- سخنراني در جمع خانواده شهدا و ايثارگران استان قزوين
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 17:30

  بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در جمع خانواده شهدا و ايثارگران استان قزوين

  بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 24891 - 

پنج‌شنبه 17 ارديبهشت 1388 - 12:36

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خيراعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه در سفر دوم، توفيق زيارت چهره هاي نوراني، ايماني و مصمم شما را عنايت فرمود. ياد و نام امام عزيز و همة شهدا را گرامي مي داريم، به ويژه شهيدان اين ديار كه سرسلسله و پيشگامان فرهنگ شهادت طلبي و ايثار و جوانمردي هستند. من به عنوان عرض ارادت مي خواهم به ساحت شما عزيزان و خانوادة بزرگ ايثارگران، شهيدان، جانبازان و آزادگان مطلبي را دربارة ايثارگري عرض كنم.

شايد در ذهن بعضيها بيايد كه ايثارگري صفتي در كنار ساير صفات و كمالي در كنار ساير كمالات انساني و نيز هنري در كنار سايرهنرهاي متعالي و انساني است. من مي خواهم آنچه مي فهمم خدمتتان بگويم. باور من اين است كه ايثارگري ريشه، مايه و پاية همة كمالات و صفات متعالي و هنرهاي انساني است. ايثارگري پايه و مبناي همة خوبيها و زيباييهاي عالم است. اصلاً زندگي حقيقي يعني ايثارگري. فلان كس زنده است؟ ببينيد چقدر ايثارگر و كمال يافته است. اگر ايثارگري را از زندگي بشر حذف كنيم هيچ محبت، زيبايي و دلبستگي-اي در عالم باقي نخواهد ماند. به ميان خانواده بياييد؛ اگر ايثار مادر نباشد، آيا خانواده اي برپا مي شود؟ محال است. ايثارگري را برداريم، رابطة انسانها با هم مثل رابطة چوبها، فلزها و تيرآهنها مي شود. آنچه به روابط انساني معنا و مفهوم

مي بخشد، ايثارگري است؛ يعني ديگران را برخود ترجيح دادن، فداكاري در راه ارزشهاي انساني و آرمانهاي بلند الهي. اصلاً اين است كه به انسانها مفهوم مي دهد و فرق انسان با ديگر موجودات را تشكيل مي دهد. از كوچك ترين ارتباطات اجتماعي ايثارگري است كه سازندگي، محبت، انسجام و همبستگي را ايجاد مي كند تا بزرگ ترين صحنه هاي اجتماعي.

در طول تاريخ از ابتدا تا امروز، اگر اثري از خوبيها، خداپرستي، پاكي، عدالت و عشق به خوبيها هست، اگر جوانمردي، بزرگواري و اخلاق متعالي و الهي هست، اگر اميد به تحقق آرمانهاي بلند هست، همة اينها محصول ايثارگري ايثارگران است.

به عقب برويم؛ پيامبران را به ذهنتان بياوريد كه بالاترين و والاترين بودند. اگر آنها مي آمدند همة پيامهاي زيبا را به بشريت عرضه مي كردند، اما آمادة ايثارگري براي تحقق آن پيامها نبودند، محال بود كه حتي نزديكان آنها اين پيام را دريافت و عمل كنند. شايد بشود بگوييم نمك و روح كار است. آن عنصر اثرگذار در عمل انساني و كلام انسانهاي بزرگ ايثارگري است. آن است كه به كار آنها روح، جهت و اثر مي دهد. اگر 23 سال ايثارگري پيامبر عزيز اسلام نبود، اصلاً اثري از پيامبر در جهان باقي نمي ماند. اگر ايثارگري حضرت زهراي مرضيه (س) نبود، اثري از محبت، ولايت و خداپرستي در عالم باقي نمي ماند و همين طور بياييد، اگر ايثارگري اميرالمؤمنين نبود، هزار هزار بار پيام پيامبر را دفع كرده بودند. اگر نبود ايثار بلند امام حسين (ع) و يارانش امروز هيچ اثري از هيچ خصلت انساني و فرهنگ آسماني در جهان باقي نمي ماند.

