- سخنراني در مراسم تجليل از استادان نمونه دانشگاههاي کشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:54

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم تجليل از استادان نمونه دانشگاههاي کشور

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 15920 - 

پنج‌شنبه 12 ارديبهشت 1387 - 14:25

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



یاد و نام استاد گرانقدر آیت الله شهید مطهری را گرامی می¬داریم و از خدای متعال برای آن عزیز و همة رهروان راه تعالی بشریت علو درجات و همنشینی با پیامبران الهی را مسئلت داریم. روز معلم را به همة شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می¬کنم.

خدا را سپاسگزارم و از صمیم دل خوشحال که این فرصت را عنایت فرمود تا لحظاتی در جمع بهترین همکارانِ عزیزم باشم. بدون تردید، یکی از بهترین جلساتی که در کشور تشکیل می¬شود، همین جلسه¬ای است که عصارة دانشگاهها دور هم جمع می¬شوند و با خادمان خود به گفتگو می¬پردازند. از این¬جهت من صمیمانه خدا را سپاسگزارم.

من مطالبم را به دو بخش تقسیم کردم؛ یک بخش دربارة مطالبی که دوستان فرمودند، من هم اشاراتی داشته باشم و در بخش دوم می¬خواهم مأموریت دانشگاههای کشور را باز تعریفی بکنم.

در بخش اول دوستان مطالب فراوانی فرمودند که همة آنها درست است؛ از آقای دکتر رهایی تا بقیة دوستان. حرفهای درستی است. من بسیاری از آنها را قبول دارم و بسیاری از آنها را هم اگر قبول نداشته باشم، به احترام نظر همکاران حمایت و پشتیبانی می¬کنم، اما به نظرم بعضی از آنها نیازمند توضیحاتی است. قبل از آن باید این نکته را یادآوری کنم که از نگاه من، شما و همه نقش دانشگاه در ساماندهی همة مناسبات جامعه بی¬بدیل است؛ یعنی ما هیچ نهادی نداریم که به اندازة دانشگاه در شکل دهی امور جامعه نقش پایه¬ای و اصیل داشته باشد. بنابراین توجه به دانشگاه نه تنها ضروری بلکه امری اصیل و درست است و باید انجام بشود.

ما قانون هیئت امنایی را قبول داریم، حسابی هم قبول داریم؛ اتفاقاً شما باید آن را اجرا کنید. قانون هیئت امنایی یعنی کمکها و اعتباراتی که دولت به دانشگاهها می¬دهد. ما هم این را قبول داریم. اتفاقاً این دولت میزان کمکها را چند برابر کرده است. الان قانون بودجة سال 1387 در مقایسه با سال 1384 و 1383 هم در بخش عمرانی هم جاری چند برابر است.

بخش عمرانی¬اش هم دست شماست؛ یعنی هیئت امنا می¬تواند بنشیند و بخش عمرانی را هم جابه¬جا کند. اما سال گذشته مشکلی پیدا کردیم. در سال گذشته ما برای کنترل هزینه¬های دولت، حقوق و مزایا را در بند واو بردیم. در بند واو تبصره گذاشتیم و گفتیم اینها بیاید متمرکز شود. چون هر سال می¬بینیم در آخر سال دولت پولها را داده، اضافه هم داده، عدة زیادی هم حقوق و مزایایشان را نگرفته¬اند. فشاری بود که آخر سال بر دولت وارد می¬شد.

ما سال گذشته غیر از دانشگاهها و دستگاههای دفاعی و قوای قضاییه و مقننه - در قوة مجریه فقط دانشگاهها مستثنی شدند - همه را متمرکز کردیم. آخر سال در بند واو اضافه آوردیم. اما دانشگاهها کسر بودجه آوردند. نمی¬خواهم بگویم که شما نباید هزینه بکنید. ما می¬گوییم در اختیار خودتان باشد. حتی من آمادگی دارم دولت اختیار تعیین ضرایب و حقوق و همه را در اختیار دانشگاهها بگذارد. ما همین کمک را با همین شتاب ادامه می¬دهیم. شما مدیریت کنید. بالاخره باید بخش مهمی از درآمد دانشگاهها از طریق پژوهش و کارهای آموزشی استحصال بشود. من فکر می¬کنم این توقع و انتظار من از شما همکارانم توقع بی¬جایی نباشد که از شما بخواهم در اصلاحات ساختاری پیشتاز باشید و کمک کنید. بالاخره امسال بخش هزینه¬ای بودجه¬ای که به مجلس دادیم 40 هزار میلیارد تومان است که دو سه هزار تومان بنزین، سه چهار هزار تا بدهی و سی و دو سه هزار تا هزینه¬ای است. اگر بنا باشد این سالی ده دوازده یا پانزده درصد رشد داشته باشد، پنج شش سال دیگر ما باید تمام درآمد نفت را به اعتبارات هزینه¬ای بدهیم. خب برای کشور چه می¬ماند؟ به درستی در برنامه پیش¬بینی شد و تأکید خود شما هم هست. تمام مقالاتی که در بخش اقتصادی نوشته می¬شود، دولت را ملزم می¬کند که شما باید هزینه¬ به¬خصوص هزینه¬های جاری را کاهش بدهید. ما می¬خواهیم کاهش بدهیم. نه اینکه لزوماً حقوق و مزایا را کاهش بدهیم؛ نه. در این دو سال هم ما سایر هزینه¬¬ها را کاهش دادیم و حقوق و مزایا را تا حدودی به صورت پلکانی اضافه کردیم، اما این توقع نابجایی نیست که از شما بخواهم روشهایی را طراحی کنید، ابتکاراتی کنید و به گونه¬ای مدیریت کنید که رشد مجموع هزینه¬های مصرفی دولت به حد قابل قبول برسد. فکر نمی¬کنم این انتظار بی¬جایی باشد، اما ما امسال بودجه را در اختیار خودتان می¬گذاریم. جدولش هم هست، می¬دهند. بودجة هر دانشگاهی هم عمرانی و هم جاری در اختیار خود دانشگاه است.

