- سخنراني در همايش تجليل از کارگران نمونه سراسر کشور
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:54

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در همايش تجليل از کارگران نمونه سراسر کشور

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 15919 - 

چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 - 20:55

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت کرد تا در روز مقدس کارگر لحظاتي را خدمت شما برسم و چهره¬هاي مصمم و نوراني شما سازندگان امروز و فرداي جامعة اسلامي را زيارت کنم. بايد روز کارگر را تبريک بگوييم، البته مي¬دانيد هر روز، روز کارگر است. همة عالم مشغول کار و کارگري است. همة ذرات عالم در دايرة مقدر خود مشغول کار و تلاش پيوسته هستند. امام عزيز ما چه زيبا فرمود که حق تعالي مبدأ کار و کارگري است. اصلاً انسان بدون کار و حرکت نه تنها عاطل و باطل است، بلکه به موجودي مضر و رو به انحطاط تبديل مي¬شود. فرمود: "جوهر مرد، - مرد به معناي انسان - کار است." تحقق هر هدف و آرماني نيازمند کار و تلاش پيگير است. بدون کار و تلاش حتي اهداف مادي بسيار کوچک و نزديک هم محقق نخواهد شد.

يک ملت بزرگ براي نيل به آرمانها، اهداف و قله¬هاي ترقي نيازمند کار مستمر است. کار، شرف و قوام¬بخش شخصيت انسان و جامعه است. کار و حرکت حيات آفرين و البته نشاط¬بخش است. بهترين تفريح براي انسان کار است و شايد زيباتر از کار و تلاش سازنده در عالم هستي چيزي آفريده و قرار داده نشده است. کار به خصوص کار سازنده، مولد و کاري که ناظر بر رفع نيازهاي جامعه و پيش برندة جامعه باشد، از بهترين و زيباترين اعمال صالح است. عمل صالح يعني عملي که جامعه را اصلاح مي¬کند و نيازهاي حقيقي جامعه را برآورده مي¬سازد و يکي از بهترين اينها کار و تلاشي است که امروز کارگران عزيز ما در صحنه¬هاي گوناگون مشغول انجام آن هستند. از همة تحرکاتي که يک انسان يا يک ملت در طول عمر و تاريخشان انجام مي¬دهند، آن چيزي باقي مي¬ماند که به نفع مردم و مفيد به حال آنهاست. اين کلام بلند خداي متعال است؛ و اما ما ينفع الناس فيمکث في الارض ، آن چيزي که به نفع مردم است باقي مي¬ماند و بقيه همه رفتني هستند. اما کار مثبت و سازنده و آن چيزي که به نفع جامعه است خواهد ماند و هم در اين دنيا و هم در آن دنيا يار و همراه کنندة آن کار خواهد بود.

البته امروز در انديشة سرمايه¬داري و سلطه¬گري کار و کارگر مفهوم ديگري پيدا کرده¬اند. کار و کارگر يعني سازماندهي همة امور براي پر کردن بيشتر جيبهاي عده¬اي خاص؛ حتي وقتي مي¬خواهند شرايط محيطي را براي کارگر آماده بکنند، با اين هدف است که کارگر مصرف کمتر و توليد بيشتر بکند و هزينه را پايين بياورد براي اينکه جيب آن آقا پر بشود.

اما از منظر اسلام و انقلاب کار و تلاش يک عمل اجتماعي است. گر چه در وهلة اول انجام دهندة کار از فوايد آن بهره مي¬برد، اما اصل کار يک عمل اجتماعي است و براي تعالي جامعه انجام مي¬شود. به همين دليل است که مي¬بينيم روحيات، انديشه و جهت¬گيريهاي جامعة کارگري ما با آنها بسيار متفاوت است. کارگران ما در خط مقدم پيروي از انديشة اسلام ناب و آرمانهاي انقلاب قرار دارند. شما به تاريخ انقلاب نگاه کنيد، کارگران همواره در خط مقدم بوده¬اند. چه آن زماني که بايستي به ميدان مي¬آمدند و آرمانها را فرياد مي¬زدند، چه آن زماني که بايستي در جبهه¬هاي دفاع مقدس حضور پيدا کرده فداکاري مي¬کردند و چه آن زماني که براي پيشبرد امور کشور کار، توليد و خلاقيت را در دستور کار زندگي خودشان قرار مي¬دادند. دستاورد جامعة کارگري ما چه در عرصه¬هاي سياسي، چه در عرصه¬هاي دفاعي چه در عرصه¬هاي نوآوري، توليد و پيشرفت کشور افتخار آميز است و به نظرم اگر با ساير اقشار و ملاحظة شرايط کار مقايسه کنيم، باز در اين زمينه هم در خط مقدم قرار دارند.

