- سخنراني در مراسم افتتاح خط توليد آهن اسفنجي در مجموعه فولاد خوزستان
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 20:38
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

 بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم افتتاح خط توليد آهن اسفنجي در مجموعه فولاد خوزستان

 بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 19994 - 

دوشنبه 4 آذر 1387 - 12:21

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه ‌والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم و با همه وجود خوشحال در هفته بسيج در روز دحو الارض اين توفيق را عنايت فرمود كه در خطه سرافراز خوزستان شاهد به ثمررسيدن يك خدمت به ملت عزيز ايران باشيم.

حق هم همين بود كه به بهانه اي به محضر مردم، علما و بزرگان اين ديار شرفياب شويم و با تجديد خاطرة شهيدان، جانبازان، آزادگان و امام شهيدان و شكر نعمت فرهنگ بسيجي، يك بار ديگر ميثاق خودمان را با آرمانهاي انقلاب تجديد كنيم.

خوزستان ديار مردان مرد و زنهاي پاك و مرد پرور، ديار علما، شهدا و مجاهدان مخلص است.

خوزستان پرچم عزت ملت ايران و ملتهاي آزاده است. خوزستان دژ تسخير ناپذير صيانت از شرف و كرامت و آزادگي همة ملتهاست. خوزستان ديار خداپرستان مؤمن و عدالتخواهان موحد و مجاهدان فداكار و شهيدان سرفراز و جانبازان حاضر در صحنه است. من از اين جهت خدا را سپاسگزارم.

قبل از من، حضرت آيت الله جزايري نماينده معزز مقام معظم رهبري، مدير محترم فولاد، جناب آقاي استاندار و جناب آقاي وزير صحبتها را گفتند. من نمي خواهم آنها را برايتان تكرار كنم اما دو سه تا نكته را بايد خدمت شما عرض كنم.

نكتة اول دربارة بسيج. آنچه ما از بسيج مي شناسيم، فرهنگ بسيجي است، فرهنگ بسيجي يعني فرهنگ به ارث رسيده از پيامبران و اولياي الهي؛ يعني فرهنگ آمادگي تمام براي ايثار، در راه آرمانهاي بلند انقلابي و الهي؛ بسيج يعني آمادگي تمام براي خدمت به مردم، يعني خود را نديدن و ديگران را ديدن، خود را نديدن و مأموريتها و مسئوليتها را ديدن؛ يعني از خاك پريدن و به خدا پيوستن.

بسيج يعني يكپارچه شور و نشاط و تلاش و مجاهدت، بسيج يعني عشق به ملت و مردم، پيوستن به خط الهي ولايت، فرهنگ سرافراز زيستن، مستقل زندگي كردن و تن به هيچ ننگي ندادن.

خدا را سپاسگزاريم كه در سرزمين ايران آواي دل انگيز فرهنگ بسيجي جاري است و مردم و استان خوزستان كه در دفاع، سازندگي و فداكاري همواره در خط مقدم بوده اند، امروز هم در تربيت نسل بسيجي پيشگام و پيشتازيد.

وقتي مي گوييم950 هزار بسيجي يعني همة كساني كه مي توانند و شرايط جسماني و سني و فرصتهاي حضور در بسيج را دارند. آفرين بر مردم خوزستان و سلام و درود خدا بر بزرگان و شهيدان و ايثارگران و سروقامتان خوزستاني.

فرهنگ بسيج نسخة نجات بخش بشريت امروز است. شما نگاه كنيد به وضع جهان، همة مشكلاتي كه امروز بشر با آن دست به گريبان است به خاطر دوري از خصلتهايي است كه ما تحت عنوان بسيجي مي شناسيم.

اينكه خانواده در حال اضمحلال است، مهر و محبت و عشق و برادري در حال متلاشي شدن است، اينكه اميد و آرامش، نشاط از بخشي وسيعي از بشريت سلب شده است، همه به خاطر دوري از اين فرهنگ انسان ساز است و صد البته راه نجات بازگشت به آن است.