خواهش من این است که مدیریت بکنید. جوری هزینه بشود که ما آخر کار کسری نداشته باشیم. شما می¬دانید تبعات منفی کسری بودجه بر اقتصاد ما و بر هزینة خانوارها به¬خصوص طبقات پایین چقدر سنگین است. بخشی از آن به زندگی خود استادان برمی¬گردد، یعنی می¬رود کمانه می¬کند و ما که جزء درآمدهای پایین هستیم، بیشترین تبعات منفی را از کسر بودجه¬های [ناشی از] افزایش هزینه¬های جاری تحمل می¬کنیم. ما در اختیار خودتان می¬گذاریم. درصد افزایش را خودتان تعیین و اعلام کنید. ما بودجة آن را اضافه کردیم. دانشگاهها جزء معدود سازمانهای دولتی هستند که امسال بودجة جاری آنها را افزایش دادیم. [بودجه] بسیاری از دستگاهها یا کاهش پیدا کرده یا اصلاً افزایش نیافته است. ما کاملاً یکجا یعنی عمرانی و جاری را با هم در اختیار خودتان می¬گذاریم و در درآمدها هم ما برای شما سقفی نمی¬گذاریم. در اختیار خودتان. به نظرم این روش درستی نیست که وزارت علوم بیاید بگوید شما چند نفر دانشجوی غیر روزانه بگیرید. اختیارش با خودتان. منتها امتحان بگیرید، یعنی از نظر علمی آسیب نبینیم، شما دانشجوی کارشناسی ارشد، دکترا و پروژه¬های تحقیقاتی بگیرید. این یک کار دولت.

کار دیگر دولت این بود که امسال با فشار بودجه¬های پژوهشی را که در دستگاههای گوناگون اجرایی بود، جدا کردیم. شما هم می¬دانید که چقدر زحمت دارد. شما اخلاق اداری را می¬دانید چه خبر است. من بعضی وقتها مثال می¬زدم، بد نیست اینجا هم مثالی بزنم تا تغییر ذائقه¬ای بدهیم. بالاخره اخلاق اداری این است که یک اداره¬ای پیت حلبی¬ای دارد که آن را کنار باغچه حیاط گذاشته و نصف آن هم پوسیده، ادارة بغلی می¬آید می¬گوید آقا این پیت را بده ما می¬خواهیم اینجا کنار باغچه بگذاریم، می¬گوید نه آقا، ما برای این برنامه، طرح و پیشنهاد دادیم حالا در دولت. یعنی این جابه¬جاییها این قدر سخت است. با این حال دولت ایستاد و ما بودجه¬های پژوهشی دستگاهها را تفکیک کردیم و زیر نظر معاونت علمی آوردیم و گفتیم این هم فقط از طریق دانشگاههاست. اینها حدود 280 میلیارد تومان شد. بودجة بعضی از دانشگاهها که در اختیار خودشان است. البته در مجلس مقداری از آن را زدند و به جاهایی زدند که اصلاً دولت نمی¬تواند برآنها نظارتی کند و مأموریتی هم برای تولید علم و تحقیقات در کشور ندارند. حالا انجام شد و دیگر ما چه کار بکنیم، اما حدود 250 میلیارد از آن در اختیار آقای واعظ¬زاده است که خودش دانشگاهی است و اصلاً برنامة ایشان این است که این را از طریق دانشگاهها هزینه بکند.

آن بحث یک درصد تا چهار درصد را هم امسال سازمان دادیم. ان¬شاءالله به زودی دستورالعملش را آقای واعظ زاده ابلاغ می¬کنند. تمام شرکتهای دولتی موظف¬اند از طریق دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی رسمی بیایند و کارهای تحقیقاتی¬شان را انجام بدهند. اینها چیزهایی است که دولت واقعاً می¬تواند انجام بدهد و ما هم پیگیر آن هستیم.

