
سخنراني در ديدار با علما و روحانيون استان فارس
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 24880 -
پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 11:29
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره
و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و خيلي خوشحال اين توفيق را عنايت فرمود در سفر دوم در خدمت شما باشيم و چهره هاي نوراني شما عزيزان، حافظان و مروجان اسلام ناب محمدي را زيارت كنيم.
اي كاش حضرت آيت الله ايماني ما را به فيض مي رساندند و استفاده مي كرديم. بالاخره ما هم از محضر علما بهره اي مي برديم، من فكر كردم ايشان ادامه مي دهند، اما ما را محروم كردند.
حالا بنده دو سه مطلب را خدمتتان عرض مي كنم؛ مهم ترين بحثي را كه من دنبال مي كنم و فكر مي كنم بحث اصلي است، موضوع خود انسان است. چيزي كه هر چقدر دربارة آن صحبت كنيم كم صحبت كرده ايم. شايد چيزي كه از اول خلق انسان تا امروز بيش از همه چيز فراموش شده خود موضوع انسان است. بالاخره خداي متعال همه اين عالم را براي انسان و انسان را براي خودش خلق كرده است. اصلاً موضوع آفرينش انسان است. شما انسان را از آفرينش برداريد، ديگر چيزي از آن باقي نمي ماند. خدا همه عالم را براي انسان خلق كرده است و البته به انسان مأموريت داده كه خودش را از اين خاك تا خود خدا بالا بكشد و سنگين-ترين مسئوليتها و مأموريتها را بر دوش انسان گذاشته است. انسان هم بايد خودش را بسازد هم حركت كمالي را تا بي نهايت و بدون انتها ادامه دهد و هم در همين كرة زمين جامعة سعادتمند سازنده را بر پا كند و اتفاقاً بخش مهمي از تعالي و كمال انسان هم از مسير تلاش براي برپايي جامعة سعادتمند مي گذرد.
خدا انسان را خلق كرد و اسماء خودش را در انسان به امانت گذاشت و از او خواست كه حركت كند و اينها را متجلي كند و بخش اعظم اينها در ارتباطات اجتماعي است كه متجلي مي شود يعني خدا اين را قرار نداده كه فردي در گوشه انزوايي، جنگلي و بياباني به تنهايي براي خودش زندگي كند. اتفاق خاصي در زندگي او نمي افتد. قريب به اتفاق حوادثي كه بايد روي بدهد و حركت كمالي اي كه بايد اتفاق بيفتد در ارتباطات اجتماعي است. البته خدا انسان را تنها نگذاشت. همين طور رها نكرده كه برو خودت حركت كن.
انسان هم براي حركت فردي و هم براي حركت اجتماعي نيازمند راهنما و دستگير است. علتهاي آن را شما مي دانيد. من مي خواهم خدمت شما عزيزان درس پس بدهم. انسان مي خواهد از خودش به سمت خداي متعال حركت كند. گام اول اين است كه خدا را بشناسد. خدا را چگونه مي شود شناخت؟ جز از راه آيات و تجلي اسماء و صفات؟ تجلي اَتَم و اكمل خدا كدام آيه الهي است؟ جز امام؟ مي خواهيم خدا را بشناسيم بايد انسان را بشناسيم. انسان را چگونه مي شود شناخت؟ جز از راه شناخت انسان كامل، راه ديگري وجود ندارد. و الا شما همه انسانهاي ناقص را بشناسيد و روي هم جمع كنيد باز هم مفهوم انسان روشن نمي شود. لازمة شناخت انسان، شناخت انسان كامل است. آنچه خدا به عنوان انسان قرار داده انسان كامل است. مي خواهيد انسان را بشناسيد، بايد انسان كامل را بشناسيد. مي خواهيد خدا را بشناسيد بايد تجلي را بشناسيد.
پس هر كس اگر بخواهد يك حركت فردي بين خودش و خدا داشته باشد و بگويد من مي خواهم خودم را بسازم و مراتب كمال را طي كنم و به بالا بروم اين اول گامش شناخت امام است. بعد هم پيوستگي با امام و حركت در راه امام و تبعيت از امام.
يعني اگر كسي مي خواهد در راهي حركت كند اول بايد در فضا و شعاع آن راه قرار بگيرد. آن شعاع كيست و كجاست؟ جز امام؟ راه ديگري وجود ندارد. اصلاً راه ديگري براي شناخت خدا وجود ندارد. هيچ پديده اي در عالم ظرفيت معرفي خدا را ندارد، جز انسان كامل. در حركت اجتماعي هم همين طور است. نقش حكومت در تنظيم روابط بين انسانها و در هدايت جامعه نقش بي بديلي است. كدام حكومت است كه مي تواند فرصت و زمينه شكوفايي اسماء الهي در آحاد جامعه را مهيا كند؟ قطعاً آن حكومتي كه خودش متجلي باشد و به شكوفايي كامل رسيده باشد، و الا اتفاقي نمي افتد.
