- سخنراني در ديدار با علما و روحانيون استان كرمانشاه
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 14:56
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

 بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با علما و روحانيون استان كرمانشاه

 بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 21596 - 

پنج‌شنبه 10 بهمن 1387 - 18:19

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه



خداي بزرگ را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت فرمود در آستانة دهة فجر انقلاب اسلامي، به محضر شما عزيزان، علما و فضلا و مروجان فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) برسم.

ايام ماه صفر و آستانة دهة فجر و تحولات بزرگ جهاني و جمع هم جمع علما، خب به نظرم بايد خيلي از بحثها را مطرح كرد. اما همة شما اهل تحليل و نظر و اطلاع از مسائل ايد و در متن حوادث حضوري تعيين كننده داريد.

من به عنوان عرض احترام، ادب و ارادت به ساحت علم و علما چند مطلب را خدمتتان عرض مي كنم، گرچه درس پس دادن و زيره به كرمان بردن است.

از حضرت آيت الله علما نمايندة محترم مقام معظم رهبري در استان تقاضا كردم كه ما را به فيض كامل برسانيد. بالاخره ما از ديروز صبح كه به اين استان آمده ايم، همين طور داريم سر مردم را درد مي آوريم. منتها ايشان باز هم بزرگواري كردند و بر دوش من گذاشتند كه لحظاتي را مصدع بشوم.

مطلب اول دربارة جايگاه و كاركرد مسجد است. شايد بعضيها تصور كنند كه مسجد صرفاً يك محل عبادي است يا بعضيها بالاتر، تصور كنند كه مسجد يك محل عبادي و سياسي است. اينها هر دو درست است، اما نقش مسجد در جامعة اسلامي يك نقش بي بديل است.

هيچ نهاد و كانوني نمي تواند نقش مسجد را در يك جامعة اسلامي ايفا كند و اگر مسجد نقش خودش را درست انجام ندهد، هيچ مركز و كانون جايگزيني براي آن وجود ندارد. نقش مسجد نه تنها عبادي و خودسازي و تأثيرگذاري بر محيط اجتماعي، بلكه مهم ترين كانون سازماندهي اجتماعي است. اصلاً محال است كه مديريت جامعه بدون سازماندهي مردم بتواند جامعه اداره بكند.

عده اي در كشورشان سازماندهي را براساس شبكة خانها و رؤسا و صاحبان مكنت و سرمايه انجام داده و سازماندهي كرده اند. عده اي بر اساس احزاب، گروهها و سازمانهاي سياسي جامعه را متشكل كرده اند.

من نمي خواهم وارد بشوم، چون هر يك از اينها مزايا و معايب خودش را دارد و معايبش بر مزايايش مي چربد.

همه آنها دنبال اين هستند كه بگويند از متن مردم و براي مردم و مدافع حقوق مردم هستيم. اما خيلي روشن است و گمانم نياز به استدلال ندارد كه شبكة مسجد، شبكة علما و روحانيت، مردمي ترين سازماندهي و نهادي است كه در خدمت تشكل جامعه قرار دارد. مسجد از دل مردم، در خدمت مردم و همپاي مردم است. ديگر مردمي تر از نهاد مسجد در دنيا وجود ندارد.

شبكة مساجد در جامعة اسلامي مانند حلقه هاي يك سلسله است كه تمام مردم را به هم پيوند مي دهد. اصلاً بدون عملكرد درست مسجد، تشكيل امت واحد و عملكرد واحد از يك امت محال است.

امام ما چه زيبا فرمودند كه در زمان پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) از مسجد امور جامعه اداره مي شد، مقدرات جامعه اسلامي رقم مي خورد و از مسجد لشكرها بسيج مي شد. مسجد نه تنها يك كانون آگاهي بخشي و سازندگي روح و جان و جسم، بلكه كانون بي بديل تشكل اجتماعي و حركت به سمت اهداف جامعة اسلامي است.