من مي¬خواهم صميمانه از جامعة کارگري تشکر بکنم. قطعاً کارگران نمونة ما بيش از آن پنج هزار نفر هستند. پرونده¬هايي که بررسي شد، بيش از اينهاست. اما همين پنج هزار به ششصد تا و امروز بيست و هفت [رسيده است.] ما با ديدن بعضيها به خود مي¬باليم که چطور يک خانم در تبريز چندين اختراع و نوآوري [داشته است]. يک جوان ما در جاي ديگري، آقاي جهرمي گفتند 80 اختراع و ايشان اصلاح کردند و گفتند 233 اختراع داشته است و همين طور بقيه و همة شما و کارگران.

ما در کشورمان دلسوزتر، امين¬تر و پيگيرتر از جامعة کارگري نداريم. من صميمانه تشکر مي¬کنم. عددهايي را گفتند: فرمودند چندصدميليون دلار، ريال، يورو؛ خب اين کار خيلي ارزشمندي است، اما من مي¬خواهم خدمت شما بگويم که بيش از 230 هزار ميليارد تومان توليد ناخالص داخلي کشور حاصل کار کارگران است. در يک نگاه عام حاصل کار سازنده است. روحية قريب به اتفاق ملت ما روحية کارگري، علاقه به کار و پيگيري کار است.

ديديد وقتي از دولت تعريف فرمودند، گفتند دولت کارگري مي¬کند. وقتي خواستند کار دولت را تقديس کنند و بالا ببرند، فرمودند دولت کارگري مي¬کند و ما افتخار مي¬کنيم که ما را هم شأن و هم ردة کارگران قرار بدهند. آن چيزي که کشور را مي¬سازد، جلو مي¬برد، حفظ مي¬کند و گره¬ها را باز مي¬کند، کار است و کار است و کار.

خب من نمي¬خواهم سرتان را درد بياورم. دو نکتة ديگر مي¬خواهم خدمتتان عرض بکنم. يکي دربارة مسائل حوزة کارگري است. آن چيزي که دل، آرزو و نيت ماست، اين است که همة مسائل کشور، اقشار گوناگون به ويژه کارگران در کوتاه¬ترين زمان ممکن حل بشود. واقعاً با همين نيت هم داريم حرکت مي¬کنيم و وقت مي¬گذاريم. مجموعة دولت از بنده که کوچک¬ترين آنها هستم تا بقية وزرا، معاونين و برادر عزيزمان جناب آقاي جهرمي، وزير محترم کار که زندگيشان را براي خدمت به جامعة کارگري و کار گذاشته¬اند، همة ما واقعاً دنبال اين مسئله هستيم. اما خاصيت اين دنيا اين است که خواسته¬ها و نيتها به سرعت محقق نمي¬شود. ما تلاش مي¬کنيم که سرعت را تا آنجايي که ممکن است بالا ببريم. بحث مسکن، کارگران قراردادي و ادامه تحصيل است و اميدواريم بتوانيم دربارة کارگران قراردادي به نقطه¬اي برسيم، ان¬شاءالله. حالا جزئي يا کلي بتوانيم حل کنيم، در اين جهت حرکت خواهيم کرد. اما توجه داريد اصل موضوع زماني به طور ريشه¬اي حل خواهد شد که ما به اندازة نيروي کار، کار داشته باشيم تا قدر و قيمت کارگر و کارگري در جايگاه خودش قرار بگيرد و در همين جهت هم داريم حرکت مي¬کنيم، اما از آن جهت هم غافل نيستيم.

در بحث مسکن گفتند، دنبال مي¬کنيم، بالاخره آقاي مدير عامل بانک کارگران هم اينجا هستند. ما آن بخشي از يارانة مسکن را که سهم کارگران است و کمي بيشتر در اختيار بانک کارگران مي¬گذاريم. من گفتم اصلاً بانک کارگران فقط بايد به کارگران خدمت بدهد، اگر بخواهد به ديگران هم خدمت بدهد، اين ديگر چه اسمي است؟ بگذاريم به اسم کارگران و هيچ.

