستي. من افتخار مي کنم که پسر شما باشم. من مي گويم هم پسر و هم خادم شما هستم.
موفق و سربلند باشيد
شناسه خبر: 24901
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451