باز امام زيبا فرمود كه مسجد سنگر است، سنگرها را پركنيد. عزيزان، امروز حفظ، عمران و زنده بودن مسجد مأموريت بسيار مهمي است. اگر مساجد ما آباد به معناي واقعي كلمه نه به معناي بتون و فولاد و پنجره و فرش، به معناي كاركرد درست مسجد آباد باشد، هيچ نگراني از تحقق آرمانهاي الهي وجود نخواهد داشت.

هر مكتبي براي خودش نوعي سازماندهي دارد. سازماندهي مكتب اسلام شبكة مساجد، نماز جماعت، نماز جمعه، نماز عيد فطر و قربان است. اين مطلب اول.

مطلب دوم دربارة دهة فجر است. انقلاب اسلامي و دهة فجر دستاوردهاي فراوان و بي نظيري داشته است. استقلال آن گوهر نابي است كه جا دارد يك ملت همة داشته هاي خودش را براي به دست آوردن آن فدا بكند. بدون استقلال سياسي محال است كه جامعه اي روي سعادت را ببيند. يك ملتي كه تحت سلطة ديگران است، محال است كه بتواند طعم عزت، شرف، كرامت، كمال و پيشرفت حقيقي را بچشد. شخصيتي براي يك ملت تحت سلطة باقي نمي ماند كه بخواهد چنين حقايقي را آرزو كند. شخصيت يك ملت تحت سلطه شخصيت له شده و تحقير شده است. انقلاب آمد استقلال را به ملت ايران هديه كرد.

دستاورد ديگر انقلاب، آزادي بود. آزادي هدية بزرگ خداوند به انسان است. انساني كه از قيود گوناگون آزاد نشده باشد، محال است كه طعم كمالات الهي و بشري را بچشد. انقلاب آمد بالاترين درجة آزادي را به ملت ايران هديه كرد، و جمهوري اسلامي يعني يك نظام مردمي مبتني بر احكام نوراني اسلام و اين هم دستاورد بزرگ انقلاب و ملت ما بود.

اما يك سؤال اينجا باقي مي ماند، علت دشمني قدرتهاي بزرگ با ملت ايران چيست؟ آيا به دليل اينكه ملت ايران به دنبال استقلال بود؟ امروز خيليها در دنيا داعية استقلال دارند، اما مطلقاً دشمني استكبار و قدرتهاي بزرگ را بر نمي انگيزاند؟ آيا به خاطر آزاديخواهي بود؟ خيليها الان داعية آزادي دارند، اما با آنها هيچ دشمني اي اتفاق نمي افتد؟ آيا به خاطر جمهوري اسلامي است؟ خب ما الان در دنيا حداقل چهار كشور داريم كه اسمشان جمهوري اسلامي است. دو موردش همين همسايه هاي شرقي خود ما هستند و يكي هم در افريقاست. بعضيهايشان قبل از ما جمهوري اسلامي شده اند. چه عنصري در حركت ملت ايران وجود دارد كه همة گردنكشان، دزدان، خودخواهان و فاسدهاي عالم از آن در هراس اند. اين عنصر كدام است؟ اگر اين عنصر را درست بشناسيم، رمز پايداري انقلاب هم به دست خواهد آمد.

البته شما با اين مطالب آشنا هستيد و من دارم درس پس مي دهم. امروز ديگر در بين هوشمندان ترديدي باقي نمانده است كه عنصر ويژه، اختصاصي و تأثير گذار اين انقلاب، اتصال آن به خط ولايت و امامت است. عزيزان من، امامت بالاترين هدية خداوند براي بشريت است. همة پيامبران الهي آمده اند تا انسانها را با امام آشنا كنند و دست جامعة بشري را در دست امام بگذارند. دلايل خيلي واضح و روشن است. من چند مورد را كه مي فهمم، مي گويم.

دليل اول، خداي متعال انسان را براي حركت به سمت نقطة كمال خلق كرده است. انسان را خلق نكرده كه در اين دنيا مثل يك مشت وحشي به سر و كلة هم بزنند و هر كس غلبه كرد، حق با او باشد مثل همين بساطي كه امروز در دنيا درست شده است. خدا انسان را خلق كرد و دو چيز از او خواست؛ اول اينكه خودش به سمت قله هاي كمال حركت كند و دوم اينكه در جهان يك جامعة سعادتمند، الهي، عادلانه و سازنده برپا بكند.