من از همين جا همة متفكرين، صاحب نظران، صاحب منصبان و صاحب اختياران دنيا را به مطالعه و تعمق در فرهنگ بسيجي و بازگشت به فرهنگ بسيجي دعوت مي كنم.

تنها راه نجات اين است، حتي در عرصة اقتصاد. اينكه آنها در اقتصاد به پايان راه و بن بست رسيده اند، علت آن كمبود امكانات، نبود منابع يا نداشتن ابتكار عمل نيست. علت اصلي را بايد در دوري از خدا و فرهنگ بسيجي جستجو كرد. اگر اقوام يا حكومتهايي، خدا، احكام الهي، دستورات خدا و فرهنگ بسيج را از مناسبات خود كنار بگذارند، بدون ترديد سرنوشتشان، سرنوشت شكست و غم انگيز است. بدانيد اين دست و پاهايي هم كه مي زنند، هيچ كدام نمي تواند آنها را نجات بدهد. بيست تا بيست تا، پنجاه تا پنجاه تا ، ده تا ده تا دور هم جمع شوند، كاري

نمي توانند بكنند. از دست آنها خارج است. براي اينكه حاضر نيستند به ريشه هاي اصلي گرفتاري توجه كنند. خيال مي كنند مقداري پول تزريق كنند، جيب دو نفر ديگر را خالي كنند، كلاهي سر يك ملت ديگر بگذارند، امري را به ملت ديگري تحميل كنند، با اينها مي توانند خودشان را نجات بدهند، اينها نشدني است. راهش بازگشت به ارزشهاي انساني در فرهنگ و اقتصاد است. اين هم دو نكته .

نكته سوم، آثار اين تحولات اقتصادي بر اقتصاد ماست. من ديدم بعضيها بسيار ناشيانه و از روي بي اطلاع اظهار نظر مي كنند و بعضيها هم البته، از روي اطلاع است. اقتصاد آنها دارد به زمين مي خورد، بعضيها اينجا ناراحت هستند. آنها سرماخورده اند بعضيها اينجا عطسه و تب مي كنند. ناراحت اند از اينكه، آنها زمين خورده اند و جوري جلوه مي دهند كه وضع ما خيلي بدتر از آنهاست و بدتر خواهد شد. اين يك بي انصافي و

بي احترامي به ملت ايران است.

مي بينيد، به خصوص در اين سه سالي كه آنها تصميم گرفتند به قول خودشان تحريم را مؤثر كنند، قبلاً هم ملت ما را سالهاي 1372، 1373تحريم كرده بودند. گفتند هركس قرارداد بالاي 20 ميليون دلار با ايران ببندد ما تحريم مي كنيم، اما فقط امريكا بود، اما كشورهاي اروپايي و ديگران آمدند و بالاخره اثري از آن تحريم باقي نماند.

اين دفعه همه از طريق شوراي امنيت آمدند و آن را به يك قانون حاكم بر روابط بين الملل تبديل كردند كه لازم الاجرا براي همه است و نه فقط بيست ميليون دلار، بلكه يك دلار، چون بانك را بستند، يعني شما اصلاً نمي توانيد در دنيا خريد و فروش كنيد.

چه شد؟ گزارش آقاي مهندس محرابيان را شنيديم. يكي از آنها كارخانه اي است كه امروز افتتاح شد، به بركت آن تحريم، امروز ما كارخانه يك ميليون تني فولاد افتتاح كرديم.

به دو علت، يك علت آن اين است كه دنيا عوض شده است. اين طور نيست كه كسي بنشيند از آن بالا فرمان صادر بكند و همة دنيا تبعيت بكند.

اما علت اصلي اين است كه در كشور ما فرهنگ بسيجي حاكم است و فرهنگ بسيجي هيچ مرزي نمي شناسد. هيچ عاملي نمي تواند يك ملت بسيجي را از دستيابي به آرمانها و اهداف خود محروم كند. شما گزارش را شنيديد. همين امسال در پروژه هاي بزرگ صنعتي به لطف خدا و همت خادمان و متخصصين، كارگران و دلسوزان اين سرزمين 1600 طرح بزرگ با بيش از 20 هزار ميليارد تومان به بهره برداري رسيد. اگر پروژه هاي ريزي كه توسط بخش مردمي در گوشه و كنار فقط در بخش صنعت و معدن كار مي شود را جمع بزنيم، رقمش 27 هزار ميليارد تومان مي شود.

