
سخنراني در گردهمايي رؤساي دانشگاهها، مؤسسات و مراكز آموزش عالي
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 19999 -
جمعه 8 آذر 1387 - 18:11
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خدا را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت فرمود لحظاتي در جمع شما عزيزان، همكاران گرامي و جهادگران عرصه هاي علم و تحقيق كشور باشيم.
بنده هم شهادت امام جواد (ع) را تسليت عرض مي كنم. خب اين دفعه سهم و روزي ما از محضر شما خيلي محدود و كم شد، علاقه مند بودم كه بيشتر بشنوم، حرفهايي هم داشتم كه مي خواستم با شما در ميان بگذارم.
قبلاً چند بار با هم دربارة كارهايي كه بايد در دانشگاه انجام بدهيم، گفتگو كرده ايم؛ از ارتباط استاد و دانشجو و اين كه هدف اصلي ما تربيت انسانهاي عالم، مؤمن و خلاق است تا جهتگيري علوم كه بايد در خدمت كشور و سازندگي كشور باشد؛ يعني تقريباً همة علوم بايد به سمت كار برد و مفيد بودن با علقيت در كشور خودمان جهت داده بشود.
خوشبختانه حركت آموزش عالي در كشور ما با شتاب و رشدي فزاينده همراه است. هم در بخش آموزش، هم در بخش پژوهش و اخيراً هم در فناوري و تجاري سازي علوم كه كارهاي بسيار خوبي انجام شده است. تغييرات و تحولاتي هم كه دارد اتفاق مي افتد بسيار اميد بخش است. همين آماري كه آقاي دكتر زاهدي و بعضي دوستان ديگر دادند و من مطمئنم كه اگر قرار بود تك تك مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي ما اينجا گزارش بدهند، حتماً همه شان مواردي داشتند كه نه فقط موجب افتخار خودشان بلكه موجب افتخار جامعه دانشگاهي و كشور ما مي بود.
اخبار پيشرفتهاي علمي ايران روزانه دارد منتشر مي شود و به فضل الهي موتور كاروان علمي ما با دور بالا در حال حركت است. اين جاي بسي خوشحالي است و بايد خدا را از اين جهت شكر كنيم. اين كه فرمودند ما مي توانيم اهداف چشم انداز را زودتر محقق كنيم، به نظر من هم شدني است و حرف درستي است. البته چشم انداز يك مسابقه است و ديگران هم با آخرين توان خودشان دارند حركت مي كنند. ما بايد برويم و جلو بزنيم. معنايش اين است كه لحظه به لحظه هم بايد اندازه بگيريم، هم تجديد قوا و هم اصلاح و حركت كنيم.
اما اينجا ايران است و دهها هزار دانشمند و ميليونها دانشجو، عشق به علم آموزي نسبت به ديگران هم بيشتر است هم كيفي تر، هم پايدارتر و هم ريشه دارتر. من صميمانه از همه همكاران عزيزم در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي به خاطر زحماتي كه مي كشند [تشكر مي كنم.]
دو سه مطلب را هم فشرده و به سرعت خدمتتان عرض مي كنم. يك مطلب به فضاي داخل دانشگاه و فضاي دانشجويي مان بر مي گردد. قبلاً خدمتتان عرض كرده ام، فضاي دانشگاه بايد فضاي نشاط، صميميت و دوستي باشد و رئيس دانشگاه بايد ستون و خيمة دانشگاه و پناهگاه همة جوانهاي عزيزي باشد كه دارند عمرشان را صرف اعتلاي كشور مي كنند.
فضاهاي سياسي هست،مي آيد و مي رود، بحث مي شود، بايد هم باشد و فضاي سياسي دانشگاه هم بايد بسيار پرنشاط و سازنده باشد. البته بايد از حريم سلامت و پاكي نسل جوان هم صيانت بكنيم، يعني آن مقداري كه مي توانيم جلوي آلودگيهاي سياسي و ... را بگيريم. دانشجويي بايد عمل بكند، اما ما به عنوان مسئول تا حدي كه مي توانيم نبايد اجازه دهيم طراحيهايي كه بيرون از دانشگاهها مي شود فضاي دانشگاه را متشنج كند. خب در اين زمينه خوب كار كرديد، ان شاءالله ادامه مي دهيد. در عين اينكه بايد تلاش كنيم كه فضاي دانشجويي بسيار پرشور، زنده، به روز و حاضر در صحنه هاي گوناگون كشور باشد.