اگر اين دو را از انسان بگيريم، ديگر از انسان چيزي باقي نمي ماند و خداي متعال همة استعدادهاي لازم را براي انجام اين دو مأموريت در انسان نهاده است. خدا استعداد الهي شدن را در انسان قرار داده است. پس انسان بايد حركت بكند. اما براي حركت خودش نيازمند عواملي است؛ اولين عاملي كه انسان براي حركت به سمت قله ها نياز دارد، شناخت خداست. اگر كسي خدا را نشاسد، ارزشهاي الهي و قلة كمال را

نمي شناسد. وقتي كسي قله را نشناخت، به كدام سمت مي خواهد حركت بكند.

پس بايد خدا را شناخت. چگونه مي شود خدا را شناخت؟ مگر ما

مي توانيم به ذات خدا پي ببريم؟ اين نشدني است. راه شناخت صفات الهي، شناخت انسان كامل است، چرا كه انسان كامل تجلي تام اسماء و صفات الهي است. اگر انسان كامل نباشد، ظرفي براي معرفي خدا وجود ندارد. چگونه مي خواهيم صفات خدا را لمس كنيم؟ جز انسان كامل كدام آيه از آيات الهي ظرفيت معرفي خدا را دارد؟

الان در ذهنتان همة عالم را مروز كنيد. ببينيد از كدام آيه مي توانيد به  اسماء الهي پي ببريد. به علم، حكمت، رأفت، رحمت، كريميت خدا، چطور مي شود پي برد؟ جز اينكه اين اسماء در مورد انسان كامل تجلي كند، راهي وجود ندارد.

شنيده ايد كه مي گويند خودت را بشناس، خدا را خواهي شناخت. اين خود كيست؟ كدام خود را بشناسيم؟ ممكن است كسي بگويد من به جاي انسان كامل به مجموعه انسانها نگاه مي كنم، ببينم اينها چه دارند، جمع مي زنم و از روي آن خدا را مي شناسم. خب همة انسانها ناقص اند. جمع انسانهاي ناقص كه نمي تواند تجلي تام اسماء الهي باشد. انسان كامل و معصوم لازم است و خداي متعال خلق كرده است.

خداي متعال براي شناساندن خودش به جامعة بشري انسان كامل را خلق كرده است تا او تجلي كامل اسماء الهي باشد.

مي خواهيد خدا را بشناسيد، راهش انسان كامل است. اين شناخت نه شناخت فلسفي و استدلالي، بلكه شناختي است كه در انسان حركت ايجاد مي كند. پس مي خواهيم خدا را بشناسيم. حتي اگر بخواهيم خودمان را هم بشناسيم، بايد انسان كامل را بشناسيم. پس بايد خدا را به عنوان عامل اول بشناسيم. شناخت خدا نيازمند شناخت انسان كامل است. خداي متعال راه را اين گونه قرار داده است.

حالا خدا را شناختيم و مي خواهيم حركت كنيم، نيازمند رهبري نيستيم؟ بدون رهبري امكان ندارد كه جامعة بشري بتواند در مسير كمال قرار بگيرد. دو نفر با هم  بدون هدايت رهبري نمي توانند يك مسير را طي كنند. لازمه حركت اجتماعي است. حالا چه كسي را بايد رهبر بگذاريم؟ كسي هست كه منكر ضرورت وجود رهبري براي حركت اجتماعي باشد؟ اين يك ضرورت عقلي است. چه كسي را رهبر بگذاريم؟ رهبري كه بتواند هم در مسير كمال فردي و هم در مسير كمال اجتماعي ما را هدايت كند خيلي روشن است كه جز انسان كامل كسي نمي تواند رهبري جامعه را بر عهده بگيرد و رهبري جامعه جز در اتصال با انسان كامل رو به سقوط است. محال است كسي در اتصال با انسان كامل نباشد و در مسير هدايت انسان كامل قرار نگيرد و بعد به فلاح برسد. نشدني است. پس باز هم نيازمند انسان كامل هستيم.

