
سخنراني در دومين اجلاس سراسري اصناف كشور
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 24898 -
چهارشنبه 23 ارديبهشت 1388 - 21:20
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه اين توفيق و فرصت را عنايت فرمود لحظاتي در جمع بسيار صميمي و با نشاط و اميدآفرين شما عزيزان نمايندگان جامعة بزرگ اصناف و بازاريان كشور باشم.
من مي خواهم صحبتهايم طولاني نباشد، اما بالاخره بحث اصناف و اقتصاد كشور و ادارة كشور مهم ترين بحث است. من سعي مي كنم كوتاه سه مطلب راخدمتتان عرض كنم.
مطلب اول دربارة عوامل موفقيت يك ملت، مطلب دوم دربارة بحثهايي كه دوستان مطرح كردند و در بحث سوم مي خواهم راجع به همين كه برايش پيام فرستاديد و اوضاع جهاني يكي دو جمله با شما صحبت كنم. سعي مي كنم خيلي كوتاه باشد.
بحث اول، ما مي خواهيم ايران را بسازيم. مي خواهيم در ايران كشوري داشته باشيم كه الگو و نمونه براي جهان باشد. بايد كشوري پيشرفته و موفق و حرفه اي باشد. براي اينكه به آنجا برسيم عوامل گوناگوني بايد دست به دست هم بدهند؛ يعني براي جامعة سعادتمند نيازمند سلسله عوامل هستيم. من نمي خواهم همة آنها را بگويم، شما بهتر از من مي دانيد، مي خواهم به خودم يادآوري كنم كه ما به چه عواملي نيازمند هستيم.
اولين عامل و عنصري كه ما به آن نياز داريم محبت است. پاية تشكيل جامعة سعادتمند، محبت است. اصلاً اگر محبت نباشد هيچ خوبياي در دنيا اتفاق نمي افتد، خدا اين عالم را بر اساس لطف و محبت خودش آفريد، انسان را خلق كرد، پيامبران و هدايت و خوبيها را فرستاد. اساس خلقت عالم بر محبت است. اگر محبت نباشد خانواده شكل نمي گيرد. خانواده كه پايه جامعه است بر پاية محبت است. محبت نباشد دو برادر نمي توانند كنار هم در خيابان راه بروند.
اگر محبت نباشد يك ملت نمي تواند به سمت قله هاي كمال حركت كند. بنابراين محبت آن اكسيري است، آن حلقة وصلي است، آن عاملي است كه دلهاي يك ملت را به هم پيوند مي دهد و همه را تبديل به يك عامل مي كند.
شما چرا دنبال امام حركت كرديد؟ چرا اصناف ايران دل به امام دادند؟ به خاطر عشق و محبت. دل امام مالامال از عشق مردم بود، مردم ما هم دلشان از عشق به امام پر شد. به خاطر عشق به امام حاضر شدند جانشان را بدهند.
اين 34 هزار شهيد اصناف كه حالا اگر همهاش را حساب كنيم - يعني فرزندان و نوه ها - خيلي بيشتر از اين حرفهاست. قريب به اتفاق شهداي ما يك جوري با اصناف گره خورده اند. اين شهدا به چه عشقي مي-رفتند؟ به عشق امام. 67 هزار شهيد به عشق امام رفتند، اينهايي كه فداكاري ميكنند، مي ايستند، خود شما، بخشي از سخت ترين شرايط كشور را اصناف تحمل، مديريت، مقاومت و خدمت كردند، و حوادث سهمگين را از دوش كشور و از سر كشور عبور دادند. چرا اين طور شد؟ به خاطر محبت و عشق. «از محبت خارها گل مي شود، وز محبت سركهها مل ميشود».
