
سخنراني در ديدار با ايثارگران و خانواده هاي شهداي استان گلستان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 15932 -
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 - 18:48
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خدا را سپاسگزارم و با همة وجود خوشحال اين توفيق را عنايت كرد در اين سفر استاني به محضر شما عزيزان، خانوادة بزرگ، عزيز و معظم ايثارگران، شهيدان، جانبازان، آزادگان و مفقودان برسم.
مي¬خواهم در محضر شما دو مطلب را عرض كنم. سعي مي¬كنم خيلي خسته¬تان نكنم. مطلب اول، مطلبي عمومي ¬است و مطلب دوم مختص خانوادة عزيز ايثارگران، كارهايي كه بايد بشود و مسئوليتهايي است كه بر عهدة ما قرار دارد.
اما مطلب اول، عزيزان من! شما مي¬دانيد كه خداي متعال همة اين عالم هستي را براي انسان خلق كرد و همة عالم را مسخر انسان قرار داد. خداي متعال براي انسان در اين دنيا و همين طور در حيات جاويد هدف و مقصد معيني قرار داد. اين طور نبوده است كه خداي متعال همة عالم را بي¬هدف براي انسان خلق بكند و انسان را در اين دنيا رها بكند و بگويد هركاري دلت مي¬خواهد انجام بده و هر طوري كه دلت مي¬خواهد، زندگي بكن. خدا هم در اين دنيا و هم در زندگي جاويد اهداف معيني را براي بشر مقرر فرموده است.
خداي متعال در اين دنيا دو هدف معين براي انسان قرار داد. هدف اول الدنيا مزرعة الآخرة؛ اين دنيا مزرعة آخرت است. پنجاه سال شصت سال صد سال، حضرت نوح هزار و چند سال تلاش كنيد در اين دنيا و با استفاده از امكانات و فرصتهاي اين دنيا زندگي جاويد خود را بسازيد و هدف دوم كه مرتبط با هدف اول است، تلاش كنيد در اين دنيا به نقطة كمال برسيد. در همين كرة خاكي حيات طيبة اسلامي و زندگي سعادتمند برپا كنيد. حيات طيبه و زندگي سعادتمند يعني شرايطي كه همة استعدادهاي الهي انسان، عقلها، خلاقيتها، ايثارگريها، عشقها، محبتها، صبرها، شجاعتها، ايمانها و اخلاصها در آن شرايط شكوفا شده و به كمال برسد.
در ذهنتان جامعه¬اي را تصور كنيد كه انسانها همه عاقل و كامل¬اند و دلهايشان مالامال از ايمان به خداست. كارها همه براي خداست. همه اهل ايثار، گذشت و فداكاري¬اند. از ظلم، تجاوز، كينه و بددلي خبري نيست. ببينيد در چنين جامعه¬اي زندگي چقدر لذت¬بخش است و انسان براي ساختن حيات جاويد در هر قدم و ثانيه چه مسير طولاني¬اي را طي مي¬كند؟
در شرايط حاكميت طاغوت و در شرايطي كه امروز و در گذشته در تاريخ بر بشريت حاكم بوده است، فرصتها براي شكوفايي انسان معدود و محدود بوده است. خداي متعال انسانها را موظف كرده است تا تلاش بكنند در همين زمين يك حيات طيبه و زندگي سعادتمند را برپا كنند. اما خداوند در اين مأموريت انسان را تنها نگذاشته است. پيامبران الهي همه براي هدايت، دستگيري و پشتيباني بشر آمده¬اند. آمده¬اند انسان را به خودش معرفي كنند. مأموريت او را يادآوري كنند و دست او را بگيرند و از خاك تا آسمان بالا ببرند. همة صالحان، امامان و مؤمنان در همين مسير حركت كرده¬اند و ايثارگران و شهدا در زمرة صالحان و انبياي الهي هستند. شهيدان پرچمدارند كه در قسمت دوم عرايضم اشاره خواهم كرد.