دولت هم لايحه¬اي را در مجلس براي تقويت بانکها دارد. رقمي را در لايحه گذاشته¬ايم که مراحل نهايي¬اش را مي¬¬گذراند که اگر ان¬شاءالله آمد، حتماً سهم بانک کارگران را به خاطر گل روي کارگران کمي چرب¬تر مي¬کنيم. آقاي نوري هم جوان پيگير، مؤمن، دلسوز و مبتکري است. من مي¬خواهم از ايشان خواهش کنم که تمام ابتکارات و همت شما معطوف به جامعة کارگري باشد.

دربارة سهام ان¬شاءالله امسال جناب آقاي طحايي، [رسيدگي خواهند کرد] در فهرست شش دهکي که سهام بايد واگذار بشود، جامعه کارگري و بازنشستگان کارگري را هم آورده¬ايم.

بحث بازنشسته¬هاي گذشته و بازنشسته¬هايي که حقوقشان پايين است [وجود دارد] و يک عزيزي نامه¬اي را هم به من دادند و من همان جا نامه را سريع مرور کردم. داريم با آقاي مصري صحبت مي¬کنيم تا راهي پيدا کنيم تا بالاخره يک پشتوانه و به نوعي جبراني انجام بدهيم با دويست تومان و دويست و سي تومان و ... که مطلقاً نمي¬شود زندگي کرد، به خصوص در شهرها و شهرهاي بزرگ.

اما براي ادامة تحصيل نخبگان و مخترعين کارگري يک چيزي در شوراي انقلاب فرهنگي تا سطح ليسانس تصويب کرديم که مي¬توانند ادامه بدهند. براي فوق ليسانس بايد به بنياد نخبگان برويم. من خواهش مي¬کنم اعلام بکنيد همة عزيزان، عزيزاني که امروز اينجا بودند و آنهايي که نيستند، فهرست اختراعاتشان را بفرستند. من از آقاي واعظ زاده خواهم خواست که خارج از نوبت رسيدگي بکند و امکان ادامة تحصيل در مقاطع بالاتر از ليسانس را هم براي اين عزيزان فراهم بکند. اين راه خوب و نزديکي است و زود هم انجام مي¬دهيم. دست خودمان است. آقاي واعظ زاده، معاون رئيس جمهور، رئيس بنياد نخبگان اين را سريع انجام مي¬دهند. اميدوارم عزيزاني که علاقه¬مند هستند، بتوانند از سطوح بالاتر تحصيلي هم استفاده بکنند. من نياز نمي¬بينم سفارش کنم که امروز بيش از هر روز ما نيازمند توسعة فرهنگ کار و تلاش سازنده هستيم. مي¬خواهم با همين جمله وارد قسمت سوم عرضم بشوم و نتايجي براي حوزة کارگري هم بگيرم.

شما مي¬دانيد که امروز جهان به سرعت در حال تغيير است. تحولات بزرگ در حال وقوع است. ما آثار و نشانه¬ها را به روشني مشاهده مي¬کنيم. اين نظمي که بعد از جنگ دوم جهاني بر دنيا حاکم شد، در حال فروپاشي است، فلسفة وجودي آن از بين رفته، بنيانهاي آن آسيب ديده و پايه¬هاي اصلي آن يکي پس از ديگري دارد فرو مي¬ريزد. اين بحران اقتصادي که شما داريد مي¬بينيد نتيجة شصت سال تجاوز، جنايت و تخريب اقتصاد ملتهاست. نظامي طراحي کردند تا همة ملتها را به ملتهاي وابسته تبديل کنند، و بخشي از دسترنج ملتهايي که کار مي¬کنند، در اين نظام به طور خودکار به جيب سرمايه¬داري بين الملل منتقل بشود.

مي¬بينيد، با بازيهايي که در نظامات پولي، مالي و بيمه¬اي جهان سازمان مي¬دهند، يک باره آدم مي¬بيند جيبش خالي شد. يک ملت مي¬بيند جيبش خالي شد. اين نظام به پايان راه خودش رسيده است. ناکارآمدي و ناتواني اينها در پيشبرد ملتها و پاسخگويي عادلانه به نيازهاي بشري به اثبات رسيده است. در بخش سياسي هم همين طور است. اين بايد فرو بريزد و ان¬شاءالله فرو خواهد ريخت، اما فروريزي اين تلاطماتي ايجاد خواهد کرد. مي¬بينيد بالاخره امواج اين رکود سنگيني که ايجاد شده، دارد وارد ساير قاره¬ها مي¬شود. الان براي برخي از کشورهاي آسيايي و نيز بعضي از کشورهاي اروپايي که وابستگي بيشتري به اين سيستم حاکم داشتند زنگ خطر به صدا درآمده و اين البته هنوز شروع کار است. مي¬آيد و ان¬شاءالله تمام ريشه¬هاي فاسد ظالمانه نظام سرمايه¬داري را متلاشي خواهد کرد.