اين پاية يك زندگي سعادتمند است، در جامعه اي كه محبت از آن كنار برود چه مي شود؟ نگاه كنيد چه خبر است، بچه مدرسه اي مسلسل برميدارد معلم و همكلاسيهايش را قطاركش مي كند مي ريزد زمين. پدر خانواده همه را مي كشد نه يكي، نه دو تا، روزانه و صدها. نه بچه بابايش را مي شناسد، نه بابا بچه اش را مي-شناسد، نه زن شوهرش را ميشناسد، نه شوهر زنش را مي شناسد، نه خواهر برادر را مي شناسد.
همه بايد محبت را در جامعه ترويج كنيم، هرچقدر درجة محبت بالا برود جامعه سرعتش به سمت كمال بيشتر مي شود. امكان ندارد شما به كسي خدمت كنيد مگر اينكه آن را دوست داشته باشيد. امكان ندارد به جامعه اي خدمت كنيد مگر اينكه آن جامعه را دوست داشته باشيد. حالا اگر كسي دوست نداشته باشد قدمي بر نمي دارد. مادر اگر بچه را دوست نداشته باشد كه شب بي خوابي نمي كشد، جانش و شيرة جانش را نميدهد.
يك محبت است، دو همكاري و مشاركت همگاني است. يك كشور را همه با هم بايد اداره كنند، هر كس در جاي خودش. اينكه عده اي خيال كنند يك گروه يك كشور را اداره مي كند، فلان اداره مي تواند خودش كارها را رديف كند، دولت مي تواند كارها را اداره بكند، قوة فلان مي تواند كارهاي كشور را اداره كند، اصلاً اينها خيالات خام است، يك كشور 70 ميليوني را 70 ميليون نفر بايد اداره بكند. همه بايد با هم دست به دست هم بدهند. دولت هم البته بايد در خدمت و در كنار مردم باشد، موانع را از پيش پاي مردم بردارد، نه اينكه دولت خودش را جاي ملت بگذارد و رقيب ملت، نقطة مقابل ملت و مانع در سر راه ملت بشود. چنين كشوري پيشرفت نمي كند و اتفاقي در آن نمي افتد.
همه بايد حضور داشته باشند، مشاركت و نظارت كنند. اين دستور اسلام است. «كلكم راع و كلكم مسئول». همه بايد كمك كنيم كشور را بسازيم. نه اينكه كسي يا دسته اي خيال كند كه كشور مال اوست، به همه بگويد كه تشريف ببريد خانه هايتان.
عامل بعدي كه لازم است وحدت و همدلي است. همه بايد در كنار هم به هم احترام بگذاريم، همديگر را به رسميت بشناسيم. همه نقش همديگر را به رسميت بشناسيم. هيچ كس كسي را غيرمهم تلقي نكند، غيرمحترم نشمرد، همه محترم و عزيز هستند.
يك كشور به همة اقشار و اصناف نيازمند است. يك كشور هم اداره مي خواهد، ادارة برق لازم دارد و هم صنف كفاش لازم دارد. هر دو لازم هستند. هم صنف فرش و هم سوپر ماركت لازم است. هم 200 صنفت لازم داد هم دانشگاهي، مدرسه اي، بازاري وكسبه مي خواهد، همه چيز مي خواهد و اينها همه با هم مكمل هم هستند. همه بايد همديگر را قبول كنند، به همديگر احترام بگذارند.
عامل بعد اعتماد است. در جامعه بايد اعتماد باشد. اگر بياعتمادي در جامعه بيايد حركتي اتفاق نمي افتد و فاصله ايجاد مي شود و وقتي فاصله ايجاد شد همديگر را خنثي مي كنند و پيشرفتي اتفاق نمي افتد. بايد همه به هم اعتماد داشته باشيم. اقشار گوناگون به هم، اصناف گوناگون به هم، دولت و ملت، ملت به دولت، بايد اعتماد باشد.