شما بياييد در اموري كه به ظاهر آرماني نيستند و صرفاً مادي اند، در آنها هم اگر خوب دقت كنيم، هر پديده اي كه رنگ و بويي از خدمت به جامعة بشري دارد، حاصل ايثار و فداكاري عده اي است. اگر پزشكي، رياضيات و نجوم و علوم گوناگون پيشرفت كرده اند، پايه و ماية آنها ناشي از ايثارگري دانشمندان و علماست.

شما هر كار خوبي را بخواهيد انجام بدهيد، بايد براي تحقق آن هدف روحية ايثارگري ضميمه باشد. روحية ايثارگري ضامن پيروزي و تحقق آرمان و جاري شدن خوبيها در جامعة بشري است. در هر محيطي اگر روحية ايثارگري حاكم باشد، آن محيط حتماً بهشت بسيار زيبايي است و زندگي در آن محيط بسيار بسيار لذتبخش و انگيزاننده است و در محيطي كه از ايثارگري خبري نباشد، جهنم سوزان است.

از طراحيهاي بسيار ظريف شيطان يكي اين است كه به ذهن و دل انسانها مي آيد و ايثارگري را به پديده-اي منفي تبديل مي كند و آنها را از ايثار مي ترساند و وعدة به فقر مي دهد و دلي كه از احساس ايثارگري خالي باشد، دل نيست.

به دورة انقلاب خودمان بياييم. شما به دستاوردهاي بزرگ انقلاب نگاه كنيد. اگر ايثارگري ايثارگران نبود، اصلاً نامي از ايران باقي مي ماند؟ چيزي از ملت ايران باقي مي ماند؟ اثري از عزت و استقلال باقي مي ماند؟ اگر پيكر مطهر شهيد رجايي آن جور زغال نمي شد، آيا انديشة انقلابي و روحية مقاومت در برابر قدرتهاي بزرگ در كشور ما باقي مي ماند؟ اگر نبود آن فداكاري عظيم شهيد بابايي و شهيد باباييها، آيا امروز اصلاً چيزي از استقلال، سرزمين و وطن باقي مانده بود؟ اگر آن روح بلند ابوترابيها نبود، آيا چيزي از مكرمتهاي اخلاقي در جامعة ما باقي مي ماند؟

عزيزان من! ايثارگري، فلسفة زندگي است. نه فرع زندگي، كه حقيقت زندگي است. حقيقت زندگي را كساني مي چشند كه ايثارگرند و هرچه ايثار بالاتر، حيات بالاتر و والاتر تا جايي كه مي فرمايد: آنهايي را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپنداريد زندة حقيقي آنها هستند. حيات حقيقي در ايثارگري است.

بگذاريد خيالتان را راحت كنم. اصلاً جز ايثارگري چيزي براي انسان وجود ندارد. به هر مرتبه اي از كمال و زيبايي كه بخواهيد برسيد، راهش ايثارگري است. راه ديگري وجود ندارد. كسي خيال نكند كه هفتاد سال در كنجي بنشيند و عبادت كند، به قلة كمال مي رسد. خير. اتفاقاً به درة سقوط مي رسد. مگر اينكه ايثار كند. خداي متعال فرموده است، لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبّون؛ تا ايثار نكنيد به هيچ نيكي اي نمي رسيد. رمز رسيدن به نيكيها ايثارگري است.

ما خدا را سپاسگزاريم كه امروز به واسطة فرهنگ نوراني اسلام، حاكميت ولايت و امامت و وجود ارزشمند و بي بديل خانوادة بزرگ ايثارگران، فرهنگ ايثارگري در كشور ما ساري و جاري است.

خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران و مردم استان قزوين مردمي ايثارگرند. و بدانيد تا زماني كه يك ملت روحية ايثارگري را حفظ مي كند، اين ملت در مسير كمال و پيروزي حركت خواهد كرد. ملتي كه ايثارگري دارد، هيچ گاه طعم تلخ شكست را نخواهد چشيد. امام فرمودند: ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد. آمادگي براي شهادت در راه آرمانهاي الهي اوج ايثارگري است و ملتي كه به اوج ايثارگري برسد، بدون ترديد، به اوج عزت جهاني هم خواهد رسيد.

بگذاريد به شما بشارت بدهم، مي خواهم دو بشارت بدهم كه هر دو از يك جنس است؛ بشارت اوّل، عزيزان من! فداكاري، صبر، ايستادگي و ايثارگري شما و فرزندان و پدران و برادران شما امروز در جهان در حال شكوفايي است. يك روزي فرزندان و پدران و برادران شما در اوج غربت و مظلوميت براي دفاع حركت كردند. دفاع آن روز نه فقط از يك سرزمين و يك استقلال و يك ملت بلكه از همة عالم بشريت بود. رزمندگان ما از حيثيت بشر امروز دفاع كردند؛ اما در اوج مظلوميت و غربت. اما امروز در چه حالي هستيم؟

عزيزان بدانيد راه شهدا و جانبازان ما امروز به عنوان تنها راه و

نوراني ترين راه توسط همة ملتها برگزيده شده است. امروز در همه جاي دنيا و از اقشار گوناگون عشق به ملت ايران، آرمانهاي ملت ايران و راه نوراني ملت ايران دارد شعله مي كشد. به خاطر آن ايثارگريها امروز ملت ايران نه فقط در غربت و مظلوميت نيست، بلكه در بالاترين نقطة عزت جهاني قرار دارد. ديديد آن خانم چند روز پيش چه گفت. اينها تا چند سال قبل مي گفتند ما مي خواهيم ايران را از جغرافيا پاك كنيم، مي-خواهيم نام ملت ايران را محو و ملت ايران را ريشه كن كنيم. تا چند سال پيش مي گفتند ما مي خواهيم براندازي كنيم. حالا چه مي گويند؟ مي گويند در جهان قطبهاي جديدي بروز كرده است. بعد اسم خودشان را مي آورند، اسم ايران را مي آورند و دو كشور هم كنارش مي گذارند و مي گويند اين چهار كشور قدرتهاي جهاني هستند. لابد شنيديد. البته باور من اين است كه آن دو كشور را هم كنارش قرار دادند كه توي ذوقشان نخورد كه بگويند ايران، والا الان در همة دنيا همه مي دانند آن قدرت اثرگذار اصلي در معادلات جهاني قدرت ملت ايران است.

در هرجاي دنيا الان خودشان مي روند نظرسنجي مي كنند، من

نسخه هايي دارم، حتي بعضي نظرسنجيهاي مخفي مي كنند كه به فضل الهي گزارشش مي رسد. حتي در خود اروپا و امريكا نظرسنجي مي كنند. محبوب ترين نامها و ملتها نزد ملتهاي دنيا نام و ملت عزيز ايران است. خودشان هم مي دانند و منفورترين آنها دشمنان ملت ايران اند. در هر جاي دنيا و در هر معادلة سياسي آنها وارد مي شوند، وقتي كه ايران وارد

مي شود، غلبه با ايران است.

مي بينيد، در قضية فلسطين همة قدرتها مجتمع شدند تا حق ملت فلسطين را پايمال كنند. آمدند تا نام فلسطين را محو كنند. آمدند تا جنايتكاران اشغالگر بي فرهنگ را تثبيت كنند. رأي همه را هم گرفتند، اما در برابر ارادة ملت ايران شكست خوردند.

