- سخنراني در در ديدار با علما و روحانيون استان آذربايجان شرقي
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 20:52
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

  بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در در ديدار با علما و روحانيون استان آذربايجان شرقي

  بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 20007 - 

پنج‌شنبه 14 آذر 1387 - 10:50

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت فرمود كه در ديار آذربايجان و در شهر تبريز خدمت شما عزيزان، علما، بزرگان و پرچمداران نشر اسلام ناب محمدي برسم.

حاج آقا شبستري دربارة تبريز و آذربايجان [بيانات] خوبي فرمودند. من خودم را مستغني مي  بينم از اينكه بخواهم مجدد بحثي را داشته باشم. اما نمي  توانم احساسم را [نسبت به] آذربايجان و تبريز و علماي اين ديار بيان نكنم. اينكه عرض مي  كنم نه به معناي اينكه حالا شما يا مردم آذربايجان بگوييد ما ديگر بهترينيم و نيازي به چيزي نداريم، نه. ما وظيفه خودمان را انجام مي  دهيم، شما هم بايد وظيفة خودتان را انجام بدهيد. من شايد جزء معدود كساني باشم كه همه جاي ايران را ديده  ام و هر جايي كه رفتم تاريخ، گذشته، بزرگان، حوادث و استعدادهاي آن منطقه را مطالعه كرده  ام.

حقيقت اين است كه خطة آذربايجان هديه  اي الهي و براي ملت ما، ذخيره  اي تمام نشدني و نقطه اتكاست. اگر بخواهيم بگوييم كه ايران يك قطعه نوراني از زمين است، غير از آن نقاط ويژه مثل مشهد، قم، شيراز و جاهاي ديگري كه پاره  هاي تن حضرت زهرا (س) آنجا هستند، به بقيه ايران نگاه مي  كنيم مي  بينيم يك قطعه خيلي درخشنده  تر و نوراني  تر هست. آن خطه آذربايجان و منطقة شماست، آذربايجان همواره براي انقلاب نقطه دلگرمي، اتكا و اطمينان بوده و به فضل الهي تا آخر خواهد بود. كارهايي كه علماي اين ديار براي اسلام ناب كرده  اند اگر نگوييم بي  نظير است،  حداقل آن اين است كه كم  نظير است. عرفا و علما و بزرگاني از اين ديار برخاسته  اند كه همواره پرچمدار و در خط مقدم بوده  اند.

دربارة مدرسه، مسجد و حوزه  هاي علميه فرمودند، حرف درستي است. يك جمله را خدمتتان عرض مي  كنم بعد دو بحث ديگر دارم كه مطرح خواهم كرد.

بعضيها خيال مي  كنند كه مسجد، روحاني و منبر اين هم يك كاري است مثل بقيه كارها اما يك مقداري مهم  تر است.

اين تصور، تصور غلطي است. هر نظام اجتماعي و سياسي به ناچار بايد يك سازماندهي اجتماعي داشته باشد. بدون سازماندهي اجتماعي امكان استقرار و بقاء يك نظام سياسي وجود ندارد. مكاتب گوناگون سازماندهيهاي مختلفي را عرضه كرده  اند. مي  بينيد در نظامات ماركسيستي به يك ترتيبي مردم را سازماندهي مي  كردند تا بتوانند مديريت و مجتمع كنند. در نظامات دموكراسي ليبرال هم به ترتيب ديگري مردم را سازماندهي و منسجم مي  كنند تا بتوانند مديريت كنند. در انديشه اسلام هم يك سازماندهي بسيار دقيق، مردمي، پويا، انقلابي و رو به كمال تعبيه شده است. آن هم عبارت است از شبكه وسيع مساجد و نمازهاي جمعه كه مردم آزادانه شركت مي  كنند؛ يعني نهايت آزادي در آن هست. متن مردم هم شركت مي  كنند؛ يعني مردمي  ترين نوع سازماندهي است. يك سازماندهي پيشرو، تحول آفرين و انقلابي است و همه مردم را هم در

برمي  گيرد. نماز جمعه و نماز جماعت از اركان اصلي حاكميت اسلام  اند. محال است كه شما بتوانيد اسلام را برقرار كنيد و احكام نوراني اسلام را جاري كنيد بدون اينكه شبكه مساجد و نمازهاي جمعه شما پرشور، فعال و پيشرو باشد. جزء حكومت  و پايه  هاي حكومت اسلامي است.

در همين انقلاب خودمان نگاه كنيد؛ اگر نمازهاي جمعه بر پا نمي  شد، اگر مساجد ما فعال و آباد نبودند، اصلاً امكان ادامه حكومت اسلام وجود داشت؟ امام فرمودند: «مساجد سنگر است.» سنگر به چه معناست و همين  طور جمله بلند مقام معظم رهبري كه در همين محل نوشته شده است همه تأكيد بر اين مطلب است. بنابراين كار مسجد،  ملت،  مدرسه علميه و نماز جمعه كاري در كنار ساير كارها حالا يك مقدار مهم  تر نيست؟ اين در متن، بطن و محور حاكميت اسلام است كه شما اينها را بهتر از من مي  دانيد. بنابراين تقويت مسجد و نماز جمعه، مسيري كه به مسجد و نماز جمعه ختم مي  شود و پايه  هاي مسجد و نماز جمعه را مستحكم مي  كند مثل مدارس علميه اينها جزء زير ساختها، پايه  ها و

سنگريزبناي حاكميت اسلام است. همه موظف  اند در جهت تقويت اين ركن و اركان تلاش بكنند. اين مأموريتي عمومي است. از دولت تا روحاني  اي كه به مسجد مي  رود يا استادي كه در مدرسه تدريس مي  كند. مدل حكومت اسلام مدلي مردمي است. پايگاه اجتماع و وحدت مردم مساجد و سلسله مراتبي است و چقدر زيباست كه محور حضور و انسجام و سازماندهي مردم ياد و ذكر خداست.