حالا اجازه بدهيد من سراغ بخش دوم عرايضم بيايم. امروز خوشبختانه ما به سمت اين فضا داريم حركت مي كنيم. آن چيزي كه ملت ما را به هم پيوند داده محبت است؛ محبت برآمده از ايمان الهي، عشق به اهل بيت، قرآن و محبت برآمده از عمق انسانيت انسانها. ملت ايران مهربانترين ملتهاي دنياست كه من نمي خواهم وارد اين بشوم، چون خودش بحث مستقلي است. من بالاخره تقريباً همه جاي دنيا را ديدهام. با ملتهاي گوناگون ارتباط داشتهام، حرف زدهام، احوالشان را مطالعه كردهام. شماها هم آشنا هستيد، خيلي از شماها دنيا ديده هستيد، جاهاي گوناگون دنيا را ديده ايد. هيچ جاي دنيا مثل ملت ايران همدل و مهربان نيستند.
حادثة بم اتفاق افتاد، ديديد چگونه ملت جوشيد. يك حادثه در يك گوشة كشور اتفاق مي افتد ملت از همه جا مي جوشد. پيرزن روستايي تحت پوشش كميته امداد حضرت امام هم مي رود ببيند چه چيزي در خانه اش دارد، برمي دارد مي آورد و مي گويد اين را زودتر برسانيد. البته اين عشق ملت ايران محصور به مرزهاي ايران نيست. در قضية غزه شما در تلويزيون ديديد، خدا شاهد است من صحنهاي ديدم كه هنوز داغ آن صحنه هستم. با زنهاي ما مصاحبه مي كرد. خانمي بغض كرده و گريه ميكند. مي گويد 20 روز است كه من صحنه هاي غزه را مي بينم و هنوز نتوانستهام به بچة خودم غذا بدهم. اين ويژگي ممتاز دل مهربان، سرشار از محبت و ايمان ملت ايران است و همين پاية عزت و استمرار ملت ايران و انشاءالله ماندگاري ملت ايران است.
حالا سراغ اصناف بياييم. همين طور كه اشاره كردند اصناف و جامعة صنفي كشور ما از گسترده ترين اقشار جامعة ما هستند. باور ما اين است كه از مفيدترين و دلسوزترين اقشار جامعه، اصناف كشور ميباشند. تاريخ ما سراغ ندارد كه جامعة صنفي و بازاريان كشور، جز خدمت به كشور و جز فداكاري در راه استقلال و آرمانهاي ملت ايران كاري انجام داده باشند. تاريخ را ببينيد. در تاريخ صد ساله، دويست ساله و سيصد ساله يك نقطة منفي در كارنامة اصناف ايران ثبت نشده است. قابل اعتمادترين قشر در كشور ما اصناف هستند. مردم به آنها اعتماد مي كنند. الان آن خواربار فروشي سر كوچة ما جزئيات زندگي تمام مردم محله را مي-شناسد. قشنگ مي فهمد كه امروز صبح چه كسي چه چيزي مي خرد؟ و در اين خانواده چه مي گذرد؟ و اتفاقاً رازدارترين اقشار هم اصناف هستند. آبرو و راز را حفظ مي كنند. كمك مردم و در خدمت مردم هستند.
از جنبش تنباكو تا امروز اصناف و بازاريان هميشه در خدمت آرمانهاي انقلابي ملت ايران بوده اند. هيچ جا تاريخ ما ثبت نكرده كه اصناف در يك حركتي كه ضد استقلال ما، شكنندة شخصيت ملت ما و از بين برنده منافع ملت ما باشد، مشاركت كرده باشد.