ديديد چند روز پيش من با يك خبرنگار امريكايي مصاحبه كردم. او سؤال كرد و من گفتم نظر ما اين است كه مردم فلسطين رفراندوم آزاد داشته باشند. آنهايي كه فلسطيني اند، نه هر كسي. اين منشور و پاية حقوق بشر سازمان ملل است كه براي ما تازه اين نقطة صفر است نه نقطة اوج. ما گفتيم همين نقطة صفر براي مردم فلسطين. اجازه بدهيد مردم فلسطين انتخاب كنند و حكومتشان را خودشان تعيين بكنند. اين خيال كرد كه

مي خواهد زرنگي بكند. گفت: آقاي رئيس جمهور اگر مردم فلسطين به دو دولت رأي بدهند، چه؟ چون تنها راه نجات آنها همين است كه دو دولت تشكيل بشود. همة فكرهاي عليلشان را روي هم ريخته اند كه دو دولت درست كنند، بلكه اين صهيونيستهاي فاسد را يك جوري حفظ كنند. من به آن خبرنگار گفتم شما چكار داريد كه تعيين تكليف مي كنيد. بگذاريد مردم خودشان انتخاب بكنند. او دوباره گفت: اگر آنها دو دولت انتخاب كنند، شما مي پذيريد؟ چون مي دانند اگر ايران بپذيرد، ديگر كار تمام است و چيزي باقي نمي-ماند. من گفتم: بگذاريد مردم نظر بدهند. چرا تعيين تكليف مي كنيد؟ دوباره پرسيد. اين دفعه ديدم نه مثل اينكه تنش مي خارد. گفتم چرا اين گونه سؤال مي كنيد؟ از آن طرف سؤال كن. اگر مردم فلسطين به برچيده شدن اين رژيم منحوس رأي دادند، شما كه شعار دموكراسي مي دهيد، اين را مي پذيريد؟ بالاخره چرا اين طرفي را مي پرسي، از آن طرف هم بپرس. گفتم البته من مي دانم كه شما آن طرفي هستيد. گفت البته من كه دولت نيستم. گفتم شما داريد سؤال دولتها را از من

مي پرسيد. شما يك خبرنگار هستيد و نبايد از خودت اظهارنظر كني. شما بايد حرفها را بشنوي و منتشر بكني. چرا دائم مي خواهيد حرف آنها را اينجا قالب بكنيد؟ اين گذشت سه چهار روز بعدش ديديم

رسانه هاي وابسته به آنها در دنيا جشن گرفته اند كه احمدي نژاد دو دولت را پذيرفت. آقاي متكي براي اجلاس سه جانبة پاكستان، افغانستان و ايران به كابل رفته بود كه اين هم كاري بسيار عالي است. مي گفت وزراي خارجة كشورهاي اطراف تندتند به من زنگ مي زنند و مي گويند آقاي متكي چه شده؟ تمام شد؟ پذيرفتيد؟ او گفته چه مي گوييد؟ احمدي نژاد و اين حرفها؟

البته من پريشب در دمشق راحتشان كردم. آنها هرجاي دنيا وارد شدند و بعد ايران واردشد، شكست خورده اند. صحنة ژنو؛ آنها طراحي خبيثانه اي كرده بودند كه نام اين جنايتكاران را از برابر نژادپرستي حذف كنند، مثل همان كاري كه در هولوكاست كردند. در هولوكاست آمدند و بي سر و صدا يك چيزهايي را تهيه كردند و امضاي چند نفر را گرفتند و در جلسه اي بي سر و صدا گفتند كسي مخالف نيست، هيچ كس صدايش درنيامد و گفتند: پس اجماع شد، همه موافق اند. چه تصويب كردند؟ گفتند هولوكاست يك اصل است. هيچ-كس حق ندارد عليه آن صحبت كند و آن را زير سؤال ببرد و تمام دولتها موظف اند بروند از مدرسة ابتدايي تا دبيرستان درس هولوكاست بگذارند و به بچه هايشان آموزش بدهند؛ يعني حلقة صهيونيست را به گردن همة ملتها بيندازند.