ذات نايافته از هستي بخش كي تواند كه شود هستي بخش
پس در حركت اجتماعي هم ما نيازمند امام هستيم. از اين دو نتيجه مي گيريم كه بايد بگوييم مهم ترين موضوع عالم هستي عبارت از امام است. چون اگر امام را برداريم چيزي باقي نمي ماند. واسطه فيض الهي است. يعني در بالاترين مرتبه كمال قرار دارد و فيض الهي به واسطة او بر عالم جاري مي شود. خب خيلي روشن است همه موجودات در يك حركت كمالي و در يك ارتباط دو طرفه با خداي متعال قرار دارند.
نقطة اوج امام است. خيلي روشن است كه بقية موجودات در مراتب پايين تر كمال قرار دارند، پس هر چيزي مي رسد از ناحيه امام مي رسد. اصلاً دعواي جامعه بشري از روز اول تا الان سر امام است و ريشة همه بدبختيهاي جامعه بشري از اول تا الان غفلت از امام است.
ديروز با بعضي از دوستان راجع به بعضي از بزرگواران شيراز و ادبا و شعرا بحث بود. بعضيها مي گفتند كه فلاني ولايي نبوده اما خوب كار كرده است. يك نفر پاسخ جالبي داد. گفت اصلاً محال است كه كسي متصل به اين خط آسماني نباشد و از درونش خيراتي بجوشد. اصلاً نمي شود، راه بسته است. چون تنها راه نزول زيباييها، نعمتها و فيض الهي امام است. حتماً دلش پيوسته با امام بوده يا يك پيوستگي با امام داشته است و الا محال بود كه اين همه حكمت بر زبانش جاري شود؟ راهي وجود ندارد. راه اينكه حكمت، علم و هزار اسم الهي در تك تك آدمها متجلي شود امام است. راه ديگري وجود ندارد. بقيه راهها بسته است. آن كساني كه 50- 80 سال و نسلهاي پي در پي عمرشان را تلف كرده اند تا از بيراهه به مقصد برسند، به بيراهه رفته اند. اصلاً محال است كه كسي بدون اتصال به امام يا بدون توجه و لطف امام موفق به عمل خيري شود. چطور مي شود؟ همه انبيا آمده اند تا انسان را با مفهوم امام آشنا كنند. دست انسانها را بكشند و در دست امام بگذارند. امامي كه خود هم راه، هم راهنما و هم قله است.
شما مي خواهيد به خدا برسيد نشانه و معيارت چيست؟ جز امام انتم الصراط الاقوم.
مي خواهيم در جامعه وحدت باشد. در جامعه بشري بايد وحدت حاكم باشد. جز تمسك به امام راهي براي وحدت وجود ندارد. هرجاي عالم هم اگر يك وحدت حقيقي پيدا شد، حتماً از ناحيه اتصال به امام است حالا بقيه همه منادي تفرقه اند كه ناقص اند و خارج از راه هستند.
اصلاً همه عظمت جمهوري اسلامي كه امروز در دنيا مي درخشد و به فضل الهي شكست ناپذير است، به خاطر پيوندش به اين خط نوراني و مقدس است. اصلاً خارج از دايرة ارتباط با امام، ظلمات است و هيچ نوري وجود ندارد.
ما كه در مسئوليتهاي سنگين هستيم اين را خوب مي فهميم نه اين كه كاملاً. به خدا اگر عنايت امام نباشد از هزار تصميمي كه انسان مي گيرد يكي از آنها را هم نمي تواند عملي كند.
كسي بايد راهنما، حاكم، نقطة قله، معيار و دستگير باشد كه به عالم احاطه داشته باشد. به اذن الله محيط بر عالم باشد نه محاط در عالم. اصلاً يكي مي خواهد علم بياموزد، علم جز از طريق امام است؟ پيامبر عزيز فرمود: انا مدينة العلم و علي بابها، نگفتند باب من ابوابها.
مسير امامت باب علم، حكمت، رحمت، قدرت و كرامت است. هيچ راه ديگري وجود ندارد و اين بالاترين هديه و نعمت خداوند بر بشريت است، كه اگر نباشد ديگر نعمتي وجود ندارد و بقيه اگر هم وجود داشته باشد، ارزش و مفهومي ندارد. چون بقيه نعمتها بايد در خدمت كمال انسان باشد. وقتي اين رابطه قطع شد ديگر همه آن ضلالت، بار گران و سقوط مي شود. البته ما مي دانيم مسير حركت انسان و نوع انسان مسير سختي است. اما بالاخره جامعة بشري حركت كرده است. تحت تربيت و هدايت و دستگيري امام حركت كرده و آرام آرام آن جنس خام نپز بد قلق چسبيده به زمين حركت كرده آمده. آدمهاي امروز را با آدمهاي دو سه هزار سال قبل مقايسه كنيم. خيلي تفاوت كرده است. زياد شما را معطل نكنم.
