
سخنراني در همايش روابط عمومي دستگاههاي اجرايي كشور
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 24900 -
يکشنبه 27 ارديبهشت 1388 - 18:39
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره
و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خدا را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت فرمود تا لحظاتي در خدمت شما همكاران عزيزم در بخشهاي گوناگون كشور كه مسئوليتي بسيار مهم، حساس و تأثيرگذار را بر عهده داريد، باشم.
اول صميمانه از لوحي كه داديد تشكر مي كنم. در واقع اين اقدامي نمادين بود به عنوان تشكر از همة تلاشهاي شما. شايد شما و دكتر الهام فكر كرديد اگر بنا باشد از همة شما تشكر كنيم، جلسه طولاني مي شود و به همين دليل وارونه اش كرديد. اما در واقع از همة همكاران عزيزم در دولت به خصوص كساني كه در جايگاه مهم روابط عمومي مشغول خدمت اند صميمانه تشكر مي كنم.
بحث روابط عمومي را شما بهتر از من مي دانيد. به عنوان تأكيد بر اهميت كار شما و تشكر از شما و عرض ارادت به شما من هم دو سه مطلب را عرض مي كنم. بعد ان شاءالله اگر موافق باشيد از حاج آقا تهراني مي خواهم بيايند نصيحت كنند و همه از صحبتهاي ايشان استفاده كنيم.
شما مي دانيد كه اصلاً انسان در ارتباطات با ديگران تعريف مي شود. مثلاً مي خواهيم فلان آقا را تعريف كنيم. چه چيزي از او مي فهميم؟ آن ويژگيهايي از او كه در ارتباط با ديگران متجلي مي شود، والّا آدمي را كه هيچ ارتباطي با ديگران نداشته باشد بگوييم تعريف كنيد. بگوييم آقايي است كه يك متر و 70 قد دارد يا خانمي دو چشم دارد كه رنگش آبي و مشكي و ... است. اينكه انسان يا تعريف انسان نيست.
به همين دليل خدا انسان را اجتماعي آفريد. اصلاً هر صفت و خصلت پسنديده اي در انسان و عكس آن، در تعاملات اجتماعي است كه بروز مي كند و متجلي مي شود.
انسان بدون ارتباطات اجتماعي وجود خارجي ندارد. نه اين كه وجود جسماني ندارد، وجود به مفهوم انساني ندارد؛ اين نكتة اول كه شما اين را بهتر از من مي دانيد.
نكتة دوم، در ادارة يك جامعه كه ناچار از آن هستيم، يعني هر اجتماعي نيازمند مديريت است و بايد اداره بشود، نمي شود كه جمع مردم همين طور رها بشوند. آن موقع مي شود هرج و مرج مي شود و همه چيز به هم مي ريزد. پس براي اين كه ارتباطات بين انسانها تابع نظمي باشد و موجب شكوفايي انسانها و بروز انسانيت انسانها باشد و راهگشاي انسانها به سمت كمال باشد، ما نيازمند مديريت هستيم و جامعه بايد مديريت و اداره بشود.
چه كسي بايد جامعه را اداره بكند؟ نمي خواهم روي مفهوم حاكم صحبت كنيم. بالاخره در هر بخشي يك نفر به عنوان رأس هرم بايد باشد. اما با يك نفر جامعه اداره نمي شود و اهداف اجتماعي محقق نمي شود.
از نگاه ما جامعه بايد توسط آحاد مردم اداره بشود. به تعبير ديگر همة مردم نسبت به مسائل اجتماعي مسئول اند. همه بايد نقش آفريني و مشاركت كنند. فرض كنيد مي خواهيم اقتصاد را درست كنيم. همه بايد مشاركت كنند، هر كس هر جا كه هست. مي خواهيم ترافيك را درست كنيم، همه بايد مشاركت كنند. اگر همه مشاركت نكنند، درست نمي شود. حتي اگر 10- 15 درصد راننده ها نخواهند قانون را رعايت كنند، محال است كه بتوان به ترافيك نظم داد. همه بايد مشاركت كنند.
مي خواهيم فرهنگ را درست كنيم و نابسامانيهاي جامعه را برطرف كنيم؛ تبعيضها، ظلمها، بي احتراميها، تحقيرها. اين نيازمند مشاركت همگاني است. مي خواهيم در جامعه عدالت را برپا كنيم، نيازمند مشاركت همگاني است. هر كس به سهم خودش و به نسبتي در هر جايي كه هست بايد در آن جهت حركت كنند. اگر جهت حركت آحاد جامعه متفاوت باشد، معلوم است كه حركت مجموعة جامعه به سمت يك نقطة هدف نخواهد بود. مثل اين مي ماند كه مي خواهيم كاميوني را حركت بدهيم، هر كسي به يك طرف هل بدهد، خب اين حركت نمي كند. همه بايد در يك جهت حركت بكنند تا اين اتفاق بيفتد؛ اين هم نكتة دوم.
