- سخنراني در مراسم تجليل از پرستاران نمونه كشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 17:00

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم تجليل از پرستاران نمونه كشور

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 15929 - 

يکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 20:39

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم و حقيقتاً خوشحال كه اين توفيق را عنايت كرد لحظاتي در خدمت شما بهترينها باشم. امروز صبح، البته قبلاً به دوستان گفته بودم به دليل فشردگي برنامه¬ها و بعضي برنامه¬هايي كه الزامي بود و بايستي انجام مي¬داديم، بالاخره داشتند ما را از توفيق زيارت شما محروم مي¬كردند. من به آقاي دكتر شيخ ¬الاسلام گفتم امروز، روز ميلاد حضرت زينب و روز پرستار است. بالاخره هرسال فرصتي مي¬شد، ما ديدار، ملاقات و زيارتي [داشتيم]، چه شد؟ گفتند ما مشورت كرديم و يك مقدار مراعات كرديم. گفتم هر جوري شده تنظيم كن ما خدمت عزيزان برويم و اين را هديه¬¬اي از جانب حضرت زينب (س) به خودم مي¬دانم كه در روز خودش، كه البته هر روز متعلق به اوست، اين توفيق را عنايت كرد يك بار ديگر جمعي از بهترين همكاران عزيزم را ملاقات كنم.

دربارة شأن پرستار و جايگاه و اهميت و ويژگيهاي كار كه ديگر شما خودتان بهتر از من مي¬دانيد و داريد لمس مي¬كنيد. صحبتهاي خوبي هم كردند، هم رئيس نظام پرستاري و هم خانم ديوري مطالب را گفتند و آقاي وزير هم طبق معمول مختصر و مفيد [مطالب را ارائه كرد.]

من نمي¬خواهم وارد آنها بشوم، عرضم تشكر از شماست. اين را وظيفه خودم مي¬دانم كه از جامعة پرستاران كشور صميمانه تشكر كنم. نمي¬خواهم جايگاه، اهميت و پيچيدگي كار را مقايسه كنم، همين قدر مي¬فهميم كه اصلاً بدون پرستاري كار انجام نمي¬شود و اصلاً معنا ندارد. از نظر جايگاه و ارزشي هم كه عناوين و اينها نيست كه جايگاه و ارزش آدمها را تعيين مي¬كند، آن روحيه، درون و احساس كار و خدمت و عشق به انسانهاست كه مراتب و درجات انساني را تعيين مي¬كند. هر چه متواضع¬تر، فداكارتر و خدوم¬تر، جايگاه و ارزش و مقامات هم بالاتر و طبيعي است كه اگر با اين معيار بخواهيم بسنجيم، آن وقت ديگر امثال بنده وقتي مي¬خواهيم به پرستاران نگاه كنيم، بايد سرمان را خيلي به عقب برگردانيم تا بتوانيم جايگاه پرستاران عزيز را مشاهده كنيم.

شايد بي¬جهت و اتفاقي هم نيست، كسي خيال كند اتفاقي دري به تخته خورد و روز ميلاد حضرت زينب (س) روز پرستار شد. بعضيها خيال مي¬كنند اين وجه تسميه فقط به خاطر مراقبت حضرت زينب (س) از كاروان است كه كار خيلي عظيمي است و اگر فقط همين بود، افتخاري بي¬بديل در عالم بود. اما باور من اين است كه چيزهاي ديگري هم درونش هست. اصلاً شخصيت حضرت زينب (س) شخصيتي يگانه است. از هر زاويه و بُعدي از ابعاد لايتناهي انسانيت نگاه كنيم، حضرت زينب (س) در اوج است. بگذاريد يك مقدار حرفهاي دلم را بزنم، بعد ببينيد كه كجا هستيد.