بحث تجهیزات آزمایشگاهی را ان¬شاءالله امسال انجام می¬دهیم. در مقابل آن موانعی در سیستم درست شد که ان¬شاءالله داریم برطرف می¬کنیم. مصممیم که تجهیزات دانشگاهی را تکمیل و نونوار کنیم. ما این را به عنوان پایة کار می¬دانیم و به آن هم اعتقاد داریم. اما شما می¬دانید که همة امور دست دولت و رئیس جمهور نیست. واقعاً ما بودجه¬ای را تحویل دادیم و بودجة دیگری را تحویل گرفتیم. اشکالی ندارد. قانون است و ما هم باید اجرا بکنیم. ما بودجه¬ای دادیم که ده هزار و هشتصد میلیارد تومان به هزینه¬های ما اضافه شد. ما باید اینها را از کجا بیاوریم. برای بیش از 9 هزار میلیاردش هیچ منبعی پیش¬بینی نشده است، فقط هزینه پیش¬بینی شده است. اینها را ما از کجا باید بیاوریم؟ واقعاً چه کار بایستی می¬کردیم؟ هر کدام از شما اگر جای من یا اعضای دولت بودید چه کار می¬کردید. بالاخره تبعاتش را دارد و شما هم می¬دانید وقتی هزینه تعریف می¬شود، مشتری آن پشت در ایستاده است. از قبل صد تا مصاحبه می¬شود که فلان جا و فلان جا باید بالا برود و اینها پشت در دولت ایستاده¬اند، دولت نمی¬تواند اینها را نپردازد، اما درآمدی برای آن پیش بینی نشده است. ما از کجا باید اینها را بدهیم؟ ما مجبور شدیم پیش¬بینیهایی کنیم که آخر سال با بحران مواجه نشویم. یکدفعه با یک تورم بسیار بالا و کسر بودجة بسیار سنگین، مجبور شدیم بگوییم عمران 30 درصد و مجبور شدیم برای جاریها محدودیت بگذاریم والا می¬خواستیم بودجه¬ای را که داده بودیم اجرا بکنیم.

دلیلی نداشت که بنویسیم صد تومان، بعد موقعی که می¬خواهیم ابلاغ کنیم بگوییم 70 تومان. خب از اول 70 را می¬گذاشتیم. ما واقعاً می¬خواستیم آن صد را اجرا کنیم، اما در یک بودجة 72 هزار تایی یکدفعه ده هزار و هشتصد تا اضافه می¬شود، بدون اینکه برای آن منبع مشخصی پیش¬بینی شده باشد ما چه کار باید بکنیم؟ باید کشور را مدیریت کنیم و من فکر می¬کنم همکاران دانشگاهی نزدیک¬ترین دوستان دولت و کسانی هستند که شرایط کشور را به خوبی درک می¬کنند و همراه¬ترین¬اند و بیشترین همراهی را باید داشته باشند. ما داریم تلاشمان را می¬کنیم، بحثهایمان را انجام می¬دهیم و برای تأمین منابع پیگیری می¬کنیم و مطمئناً اگر منابع تأمین بشود اولین دستگاههایی که ما بیشترین تخصیص را خواهیم داشت، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور هستند. این را ما جزء اولویتهای خودمان می¬دانیم و دنبال خواهیم کرد، ان¬شاءالله.

امیدواریم شما هم کمک کنید و راه حل بدهید. آقای دکتر زاهدی بودجه را در اختیار رؤسای دانشگاهها و هیئت امنا بگذارند. این را یکبار بخوانید.

امسال خوشبختانه، بودجه مختصرتر است. اگر آن چیزی بود که ما پیشنهاد داده بودیم، خیلی وقت شما را نمی¬گرفت و می¬توانستید ظرف دو سه ساعت بر کل بودجه مسلط بشوید و برای اصلاحات اساسی نظر بدهید. حالا کمی حجیم¬تر شده است. اشکالی ندارد. وقتی را بگذارید، مطالعه کنید و نظر بدهید. واقعاً پیشنهاد بدهید. حتی بگویید دولت این بخش را کنار بگذارد و این بخش را تقویت کند. ما می¬رویم راهکارهای قانونی آن را پیدا می¬کنیم و همان چیزی که شما می¬خواهید انجام می¬دهیم. اعتقاد ما این است، سرمایه¬گذاری¬ای که وارد دانشگاه می¬شود، به اضعاف مضاعف به جامعه بر می¬گردد. اگر هم اعتقادمان نبود، بالاخره تعصب همکاری ما را به این سمت سوق می¬داد. خوشبختانه دولت با تعصبات دستگاهی و همکاری نگاه نمی¬کند. نگاه دولت نگاهی علمی است و اقتضا می¬کند که ما پشتیبانی کاملی از دانشگاهها داشته باشیم.