امروز ما دو مأموريت داريم؛ مأموريت اول، اين است كه ايران را بر اساس الگوي آرماني بسازيم و دوم اينكه براي جامعة بشري الهام بخش باشيم. اگر بخواهيم ايران را بسازيم بايد آدمها را بسازيم و مناسبات اجتماعي را تعريف كنيم و اگر بخواهيم الهام بخش باشيم بايد انديشة اسلام ناب را خوب تبيين، تعريف و به جهان معرفي كنيم و اتفاقاً نقطة ثقل همه اين مسئوليتها و تمركز آن بر عهدة علماست.
حاج آقا ايماني خيلي خوب فرمودند: اصلاً نقش علما نقش پيامبري است؛ اينكه انسانها را با مفهوم و ويژگيهاي امام و پيوستن و تبعيت از امام آشنا كنند. كسي كه به امام پيوست ديگر مي رود. در هر نقطه اي از كشور كه فردي يا جمعي از علماي عامل و علمايي كه مسير را گرفته اند و درست حركت مي كنند، حضور داشتند، از همان نقطه و منطقه نور به آسمان مي تابد. مي رويم مي بينيم حال و هواي مردم چيز ديگري است. در طول اين هزار و چند صد سال به خصوص در اين 300- 400 سال اخير كه روحانيت حقيقي و پيوسته به امام و خدا در كشور ما سازمان يافت و با برنامة گسترده در سرتاسر ايران حركت كرد، هر چيزي كه مردم دارند به خاطر مجاهدت و تربيت علماست؛ علمايي كه حلقة وصل، نشانه، راهنما و مبين شده اند.
در استان فارس كه بايد هم افتخار و هم تشكر كنيم. در سفر قبل من در جلسه اي مفصل راجع به ويژگيهاي مردم استان فارس مطالبي را عرض كردم. آن چيزي كه انسان از بيرون، مردم را در طول 200- 500 سال مي بيند بدون ترديد حاصل زحمات، فداكاريها و تحمل سختيهاي علماي بزرگ اين ديار است. علما هم در حركت فردي انسانها هم در ساختن فردي آنها و هم در تنظيم معادلات اجتماعي نقش اولي و محوري دارند.
علتش هم اين است كه علما بالاخره بايد همان نقش انبيا را ايفا كنند.
خدا را سپاسگزاريم كه در خطة فارس هميشه علماي بزرگ، مجاهد و خودساخته هم مردم را هدايت كرده اند و هم از كيان ملت دفاع و پاسداري كرده اند. به نظرم امروز از گنجينه هاي علم، روحانيت و معنويت كشور بايد استان فارس را نام ببريم. اين استعداد امروز هم هست و بايد شكوفا بشود. دولت به عنوان وظيفه در خدمت انجام اين مأموريت بزرگ هست.
براي توسعة مدارس، مصلاها و مساجد كه همه اينها اركان برپايي جامعة سعادتمند هستند، كارهايي را در بودجه و مقررات كل كشور انجام داده ايم و به طور خاص در اين سفر ان شاءالله در اين استان اميدواريم خدا توفيق بدهد بتوانيم تصميماتي بگيريم كه راه باز و امكانات فراهم شود تا مدارس علميه و روحانيت استان بتوانند بيش از گذشته و بالاتر از آن مأموريتهاي سنگين الهي خودشان را انجام بدهند.
اما اجازه بدهيد دو مطلب ديگر را هم كوتاه خدمتتان عرض كنم؛ در برپايي جامعة سعادتمند مقدماتي لازم است يا برخي از مسئوليتها داراي اولويت ويژه هستند. از مهم ترين و فوري ترين مأموريتها و مسئوليتها براي برپايي جامعة سعادتمند اجراي عدالت است.
ركن و محور پايداري و كمال جامعه اجراي عدالت است. عدالت در همة عرصه ها و البته از سخت ترين مواضع اين مأموريت است. اجراي عدالت در همه بخشها از جزئي ترين مأموريتها تا بالاترين آن. حاكم اسلامي حتي در نگاه به مردم هم بايد عدالت را رعايت بكند. از بذل توجه و محبت خودش به آحاد مردم هم بايد عدالت را رعايت كند. تا برسيم به توزيع امكانات، فرصتها و منابع كشور و جلوگيري از سوءاستفاده ها، دست اندازيها و خودخواهيها كه البته اين جزء سخت ترين مأموريتهاست.