انسان ناقص نمي تواند جامعة بشري را به قلة كمال هدايت كند. نيازمند انسان كامل ايم. اصلاً بالاتر، انسان كامل واسطة فيض خداست. خدا اين طور قرار داده است. نمي خواهم شما را زياد معطل كنم. كمال مراتبي دارد، اول دريافت كنندة فيض الهي انسان كامل است و از طريق او به ساير موجودات منتقل مي شود. به همين علت است كه از روز اول خدا براي جامعة بشري امام و انسان كامل قرار داده است و فرموده اند اگر يك روز و يك لحظه جهاني خالي از انسان كامل باشد، ديگر حياتي وجود ندارد و منهدم خواهد شد، براي اينكه فيض نيست و اول فيض اصل وجود است.

عزيزان من، همة پيامبران الهي آمده اند تا انسان را با انسان كامل آشنا كنند و دست انسان را در دست انسان كامل بگذارند و مشكل بشر از روز اول اين بوده است كه تحت تأثير شيطان از انسان كامل غافل شده است. و اصلاً محور برنامه ريزي شيطان اين است كه دل، جان و قلب انسانها را از انسان كامل منحرف بكند، چرا كه همة خوبيها در انسان كامل متمركز است و خارج از مسير ارتباط با انسان كامل حقيقت، زيبايي و خيري وجود ندارد. شيطان دنبال اين است كه ذهن و دلها را از انسان كامل منعزل و منصرف بكند. خيمه گاه اصلي شيطان اينجا برپا مي شود.

اين بساط را در دنيا ببينيد. چه خبر است؟ كسي كه انسان كامل را شناخته باشد و دلدادة او باشد و در مسير سلسلة ولايت حركت كند، آيا ممكن است به بعضي از اين كارهايي كه ما مي بينيم تن بدهد؟ مشكل بشر اين است كه راه را گم كرده است. اگر راه را گم نكرده بود در غزه اين طور جنايت مي كرد؟ اگر عده اي راه را گم نكرده بودند، مي نشستند و صحنه غزه را تماشا مي كردند و با سكوت خودشان جنايت را تأييد

مي كردند؟ بايد مراقب باشيم كه راه و امام را گم نكنيم. اگر امام را گم نكرده بودند اين جور رژيم صهيونيستي را مورد تأييد قرار نمي دادند. دارد زن و بچه هاي مسلمان را قطعه قطعه مي كند. بعد آنها به جاي اينكه رژيم صهيونيستي را محكوم بكنند، مقاومت غزه را محكوم مي كنند. اگر اين گمراهي نيست، پس گمراهي چيست؟

اين نيست كه يك كسي نماز بخواند و ذكري بگويد و طوافي و خدمتي بكند و بگويد بله، اسلام اين است و تمام. آقا اگر امام را گم بكنيد، يك دفعه مي بينيد كنار دست بوش و در مقابل مسلمانها نشسته ايد.

اگر كسي دستش از دست امام خارج بشود، يك دفعه چشم باز مي كند و مي بيند همنشين مشروب خوارها، زناكارها، دزدها، و آدمكشهاي

بين المللي شده است. يك دفعه مي بيند دوست صهيونيستها و دشمن مسلمانهاست.

من در جايي خواستم دربارة امام صحبت كنم، عزيزي، به من تذكر داد و گفت آقا اينجا راجع به امام صحبت نكن، ممكن است تفرقه ايجاد بشود. من عرض كردم كه اشتباه مي كنيد. تنها عنصر وحدت آفرين امام است. اگر شما امام را برداريد، چه چيزي مي تواند در جامعة اسلامي وحدت ايجاد بكند؟ آيا كسي از مسلمين هست به او بگوييم عزيز من، آن كسي كه بايد بيايد و همة جهان را از ظلم و جنايت نجات بدهد، فرزند پيامبر شماست. و از اين حرف ناراحت بشود؟ كسي در مسلمانها پيدا

مي شود؟ خوشحال مي شوند. مسلمانها افتخار مي كنند كه آن نجات بخش نهايي جهان و روح جهان و انسان كامل و معصوم و نجات بخش و موعود امم، فرزند پيامبر گرامي اسلام است. از اين خوشحال مي شوند. كسي نبايد از اين ناراحت بشود. اصلاً وجود امام وحدت بخش است. خدا امام را براي وحدت خلق كرد.