اصناف قشري هستند كه خرجشان براي دولت كم است، اما نفعشان زياد است. بار عظيم توزيع و بخشهاي مهمي از حرف و توليد را دارند بر دوش مي كشند. همراه ترين اقشار با دولت - همة دولتها، بعد از انقلاب – تا الان، اصناف بودهاند. البته دورانهايي داشته ايم كه فضاسازيهاي مسموم عليه جامعة اصناف و بازاريان در كشور ما اتفاق افتاده است. رازش را هم مي دانيد. بحرانهاي اقتصادي، نوسانات اقتصادي سنگين ناشي از عوامل بيروني، بعضي براي اينكه سوء استفاده هاي كلان را بپوشانند و ردش را گم كنند شروع مي-كردند اصناف را زير سؤال بردن. يك نفر رانت خواري مي كرده ، يك دفعه كل بازار را در كشور به هم مي-ريختند، به جاي اينكه با آن برخورد كنند، با اصناف كشور برخورد ميكردند. اصناف كشور چه چيزي در دستشان هست؟
يادتان هست، آن موقعي كه بحث احتكار در كشور بود پنجاه تا، صد تا، دويست تا آدم در سيستم ارتباط داشتند، مي رفتند مجوز مي گرفتند، امكانات وارد مي كردند، احتكار مي كردند، بازار را به هم مي ريختند، به جاي اينكه با آنها برخورد بشود براي پوشاندن آن و فراري دادن آنها، جهت تبليغات سراغ اصناف و بازاريانِ كشور مي رفتند. من سراغ ندارم كه انقلاب و جمهوري اسلامي و دولت تا امروز يك كار درست و مفيدي را از اصناف خواسته باشد و از جانب اصناف پاسخ منفي داده باشند.
حالا بايد به وضع اقتصادمان سروسامان بدهيم. بحش مهمي از اقتصاد شبكة توزيع است. چگونه بايد سامان بدهيم؟ برويم 500 فروشگاه بزرگ درست بكنيم؟ اين طوري درست مي شود؟ در كجاي دنيا درست شد؟ دولت مي تواند به تنهايي درست كند؟ حتماً نمي تواند. اين كار، كار خود شماهاست؛ مسئوليت شوراي اصناف و مجامع صنفي و اتحاديه ها و خانوادة صنفي كشور است. آنهايي كه در دانشگاه هستند بايد دانشگاه را درست بكنند. آنهايي كه در كشاورزي هستند، كشاورزي را درست بكنند. صنعتكاران، صنعت را درست بكنند و شبكة توزيع به عهدة شماست.
خوشبختانه شما هميشه آماده بودهايد. امروز من مي خواهم به شما بگويم كه دولت هم آماده است. بايد دست به دست هم بدهيم كار را جلو ببريم. دولت به خانوادة بزرگ اصناف اعتماد كامل دارد. ما باورمان اين است كه وقتي كار را به دست مردم مي دهيم كار بهتر انجام مي شود.
همين دو سال قبل آقاي ميركاظمي گفتند وقتي اين كارهاي شب نوروز و ماه رمضان و نمايشگاهها دست خودتان بود، چقدر بهتر، بي سروصداتر، كم مسئله تر، خودتان اداره كرديد. اينكه بهترين حالت براي يك كشور است.
حالا كارگروه درست شده است. ان شاءالله مصوباتش مي آيد و يكي يكي موانع را بر مي دارد و شما خودتان بايد اداره كنيد. خودتان مسئول هستيد.
بنده 500 تا جلسه هم با شما بگذارم پيچ و خم كار را متوجه نمي شوم تا كسي كه 10، 20، 30، 50، 70 سال در يك كاري زندگي كرده است. متوجه نمي شويم، بالاخره ما هم مي آييم از موضع دولت پشتيباني و كمك مي كنيم براي اينكه ان شاءالله كارها جلو برود.
مي خواهم به بعضي از نكاتي كه دوستان گفتند اشاره بكنم. يك پيشنهاد دادند كه نمايندگان شوراي اصناف و مجامع صنفي بتوانند در شوراي اداري شهرستانها مشاركت بكنند. من با اين پيشنهاد كاملاً موافق هستم. به شهرستانها هم ابلاغ مي كنيم، نمايندگان در شوراي اداري شركت بكنند.
گفتند قانون نظام صنفي به مجلس برود. ان شاءالله با نظر خودتان و نمايندگانتان ما قانون را به مجلس خواهيم فرستاد.
