
سخنراني در مراسم تجليل از معلمان نمونه کشور
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 15927 -
شنبه 14 ارديبهشت 1387 - 21:02
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خدای بزرگ را سپاسگزارم این توفیق را عنایت فرمود تا لحظاتی در جمع شما بهترینهای ملت ایران باشم و چهره¬های نورانی شما اصحاب علم، معرفت و پیشگامان تعلیم و تربیت ایران عزیز را زیارت کنم.
دیدار با معلمان و جامعة فرهنگی همیشه خاطره¬انگیز است. در ملاقاتی کوتاه، یک عمر خاطرات شیرین و زیبا مرور می¬شود. این حادثه¬ای است که بارها و هر روز در هر ملاقات یک شاگرد با معلم و معلمان اتفاق می¬افتد و برای من ملاقات با معلمان جزء زیباترین لحظات عمرم است. گر چه ممکن است خودم به نوعی در کسوت معلمی باشم، اما حضور در ساحت معلم حال و هوای آدم را عوض می¬کند.
جا دارد که از معلمان بزرگمان یادی بکنیم؛ استاد شهید مطهری که معلمی حقیقی بود و شهیدان رجایی و باهنر که شمع وجودشان برای تربیت جامعة اسلامی سوخت و نور و گرمای آنها همچنان آموزش و پرورش، کشور و دولت ما را گرم و نورانی می¬کند.
تجلیل از معلم نمونه در واقع تجلیل از معلم، علم و ادب است و اگر بخواهیم خیلی روشن و جامع بگوییم، تجلیل از انسان است. کار معلم کار انسان¬سازی است و معلم در واقع انسان نمونه و پیشتاز است والا توفیق معلمی به او داده نمی¬شد.
دربارة ساحت معلم هر چه بگوییم کم است. من می¬خواهم دو مطلب را خدمتتان عرض کنم؛ یعنی عرایضم را به دو بخش تقسیم کنم و مطالبی را خدمتتان عرض بکنم.
یک بخش دربارة مواردی است که جناب آقای دکتر علی احمدی، خواهر بسیار عزیزمان سرکار خانم میرسپاسی و معلم عزیزمان آقای قنبری خیلی زیبا و درست و با روش معلمی اینجا مطرح کردند. من هم می¬خواهم هم در ادامه و هم در تکمیل آن بحثها مطالبی را خدمتتان عرض بکنم و در بخش دوم راجع به مأموریت بزرگی که امروز بر عهدة ¬ماست، با شما چند کلمه¬ای صحبت کنم.
اهمیت آموزش و پرورش بر همة ما معلوم است. بالاترین و زیباترین بیان، کلمات و عبارات از بیان امام، رهبری عزیز و بزرگان مطرح شده، در این جلسه هم مطرح شد. من نمی¬خواهم آنها را تکرار کنم. اما در این مورد اتفاق نظر داریم که مأموریتمان سنگین است و نقش آموزش و پرورش نقشی محوری، اصیل و اوّلی است. در همه اینها اتفاق نظر داریم. چه باید بکنیم؟ پیشنهادهای خوبی داده شد و پیشنهادهای فراوانی هم هست. باید چکار کنیم؟ من یادم هست در اولین جلسه¬ای که موفق شدم در شورای آموزش و پرورش شرکت کنم، خدمت دوستان عرض کردم می¬خواهید چکار بکنید؟ این را معلوم کنید، بقیة کارها خود به خود معلوم خواهد شد که بعد تصمیم گرفتند فلسفة آموزش و پرورش را بازنگری و تدوین کنند؛ البته من هنوز نتایجش را دریافت نکرده¬ام.
گفتند کارهایی انجام شده است؛ یعنی نگاه، افق و قله¬ای که هدف گرفته شده است، چیست؟ نه اینکه ندانیم. اجمالاً همه می¬دانیم. اما اینکه بیاید و به مقررات، قانون، برنامه و دستورالعمل تبدیل شود و به بدنه برود، این چیز دیگری است. البته در این سی سال کارهای فراوانی انجام شده است. به نظرم رسید که دوستان در آن جلسه به این ضرورت رسیدند که یک بازنگری کنند و این را تهیه بکنند.
خوشبختانه امروز مثل همیشه آموزش و پرورش ما سرشار از نیروهای خلاق، مؤمن و توانمند است. وزیر آموزش و پرورش هم امروز بحمدالله نیرویی جوان، پرانرژی، مبتکر، فرهنگی و علاقه¬مند به کار است. من خیلی امیدوارم که این کار به سرعت در آموزش و پرورش انجام بشود.
توصیه¬ای را که قبلاً به مدیران آموزش و پرورش داشتم، اینجا می¬خواهم به¬خصوص خطاب به جناب آقای دکتر علی احمدی دوباره تکرار بکنم؛ در تهیة کلیة برنامه¬ها و تحلیلها تکیة اصلی شما اندیشة خود فرهنگیان باشد؛ یعنی بخواهید. آن وقت می¬بینید که مثل سیل می¬جوشد و همین¬طور شما را یاری می¬کند. آموزش و پرورش واقعاً این طوری است. چون بالاخره من در [جریان امور هستم]، هم ملاقاتهای فراوانی دارم و هم مکاتبات فراوانی را دریافت می¬کنم. این قدر ایده¬های زیبا! برخی از همین ایده¬هایی که ما الان در دولت اجرا می¬کنیم، از پیشنهادهای معلمان است.