دولت جز خادم مردم و باز كنندة راه مشاركت مردم در ادارة كشور چيز ديگري نيست. دولت يعني كسي كه سازماندهي، طراحي و برنامه ريزي مي كند و راه را باز مي كند كه مردم بتوانند نقش آفريني كنند و بدانيد اگر مردم نقش آفريني نكنند محال است كه كشور يا ملتي به اهداف يا آرمانهاي خودش دسترسي پيدا كند. هيچ آرماني قابل تحقق نيست. دليلش را از طرف ديگر بگويم. اگر بنا بود فقط يك جمع كوچكي تلاش بكنند و كل جامعه به آرمانهاي خودش دسترسي پيدا كند، در طول تاريخ بايد بارها و بارها اين اتفاق مي افتاد كه نيفتاد. چيزي در بيرون اتفاق مي افتد كه انسانها اراده مي كنند. چيزي در بيرون جريان پيدا مي كند كه انسانها بخواهند. اگر همة مردم وارد بشوند، آن وقت فضايي درست مي شود كه اتفاقات، پيروزيها و پيشرفتهاي بزرگ مردم در حد معجزه به وقوع خواهد پيوست. دولتي موفق است كه بتواند آحاد مردم را در مسير ادارة كشور همراه بكند؛ اين هم نكتة سوم.
نكتة چهارم، مردم چه موقع همراه مي شوند؟ موقعي كه با مجموعة دولت و مديران كشور احساس همبستگي، همدلي و همراهي بكنند. به تعبير خودمان موقعي كه بين دولتمردان و مردم يك رابطة محبت آميز و عاطفي برقرار شود. به تعبير ديگر، مردم دولت را از خودشان بدانند، دولت هم مردم را از خودش بداند.
دولت احترام، كرامت، شأن و حقوق مردم را رعايت كند، مردم هم در مسير پيشرفت با دولت همراهي و همگامي بكنند. زماني اين اتفاق مي افتد كه مردم كشور و دولت را از خودشان بدانند، مسائل كشور را مسئله خودشان بدانند.
تكليف روابط عمومي معلوم شد. اي كاش با هم همفكري مي كرديد و اسم روابط عمومي را عوض مي-كرديد. من به ذهنم آمد كه نام روابط عمومي را روابط مردمي بگذاريم. شايد اين قشنگ تر باشد. يك گروه روابط عمومي زماني موفق است كه بتواند آحاد مردم مرتبط با حوزة كاري را با خود همراه كند؛ يعني آنچنان مأموريتهاي سازماني را براي مردم معرفي بكند كه همه متوجه بشوند بعد هم احساس كنند اين مأموريتها متعلق به خودشان و در جهت منافع خودشان است و سوم اراده اي را در مردم شكل بدهند كه مردم با سازمان همراهي كنند. بسترش چيست؟ بسترش يك رابطة انساني عاشقانه سرشار از عاطفه است.
كار شما سخت است. از يك طرف بايد در دستگاههاي اجرايي عشق و دلدادگي به مردم و آرمانها و روحية خدمتگزاري را تقويت كنيد. از طرف ديگر بايد مأموريتها را براي مردم به گونه اي تعريف كنيد كه آنها همين رابطه را با ساختار ادارة كشور برقرار كنند.
ادبيات، سازماندهي و برنامه ريزيهاي شما همه بايد معطوف به اين شكلِ كار باشد. خيليها با مردم حرف مي زنند، 50 ساعت هم كه حرف مي زنند كسي متوجه نمي شود كه بالاخره چه مي خواست بگويد. ارتباطي برقرار نمي شود. اما بعضيها يك كلمه مي گويند، ميليوني و ميلياردي انسانها را با خودشان مي كنند.
ادبيات امام را يادتان مي آيد. پيچيده ترين مفاهيم ارتباطي را با يك جملة ساده طوري بيان مي كردند كه از بچة دبستاني تا پيرمرد، روستايي و شهري، دانشگاهي، همه احساس مي كردند اين حرف مال خودشان و از دلشان است. اينها هنر شماست. بايد آنچنان رابطه عميق و عاطفي باشد كه اصلاً در ساختار اجرايي كسي ديگر فرصت و جرئت پيدا نكند بر خلاف حق يا منافع مردم قدمي بردارد. وقتي رابطة عاطفي برقرار شد، آن وقت بركات فراواني مي آيد. اولاً خود دستگاه براي كار انگيزه پيدا مي كند. محبت دو جانبه، پايه و انگيزة حركت است.
بگذاريد بعضي خاطرات را برايتان بگويم. ما چند روز پيش به منطقة پنج رفته بوديم. مردم مراجعه مي-كردند، مشكلاتشان را قبلاً نوشته شده بود، مي ديديم و سؤال و جواب و مي نوشتيم اين كار بشود يا اين كار نشود. يك لحظه ذهنمان به دوراني رفت كه در شهرداري بوديم. ما در همين تهران منطقه به منطقه مي رفتيم. البته الان هم ملاقاتها همين طور است ولي آن موقع حجم آن خيلي بيشتر بود. بالاخره تهران محدود بود و ما هر هفته مي رفتيم و با 100- 200 نفر و همكاران ما با هزار نفر ملاقات مي كردند.