ما از تحريم آنها استقبال مي كنيم. دستشان درد نكند، باز هم تحريم كنند.

اگر حاصل تحريم اين است كه در بسياري از بخشها، در پنجاه سال گذشته به عددي رسيديم كه در اين سه، چهار به سال به معادل آن يا نسبت بالايي از آن رسيده ايم، ما بايد تشكر كنيم، و بايد بگوييم خيلي ممنون، باز هم تحريم كنيد.

من ديدم بعضي از سران بدخواه بشر خيلي ناراحت اند و اظهار نظر مي كنند. از يك طرف افسوس مي خورند كه چرا نتوانستند جلوي ملت ايران را بگيرند، از طرف ديگر نگران پايين آمدن قيمت نفت و آسيب ديدن اقتصاد ايران هستند. عجب!

شما تحريم كرديد كه ما زمين بخوريم، حالا كه زمين نخورده ايم نگرانيد كه نفت بيايد پايين ما زمين مي خوريم؟!

البته ما مي فهميم كه چه بر سر شما آمده است، شما سرگردان شده ايد، گيج شده ايد، نمي فهميد در ايران چه مي گذرد، نمي فهميد در كشور خودتان چه مي گذرد.

اينها خيال مي كردند وقتي قطعنامة اول را بدهند، حتي قبل از آن واقعاً فكر مي كردند اسم قطعنامه را بدهند ملت ايران دستانش را بالا مي برد. گفتند مي خواهيم قطعنامه بدهيم، ديدند اينجا خبري نيست. مرتب به ما پيغام دادند متن تهيه كرديم، مطالبي مي نوشتند مي گفتند اين قرار است تصويب بشود، يك خرده بترسيد. بعد مي ديدند نه اينجا كسي نمي ترسد. گفتند مي بريم قطعنامه صادر مي كنيم، خب ببريد قطعنامه صادر كنيد، صادر كردند، قطعنامه اول، دوم، سوم. من آنجا اعلام كردم از طرف ملت ايران، گفتم آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دانتان متلاشي بشود. كاغذ پاره است، اعتبار، مشروعيت و اثري هم ندارد.

البته از آن طرف چرا، الان دارند حسرت مي خورند، مي گويند عجب اشتباهي كرديم، اقتصاد ايران را از اقتصاد جهان جدا كرديم براي اينكه زمين بخورد، حالا كه بحران اقتصادي شده همه جاي دنيا دچار مشكل شده، اقتصاد ايران سرحال دارد جلو مي رود.

بايد آنها تشكر كنيم و به آنها بگوييم دست شما درد نكند، عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

البته عامل اصلي، فرهنگ اين سرزمين، روحية بسيجي و همت بلند مردان و زنان اين سرزمين است. يك دوراني بود كه – بزرگ ترهاي مجلس يادشان است - كه يك جوان يا متخصص اين كشور در ذهن خودش هم نمي توانست خيال كند كه مي تواند يك ميخ بسازد.

همين امروز من با آقاي مهندس نجم الساداتي صحبت مي كردم كه چقدر اين كارخانه ساخت كشور است؟ گفتند اصل مهندسي و اجرا را خودمان انجام داده ايم. 65 درصد آن را خودمان ساخته ايم، ان شاء الله درگام بعدي صددرصد آن را خودمان مي سازيم.

اين روحيه، ايمان و همت بلند يعني فرهنگ بسيجي، كه يك روز دشمن آمد اينجا، همه چيز داشت و ما هيچ چيز نداشتيم. جوانان خوزستان و جاهاي ديگر جمع شدند و با دست خالي بر دشمن غلبه كردند.

همة دنيا مي گفت شما شكست خورده ايد كوتاه بياييد. بعد از اشغال خرمشهر به ما مي گفتند كوتاه بياييد، آتش بس را بپذيريد، نمي توانيد پيروز بشويد. اما بزرگ بسيجي ما، امام راحل فرمود كه نه خير، ما اينها را بيرون مي كنيم. جوانان اين سرزمين هم اين پيام را از امام گرفتند، حركت كردند و آنها را بيرون كردند.