عزيزان من، ما نيازمند شناخت خداييم. نيازمند رهبري و وحدت هستيم. وجود امام نه تنها كانون اتحاد مسلمانان است، بلكه كانون اتحاد همة خداپرستان عالم است. اگر كسي خداپرست باشد،لاجرم بايد از انبياي الهي تبعيت كند و اگر پيرو انبياي الهي است، لاجرم بايد منتظر باشد كه جهان اصلاح بشود و لاجرم بايد منتظر مصلح كل باشد. اگر همه منتظر مصلح كل باشند و براي او تلاش بكنند، ديگر جايي براي تفرقه باقي نمي ماند.

بگذاريد خاطره‌اي عرض كنم و زحمتم را طولاني نكنم. البته جاي ديگري هم نقل كرده ام. ما با رهبران مسيحيت امريكا جلسه داشتيم. البته از انگليس و جاهاي ديگر هم آمده بودند. رهبران مسيحي دنيا آمده بودند و جلسه اي حدود يك سال و سه چهار ماه پيش داشتيم. طبق معمول ما هر جا مي رويم شروع مي كنند به سؤال كردن، الان البته كمتر شده، آن اوايل خيلي داغ بود و سؤال مي كردند.

گفتند شما چرا گفته اي هولوكاست؟ توضيح داديم. چرا گفته اي اين رژيم منحوس بايد مضمحل بشود؟ توضيح داديم. چرا انرژي هسته اي داريد؟ توضيح داديم. كم كم اين سؤالها تمام شد و سؤالهاي اساسي و جدي تري شروع شد. وقتي همه سؤالهايشان تمام شد، نوبت ما شد. اين جلسه را در كليسايي نزديك سازمان ملل برگزار كردند. من از آنها سؤال كردم و گفتم كه آقايان روحانيون مسيحي ، آيا شما از وضع امروز جهان راضي هستيد؟ گفتند نه، راضي نيستيم. گفتيم چه بايد بشود؟ شروع كردند و همين حرفهايي را گفتند كه ما مي زنيم، گفتند بايد اين ظلم، كشتار، دشمني و هر بداخلاقي از بين برود و جايش عدالت، برادري و دوستي بيايد. گفتم بسيار خب، چه كسي بايد اين را بياورد؟ آنها گفتند حضرت مسيح، او خواهد آمد و جهان را پر از عدالت خواهد كرد. من به آنها گفتم بسيار خوب، ما اين را قبول داريم. ما اعتقاد داريم كه حضرت مسيح خواهد آمد، او پيامبر بزرگ الهي است، مي آيد و در برپايي عدالت مشاركت مي كند، اما ما اعتقاد داريم كه ايشان به همراه كس ديگري

مي آيد. مشخصات امام را عرض كردم. فرزندي از فرزندان پيامبر اسلام خواهد آمد و حضرت مسيح هم در كنار ايشان دنيا را پر از عدل و داد خواهند كرد.