يكي از زيباترين لحظات زندگي آن لحظه اي است كه شما خدمتي را براي كسي انجام مي دهيد و او خوشحال مي شود و خوشحالي او به شما منعكس مي شود و شما بدون اين كه خودت توجه داشته باشي مي-بيني از درون شاد و بانشاط هستي و مي خواهي حركت كني. يعني خداي متعال بلافاصله پاداش شما را مي-دهد. آدم را شاد و انگيزه حركت را در انسان مضاعف مي كند. اين قدر زيباست كه شما مي بينيد مردم خوشحال مي شوند. يعني شما اقدامي انجام مي دهيد كه انسانها خوشحال مي شوند. اين خوشحالي بلافاصله به خود آدم منعكس مي شود و آدم از درون شاد مي شود و نشاط و آرامش و انگيزة حركت پيدا مي كند.
اگر چنين ارتباطي بين دستگاهها و بدنة دستگاهها با مردم به طور كامل برقرار بشود، ببينيد چه انگيزة كاري پيدا مي شود.
بركت ديگري كه مي آيد، اصلاح ساختارها و روند تصميم گيريهاست. خيلي وقتها آدم در همين ارتباطات مي فهمد كه چه تصميماتي غلط و چه تصميماتي درست است.
همچنين جلوگيري از كج رفتاريها؛ وقتي ارتباط سازماني با توده هاي مردم برقرار مي شود، ديگر اصلاً در آن سازمان تخلف نمي تواند اتفاق بيفتد. چرا كه يك نظارت عمومي بر آن سازمان شكل پيدا مي كند، از اين بركات زياد است و بالاترين بركت رضايت خداوند متعال است. يعني وقتي متن مردم احساس رضايت مي-كنند، اين تجلي رضايت خداست. وقتي خدا راضي شد، آن موقع دريچه هاي نور و رحمت يكي پس از ديگري به روي يك سازمان يا يك نفر يا يك ملت باز مي شود.
عزيزان! كار شما مشكل است. به خصوص كه مورد هجوم هستيد. آقاي دكتر الهام اشاره كردند. من خيلي علاقه ندارم راجع به اين مسائل حرف بزنم. چون اينها را مانع از كار مي دانم. بايد هنرمندانه مراقبت كنيد كه سازمان شما در مقابل هجوم اهريمني منفعل نشود.
اين كار بزرگي است. شايد طراحي بعضي از صحنه هاي ارتباطات با مردم، صحنه هاي خدمتگزاري بيشتر با مردم، كمك كار باشد كه آدم دچار انفعال نشود. شما بايد اطلاع رساني كنيد، اطلاع رساني دو و چند جانبه. به شبهه افكنيهاي گستردة سازمان يافته پاسخ بدهيد. البته كار سختي است، منتها بايد هنرمندانه انجام بشود. اين رپرتاژ آگهيها و كارهاي كليشه اي را نمي گويم، اثري ندارد، ولي بايد هنرمندانه اتفاق بيفتد.
البته در تحقق اين اهداف خيلي زحمت كشيديد و كارهاي خوبي هم انجام شده است. امروز در مجموع، ارتباطات سازمانهاي اجرايي با متن مردم ارتباطات دوستانه اي است. قريب به اتفاق مردم سازمانها را متعلق به خودشان مي دانند و دلسوزي مي كنند. اما ما هنوز با آن نقطه اي كه دلمان راضي بشود و بگوييم اينجا ديگر نقطة مطلوب است، فاصله داريم و اين كار شماست. تخصص و هنر شماست.
من مطمئن هستم همكارانم در روابط عمومي، با توكل بر خدا، مأموريتهاي خودشان را به خوبي انجام خواهند داد.
جملة آخر؛ اگر بخواهيم اين مأموريت را انجام بدهيم بايد هدف بالاتري را براي خودمان تعريف كنيم، والا همين هدف هم محقق نمي شود. بايد در ذهنتان باشد كه مي خواهيد اين كار را در دنيا انجام بدهيد. يعني مي خواهيد با كل جامعة بشري مراوده و تنظيم رابطه كنيد. يعني بايد فكر كنيد كه مي خواهيد نگاه كل بشريت را نسبت به حوزة كاري خودتان اصلاح كنيد. آن وقت افق برنامه ريزيها و انگيزه ها چند برابر مي شود و بركات خداي متعال هم نازل خواهد شد.
آقاي الهام گفتند، اين سر و صداها ره به جايي نخواهد برد. رفتني است، آن چيزي كه مي ماند زلال آب است. هنر ما اين است كه بايد تلاش كنيم آب زلال باشيم، اگر آب زلال بوديم، طوفانها، هجمه ها و بادها در مقطعي هست، بعدش آب همچنان آب زلال است.
موفق و سربلند باشيد
شناسه خبر: 24900
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451