عزيزان من! مي¬خواهم بشارتي به شما بدهم. قبل از آن مي¬خواهم به اتفاق هم نگاهي به وضعيت امروز دنيا بيندازيم و بعد ذهنمان را به اعماق تاريخ ببريم. دنيا در چه وضعي است؟ همة شما بحمدالله اهل انديشه و پيگيري مسائل هستيد و نسبت به موضوعات جهان حساسيت داريد. در خط مقدم پيگير مسائل كشور و عالم¬ هستيد. ببينيد دنيا در چه وضعي به سر مي¬برد. هر جاي دنيا مي¬رويم - حالا شما ايران را استثنا كنيد. شرايط ايران متفاوت است- مردم با ما حرف مي¬زنند. اولين احساس مردم احساس نارضايتي از وضع موجود جهان است. وقتي به نقاط مختلف دنيا مي¬رويم مي¬بينيم احساس امنيت وجود ندارد. در بسياري از نقاط دنيا خود امنيت هم وجود ندارد. همه احساس نگراني و ناراحتي مي¬کنند.
به وضعيت اقتصادي دنيا نگاه مي¬كنيم، بحرانهاي پيدرپي غير از عدهاي قليل در بعضي از کشورهاي ثروتمند بقية ملتها در فقر و عقبماندگي هستند. اجحافها، چپاولها و فريب دادنهاي اقتصادي فراوان است. اقتصاد دنيا دچار بحران بسيار سنگيني است. ثروت ملتها به دست قدرتهاي زورگو چپاول ميشود. وضعيت فرهنگي دنيا در حال اضمحلال است.
به بيرون از مرزها نگاه کنيد، وضع خانواده، رفتارها، اخلاقها و برخوردها را ببينيد.
وضعيت سياسي هم يک وضعيت يک طرفۀ ظالمانه کم سابقه و بيسابقه در تاريخ است. درست است که خداي متعال براي دستگيري انسان، پيامبران، صالحان، شهدا، صديقين و ائمة طاهرين را مأمور کرده است، اما از همان روز اول زورگويان و تجاوزگران در مقابل پيامبران، ملتها و راه هدايت ايستادهاند. تاريخ بشر مملو از درگيريها،کشتارها، تجاوزها و زورگوييهاست. کاروان در طول تاريخ حرکت کرده است و امروز پرچمداري جبهۀ ظلم، فساد و تجاوز،جبهۀ سدکردن مسير هدايت و کمال انسانها در دست دو سه قدرت بزرگ است. اينها از دهها سال قبل به خصوص از بعد از جنگ دوم جهاني با هم تفاهم کردهاند، و نقشه کشيدهاند و براي ادارۀ دنيا سازماندهي کردهاند؛ سازمان اقتصادي، کشاورزي، سياسي، فرهنگي و امنيتي. اينها را به گونهاي طراحي کردهاند که همۀ ملتها براي هميشه تحت اسارت اين قدرتها باقي بمانند و تصور ميکردند اين ساز و کارها حداقل تا سيصد سال آينده سلطه و تسلط آنها را بر دنيا حفظ خواهد کرد.اما چه شده است؟ در دنيا چه اتفاقي افتاده است؟
ميخواهم به شما بشارت بدهم، به فضل الهي و به فضل ايستادگي ملت بزرگ ايران و خانوادههاي بزرگ ايثارگران امروز دنيا به سرعت در حال تحول و تغيير است. قدرتهاي بزرگ در عرصههاي گوناگون به بن بست کامل رسيدهاند. البته مي¬دانيد آنها معمولاً ظاهر قضيه را حفظ مي¬کنند و تا موقعي که به طور کامل موضوعي عيان نشود و همگان متوجه نشوند، رويش را ميپوشانند و پنهانکاري ميکنند.
امروزه در عرصه¬هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي به بنبست کامل رسيده¬اند و قادر نيستند هيچ مشکلي از مشکلات خودشان را حل بکنند. هيبت آنها در دنيا فرو ريخته است. چيزي که با آن شصت سال بر ملتها حکومت کرده¬اند.