اصلاً روز عاشورا روز خداست و در آن خدا دارد خودش را نشان

مي¬دهد. خداي متعال يك صحنه درست كرده تا خودش را به رخ عالم بكشد. لحظه لحظة عاشورا و لحظه لحظة مديريت حضرت زينب (س) لحظه لحظة تجلي خداست و در آن خدا دارد خودش را نشان مي¬دهد. حضرت زينب را نگاه کنيد، اصلاً همه¬اش عشق، توحيد، صبر، شجاعت، وفا، بزرگي و كمال است. آيينة تمام نماي خود خداست.

اين صفات، صفات الهي است. اين اسماء، اسماء الهي است. اصلاً يك مشت پوست و استخوان نمي¬تواند اين طوري باشد. مگر اينكه به جايي برسد كه آيينة بازتاب الهي باشد و حضرت زينب (س) آنجاست و بروز و ظهور اين در هر صحنه¬اي يك چيز است. در كوفه يك جور و در شام يك جور ديگر است. در يك جا فرياد و در جاي ديگر عبادت است. در يك جا نوازش و در يك جا دعاست. در يك جا مديريت و رهبري است و به نظرم اتفاقي نيست كه روز ولادت حضرت زينب (س) را روز پرستار نامگذاري كردند. بعضيها هم خيال مي¬كنند حضرت زينب (س) زن بوده، پس اين فقط مربوط به خانمهاست. اين نيست. انسان وقتي به مرزهاي كمال مي¬رسد، ديگر تجلي انسان است و انسان هم زن و مرد ندارد.

البته اين نكته خيلي مهم است كه خداي متعال اين همه ظرفيت و عظمت را در قالب يك زن متجلي ساخت. معناي اين ظرفيت عظيم زناني است كه خداي متعال در اختيارشان قرار داده است. اين همه [ظرفيت]؟ كي مي¬تواند گوشه¬اي از آن را تحمل كند؟ آن صحنه¬ها را در ذهنتان بياوريد. همه¬تان آشناييد. اصلاً براي ما [قابل تصور نيست]، مگر كسي كه متصل شده و در آن مسير حركت كرده و به مراتبي رسيده باشد، والا اصلاً مگر مي¬شود؟ مگر اينكه يك زن الهي شده و بازتاب خداست. آن وقت مي¬بينيد كه چه اتفاقاتي دارد مي¬افتد. حضرت زينب (س) براي همة بشريت الگوست. همه شجاعان تاريخ بايد بيايند زانو بزنند و نوكري حضرت زينب را بكنند و افتخار كنند كه رهبرشان حضرت زينب است و اين اتفاقي نيست كه وقتي انقلاب مي¬شود، يعني همه چيز (معيارها و اندازه¬گيريها و ارزشها) زير و رو مي¬شود، آن وقت در اين جامعه مي¬آيند مي¬گويند كار، شأن و جايگاه پرستار، انعكاسي از جايگاه و شأن حضرت زينب (س) در جامعه. من روز پرستار را به شما تبريك مي¬گويم و از همه خدماتي كه انجام مي¬دهيد، تشكر مي¬كنم.

البته مي¬دانيد، بالاخره وقتي مي¬خواهيم كار را اصلاح كنيم، كار با موانع و مشكلاتي هم مواجه است. خب بايد اينها را پشت سر بگذاريم و قدم به قدم حل كنيم. همه آنچه ما مي¬خواهيم، يكباره محقق نمي¬شود. اصلاً عالم، عالم تدريج است. همة تلاش ما اين است كه سرعتش را زياد كنيم. عالم تدريج است.

آقاي لنكراني اعلام كردند كه واقعاً دولت همه دوست دارند كه حل كنند، آرزوي ما اين است كه به روزي برسيم كه همة ملت ايران، نه فقط ملت ايران، همة ابناي بشر در آرامش، رفاه و مسير شكوفايي استعدادهاي خودشان قرار بگيرند. آرزوي ماست. همة تلاشها هم در اين جهت است، ولي مشكلات هست.