من مي  خواهم از همين جا وارد بحث دوم بشوم. اين بحث را

مي  خواهم به خارج از ايران ببرم و بعد دوباره به داخل برگردم تا ببينيم امروز بايد چه كار بكنيم. يك نگاهي به جهان بيندازيد. بيست سال پيش امام عزيز ما نامه  اي را به گورباچف دادند. گفتند دورة ماركسيسم به پايان رسيده. ماركسيسم از اساسش فريبي بزرگ، انديشه  اي غير انساني و بلكه ضد انساني به نام عدالت، خلق، مردم و محرومين بود كه  خودش را بر بخش وسيعي از عالم تحميل كرد. هفتاد سال با پرچم مقابله با دين و دينداري، اعتقاد به آسمان چه جنايتها كردند و چطور سد راه تعالي و كمال انسانها شدند. امام فرمود ديگر كارتان تمام است. خب خيليها خوشحال شدند، اما نگران بوديم كه يك طرف ديگر آن باقي است. يك تجلي از انديشة مادي مكتب ماركسيسم و تجلي ديگر آن مكتب ليبراليسم بود. حقيقت و كنه هر دو يك چيز بود كه آن هم قطع كردن رابطة انسان با آسمان و احكام الهي و غلبه دادن خودخواهيها، شهوتها و تمايلات حيواني بر گرايشات معنوي و الهي بود. خب 20 سال؛ امام همان موقع وعدة آن را به ما دادند كه آن قسمت هم به زودي فرو خواهد ريخت.

امروز ما خدا را شكر مي  كنيم كه اين فرصت را داد كه ما فروريزي اين بخش دوم را هم ببينيم، گرچه آن چيزي كه بيشتر از همه ظاهر است بخش اقتصادي است، اما من خدمتتان عرض مي  كنم كه نظام مادي غرب امروز در بعد نظري، سياسي و اقتصادي به بن  بست كامل رسيده چرا آنها به اينجا رسيده  اند؟ به نظرم دو علت روشن دارد.

علت اول و اصلي آن اين است كه آنها خدا را فراموش كرده  اند و او را از زندگي كنار گذاشته  اند. وقتي خدا از زندگي كنار برود ديگر چيزي باقي نمي  ماند. علت دومش هم نظام ظالمانه  اي است كه بر جهان حاكم

كرده  اند.

مي  خواهم يكي دو جمله راجع به وضعيت اقتصادي آنها عرض كنم و بعد نتيجه  گيري كنم؛ البته به فضل الهي ما در كشورمان حاكميت ولايت را داريم كه در اين مورد با شما صحبت خواهم كرد. آنها امروز در بخش اقتصاد به طور كامل ساقط شده  اند؛ البته سعي دارند روي آن را بپوشانند و اجازه ندهند اخبار منتشر بشود بلكه بتوانند راه فراري براي خودشان پيدا بكنند. آنها چرا در اقتصاد شكست خورده  اند؟ به نظرم دو علت دارد.

علت اول، نظام اقتصاد سرمايه  داري مبتني بر رباست. اساس نظام سرمايه  داري بر رباست و علت دوم، ظلمهايي است كه در بخش اقتصاد به ملتها روا داشته  اند. نظام بانكداري، بورس و بازارهاي مالي آنها مبتني بر رباست. خب شما ربا را بهتر از من مي  شناسيد و مي  دانيد. تنها جايي كه مستقيماً به جنگ با خدا خطاب شده ربا است، اگر بخواهيم ربا را به زبان اقتصادي بگوييم يعني رشد كاذب و بدون محتوا. هر پولي در يك جا پيدا مي  شود يا حضور دارد، پشت اين پول يا يك كار نهفته يا يك كالا. والاّ پول به خودي خود مفهوم و موضوعيتي ندارد. پول يعني چه؟ خود پول واقعيت بيروني ندارد. اين نشاني از كاري انباشته يا كالاست. اگر كار يا كالا را برداريم پول ديگر چيست؟ اينها در سيستم بانكي و بورس و بازار ماليشان هر يك تومان را به هفت تومان، هشت تومان و ده تومان تبديل كردند بدون اينكه كار يا كالايي پشتوانه اين پول باشد. مثلاً يك بانكي 100 واحد سرمايه دارد و 500 ـ700 واحد يا چند هزار واحد وام داده. در بورس يك ليوان را صد بار خريد و فروشهاي كاذب مي  كنند بدون اينكه اتفاقي روي اين ليوان افتاده باشد.در اصطلاح اقتصاديون مي  گويند داخل آن حباب درست مي  كنند. داخل حباب چيزي نيست، اما از همين چرخشها عده  اي ميلياردها و هزاران ميليارد دلار به جيب مي  زنند. اين طور كه در گزارشها مي  گويند در اقتصاد امريكا 29 هزار ميلياد دلار از همين حبابها و پول ناشي از خلق پول و ربا وجود دارد. اسكناسهاي قلابي را هم كه بدون پشتوانه كار و كالا چاپ كرده  اند آن هم چيزي حدود 30 هزار ميليارد است. معناي اين حرفها اين است كه عده  اي يك جا نشسته  اند با استفاده از روابط اقتصادي ربوي دو كار مي  كنند. يك، جيب همه ملتها را خالي مي  كنند مي  آورند در جيب خودشان مي  گذارند. دو، مشكلات اقتصادي خودشان، تورم، كسري بودجه و مشكلات گوناگون را به ساير ملتها منتقل مي  كنند. علت اول اينكه نظام اقتصادي سرمايه  داري از پايه  اش نظام ربوي است. اصلاً ربا را فرموله كرده  اند. براي آن فرمول درست كرده  اند، استدلال مي  كنند و مي  گويند اين امري علمي است. در دانشگاه درس مي  دهند.