بعد گفتم خب پس در اصل اينكه دنيا بايد عوض بشود، اختلاف نداريم؟ گفتند نخير. در اصل اينكه دنيا بايد پر از عدل و داد بشود كه اختلاف نداريم، گفتند اختلاف نداريم. در اصل اينكه بايد موعودي بيايد كه اختلاف نداريم؟ گفتند اختلاف نداريم گفتم سؤال تا زماني كه موعود بيايد، تكليف ما چيست؟ آيا تكليف شما اين است كه بنشينيد و جنايات آقاي بوش و ديگران را تأييد بكنيد يا خيلي هنر بكنيد كتابچه درست كنيد و افرادي را آموزش بدهيد و به گوشه و كنار دنيا راه بيندازيد تا آنها چند نفر فقير و بيچاره را پيدا بكنند  و آنها را مسيحي كنند؟ اين مأموريت شماست؟ اين اصلاح گري شماست؟ خب همه متوقف شدند اينكه كاري نيست. اينكه هنر نيست. اين چه كاري است كه مثلاً اين همه پول، عمر و وقت خرج كنند و به افريقا و آسيا بروند و چهار نفر آدم فقير، مستضعف وبي اطلاع را پيدا كنند و تلاش كنند و او را مسيحي كنند. گفتم حالا مسيحي شد بعدش چه؟ آيا جنايتها از جهان برچيده مي شود و با اين كار شما جهان اصلاح مي شود يا اينكه نه، ما بايد تلاش بكنيم تا موعود بيايد و جهان را اصلاح بكند. اين بخش را پذيرفتند و گفتند بله، بايد تلاش كنند و تلاش كنيم. من گفتم تلاش بايد در كدام جهت باشد؟ غير از اين است كه ما بايد جلوي زورمندان بايستيم و تلاش كنيم كه عدالت برپا بشود. گفتند قبول. گفتم خب شما محور وحدتي بهتر از اين در دنيا پيدا

مي كنيد؟ كدام محور وحدت زيباتر از اين؟

عزيزان من، همه عظمت انقلاب شما در اتصال به اين حلقه امامت است. اصلاً نظام ولايت يعني نظام متصل به امامت و اين رمز عظمت و اثرگذاري است. اين رمز پيروزي و ماندگاري است.

شما نگاه كنيد سي سال از انقلاب گذشته است. امروز انقلاب پر نشاط تر از سال 1357 است. امروز جوانها انقلابي تر از سال 1357 هستند. سي سال است همة اين قدرتها دارند عليه انقلاب مي كوبند. مي بينيد چه كارهايي كرده اند. من ديروز چند موردش را شمردم. توطئه ها، جنايتها و طراحيها عليه انقلاب بي شمار است. هر چه در توان داشته اند، عليه انقلاب آورده اند، ولي انقلاب زنده است، همان طوري كه حركت پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) زنده است. اگر همة مستكبران عالم هم جمع بشوند، مگر مي توانند دين را از بين ببرند؟ نمي توانند. علت زنده بودن، عزت آفريني، خستگي ناپذيري، الهام بخشي، مردمي و كمال آفريني انقلاب اين است، چون متصل است و هر چه كمال، عزت، پيشرفت ، جوانمردي، رأفت و حكمت هست، از ناحية انسان كامل است والا در دنيا نهضتهاي استقلال طلبي و آزاديخواهي زياد است. كشورهايي كه خواسته اند جمهوري بشوند، حتي به عنوان اسلامي، نمي گوييم زياد است ولي چند مورد هست، اما چرا اين يك مورد گل كرده است؟

اصلاً عزيزان من در عالم هيچ حقيقتي بالاتر از حقيقت امام وجود ندارد. بقيه اش ديگر كشك است. البته هركس براي خودش امامي انتخاب مي كند و لاجرم از انتخاب امام است. مي بينيد انتخاب كرده اند، اما

ذات نايافته از هستي بخش

                                كي تواند كه بود هستي بخش

آدمي كه نمي تواند نفس، تمايلات، خودخواهيها و هيجانات خودش را كنترل كند، چگونه مي تواند انسان را به كمال برساند؟

نظام ولايت فقيه يعني نظام متصل به حقيقت امام و همة عظمت انقلاب در اين است. اتفاقاً شما ببينيد، نقطة كانوني دشمني  دشمنان انقلاب هم همين جاست. اصلاً اصل دعواي شيطاني اينجاست. وقتي كسي را از امام جدا كردند، يعني ديگر تمام شد. چيزي باقي نمي ماند. يك مرز بسيار باريك است. به محض اينكه به اين طرف مرز آمد، تمام است و ديگر چيزي وجود ندارد و خيال شيطان راحت مي شود. مي گوييد نه، تجربه كنيد. هر موقع مي خواهيد ياد امام بيفتيد، ذكر امام را بگوييد، با امام عشق بازي كنيد، ببينيد شيطان از چند جهت حمله مي كند.