امروزه به هر جاي دنيا ميرويم، ديگر ملتها از قدرتهاي بزرگ ترسي ندارند. من به کشورهاي مختلف سفر ميکنم. با مردم گوناگون هم ملاقات ميکنم. در همين سفر اخير، در يکي از اين کشورها جلسهاي با رهبران مذهبي آن کشور داشتيم، 88 درصد مردم آن کشور بودايي و هندو و 10-12 درصد هم مسيحي و مسلمان¬اند.تمام رهبران مذهبي براي ملاقات آمده بودند. مسئولين آن کشور به من گفتند در تاريخ اين کشور چنين اجتماعي اتفاق نيفتاده است. پيرمردهاي 90 و 100 ساله که به سختي آنها را حرکت ميدادند، آمده بودند. طبق معمول در ابتداي جلسه يکي از اينها به عنوان خير مقدمگويي مطالبي را بيان کرد؛ يک سخنراني بسيار قوي و انقلابي. خلاصۀ حرفش اين بود، به من گفت آقاي احمدينژاد بدان که ما و مردم ما از اين قدرتها نميترسيم. الگو و نقطۀ اتکا و اميد ما ملت بزرگ ايران است و بعد وقتي بنده مشغول صحبت شدم، همين حرفهايي که معمولاً ميبينيد راجع به ابرقدرتها،خداپرستي، عدالت، دينداري، دربارۀ اينکه اين قدرتهاي بزرگ بايد بروند و صالحان بيايند و وضعيت جهان اصلاح بشود، صحبت کردم. شايد براي شما تعجبآور باشد که در آن جلسه مثل همين جلسات حزب اللهي و ايثارگري که در ايران تشکيل ميشود، صحبتهاي من را چند بار قطع کردند و فرياد ميزدند، مشتها را گره کرده بودند و به زبان خودشان فرياد ميزدند و حرفهاي ملت ايران را تأييد ميکردند.
به خيابان رفتيم، ديديم مردم کوچه بازار همين حالت را نسبت به ما [دارند] مشتها را گره کرده، مردم در يک مسير 15 کيلومتري به استقبال آمده بودند و حرفهاي ملت ايران را شعار ميدادند و فرياد ميزدند. اين در شرق، در غرب و افريقا و امريکاي جنوبي هم همين طور است. به شما عرض کنم، امروز زمزمهها در خود اروپا هم همين است. اين سران اروپا - همهشان را نميگويم - آنهايي که مدعي هستند، آن استعمارگر پير با آن کسي که جديد آمده و تازه دارد يواش يواش ياد ميگيرد که چه کار بکند، اينها جرئت ندارند در مسائل اصلي جهان به نظرهاي مردمشان مراجعه کنند. براي اينکه ميدانند مردم آنها طرفدار پيامي هستند که امروز از ايران منتشر ميشود.
بگذاريد بعضي مواردش را برايتان بگويم. شما ميدانيد شصت سال قبل با خيمه شببازي و تبليغات آمدند و صحنهاي را درست کردند، به بهانۀ آن صحنه، با تير و تفنگ به ملت فلسطين حمله و سرزمين آنان را اشغال کردند. آن قدر تبليغات و طراحيهاي پيچيده و روانشناسانه کردند که تا چند سال قبل در اروپا نه تنها دولتمردان، بلکه مردم عادي هم، تصور و جرئت نميکردند که يک سؤال کوچک دربارۀ رژيم صهيونيستي بکنند. اغلب اين کشورهاي اروپايي سالانه به رژيم صهيونيستي تحت عنوان خسارت جنگ دوم جهاني و خونبهاي به اصطلاح کساني که در جنگ جهاني دوم جهاني از يهوديها و صهيونيستها کشته شدهاند، باج ميدهند.