ربا عاقبت ندارد. ربا جنگ با خداست و همه بنيانهاي فرهنگي و اقتصادي جامعه را متلاشي مي  كند. محال است كسي با استفاده از ربا بتواند به قله سعادت، كمال، استقرار و آرامش برسد. مگر مي  شود در جنگ با خدا كسي به آرامش و اطمينان برسد؟

علت دوم ظلمهاست. قبل از جنگ عراق اقتصاد امريكا در آستانه فروپاشي بود. اينها طراحي كردند، داستان يازده سپتامبر را درست كردند، بهانه درست كردند، به افغانستان و عراق حمله كردند و چند صد هزار نفر را كشتند براي اينكه بتوانند روي فروپاشي اقتصادشان سرپوش بگذارند.  و بلكه منابعي از نفت و … پيدا كنند و با آن حفره  هاي عميقي را كه در اقتصادشان درست شده پر كنند. در جاهاي ديگر دنيا هم همين كار را كردند. اينها هر جا لشكركشي كردند بخش مهمي از اهدافشان اهداف اقتصادي بوده است.

در آفريقا ببينيد چه كار مي  كنند. جنگ درست مي  كنند صدها هزار نفر را مي  كشند تا مردم غافل بشوند و توجه نكنند كه تمام معادن و ذخاير آنها را اين غريبها غارت مي  كنند. چند سال قبل ديديد در يكي از كشورهاي افريقاي مركزي دو قبيله جنگي به راه انداختند كه در آن  800 هزار نفر كشته شد.

مردم در فقر هستند اما برخي از كشورهاي اروپايي و امريكا دارند گرانبهاترين معادنشان را همين طور به ثمن بخس مي  برند. كشور خودمان را مگر به خاطر نمي  آوريد. تا قبل از ملي شدن نفت، نفت ما را مي  بردند و اصلاً آن حداقل سهم خود ما را نمي  دادند. در جنگ اول جهاني انگليسها حاكم بر نفت ما بودند. از ده واحد يك دهم واحدش حق ما بود؛ يعني از صد تا يكي كه آن را هم نمي  دادند. كشور ما را بدون اجازه ملت اشغال كرده بودند. بعد پول نفت را مي  زدند به حساب اينكه ما آمده  ايم در كشور شما و داريم از شما محافظت مي  كنيم.

ديديد اين آقايي كه باني كشتار مردم عراق بود ديروز در تلويزيون گفت ما در تصميم  گيري اشتباه كرديم، از اول هم معلوم بود، اينها دارند زمين مي  خورند، ان شاءالله و به فضل الهي به طور كامل متلاشي خواهند شد. اين حرفهايي هم كه مي  زنند و مرتباً هارت و پورت مي  كنند خودشان مي  دانند كه هيچ مبنايي ندارد. اينها زماني كه انقلاب اسلامي با رهبري امام عزيز ما آغاز شد، همه تلاششان اين بود كه انقلاب را در نطفه بخشكانند. آن اوايل اگر يادتان باشد مي  گفتند ما مي  خواهيم ملت ايران را محو كنيم و نظام جمهوري اسلامي را از ريشه بكنيم. خب اين خيالات و خوابهاي پريشان خودشان بود. آن دوره گذشت. همه كاري كه مي  توانستند كردند. فقط و فقط در همين تبريز دو امام جمعه را شهيد كردند. حالا چقدر از مردم در كوچه و بازار [شهيد شدند]، داستان حزب جمهوري اسلامي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، داستان گروهكهايي كه در كشور درست كردند و بعد هم جنگ تحميلي. با همان افكار پوسيدة خودشان فكر مي  كردند اگر به جنگ اسلام بيايند، ناامني و تفرقه درست كنند و يك حمله هم بكنند كار را تمام مي  كنند. ايستادگي ملت ايران و امام ملت آنها را از اينكه بتوانند جمهوري اسلامي را از بين ببرند مأيوس كرد.

در گام دوم اينها سياستشان را تغيير دادند و ديدند نمي  شود حريف ايران شد. آمدند در اين وادي كه مانع از قدرت  گيري و بزرگ شدن ملت ايران بشوند. گفتند حالا كه نمي  توانيم ايران را از بين ببريم كاري   كنيم كه در دنيا كشوري ضعيف، پژمرده و منزوي باشد. همه توانشان را به كار گرفته  اند. به فضل الهي و به فضل نعمت ولايت و ايمان ملت ايران در اين مرحله هم شكست خوردند. امروز ديگر همه آنها به اينكه ايران قدرتي بزرگ است اعتراف مي  كنند. دو هفته پيش يك از اين نويسندگان مشهور امريكايي مقاله  اي خطاب به سران امريكا نوشته بود ـ دقت كنيد ـ اين جمله خيلي معنا دارد. خطاب به آنها گفته بود شما اين قدر تعلل و دست دست كرديد و با ايران مذاكره نكرديد تا ايران به قدرتي بي  نهايت تبديل شد. اينكه ديگر در زبان همه آنها افتاده. حالا پارسال تا حدي [اعتراف مي  كردند] كه آقا ما ديگر ايران را پذيرفته  ايم كه قدرت بزرگ منطقه  اي است. با دو تا از اين كشورهاي بزرگ ما جدا جدا گفتگو مي  كرديم وقتي بحثها مقداري داغ شد يكي از آنها دستش را روي ميز گذاشت گفت آقا بسيار خب ما پذيرفتيم ايران يك قدرت بزرگ منطقه  اي است. من گفتم خير، ايران يك قدرت بزرگ جهاني است. مي  خواهيد بيايد راجع به مسائل جهان با هم صحبت كنيم. حالا ديگر از اين گوشه كنار خودشان دارند اعتراف مي  كنند كه آقا ايران يك قدرت بزرگ جهاني است.

ديدند نمي  توانند جلوي مقتدر شدن ايران را بگيرند. امروز در چه موضعي هستند. اين نكته مهم  است از اين جهت كه ما مي  خواهيم سياستهايمان را در دنيا تنظيم كنيم.

عزيزان من! به فضل الهي امروز آنها در موضع تدافعي و دفاع از نظامات استكباري هستند. آنها چند سال قبل مي  خواستند توسط صندوق بين  المللي پول، بانك جهاني، محاصرة اقتصادي، تحريم، فشارهاي سياسي و نظامي مانع از قدرتمند شدن ملت ايران بشوند.