خيلي از آحاد جامعه روي توحيد تسليم مي شوند و دعوا نمي كنند و روي معاد هم تسليم مي شوند و مي-گويند بسيار خوب شما مي گوييد اين معاد است ما هم قبول مي كنيم بالاخره ما نمي توانيم دل آن را بشكافيم ببينيم اعتقاد به معاد آنجا وارد شده يا خير. نبوت را هم مي پذيرند، مي گويند شما از ناحيه خداي متعال آمده ايد ما قبول مي كنيم اما دو جا كه مي رسد مشكل پيدا مي شود. آنجايي كه مي گوييم به امام بپيونديد و آنجايي كه مي گوييم بايد از عدالت تبعيت كنيم كه هر دوي اينها از يك جنس اند. اينجاست كه مقاومتها شروع مي شود. چون هر كس بايد از خودش شروع كند. در بخشهاي ديگر مواجه با ديگران است. اما اينجا بايد از خودش شروع كند و روي خودش پا بگذارد و خيلي سخت است و ريشة درگيريها، تنشها، اعتراضها و ... اينجاست. اصلاً اميرالمؤمنين علي (ع) را به خاطر پافشاري روي عدالت شهيد كردند. آمدند گفتند ما با شما هستيم. ما اصلاً جزء حزب شما مي شويم، اما بگذار كارمان را انجام دهيم. حساب كشي نكنيد و براي ما حساب ويژه اي قائل شويد و ما براي خودمان كسي هستيم و امتياز بيشتري بدهيد.
امروز بايد كشور را بر اساس عدالت بسازيم. اگر اين را برداريم هزار سال هم كار، عمران و آبادي بكنيم اتفاقي در جامعه نمي افتد، كه حالا من عرض مي كنم. هزار سال زندگي كنيم يك اقليتي ميلياردر بشود. از 70 ميليون جمعيت، 50 ميليون آن يا زير مرز يا لب مرز باشند. به محض اينكه جنسي گران مي شود تنشان بلرزد و تا يك نوسان اقتصادي درست مي شود زندگي آنها دچار تلاطم مي شود.
سازندگي و عدالت در هم تنيده است؛ سازندگي بر اساس عدالت. چيزي جدا نيست كه بگوييم حالا مي-سازيم. بعداً با قيچي عدالت را پياده مي كنيم. وقتي پولها به حسابها و انبارها رفت چه كسي مي تواند آنها را بيرون بياورد؟ مگر مي شود به اين سادگي پولها را برگرداند. همين الان متأسفانه مواردش متعدد است. چند سال پيش 180 ميليارد تومان وام از بانكي گرفته برنمي گرداند. كارهايش را انجام داده و سودش را وارد بازار مسكن مي شود و قيمتها را جا به جا مي كند. وارد بازار ارزاق مردم مي شود و هزار جور پدرسوخته بازي در مي آورد. مي خواهي پس بگيري مي بيني هزارتا آدم درشت مدافع اين يك نفر مي شوند. نمي خواهم اسم ببرم. ديديد آن طرفي كه چند سال پيش پول پخش كرده بود كه 150- 200 ميليارد تومان وثيقه اش بود كه بيرون بيايد. چقدر آدم دنبال او هستند كه بيرونش بياورند.
چند شب پيش يك موردي بود خدمت آقا عرض كردم. گفتم فلان مورد خاطرتان هست اين همه آدم آمدند پيگيري كردند تا كار فلاني درست شود اما همزمان كسي رفته ده ميليون گرفته مسكن ساخته سه تا قسطش كه عقب مي افتد ده تا اخطاريه مي رود. اشكالي ندارد اين بايد برود ولي آن هم بايد برود.
اما امروز من مي خواهم يك وجه از عدالت را خدمتتان بگويم كه آن هم بحث يارانه هاست.
بالاخره وقتي مي خواهيم عدالت را اجرا كنيم هم بايد زمينه هاي آن را فراهم كنيم و هم از مهم ترينها شروع كنيم، والا اگر برويم از موارد جزئي شروع كنيم كه به جايي نمي رسيم. مثل اين است كه در جامعه به جاي اينكه شتر دزد و قافله دزد را بگيريم برويم آفتابه دزد را بگيريم. با آفتابه دزد كه امنيت برقرار نمي شود. نه اينكه نبايد آفتابه دزد را گرفت اما فقط با آن كار درست نمي شود، اگر يقة آن شتردزد را گرفتي پايين آوردي آفتابه دزد هم سرجايش مي نشيند. بايد از كارهاي درشت شروع كرد.
يكي از موضوعات مهمي كه در كشور ما مطرح است بحث يارانه هاست. اصلاً دولت براي چه يارانه مي دهد. دولت براي دو هدف يارانه مي دهد؛ يك، حمايت از اقشاري كه در نوسانات اقتصادي دچار آسيب مي شوند و دوم، حمايت از بخشهاي اقتصادي. مثلاً دولت مي بيند در كشور گندم كم است مي گويد من يارانه مي دهم گندم توليد بشود.