اين يك نكته. نكته دوم دربارة ادامة كار آموزش عالي و تحقيقات است. اينكه خواستيد بودجه اضافه كنيم چشم، حتماً اين كار را مي كنيم. اينكه خواستة جديدي نيست، خواستة مكرر و تاريخي است ولي تا كي مي شود به اين ادامه داد. بودجه آموزش عالي فقط در همين دولت نسبت به قبل بيش از سه برابر شده است. تا كجا مي شود ادامه داد؟ چقدر
مي شود سرمايه گذاري كرد؟ چقدر بايد سرمايه گذاري كرد؟ اينها را شما بايد بگوييد. بالاخره در همين نشستتان بنشينيد و واقعاً طراحي كنيد.
گرچه همة مديران دولتي مديران هزينه اند. اينكه ما در چشم انداز بايد از ديگران جلو بزنيم، اين بخشهايش را هم بايد رعايت بكنيم. در اطراف ما يك مجموعه دانشگاهي خودش درآمد كسب مي كند و هزينه مي كند؛ يعني براي يك كار تحقيقاتي خودش پولش را در مي آورد. عمدتاً اينطوري است و ما بايد خودمان را با آنان مقايسه كنيم والاّ بگوييم بسيار خوب، من كه به لحاظ شخصي علاقه مندم، كل بودجه را از آن طرف تعطيل كنيم يكجا به دانشگاه بدهيم، به خاطر اينكه هم اهميت دانشگاه را مي دانم هم به خاطر علاقه اي كه به كار دانشگاهي دارم و هم آينده را مي بينم، اما خودتان مي دانيد اين نشدني است. در بودجه سال آينده هم ما حداكثر تلاش را خواهيم كرد كه افزايش بدهيم. كارهاي خوبي هم شد. شما ديديد. ما اول خواستيم اين مراكز پژوهشي پراكنده را جمع و جور كنيم، بالاخره مقاومت هست، آورديم، بودجه اش را جمع كرديم، زير نظر معاون علمي گذاشتيم كه به دانشگاهها [بدهد] باز هم يك مقدار مقاومت شد، بخشي از اين بودجه در مسير تصويب تكه تكه شد. اما ما داريم اين كار را انجام مي دهيم. دستگاههاي دولتي و اقتصادي دولتي را تحت فشار گذاشتيم و خواسته ايم، بعضيهايشان هم خودشان علاقه مند بودند و به ميدان آمدند. مثل مخابرات كه آمد در يك جلسه بيش از 120 ميليارد تومان قرارداد بست، الان سازمان گسترش دو مجموعه تهيه كرده براي اينكه اين كار را انجام بدهد.
حدود 500 ميليارد تومان حجم قراردادهاست، اين طوري كه آقاي زاهدي گفتند، امسال 500 ميليارد تومان شده است ولي اين بايد به چند هزار ميليارد تومان برسد. اين جوري سهم پژوهش در كشور بالا مي رود. جايي كه دانشگاه وارد مي شود و مستقيماً از علم و توان خودش براي پاسخگويي به يك نياز و يك سؤال در كشور عمل مي كند، آن چيزي است كه نقطة مطلوب است و بدانيد اصل شكوفايي و نوآوري هم آنجا اتفاق مي افتد.
اما من قبلاً يك قولي داده بودم كه ان شاءالله اين را صرف نظر از اين بحثها آنجا انجام مي دهيم. آن هم تجهيزات آزمايشگاهي است. ما محلي را پيش بيني كرده بوديم كه به آن آفت خورد يعني آمدند يك شيطنتي كردند، آفت زدند و آن [قضيه] مقداري آسيب ديد. حالا در بودجه سال آينده برايتان مي گذاريم. خارج از اين بودجه هاي معمولتان و رشدي كه بايد در آن اتفاق بيفتد، ان شاءالله رقم خوبي را براي تجهيز مي گذاريم، كه يك دفعه آزمايشگاه نو نوار بشود. اين بخش اول عرايضم.
بخش دوم كه به نظرم مهم است تجربه اندوزي از شرايط امروز جهان است. اتفاقاتي كه امروز دارد مي افتد، به خصوص در بخش اقتصاد، هم براي ما هشدار دهنده و هم اميد بخش است. شك نداريد و نداريم كه امروز نظامهاي مادي غرب در بخشهاي گوناگون به لحاظ فلسفي و نظري در بن بست اند و نمي توانند تحولات را تفسير كنند و هيچ افق روشني در برابر بشريت باز نمي كنند و نمي توانند باز بكنند و در بخش سياسي نيز در بن بست اند. مي بينيد دم دستي ما همين عراق و افغانستان و فلسطين و لبنان و دهها مسئلة غامض و پيچيده در عرصة جهاني وجود دارد كه قادر نيستند آنها را حل كنند. در بخش نظامي هم به بن بست رسيده اند و ديگر آن هيمنه و اقتدار نظامي آنها فرو ريخته و كسي از آنها ترسي ندارد و هم به خصوص در بخشي اقتصادي بن بستها خيلي آشكارتر و اثر گذارتر است.