امروز آنها رفته  اند سنگر بسته  اند كه نظامات اقتصادي آنها متلاشي نشود؛ يعني امروز دارند از خودشان دفاع مي  كنند. تا ديروز در موضع هجوم عليه ما بودند. امروز در موضع دفاع از موجوديت خودشان هستند. و من به شما عرض كنم به فضل الهي وعدة خدا محقق خواهد شد و در اين بخش هم آنها موفق نخواهند شد. اساس نظام استكبار بر ظلم و

بي  خدايي است و اين نبايد دوام داشته باشد. حرفهاي پرت و پلا زياد

مي  زنند. يكي مي  رود و آن يكي مي  آيد. اما كاري نمي  توانند بكنند. در همين موضوع اقتصاديشان مي  بينيد، مرتباً ده تا ده تا و بيست تا بيست تا جمع مي  شوند، تصميم مي  گيرند و منتشر مي  كنند، تا پخش شدند اوضاع مثل قبل و بدتر از قبل است. در برابر ملت ايران هم كه خب موضعشان هزاران كيلومتر عقب  تر رفته و عقب  نشيني كرده  اند.

يادتان هست كه يك روزي آنها و عواملشان در تهران، تبريز، اهواز حضور داشتند. اينجا با ما مي  جنگيدند. من مي  خواهم به شما عرض كنم، امروز انقلاب اسلامي در خود امريكا يقه آنها را گرفته است. آنها كه چيزي نيستند، همه آنها با هم [متحد بشوند] صد برابر هم قرض كنند قطعاً‌ ديگر توان و فرصتي براي مقابله با ملت ايران ندارند. استدلالش را برايتان مي  گويم خيلي ساده است. من در يك جايي دو مطلب را اعلام كردم يك آقايي خيلي شديد به ما اعتراض كرد. يكي اينكه گفتم آقا ديگر هيچ قدرتي قادر نيست ملت ايران را تهديد كند. گفت آقا اين حرفها چيست كه مي  زني؟ يعني چه؟ ببين در اين ابر قدرتها چه خبر است. بمب اتم، موشك و … دارند. پاسخ من خيلي روشن بود. گفتم آقا دو دو تا چهار تاست. شما در قضيه هسته  اي ديديد اينها همه با هم شدند. از همة امكانات اقتصادي خودشان براي فشار به ما استفاده كردند. از همه امكان سياسي و تبليغي استفاده كردند؛ حتي تهديد نظامي كردند. يادتان هست. مرتباً مي  گفتند چهار صبح، روز سيزدهم، هشت صبح روز شانزدهم و مرتباً تمديد كردند. بيش از ده بار آرايش كامل نظامي گرفتند. امروز همه آنها به شكست خودشان اعتراف مي  كنند. وقتي همه قدرتهاي بزرگ در كنار هم ايستادند، تهديد و تحريم كردند، فشار آوردند، اثر نكرد و شكست خوردند حالا ديگر كدام يك از اينها مي  تواند جرئت كند وارد صحنه شود و ايران را تهديد كند. اصلاً معنا ندارد. با چه چيزي مي  خواهد تهديد كند؟ چيزي در دستشان نيست. اينكه خيلي روشن است؛ البته ما دشمن را ضعيف نمي  پنداريم ولي واقعيتها را هم فراموش نمي  كنيم.

نكته دومي كه گفتم اين بود كه اين نظام استكباري و صهيونيستي در حال فروپاشي است. جالب بود كه آقا بلند شد گفت كه اين حرفها چيست؟ به شما الهام مي  شود كه اين حرفها را مي  زنيد؟ از كجا اين حرفها را مي  زني؟ سندت چيست؟ چرا حرف بي  ربط مي  زني؟ باز پاسخ من خيلي روشن بود. گفتم اولاً اين وعده الهي است كه اينها بايد بروند نه وعدة امام راحل آن را هم قبول نداري! خب مقام معظم رهبري كه حي و حاضرند. ايشان فرمودند كه اينها دارند از بين مي  روند. اينها را هم قبول نداري؟ صحنه را نگاه كن، ببين اينها در سياست و در همه جاي دنيا با مشكل برخورد كرده  اند. نمي  توانند مشكلات عراق، فلسطين و سودان را حل كنند؛ ديگر قادر نيستند و تيغشان برندگي ندارد. در اقتصاد هم كه به

بن  بست رسيده  اند. از لحاظ نظري هم كارشان تمام است.

 شما در دنيا نگاه كنيد. سي سال قبل اگر يك كسي مي  آمد شعارهاي ليبرالي و دموكراسي ليبرال مي  داد آدمها فوج فوج دورش جمع مي  شدند. در همين ايران خودمان يادتان هست كه شعارهاي توسعه چه و چه چقدر جاذبه داشت. الان ديگر در دنيا خريداري ندارد. آقاي بوش به عنوان سمبل دموكراسي ليبرال هر جاي دنيا مي  رود، با سنگ و گوجه فرنگي مواجه است. گفتم اينها را هم قبول نداري؟ حرف خودشان را نگاه كن. سران رژيم صهيونيستي دارند مي  گويند ما در حال اضمحلال هستيم. رهبران و متفكرين امريكا هم مي  گويند ما به پايان راه رسيده  ايم. اينها به پايان راه رسيده  اند. حالا چه بايد بشود؟ چه چيزي بايد جاي اين نظام مادي بيايد؟ اين حرف اصلي ماست. حاج آقا فرمودند كه در انديشة ديني هيچ امري مهم  تر و اساسي  تر از ولايت نيست. من مي  خواهم خدمتتان بگويم، اصلاً در عالم چيزي جز ولايت وجود ندارد.