فلان توليد دچار مشكل شده يارانه مي دهد، فلان توليد نمي تواند با بازار جهاني رقابت كند يارانه مي دهد تا اين روي پايش بايستد و چيز سومي نداريم و خود اين يارانه گامي در جهت عدالت است. در كشور خودمان حجم وسيعي از يارانه را توزيع مي كنيم كه همه آن در نقطة مقابل عدالت است. در شهريار گفتم در اطراف تهران مشكل آب است آنجا هم مشكل آب است. تقريباً كشاورزي اطراف و غرب تهران در حال از بين رفتن است.
علت آن چيست؟ براي اينكه تمام آبهايي كه هزار سال دوهزار سال پنج هزار سال براي كشاورزي استفاده مي شده براي مصرف مردم تهران سد زده ايم. مردم تهران نزديك به 600 ميليون متر مكعب در سال آب مصرف مي كنند. اگر فقط ده درصد اين صرفه جويي شود تمام آن اطراف آباد مي شود.
اما چرا صرفه جويي نمي شود؟ براي اينكه از 50 سال قبل دولتها تصميم گرفتند كه روي آب، يارانه بدهند مثلاً اگر آب 500 تومان درآمد ما 20- 50 تومان مي دهيم. نتيجه اش چه شد؟ در نقطه اي اطراف تهران كشاورز زمينش مي سوزد و از بين مي رود و در يك نقطة ديگر تهران طرف روزي يك بار استخرش را پر و خالي مي كند. نمي گويم نبايد در جامعه استخر باشد ان شاءالله به نقطه اي برسيم كه همه مردم استخر داشته باشند، اما در حالي كه زمين آن كشاورز دارد مي سوزد بايد آب آنجا برود؟ اينكه ظلم است.
معناي آن اين است كه از سالي نزديك به پنج هزار ميليارد تومان يارانه اي كه دولت براي آب توزيع مي-كند بخش اصلي آن را عدة قليلي استفاده مي كنند. اين يارانه را دولت براي كمك به اكثريت مردم كشاورز مي دهد، اما نتيجه اش چيست؟ معكوس است.
در انرژي هم همين طور است. روزي معادل چهار ميليون بشكه نفت انرژي در كشور مصرف مي شود، به اندازة كشورهايي كه پانزده برابر ما جمعيت دارند. اولاً اسراف است حتي اگر همه يكسان مصرف كنند. اما مشكل اين است كه بيش از 70 درصد اين را 30 درصد جامعه مصرف مي كند و آن 30 درصدي مصرف مي-كند كه اصلاً احتياجي به يارانه دولت ندارد و زندگي اش را مي كند. خانواده اي كه ماهي پنج شش ميليون و هشت ميليون به بالا درآمد دارد چه احتياجي به يارانه دولت دارد. اين از آن موارد سنگين اسراف و بي عدالتي است. با همين قيمتهاي امروز دولت سالانه حدود صدهزار ميليارد تومان يارانه مي دهد كه بيش از 70 درصد آن نصيب كمتر از 30 درصد جامعه مي شود. زمينة بسياري از ثروت اندوزيها همين است. بسياري از آدمها هستند كه فقط در معادلات اقتصادي فاصله قيمت واقعي با قيمت دولتي را مي گيرند و در جيبشان مي گذارند. خيليها در جامعه هستند كه كوههاي ثروتشان ناشي از همين يارانه ها و امتيازاتي است كه دولت مي دهد و همين زمينة اسراف وسيع است و دولت بايد اين را درست كند. از آن طرف بخش وسيعي از منابع كشور هدر مي رود. بعضيها در مصرف محدوديتي براي خودشان قائل نيستند. با اين شيوه اي كه ما يارانه مي-دهيم هر كس بيشتر مصرف مي كند يارانة بيشتري استفاده مي كند.
كسي كه چهار تا ماشين دارد بيشتر از كسي كه ماشين ندارد استفاده مي كند. زمستان دو سال قبل كه سرماي خيلي شديدي شد، گاز كم آمد چون سرماي بي سابقه اي بود. متأسفانه همان موقع افرادي داشتيم كه در خانه خودشان استخرشان را گرم نگه مي داشتند و هر چقدر وزارت نفت فرياد مي زد و در تلويزيون اطلاعيه مي داد گوش نمي دادند.
خانواده اي داريم كه در ماه شش هزار متر مكعب گاز مصرف مي كند. يعني شش هزار تا دويست تومان و خانواده هايي هم داريم كه ماهي 100تا 200 [متر مكعب گاز مصرف مي كنند].
متوسط مصرف جامعه ماهي 400- 500 متر مكعب در سال است. در اين برنامه ريزيهاي اقتصادي جامعه را از نظر درآمد و هزينه دسته بندي مي كنند و مي گويند دهك اول، دهك دوم، دهك سوم و دهك چهارم. دهك اول آنهايي هستند كه كمترين درآمد را دارند و كمترين خرج را مي كنند. دهك دهم آنهايي هستند كه الحمدلله برايشان وفور نعمت است و درآمدشان بالاترين است. در مصرف، آن دهك دهم 30 برابر دهك اول انرژي مصرف مي كند يعني 30 برابر اينكه بايد به او يارانه بدهيم يارانه را مي برد. در همه بخشها همين طور است.