اما بخش دوم عرایضم؛ حالا بعضی دوستان پیشنهادهای زیادی دادند. اینجا من وارد نمی¬شوم. پیشنهادهای خیلی خوبی است. بیاورید خودتان آن را در سیستم دولت عملیاتی کنید. بالاخره بدنة اصلی دولت و اعضای دولت که دور میز می¬نشینند، دانشگاهی¬اند. ده دوازده نفر از اعضای دولت از همکاران شما هستند و همین الان دانشگاهی¬اند و حقوقشان را از دانشگاه می¬گیرند و از دولت پول نمی¬گیرند. تدریس، دانشجو و ارتباطاتشان را دارند.

من خواهش می¬کنم اینها را بیاورید که از طریق دولت کار دنبال بشود. اما بخش دوم عرایضم که به نظرم مهم می¬آید و با شما مطرح می¬کنم، بعد شما روی آن بحث کنید، نظر بدهید و آن را تکمیل بکنید. تا امروز ما دو مأموریت برای دانشگاهها قائل بودیم؛ یکی تولید علم است که پژوهش هم ذیل آن است و دوم تربیت نیروی انسانی مورد نیاز کشور. همة برنامه¬هایی که تا الان در دانشگاه تدوین شده، حول این دو محور است. من می¬خواهم تغییراتی در این بدهم که در واقع یک بخش آن تکمیلی و یک بخش آن جدید است که علت آن را هم خدمتتان عرض خواهم کرد.

خوشبختانه، تولید علم الان روی نوار خوبی افتاده است. الان بعضی آمار را آقای دکتر زاهدی و دوستان دیگر دادند. انتظار ما این است که این نهضت تولید علم با شتاب بیشتر و سرعت بالا حرکت کند. ما در تولید علم باید حرف اول را نه در منطقه بلکه در دنیا بزنیم. این جایگاه ایران بوده است. حالا در چشم¬انداز پیش¬بینی شده که ما حرف اول را در منطقه بزنیم. اشاره کردم که اگر با همین شتاب بروید، در خلال برنامة پنجم اول می¬شوید.

من فکر می¬کنم در چشم¬انداز می¬توانیم جایگاهمان را خیلی ارتقا بدهیم؛ یعنی بسیار بالاتر از منطقه. این ظرفیت هست. شما می¬دانید. ما این اعتماد و اطمینان را به توانمندی استادان و دانشگاهیانمان داریم. ما چیزهایی از دانشگاهیان، استادان، پژوهندگان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی¬مان دیده¬ایم که بسیاری از آنها را نمی¬شود بگوییم. در همین دفاعی، پیشرفتها بی¬نظیر و حیرت انگیز است. همة اینها کار شماست. واقعاً هنوز همة استعداد و ظرفیت کاربردی نشده است. ما که می¬دانیم. در صنعتمان و سایر تولیداتمان همین است. شما دو عدد را مقایسه کنید. در سال 1383 واردات کشور 36 و صادرات 5/7 میلیارد دلار و در سال 1386 واردات 48 و صادرات 21 میلیارد دلار بوده است. رشد را ببینید. تازه به واردات ما یک جهش قیمت جهانی خورده و برعکس در صادرات، گمرک ما قیمتها را پایین می¬زند که حالا دارند درست می¬کنند. بخش عمده¬ای از این صادرات، صادرات صنعتی است. اینکه توانسته رقابت کند، بازار پیدا بکند و خودش را تثبیت بکند، حاصل کار کیست؟ غیر از کار علمی¬ای است که دارد از صنعت و کشاورزی کشور پشتیبانی می¬کند. این تولید علم باید با همین سرعت و بلکه با سرعت بیشتری جلو برود.

بخش دوم تربیت نیروی انسانی است. من می¬خواهم کلمات این را مقداری تغییر بدهم. من فکر می¬کنم ما باید از تربیت نیروی انسانی یک گام بالاتر و سراغ تربیت انسان برویم. انسانی که ما دنبالش هستیم، انسانی فرهیخته، عالم، خلاق، مؤمن و آرمانی است. یک نگاهی به کل کشور بیندازید. کجا باید انسان تربیت کند؟ غیر از مراکز آموزشی ما، در بخشی از حوزه کارهایی انجام می¬شود. در مساجد غیر سازمان یافته کارهایی انجام می¬شود. هیچ¬گاه ما انتظار نداریم که رسانه¬ها برای ما انسان تربیت کنند. ان¬شاءالله کمک بکنند، اما نمی¬توانیم تربیت انسان را به رسانه¬ها بسپاریم. باید به مراکز اصیل، ثابت و پایدار بسپاریم که آموزش و پرورش، دانشگاه و بعد هم حوزه¬های علمیه است. پس به جای تربیت نیروی انسانی، تربیت انسان را در نظر بگیریم. آن وقت معادلات ما در جذب هیئت علمی، آیین¬نامه¬ها، نوع نگاه، کلاس داری و آموزشِ آموزش عوض خواهد شد؛ یعنی باید در آن تغییراتی به وجود بیاورید.