در ماه مبارک رمضان یک خانم فرهنگی یادداشتی داد که یک پیشنهاد در آن بود. آن پیشنهاد به یک تصمیم بزرگ در دولت تبدیل شد که اگر ما تمام معاونت برنامه¬ریزی و کارشناسهای ما دو سه سال می¬نشستند و فکر می¬کردند، پیشنهادی به این [صراحت] و [سلیسی] و عملیاتی در اختیار ما نمی¬گذاشتند. حالا در خود آموزش و پرورش شما باید جوری طراحی بکنید که همه در عین و در حین اینکه مشغول انجام وظیفة تعلیم و تربیت هستند، در همان حال در نظام برنامه¬ریزی آموزش و پرورش یک مشارکت فعال داشته باشند. البته ممکن است شما یا هر کسی بگوید یک میلیون و دویست یا یک میلیون و چهارصد هزار نفر همه نمی¬آیند، اشکالی ندارد. اما باید فرصت را فراهم بکنیم، آن وقت ببینیم چه ابتکار عملها و پیشنهادهایی می¬آید.
من یک مجموعة شامل چهل پنجاه جزوة معلمین را در همین سال گذشته نگاه می¬کردم که کسی سؤال کرده بود که شما اگر بخواهید این مفهوم را در کلاس برای دانش¬آموز جا بیندازید، چگونه این کار را می¬کنید. روشتان را بگویید. مقدمه، اصل موضوع، مؤخره، از کجا شروع و ذهن بچه را چگونه آماده می¬کنید. من چهل پنجاه مورد از اینها را نگاه کردم و دیدم چهل پنجاه روش که همه هم زیبا و اثربخش بود. درست مثل گلستانی که شما وارد می¬شوید، صد نوع گل هست و همه زیبا و نمی¬توانید از هیچ¬کدام بگذرید. معنایش این است که افراد با سلایق، ادبیات و توانمندیهای گوناگون می¬توانند آن چیزی را که ما می¬خواهیم، محقق کنند.
شما این فرصت را فراهم کنید. خواهشم از شما این است. همین طوری که دوستان هم گفتند، مهلتی برای خودتان بگذارید و این را جمعش کنید و بگویید این نظام مشورت و تصمیم¬گیری ما و این هم قله¬ای است که ما می¬خواهیم در آموزش و پرورش فتح کنیم.
همین امروز من داشتم جزوه¬ای که در سال 1377 در شورای آموزش و پرورش تصویب شده بود، شاید آقای محمدیان یادشان باشد، اهداف دوره¬ها. خیلی چیز خوبی است. اما اینها به عنوان وظیفة یک معلم در کلاس قرار نگرفت. همة معلمهای ما می¬خواهند کار انجام بدهند و الا معلم نمی¬شدند. آمده و می¬خواهد پایه¬های کشور را بسازد. من آثاری ندیدم که حتی در متن برنامه¬های تربیت معلم رفته باشد. نمی¬خواهم بگویم الان همان جزوه را در اختیار معلمین سراسر کشور قرار بدهید. ممکن است جرح و تعدیل بکنند، نقد و اصلاحی بکنند، حتماً این کار را بکنید. من خودم نظرهایی راجع به بعضی مواردش داشتم. می¬شود اینها را مختصرتر و عملیاتی¬تر کرد، مفاهیمی را که باید منتقل بشود محدودتر کرد، اما جامع به آن پرداخت که در دل و جان یک دانش¬آموز نهادینه بشود. این یک؛ یعنی واقعاً این برنامه را بگذارید و از ظرفیت عظیم آموزش و پرورش برای اصلاح، تکمیل و راهبرد خود آموزش و پرورش استفاده کنید.
نکته دومی که باید در آموزش و پرورش دنبال کرد، بحث نظام ارزیابی است. الان نظام ارزیابی داریم که نظام خوبی هم هست، اما این نظام ارزیابی واقعاًَ انگیزه درست نمی¬کند. این را با کمک خود معلمین به سمتی ببرید که انگیزه درست بکند.
نکتة سومی که باید گفته بشود، بعضی از دوستان هم گفتند، قبلاً هم گفته شد و گفته شده بود. باید منابع را درست هزینه کنیم. آن چیزی که اعتقاد من است و قبلاً هم اعلام کرده¬ام و تا الان هم در دولت در همین جهت حرکت کرده¬ام، این است که آموزش و پرورش اولویت اول است. ما هر چه بتوانیم به سمت آموزش و پرورش ببریم، نه تنها در آن ضرری نیست، بلکه همه¬اش سود است. این اعتقاد من است. حالا اعداد و رقمها را مقایسه کنید. کار مهمی اتفاق افتاده است. گرچه من خودم الان معتقدم، ما هنوز اول راه هستیم. البته شما می¬دانید همة روند تصمیم¬گیری دست دولت نیست. ما همیشه دوست داریم بهترینها را برای آموزش و پرورش بیاوریم.
آقای افسری اشاره کردند و گفتند همکارانی که بازنشست می¬شوند، حرف درستی است و ما هم می¬خواهیم همین را انجام بدهیم. بدانید یکی از انگیزه¬های اصلی که بنده به این لایحة مدیریت خدمات کشوری رضایت دادم، جامعة فرهنگیان بود. بدانید، چون در آن پیچیدگیهایی درست شده که پدر دولت در می¬آید. فشاری بر دولت خواهد آمد که شیری که از مادر خورده ... واقعاً کار خیلی سختی است. سخت¬تر از سهمیه¬بندی کرن بنزین است که سنگین¬ترین تکلیف بعد از انقلاب بود که بر دوش یک دولت گذاشته شد. این خیلی سخت¬تر از آن است. با این حال من رضایت دادم. می¬دانید یکسال و نیم بحث بود. ما می¬گفتیم بالاخره آخرش چه چیزی گیر همکارانمان می¬آید. آش نخورده و دهان سوخته نباشد. شما یک اسمی می¬گذارید و تبلیغات خودتان را می¬کنید، همه¬تان هم چپ و راست مصاحبه می¬کنید. هنوز قانون از تنور در نیامده، شب در تلویزیون می¬گوید این هشتصد- نهصد یا یک میلیون تومان شد. می¬گوییم خب اینکه گفتید کجاست؟ خب این را بدهید که ما بتوانیم به همکارانمان تحویل بدهیم.