گفتند يك در هزار مالياتي را به شبكة اصناف بدهيم، در قانون نيست با اين حال من در دولت مطرح مي-كنم، از آن [رديف] پيش بيني نشده كمكي مي دهيم كه ساختمان خود اصناف در كشور راه اندازي بشود. گفتند دانشگاه جامع علمي و كاربردي به بعضي از استانها مجوز نداده است. بالاخره من مي گويم تا قبل از اين دوره ان شاءالله رئيس دانشگاه در جلسة اصناف احضار بشود، هم بايد داير بكند و هم مهم تر از آن بايد رئيس و كارشناسان دانشگاه بنشينند پيش نمايندگان اصناف ببينند اصناف به چه احتياج دارند. نه اينكه ما يك كتابي را بگيريم ترجمه كنيم و به صنف فرش همدان يا سنندج يا كرمان بدهيم. اين نيست. هنر كارشناس اين است كه ببيند نياز و مشكل اصناف ما در هر بخش چيست؟ آن را برطرف بكند. كه آن را ان شاءالله ابلاغ خواهم كرد.
گفتند بيمه كارفرمايان در بودجة 87 حذف شده و در 86 اجرا شده است. حالا من ان شاءالله در دولت مطرح مي كنم راهي براي اين پيدا بكنيم كه ديگر دچار نوسان نشود. دولت تصميمي بگيرد كه بتوانند كارفرمايان هم بيمه بشوند.
بحثهاي مفصلي بود در مورد فضاي نمايشگاهي و اينها. مشكل بحث استيجاري بود كه گفتند حق كسب و پيشه از مستأجر گرفته شود. اين را من نگاه مي كنم، اگر قوانين موجود اجاره بدهد دولت اين را تصويب خواهد كرد، اگر اجازه نداد با كمك شما لايحه تنظيم مي كنيم و به مجلس محترم مي دهيم كه ان شاءالله قانوني بشود و اين مشكل هم حل بشود.
دربارة بانك اصناف اگر دوستان خاطرشان باشد در جلسة قبل من اينجا استقبال كردم. گفتم بياييد يكي از بهترين و سرپاترين بانكها را ما در خدمت شما مي گذاريم. آن هم بانك صادرات است كه در تمام ايران شعبه دارد. منتها بعداً گفتند مشكل است و نمي شود. الان گفتند خودمان ميخواهيم بانك درست كنيم. دو ميليون واحد صنفي است متوسط هر كدام 150، 100 تومان بدهند چند ميليارد تومان مي شود؟ 250 تا 300 ميليارد تومان. به محض اينكه شما بياييد تقاضا بدهيد من به رئيس كل بانك مركزي خواهم گفت كه فوري مجوز را براي بانك اصناف صادر بكند.
بالاخره پول خودتان در بانك خودتان بچرخد. خودتان را پشتيباني بكنيد. اين بهترين حالت است. 2 ميليون واحد صنفي هر كدام 2/3 به طور متوسط يعني شش ميليون و چهارصد هزار خانواده. خودتان، خودتان را اداره بكنيد، چه اشكالي دارد؟ حتماً وزير اقتصادمان هم كه اينجا نشسته اند و جوان بسيار فعال و دلسوزي است، ايشان هم حمايت مي كند كه مجوز صادر بشود و خودتان انشاءالله اداره بكنيد.
و اما اجازه بدهيد يك مورد ديگر هم بگويم بروم سراغ قسمت آخر كه به اذان نخوريم. آقاي فراهاني كه با صداي رسا صحبت كردند و مطالب را فرمودند، در صحبتهايشان به 500 سهميه عمره براي هر سال اشاره كردند. ان شاءالله در شوراي عالي حج 500 سهميه سالانه عمره ويژه اصناف تصويب خواهد شد.