يهوديها و صهيونيستهايي که در کشورهاي اروپايي کار اقتصادي ميکنند و ثروتهاي ميلياردي را براي خودشان پسانداز ميکنند، از پرداخت ماليات معافاند و اين در حالي است که يک شهروند اروپايي وقتي به مغازهاي مراجعه ميکند، صد تومان براي خريد يک ليوان ميدهد، بلافاصله هم بايد ده تومان مالياتش را بپردازد. اين نفتي که از ما 80-110 دلار ميخرند، موقعي از ما ده دلار ميخريدند. همان موقعي که از ما ده دلار ميخريدند، وقتي ميخواست وارد بازار آنها بشود، دولتها 80-90 دلار از همين ماليات ميگرفتند، اما صهيونيستها از پرداخت هر نوع ماليات در آنجا معافاند.
اما امروز در همان اروپا چه شرايطي فراهم شده است. مردم شروع کردهاند به حرف زدن و طلبکاري که ما به چه دليل بايد به اينها باج بدهيم؟ دولت به چه دليل بايد از مردم ماليات بگيرد و خرج جنايتکاران صهيونيست بکند؟ اصلاً دارند ميگويند و مينويسند و حرف ميزنند که آقا اين صهيونيستها به چه دليل بايد از ماليات معاف باشند؟ در مغازه، تاکسي و فروشگاه که ميروي، هرجا که مردم متوجه ميشوند که شما از ايران هستيد، بلافاصله از جايشان بلند ميشوند و ميگويند ايران. مشتهايشان را گره ميکنند و ميگويند آفرين به ايران. ما با ايران هستيم و ملت ايران و حرف آن را تأييد ميکنيم.
عزيزان من، من ميخواهم خلاصه به شما عرض کنم. دوران زورگوييهاي تاريخي قلدران به پايان خودش نزديک شده است. اوضاع دنيا به سرعت در حال تغيير است. ملتها به سرعت در حال بيدار شدن و آگاه شدن هستند. دارند حرف ميزنند و سؤال ميکنند و فرياد ميزنند و بدانيد به فضل الهي امواج طوفاني ملتها به زودي اين بساط ظالمانۀ قدرتهاي بزرگ را در هم خواهد کوبيد و قدرتمندان را از اريکۀ قدرت به زير خواهد کشيد.
قدرتهايي که مانع کمال جامعۀ بشري، اجراي عدالت و برخورداري ملتها از حقوق طبيعي خودشان هستند، ببينيد براي دنيا چه طراحي کردهاند؟ به گونه¬اي طراحي کردهاند که هر ملتي اگر خواست مستقل باشد و سرو گردن خودش را بالا بگيرد، از اين مؤسسات، سازمانها و مقررات بينالمللي استفاده ميکنند، بلافاصله به او هجوم ميکنند. ببينند ملتي دارد در علم و اقتصاد جلو ميزند و نميخواهد زير بار آنها زندگي بکند، بلافاصله شوراي امنيت،تحريم و تهديد است.
اما ميخواهم خدمت شما بگويم، به فضل الهي دوران اينها به پايان رسيده است. اگر يادتان باشد امام عزيز ما زماني در آن نامۀ تاريخي به رئيس آن قدرت بزرگ دنيا فرمودند: «صداي شکستن استخوانهاي مارکسيسم به گوش ميرسد».
عزيزان من، وعدهاي که امام آن روز دادند و گفتند به زودي نظام سرمايهداري و ابرقدرتهاي فاسد غربي هم به همان سرنوشت دچار ميشوند، ميخواهم به شما عرض کنم، صداي خردشدن پايههاي قدرت امريکا امروز به روشني به گوش ميرسد و به زودي اين قدرت ساقط خواهد شد.