عنوان دیگری که من می¬خواهم اضافه کنم و ضرورت امروز است، نظریه¬پردازی است. جهان امروز را نگاه کنید، ادبیات و نظریات توسعه¬ که پنجاه سال است دارند با آن دنیا را اداره می¬کنند، در بخشهای گوناگون به بن¬بست کامل رسیده است. در بخش اقتصادی حاصلش را ببینید. یک درة عمیقِ فاصله بین کشورهای فقیر و برخوردار وجود دارد.

داخل کشورها که می¬رویم، دره¬ای عمیق بین ثروتمندان و فقرا. حالا اگر برویم نگاههای دیگری به آن بیندازیم، این نظریة توسعة اقتصادی، نظامی را در دنیا شکل داده که ثروت ملتها در یک چارچوب سازمان یافته و خودکار به جیب ثروتمندان جهانی و سرمایه¬داری جهانی منتقل می¬شود. می¬بینیم پنجاه سال است که تورم و مشکلات اقتصادی خودشان را در قالب بازی با این مناسبات و روابط به دیگران منتقل کردند و خوبیهای آن را خودشان استفاده کردند و البته به فضل الهی امروز به پایان راه رسیده¬اند. این رکود اقتصادی که در امریکاست، در واقع آغازی است بر پایان پنجاه سال حاکمیت ادبیات توسعة اقتصادی که آنها باب کردند که استعمار نو است. این به پایان راه خودش رسیده است. امروز ما نیازمند نظریة جدیدی در باب اقتصاد هستیم و این کار شما و دانشگاههاست. اگر در همان نظام و ادبیات کار بکنیم، محال است که بتوانیم خودمان را از الزامات آن رها کنیم.

من بحثی را جدیداً در گفتگوهای دو جانبه با بعضی از مسئولین کشورها مطرح کردم که مورد استقبال گسترده قرار گرفته است. همین بحث طراحی نظامات و نظریات جدید برای مدیریت جهان است. همه دارند به این نتیجه می¬رسند که این کاروان پنجاه شصت ساله به پایان راه خودش رسیده است. در عرصة سیاسی هم همین طور است. امروز باید تئوری انقلاب و نظریة آرمانی اسلام برای مدیریت سیاسی جهان تدوین بشود. چه کسی باید تدوین بکند؟ بخش عمده¬ای از آن به عهدة دانشمندان دانشگاهی ماست. می¬بینید این دموکراسی و حقوق بشر غربی و نظام برقراری امنیت در جهان که نقطة مرکزی آن شورای امنیت است که به بن¬بست رسیده است. کاری نمی¬تواند بکند. آیا واقعاً قادر است مسئلة افغانستان و عراق را حل کند؟ قادر است مسئلة عراق و فلسطین را حل کند و امنیت را به افریقا و حتی به آسیا بیاورد؟ اصلاً قادر است اختلافات مرزی دو کشور را سر و سامان بدهد؟ قادر نیست. سوختش تمام شده است. از اصل هم قابلیت این کار را نداشت، اما با تبلیغات آن را بزک کردند و به خورد ملتها دادند. به پایان راه رسیده است. چه کسی باید تئوری سیاسی لازم برای مدیریت آیندة جهان را تدوین کند؟ این نظم موجود به پایان راه رسیده است و بدانید که به فضل الهی به زودی مضمحل خواهد شد. داریم می¬بینیم که سر و صدای فروریختن این نظم دنیا را پر کرده است. هارت و پورت می¬کنند، اما کارشان تمام است. سرنوشت محتوم آنها این است که بروند در مرزهای خودشان گرفتار خودشان بشوند. چه کسی باید طراحی بکند؟

حالا ما می¬خواهیم مناسبات جدید در دنیا تنظیم بکنیم. گفتگو و تعامل کنیم. چگونه؟ آیا ما باید در همین نظم موجود حرکت کنیم؟