بيش از سي سال دو موضوع بلكه سه موضوع را بر ما و جهان تحميل كردند. يكي از آنها دموكراسي ليبرال و فرهنگ مادي است كه با استفاده از همة ابزارهايشان اين را تحميل كردند و وارد دانشگاهها و مراكز علمي و حوزه ادبيات و رسانه و حتي خانه هاي مردم كردند. اين يك بحث بود كه من نمي خواهم وارد آن بشوم. مي خواهم از همان اقتصاد يك نتيجه عمومي بگيرم.
موضوع دوم اقتصاد است. به نام اقتصاد و بازار آزاد، بازاري كه خودش خودش را تنظيم مي كند، يك نظام اقتصادي را بر دنيا تحميل كردند كه اين نظام اقتصادي بعد از چهار دهه به بن بست رسيد. با اينكه گفتند اقتصاد خود كنترل و خود تنظيم و بازار آزاد، اما خيلي روشن بود كه سرمايه داري جهاني در يك كانون متمركز و با استفاده از ساز و كارهايي كه تعبيه كرده بودند به نام بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، توصيه ها و حتي با استفاده از ابزار سياسي كنترل اين بازار را در اختيار خودشان داشتند. اين كه بازار آزاد است و قيمتها خودش در رقابت تعيين مي شود دروغي بزرگ بود. شاهدش همين قيمت نفت است. در حالي كه كالاهاي خودشان را خودشان قيمت مي گذارند و در كنارش تحميلات سياسي و فرهنگي هم مي كنند، اما محصولات كشورهايي مثل ما را هم آنها قيمت گذاري
مي كنند. معنايش اين است كه در يك نقطه اي نشسته اند و دارند مديريت مي كنند و مناسبات را جوري تنظيم كرده اند كه مشكلات و اشكالات آنها به كشورهاي ديگر منتقل مي شود و منابع ملتها به آنها منتقل مي شود. اين يك داستان تكراري چهل ساله است. هركس هر جاي دنيا كاري مي كند، دستاوردي دارد، بخش مهمش به اقتصاد آنها منتقل مي شود و تورم و كسري و كثافت كاريهاي آنها هم به ساير كشورها منتقل مي شود.
دلار پول رايج جهان است، اما هيچ كس بر بانك مركزي امريكا مديريت و نظارتي ندارد كه چقدر پول چاپ و توزيع شد و پشتوانه اش كجاست؟ هيچ كس كنترلي ندارد. يك برآورد مي گويد اينها بيش از 29 هزار ميليارد دلار چاپ كردند، به اقتصاد جهاني تزريق كردند و كالا و كارش را گرفتند كه اين 29 هزار ميليارد دلار هيچ پشتوانه اي از كار يا كالا ندارد. حتي ملت امريكا هم بر اين بانك مركزي نظارت ندارد. اگر داشت يك جا سر و صدايش در مي آمد. اينجا عرض من با شماست، به نام علم اقتصاد و به نام كار علمي بلايي بر سر بشريت آوردند كه كاملاً جهان دو قطبي شده است؛ كشورهاي غني و فقير. حتي در داخل كشورهايي كه از اين نظام تبعيت كردند، دو قشر برخوردار، ثروتمند و سرمايه سالار و فقير آزمند به وجود آمد كه به طور طبيعي حاصل كار [نظام] سرمايه داري است؛ يعني انديشه و عمل سرمايه داري قطعاً جامعه را دو قطبي خواهد كرد و حاصل جهان جز اين نيست.