بگذاريد يكي را برايتان بگويم. الان با آقاي لنكراني [صحبت

مي¬كرديم]، آقاي لنكراني گفتند بعضي از همكاران ما مطالباتي دارند. گفتم خب بياييد سهام بگيريد. گفتند نه، سهام الان در ذهن دوستان تخريب شده و اسمش را نبريد.

حالا من به ايشان نگفتم، مي¬خواهم به شما بگويم. خب، اين نظام هماهنگ پرداخت كه داستانها دارد. ما خيلي تلاش كرديم يك چيزي در بيايد كه [مصداق] آش نخورده و دهان سوخته نباشد و براي همكاران بدنامي نباشد و يك اسمي بگذارند و چيزي از آن درنيايد. حالا آنچه ما مي¬خواستيم نشد، ولي بالاخره حالا يك چيزهايي شده است. همين است كه امسال مي¬خواهيم اجرا كنيم، در قانون بودجه نوشته¬اند شش ماهة اول از محل سهام، شش ماهة دوم هم در ديون برود. بعد ديدم همان آقايي كه اين را تصويب كرده، در تلويزيون آمده و مي¬گويد ما شنيديم مي¬خواهند سهام بدهند. چه كار زشتي است؟ يعني چه؟ بابا پس ما كه نمي¬توانيم خودمان را به وجه نقد تبديل كنيم، اگر مي¬توانستيم لااقل براي پرستاران با افتخار اين كار را مي¬كرديم. مي¬گفتيم بالاخره ما يك جسم ناقابليم، اين را به وجوه تبديل مي¬كنيم و در اختيار همكارانمان قرار مي¬دهيم و حقوقشان را مي¬پردازيم. ديگر از آسمان كه نمي¬توانيم بياوريم. آنچه نوشته¬ايد، همين را بايد به خزانه و بانك مركزي ببريم و بگوييم آقا اين را در قانون

نوشته¬اند، اين را تحويل بدهيد، ما مي¬خواهيم. من خيلي تعجب كردم و گفتم عجب! از چيزي كه خودش هم نوشته خبر ندارد.

بعد شروع كرد به تخريب. چرا تخريب؟ بالاخره حالا نوشتي، عيب ندارد. دولت در جلسات متعدد كارشناسي كرده و گفته حالا كه بناست سهام بدهيم، ما بهترين سهام را مي¬دهيم كه بلافاصله نقد بشود و براي همكاران سرمايه بشود. ده درصد هم ـ حالا نشنوند ـ فردا حالا يك چيزي فوري تصويب مي¬كنند و بعد مي¬گويند بي¬خود ده درصد اضافه كردي.

ده درصد هم حالا گذاشته¬ايم، بعداً خواستند ببرند، نمي¬دانم ديوان محاسبات و … من را ببرند، آقاي لنكراني و … را نبرند.

در دولت هم من گفتم ده درصد هم اضافه بگذار. بالاخره اينها بهترينهاي همكاران ما در دستگاهها هستند و جان و زندگي¬شان را گذاشته¬اند و دارند خدمت مي¬كنند و كشور را اداره مي¬كنند. همة اين افتخاراتي كه كشور دارد كسب مي¬كند، سر جمع خدمات همينهاست كه دارند در بخشهاي مختلف خدمت مي¬كنند.

اين نيست كه يك نفري در يك جا دارد اين افتخار را براي كشور كسب مي¬كند و بقيه هم مشغول زندگي خودشان هستند. نه، همين آجرهايي كه هر روز هر كس هرجا هست، يك آجر مي¬گذارد، اينها حاصل جمعش اين افتخارات عظيم و پيشرفتهاي كشور مي¬شود. اينها دارند بناي ايران عزيز آينده را مي¬سازند. خب كي بهتر از اين كه ما

مي¬خواهيم انجام بدهيم. حالا ما دنبال راههاي ديگري هم هستيم، ولي بالاخره اينهايي كه مي¬توانيم انجام بدهيم دنبال مي¬كنيم و انجام مي¬دهيم.