دليلش خيلي ساده است. ما بچه مسجدي و پامنبري هستيم و از شما ياد گرفته  ايم و مي  خواهيم به شما درس پس بدهيم. مگر شما نمي  گوييد كه امام واسطة‌ فيض الهي است؟ واسطة فيض يعني چه؟ اصلاً فيض يعني چه؟ همه عالم مظهر فيض خداست. همه خلق فيض الهي است. همه زيباييها، خوبيها، رحمتها، نعمتها، تجلي فيض خداست. مگر غير از اين است؟ امام واسطة فيض است، يعني هر چه خوبي در عالم مي  خواهد اتفاق بيفتد واسطة آن امام است. اين را خود خدا قرار داده است. خليفة الله است خود خدا اين جور قرارداده. اول فيض عالم خود وجود انسان است. بعد ايمان، عمل صالح، عدالت و محبت است. اصلاً خارج از مجراي عدالت نوري در عالم وجود ندارد. چيزي در عالم وجود ندارد. مگر مي  شود كسي خارج از اتصال و ارتباط با ولايت به حقيقي برسد. اصلاً خارج از مجراي امامت و ولايت علمي وجود دارد. كسي مي  تواند بگويد من خارج از مجراي ولايت به علمي رسيده  ام؟ هر علم، محبت، عشق، مجاهدت و توفيقي كه در دنيا هست از طريق امامت و ولايت است. و اصلاً جز در حاكميت امام سعادتي براي جامعه بشر وجود ندارد. هركس تصور كند خيالات است. اصلآً محال است، چون خدا مسيري جز مسير ولايت قرار نداده است؛ البته امامت و ولايت مختص ما نيست. خيال نكنيم كه خدا امام را فقط براي ما شيعيان قرار داده. نه امام براي همه بشريت است. هركس روزي مي  خورد به واسطة وجود امام است. اصلاً باراني كه از آسمان مي  آيد به واسطة وجود امام است. همان زيارت جامعه ديگر خيلي روشن است.

خب حالا آرزوي تاريخي بشر دو چيز بوده است. يك، خودش به قله كمال انساني برسد. دو، جامعه سعادتمند را در همين دنيا بر پا كند. آيا اين دو جز در ارتباط با امام و ولايت و جز در ارتباط با واسطة فيض خدا  ممكن است؟ ممكن نيست.

عزيزان من! امروز مكاتب مادي به پايان راه خودشان رسيده  اند. فرصت تاريخي و الهي براي ما در معرفي مكتب ولايت به دنيا ايجاد شده است. در اصلآً اتصال به ولايت رمز ماندگاري، حيات، پايداري و شكست  ناپذيري است؛ البته آنها اين را متوجه نمي  شوند. اجمال متوجه مي  شوند. اينها كه من به شما عرض مي  كنم مستند در جلسات سري سران امريكاست.  در بين خودشان وقتي مي  نشينند بحث مي  كنند اين را قبول دارند كه جمهوري اسلامي و ملت ايران چون در ارتباط با آسمان است شكست ناپذير است. بالاخره بايد بعضي چيزها را بگوييم.

عزيزان من! ما مي  خواهيم كار فرهنگي انجام بدهيم. كار فرهنگي يعني چه؟ پيامبران الهي همه آمدند كار فرهنگي بكنند. مگر غير از اين   است؟ همه آمده  اند انسان بسازند. ساختن انسان جز در ارتباط با ولايت و امامت اصلاً جايي از بحث دارد و شدني است؟ نشدني است. مشكل بشر از روز اول تا به امروز غفلت از امام بوده است. اصلاً‌ همه مشكلات ناشي از غفلت از امام  است و پيامبران همه آمده  اند تا انسان را از اين غفلت بيرون بياورند و دست انسان را بگيرند و در دست امام بگذارند. عيد غدير كه نزديك است. خطبه غدير را حتماً مي  شناسيد. اگر پيامبر اسلام دست بشر را در دست اميرالمؤمنين نمي  گذاشت رسالتي انجام نشده بود و اصلاً رسالت جز اينكه منتهي به امام بشود معناي ديگري ندارد. پيامبر عزيز ما خودش امام بود بايد به امام بعد وصل مي  كرد و تنها راه سعادت و نجات بشر آمدن زير خيمة امامت و ولايت است. راهي جز اين نيست. خدا اين را قرار داده است.

عزيزان من! امروز روز معرفي اين فرهنگ به جهان است و اين بيش از اينكه كار بنده و امثال بنده باشد كار شماست. امام، كماهو امام و حقيقت امام را بايد به جهان معرفي كنيم و شما بدانيد قريب به اتفاق مردم دنيا غير از عده  اي از اين فاسدهاي دل سياه و دل چركين بقيه ملتها و مردم اگر با حقيقت امام آشنا بشوند بلافاصله ايمان مي  آيد. در اين ترديد نكنيد. چون خداي متعال همه را براساس فطرت الهي آفريده است. دل سياهها خيلي كم هستند و در دنيا يك در هزار هم نيستند. شما نمي  دانيد، ما در اين كشورهاي گوناگون مي  رويم چه صحنه  هايي عجيبي مي  بينيم.

روحاني بودايي 95 ساله  اي كه او را روي چرخ آورده بودند و خودش

نمي  توانست حركت بكند و فرتوت بود. وقتي من صحبت كردم از اينكه ظلم بايد برود، عدالت بيايد و انسان صالح كامل بايد بيايد و بر دنيا حاكم بشود، من نگاه كردم ديدم اين همين طور گريه مي  كند. وقتي علت را جويا شدم، گفت به خدا اين حرفهاي دل ما و آرزوي تاريخي ماست. ما

همه  اش دنبال همين چيزها هستيم.