ملتي كه با دست خالي توانست همة دنيا را از خاك خودش بيرون بكند حتماً مي تواند خودش را بسازد و مي بينيد كه در عرصه هاي گوناگون سرعت سازندگي بي نظير است.

به فضل الهي اين تحولات مخرّب اقتصادي كه بنيانهاي نظام ظالمانه اقتصادي غرب را درهم مي شكند حتماً و حتماً تأثير منفي بر اقتصاد ما نخواهد داشت، چون اقتصاد ما روي دوش مردم است، متكي بر منابع داخلي است. اينها ما را محروم كردند كه ما وارد سازمان تجارت جهاني نشويم، ما هم از خدا مي خواستيم و نشديم. در امان مانديم.

بگذاريد يكي دو جمله بگويم، ببينيد بدخواهان ملت ايران در چه حالي هستند. در يكي از روزنامه هاي معتبر آنجا كه معمولاً حرف دل حاكمان امريكا را مي زند، در مقاله اي خطاب به خود اين دولت مردانشان گفته بود: آن قدر تعلل كرديد، با ايران گفتگو نكرديد، با ايران كنار نيامديد كه ايران به يك قدرت بي نهايت تبديل شد. معنايش اين است كه شما هيچ وقت نمي توانيد حريف ايران بشويد. حرف درستي است.

عزيزان من، ما بايد ايران را بسازيم، ايران را هم بايد همتهاي بلند ايرانيها، انديشه ايراني و روحيه بسيجي بسازد.

البته بعضي هستند در گوشه و كنار كه مدام مي خواهند بگويند نه

نمي توانيم و دائم منفي بافي مي كنند. قيمت نفت مي رود بالا، توي سر ملت ايران مي كوبند، پايين هم مي رود همين طور. من نمي دانم در مغز اينها چه

مي گذرد.

اما ملت راه خودش را پيدا كرده، الان كه قيمت نفت چهل و چند دلار است، اصلاً اگر به جايي برسد كه هيچ نفت از ما نخرند، ملت ايران

مي تواند خودش را اداره كند. خوب هم مي تواند خودش را اداره كند. به لطف خدا نه در بودجه سال آينده، نه در سالهاي بعد نوسانات قيمت نفت نمي تواند هيچ اثر تعيين كننده اي داشته باشد كه بودجه را بر هم بريزد و مملكت، سرمايه گذاري وتوليد ما دچار مشكل بشود.

علت عمده آن اين است كه به فضل الهي در سرزمين ولايت، فرهنگ بسيجي حاكم است. بسياري از زحماتي كه در كشور كشيده مي شود و ابتكار عملها، اصلاً قابل نمايش از عدسي دوربين نيست و نمي شود در قالب كلمات آن را بيان كرد.

در همة عرصه هاي علمي، فناوري، صنعت، كشاورزي، عمران و آباداني با سرعت داريم جلو مي رويم. البته مشكلات هم داريم، طبيعي است، زندگي دنيا با مشكلات است.

من مي خواهم تشكر كنم و به آقاي مهندس محرابيان، استاندار و همكارانشان يكي دو تا توصيه كنم.

من بايد صميمانه از همة كساني كه دل درگرو عشق و تعالي به اين سرزمين بسته اند تشكر كنم؛ از كارگران عزيز، مهندسان، تكنسينها، مديران، خادمان، همة كساني كه وجودشان را در راه خدمت به اين كشور ارزاني مي دارند، به خصوص در اين پروژه هايي كه امروز افتتاح شد.

و اما توصيه ها، به آقاي استاندار مي خواهم عرض كنم، قدر خدمتگزاري در استان خوزستان را بدانيد. ممكن است شما استاندار يا وزير، معاون يا هر چيز ديگري در جاي ديگر بشويد. اما مدير شدن در خوزستان توفيق ويژه اي از جانب خداست، قدر مردم خوزستان را خوب بدانيد. ارتباط، خدمت، همراهي با مردم، نشستن پاي درد و دل مردم مهم است. بسياري از مشكلات با يك تدبير اداري برطرف مي شود.