ببينيد به چه وضعي افتادهاند؟ اينها دو سال قبل براي حمله به لبنان طراحي کردند. خيال ميکردند لبنان حلقۀ ضعيف انقلاب اسلامي است و ميتوانند حمله کنند و آنجا را بگيرند، بعد از آنجا به ايران فشار بياورند. اما چه اتفاقي افتاد؟ رزمندگان حزب الله با شعار رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس، با همان فرهنگ، روحيه و آرمان و البته با دست خالي ايستادند و رژيم صهيونيستي و حاميانش را به زير کشيدند. ديدند شکست خوردند، طراحي کردند که از درون جنگ داخلي درست کنند. عدهاي را مسلح و مزدوراني را تقويت کردند. با يک طراحي پيچيده ميخواستند قبل از اين روزها که به اصطلاح براي جشن تولد رژيم پوسيده و متعفن صهيونيستي به آنجا بيايند، لبنان را به هم بريزند و ملت و مقاومت لبنان را منفعل و به عقبنشيني وادار کنند. اما چه اتفاقي افتاد؟
دو سال زحمت کشيدند، عدۀ زيادي را مسلح کردند. نقشۀ سياسي کشيدند. براي ضربه زدن به ملت و مقاومت لبنان بهانه درست کردند، اما در کمتر از 24 ساعت و 48 ساعت تمام شبکۀ نوکر صهيونيست و امريکا توسط ملت لبنان ريشهکن شد و به زبالهداني تاريخ فرستاده شد.
به تصور اينکه خودشان را تثيبت کنند و بعد به انقلاب اسلامي فشار بياورند، به در عراق آمدند اما در چه شرايطي هستند؟ افغانستان همين طور.
در موضوع هستهاي تصور کردند ميتوانند با هياهو، سر و صدا و تحريم، نفروختن کالا و بستن مسير حرکت پول و بانک و منابع پولي و نيز تهديد نظامي جلوي ملت ايران را بگيرند، چه اتفاقي افتاد؟ امروز چه کسي پيروز و چه کسي خجالتزده و شرمنده است؟ صحنه بسيار روشن است.
ملت عزيز ايران پيروز قطعي صحنۀ نبرد هستهاي است. امروز ديگر همۀ دنيا فهميدهاند که ملت ايران با کمترين هزينه و با تحمل کمترين سختيها هستهاي شده و در کنار کشورهاي هستهاي نشسته است و آنها قادر نيستند جلوي پيشرفت هستهاي ملت ايران را بگيرند. حالا آمدهاند و ميگويند ما ميخواهيم گفتگو کنيم، و نظر ملت ايران را بشنويم. يک بستهاي پيشنهاد ميدهيم، بنشينيم حرف بزنيم. ما هم البته بستۀ پيشنهادي خودمان را به آنها تحويل داديم. حرفهاي ملت ايران را نوشتيم و به آنها رسانديم.
من ميخواهم به آنها بگويم، ملت ايران ملتي صلح طلب، اهل گفتگو، عدالتخواه و قانونمند است. اين ملت گوشۀ چشمي به حق هيچ ملتي ندارد. اگر اهل مذاکرۀ صادقانه و در شرايط عادلانه باشيد، ملت ايران استقبال ميکند. اما ميخواهم هشداري به شما بدهم. اگر تصور ميکنيد به بهانۀ گفتگو، پيشنهاد و بعضي حرفهاي ظاهر فريب بتوانيد براي ملت ايران مانعي ايجاد کنيد، اشتباه کرده¬ايد. ما در مسائل گوناگون آمادۀ گفتگو هستيم. اما بدانيد حقوق مسلّم و قطعي ملت ايران قابل مذاکره و گفتگو نيست. هيچ ملتي نيست که دربارۀ حق خود مذاکره کند، مگر اينکه بخشي از حق خود را از دست بدهد. بنابراين، بدانيد حقوق قانوني و مسلم ملت ايران قابل معامله، کوتاه آمدن يا گذشت کردن از جانب هيچ احدالناسي نخواهد بود.