دربارة آن ساعت كار و سختي كار حتماً من در دولت خواهش خواهم كرد، خارج از نوبت يعني با دو فوريتي بياورند، بدهيم. به نظر من الان چون دورة مجلس دارد تمام مي¬شود، ما الان هم بدهيم، ديگر بعيد است كه رسيدگي بشود. ما از شما اجازه بگيريم اين را با قيد يك فوريت به مجلس بدهيم. اما اجازه بدهيد مجلس جديد بيايد كه جزء اولين لوايحي باشد كه تحويل مي¬گيرد و اميدوارم و ان شاءالله همين¬طور خواهد شد كه مجلس محترم هم همراهي بكند و زود تصويب بكند و بتوانيم مقداري كار را سامان بدهيم.

در بخشهاي ديگر هم، بالاخره مي¬دانيد، چون شما خيلي خوبيد، خدا هم يك وزير خوب قسمت شما كرده است. آقاي لنكراني واقعاً جزء بهترين من نمي¬خواهم بگويم بهترين، براي اينكه يك مقدار حركت كند و جلو برود، اگر بگويم بهترين وزير كابينه است كه ديگر نمي¬شود. يكي از بهترين وزراي كابينه هستند؛ پركار و عالم و دلسوز. حتماً خودتان از نزديك مي¬شناسيد. با اينكه ما شرايط سختي را مي¬گذرانيم، بعضيها خيال مي¬كنند قيمت نفت بالا رفته، از آنجا صاف مي¬آيد و در جيب وزرا

مي¬رود. اينها هم خسيس¬اند، نمي¬خواهند خرج كشور كنند، واقعاً اين طوري نيست، بالاخره آن چيزي كه در بودجه مي¬نويسند، ما مي¬توانيم بگيريم.

  آن چيزي كه دست دولت داده¬اند، مشخص و ثابت است و ما نمي¬توانيم يك دلار بيش از آن برداريم. اگر هم كسي بردارد نمي¬تواند هزينه بكند. اصلاً نمي¬تواند بردارد. خزانه و بانك مركزي و حساب و قانون و قسط بندي كسي نمي¬تواند اصلاً، يعني راهي نيست، رئيس¬جمهور هم دستور بدهد، امكانش نيست بخواهند بردارند. ما در همين قالب بايد كار كنيم. با همة پيچيدگيهايي كه دارد. با همة اين احوال من واقعاً بايد خدمت شما بگويم جهت¬گيري دولت اين است كه بهترين روش اجرا را انتخاب كند.

خوشبختانه جامعة پرستاري و جامعة بهداشت و درمان ما تا الان بيشترين همراهي را داشته. غير از عده¬اي كه براي خودشان مي¬زنند، چند برابر مي¬كنند، حالا ما فعلاً در اين جلسه با آنها كاري نداريم. اما بيشترين همراهي را واقعاً جامعة پرستاري [داشته است.] الان شاخصهاي درماني ما به سرعت دارد ارتقا پيدا مي¬كند و اين قريب به اتفاقش حاصل كار شماست. حالا گفتند 85 يا 200 پرستار نمونه ما انتخاب كرديم. بايد بگوييم اينها نمونه¬ترينها هستند. چون كسي كه پرستار شده، نمونه شده است. پرستاري يعني نمونه بودن، چون كار پيچيده و سخت پرستاري را هر كسي نمي¬تواند انجام بدهد و خودتان مي¬دانيد، چون من خودم يك موقعي در بيمارستان پرستاري كرده¬ام. خدا رفتگان شما را رحمت كند. چند سال پيش، سال 64، 65 پدر من نياز به مراقبت شبانه¬روزي داشت و من شبانه¬روز آنجا بودم. غير از پرستار و كادر بيمارستان كه كار خودش را مي¬كرد، من هم آنجا بودم. بالاخره خودم فهميدم چه خبر است، شب بيداري و آن فضا و … بالاخره شما در فضايي نيستيد كه همه بگويند و بخندند و مشغول استراحت باشند. شما در فضايي هستيد كه هركس آنجا