پریشب یکی از دوستان در تلویزیون خیلی [جدی] گفت بله، من شنیده¬ام می¬خواهند به سایر کارمندان دولت پاداش بازنشستگی را نقدی بدهند و به آموزش و پرورش سهام بدهند و این کار خیلی بدی است. من خیلی تعجب کردم. گفتم خود شما در قانون بودجه نوشته¬اید که سهام بدهید. تمام این خدمات کشوری را – بدانید- در بودجه نوشته¬اند سهام بدهید. پولی برایش نیست. ما یک جا نهصد میلیارد تومان گذاشته¬ایم، هفتصد میلیارد تومان اضافه کردند از جایی که درآمدی کسب نمی¬شود؛ یعنی از گران کردن کل قیمتهای کشور هفتصد میلیارد آورده¬اند و گفته¬اند این را روی آن بگذار. خب اگر همة قیمتها بالا برود، ما این هفتصد را هم فقط به همکاران فرهنگی بدهیم، دو برابرش را از جیبشان در می¬آورند و می¬شود همان آش نخورده و دهان سوخته. ما که نمی¬خواهیم خودمان را فریب بدهیم. ما می¬خواهیم واقعاً جایگاه بالا برود و پشتیبانی بشود و مشکلات در عمل حل بشود نه در حرف و تبلیغات.
یک رقمی برای کل کشور گذاشته شده، سیصد میلیارد تومان، این حداکثر به 18- 20 هزار نفر می¬رسد. در صورتی که قانون بازنشستگی بیش از موعد یعنی امسال 250 هزار نفر بازنشسته، یعنی 70-80 هزار نفر در آموزش و پرورش. از کجا بیاوریم بدهیم؟ اینکه می¬شود همین استخوان لای زخم و این کلاه و آن کلاه کردن. اینکه درست نیست.
دولت نشست و فکر کرد و گفت اولاً هر چیزی داریم، اگر برای آموزش و پرورش است، اول مال آموزش و پرورش، منتها به همه برسد. ما واقعاً فکر کردیم و دیدیم یکی از بهترین روشهاست، رفته¬ایم کلی مقررات قبلی را گشتیم و کار حقوقی کردیم و راه پیدا کردیم که دیگر دوباره پیچ و خم پیدا نشود. گفتیم آقای وزیر اقتصاد برو شرکتهایی که بهترین سهام را دارند، بالاترین رشد را دارند، فوری نقدی می¬خرند، یک درصد هم اضافه رویش بگذار، ما این را بیاوریم و بدهیم که اگر فرهنگیانی خواستند بازنشست بشوند که زود نقد بشود والا چه اتفاقی می¬افتد. گفتند بنویسد دیون. این هم چیز جدیدی بود. در بودجه که خود بودجه برای ما نوشته بنویسید دیون که این خلاف بودجه است. خب ما نوشتیم دیون. اینکه مشکلی را حل نمی¬کند. واقعاً چه مشکلی را حل می¬کند؟ بالاخره دولت باید راه حلهایی پیدا کند و کار را جلو ببرد.
ما گشتیم و این راه را پیدا کردیم. ما قانون بودجه را در اختیار دوستان قرار می¬دهیم. شما هر راه دیگری پیشنهاد بدهید، ما انجام می¬دهیم. ما گفتیم یک سری سازمانها و نهادهای بی¬خودی درست شده. ما آمدیم همه اینها را یک گوشه جمع کردیم و گفتیم اینها را کنار بگذارید. بعداً اگر ما پول اضافه آوردیم به اینها می¬دهیم. برداشتند همه را ردیف گذاشتند و گفتند نه، باید حتماً به اینها پول بدهید. بالاخره ما پولهایمان که مشخص است. پول معلوم است. سقف پول ما معلوم است. نامحدود نیست. به نظرم باید یک مقدار در خود آموزش و پرورش مدیریت کنیم.
من نمی¬خواهم بگویم حق التدریسیها نباید استخدام بشوند. این تشخیص با شماست. این تشخیص با آموزش و پرورش است. اما خب ما اگر بخواهیم همة حق التدریسیها را فوری استخدام بکنیم، امسال پول دارید بدهید؟ خب ندارید که. چه می¬شود؟ مجبورند سایر پرداختیها را متوقف کنند. این طور می¬شود دیگر. یا اگر ما بگوییم حق التدریسیها استخدام، پس تربیت معلم را چه کار کنیم. مگر بنا نیست هر کس می¬خواهد بیاید، از مسیر تربیت معلم بیاید که حرف درستی است. اگر از مسیرهای دیگر آمدند دیگر تربیت معلم خاصیتش را از دست خواهد داد.
من می¬خواهم بگویم شما اینها را مدیریت کنید. دولت دربست در خدمت شماست. تا الان تقریباً، من نمی¬خواهم بگویم تحقیقاًَ، چون مواردی بوده که دولت مقداری کم و زیاد کرده، تقریباً هر چیزی از آموزش و پرورش به دولت آمده فوری تصویب شده است. برای اینکه جهت¬گیری دولت همین است. حالا ما دنبال این هستیم که اگر بشود، ان¬شاءالله به فضل الهی یک جوری پایة قضیه را درست کنیم که دیگر هر سال این گرفتاری نباشد. شما هم کمک و مشورت و نظر بدهید. خود آقای دکتر علی احمدی از همة معلمان و فرهنگیان بخواهید. باز ما هر چه بالا رفت این آمادگی را داریم که مطلقا در آن دخالت نکنیم.