شما پيشنهاد ميدهيد، ما هم بررسي ميکنيم. اما اگر خيال کنيد که طرح جديدي بريزيد، به تصور خودتان در صفوف ملت ايران رخنه و تفرقه ايجاد کنيد، بدانيد که ملت ايران يد واحده و يکدل و يکدست است. دست شما را خوانده است و تا آخر در برابر زيادهخواهيها و پرروييهاي شما خواهد ايستاد. نصيحت ملت ما به شما اين است که از مسير صداقت، قانون و عدالت [خارج نشويد] والاّ بدانيد در ايران کسي پيدا نميشود که بخواهد از حقوق ملت ايران عقبنشيني کند و اگر هم با تشويق شما کسي چنين جرئتي بکند، ملت ايران دست او را قطع خواهد کرد. البته چنين کسي پيدا نميشود، اما اگر پيدا بشود، ملت ايران هوشيار است.
اگر يادتان باشد زمان جنگ يک جنگ رواني هم به ملت ما تحميل کردند. آمدند فضايي را درست کردند و طراحيهاي خودشان و مسائل ناشي از جنگ را بهانه کردند و در شهرها راه افتادند که آتشبس را بپذيريد. حالا بخشي از کشور دست دشمن است، بنشينيد مذاکره کنيد. چه خبر است؟ اگر مقاومت کنيد، نميدانم قيمت پنير و هندوانه چه شده است. امام آن موقع فرمودند که ملت ما براي پنير و هندوانه انقلاب نکرد. ملت ايران براي عزت، استقلال و آرمانهاي الهي قيام کرد. آنها بدانند اين ملت همان ملت است، اما با سي سال باتجربه¬تر و پيشرفته و مقتدرتر، آگاهتر، شجاعتر و متحدتر از گذشته است. شما با اين ملت مواجهايد.
اما بخش دوم عرضم؛ عزيزان من، اين شرايطي که امروز در دنيا به وجود آمده است، هر جا که ميرويم خواستهها، خواستههاي توحيدي، پاکي و عدالتطلبانه است. هرجا که ميرويم، نام ايران ميدرخشد. ملتها عاشق ملت ايران و نام ايراناند.
بگذاريد خاطرۀ کوتاهي بگويم و نتيجهگيري کنم. من به بعضي از کشورها رفتهام که آنجا هيچ رسانهاي به نفع ايران سخن نميگويد. همۀ رسانهها دست صهيونيستها و اربابان صهيونيستهاست و آن رسانهها به طور مستمر عليه ملت ايران سمپاشي ميکنند. بعضي از دوستان ما تصور ميکردند که اگر ما آنجا برويم يک موقعي توسط مردم مورد بياحترامي يا بياعتنايي قرار ميگيريم.
اما ميخواهم به شما بگويم چه اتفاقي افتاد. ما به آن کشور رسيديم، از همان فرودگاهي که به زمين نشستيم که فرودگاهي نظامي بود، اين افسران و مأموران نظامي دور ما جمع شدند. همه شروع کردند شعار دادن، مشتها گره کرده، فرياد ميزدند که فلاني سلام ما را به ملت ايران برسان و بگو ما با شما و عاشق شما هستيم. بعد وارد ساختمانهاي فرودگاه و شهر شديم. ديديم از دم در کسي که ايستاده تا رئيس کل آنجا همه تا ميبينند مشتها را گره ميکنند و با زبان خودشان به نفع ايران و ملت ايران شعار ميدهند.
عزيزان من، شرايط امروز جهان و عزت بينظير ملت ايران حاصل مجاهدت ايثارگران، شهدا، جانبازان و آزادگان و مقاومت شماست. اصل پيروزي به خاطر روحيۀ ايثارگري، شهادت طلبي و مقاومت الهي شماست.
چند ماه قبل در مراسمي پيرمردي، پدر شش شهيد آمد. معلوم است که وقتي پدري شش شهيد ميدهد چه اتفاقي برايش ميافتد. وقتي روي اين سکو آمد با هم مصافحه کرديم. من گفتم دست شما درد نکند. ما ممنون شما هستيم و دست شما را ميبوسيم. عکسش هم منتشر شد. من دست پدر شهيد را بوسيدم. او به من گفت فلاني شش شهيد دادهام اگر داشتم بازهم ميدادم، اگر دشمن خيال خامي داشته باشد، بازهم همۀ خانواده را خواهم داد. اين همان قدرتي است که هيچ قدرتي نميتواند او را شکست بدهد.