ما اينها را حساب كرده ايم. رفته ايم از سراسر كشور آمار گرفته ايم. تمام قبضهاي برق، آب، گاز و ... را جلويمان گذاشته ايم، مصرف بنزين را حساب كرده ايم. الان با اين كارتها هر ماه مي بينيم هر كس چقدر مصرف كرده است. آن يك ماه اول فقط ما با اين كارتها آمار گرفتيم. سي درصد مردم كه ماشين داشتند 50 ليتر در ماه مصرف مي كردند. از آن طرف خانه هايي هست كه چهار تا ماشين دارد؛ يك خانواده چهار تا ماشين دارد يعني باز همان 30 برابر مي شود. اينها را بايد درست كنيم. دولت طرحهاي آن را تهيه كرده و الان در اختيار مجلس محترم قرار داده است. دارند بررسي مي كنند. ان شاءالله اين را زودتر بدهند.
آنهايي كه دارند از اين سود مي برند مرتباً سعي مي كنند مردم را بترسانند كه اگر اين بيايد قيمتها چه و چه مي شود و شما بيچاره مي شويد، نه خير ما مي خواهيم در اختيار 70 درصد مردم باشد. دو برابر آن چيزي كه الان به آنها مي رسد مي خواهيم دست خودشان بدهيم.
همه را حساب كرده ايم. از اين ده دهك، دهك هفتم تغييري در زندگي اش ايجاد نمي شود. يعني از نظر قدرت خريد مثل قبل است. شش دهك قبل آن وضعشان بهتر مي شود، براي اينكه پول دست خودشان مي-آيد. آن قدر مصرف ندارند. مصرفشان پايين است. تازه شايد باز هم صرفه جويي بكنند. بقيه اش در جيب خودشان مي رود. سه دهك هم هست كه كمي بايد پس اندازش را كم كند اگر 50 ميليون پس انداز مي كند 40 ميليون پس انداز كند. ده تا كمتر پس انداز كند. برگرداند به كساني كه 50 سال از اين محروم بوده اند. پنجاه سال برده اند و 50 سال اينها محروم بوده اند حالا پانزده سال هم اينها ببرند. تا تعادل برقرار شود. اين از مهم ترين كارهايي بوده كه از دولتهاي قبل انجام، مطالعه و تكميل شده و تقريباً همه سؤالهاي موجود پاسخ داده شده ما اميدواريم كه ان شاءالله نمايندگان محترم هم اين را در اختيار بگذارند، هر روزي كه زودتر اجرا شود يك قدم نزديك عدالت است.
البته به شما عرض كنم اجراي عدالت سخت ترين است. چرا؟ يك علتش را عرض كردم آدمها بايد پا روي خودشان بگذارند. اما به نظر من مهم تر از آن اين است كه هر قدمي به سمت عدالت يعني حركت به سمت امام و نقطة مركزي دشمني شيطان با امام است.
شيطان با كسي دشمني ندارد بلكه با امام دشمني دارد. از اول خلق شيطان دنبال اين بوده كه رابطه انسان را با امام قطع كند و هر حركتي كه دلها را به سمت امام ببرد شيطان با همه لشكرش با آن مي جنگد. تحريك مي كند، سر و صدا راه مي اندازد، آدمها، گروهها و باندها را بسيج مي كند.
و نكتة بعد، عزيزان من! اجراي عدالت مقصد انسان نيست. خيليها فكر مي كنند اجراي عدالت پايان كار است، يعني عدالت اجرا شد ديگر تمام.
من مي خواهم خدمتتان درس پس بدهم كه تحقق عدالت تازه آغاز راه انسان است. تا عدالت اجرا نشود بستري براي شكوفايي انسان مهيا نشده است. هنوز معلوم نيست اين انسان چه كاره است. آيا انسان همان چيزي است كه در اين ده هزار سال ديده ايم؟ خدا به اين فخر مي كند؟ در اين ده هزار سال تبارك الله احسن الخالقين همين است؟
اين چيزي جز اين نيست كه شما انبيا و اوليا را كنار بگذاريد. حدود 5 ميليارد آدم خلق كرده كه بين آنها 100- 200 يا 300 هزار نفر انسان است. اين نيست.
هنوز چيزي در زندگي بشر اتفاق نيفتاده است. پيامبر عزيز ما 23 سال سنگين ترين سختيها را تحمل كرد. بعد از آن چه شد؟ هنوز هدف پيامبر و انبيا محقق نشده است. وقتي عدالت برقرار بشود تازه انسانها شروع مي كنند به شكوفايي و انسانيت انسانها گل مي كند و تازه حركت كمالي اصلي انسان شروع مي شود.