دولت هیچ دخالتی نکند، بگوید آقا مثلاً امسال بودجة آموزش و پرورش 8 هزار میلیارد تومان است، ما یکجا در اختیار خودتان می¬گذاریم. معاون برنامه¬ریزی و نیروی انسانی دولت مطلقاً دخالت نمی¬کند. تشخیص اینکه چگونه و کجا هزینه بشود، به عهدة خود آموزش و پرورش است. ما این اعتماد را به جامعة فرهنگیان داریم. واقعاً در اختیار خودتان می¬گذاریم. بالاخره اختیارات رئیس جمهور است، ضوابط اداری و استخدامی درست است که حالا در قانون آورده¬اند، ولی طبق قانون اساسی اصلش از اختیارات رئیس جمهور است. ما در اختیار خودتان می¬گذاریم، تنظیم کنید.
بحث تربیت معلمها که فرمودند، تربیت معلم مهم است. بنشینید یک کار نمی¬خواهم بگویم اساسی ولی یک چیزی که همان طوری که گفتند ما بتوانیم بیست سال روی آن حساب کنیم و بگوییم تا 20- 25 سال دیگر این روند یا این چرخ به این ترتیب خواهد چرخید. من حمایت می¬کنم. واقعاً تربیت معلمی که سطح را به طور اصیل بالا ببرد. این خیلی مهم است. من از تربیت معلم حمایت کردم. می¬دانید که در این دولت تأکید شد که راه¬اندازی و بازگشایی بشود. اصلاً سطوح عالی بگیرد. بالاتر از دکترا. دکترا بگیرد. ما اینها را قبول داریم، ولی بنشینید و چارچوب بگذارید. من نمی¬خواهم بگویم که بعضی اطلاعاتی که به من می¬رسد درست است. ولی بعضی جاها واقعاً آن چیزی که خانم میرسپاسی می¬گویند الان نیست، یک اسم است و ما نمی¬خواهیم یک اسم باشد. اسم نباشد و محتوا باشد. واقعاً تربیت معلم باشد. انجام بدهید. بندة احمدی¬نژاد با افتخار حاضرم شبها از 5-6 ساعتی که می¬خوابم یک ساعتش را کم کنم و خدا شاهد است این را راست می¬گویم، بیایم آن جایی که تربیت معلم است، شبها نظافت کنم. بدانید با افتخار می¬آیم...
افتخار ما به جامعة فرهنگیان و معلمین کشور است. خودتان کمک کنید مقداری مدیریت بشود. باز ما امسال دنبال این هستیم که از هر جا که بشود بیاوریم و بگذاریم و این قانون خدمات مدیریت را هم باید اجرا کنیم، ولی بدانید هیچ منبعی جز سهام نیست. پارسال هم همین کار را کردیم. ما واقعاً دستگاههای دیگر را به شدت تحت فشار گذاشتیم، آقایان می¬دانند. بعضی وقتها من خودم جلسه می¬گذاشتم ردیف به ردیف که برای چه این قدر، این پول را برای چه می¬خواهید؟ این را خرج نکن و تا آنجایی که می¬شد منتقل کردیم. امسال هم به فضل الهی و با افتخار همین کار را می¬کنیم. منتی بر کسی نیست و وظیفة ماست که این کار را انجام بدهیم. شما هم ان¬شاءالله آن طرف کار را جلو ببرید.
نکتة آخری که در این قسمت هست و من سرتان را درد نیاورم. نمی¬خواهم گله کنم. من اصلاً اهل گله نیستم.فضای فرهنگیان ما همیشه با نشاط¬ترین، انقلابی¬ترین و پاک¬ترین فضا در طول سی سال بوده است.
خیلی جاها آلوده شدند. دیدید، رفتند برای خودشان مقررات نوشتند و راه را برای خودشان باز کردند، عده¬ای به چیزهایی رسیدند و اما آموزش و پرورش ما سالم¬ترین، پاک¬ترین و انقلابی¬ترین بوده است. من به دانشگاهیان گفتم و به طریق اولی می¬خواهم به شما بگویم، ما انتظار نداریم رسانه¬ها برای ما انسان تربیت کنند. گرچه وظیفه دارند اما ما انتظار نداریم.
تا حالا انتظار هم نداشته¬ایم که رسانه¬ها فضای انقلابی و آرمانی کشور را حفظ کنند و به نسلهای بعدی بدهند. زحماتی کشیده¬اند، دستشان درد نکند. من می¬خواهم اینجا شهادت بدهم آن جمع مقدسی که با فداکاری فضای آرمانی را نسل به نسل به جوانهای کشور تحویل داده، آموزش و پرورش بوده است. این الان اتفاق افتاده است. بعضیها خیال می¬کنند دو مقاله در روزنامه¬ای نوشته¬اند و سروصدا کرده¬اند، انقلاب به بچه¬ها منتقل شده و امروز ما می¬بینیم بچه¬های راهنمایی و دبیرستان همان حرفی را می¬زنند که بچه¬های 1357-1358 و 1360 می¬زدند. این کار کیست؟ کار آموزش و پرورش است. باید حواسمان باشد که از این به بعد هم فضا باید آرمانی بماند. فضای آموزش و پرورش اصلاً زنده بودن فضای آموزش و پرورش به این است که آرمانی است، والا خنثی می¬شود و برکت از آن گرفته خواهد شد. خیلیها دنبال این هستند که دائم به هم بریزند و القا کنند و داد بزنند.
کسی آمده بود و خیلی دل می¬سوزاند. من گفتم آقای فلانی شما خودت آنجا که بودی فقط بار خودت را بسته¬ای. خودت چکار کرده¬ای؟ حالا آمده¬ای و مدعی شده¬ای؟ تو اصلاً یک روز در عمرت معلم بوده¬ای و می¬دانی رنج معلمی یعنی چه؟ خیال کردی می¬شود کلاهی درست کرد. نه خیر، نمی¬شود. فرهنگیان ما همواره پرچمدار انقلاب بوده¬اند و تا آخر هم خواهند بود.