در اين نشست ژنو هم مي خواستند همين كار را بكنند. يعني

مي خواستند اين پيكان نژادپرستي را از سمت رژيم صهيونيستي آهسته آهسته سر بدهند و در برابر مقابل مخالفين بيايند. اين نقشه شان بود.

مي خواستند بي سر و  صدا برگزار بشود. گفتند هيچ  يك از رؤساي ما شركت نمي كنند. بگذاريد اين نشست در آرامش و بدون تبليغات كار خودش را بكند.

در جلسات مقدماتي هم كارهايشان را انجام داده بودند. بالاخره به ما خبر رسيد كه چنين طراحي اي هست. ما گفتيم مگر مي شود كه ما بنشينيم چنين توطئة بزرگي و نجات صهيونيستهاي آدمكش، كودك كش و زن و بچه كش را نگاه كنيم كه دوباره ببرند قانون جهاني كنند و آن را چماق كنند و بر سر ملتها بكوبند. بالاخره تصميم گرفتيم، برويم. اينها نقشه شان را خيلي قشنگ طراحي كرده بودند، آن قدر قشنگ طراحي شده بود كه عده اي از دوستان در داخل به من مي گفتند نرو، از اول به من مي گفتند جلسة مهمي نيست، كسي از مسئولين كشورها نمي آيد، براي چه مي خواهيد برويد؟ چيز مهمي نيست. دائم نوشتند و تحليل دارند. هرچه اينها را نوشتند، من فهميدم كه يك چيزي هست. تا لحظه اي كه من مي خواستم سوار هواپيما بشوم، بعضيها مي آمدند و مي گفتند فلاني واقعاً مي خواهي بروي. نمي خواهد بروي؟ آن قدر پيچيده عمل مي كنند كه به هفت واسطه حرفشان را به گوش مي رسانند. خب يك صحنه اي بود كه آنها براي نجات صهيونيستها طراحي كرده بودند. ملت ايران هم وارد شد و تدبير ملت ايران در برابر تدبير دنياي استكباري قرار گرفت. چه كسي غلبه كرد؟

ما آنجا رفتيم. چه اتفاقي افتاد؟ نتيجه كه خيلي روشن است. اولاً براي اولين بار بعد از شصت سال آنها بيرون رفتند. هر سال يك جوري طراحي مي كردند و ديگران را بيرون مي كردند. اين دفعه آنها ]بيرون رفتند[. بعد هم الان نشسته اند و دارند بر سر خودشان مي زنند و مي گويند عجب غلطي كرديم. مقالاتشان را هر روز براي ما مي فرستند. به جان هم افتاده اند كه چه اشتباهي كرديم و چرا اين جوري صحنه را خالي كرديم. بعضيهايشان گفتند: ما صحنه را خالي كرديم و كليد دنيا را تحويل ملت ايران داديم. من مي خواهم به آنها بگويم، شما كليد را نداده ايد، اين ملت با ايثارگري و شجاعتش كليد را از دست شما گرفت.

آن خبرنگار به من مي گفت هسته اي را متوقف كنيد والا اينها شما را منزوي مي كنند. گفتم: شما ملت ايران را نشناخته ايد. ملت ايران همة شما و اجدادتان را منزوي مي كند. چه كسي در دنيا منزوي شد. دائم باد به گلو مي انداختند و مي گفتند جامعة جهاني از دست ايران نگران است. چهار تا كله پاچه دور هم جمع شده اند و مي گويند ما جامعة جهاني هستيم. پس اين دويست كشور در دنيا چه هستند؟ هفت ميليارد جمعيت در دنيا آدم نيستند و شما چهار كشور براي ما جامعة جهاني شده ايد؟