آن روزي كه عقلها كامل، گوشها شنوا، چشمها بينا مي شود، پرده ها كنار مي رود و حقايق عالم بر انسان عرضه مي شود. درست است كه عدالت سخت ترين مرحله است اما كف كار انسان است. تازه انسان يك حركت جهشي را به سمت آسمان آغاز مي كند و خدا انسان را براي آن زندگي خلق كرده است.
جمله آخر، مي خواهم به شما بشارت بدهم. مي خواهم به شما عرض كنم كاروان بشر كه براي رسيدن به آن مقصد از پيچ و خمهاي فراواني عبور كرده است، نزديك به رسيدن به مقصد است. ما با همة وجود در دنيا مي بينيم كه دلهاي دنيا و ملتها به سرعت در حال تغيير است. انديشه ها و دريافتها در حال تغيير است و به شما عرض كنم مهم ترين مانع در برابر آن اتفاق بزرگ اين نظام استكباري است. نظام استكباري كه سيطرة اقتصادي، فرهنگي و سياسي اش را در دنيا پهن كرده بود.
مي خواهم به شما عرض كنم به فضل الهي اين سيطره و اين نظام در حال اضمحلال قطعي است. در همة بخشها به بن بست كامل رسيده اند. در بخش نظري در بن بست كامل اند. اينها 200 سال شعار ليبراليستي مي-دادند، 200 سال شعار جدايي دين از سياست دادند، 200 سال گفتند اخلاق نبايد در سياست دخالت بكند. 200 سال مي گفتند آزادي مطلق. مي گفتند دموكراسي ليبرال، يعني چند تا حزب درست شود و با هم رقابتي بكنند و حكومتي درست بكنند. كار به جايي رسيد كه چند سال قبل صاحب نظرشان آمد گفت ما پايان تاريخ هستيم. يعني ما قلة كمال بشري هستيم و بالاتر از ما جايي نيست. ما هر چيزي را كه بشر مي خواسته فراهم كرده ايم و نظام سياسي اقتصادي و فرهنگي ما كامل ترين است و ديگر بعد از اين چيزي در برابر بشر نيست. الان ديديد پنبه آنها زده شد. هيچ جاي دنيا ديگر استقبالي از آنها نمي شود. شما هر جاي دنيا برويد بخواهيد از دموكراسي ليبرال حرف بزنيد مردم مسخره مي كنند. به لحاظ نظري به بن بست رسيده اند.
در اين داستان ژنو هم ديديد. خداي متعال قشنگ ترين وجود آنها را جلوي ويترين در معرض چشم همه دنيا گذاشت. گوش فلك را كر كرده بودند. هر غلطي مي كردند مي گفتند تحمل كن، تحمل كن. معلوم شد كه همه اينها دروغ است.
يك جمله در پرانتز بگويم. اكثريت صحنه را ديديد. اينها طراحيهاي فراواني كرده بودند. مي خواستند سالن را ترك كنند و توطئه اجرا كنند ولي من خوشحال بودم. گفتم خدا را شكر من دو دفعه در اينجا صلوات بر پيامبر و آل پيامبر را خواندم. وقتي ما دعاي فرج را خوانديم، او حمله كرد. ما دوباره از اول شروع كرديم. خوشحال شدم گفتم اينها در همين جا به پيامبر ما توهين كردند، در همين جا ما بايد اين را دوبار بخوانيم. به خدا خيلي خوشحال شدم گفتم اينها نمي فهمند يعني كه در مركز آنجا دعاي فرج دو بار خوانده مي شود و جمعيت هم استقبال مي كند و كف مي زند.
اصلاً چشمهاي آنها بسته و راه براي آنها بسته است. چون در ظلمات هستند. اصلاً نمي فهمند در دنيا دارد چه اتفاقي مي افتد. درست مي آيند در نقطة مقابل آن حرف مي زنند و هر چه حرف مي زنند وضعشان بدتر و بدتر مي شود. به لحاظ نظري در بن بست مطلق اند.
بلافاصله من آنجا كنفرانس خبري گذاشتم. اين قدر خبرنگار آمده بود كه ديگر جا نبود. همه فشرده ايستاده يا نشسته بودند. اصلاً سالن گنجايش يك نفر را هم نداشت. گفتم آزادي، ليبراليسم و تحمل اين است؟ دروغ است و همان جا هم با سرعت به همه دنيا مخابره مي كردند.
از نظر سياسي هم كه به بن بست رسيده اند. اينها كدام مشكل عالم را مي توانند حل كنند. به خدا اينها دماغ خودشان را هم نمي توانند بالا بكشند. اينها مي خواهند دنيا را حل و فصل كنند؟ مي بينيد كه نمي توانند. براي اينكه مبناهايشان خراب است و عدالت و انسانيتي در كار نيست. بنيانشان بر دروغ است. نمي توانند حل كنند.
فلسطين، عراق و افغانستان را توانستند حل كنند؟ تازه مي خواهند به افغانستان لشكركشي كنند. نمي دانند كه هر چه جلوتر بروند بيشتر فرو مي روند. نمي توانند حقايق عالم را ببينند. براي اين كه راه روي آنها بسته است. خيال مي كنند اگر بروند مجلس عروسي اي را در افغانستان بمباران كنند و 800 نفر را بكشند ملت افغانستان براي آنها كف مي زنند. همه افغانستان از اينها متنفرند.
من پارسال به افغانستان رفته بودم. 160- 170 نفر خبرنگار آمده بودند. يكي از آنها سؤال كرد كه آقا مي گويند شما براي افغانستان اسلحه مي فرستيد. به او گفتم شما از كدام رسانه هستيد؟ گفت من از راديو فرداي امريكا هستم. گفت خب همان است، همه كف زدند و همه خبرنگارها او را مسخره كردند. به لحاظ سياسي و اقتصادي به بن بست رسيده اند.
اگر بخواهيم به زبان خودماني بگوييم اقتصاد سرمايه داري يعني اقتصاد ربوي، تمام. اگر ربا نباشد محال است كه قله هاي ثروت و دره هاي فقر در دنيا درست شود. اين هم يعني جنگ با خدا. چه كسي تا حالا در جنگ با خدا به پيروزي رسيده كه اينها بخواهند برسند.
الان كارشان تمام شده است. مرتباً روي آن را ماله كشي مي كنند و مي گويند خبرهاي منفي ندهيد و اميدواري بدهيد.
يكي از اينها به تهران آمده بود. دو تا حرف را به من زد. گفت در وضع اقتصاد بحران شده و اوضاع خيلي خراب است و داريم كارهايي را انجام مي دهيم. بعضيها مي گويند يك سال ديگر ما اين را مهار مي كنيم و بعضيها مي گويند دو سال ديگر مهار مي كنيم. خودش را جزء آن دو ساله ها مي دانست و بعد هم گفت اين آقا آمده گفته مي خواهيم تغييرات بدهيم و خيلي خوب است اميدواري درست شده، ما در اقتصاد داشتيم نابود مي شديم و حالا اين آمده اميدواري داده، بايد گفتگو كنيم و يك جوري مسائل را حل كنيم. من از او دو سؤال كردم. گفتم آقاي محترم جدي جدي شما خيال مي كنيد با اين كارهايي كه داريد مي كنيد و پول به اين و آن مي دهيد مي توانيد مشكل اقتصادي را حل كنيد؟ كمي فكر كرد گفت راستش را بخواهيد نه. آدم درستي است در اروپا نخست وزير بوده و الان هم در سايه است.
گفتم سؤال دوم اصلاً آدم درستي در كل غرب پيدا مي شود كه اين قدر قدرت مديريت داشته باشد و بتواند اين بحران را جمع و جور كند. باز هم كمي فكر كرد گفت نه اصلاً آدم درستي نداريم، تمام شده.
سؤال سوم، فكر مي كني همان مباني و روشهايي كه باعث اين مشكل شده مي تواند اين را نجات بدهد؟ نظام شما نظام ظالمانه، دروغ و ربوي است. شما با همان روشهاي ظالمانه و ربوي مي خواهيد درد را درمان كنيد؟ مي شود؟ باز كمي تأمل كرد و گفت نه، نمي شود. گفتم معلوم است كه بيخود معطل هستيد. مبناي شما غلط است. بايد مبناي جديدي در دنيا گذاشته شود.
بشارت من به شما اين است كه دلها دارد به سرعت دگرگون مي شود و اين نظام استكباري همين طور در حال فروپاشي است و امروز روز درخشندگي ايران و روز مسئوليتهاي من و شماست.
امروز است كه بايد امام را به دنيا معرفي كنيم چون تنها چارة مسائل عالم امام است. راه ديگري در دنيا جز رفتن به سوي امام وجود ندارد. دوباره بيايند بنشينند يك چيزهايي بنويسند و يك مشت طاغوت جديد در دنيا بگذارند. خوشبختانه انديشة جهاني و جهاني انديشيدن به سرعت در دنيا در حال گسترش است. ملتها دارند به اين نتيجه مي رسند كه دنيا بايد با يك قانون و حاكم اداره شود و جالب است وقتي صحبت مي كنيم
مي گويند حاكم صالح لازم است.
يعني بشر دارد به آن حقايق مي رسد و امروز روز انجام مأموريت من و شما در داخل و خارج است.
آن چيزي كه التيام، انديشه و فكر مي دهد و راه را باز مي كند توجه، عشق و توسل به امام است و اصلاً همة عظمت نظام ولايت فقيه در اتصال به امام است.
امروز بايد دست به دست هم بدهيم و اين مأموريت تاريخي را به انجام برسانيم. بدانيد كه صبح نزديك است.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شناسه خبر: 24880
- سفرهای استانی دور دوم
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451