خب، مرور سریعی داشته باشم و بعد عرض آخرم را بگویم.
من پیشنهادهای خانم میرسپاسی را خدمتتان عرض می¬کنم که از طرف 180 نفر از معلمان عزیزمان است.
- برابری کلیة حقوق و مزایای دارندگان فوق لیسانس و دکترا در آموزش و پرورش با دانشگاهها. بیاورید بالاخره ما در هر جوری بتوانیم در خدمتتان هستیم. واقعاً ما هر چه داشته باشیم می¬گذاریم، خودتان تنظیم کنید. البته هم¬ترازی و .. هنوز هست، ولی می¬دانم اینها هنوز دلها را آرام نکرده. بالاخره بیاورید و ما هر کاری بتوانیم انجام می¬دهیم.
- فراهم کردن امکان تدریس معلمان نمونة کشور در مدارس خارج از کشور بدون انجام آزمون. اختیار این اگر مربوط به دولت است، من همین الان به شخص وزیر آموزش و پرورش تفویض می¬کنم.
- فراهم کردن شرایط ادامة تحصیل معلمان نمونة کشوری بدون آزمون. این یک راه دارد و آن هم بنیاد نخبگان است. من این را به آقای واعظ¬زاده ارجاع می¬دهم. در شورای نخبگان هم من از این حتماً حمایت خواهم کرد.
- فراهم کردن [شرایط] اعطای گروه تشویقی به معلمان نمونة دارندة مدرک فوق لیسانس؛ اینها از نظر ما که آقای علی احمدی اشکالی ندارد. پایة مربیگری به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد.
- صدور کارت منزلت. ما در خدمتتان هستیم.
- عضویت معلمان نمونة کشوری در انجمن نخبگان کشور.
باید بیایید در انجمن نخبگان کار کنید.
- تسهیلات ویژه برای استخدام فرزندان فرهنگیان بازنشسته. کجا استخدام بشوند؟ این ناعادلانه است، برویم سراغ مطلب بعدی.
- پرداخت عادلانه و به موقع پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته.
سعی¬ ما این است که تمام مطالبات را امسال بدهیم، ولی بدانید پول نقدی نداریم. همان رقمی است که گفتیم. سعی ما این است که بقیه¬اش را بدهیم.
[صحبت حضار]
شما مقایسه نکنید. آن ذخیرة ارزی فقط می¬تواند مصرف ارزی بشود و در تراز مالی کشور نمی¬تواند به ریال تبدیل بشود. باید مصرف ارزی بشود. ممکن است چهار نفر هم بگیرند ودرست خرج نکنند. من تأیید می¬کنم و نه نمی¬گویم. بله، هستند باید رسیدگی بکنیم و رسیدگی می¬کنیم.
اما تعجب می¬کنم، چرا شما دارید به سر این سهام می¬زنید. والله دولت دارد بهترین نقد است و گران¬تر هم می¬خرند. یک نفرتان برود آزمایش کند و بعد ببینید این چه قدر از آن بهتر است.
اجازه بدهید. بالاخره در چارچوب بودجه¬ای که به ما داده¬اند، دست من نیست. در بودجه این را نوشته¬اند. من چه کار کنم. سعی ما این است که بهترینش را به شما بدهیم. دیگر این کاری است که دولت می¬تواند انجام بدهد. اگر پول نقد بود ما واقعاً اول پول نقد را به [آموزش و پرورش] می¬دادیم، تازه آن سیصد تا را هم اول به آموزش و پرورش می¬دهیم، ولی کم می¬آید. بدانید به بخشی می¬رسد، آن هم به عده¬ای می¬رسد و به همه نمی¬رسد. خب بقیه را چه کار کنیم؟ من متأسفم که در تلویزیون و این طرف و آن طرف آمدند و هر کار خوبی را [جور دیگری جلوه دادند] بالاخره این پول نقد است دیگر. شما فکر می¬کنید کمتر از آن رقم می¬خرند. ما یک مقدار اضافه روی آن گذاشتیم که آن پولی را که شما می¬خواهید گیرتان بیاید؛ یعنی چیزی که حق معلم است گیرش بیاید. بالاخره آن چیزی که دولت می¬تواند انجام بدهد اینهاست.
فرمودند لزوم پرداخت حق مسکن به فرهنگیان همانند سایر سازمانها. در سایر سازمانها، همچنین در نهاد ریاست جمهوری حق مسکن قطع شد. ما یک بخشی به نام رفاهیات کارکنان داریم. معاونت برنامه¬ریزی رئیس جمهوری موظف شد بند واو حقوق همه را بدهد، حقوق دیگران را هم بدهد و بخشی را که متعلق به رفاهیات است، به صورت سرانه در تمام وزارتخانه¬ها تقسیم کند. این جور نباشد که یک وزارتخانه بیشتر و وزارتخانة دیگری کمتر بگیرد. این کاری بود که ما کردیم و امسال هم همین کار را خواهیم کرد. هر چه قدر رسید، مساوی بین همه تقسیم می¬کنیم که همه از رفاهیات استفاده بکنند.
- رفع اشکلات موجود بر سر راه ادامة تحصیل فرهنگیان با مدرک معادل. خب این باید به شورای انقلاب فرهنگی برود.
- استخدام معلمان پاره وقت و قراردادی که سالهای ...
خب این با آن بخش اول با تربیت معلم با هم نمی¬خواند، باید بنشینید و راه حل بدهید. من هیچ¬کدامش را انتخاب نمی¬کنم و نظر نمی¬دهم. واقعاً اینها با هم در تناقض¬اند.