من به رهبر یکی از این کشورهای خیلی بزرگ که با همین ادبیات توسعه دارد به سرعت جلو می¬رود و خودشان را از دخالت و تأثیرگذاری مثبت در مناسبات سیاسی هم کنار کشیده¬اند و هر موقع می¬گوییم آقا اینها دارند در دنیا زور می¬گویند، شما چرا ساکت هستید؟ می¬گویند نه، ما تا سال 2020 برنامه¬های توسعه داریم. اول می¬خواهیم به یک قدرت بزرگ اقتصادی تبدیل بشویم و بعد بر مناسبات سیاسی تأثیرگذاری کنیم. من به آنها گفتم که به شدت در اشتباه هستید. امکان ندارد شما از این مسیر بتوانید جایگاه شایسته¬ای در دنیا کسب کنید. نمونه¬هایش زیاد هستند. در اروپا هست. قدرت اول اقتصادی اروپا ضعیف¬ترین قدرت سیاسی دنیاست. قدرت اول اقتصادی شرق و آسیا که بیست سال قدرت اول بود، ضعیف¬ترین قدرت سیاسی است و اصلاً نمی¬تواند هیچ جایگاه سیاسی¬ای پیدا کند. از دنباله رو هم پایین¬تر است. بعضی کشورهای ضعیف افریقایی یک ادعایی جلوی تحمیلات امریکا می¬کنند. آنها حتی ادعا هم نمی¬توانند بکنند. این جور نیست. اگر در این نظم کسی بخواهد حرکت بکند، امکان ندارد که بتواند بر این نظم غلبه کند. بعد مثال زدم. گفتم اینکه شما دیدید ملت ایران ظرف دو سال و نیم در قضیه هسته¬ای پیروز شد، به خاطر این بود که از این نظم سیاسی خودش را بیرون آورد و در مقابل این نظم ایستاد والا اگر داخل خود همین نظم؛ یعنی اگر قرار بود ما حق خودمان را در این شورای امنیت، گفتگوی با این قدرتها و در قالب همین مقررات پیگیری بکنیم تا صد سال دیگر هم نمی¬شد. اصلاً نمی¬شد. چون به گونه¬ای طراحی شده که چنین نتیجه¬ای را برای ما در بر نخواهد داشت. پس چه کسی باید نظریات و پایه¬های علمی نظم نوینی را که باید بر جهان بر اساس عدالت، پاکی و دوستی مستقر شود، تدوین کند؟ غیر از دانشگاههای ما؟ در بخش فرهنگی هم همین طور است. در تولید علم هم بدانید همین است. نظریة تولید علم برای سلطه و غارت باید به نظریة تولید علم برای خدمت، تعالی بشریت، صلح و برادری تبدیل بشود. چه کسی باید تدوین بکند؟ غیر از شماها؟

در بخش فرهنگی که شما خیلی حرف دارید بزنید. این نظریات فرهنگی که ساختند و پرداختند و تعریفی که از انسان، جامعه و حقوق انسان مطرح کردند، ببینید به کجا رسیده است. در بن بست کامل است. دنیا را دو قسمت کردند؛ یک اقلیت ده پانزده هزار نفره و حداکثر 40 هزار نفره در دنیا انسان و بقیه برده شدند. مناسباتی که تعریف شده همه¬اش بر این اساس است. خون، جان، مال، ناموس، عرض و کرامت آن بقیه یک ریال نمی¬ارزد و همة عالم باید در خدمت آن 40-50 هزار نفر باشد. اینها بر پایة نظریات فرهنگی دنیا را به اینجا رساندند. چه کسی باید نظریه¬پردازی کند؟ چه کسی باید تدوین و منتشر کند؟ چه کسی باید برود در مجامع جهانی فریاد بزند و این حرف را جا بیندازد؟ غیر از شما؟ بله، در بخشهای مهمی ما رشد داریم و افتخار هم می¬کنیم، اما این افتخار ما را به نقطة مطلوب نمی¬رساند. باید دنبال برقراری نظم جدیدی در جهان برویم که مبتنی بر نظریات توحیدی، اسلامی و انسانی حقیقی و بر اساس عدالت، خداپرستی، برادری و فطرت پاک انسانی و الهی باشد.

اینها شدنی است. بعضیها خیال نکنند آقا حالا ما می¬خواهیم یک پروژة پژوهشی از یک شرکت بگیریم، در آن مانده¬ایم، این حرفها چیست که می¬زنی. این نیست. بدانید آن بخشی از توان شما که فعلیت پیدا می¬کند، به طور مستقیم با قله¬ای که هدف¬ گیری می¬کنید متناسب است. کسی که می¬خواهد اورست را فتح کند، جوری تجهیز می¬کند و با روحیه¬ای در دل کوه می¬رود تا آن کسی که می¬خواهد کلک¬چال برود. نود درصد افرادی که می¬خواهند به کلک چال بروند، در قهوه خانه¬های وسط راه می¬نشینند یک چای می¬خورند و برمی¬گردند. اما آن کسی که اورست را هدف گرفته بدون اینکه توقفی بکند، توچال، سبلان و دماوند را هم فتح می¬کند. این را دست کم نگیرید. باید آن را هدف بگذاریم تا بشود و من فکر می¬کنم این استعداد هست. این استعداد در کشور ما هست. اصلاً فرهنگ ایرانی فرهنگ انسانی و الهی است. در متن محاورات، زندگی، ارزیابیها و معیارهای ماست. من فکر می¬کنم این کار دانشگاه و مراکز علمی کشور است و بخش عمده¬ای از آن بر عهدة دانشگاه است.