عزيزان من! به لطف ايثارگري شما امروز تراز ملت ايران بالاترين ترازهاست. مي دانيد همه جاي دنيا الان متوقف است. هيچ كس تصميم بزرگ نمي گيرد. وقتي از آنها سؤال مي كنيم، مي گويند: صبركنيد ببينيم اين موضوع ايران و امريكا چه مي شود؟ يعني در ذهنشان ايران حداقل در تراز امريكاست. در حالي كه ما معتقديم ملت ايران بسيار بسيار بالاتر از امريكا و امثالهم است. چرا كه خدا فرمود انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين.  ملتي كه مؤمن باشد، برتر است. اصلاً نه برتري نژادي برتري ارزشي. خودشان گفتند حرفهاي ملت ايران را بين 500-700 ميليون نفر پاي تلويزيون شنيد؛ اين يعني چه؟ عزيزان من! يعني پيام فرزندان، پدران، برادران و پيام شما امروز در دنيا شنوا دارد. اگر روزي به اين سرزمين حمله كردند و اجازه ندادند فرياد شهيدان، آزادگان و جانبازان ما به گوش جهان برسد، امروز همة دنيا هجوم كرده كه اين پيام را بشنود. 500 ميليون يعني همة جهان. چون نصف جهان آن موقع در تاريكي است. روشن است كه نصف آن خواب اند. عده اي سركار و كشيك هستند و در دريا، كشتي، هواپيما و كارخانه مشغول كارند. چه قدر مي ماند كه پاي تلويزيون بنشينند؟ يك عده در مدرسه، دانشگاه و مدرسه و ... چه قدرش مي ماند؟ همين 500 ميليون بيشتر نمي ماند كه همه پاي صحبت ملت ايران نشسته اند. آن خونهاي پاك و ايثارگري الهي و دلهاي زلال و آسماني امروز دارد دنيا را تسخير مي كند. براي سعادت بشر راهي جز ايثارگري وجود ندارد

بشارت دوم كه فراتر از اين و وراي اين است؛ عزيزان من! شما همه اهل خواندن وصيت نامه ها هستيد. من موفق شده ام و بعضي از آنها را خوانده ام. فصل مشترك فراوان دارد. هر شهيدي به زباني، اما حرفها يكي است: ما مي رويم تا امام بماند. ما مي رويم تا ارزشها بماند. در نقطة اوج كه حرف دل همة شهيدان ماست، ما مي رويم تا مهدي فاطمه (عج) بيايد.

من مي خواهم به شما عرض كنم، عزيزان من! آنچه در دنيا دارم مشاهده مي كنم، نمي خواهم تحليل كنم و نمي خواهم از حوادث دنيا نتيجه گيري كنم، آن چيزي را كه دارم با چشم خودم در گوشه و كنار دنيا

مي بينم، به خدا دلهاي ملتها به سرعت در حال چرخش به سمت فرهنگ ملت ايران، ولايت، امامت و فرهنگ مولايمان حضرت ولي عصر (عج) است.

باور من اين است كه خونهايي كه در اين سرزمين ريخته شد، خونهاي پاكي بود. يك روز من احصا مي-كردم، تعداد شهداي اسلام را از صدر تا امروز. كساني كه در دفاع مقدس ما و در انقلاب ما تا امروز شهيد شده اند، دهها و صدها برابر كل شهداي تاريخ اسلام اند. آنهايي كه در راه درست شهيد شده اند نه در لشكركشيها و جهان گشاييها. ما آنها را قبول نداريم. عباسيان حركت كردند و لشكركشي كردند. خب كردند به ما چه؟ خودشان غاصب بودند. امويان لشكركشي كردند. اي كاش نمي كردند. حق اصلي را ضايع و غصب كردند و بعد لشكركشي كردند. آن چيزي كه آنها صادر كردند كه اسلام نيست. آن چيزي كه آنها صادر كردند، حقيقت نيست.