اما صحبتهای جناب آقای قنبری بخش اولش مثل بحثهایی است که خانم میرسپاسی مطرح فرمودند، بحثهای آرمانی، محتوایی و تعلیم و تربیتی است که همه قبول داریم و درست هم هست. تحول در آموزش و پرورش. شما باید انجام بدهید. دولت پشتیبانی می¬کند و موانع را برمی¬دارد. تحول باید از آنجا بیرون بیاید.
پیشنهاد جناب آقای قنبری پیشنهاد خوبی است. این طرح جامع رفاه را تهیه بکنید. ما آمادگی داریم.
- حمایت از معلمان مؤلف و پژوهشگر، آیین¬نامه¬اش را بیاورید در دولت با افتخار تصویب بکنیم. همین طور برای تربیت معلم که عرض کردم.
- استفاده از تجارب فرهنگیان، پیشکسوتان و بازنشستگان. این را باید شما بیاورید. این برای دولت یک چیز عام است. شما باید بیاورید و رده¬بندی بکنید و بگویید معلمین و فرهنگیانی که در این رده¬ها هستند عنوان و حکمی به آنها داده بشود و بیایند در مراکزی از دولت مشاوره بدهند. ما حمایت می¬کنیم.
- تقویت روحیة فرهنگیان با اقدامات مفید و مؤثر. چشم. ما دیگر هر کاری بگویید انجام می¬دهیم. معلمها باید روحیة ما را تقویت کنند.
اما دربارة عمره که خب ما به استادان دانشگاه گفتیم، عمره می¬دهیم به همسرانتان. خودتان هم پول خودتان را می¬دهید و با همسرانتان می¬روید. اما برای فرهنگیان هم خودشان و هم ان¬شاءالله همسرانشان.
و آقای سعیدلو نامه¬شان را نوشته، معرفی هم کرده و پولش را هم داده است.
ببینید اگر ما بخواهیم به معلم پاداش بدهیم. اینکه واقعاً کار معلم را با پول و سکه و ماشین و.. این چیزها که اصلاً [قابل مقایسه نیست]. تازه این را من می¬گویم اگر موقعی هم منعکس شد کسی خیال نکند مثلاً حالا آمدند و دیگر معلمان نمونه چه شد و ... این¬طوری نیست. کار معلمی کار از جان مایه گذاشتن است. این را که نمی¬شود با این چیزها جبران کرد. چون حالا گفتند از بین 36 هزار نفر. من می¬خواهم بگویم از بین 750 هزار نفر. چون کسی که معلم شد و این لباس را بر تن کرد، یعنی در کل جامعه نمونه شد. چون ما نمی¬توانیم از 750 هزار نفر تجلیل کنیم، آخرش 180- 200 نفر می¬شود – برگزارکنندگان هم خودشان را با قضیه قاطی نکنند – آقای احمدی به برگزارکننده¬گان پاداشی بدهد که قضیه حل بشود. این اشکالی ندارد من و آقای دکتر علی احمدی تفاهم کردیم دو سوم هزینه¬اش را من می¬دهم و یک سومش را ایشان می¬دهد. ان¬شاءالله یک دستگاه پراید هم برای هر یک از معلمین نمونه در نظر گرفته شود. این برای عرض ارادت به ساحت معلمین است. معنایش این نیست که جایگاه معلم با یک پراید بالا می¬رود یا پایین می¬آید.
چیزی که بنده به عنوان کوچک معلمها می¬توانم عرض کنم این است که می¬توانم بگویم افتخار می¬کنم، دست می¬بوسم، جارو می¬کشم و آن چیزی که از دستم بر می¬آید انجام می¬دهم و امیدوارم. البته این طوری هم هست، ولی امیدوارم آن قدر در جامعه متجلی بشود که جای بحثی نماند. بدانید مردم ما از صمیم دل به فرهنگیان و معلمان احترام می¬گذارند. جای معلم در دل مردم است. مردم این قدر به جامعة فرهنگیان ما اعتماد دارند که حاصل زندگیشان را دو دستی تقدیم فرهنگیان می¬کنند و مطمئن¬اند که فرهنگیان عزیز هم اینها را انسانهای شایسته، ایمانی و انقلابی تربیت خواهند کرد.
اجازه بدهید در چهار پنج دقیقه بخش دوم عرایضم را کوتاه عرض کنم. عزیزان من، شما خودتان پرچمدار این حرفهایی هستید که می¬خواهم بزنم. انسان بدون تعقیب آرمانهای الهی مساوی با صفر است؛ بل هم اضل، ارزش انسان به آن آرمانهای الهی است که دنبال می¬کند. اینکه می¬گوییم جامعة فرهنگیان عزیز و محترم است و جایگاهش روی سر ملت ایران است، برای این است که شما دارید آدمها را آرمانی تربیت می¬کنید. والا بروید به این کشورها، از همان بچگی پول شماری را به بچه یاد می¬دهد، سنت سنت زحمت هم می¬کشد، ولی آن هم مثل بقیة کارهای تجاری است. یک کار و شغل است. اما شغل انبیا نیست.
عزیزان من، امروز ملت ایران باید به یک نیاز تاریخی بشریت پاسخ بدهد.