حوزه¬های علمیه هم مسئولیت دارند، اما شما ببینید کل طلبه¬ها یعنی دانشجویان ما در مدارس علمیه در کشور کمتر از صد هزار نفرند و به همین نسبت هم استاد بگیرید، اما ما سه میلیون و سیصد هزار نفر دانشجو داریم. چقدر آزمایشگاه، کتابخانه، استاد و ... داریم. حدود 50 هزار استاد داریم. حالا بامسما و بی¬مسما. ولی کف آن ما 25 هزار استاد قابل داریم که می¬توانیم روی آنها حساب کنیم؛ یعنی استادی که از نظر علمی قابل ارائه است. 25 هزار نفر خیلی زیاد است. هر کدام از اینها یک قله، آتشفشان و کانون جوشش هستند. این را من باید برنامه¬ریزی کنم؟ "باید"شاید چیز خوبی باشد که بله، تو باید برنامه¬ریزی کنی. بدانید همه جای دنیا انجام عمل صالح با موانع و مشکلات همراه است. هیچ جا آسان نیست. در انجام عمل صالح موانع هست. چون شیاطین از جن و انس هستند. اما آیا ما می¬توانیم بر موانع غلبه کنیم یا نه؟ حتماً می¬توانیم غلبه کنیم. باید آن افق دور را هدف بگیرید.

باور من این است که حالا در برنامة پنجم ما از مرز منطقه ان¬شاءالله به فضل الهی از نظر تولید علم زودتر از پایان برنامة پنجم عبور خواهیم کرد. حالا بعضی عدد و رقمها را اگر فرصت بود آقای دکتر واعظ¬زاده می¬دادند، بعضی را آقای دکتر زاهدی اشاره کردند. خیلی کارهای بزرگی دارید انجام می¬دهید. بدانید فقط در سال 1386 تعداد اختراعاتی که در کشور ثبت شده، بیش از کل پنج ساله برنامة سوم است؛ یعنی ببینید شتاب چقدر است. یک ذره راه را باز کنیم، این جوانها زیر پر و بال و سایة مدیریت و هدایت شما می¬آیند و هر قله¬ای را هدف گیری کنید، فتح می¬کنند. من اینها را دیده¬ام. در همین قضیة کاوشگر شما دیدید و ماهواره که آقای دکتر رهایی به خوبی اشاره کردند. آنجا شما دیدید که همه جوانها هستند. وقتی ما با اینها جلسه می¬گذاریم و اهداف را طراحی می¬کنیم، روی هر قله¬ای دست می¬گذاریم، اینها نمی¬گویند نمی¬شود. کمی فکر می¬کنند می¬گویند می¬شود بیشتر کمک بکنید. ما می¬گوییم چشم. اما نمی¬گویند نمی¬شود. می¬بینید که دارند جلو می¬برند و ان¬شاءالله همین امسال به فضل الهی ماهواره را هم به هوا می¬فرستند. در بیو، نانو و همة بخشها همین است. وقتی نگاه آنجا بود، آن وقت راههای میان¬بر پیدا می¬شود. چه کسی گفته مسیر پیشرفت همین مسیری است که اینها در این شصت ساله ترسیم کردند و ما باید قدم به قدم پایمان را آنجا بگذاریم و برویم. چه کسی چنین حرفی زده؟ کدام منطق علمی این را تأیید می¬کند؟ نمی¬کند. در هر بخشی که با نگاه آرمانی وارد بشویم، آن وقت پتانسیلهای عظیمی آزاد می¬شود. در خود ما هم آزاد می¬شود.

ما باید هدف را تدوین نظریات مدیریت جهان بر پایة پاکی، خداپرستی و عدالت بگذاریم و بعد علم و فناوری آن را هم تولید کنیم و آدمش را هم بسازیم. من به شما عرض می¬کنم که اینها شدنی است، به دست شماها هم شدنی است.

اجازه بدهید اشاره¬ای هم در آخر داشته باشم. حیفم می¬آید این را نگویم. نگاه ما به این جوانهایی است که می¬آیند بهترین دوران عمرشان را در اختیار شما قرار می¬دهند، نگاه ما به همة ملت است. خلاصه، حاصل و آیندة یک ملت، جوان آن ملت است. من فکر می¬کنم مدیران دانشگاهی و استادان ما باید بسیار فراتر از فرزند خودشان به نسل جدید نگاه بکنند.

حالا آدم با بچة خودش ممکن است کمی بالا و پایین هم داشته باشد، اما با یک نسل نمی¬شود بالا و پایین کرد. باید صمیمی¬ترین رابطه بین رؤسا و مدیران دانشگاهی با دانشجویان ما برقرار بشود. جوان هستند و بالاخره سریع تصمیم می¬گیرند و این هم حُسن و هم عیب آنهاست. انتخاب می¬کنند، حُسن آنهاست و آسیب پذیری¬شان نیز از همین ناحیه است. باید همة بچه¬های دانشگاهی زیر چتر محبت رئیس دانشگاه باشند. البته همیشه عدة اندکی از این طرف و آن طرف پیدا می¬شوند که از بیرون دستور می¬گیرند. باید اینها را مدیریت کنید. من نمی¬گویم آنها را تنبیه کنید. من اصلاً دنبال این حرفها نیستم.