بگذاريد اين جمله را هم برايتان بگويم. همه شما اهل اين حرفها هستيد. دشمنان به فكر امام و زدنِ امام اند. داستانهايش را هم در عراق شنيده ايد. بالاخره همه شما منبري هستيد، اين داستانها خوب است.

حاج آقا لطيفي نامي در تهران بود كه سال گذشته فوت كردند. ايشان جزء هيئت امناي مسجد جمكران بود. شخصي كتابي نوشته بود و آن كساني را كه با امام ارتباط دارند، ذكر كرده بود و از جمله اسم ايشان را برده بود كه ايشان كسي است كه با امام ارتباط دارد. مي خواهم ببينيد دشمن كجا و ما كجا را مي بينيم. ايشان براي كسي نقل كرده بود و او براي من نقل كرده بود. حالا يادم نيست كه خود ايشان هم براي من نقل كرده اند يانه. چون ايشان چند بار به نهاد رياست جمهوري آمده بودند، شايد نقل كرده باشند.

مي گفت من در خانه نشسته بودم كه كسي زنگ زد و گفت فلاني

مي شود بيايي خانه ما، ميهمان داريم. گفت گفتم بله. ما چهل سال است كه با هم دوستيم، من به خانه شما مي آيم. گفت رفتم خانة اين دوست قديمي و ديدم دو سه نفر از انگليس آمده اند و با زبان انگليسي صحبت مي كنند. گفتم ماجرا چيست؟ گفت اينها يك سري سؤال دارند و مي خواهند از شما بپرسند. ديديم ضبط صوت و دوربين آورده اند و… گفتيم بپرسيد. شروع كردند و گفتند خب شما چگونه با امام ديدار مي كنيد؟ كجاها ديدار مي كنيد؟ خانة امام كجاست؟ دوستان امام چه كساني هستند؟ رفت و آمدها چگونه است؟ ايشان گفت دو ساعت از من سئوال و جواب كردند و در عراق شنيديد كه سراغ علماي عراق رفته بودند كه بگوييد ببينيم. حتي با چكمه وارد مسجد كوفه و مسجد سهله شده بودند.

عزيزان من، اين رمز تحقق انقلاب، وحدت ملت و وحدت همة انسانهاي صالح و مصلح و نيز رمز پيروزيهاي پي در پي انقلاب است. همة شما ديديد، اگر ايران نايستاده بود، امروز غزه را با خاك يكسان و تصرف كرده بودند. همه دنيا اين را مي داند. اگر ايران نبود، لبنان را هم بلعيده بودند و اگر ايران نبود، تمام كشورهاي اطراف فلسطين را تا الان بلعيده بودند. چرا ايران ايستاده؟ چه چيزي دلهاي ملت ايران را به هم گره زده و اين شجاعت و شهامت را به ملت ايران داده است؟ بگذاريد سؤال كنم، چه چيزي ديروز مردم كرمانشاه را اين جور بيرون ريخته بود كه همة دشمن را مبهوت كردند. غير از همان رمز و عشق به ولايت و امامت است كه انسان و جامعة بشري را شكوفا مي كند.

حالا مأموريت امروز، بالاخره كمونيستها كارشان تمام شد. هيجده سال گذشت. ديگر تقريباً اثري از ماركسيسم و كمونيسم در دنيا نيست. هفتاد سال نيمي از دنيا را اسارت گرفتند و نسلهاي پي در پي را تباه كردند.