این یک حرف برآمده از یک تحلیل سیاسی یا حزب سیاسی در مقابل حزب سیاسی دیگر یا یک قدرت جهانی در برابر یک قدرت جهانی نیست، این یک حرف برآمده از عمق فطرت، تاریخ و خلق انسان است. عمق بعثت انبیاست. همة انبیا آمده¬اند تا اندیشة الهی در دنیا حاکم بشود و جامعة بشری با قوانین الهی که سرشار از عشق و عدالت، محبت، نشاط و امید است، اداره بشود. ظلم، تبعیض، افسردگی، یأس و کینه برچیده بشود. همه برای این هستند و امروز بشریت در یک پیچ تند تغییرِ دوران قرار گرفته است. ما دوره¬ای را پشت سر گذاشته¬ایم؛ دورة ادبیات قدرت، ثروت و سلاح در تنظیم موازنات جهانی. حتی قدرت فرهنگ، معیار فرهنگی و ارزشی درست می¬کند. یک موقع می¬گفتند فلان کشور فلان مدل ماشین را درست می¬کند. پس آنها متعالی¬ترند. در حالی که منحط تر بودند و هستند. این دوره تمام شده است. دورة مکاتب مادی و ارزشهای غیر الهی تمام شده است. زمین خورده¬اند و شکست خورده¬اند. مارکسیسم [شکست] خورد و سرمایه¬داری هم که شکست خورده است. امام آن روز فرمودند که ما باید به زودی مارکسیسم را در موزه¬ها و کتابخانه¬ها [ببینیم]. بدانید همین سرنوشت به زودی در انتظار نظام سرمایه¬داری و نظام مادی غرب است. زمین خورده است. این نقابش مانده، این هم ان¬شاءالله فرو خواهد ریخت.
الان همة بشریت به دنبال راه نویی است. بگذارید خاطره¬ای کوتاه برایتان بگویم. در همین سفر سریلانکا که هشتاد و خرده¬ای درصد از جمعیتش بودایی و هندو هستند و درصد کمی هم غیر بودایی و هندو اعم از مسلمان و مسیحی دارد. آنجا جلسه¬ای ترتیب داده¬ بودند و رهبران مذهبی همة ادیان آمده بودند. چهارصد، پانصد نفر ازشخصیتهای مذهبی اول آنجا آمده بودند. پیرمردهای 80-90 ساله. مسلمانها، مسیحیها، بوداییها و هندوها هم بودند.آنجا یک نفر به نمایندگی صحبت کرد و از ایران خیلی تجلیل کرد. بعد هم من صحبت کردم. حرفهای من همین حرفهایی است که اینجا با شما می¬زنم که آقا این دوران به پایان رسیده، ظلم باید برود و عدالت باید بیاید، ریشة مشکلات بشر به خاطر این است که خدا، اخلاق و راه پیامبران را فراموش کرده است. ظلمها باید برود و برای رفتنش هم آنها باید بیاید. تنها راه نجات اینهاست. شما نمی¬دانید این جمعیت چه استقبالی از این حرفها می¬کرد! می¬گفت همین است. راه همین است. آن سخنرانی که به نمایندگی آمد این حرف را زد که می¬خواهم خدمت شما بزنم و انتظارم را بگویم. گفت ما برای اصلاح وضع جهان و برپایی سعادت و عدالت نگاهمان به ملت ایران است. بدانید من این حرف را تا حالا در 20 کشور دنیا از نخبگان شنیده¬ام. هم مأموریت ذاتی ماست. ما مسلمانیم.
امام فرمودند تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم. یعنی تا موقعی که آن حیات طیبه در جهان برپا شود و این هم که به اصطلاح مأموریت اکتسابی ماست؛ یعنی دیگران می¬خواهند و طلب می¬کنند. و اگر خدای نکرده ملت ایران این شرایط را نشناسد و مأموریت تاریخی خود را برای ترویج اندیشة الهی و آرمانی و دعوت ملتها و آرمانها برای سیلی زدن به گوش نظام سلطه و ستم جهانی به خوبی انجام ندهد، نه تنها در پیشگاه خدا و تاریخ و ملتها پشیمان خواهد بود، بلکه خسارتی وارد خواهد شد که تا ابد قابل جبران نیست، چون شیاطین می¬آیند و یک چیز قلابی را جای آن می¬گذارند.
می¬بینید در بحث ظهور امام عصر (عج) عده¬ای پیدا می¬شوند و یک چیز انحرافی می¬گذارند و جوان مردم را می¬برند و مالیخولیایی می¬کنند. امام عصر زنده، حیات¬آفرین و امید بخش است. می¬برند در پستوها و ... تبدیلش می¬کنند. در سطح جهان هم همین طور است. هم بیرونیها و هم بعضیها در داخل می¬خواهند ما را سرگرم مسائل خیلی ریز بکنند.
در اوج قضیة هسته¬ای همة دنیا علیه ما بود. تحریم کرده بودند و فشارهای اقتصادی را به اوج رساندند، تمام قراردادها را لغو کردند. قراردادهای مالی را لغو کردند، راه بانکی و راه منابع را بستند، برای اینکه ما را بشکنند. بعضیها هم در داخل یکدفعه آمدند در پاییزی که بعد از سی سال برف آمده و تمام جالیزها مشکل پیدا کرده، گوجه فرنگی کم شده، می¬خواستند مسئلة اول کشور را گوجه فرنگی بکنند و دولت را از آن صحنة عظیم هسته¬ای وارد قضیة گوجه فرنگی کنند. نمی¬خواهم بگویم نباید برسیم. دولت که دارد تلاشش را می¬کند. ما در سطوح گوناگون درگیر همین قضایا هستم. ما در هفته چند ساعت جلسه و پیگیری داریم. بالاخره دعواست.