عزيزان! در داخل هم همين طور است. اگر يك جواني يك زني و مردي دلدادة امام باشد چه اتفاقي مي  افتد؟ قبل از انقلاب را خيلي از بزرگان جلسه يادشان هست حاج آقا هم اشاره فرمودند چه شد كه يك دفعه انقلابي در دل ملت و جوانها به وجود آمد. غير از اين است كه اينها عاشق امام راحل شدند كه تجلي  اي از ولايت و امامت و حلقة وصل به امام بود. چه جور در دلها انقلاب به وجود آمد. امروز هم هر چه داريم. از عشق جوانها به ولايت است. كسي كه عاشق ولي بشود اصلاً به كارهاي ديگر تن نمي  دهد. حالا شما حساب بكنيد كه انساني دلدادة خود امام بشود. من عذر مي  خواهم اينها را مي  گويم. دارم درس پس مي  دهم. ما از ظرفيتهاي مكتبمان استفاده نمي  كنيم. اساس را بايد درست كنيم بعد حالا يك برگي زرد شد مي  شود آن را با يك سمپاشي درستش كرد. اگر اساس را درست نكنيم ميوه خراب است نمي  شود كاري   كرد. همه هنر ما اين است كه دلها را متوجه امام بكنيم. اگر دلي متوجه امام شد اين دل ديگر هوسباز نمي  شود. اصلاً محال است [اين طور] بشود. دلي كه از عشق امام پر بشود. ديگر عشق ديگري در آن راه پيدا نمي  كند.

فلسفه انتظار يعني فلسفه دل دادن به امام، مجاهدت و دعوت براي امام. بگذاريد آخر حرف را به شما بزنم. علماي دين آيا مأموريتي جز دعوت به امام حق دارند؟ شما وقتي دعوت به امام مي  كني يعني دعوت به همه خوبيها، زيباييها و احكام الهي مي  كني. چون همه  اش خلاصه در امام است. اگر جايي نقصي پيدا مي  شود اين از توانمندي شياطين نيست، شيطان در خلأ وارد مي  شود جهل و ظلمت وجود خارجي ندارد و آنجايي خودشان را نشان مي  دهد كه نور و علم نباشد. ما بايد از نور، علم و عشق به امام پر كنيم، آن وقت ديگر اصلاً مجالي براي اين بازيهاي شيطاني باقي نمي  ماند و البته اين وظيفه بنده، شما در جاي خودش هست.

خدا را سپاسگزاريم كه امروز در ايران  عزيز روحانيت ما پرچمدار اين انديشه است و تا زماني كه اين انديشه باشد شكستي وجود ندارد و اين انديشه عين پيروزي است. چون شكست معنا ندارد و خلئي در آن نيست. عين حقيقت و وجود است. ما خدا را سپاسگزاريم كه امروز روحانيت ما در همه صحنه  ها به خصوص در استان آذربايجان، در خط مقدم و پشت سر رهبري عزيز ايستاده است و از آرمانهاي بلند الهي صيانت و محافظت و آن را منتشر مي  كند. خدمت بعضي از آقايان علما عرض كردم به خدا دنيا امروز تشنه است. آن جمله بلند امام را ما امروز داريم به عينه در صحنه  هاي دنيا مي  بينيم كه فرمود: «امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي است.»

بگذاريد عرض آخرم را در بخشهاي داخل بياورم و زياد شما را معطل نكنم. خب اين وضع اقتصادي دنياي بريده از خداست. حالا ما در جمهوري اسلامي مي  خواهيم فرهنگمان، سياستمان و اقتصاد خودمان را بسازيم. به نظرم اين فروپاشي اقتصاد غرب آينه عبرتي در برابر ماست. ما مي  خواهيم اقتصادمان را بسازيم. چطور بايد بسازيم؟ اولاً بايد همه توانمان را به كار بگيريم كه در نظام بانكي، پولي و بازار ما هيچ رد پايي از ربا پيدا نشود. بگذاريد تجربه شخصي خودم را بگويم.

عزيزان! خدا شاهد است. من با همه وجود الان دارم لمس مي  كنم در اقتصاد مبارزه با ربا سخت  ترين مبارزه  هاست. اساس انحطاط قوم

بني  اسرائيل به خاطر پيوستگي و وابستگي آنها به رباست. پول ربا و حرام به اين شكمها رفته كه در طول تاريخ اين همه جنايت كرده  اند. خب خيلي سخت است وقتي طرف مي  تواند با يك زد و بند صد تومان را هزار تومان بكند، از آن دفاع مي  كند. ما در نظام پولي اسلام قانون، عقود شرعي و عقود ديني داريم و اينها ضامن سلامت اقتصاد و ضامن نفي و طرد رباست. اينها را بايد در اقتصادمان بياوريم. خدا اينها را براي سعادت ما قرار داده است. خدا با انساني كه خودش خلق كرده دشمني ندارد. او را دوست دارد و مي  خواهد او را بالا ببرد. به ما مي  گويد آقا از اين طرف برو خب ما بايد از اين طرف برويم. خدا مي  گويد اين كار را بكنيد و آن كار را نكنيد. خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده و به شما بگويم بعضيها خيال نكنند ربا همين شكل سادة آن است كه يك نفر برود بگوييد آقا ده تومان لازم داري بفرما خواستي برگرداني پانزده تومان برگردان. بعد هم يك كبريت وسط بگذارد و بگذرد. اين قدر پيچيده شده است؛ فرمول نوشته  اند، كتاب نوشته  اند، استاد و درس درست شده كلاس مي  گذارند، آموزش مي  دهند بعد بخواهي با آن مقابله كني متهم مي  شوي به ضديت با علم اقتصاد.

 بايد ربا را از جامعه برداريم و اگر روي آن را هم بپوشانيم كار درست نمي  شود. كار خودش را مي  كند. آنجايي كه رباست اين مي  رود در اقتصاد كار خودش را مي  كند و اثر وضعي خودش را دارد گرچه آن كساني كه نمي  دانند تكليفي ندارند. ما اگر بانك را در اسلام بپذيريم كه بزرگان و فقهاي ما آن را پذيرفته  اند بايد بياييم نظام بانكي را براساس احكام و عقود شرعي بنا كنيم. نه اينكه اسمش را بالا بنويسيم بعد هر كاري دلمان

مي  خواهد انجام بدهيم. اين را بايد درست كنيم، اين يك. كه اينجا حضور علما، فقها و بزرگان از اوجب واجبات است. بايد بيايند وسط ميدان به طور جزئي ريز بشوند و مسير تنظيم بشود. والاّ شما ديده  ايد و همه شما سوار قطار شده  ايد. آنجايي سوزن را عوض مي  كنند، اصلاً آدم متوجه نمي  شود كه مسير عرض شد. پانصد كيلومتر رفت مي  بينيد به جاي اينكه به مشهد رسيده باشد به اصفهان رسيده است. انحرافات ريز ريز را بايد علما بيايند بنشينند [برطرف كنند.]