آن بحث ماليات را هم گفتند كه من دفعه قبل هم صحبت كردم. الان به وزير اقتصاد مي گويم، ايشان هم خودش نظرش همين است. ما باورمان اين است كه اگر سازمان مالياتي، ماليات را با نظر خود اتحاديه ها و مجامع و شوراها تعيين بكند هم بهتر جمع مي شود و هم سالمتر است و هم من مطمئن هستم كه مالياتي كه دولت دريافت مي كند بيشتر خواهد بود. عدالت هم اجرا مي شود. خود شورا و اتحاديه هم مي دانند چه خبر است. بهتر از ما مي دانند. ما اينجا استقبال مي كنيم، ان شاءالله خود شما مي نشينيد، تفاهم مي كنيد، نه فشاري و نه دعوايي هست. ماليات هم دوباره به زندگي خود مردم برمي گردد؛ يعني براي ادارة كشور است.
اينكه ماليات اصناف با هماهنگي اتحاديه ها و مجامع گرفته شود، يك اصل است. مديرانتان را كنترل بكنيد، آنهايي كه اجرا نمي كنند، تذكر بدهيد. اصلاً دولت و ملت كه با هم يكي هستيم. از يك خانواده هستيم. اصلاً معنا ندارد كسي بخواهد فشار بياورد و اجحاف بكند يا زيادي بگيرد يا كارهاي ديگري را خداي نكرده حول و حوش مأموريتها شكل بدهد. من مطمئن هستم با اتحاديه ها و مجامع مشورت مي كنيد، طبق گذشته مينشينيد تفاهم مي كنيد همان را هم ابلاغ مي كنيد. اصناف هم مي آورند و مي دهند. آن مالياتي هم كه با رضايت داده بشود بيايد در خزانه دولت حتماً براي دولت بركت دارد و كارهاي دولت را حل مي كند.
در هر شهري اصناف بخواهند درمانگاه تأسيس بكنند من همين جا به شما مي گويم، وزير بهداشت مجوز مي دهد. هر جا هم بود من مي گويم به شما مجوز بدهد، اين در اختيار خودتان است. اجازه بدهيد قسمت آخر عرايضم را بگويم. الان اذان مي شود. مي خواهم يك جمله بگويم، مواردي كه اينجا مطرح كرديد يادداشت كردم، بعضي از مواردي هم كه نگفتيد مكتوب داديد من اينها را ان شاءالله مي خوانم با كمك كارگروه و همديگر حل ميكنيم.
عزيزان من، به لطف خدا، به لطف امام عصر و ايستادگي شما، امروز موقعيت ايران در سطح جهان ممتاز است. امروز ايران عزيزترين ملتها در سطح عالم است. امروز ملت ايران الهام بخش ملتهاي ديگر است. معنايش اين نيست كه مشكلات و نقص نداريم، نه خير داريم. حالا تا برسيم به جامعة بي نقص خيلي بايد كار بكنيم، اما ملت زنده و رو به جلو، آرماني و خدايي، امروز به نقطة اميد براي همة ملتها تبديل شده است.
الان در ذهن دولتها و ملتهاي عالم، تراز ملت ايران تراز قدرت جهاني است. در دنيا تصميم گيريهاي بزرگ همه متوقف است. مي گوييم چرا تصميم نمي گيريد؟ مي گويند صبر كنيد ببينيم اين موضوع ايران و امريكا به كجا مي رسد. معنايش اين است كه تحولات دنيا تحت تأثير تصميمات ملت ايران است.
اين جايگاه ملت ايران در جهان است. روزي بدخواهان ملت ايران
مي گفتند ما مي خواهيم نام ايران را از جغرافيا برداريم، ميگفتند ما در منطقه آمده ايم اول افغانستان، بعد عراق، بعدش هم ميخواهيم به قول خودشان ريشة ملت ايران را بزنيم، من پاسخشان را دادم. مي خواهم اينجا بگويم، با شما همراهي بكنم و يك جملة نهايي از زبان شما به آنها بگويم. خبرنگار به من گفت اگر شما در اين قضية هسته اي كوتاه نياييد اين قدرتهاي بزرگ شما را منزوي مي كنند. من گفتم چه گفتيد؟ تكرار كرد. دوباره گفتم چه گفتيد؟ مي خواستم بفهمد كه حرفش خيلي پرت است. گفتم هم شما و هم آنها اشتباه مي كنند. ملت ايران با آن وحدت و ايماني كه دارد اينها را با هفت جدشان منزوي مي كند و به دور مي اندازد. بعد گفت اگر شما اين را متوقف نكنيد - اين حرف دو سال قبل است، بعد حرف امروز را به شما مي گويم - رژيم منحوس صهيونيستي به ايران حمله خواهد كرد.