شما بدانید عدد تورم همة کشورهای اطراف ما دو برابر شده است؛ یعنی اتفاقاتی دارد می¬افتد و ما هم داریم مبارزه می¬کنیم. می¬خواهم بگویم باید حواسمان باشد. خوشبختانه جامعة فرهنگیان و ملت ما همه هوشیارند. می¬خواهند ما را از این آرمان بلندی که هم ما و هم جهان را نجات می¬دهد، ببرند و مشغول حرفهای کوچک بکنند که هر چه انجام بدهیم، تمام نمی¬شود. خاصیت این دنیا همینهاست. طرف مسکن نداشت، یک مسکن 60 متری به او دادند. بعد گفت حالا جایم کم است باید 180 متری باشد. 180 متری شد گفت نمی¬شود که یک ویلا هم می¬خواهم. گفتیم این هم ویلا. گفت ویلا که نمی¬شود باید یک جا هم در جنوب داشته باشم. گفتیم این هم در جنوب. بعد سر رنگ پرده¬اش با خانمش دعوا داشت. نه اینکه خانه و ... لازم نیست. همة اینها لازم است، اما اگر کسی اسیر این شد، بداند آخرش رنگ پرده هم مسئله می¬شود و می¬شود همة زندگی. بعضیها می¬خواهند این بلا را سر ما بیاورند.
بله ما یک ملتیم و با مشکلات مواجه هستیم و آرمانهای بلندی هم داریم. دست به دست هم داده¬ایم و داریم جلو می¬رویم. مهم این است که تلاش کنیم عادلانه برویم. تبعیض و سوء استفاده¬ای نباشد. هر چه هست روی میز بگذاریم و بگوییم آقا بسم الله. هر کس به اندازة سهم خودش بردارد و ببرد و مصرف کند. به اندازة خودش هم برای کشور تلاش بکند. ما می¬خواهیم به این سمت برویم و البته بدانید سخت است. من می¬دانم سخت است.
اگر خاطرتان باشد – نمی¬خواهم این قسمت اصلاًٌ پخش بشود – در زمان انتخابات من گفتم دارم وارد محدودة ممنوعه می¬شوم. برای اینکه می¬فهمم یعنی چه. دوستی گفتند از ذخیرة ارزی برداریم و بدهیم – ما نمی¬گوییم ذخیرة ارزی، همین منابع ریالی که هست، ما دو سال است داریم کلنجار می¬رویم و می¬گوییم پول را بیاورید به دست اهلش بدهید. هزار مانع درست می¬کنند، که من بخشی از آن را در قم گفتم. این طوری نیست که بخواهیم به سمت عدالت برویم و اجرا کنیم و واقعاً منابع را در جایگاه خودش ببریم و همین که ما بگوییم بشو بشود. این طوری نیست. اگر بنا بود بگویند بشو، بشود که اولی¬تر از ما کسانی بودند که گفتند بشو و نگذاشتند.
امروز بحمد الله به لطف خدا شرایط خیلی خوب است. ما صد را می¬گوییم 20، 30، 40 و پنجاهش را می¬توانیم اجرا کنیم. این خیلی است، ولی بدانید که خیلی وقتها سنگر به سنگر است. همه¬اش را که نمی¬شود بیان کرد. باید تحمل و حوصله کرد. خب ما هم تحمل و حوصله می¬کنیم. بالاخره کسی که تمام عمرش در این سی سال مسئول بوده، قبل از انقلاب هم هیچ چیزی نداشته، حالا جزء سرمایه¬دارهای درجه یک این کشور است و به قول ایشان شاید در منطقه و دنیا، برای اینکه رد گم کند فشار را روی جایی می¬آورد که اتفاقاً سیاست درست دولت است. ما می¬گوییم منابع بانکی باید کنترل شده توزیع بشود. چه کسی گفته منابع بانکی را کسی 200 میلیارد ببرد و یکی 10 میلیون هم گیرش نیاید، چرا؟ اگر کسی 200 میلیارد می¬برد عیب ندارد، ببرد و درست سرجایش خرج کند. ببرد یک کارخانه بزند قبول. ما که مخالف نیستیم. اما نه اینکه آن ده میلیونی سه سال در نوبت است و به او نمی¬رسد.
هر سال یکی از مکافاتهای دولت این است که این وامی که برای مسکن فرهنگیان و ایثارگران هست، این را بتواند ردیف کند. بعضی از شماها گرفتارش بودید. هر سال ما این فشار را باید تحمل کنیم. ما می¬گوییم این بیاید وسط ببینیم آخر کی به کی است. چرا این این طوری و آن آن طوری. نمی¬شود که. یک موقع هست که از دست ما خارج است که خارج است. یک موقع نه در سیستم است، ولی می¬بینید دائم مانع¬تراشی و فضا سازی است.
آقا سیاستها غلط است. چرا سیاستها غلط است. شما منابع بانکی را عادلانه میان ملت توزیع کن، ببینی چه قدر پیشرفت اتفاق می¬افتد. کی گفته از تبعیض پیشرفت اتفاق می¬افتد و چه کسی گفته از رباخواری، تقلب و سوء استفاده رشد اقتصادی پیدا می¬شود؟ چه کسی چنین حرفی را زده؟ خب صریح بگویند. این موانع هست. اما باید حواسمان باشد توجه و نگاه ما را از قله به زیر پایمان معطوف نکنند. این نقشة دشمن است.
بله، ما با همه این مسائل درگیریم. باید با هم داد و بیداد کنیم و سر و صدا کنیم و چانه بزنیم. اینها را هم درست کنیم. با همة توان فشار بدهیم و کار را راه بیندازیم و جلو ببریم. اما هیچ¬کدام از اینها نباید نگاه ما را از آن قله معطوف به جای دیگری بکند. اگر معطوف شد، بدانیم درجا زدن است و اتفاقی در کشور ما نمی¬افتد. و اگر بخواهیم کشور ما هم به بالاترین سطح برسد، باید نگاه ما به آن قله باشد و الا در خودمان خواهیم پیچید. این یک اصل است که به فضل الهی فرهنگیان ما منادی اندیشة امام، ولایت و انقلاب بوده¬اند و من تردید ندارم که فرهنگیان ما همچنان پرچمدار آرمانها خواهند بود.
و السلام عليکم و رحمة الله
شناسه خبر: 15927
- سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451