پروژه هايي كه در استان خوزستان اجرا مي شود بايد بالاترين سرعت را داشته باشد و دستگاههاي اداري استان هستند كه بايد پيگيري كنند. البته جنابعالي خيلي زحمت مي كشيد و من تشكر مي كنم، اما يك سفارش هم مي كنم. بالاخره حاج آقاي جزايري فرمودند ما هم اطاعت كرديم. علي عيني، سمعاً و طاعتاً.

ما خدمت رسيدن مردم خوزستان را جلو مي اندازيم. شما هم همت كنيد، من مي خواهم هيچ مصوبه اي از سفر دور اول نباشد كه تا شروع دور دوم روي زمين مانده باشد. بايد تكليفش روشن بشود كه بالاخره كجاست؟ يكي از كارهايي كه ما در دور دوم سفر مي كنيم رسيدگي به همين مصوبات دور اول است. هر جا گيري هست به خود من هم منعكس كنيد. بالاخره ما وقتي به اينجا مي آييم بايد پروندة آنها را ببنديم. ديگر در سفر دور دوم نمي نشينيم در مورد مصوبات دور اول بگوييم كه حالا نشد، دوباره از اول. اين طوري نيست. آن را مي بنديم، بعد مصوبات دور دوم.

البته شما اهلش نيستيد كه از اين كارهاي تشريفاتي بكنيد. چون در گذشته‌هاي خيلي دور بوده است كه يك وقتي قرار بوده مراسمي باشد، زود آبي مي پاشيدند و رنگي مي ماليدند، شما كه اهلش نيستيد. مي خواهم واقعي باشد، براي هر شهرستاني، هر بخشي آب، كشاورزي، صنعت، شهرهاي گوناگون از شادگان تا اهواز، تا ايذه و باغ ملك، دشت آزادگان و رامهرمز كه قلب است و رامشير، بهبهان، مسجد سليمان تا لالي و همه جا. همة شهرها.

ان شاءالله مصوبات را تقويت كنيد. ما ديگر نمي توانيم وقت بگذاريم انشاءالله دنبال كنيد. البته به فضل الهي و با همت خادمان و بزرگواري مردم خوزستان كارهاي خيلي خوبي در استان در حال انجام است.

بالاخره دو هزار ميليارد تومان اعتبار عمراني در يك سال و شايد معادل همين هم سرمايه گذاريهايي كه در بخشهاي گوناگون مي شود. اينها به لحاظ ظرفيت كشور ارقام بالايي است، اما در مقايسه با شايستگي و نياز استان جا براي كار زياد است. اگر ما بگوييم استان خوزستان در جنگ هيچ آسيب نديد، كه آسيبهاي فراوان ديد، اين حداقل را همه قبول داريم كه 7-8 سال متوقف شد، اين ديگر حداقلش است و اين را بايد جبران كنيم. اين كار بيشتر مي خواهد. آن چيزي كه از ناحيه دولت است

ان شاءالله رديف خاصي را هم منظور مي كنيم به فضل الهي براي بازسازي استان، نمايندگان محترم هم همتي بكنيد مثل آن 2 درصد نشود.

ما 2 درصد از درآمد نفت را براي استانهاي نفت خيز گذاشتيم، در مجلس گوشت قرباني شد و فقط شرمندگي ما براي مردم خوزستان ماند. ان شاءالله اين را دنبال كنيد كه براي استان خوزستان.[بماند]

از حضرت آيت الله جزايري، حضرت آيت الله شفيعي ، علما، نمايندگان، متخصصين و همة مردم عزيز خوزستان تشكر مي‌كنم.

ان شاءالله كه در آيندة نه چندان دور خوزستان نماد و سمبل عزت و پيشرفت براي همة ملتهاي منطقه خواهد بود.

                                           موفق و پيروز باشيد

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته



شناسه خبر: 19994  

- سفرهای داخلی

, متن کامل سخنرانی