سومين موضوع نظام برنامه ريزي توسعه است. اين برنامه ريزي توسعه را هم الآن كه ديگر مي توانيم بگوييم. گرچه من قبلاً گفته ام، بعضيها هم خيلي عليه من حرف زدند. اين نظام برنامه ريزي توسعه هم سوغات همانهاست. اين نظام برنامه ريزي توسعه يعني اقتصاد ملتها را به اقتصاد سرمايه داري گره زدن، يعني همان كانالها را باز كردن كه محصولات و منابعت برود و تورم و كسري آنها برگردد. آن كساني كه در برنامه و بودجه و برنامه ريزي توسعه كار كرده اند، اين حرف را خوب متوجه
مي شوند. اين سه تا كار را انجام دادند و جالب است همة اينها را در قالب علم و دستاوردهاي علمي به دنيا صادر كردند. شايد شما آخرين مقالة آن آقايي را كه فيلسوف دموكراسي ليبرال است خوانده ايد. همان كسي كه پايان تاريخ را گفت. من خواهش مي كنم اين مقالة آخرش را بخوانيد. ببينيم كه تمام تصميمات اقتصادي دولتهاي متوالي امريكا را به نام دستاوردهاي علمي به دنيا صادر كردند و بعضي جاها تحميل كردند. فضايي را درست كردند كه كسي نتواند عليه آن حرف بزند. يكي حرف مي زند بلافاصله بگويند آقا تو غير علمي هستي. خب الآن صداي اين درآمده است. معلوم شده كه اين تصميمات سياسي بوده و به بشريت دروغ مي گويند. معلوم مي شود كه اين چيزي كه در كشورهايشان برپا كرده اند حاصل كار واقعي خودشان نيست، بلكه بخش مهمي از آن حاصل دغل كاري و سفته بازيها و خلق و چاپ پولها و دروغگوييهاست. شماها مي دانيد آن كساني كه اقتصادي هستند اينها را خوب مي دانند، در سفته بازي و بورس بازي چند گانه و در چاپ پول و ... نزديك به 60 هزار ميليارد تومان در اقتصاد جهاني حباب درست كردند و اين را به ديگران منتقل كردند، حاصلش را به كشور خودشان بردند و تأسيسات ساختند. نزديك به 60 هزار ميليارد دلار و تمام تصميمات استعماري را آورده اند مدل كرده اند، كتاب نوشته اند، به نام علم به سوي ما فرستاده اند و ما به
بچه هاي خودمان اينها را درس مي دهيم.
من مي خواهم اينجا از همكاران عزيزم يك خواهش بكنم. امروز وقت بازنگري و تجديد نظر است. اين اتفاقي كه در اقتصاد غرب دارد مي افتد گرچه ما اينكه مردم حتي در آن كشورها تحت فشار قرار مي گيرند ناراحتيم، اما از اينكه يك نظام اهريمني اقتصادي و يك نظام تبعيض آلود و ضد انساني به پايان راه خودش رسيده خوشحاليم. بدانيد اين يك فرصت است؛ به خصوص براي دانشگاهيان ما. نه فقط براي تجديد نظر در علوم اقتصادي بلكه در علوم سياسي هم [همين طور است.] چون علوم سياسي هم كه مي آيد بنيانش همين است. نه فقط در علوم انساني، بلكه حتي در روان شناسي و انسان شناسي، كه پايه علوم و جامعه است و در فلسفه و بخشهاي گوناگون علوم و مديريتمان. اين استدعاي من از مديران دانشگاههاست. بايد نشستهايي را برگزار بكنيد، تحليل و آشكار بشود، ريشه ها شناخته بشود، بالاخره يك مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده
نمي شود.
اما جمله آخرم، وقت نماز هم نزديك است.حالا قسمت نبود من دوست داشتم يك گزارش كار سه سال و سه ماهه را به همكارانمان بدهيم، بالاخره بعد از 27-28 سال يك نفر از همكاران شما در موضع مديريت ارشد كشور قرار گرفته، بدانيد چه گذشت و چه مي گذرد. اگر من بخواهم خلاصه اش را به شما عرض بكنم، بدانيد! اين دوره اي كه ما در خدمت شما بوديم به لحاظ سياسي و فشارهاي سياسي و اقتصادي جزو سخت ترين ادوار بعد از انقلاب و صد سالة اخير است. براي اينكه ما همة فشارها را با هم تجربه كرديم. تهديد نظامي دشمن در لب مرزها به اوج رسيد. يادتان هست زمان مي گذاشتند. چهار صبح فلان روز، هشت صبح فلان جا، نصف شب. دائماً تهديد نظامي جدي، هر روز ناوها و هواپيماها دور و بر ما [مانور مي دادند].
به لحاظ تبليغاتي هم سنگين ترين تبليغات سه دهة اخير سازمان داده شد؛ يعني فشار سياسي سنگين. به لحاظ اقتصادي هم شما ديديد. ما قبلاً تحريمها را يك بار تجربه كرديم. امريكا گفت آقا هر كس با ايران بيش از 20 ميليون دلار قرارداد ببندد ما با او برخورد مي كنيم. فقط امريكا بود و امريكا. اما اين دفعه به شوراي امنيت بردند، قانون شد و سراسري كردند، آن 20 ميليون را يك دلار كردند. چرا؟ چون بانكها را بستند. بانك يعني اصل شريان و جريان پول؛ وقتي شما آن را ببنديد ديگر جايي براي ... نيست. براي چه؟ براي اينكه ما روي يك حق و حقيقتي ايستاديم و آن هم حق استقلالمان بود. خيليها حرف زدند، كه آقا چرا مي ايستيد، چرا هزينه
مي دهيد؟ البته آنها مي فهميدند كه اين هزينه ها هزينه هاي استقلال كشور است نه انرژي هسته اي كه انرژي هسته اي هم بسيار بسيار مهم است. همه تان مي دانيد كه چه خبر است، اما مهم تر از آن هزينه براي استقلال است. آنها كه برايشان چهار تا سانتريفيوژ و غني سازي مهم نيست. آنها داشتند به شاه مي دادند. رژيم طاغوت با همينها پنج تا قرارداد داشت. آنها كه برايشان مهم نيست. آنها به جنايتكاراني مثل صهيونيستها هم مي دهند و نگران نيستند. براي آنها مهم نيست. مهم اين است كه ملتي بايستد و بگويد من از حريم خودم دفاع مي كنم و خودم تصميم مي گيرم. اين است كه مناسبات جهان را به هم مي زند و آنها را مستأصل مي كند.
در داخل هم ديديد در اوج قضاياي هسته اي عده اي يك دفعه گوجه فرنگي را مسئله اصلي كشور كردند كه طبق قانون برنامه، دولت اصلاً نبايد وارد آن بشود. نه اينكه وظيفه ندارد وارد بشود، به قول طراحان برنامه چهارم بايد بگذارد بازار خودش، خودش را تنظيم بكند. حداكثر اين است كه دولت تعرفه اش را كاهش بدهد كه وارد بشود. اين اختياري است كه به دولت داده شده است. اينهايي كه من مي گويم همه اش آمار و ارقام و مقايسه هاي كمّي و كيفي است. كار انجام شده، به فضل الهي يك بخش آن كار شماهاست كه افتخار آميز است. همين توليدات و دستاوردهاي علمي، همين اختراعات و مقالات، همين توسعه كمي و كيفي جهشي است. خودتان مي بينيد كار خودتان است.
در بخشهاي اقتصادي هم كارهايي انجام شده است كه افتخارآميز است. حالا بعضيها مي آيند عددي را مي پرانند. من نمي دانم از كجا
مي آورند. من ديدم يكي مي گويد اين دولت 130 ميليارد دلار پول را خارج از قانون برده و ... اينهايي كه مي گويم به او نمي گويم چون او
مي داند چه خبر است. او آماده شنيدن نيست.
نظام ارزي ما آن قدر مستحكم است كه رئيس كل بانك مركزي هم نمي تواند يك دهم دلارش را بدون مصوبه مجلس و بدون قانون جابه جا كند. هيچ وقت كسي نتوانسته دست اندازي بكند، الآن هم همين طور است. همين طوري مي گويد ديگر.
در بخشهاي گوناگون كارهايي در اين دولت شده است كه يا با كل پنجاه سال اخير برابري مي كند يا يك درصد بالايي است. دو تايش را
مي گويم ببينيد. ما دولت را تحويل گرفتيم ظرفيت توليد سيمان در كشور 36 ميليون تن بود، الآن 65 تن است. فولاد را كه تحويل گرفتيم 10 ميليون تن بود الآن 5/16 ميليون تن است. آلومينيوم 220 هزار تا بود الآن 500 هزار تاست.
بسياري از آنها در همين دولت كارش شروع شده و الآن تمام شده است. اينهايي را كه ما امسال داريم افتتاح مي كنيم بالاي 90 درصدش در همين دولت است؛ 27 هزار ميليارد تومان فقط در بخش صنعت در همين امسال دارد افتتاح مي شود.
بالاي 90 درصدش در زمان همين دولت شروع شده و در زمان همين دولت هم دارد تمام مي شود.
وقتي ما دولت را تحويل گرفتيم سه ميليون بيكار در كشور داشتيم. اتفاقاً نيروي وارد شونده به بازار كارمان هم در اوج بود يعني متولدين سال 1360 تا 1364 كه الآن دارند وارد بازار كار مي شوند، با اين حال نرخ بيكاري كاهش پيدا كرد و بالاتر از اين، مديريتي كه بر اقتصاد اعمال شد مديريتي بسيار عالمانه و آگاهانه بود.
مي بينيد امروز تمام دنيا در حال انفجار است، اما شما اينجا نگراني نداريد. عده اي هستند مي خواهند نگراني آنها را به فارسي ترجمه كنند و به مردم تحميل كنند. اين يك دروغ است. اين نيست كه آنها مريض
شده اند. ما اينجا مي خواهيم تب كنيم. نه، يا آنها سرما خورده اند ما اينجا چپ و راست عطسه كنيم. خب آنها سرما خورده اند!
البته آگاهانه و به لطف خدا و با توكل بر خدا مديريت شد و الآن ما از دايرة تأثيرگذاري آنها تا حد بسيار بالايي مصونيت داريم. اين اول لطف خدا و بعد هوشمندي دست اندركاران اقتصاد كشور است كه مديريت كردند. سنگين ترين تحريم بر اين كشور گذشت، مردم تحريم را متوجه نشدند. خود شما هم متوجه نشديد، يعني كسي متوجه نشد كه تحريم شده ايم، خود ما هم متوجه نشديم كه تحريم شديم براي اينكه روي آن كار شد والا اگر حس مي كرديم كه تحريم هستيم هيچ كس بودجه اضافه نمي خواست. همين كه همه اميدواريم كه مي خواهيم كار را گسترش بدهيم، بودجه مي خواهيم، يعني احساسمان اين است كه شرايطمان عادي است ديگر، من هم قبول مي كنم كه شرايط عادي است. درست هم هست. اما دائماً تبليغات؛ البته مهم نيست. اينها بالاخره حرفهايي است كه زده
مي شود.
ما اول انقلاب دولتي داشتيم كه گروههايي به شدت با آن مخالف بودند، اما دولتي نداشتيم كه همه گروهها با آن مخالفت بكنند، اما بماند، كارش را ادامه بدهد، تصميم بگيرد و جلو ببرد. من از حضور همه شما در
صحنه هاي علمي و سياسي كشور تشكر مي كنم. همين مقدار بدانيد كه [دولت ما] پر تحرك ترين دولت در دنياست، چون اينها مي خواستند بگويند ايران منزوي است. اين قدر ما رفتيم دور دنيا مسافرت كرديم، ملاقات كرديم، حرف زديم و دعوت كرديم كه اصلاً كلمة انزوا برگشت و به پيشاني خود مستكبرين چسبيد، خواستند بگويند ما ايران را منزوي مي كنيم، اولين قطعنامه اي كه دادند دو روز بعدش من بين مردم نيكاراگوئه بغل گوش امريكا سخنراني كردم. گفتم شما مي خواهيد ما را تحريم و منزوي كنيد؟ ما يعني ملت ايران هفتاد برابر شما را منزوي مي كنيم.
در بخش سياست خارجي امروز وحدتي كه در كشور ما هست واقعاً بي نظير و ملي است. اين گروهها فذرهم في غمرتهم هستند . بگذاريد كارشان را بكنند، ما هم كاري به ايشان نداريم. بگذاريد بنويسند و حرف بزنند. براي نشاط سياسي كشور خوب و لازم است. ما هم به همه شان احترام مي گذاريم. اما متن مردم متن يكپارچه اي است. خودتان مي بينيد. متن مردم امروز پرنشاط و اميدوارند. بين خود جوانها را ببينيد چه نشاطي هست. آقاي واعظ زاده حاصلش چند هزار اختراع است؟ تا قبل از اين دولت چقدر اختراع بود؟ 27 سال چهار هزار اختراع، در سه سال 14 هزار و اين نشان مي دهد كه اميد، نشاط، تحرك، اراده و احساس خودباوري هست و اين البته كار شماهاست كه در دانشگاه داريد مي دميد، و بچه ها را تشويق مي كنيد. من آمار انجمنهاي علمي دانشجويي را ديدم كه چهار پنج برابر شده است. دست شماها درد نكند، از همة شما تشكر مي كنم.
ان شاءالله هميشه سالم و پر نشاط باشيد و با دست و انديشة شما هم جوانهايمان ساخته بشوند هم ايران عزيز. عذر مي خواهم.
والسلام عليكم و رحمة الله
شناسه خبر: 19999
- دیدارهای داخلی
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451