در انقلاب ما دهها و صدها برابر كل شهداي تاريخ اسلام شهيد داده شده است. البته شهداي كربلا در نقطة اوج  و بي بديل اند. اما شهداي ما تالي تلو شهداي كربلايند. اينها تضمين نجات جهان  و سقوط استكبارند. شما بدانيد شهداي ما پايه هاي نظام استكباري را منهدم كردند. دارد پايين مي ريزد و به فضل الهي به زودي شاهد انهدام كامل جبهة استكبار خواهيم بود. اين حاصل ايثارگري است. اگر ايثارگري نبود، چه باقي مي ماند؟ اصلاً ايراني مي ماند كه به اينجا برسد؟ نامي از اسلام و ولايت باقي

مي ماند؟ نمي ماند. به خدا شهيدان ما زندة جاويدند و در بالاترين مرتبة حيات حقيقي دارند زندگي مي كنند. آنها دارند دنيا را اداره مي كنند. به خدا هر جاي دنيا مي رويم، شهدا زودتر از ما مي روند و كارها را رتق و فتق و درست مي كنند. زنده  و تحت امر مولاي اند.

حالا معادله را جلويمان بگذاريم. در اين سي سال چه كسي ضرر كرد و چه كسي پيروز شد؟ چه كسي باخت و چه كسي برد؟ صدام برد؟ حاميانش در منطقه ما بردند؟ امريكا و اروپاييها بردند؟ چه كسي برد؟ غير از ملت ايران و شهدا و جانبازان و آزادگان ما برندة اصلي در اين ميدان كيست؟ رمز اين پيروزي چيست؟ ايثارگري است و البته ايثارگري ميراث پيامبر و آل پيامبر است. آنها ايثارگري را در عالم باب كردند. آنها به ما رساندند. آنها طعم شيرينش را به بشر چشاندند. همين الان هم به واسطة وجود نوراني آنهاست كه ايثارگري زنده است. چه كسي پيروز است؟ چه كسي سرافكنده است؟ چه كسي عزيز است؟ آنهايي كه زندگي را فقط در چهار روز خورد و خوراك و لذتهاي مادي جستجو مي كنند، آنها اصلاً

نمي توانند بفهمند در دنيا چه اتفاقي افتاده است. نمي توانند بفهمند چه شده است.

خب صحبتم طولاني شد. من بايد از شما تشكر كنم. همة ملت ايران بايد تشكر كند. همة بشريت بايد تشكر كند كه اين پردة سياه ظلمت را كنار زديد و اجازه دهيد آفتاب بر بشريت بتابد.

عزيزان من! راه آينده هم همين است. راه عزت همين است. ايشان فرمودند شير ايران. من در شيراز گفتم، اينجا هم مي گويم و عرضم را تمام مي كنم. با يك خبرنگاري مصاحبه مي كردم. خبرنگاران معمولاً بر شخصيتهاي سياسي و مسئولين كشورها غلبه دارند. نوعاً سياسيون از خبرنگاران مقداري نگران اند. بسياريشان وقتي مي خواهند كنفرانس خبري بگذارند، سؤالها معلوم است. چه كسي بايد بپرسد و تا چه حدي جلو برود. ما به خيلي از كشورها كه مي رويم، وقتي كنفرانس دو نفره مي شود مي گويند يك سؤال، خب خبرنگار به ما گفت تو چه آدمي هستي،

نمي ترسي، سؤالات را تعيين نمي كني، مي نشيني و مي گويي هركس هرچه مي خواهد بپرسد. تو مگر ايثارگر و بسيجي هستي؟ گفتم تو چقدر پرتي؟ تو هنوز ايثارگر و بسيجي نديده اي. من خاك پاي ايثارگران و بسيجيها نيستم. يك نفر بسيجي حريف همة قدرتهاي عالم است و همه را بر سر جايشان مي نشاند. ما كجا و ايثارگران كجا؟ ما اصلاً حسرت يك لحظه فضاي ايثارگران را مي خوريم.



والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


شناسه خبر: 24891  

- سفرهای استانی دور دوم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی