- سخنراني در ديدار با مردم شيراز
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 17:19

  بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با مردم شيراز

  بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 24875 - 

چهارشنبه 9 ارديبهشت 1388 - 15:14

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خيراعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ، خداي حكيم و مقتدر دانا را سپاسگزارم كه توفيق زيارت مجدد شما مردم عزيز استان فارس و مردم سرفراز شيراز را عنايت فرمود.

مردم فارس پيشاني تمدن و فرهنگ ايران زمين اند. فارس سند زنده و جاويد حق جويي و كمال طلبي ملت ايران است؛ فارس مضجع شريف امامزادگان به خصوص حضرت احمد بن موسي، شاه چراغ برادر امام رضا (ع) است. به همين دليل فضاي استان فارس آكنده از عطر ولايت رضوي است. استان فارس به نجابت و پاكي، دوستي و محبت و به عشق و عاطفه ممتاز و نام آور است. شعر و ادب و ذوق و هنر ميوة قلبهاي با صفا و ايمانهاي زلال و سرشار مردم اين ديار است. سايه عشق و مروت مردمان فارس بر پهنة تمام ايران سايه انداخته است. مهمان نوازي،

مردم داري، مجاهدت، تلاش، خداخواهي و عدالت طلبي از ويژگيهاي مردم فارس است.

عزيزان من! صبح كه مي آمدم به حضرت خواجة شيراز تفأل زدم. دو غزل آمد كه ابياتي را برايتان مي-خوانم. اول آمد:

رسيده مژده كه آمد بهار و سبزه دميد

صفير مرغ برآمد بط شراب كجاست

به كوي عشق منه بي دليل راه قدم

خداي را مددي اي دليل راه حرم

شراب نوش كن و جام زر به حافظ ده

        وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد

فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه كشيد

كه گم شد آنكه در اين ره به رهبري نرسيد

كه نيست باديه عشق را كرانه پديد

كه پادشه به كرم جرم صوفيان بخشيد



و بعد، حرف دل شما، حرف دل دولت شما و همه آمد:

زدست كوته خود زير بارم

مگر زنجير مويي گيردم دست

ز چشم من بپرس اوضاع گردون

بدين شكرانه مي بوسم لب جام

اگر گفتم دعاي مي فروشان

من از بازوي خود دارم بسي شكر

تو از خاكم نخواهي بر گرفتن

سري دار چون حافظ مست ليكن

        كه از بالا بلندان شرمسارم

و گر نه سر به شيدايي بر آرم

كه شب تا روز اختر مي شمارم

كه كرد آگه ز راز روزگارم

چه باشد؟ حق نعمت مي گزارم

كه زور مردم آزاري ندارم

به جاي اشك اگر گوهر ببارم

به لطف آن سري اميدوارم



اجازه بدهيد دو بيت هم از حضرت سعدي عليه رحمه خدمتتان عرض كنم. فرمود:

بس بگرديد و بگردد روزگار

اي كه دستت مي رسد كاري بكن

        دل به دنيا در نبندد هوشيار

پيش از آن كه از تو نايد هيچ كار



سلام خدا بر فقيهان، علما و عرفاي فارس؛ سلام بر شهيد بزرگ دستغيب و آيت الله رباني؛ سلام بر اديبان، شاعران و هنرمندان اين استان؛ سلام بر شهيدان، جانبازان، آزادگان و ايثارگران؛ سلام بر دانشگاهيان، فرهنگيان و دانشجويان و دانش آموزان؛ سلام بر كشاورزان، عشاير غيور، دامداران كارگران، صنعتگران و كسبه و همة اقشار و بالاخره سلام خدا بر جوانان نمونه فارس؛ به دختران مؤمن، هنرمند و عفيف و پسران شجاع، انقلابي و غيرتمند فارس.

مي خواهم در حضور شما دو سه مطلب را عرض كنم؛ من در جلسات قبل دربارة بعضي از ويژگيها و وظايف دولت اسلامي سخن گفتم. دربارة وظيفة عدالت گستري، وظيفة انتشار مهر و محبت، دفاع از مظلومان و مبارزه با ستمگران، ترويج اخلاق حسنه، الگوگيري از پيامبر عزيز اسلام، حفاظت از منابع عظيم مادي، معنوي و انساني مردم، توجه به محرومان و مستضعفان، حفظ عزت ملي، تلاش براي رسيدن به جامعه الگو و حفظ امانت مردم و پاك دستي.

امروز مي خواهم به يك ويژگي ديگر اشاره كنم. دولت اسلامي بايد آزاده باشد. آزادگي ويژگي ديگر دولت اسلامي است. آزادگي در پناه يكتاپرستي و اخلاص معنا پيدا مي كند. قدرت و اختيار دولت اسلامي امانت توده هاي ميليوني يك ملت است. حفظ اين امانت به استفادة درست از آن در چارچوب مقررات و اهداف تعيين شده يعني خدمت رساني، رفع مشكلات و تسهيل در امور مردم است. حفظ امانت به اين است كه در همان جهتي كه تعيين شده مورد استفاده قرار گيرد و كسي بر كس ديگري ترجيح داده نشود. مثلاً اگر كسي مسئول تسهيلات بانكي است، تسهيلات را به موقع و در محل خود و بدون تبعيض در اختيار مردم قرار بدهد و در وصول مطالبات امانت داري بكند. معلم و استاد به وظيفة هدايت، تعليم و تربيت به خوبي عمل كند. پزشك و پرستار، بازاري، صنعتگر، كارگر و كشاورز همين طور. انجام اين وظايف به منزلة حفظ امانت الهي مردم است كه به دست حكومت سپرده شده است. دستگاه اداري و دولت بايد همة توان خود را فقط و فقط براي انجام وظيفه به كار بگيرد. دستگاه دولت نبايد به جز مردم به احدي بدهكار باشد. دولت نمي تواند وامدار يك گروه، يك دسته، يك حزب يا جناح باشد.

دولت نبايد وامدار هيچ صاحب منصب و مدعي و طلبكاري باشد. دولت اسلامي فقط و فقط به توده هاي مردم و به ملت و آرمانهاي ملت، به ارزشهاي الهي يك ملت به خط ولايت و امامت متعهد است. اگر دولتي به جاي آزادگي و آزاده بودن وامدار اين گروه، آن گروه، وامدار اين مدعي و آن صاحب منصب و صاحب قدرت و جبهه، باند و حزب باشد مسلماً قادر نخواهد بود به مسئوليتهاي خود و حفظ امانت الهي مردم به خوبي عمل كند.

شما امروز نگاه كنيد در دموكراسي ليبرال همه ارزشها، آزادگي ها و همه حقوق ملتها پايمال است. احزابي مي آيند با 150، 200، 500 نفر و حداكثر دو هزار عضو با تبليغات و هزينه هاي سنگين و زد و بندهاي سياسي مناصب قدرت را در اختيار مي گيرند و كساني كه در منصب قدرت قرار مي گيرند تعهدشان صرفاً به حزب، گروه، جناح و احزاب مؤتلف خودشان است.

در دموكراسي ليبرال كه امروز در دنيا حاكم است دو عنصر حياتي و اصيل پايمال مي شود. اول مردم اند. در دموكراسي ليبرال مردم كاره اي نيستند. چند حزب با حداكثر دو سه هزار عضو با هم رقابت مي كنند و به گونه اي برنامه ريزي مي كنند كه همواره قدرت حاكم در چرخه همان دو حزب يا سه حزب ثابت بماند. حداكثر اعضاي اينها دو تا سه هزار نفر است. بقيه مردم فقط بايد تماشا كنند و در زاويه بسته اي كه آن احزاب تعريف مي كنند، انتخاب بكنند. انتخاب، رأي و ارادة مردم اصالتي ندارد و به همين دليل است شما مي بينيد در كشورهاي اروپايي و غيراروپايي مردم در ادارة حكومت نقش اصيل و واقعي ندارند و مجبورند به اين حزب يا آن حزب رأي بدهند و گزينة ديگري براي انتخاب ندارند. وقتي به اجتماع مردم مراجعه مي-كنيم حرفهاي ديگري مي زنند، مثلاً از رژيم صهيونيستي متنفرند و مخالف رژيم صهيونيستي هستند اما دولتهاي آنها دربستِ در خدمت رژيم صهيونيستي است. دليلش اين است كه مردم در دموكراسي ليبرال حزبهاي ثابت از صحنه خارج مي شوند و ارادة مردم اثري ندارد.

و دوم اينكه ارزشها و آرمانهاي انساني پايمال مي شود. افراد و احزاب براي اينكه رأي بياورند بر تمايلات گروهها و اقشار سوار مي شوند و در برابر آن اطاعت مي كنند. تا جايي كه مي بينيد رئيس جمهور يك كشور بزرگ براي اينكه رأي بياورد تن به درخواستهاي سخيف و پست يك گروه اندك صهيونيست، بداخلاق و آدمكش مي دهد و رئيس جمهور يك كشور بزرگ براي اينكه بتواند يك درصد رأي خود را بيشتر كند مي-رود و بر زشت ترين اقدامات مثل هم جنس بازي و كثافت كاريهايي كه انسان از بيان آنها شرم دارد صحه مي گذارد.

در دموكراسي ليبرال اول مردم له مي شوند و بعد ارزشهاي انساني از بين مي رود. دولت اسلامي بايد از يك طرف متعهد به توده هاي مردم، در خدمت مردم، در كنار مردم، غمخوار آنها و مجري مطالبات حق مردم و تجلي ارادة آنها باشد و از سوي ديگر با گردن فرازي پيگير ارزشهاي انساني و آرمانهاي الهي ملت خود باشد. دولت اسلامي بايد در برابر دشمنان، بدخوهان، زورگويان و مستكبران با قدرت بايستد، در دهان آنها بزند و آنها را سر جاي خودشان بنشاند و در برابر مردم خود متواضع، خادم و دست بوس ملت باشد. اين ويژگي دولت اسلامي است.

دولت اسلامي نمي تواند به جريانهاي قدرت وامدار باشد. اولين تعهد به گروههاي قدرت به منزله پايمال شدن همة حقوق و آرمانهاي ملت است. به همين دليل است كه در نظام جمهوري اسلامي پايه و محور حكومت مردم اند و همة جامعه در يك اتصال الهي و آسماني به خط ولايت و امامت به طور پيوسته در حال شكوفايي، بالندگي و كمال است. در جامعة اسلامي تك تك مردم محترم اند. نفر به نفر عزيز است. شهر به شهر، روستا به روستا، اقوام گوناگون، كشاورز و عشاير، كارگر و كسبه، معلم و استاد، دانشجو و دانش آموز و همة اقشار عزيزند و همه از حق مساوي در حكومت برخوردارند.

امروز شما ببينيد، مشكلات جهان از ناحيه چند دولت زورگوست. وقتي وضعيت آن دولتها را بررسي مي كنيم، مي بينيم اين دولتها از ويژگي آزادگي برخوردار نيستند. اينها همه يك مشت سرمايه دار، سازندگان تسليحات جهاني و جنگ طلبان و خودخواهان و متعهد به يك حزب نفتي يا يك حزب تسليحاتي يا تجاري هستند. به همين دليل هر ظلمي در جهان واقع مي شود آنها حاضرند و از ظالم دفاع مي كنند و در مقابل مظلومين مي ايستند و حقوق ملتها را ضايع مي كنند.

به قضيه فلسطين نگاه كنيد. اگر دولت امريكا دولت آزاده اي بود و متكي به توده هاي مردم امريكا بود و اگر دولتهاي اروپايي دولتهاي آزاده اي بودند، و آزادگي را مشي خود قرار داده بودند، آيا ما مي ديديم كه اين جور صهيونيستهاي فاسد و آدمكش را بر مردم فلسطين مسلط كنند و در برابر جنايتهاي او هورا بكشند و كف بزنند. اصلاً از بزرگ ترين جنايات صهيونيستها اين است كه به اركان قدرت در اروپا و امريكا نفوذ كرده اند و اين دولتها را وامدار و اسير خودشان كرده اند و بر آنها حكمراني مي كنند. مي بينيد چه فضايي را در دنيا درست كرده اند.

صهيونيستهاي بي آبرو به مردم غزه حمله مي كنند و با تسليحات غيرقانوني زن و كودك را گلوله باران مي-كنند، بعد در مقابل دفاع مردم غزه مي گويند شما تروريست هستيد و اربابان آنها هم مردم فلسطين را تروريست خطاب مي كنند.

مي گوييم شما چرا به مردم فلسطين تروريست مي گوييد؟ مي گويند اينها خيلي پررو هستند. وقتي ما به آنها حمله مي كنيم مي خواهيم آنها را بكشيم از خودشان دفاع مي كنند، پس اينها تروريست اند. آن وقت مدعيان آزادي و حقوق بشر از اين صهيونيستها حمات مي كنند. چرا حمايت

مي كنند؟ براي اينكه آزاده نيستند. خود را بدهكار صهيونيستها و گروهها و وامدار جريانات قدرت كرده اند. امروز هر مشكلي در جهان هست به خاطر دولتهاي فاسد است و مشكل دولتهاي فاسد اين است كه از آزادگي، تكيه بر مردم، همراهي با مردم و از پيگيري ارزشهاي الهي فاصله گرفته اند.

ما خدا را سپاسگزاريم كه ملت ايران ملتي آزاده است. مردم فارس و شيراز نماد آزادگي و اصالت ملت ايران هستند. مردمي كه همة دل و وجودشان در گرو ارزشهاي الهي، آزادگي، عزت و سربلندي، همبستگي و عشق به خاندان پيامبر حضرت محمد مصطفي است و البته آزادگي درس جاودان حضرت ابا عبدالله حسين سيدالشهدا و پرچمدار آزادگان جهان است.

عزيزان من! اجازه بدهيد مطلب دوم را به بحثهايي اختصاص بدهم كه امروز در دنيا صهيونيستها دارند به آن پر و بال مي دهند.

امروز صهيونيستها و اربابان آنها مي دانند كه منفورترين گروه در نزد ملتهاي عالم اند و زشت ترين افراد در نزد انديشه هاي پاك و ملتهاي جهان هستند. آنها به دنبال اين هستند كه حساسيتها را از روي خودشان بردارند. در نشست ژنو به دنبال اين بوده اند كه مصوبه قبلي را كه مي گفت رژيم صهيونيستي معادل نژادپرستي است بي سروصدا و بدون حضور مسئولين درجه اول كشورها از اسناد سازمان ملل حذف كنند. مصوبه كنند و به عنوان قانون به همه كشورها ابلاغ كنند. همان كاري كه درباره هولوكاست كردند. بي سروصدا رفتند در جلسه اي در سازمان ملل كه سران كشورها نبودند، بدون اطلاع رساني درست موضوع هولوكاست را مطرح كرند و گفتند هولوكاست يك امر واقع است و همه بايد بپذيرند. هيچ كس حق ندارد عليه آن صحبت كند و يا دربارة آن سؤال كند و بعد دولتها را موظف كردند كه موضوع هولوكاست را در درس دبيرستان و دانشگاه بگنجانند و به جوانان خودشان آموزش بدهند. مي خواستند بي سروصدا يك برنامه دومي را در ژنو پياده بكنند. وقتي كه دولت جمهوري اسلامي به نمايندگي از ملت ايران تصميم گرفت كه در آن كنفرانس حضور پيدا بكند آنها به دست و پا افتادند و سروصدا كردند كه جسله مهمي نيست.

دو سه جمله مي گويم در تاريخ ما بماند. بايد اين را به مردم فارس هم بگويم كه همه ايران بشنوند. شروع كردند پيغام دادن كه جلسه مهمي نيست. براي چه مي خواهي بروي؟ هيچ يك از رؤساي جمهور نمي آيند و اگر بروي بي احترامي مي شود. اصلاً اين جلسه در سطح شما نيست كه بخواهيد برويد. جلسه بي اهميتي است. پيغام پشت پيغام. هر كدام از اين پيغامها مي آمد ما مي فهميديم كه كاسه اي زير نيم كاسه است و مصمم تر مي شديم كه بايد حتماً در اين اجلاس حضور پيدا بكنيم. حتي بعضي ها از روي دلسوزي اما تحت تأثير القائات تا قبل از سوار شدن به هواپيما در فرودگاه به من مي گفتند فلاني واقعاً مصمم هستي، و مي-خواهي بروي. شنيده ايم صهيونيستها و منافقين مي آيند. سروصدا مي كنند و بي احترامي مي شود. بد مي شود در يك جلسه اي بي احترامي شود. من نگاهي كردم گفتم برادر عزيز خواهر عزيز، تو از اوضاع دنيا چه چيز مي-داني كه

آمده اي حرف دشمن را براي من به فارسي ترجمه مي كني و مي خواهي به من ديكته كني.

بالاخره به آنجا رفتيم. آنها ديدند كاري نمي توانند انجام دهند. جلسه اي با آقاي دبيركل داشتيم. بالاخره صحبت از اين در و از آن در، آخر كار برگشت گفت فلاني فردا مي خواهي چه بگويي؟ من گفتم به نظر شما چه بگويم. منظورت از اين حرف چيست؟ گفت منظورم همين رژيم صهيونيستي و صهيونيستهاست. راجع به اينها بالاخره چه مي خواهي بگويي؟ گفتم به نظر شما چه چيزي بايد بگويم؟ گفت مي داني كه ما در جلسات مقدماتي مساوي بودن رژيم صهيونيستي با نژادپرستي را حذف كرديم. خوب است تو هم آرام صحبت كني تا بالاخره مسئله اي پيش نيايد. من به او گفتم آقاي بانكي مون شما دبيركل سازمان ملل هستي بايد اين را ثابت كني كه دبيركل سازمان ملل هستي نه متعلق به يك گروه، يك دسته و صهيونيستها.

آيا شما مي گويي من دربارة غزه و جنايات صهيونيستها صحبت نكنم؟ گفت اين را مي تواني صحبت كني. گفتم آيا راجع به ترور مسئول و مردم فلسطين صحبتي نكنم؟ گفت چرا صحبت كن. گفتم راجع به حمله به لبنان صحبتي نكنم؟ گفت چرا صحبت كن. گفتم راجع به اينكه اين رژيم دائماً ملتهاي منطقه را تهديد مي كند صحبت نكنم؟ گفت صحبت كن. گفتم اينكه پنج ميليون فلسطيني آواره هستند صحبت نكنم؟ گفت، چرا صحبت كن. گفتم ما همين چيزها را مي خواهيم بگوييم. مي گوييم همين ها نژادپرست هستند و نژادپرستي بايد از دنيا ريشه كن شود.

صهيونيستها افرادي را از راههاي دور با اتوبوس و با علامتهاي مشخص آورده بودند. آنها را وارد سالن و راهروها كردند. دو برنامه را دنبال مي كردند. اول اينكه كاري كنند كه ما نتوانيم صحبت كنيم و منصرف شويم و وسط صحبت قطع كنيم و كنار برويم و اگر اين نشد سالن را ترك كنند و بگويند ايران منزوي است و كسي حرف ايران را قبول ندارد و اكثريت با صهيونيستها هستند.

ما شروع كرديم.

بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدالله رب العالمين و الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا محمد. صلوات بر او فرستاديم. دعاي فرج را هم خوانديم به محض اينكه خواستيم وارد بحث شويم يك دفعه ديدم از پايين سروصدايي مي آيد نگاه كردم ديدم آدمي خودش را شبيه دلقك در آورده كه همه زندگي آنها دلقك بازي و خيمه شب بازي است. من ديدم اين به سمت من حمله مي كند و پلاستيكهايي را هم پرتاب مي كند. او انتظار داشت كه ما عقب نشيني كنيم. حالا به شما بگويم خدا شاهد است اصلاً يك دهم ثانيه در ذهن من گذشت كه چقدر اينها بدبخت و درماندة و بيچاره اند.

اين ملت ايران و مردم فارس شعارشان اين بود كه توپ تانك مسلسل ديگر اثر ندارد. با خودم فكر كردم كه شما چقدر احمق هستيد كه انتظار داريد نمايندة ملت ايران از اين پلاستيكهاي شما بترسد. در دلم يك لحظه گفتم اي خداي مهربان، اي امام عزيز، اي امام عصر يك دهم ثانيه از ذهنم ماجراي كلمبيا عبور كرد، گفتم امام زمان مي دانم كه بيني اينها را به خاك مي مالي. اينها خيلي بدبخت تر از آن هستند كه بتوانند جلوي ملت ايران بايستند و اصلاً از اين حقارت اينها خنده ام گرفت. گفتم اينها چقدر بدبخت اند كه خيال مي كنند با يك حمله كردن و چند تا چيز پرتاب كردن ملت ايران صحنه را خالي مي كند و دست اين جنايتكارهاي صهيونيسم مي دهد.

اين قسمت اول طراحي بود كه به فضل الهي راحت شكست خورد. اينها اصلاً مستأصل شدند. اينها را از سالن بيرون انداختند. بيرون سالن هم پرجمعيت. آنها هم با كساني كه داخل سالن بودند، همراهي مي كردند و كف مي زدند و نماينده ملت ايران را تشويق مي كردند.

دعاي فرج را خوانديم تا آمديم شروع كنيم يك دفعه ديديم مدعيان آزادي بيان بلند شدند. بعد همين طور كه در سالن حركت مي كردند به بقيه مي گفتند بلند شويد برويد بيرون. دوباره من خنده ام گرفت. ديدم 25 نفر در برابر دو هزار و پانصد نفر كه در سالن نشسته اند جلسه را ترك كردند. اينها 50 سال مي گفتند آزادي بيان. به پيامبر ما توهين كردند وقتي اعتراض كرديم، گفتند تحمل كنيد آزادي بيان است. به شخصيت ملت ما توهين كردند اعتراض كرديم گفتند آزادي بيان است. زشت ترين حركات را انجام دادند گفتند آزادي است. چطور اين آزادي فقط براي ديگران است.

شما حتي تحمل نداريد يك نفر بيايد پشت تريبون 10 – 15 دقيقه جنايتهاي خودتان را برايتان گزارش بدهد. ما كه حرفي از خودمان نزديم. ما فقط جنايتهاي صهيونيستها و طرفدارانشان را آنجا گفتيم. گفتيم شما حمله كرديد، آدم كشتيد، زن و بچه كشتيد و جنايت كرديد. حرفي نزديم. شما تحمل نداريد خودتان را ببينيد. ملت ايران در ژنو آينه اي را جلوي صهيونيستها و طرفدارانشان گرفت، گفت خودتان را در اين آينه ببينيد اين قدر چهرة آنها زشت بود كه وحشت كردند و تحمل نكردند و جلسه را ترك كردند و رفتند.

آنها مي گفتند اگر ملت ايران در موضوع هسته اي و ساير موضوعات تسليم آنها نشود ملت ايران را منزوي خواهند كرد. دو سال قبل خبرنگاري در نيويورك به من گفت كه فلاني اگر شما توليد اورانيوم غني شده را متوقف نكنيد اين كشورها شما را منزوي خواهند كرد. من به آن خبرنگار نگاهي كردم بعد گفتم چه مي گويي؟ دوباره تكرار كرد. مي خواستم حرفش را تكرار كند.

گفتم كجاي كاري، ملت ايران صد تا مثل اينها و حاميان و آبا و اجدادشان را منزوي خواهد كرد و در آنجا معلوم شد كه چه كساني منزوي هستند. اينها هميشه باد به غبغب مي انداختند مي گفتند ما جامعه جهاني هستيم. جامعه جهاني از ايران مي خواهد كه چه كار كند. معلوم شد شما خودتان هم نيستيد. جامعه جهاني كجاست. اكثريت ملتها و دولتها نشستند. شما چند تا آدم دماغ باددار خودخواه پرروي منزوي از صحنه خارج شديد. شما كجا جامعه جهاني هستيد. اقليتي بيشتر نيستيد.

من مي خواهم از زبان مردم فارس شما را نصيحت كنم. ديگر كافي است. سيصد سال جنايت كرديد. بيش از سيصد سال برده داري كرديد. چقدر در دنيا جنگ راه انداختيد، چقدر آدم كشتيد، چقدر خانه ها را نابود و خانواده ها را متلاشي كرديد و چقدر فقر و عقب ماندگي را بر ملتها تحميل كرديد. ديگر كافي است. مقداري آدم بشويد بياييد با ملتها زندگي كنيد و به ارزشهاي انساني پايبند باشيد. به خدا اين به نفع شماست. اين شيرين تر و لذت بخش تر است. بياييد در كنار ملتها ببينيد چقدر شيرين است. از ارادة ملتها تبعيت كنيد؛ البته مي دانيد سنت الهي در عالم جاري است.

اگر به دعوت حق پاسخ ندهيد، بدانيد سرنوشت شما صد برابر بدتر از سرنوشت آقاي بوش است كه ذليل ترين فرد تاريخ معاصر است.

ما اخيراً با خبرنگاري كه از امريكا آمده بود مصاحبه كرديم. خبرنگار درباره فلسطين از من پرسيد: من گفتم راه حل مهار فلسطين راه حل انساني است. اجازه بدهيد ملت فلسطين خودش آزادانه انتخاب بكند. او به من گفت اگر ملت فلسطين به دو دولت رأي داد شما چه مي گوييد؟ من گفتم شما چرا براي ملت فلسطين تعيين تكليف مي كنيد؟ اجازه بدهيد ملت فلسطين خودش انتخاب بكند. اين سؤالش را مرتباً گفت، گفتم چرا اين طوري سوال مي كني؟ اگر ملت فلسطين به برچيده شدن اين رژيم منحوس صهيونيستي رأي داد آيا دنياي غرب تبعيت مي كند يا نه؟ گفت من كه دولت نيستم كه شما اين سؤال را مي كنيد. گفتم دولت نيستي اما سؤال دولتها را از من مي پرسي. اين سؤال را برو از دولتها در جواب آن سؤالشان بپرس. بعد رفتند در خبرگزاريها شروع كردند به سروصدا كردن و مارك زدن كه بشتابيد احمدي نژاد دو دولت را پذيرفت. من كجا پذيرفتم. من چه كاره هستم.

ما مي گوييم اجازه بدهيد ملت فلسطين انتخاب كند. چون شما از نتيجة انتخاب ملت فلسطين وحشت داريد، در برابر حق اوليه ملت فلسطين تسليم نمي شويد. اين حرف را ما داريم با زبان خوش به شما مي زنيم، اما طبيعي است اگر نپذيرند بالاخره ملت فلسطين، مقاومت فلسطين و ملتهاي منطقه حرف را بر شما تحميل خواهند كرد و شما را به تسليم وا خواهد داشت، به فضل الهي.

اما اجازه بدهيد دربارة استان عزيز فارس صحبت كنم.

من قبلاً راجع به فارس صحبت كرده ام و احساسم را هم نسبت به مردم فارس به ويژه مردم شيراز بيان كرده ام. نمي خواهم تكرار كنم. وقت نماز است. در سفر دور اول تعداد زيادي مصوبات و پروژه داشتيم. اين جوري كه به من گزارش داده اند از 4438 پروژه مصوب 2330 موردش تمام شد و بقيه هم در حال اقدام است. حالا بعضي عقب تر و بعضي جلوتر كه ما ان شاءالله در جلسه كارگروههاي تخصصي اگر مانع و اشكالي باشد بررسي خواهيم كرد.

در موضوع كشاورزي، اشتغال، پزشكي و درماني، تحصيلات تكميلي و عاليه و در بخش روستاها و بزرگراهها كارهاي قابل توجه و ارزشمندي اتفاق افتاده است.

تعداد واحدهاي دانشگاهي و شهركهاي صنعتي استان دو برابر شده است و در زمينه هاي گوناگون از قبيل خط برق و گازرساني به روستا و شهرها، كارهاي فراواني انجام شده است. من نمي خواهم همه اينها را اينجا بيان كنم، فقط به  دو مورد اشاره مي كنم كه ان شاءالله كار تمام شود.

در سالنهاي ورزشي و ورزشگاه براي جوانها كارهاي خوبي شد يكي از كارهاي مهمي كه دولت بودجه گذاشت و مصمم بود و هست كه آن را تمام كند پروژة بزرگ قطار اصفهان به شيراز است. قرار بود تا پايان سال تمام بشود. پروژه بسيار عظيمي است ممكن است جايي كاري لنگ شود و نقصي پيدا شود لازم باشد ترميم و آزمايش كنند كه به من قول دادند به زودي تمام مي شود. من مي خواهم اينجا در حضور مرم بگويم مديران وزارت راه و مسئولين استان هم بشنوند و تلاش كنند، من اميدوارم

ان شاءالله اين پروژه به گونه اي جلو برود كه بخشي از مردم فارس و شيراز كه در سالگرد امام مي خواهند به بهشت زهرا بروند ان شاءالله از قطار شيراز به تهران استفاده بكنند.

و دوم قطار شيراز به عسلويه است. يعني به سمت بوشهر و عسلويه كه يك پروژه بسيار مهمي است. كار را شروع كردند و من همين جا از وزير نفت كه خودش اهل اين استان و اهل كازرون است مي خواهم كه بودجه ها را زودتر بدهد آقاي بهبهاني هم كه اهل جهرم و اهل خود شيراز است

مي خواهم كه آن پروژه را هم همت كنند و غيرتي كار كنند زودتر به مردم استان فارس هديه بكنند ان شاءالله.

گزارش كار را آقاي استاندار و دستگاهها خواهند داد. ما در اين سفر هم مصوبات مهمي براي استان فارس داريم. من به چند موردش اشاره مي كنم ان شاءالله اصلش را از اخبار خواهيد شنيد.

در استان فارس در سفر اول كه ما آمديم نرخ بيكاري سيزده و نيم بود كه حالا به ده رسيده، سه و خرده اي درصد كم شده يعني كار خوبي شده است اما هنوز ده درصد عدد بالايي است. ما در استان فارس با استعدادترين، با هوش ترين، مصمم ترين و پاك ترين جوانها را داريم. ده درصد بيكاري بسيار زياد است. و به همين خاطر ان شاءالله ايجاد 60 طرح بزرگ صنعتي جديد به تصويب دولت خواهد رسيد.

پتروشيمي هاي سفر قبل در اين سفر كلنگ زده مي شود، مقدمات و مطالعات فراهم شده. ان شاءالله دو پالايشگاه و يك پتروشيمي جديد هم به تصويب دولت خواهد رسيد.

چند سال است در استان فارس خشكسالي است. عشاير دام خودشان را مي فروشند و كشاورزان در فشارند. ان شاءالله دولت دو كار را خواهد كرد؛ يك بودجه مناسبي را در همين سفر اختصاص خواهد داد كه عشاير و كشاورزان عزيز بتوانند كارشان را ادامه بدهند و خشكسالي نتواند آنها را متوقف بكند.

كار دوم اين است كه پروژه هاي سد و آبرساني و شبكه هاي آبياري استان را در اولويت قرار بدهد و بودجه لازم براي سرعت بخشيدن به آنها را تصويب بكند.

مصوبات زياد است. من نمي خواهم سرتان را درد بياورم. سي تصميم در حوزة راه، بزرگراه و راه آهن و 22 تصميم در بخش بهداشت و درمان براي عمران شهري شيراز كه بسياري از مردم مي گفتند محلاتي از شيراز بسيار نيازمند است و مشكل شهرسازي، آب، آسفالت و گاز دارد. دولت بودجه اي را اختصاص خواهد داد. اينها زياد است. دو مورد را كه درباره دانشگاهها و شهر سلامت است از اخبار خواهيد شنيد.

21 منطقة نمونه گردشگري جديد كه اجازه بدهيد به دو موردش اشاره كنم. ان شاءالله دولت بودجه لازم را اختصاص خواهد داد و يك تصميم انقلابي براي توسعه گل استان فارس و شيراز، يعني حرم مطهر حضرت احمد بن موسي را اختصاص خواهد داد.

ان شاءالله دولت احداث 50 سالن و مجموعه جديد ورزشي را به تصويب خواهد رساند به شرط اينكه 25 مورد اولش براي دختر خانمهاي مؤمن و عفيف و 25 مورد دومش براي آقا پسرها شجاع و غيرتمند فارس خواهد بود.

اينها را از اخبار خواهيد شنيد. وقت نماز مي گذرد. من بايد از شما مردم فارس دو تشكر داشته باشم. بعضي كارخانجات مخابراتي به من گفتند كه دچار مشكل شده اند. در همين سفر ان شاءالله رسيدگي مي كنيم و در خدمت كارگران عزيز هستيم.

تشكر اولم به خاطر همه خوبيهاي مردم استان فارس است. استان فارس و مردم آن جوهر تمدن ايران زمين اند. در طول تاريخ از اين استان پاكي، نجابت و محبت به دنيا منتشر شده است. در طول دورة انقلاب فداكاري كرديد، در دفاع مقدس همين طور و در همة عرصه ها بوده ايد. صميمانه تشكر مي كنم.

تشكر دومم به خاطر لطف ويژه تان به خادم كوچك و فرزند خودتان است. امروز در استان فارس و در شيراز صحنة تجلي عظمت مردم اين ديار و عزت ملت ايران حماسه آفريد. از شما تشكر مي كنم. دو سه دعا مي كنيم.

اي خداي بزرگ، اين مردم عزيزند آنان را به اوج عزت جهان برسان!

ملت ما را به قله هاي پيشرفت نايل بگردان!

موانع پيشرفت ملت را برطرف كن!

اين جوانان خوب ما را حفظ كن!

آنها را به قله ايمان، علم و عمل صالح برسان!

همه آرزوهاي نيك جوانان ما را برآورده ساز!

اي خداي بزرگ! موانع رفع مشكلات جوانان را بر طرف كن! همه مشكلات جوانان ما را بر طرف كن!

ملتهاي مظلوم نجات عنايت بفرما!

اي خداي مقتدر حكيم، بدخواهان ملت ايران و ملتهاي مظلوم را منكوب بفرما!

اي خداي كريم، اي لطيف رزاق، اي خداي بزرگ، اي خداي منان؛ اين مردم مؤمن آمده اند، نزديك ظهر است و دست به دعا برداشته اند باران لطف و رحمتت را تا سيراب شدن اين سرزمين بر همة ما ببار!

عزيز و سربلند و پيروز باشيد


شناسه خبر: 24875  

- سفرهای استانی دور دوم

, سخنراني ها

, متن کامل سخنرانی