عزيزان من! ما بايد نظام اقتصاد اسلامي را برپا كنيم و به طرفش برويم. بالاخره وقتي حكومت جهاني برپا مي  شود اقتصاد اسلامي بايد در جهان پياده بشود. نمي  توانيم بگوييم حكومت جهاني هم وقتي برپا شد مي  رويم نگاه مي  كنيم ببينيم اين شرقي غربيها چه گفته  اند مي  آوريم مخلوطش

مي  كنيم يك ماله روي آن مي  كشيم و آن را اجرا مي  كنيم، اين كه نمي  شود. ما بخواهيم به طرف امام برويم يعني در زندگيمان تلاش كنيم مثل حاكميت امام زندگي كنيم، اين يك. يعني ربا را بايد ريشه كن بكنيم.

دو، در مناسبات اقتصادي بايد عدالت برپا بشود. اگر عدالت نباشد قوام و دوامي براي جامعه نيست. اصلاً محور حكومت اسلام اجراي عدالت است. خود ربا هم ظلم است. مبارزه با ربا هم يك نوع تلاش براي اجراي عدالت است.

بگذاريد من دو سه تا از آن چيزهايي كه فكر مي  كنم بايد در آن عدالت اجرا بشود خدمتتان عرض كنم و تمام.

يكي از جاهايي كه بايد عدالت در آن اجرا بشود نظام مالياتي كشور است. اصلاً مأموريت حكومت جمع آوري ماليات و اداره كردن جامعه با ماليات است. اگر ماليات عادلانه جمع نشود موجب فساد در اقتصاد و فرهنگ است. اين دو سه تا عدد را قشنگ دقت كنيد. امروز بيش از 80 درصد مالياتهاي كشور توسط 70 درصد از مردم دريافت مي  شود كه كمتر از 30 درصد درآمدها را در اختيار دارند.

اين ظلم نيست؟ معناي ساده آن اين است. آنهايي كه درآمدهاي بالاتر دارند به نسبت خيلي كمتر ماليات مي  دهند تا آنها كه درآمد كمتر دارند. اين باعث فاصله  ها مي  شود و مرتباً فاصله زياد مي  شود. اصلاً‌ ما اگر دنبال عدالت نرويم به طور طبيعي فقير و غني در جامعه پيدا مي  شود. از خواص نظام سرمايه  داري اين است كه كشورهاي فقير و غني درست

مي  شود. برخوردار و محروم پيدا مي  شود. اين را بايد درست كنيم. امروز دولت دنبال اصلاح اينهاست؛ البته مي  دانيد كه سخت است. كسي كه عادت كرده سالي ده ميليارد تومان ببرد بيست ميليون تومان ماليات بدهد، اما كارگري كه در سال سرجمع چهار ميليون تومان دريافت مي  كند، 700 ـ 800 هزار تومان در جا مالياتش كم مي  شود و به حساب دولت مي  ريزد. افرادي كه كارشان عين هم است يكي پانصد ميليون تومان و يكي ده ميليون تومان ماليات داده، در حالي كه درآمدشان مثل هم است و اين ظلم است. ما بايد اين را اصلاح كنيم. اسمش را اصلاح نظام مالياتي گذاشته  ايم.

دومين جايي كه بايد درست كنيم بانكهاست كه عرض كردم اساس بانك بايد بر عقود شرعي باشد، اما اين به تنهايي كافي نيست. يك چيز ديگر هم بايد كنارش باشد. بالاخره بانك پولهاي مردم را جمع مي  كند. اين پولها را چه جوري بايد تقسيم كند. چه جوري بايد وام بدهد؟ مي  شود يك نفر 110 ميليارد تومان وام بگيرد چند سال در محل قرار داد بسته شدن هزينه نكند و آن را به مسكن و بازار ببرد، بازار را به هم بريزد و برنگرداند. وقتي هم به سراغش مي  رويم 300 نفر تلفن بزنند و حمايتش كنند. اما از آن طرف، يك جوان، معلم و كارمندي ده ميليون، پنج ميليون و شش ميليون كه مي  خواهد وجود نداشته باشد، مي  شود؟ اين را هم بايد درست كنيم. اين اصلاح نظام بانكي است.

مورد آخر دربارة اصلاح نظام يارانه  ها و اصلاح نظام مصرف در كشور است. شما مي  دانيد هر سال اگر با قيمت متوسط نفت حساب بكنيم، متوسط نفت امسال چقدر بوده مثلاً نود دلار. اگر با متوسط نود دلار حساب بكنيم هر سال فقط در بخش فرآورده  هاي نفتي غير از برق كه برق را هم اگر روي آن بگذاريم سالانه بيش از نود هزار ميليارد تومان دولت يارانه پرداخت مي  كند. آن وقت اين يارانه به چه شكلي در كشور توزيع عام مي  شود؟ وقتي شما يارانه را توزيع عام مي  كنيد هر كس بيشتر مصرف مي  كند يارانه بيشتري را مصرف مي  كند طبيعي هم هست. باز يك عدد به شما بدهم . بيش از 70 درصد اين يارانه توسط كمتر از 30 درصد برخوردار جامعه جذب مي  شود. ما آمار گرفته  ايم. مردم را به لحاظ درآمدي در اقتصاد طبقه  بندي مي  كنند. دهك دهك يعني 10 درصد اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم. دهك اول يعني آنهايي كه كمترين درآمدها را دارند. تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي و در همين مايه  ها و دهك دهم يعني آن ده درصدي كه ديگر بيشتر [مصرف مي  كنند]؛ البته اينهايي  كه مي  گوييم نه اينكه آن 10 درصد هم آدمهاي بدي هستند. آنها هم مردم ما هستند و محترم  اند. ما بايد عدالت را اجرا كنيم.