مي¬آيد ناراحتي دارد، جسمش لطمه خورده و به سبب جسمش، روحش هم لطمه خورده است. حالا خود مريض يك طرف، اطرافيان مريض هم كه وا ويلايي است. اين فضا را مديريت كردن خيلي مشكل است. مي¬دانيد كه آقايان رؤسا و پزشكان و اينها هم كه دم تيغ نيستند ـ خدا همة آنها را حفظ كند ـ و معمولاً شماها دم تيغ هستيد. خب اين فضا را مديريت كردن كار خيلي بزرگ و ارزشمندي است، اين هماني است كه اسمش را روز پرستار گذاشته¬اند. اين فضا را مديريت كردن هنر مي¬خواهد. والا در يك شرايط خيلي طبيعي هركس بيايد آنجا مهرش را بزند، پولش را بدهد، برود در دستگاه. قبض آن هم اتوماتيك درب خانه¬اش برود. اينكه خيلي هنر نيست كه آدم بنشيند با شاسي مديريت كند. اين فضاي انساني را مديريت كردن آن هم در شرايط التهاب من مي¬دانم و مي¬خواهم شهادت بدهم كه اصل اين پيشرفتها از آنِ همين كادر خدمات پرستاري است كه كيفيتها را بالا برده است. البته ديگران هم زحمت خودشان را دارند

مي¬كشند و كارهاي خودشان را انجام مي¬دهند، اما پايه اينجاست. اين پايه يك ذره در جايي خداي ناكرده آسيب ببيند بقيه هم همه معطل خواهند شد.

من از همة شما صميمانه تشكر مي¬كنم. اين روز را هم به شما تبريك

مي¬گويم. از آقاي لنكراني سؤال كردم و گفتم خوب به پرستاران نمونة ما چه هديه داده¬ايد. چه داده¬اند؟ يك سكه؟ نيم سكه؟ جدي مي¬گويند آقاي لنكراني؟ ما آن تعريفها را يك مقدارش را پس گرفتيم، شما گفتيد سكه، ما فکر كرديم يك سكة كامل داده¬ايد!

حالا براي نمونه¬ها نرخ را كمي بالا ببريد. نيم سكه چيست كه داده¬ايد؟ آبروي دولت مهرورزي را [برده¬ايد] البته كار پرستاري كه با سكه و اينها [جبران نمي¬شود]. يك لبخندي كه شما بر لبي مي¬نشانيد، يك آرامشي به يك خانوداده مي¬دهيد، به اندازة همة عالم ارزش دارد. حالا آقاي لنكراني قرار شد نيم سكه را به يك سكه تمام تبديل كنند و يك عمره بدهيد، منتها با همسران يا همراهانشان. حالا من و آقاي لنگراني مشورت مي¬كنيم، يك هديه كوچك…، البته عمره و سكه نمي¬توانيم واقعاً بدهيم، ولي يك هديه به عنوان تشكر به بقية كادر مي¬دهيم. واقعاً دولت و كوچك اعضاي دولت كه بنده باشم هم به فكريم و هم واقعاً قدر دانيم و اينها فقط به خاطر اظهار ارادت است.

پاداش پايان خدمت. حالا امسال چون ما گفتيم سهام بايد بدهيم، 10 درصد اضافه كرديم كه آنجا 10 درصدش مي¬پرد. اين قانون را بايد اصلاح كنيم.

از همة شما تشكر مي¬كنم. ان شاءالله موفق و سربلند باشيد.

والسلام و عليكم و رحمة الله و بركاته

شناسه خبر: 15929  

- سخنراني ها