من دوباره گفتم چه مي گوييد؟ گفتم آن كه سهل است همة حاميانش كه سهل هستند تمام جد و آبادشان و شياطين را به كمك بگيرند هيچ غلطي نمي توانند بكنند و ملت ايران سيلي به گوش همة آنها خواهد زد.
آنها مي خواستند ما را منزوي كنند، در ژنو ديديد كه چه كسي منزوي است. يك مشت آدم دروغگو و پررو، بي ادب، زورگو، آدمكش كه همة جنايات عالم زير سر آنهاست. پنجاه سال مي گفتند كه آزادي بيان، تحمل، به پيامبر ما توهين كردند، اعتراض كرديم، گفتند آزادي است تحمل كن. اما تحمل نكردند كه ما ده دقيقه آينه جلويشان بگذاريم قيافة كريه خود را آنجا ببينند. عملكرد خودشان را گفتيم، ما كه تهمت نزديم، گفتيم در اين پنجاه سال اين جنايتها را كردهايد، حتي شمرديم. بعد خيال مي كردند بلند شوند و بيرون بروند، اوضاع عالم به هم مي ريزد. به همه مي گفتند پاشيد، برويد بيرون. بعد ديدند كسي محلشان نگذاشت، دمهايشان را روي كولشان گذاشتند، جلسه را ترك كردند. معلوم شد چه كسي، چه كسي را منزوي مي كند؟ معلوم شد كه ملت ايران اينها را منزوي خواهد كرد.
امروز فهميده اند كه به ملت ايران احتياج دارند. بسيار خوب، ملت ايران ملت بزرگواري است. اگر صداقت و راستي ببيند كمكتان خواهد كرد. اما بدانيد، اگر صداقت نباشد، تقلب باشد، دروغ باشد، سر شما همان بلاهايي خواهد آمد كه سر آقاي بوش آمد. كه الآن در خود امريكا هر كس صحبت مي كند اول تف و لعنت به بوش مي فرستد بعد شروع مي كند به حرف زدن. براي اينكه بگويد من با آن نيستم اول آن را لعن مي كند. من آن سؤال را براي اين موضوع پرسيدم، همة دنيا بداند ملت ايران، جامعة اصناف كشور امروز بعد از 30 سال از پيروزي انقلاب و گذراندن صحنههاي سنگين، متحدتر، مصمم تر، مستحكمتر و با نشاط تر در صحنة انقلاب ايستاده است و تا رسيدن به اهداف نهايي انقلاب از پا نمي نشيند و همة بدخواهان و همة قلدران، همة پرروهاي عالم را با اقتدار سرجايشان خواهد نشاند.
اگر بخواهيم كشورمان عزيز باشد بايد در دنيا با اقتدار و البته با منطق، با عدالت، با محبت، مقتدر مهربان، مقتدر منطقي، مقتدر صالح باشيم، و الا اگر سرمان را پايين بيندازيم و يك وري بايستيم، عقب بنشينيم آنها آنقدر پررو هستند كه تا داخل خانه هاي ما هم خواهند آمد. بدانند كه اگر بخواهند بدخواهي بكنند ملت ايران آنها را در خانه خودشان زمين گير خواهد كرد و اجازه نخواهد داد كه تعرضي به سرزمين ايران انجام بشود.
ان شاءالله در خدمت شما و با هم ايران عزيز را خواهيم ساخت و به قلة پيشرفت و اقتدار خواهيم رساند.
موفق و سربلند باشيد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 24898
- دیدارهای داخلی
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451