عزيزان، امروز هم نظام سرمايه داري، ليبرالي و نظام مادي غرب در آستانة فروپاشي است. از نظر فكري كه الحمدلله به پايان رسيده اند و ديگر تمام شد. امروز ديگر حرفهاي اينها در هيچ جاي دنيا خريدار ندارد. حالا سعي كرده اند كه زرورق و بسته بندي را عوض كنند، ولي ديگر تمام شده است. به فضل الهي به لحاظ اجرايي و ظاهر اين هيكل منحوس هم به زودي فرو خواهد ريخت. چه چيزي بايد جايگزينش بشود؟ سؤال امروز بشريت اين است كه حالا چه چيزي بايد جايگزين بشود؟ اين مأموريت و مسئوليت شما علماست. آيا به نظر شما چيزي جز اسلام ناب مي تواند بشريت را نجات بدهد؟ محال ست. خدا قرار نداده است. ان الدين عندالله الاسلام. ديگر چيزي وجود ندارد، خدا قرار نداده است. تنها راه كمال و نجات است و اسلام هم متبلور و متجلي در وجود امام است.

امروز، روز معرفي اسلام ناب و حقيقي است. به خدا جهان تشنه است. من اينها را كه دارم مي گويم، به عنوان تكليف خدمت شما مي گويم. مبادا به حرفهاي دم دستي بچسبيم و مأموريتهاي اصلي را فراموش كنيم. دشمن از آن طرف در خودش كه قلوبهم شطا؛ جان گرگان و سگان از هم جداست. اينها همه شان گرگان و سگان اند، نمايش وحدت مي دهند. بعد سراغ ما كه مي آيند شروع مي كنند به فاصله و تفرقه انداختن و دعوا درست كردن. هرجا پاگذاشتند، همين كار را كردند. شما ببينيد براي لبنان قانون اساسي نوشته اند، جوري نوشته اند كه اين ملت هيچ وقت با هم متحد نشود. در عراق آمدند به مردم تحميل كردند و قانون اساسي را جوري نوشتند كه تن ملت عراق هر روز بلرزد.

البته به فضل الهي زورشان به ملت ايران نرسيد و دستشان از دامن ملت ايران به خاطر حاكميت ولايت كوتاه بود. امروز مسئوليتهاي بزرگ جهاني و الهي در برابر ماست. همه دارند تقاضا مي كنند و اسلام كه فقط متعلق به مسلمانها نيست، اسلام براي همه و متعلق به بشريت است.

امروز روز معرفي اسلام ناب و حقيقي است. من خاطرات فراواني از تمايل دنيا براي شناختن اسلام دارم. دوستي از آرژانتين آمده بود. شما مي دانيد گروههاي صهيونيست در آرژانتين آنقدر مقتدرند كه تمام فضاي رسانه اي آنها را به تصرف خودشان در آورده اند و هر چه مي خواهند، به آنها تحميل مي كنند. اين دوست من، 15 روز به دانشگاهها، بازار و مراكز مردمي آنجا رفته بود و مي گفت غوغاست. هر كس مرا مي ديد و مي پرسيد كجايي هستي و من مي گفتم ايراني، مرا مي گرفت و مي گفت تو را به خدا به داد ما برسيد. بگوييد ما چكار كنيم و معرفي كنيد . چقدر رؤساي جمهور كه به من گفته اند و مي گويند كه فلاني اين تلويزيون ما در اختيار شما، اسلام را معرفي كنيد.

عزيزان من، اين مسئوليت شما و همة ماست. عرضم طولاني شد، از همة شما عذر مي خواهم، به خصوص علماي عزيز كه ما را دو روز تحمل كردند و تحملشان با جلسة امروز كامل شد.

اجازه بدهيد چند دعا كنيم،

اي خداي بزرگ، اي مقتدر يگانه، روز به روز بر عزت ملت ايران بيفزا!

اي خداي بزرگ، اين قدرتهاي فاسد جهاني را منكوب كن!

ملتهاي مظلوم را نجات عنايت بفرما، موانع نجات ملتها را برطرف كن!

اي خداي بزرگ ياور موحدان و خداپرستان را برسان!

اي خداي بزرگ باران رحمت را بر ملت ايران ببار!

والسلام عليكم و رحمة الله وبركاتة



شناسه خبر: 21596  

- سفرهای استانی دور دوم

, متن کامل سخنرانی