خدمت آقای دکتر رهایی بودیم، دیدند بعضیها چقدر در امیرکبیر شلوغ¬کاری کردند. من همان جا اعلام کردم که اصلاً کسی حق ندارد تعرض بکند. بچه¬های خودمان هستند. حالا باید اینها را کمی مدیریت کنید، اما این نود و نه و خرده¬ای درصد باید رئیس دانشگاه در خوابگاه، سلف سرویس، محیط دانشگاه و سر کلاس [باشند]. اشکالی ندارد رئیس دانشگاه یا معاون بلند شود و یکدفعه برود سر کلاس درس بنشیند. نه اینکه برویم استاد را ارزیابی کنیم. برویم ببینیم بچه¬ها در این کلاس چه کار می¬کنند. چرت می¬زنند، جدول حل می¬کنند، مسئلة کلاس بعدی را حل می¬کنند، گوش می¬دهند، یادداشت برمی¬دارند، با نشاط¬ یا بی¬نشاط هستند. در چای¬خوری، غذاخوری و کانونهای آنها برویم. باید برای بچه¬ها پدری بکنید.

باید انسان بسازیم. انسان چگونه ساخته می¬شود. فقط با این مقررات خشک یک طرفه ساخته نمی¬شود. ما الان دور هم بنشینیم و بخواهیم از مشکلات خودمان بگوییم، ساعتها می¬گوییم و مرتباً در بزرگ نمایی مسابقه می¬گذاریم. خب آن جوانها هم همین¬طور هستند. بروید پشت هر کدام از این جوانها دنیایی آرزو و کامیونها مشکلات هست. از دید خودش مشکل است و اگر شما راهنمایی¬اش کنید ممکن است کل آن را کنار بگذارد و بگوید نه اینها مشکلی نیست. اصلاً مهم نیست، اما اگر او را راهنمایی نکنید، خیال می¬کند اینها مشکل است و دغدغه¬هایی دارد که در تماس با شما معیارهای ارزیابی و طبقه¬بندی فرصت و تهدیدش عوض می¬شود.

من بعضی از همکاران را دیده¬ام که با دو یا نیم ساعت وقت، جوانی را به طور کامل از سقوط حتمی نجات داده¬اند. الان من می¬شناسم و اسمش هم در ذهنم هست. نه یک مورد دهها مورد و راهنمایی کردند و راه درست را و هدایت کردند و او را کمک کردند. جوان است و مثل شما دنیا دیده نیست. سه مشکل و سختی یکدفعه هجوم می¬آورد و تصویر جلو تیره و تار می¬شود. ممکن است تصمیماتی بگیرد که به ضررش باشد و آینده¬اش را خراب کند. در جهت پیشبرد و شکوفایی نیز همین طور است. خیلی وقتها خودتان دیده¬اید. نیم¬ساعت وقت خالص برای راهنمایی یک دانشجو می¬گذارید، تصمیمی که برای آینده¬اش می¬گیرد خیلی پخته¬تر است. کمکش کنید تا استعداد، توانمندیها و علایق واقعی خودش را بشناسد و به نیازهای کشور گره بزنید.

من از همة شما صمیمانه تشکر می¬کنم. کار بزرگی بر عهدة شماست.

در واقع کار کلیدی و محوری بر عهدة شماست. حالا این بودجه بالاخره حل می¬شود. همیشه این بحثها بوده و ما هم تلاشمان را می¬کنیم که بیشترین پشتیبانی را انجام بدهیم، اما انتظار¬مان که در واقع انتظار شماست.

آقای زاهدی یادداشت داده¬اند و می¬گویند استادان نمونه حتماً امسال با همسرانشان حج عمره بروند. توصیه کرده¬اند. البته نانوشته¬اش این است که هزینه آن را ما بدهیم، چشم هزینه¬اش را ما می¬دهیم و تقدیم به استادان. این اصلاً قابلی ندارد.

اگر امکانات بودجه¬ای اجازه می¬داد ما همة استادان را [به حج می¬فرستادیم]. هزینة آن چیزی نمی¬شود. ما اگر یک میلیون و پانصد به یک استاد [اختصاص بدهیم]. منتها حج عمره چرا. ان¬شاءالله عمره تشریف ببرند، هزینه¬اش را ما می¬دهیم. رؤسای دانشگاهها هم تشریف ببرند، هزینة همسرشان را می¬دهیم و هزینة خودشان را خودشان بدهند. منتها مهم¬تر از آن سهمیه¬اش است که من می¬گویم آقای سعیدلو پیگیری بکنند.

من صمیمانه از همة شما به خاطر زحمتهایی که می¬کشید و کارهای خوبی که انجام می¬دهید تشکر می¬کنم. می¬توانم با صدای بلند بگویم که ما به عملکرد دانشگاهها، مراکز پژوهشی و استادانمان افتخار می¬کنیم. نه اینکه اینجا بگویم، می¬دانید که این را بر بام جهان فریاد می¬زنیم. این کارهایی که دانشگاههای ما سر جمع دارند انجام می¬دهند، حقیقتاً افتخارآمیز و امید بخش است.

موفق و پيروز باشيد










شناسه خبر: 15920  

- سخنراني ها