اجراي عدالت معنايش بي  احترامي به انسانها نيست بلكه حفظ كرامت انسانهاست. ما آمار گرفته  ايم آن دهك دهم 30 برابر دهك اول انرژي مصرف مي  كند. يعني همين گازي كه الان كشيده شده اين دهك اول به طور متوسط در ماه چيزي حدود 200 متر مكعب مصرف مي  كند و دهك دهم شش هزار مترمكعب. گاز متر مكعبي 250 تومان است. يعني اين دهك اول 200 تا 250 تومان مي  گيرد و دهك دهم شش هزار تا 250 تا؛ يعني اين پنجاه هزار تومان مي  گيرد آن يك ميليون و پانصد هزار تومان. در حالي كه يارانه براي كمك به افراد ضعيف است. يارانه را گذاشته  اند براي اينكه ضعفا بتوانند خودشان را بالا بكشند. يارانه براي پر كردن چاله

  چوله  ها و خلاها و كمك به بخشهايي از اقتصاد است. اما وقتي عمومي توزيع مي  كني چيزي گير متن مردم نمي  آيد. عمده آن را كساني مصرف مي  كنند كه اگر قيمت واقعي آن را هم بپردازند. در زندگيشان اتفاقي نمي  افتد. اين را هم بايد اصلاح كنيم.

كل بودجه دولت، حقوقي كه به كارمندانش در سراسر كشور مي  دهد و پروژه  هاي عمراني اجرا مي  كند و هر چيز ديگر قرضهايي كه مي  دهيم بنزين و گازوئيل وارد مي  كنيم همه اينها در سال 72 هزار ميليارد تومان است. تازه در اين 72 هزار ميليارد تومان يازده هزار ميليارد تومان هم يارانه نان، دارو، بهزيستي، كميته امداد است. يعني اگر آن را برداريم هزينه دولت در سال 61 هزار ميليارد تومان امسال است اما بيش از صد هزار ميليارد تومان يارانه مي  دهيم كه از اين صد هزار تا حدود 15 ـ 20 هزار تا به دست واقعي  اش مي  رسد و بعد هم اسراف.

ما 70 ميليون جمعيت داريم مصرف انرژي ما معادل مصرف كشور يك ميلياردي است. چه كسي اين را تجويز كرده؟ چرا؟ اين را هم بايد اصلاح كنيم. اسم اين هم هدفمند كردند يارانه  ها شده يعني يارانه بايد برود به دست افراد مشخصي برسد. اين طرح را امروز دولت تهيه كرده و دارد به يك لايحه تبديل مي  شود و داريم هماهنگيهاي بيشتري مي  كنيم و

ان شاءالله اين را به مجلس محترم هم تقديم خواهيم كرد. نمايندگان محترم هم همراهي خوبي دارند و ان  شاءالله به فضل الهي تصويب

مي  كنند و اجرا مي  شود؛ البته مخالفتهايي هم با آن هست و طبيعي هم هست. آدم داشته  ايم كه 1300 ميليارد تومان به سيستم بانكي بدهي داشت. اشكال ندارد. ما مخالف فعاليت اقتصادي مردمي نيستم. كسي از راه صحيح و مشروع فعاليت كند ده هزار ميليارد [بدهي داشته باشد] نوش جانش، اما از راه صحيح. بعد مي  گوييم آقا بياور بده. همين الان آدم داريم كه 180 ميليارد [بدهي دارد] مي  گوييم بيار پس بده. اين پول مردم است تا ما بتوانيم به بقيه [قرض] بدهيم. چه حمايتهايي مي  شود. با هزار توجيه. اينها را بايد درست كنيم.

وظيفه رئيس  جمهور يا دولت رسيدگي به اين امور است. نمي  تواند كاري به اين كارها نداشته باشد. خب فرمان اميرالمؤمنين علي (ع) مقابل ماست. اينكه مي  فرمايد رضايت بعضي از اشخاص و خواص را بر رضايت عامه ترجيح نده و رضايت عموم مردم را ترجيح بده.

اسمش را طرح تحول اقتصادي گذاشته  ايم. اولين طرح اقتصادي است كه دولت و شخص رئيس  جمهور بيشترين وقت ممكن را روي آن گذاشته  اند. بيش از دو سال و نيم نزديك به سه سال است كه من خودم مستقيم در جلسات با كارشناسان و متخصصين شركت مي  كنم. هر هفته چند جلسه داريم و بعد تنها طرحي است كه اساس، جهت  گيري و مباني آن مورد تأييد مقام معظم رهبري قرار گرفته  است. اعلام كرده  اند. ان شاءالله در اين جهت ما حركت مي  كنيم. علماي بزرگوار به لحاظ نظري، فكري و تئوري كمك كنيد درس بگذاريد. حاج آقا شبستري عنايت بكنند. خود ايشان در اقتصاد تبحر دارند بگذارند در دستور كار علما بيايند بحث بكنند و نظر بدهيد و به دولت كمك بكنيد تا بتواند ان شاءالله قدمي در مسير اجراي عدالت بردارد. شما مي  دانيد عدالت پرچمي است كه اگر بلند بشود دلها آرام مي  گيرد، محبتها فروزان مي  شود، ايمانها تقويت مي  شود و دشمنان اسلام خوار و ذليل مي  شوند؛ عدالت چه در سياست داخلي و چه در سياست خارجي.

جمله آخر، به فضل الهي انقلاب و اسلام پيروز است و دشمنان ما مأيوس و نابود هستند. از همه شما تشكر مي  كنم.



والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته



شناسه خبر: 20007  

- سفرهای استانی دور دوم

, متن کامل سخنرانی