عزيزان من، تا امروز هر چه از عزت، استقلال و ايمان داريم، به خاطر همين روحيه است. از اين به بعد هم مسير همان است. هرجاي کشور در بين مسئولين هر شهر و استاني اگر روحيۀ ايثارگري باشد، موفقيت، پيشرفت و نشاط هم هست. در هر جايي، زماني و موضوعي اگر روحيۀ ايثارگري کنار برود، همان جا عقب¬گرد و شکست و خسارت است. ما در همۀ عرصهها نيازمند روحيۀ ايثارگري هستيم.
عزيزان من، حفظ روحيۀ ايثارگري وظيفهاي عمومي است. بنده، آقاي استاندار، آقاي لواساني و مديران مسئوليت سنگيني داريم. شما هم مسئوليت داريد. البته به فضل الهي هم ملت ما و هم خانوادۀ عزيز ايثارگران تا امروز مسئوليتهاي خود را به بهترين نحوي ايفا کردهاند. اما بنده و سايرين براي حفظ و ترويج فرهنگ ايثارگري مسئوليت داريم. اولين اصل حفظ فرهنگ ايثارگري، تعزيز و بزرگداشت خانوادۀ ايثارگران از جانباز، آزاده، پدر و مادر و فرزند شهيد و جانباز و در اولويت قرار دادن آنها در همۀ امور است.
بعضيها بعضي جاها حرفهايي ميزنند و خيال ميکنند که الان ديگر خانوادۀ ايثارگران همۀ اوضاعشان مرتب است. نميدانند که خانوادۀ ايثارگران مثل بقيۀ مردم در بعضي جهات در شرايط سختتري هستند. پدر شهيد خانواده، مسئوليت خانواده به دوش او، هزينه چند برابر و درآمد يک چندم. آن طور خيال ميکنند. اما مسئوليت بنده و همکارانم اولويت دادن در همۀ امور است. اين به معناي زنده نگه داشتن فرهنگ ايثارگري است. بنده خادم کوچک شما هستم و به خدمتگزاري خانوادۀ عزيز ايثارگري افتخار ميکنم.
در رابطه با اشتغال فرزندان، مسکن و درمان جانبازان عزيز، مسائل و موضوعاتي هست، آقاي استاندار اينها را دستهبندي کردهاند، ان شاءالله در جلسات تخصصي اينها را بررسي ميکنيم و دولت در حد توان خودش را در اولويت خادم شما ميداند و به اين خدمتگزاري با گردن برافراشته در مقابل ديگران افتخار ميکند.
اجازه بدهيد در حضور شما چهرههاي نوراني و دلهاي ايماني ميخواهم دو سه دعا بکنم.
اي خداي بزرگ، اي خداي مهربان، خانوادۀ بزرگ ايثارگران در اين دنيا و در همۀ عالم عزيزند، روز به روز بر عزت آنها بيفزا؛
اي خداي بزرگ، فرهنگ ايثارگري را در ملت ما و بين ملل گوناگون جهان زنده و پاينده بدار؛
اي خداي بزرگ، آرمانها و اهداف بلند امام، شهيدان، جانبازان، آزادگان و خانوادههاي آنان را هر چه زودتر محقق بفرما؛
موانع پيشرفت ملت ما را بر طرف کن؛
به دست قدرت خودت مشکلات ملت ما را برطرف کن؛
بدخواهان ملت ما را منکوب کن؛
قدرتهاي فاسد عالم را منکوب کن؛
ملتهاي مظلوم را نجات عنايت بفرما؛
خانوادۀ عزيز ايثارگران را محفوظ بدار.
موفق و پيروز و سربلند باشيد
شناسه خبر: 15932
- سفرهای استانی دور دوم
, سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451