ما در يک دورة انتقالي هستيم؛ در يک پيچ تند. بايد به فضل الهي نه تنها از اين پيچ تند با سلامت عبور کنيم، بلکه شرايط امروز را مقدمه تحولات بزرگ و مثبت در اقتصاد و کشور خودمان قرار بدهيم، اين شدني است. آنها هنوز در فکر اين هستند که مشکلات سنگين خودشان را به ما منتقل کنند و توانمنديهاي ما را به خودشان منتقل کنند تا بلکه از بحران عبور کنند.

اگر خاطرتان باشد، وقتي آنها گفتند ما مي¬خواهيم تحريم کنيم، ما از تحريم استقبال کرديم. درست است که تحريم يک مقدار فشار مي¬آورد اما برکات فراواني دارد. يکي از برکاتش اين است اين لوله¬هايي که قرار است از کانال آن به ما فشار بياورند و از آن طريق ثروت ما را ببلعند و ما را ناکارآمد بکنند، پيچ اينها بسته بشود. برکت ديگر آن اين است که ما چشممان را به دست و انديشة¬ ملت و توان کارگر و کشاورزان خودمان مي¬دوزيم و مي¬بينيم که اين معجزه مي¬کند. اينجا که نشسته بوديم، خواهر عزيزمان و يکي از برادران گفتند که نمي¬دانم چند ميليون، چند ميليون که ذهن من به 25 سال پيش رفت. آن موقع که تازه تصميم گرفته شد که ما در جهت خودکفايي حرکت کنيم. بعد نگاه کردم فاصلة امروز تا آن روز، فاصلة خيلي زيادي است.

ما امروز با افتخار به دنيا اعلام مي¬کنيم که جامعة کارگري و صنعتي ما هر چيزي را که ملت نياز داشته باشد، خواهد ساخت. من ديروز به يکي از مديران اين سه کشوري که رفتيم، گفتم آقا اينها رفتني هستند. ما نبايد ملت خودمان را براي چهار دستگاه و يک کارخانه و فناوري به اينها بدوزيم. اينها اگر بخواهند يک قاب عينک به ما بدهند ما را ده بار لب چشمه مي¬برند و تشنه بر مي¬گردانند و صد امتياز از ما مي¬گيرند. البته منظور من فناوري آن است. اگر ندادند، مي¬رويم کارگران و صنعتگرانمان را جمع مي¬کنيم و مي¬گوييم آقا اين دستگاه را به ما ندادند، بسم¬الله، شروع کنيد بسازيد. ممکن است دو سال، سه سال، چهار سال يا ده سال طول بکشد بسازيم و اولش هم که مي¬سازيم، آن چيزي که دلمان مي¬خواهد نباشد، اما بعد از پانزده سال خودمان سازنده، توليد کننده و صادر کننده مي¬شويم. کما اينکه الان شده¬ايم. وقتي فهرست کالاهاي صادراتي کشور را نگاه مي¬کنيم، افتخار مي¬کنيم.

بيست سال پيش به چه صورتي بود؟ روزي که دولتمردان آمدند، به جامعه صنعتي و کارگري ما رو آوردند و گفتند پشتيبان ما، شما هستيد و نگاهمان به دست شماست. بسم الله، حرکت کنيد. چه چيزهايي ساخته شده و چقدر نيازهاي کشور [رفع شده است]. مردم ما 170- 180 هزار ميليارد تومان در سال مصرف مي¬کنند. بيش از 150-160 هزار ميليارد تومان آن توليد داخل است و ما به اين افتخار مي¬کنيم. اينها شدني است. همه بايد خودمان را آماده کنيم. دولت و مردم به خصوص جامعة کارگري و صنعتي کشور بايد از اين مرحله ان¬اشاءالله هم به سلامت و هم با قدرت عبور کنيم و ايران بايد جزء سه چهار کشور اول جهان باشد. اين شايستگي ملت ايران است و اين شدني است. در قضيه هسته¬اي ديديد اينها همه توانشان را به کار گرفتند. حتي يک واشر به اين جوانهاي ما نمي¬دادند. واشرهايي که در اين دستگاه بايد به کار گرفته بشود، جنسش مثلاً جنس مخصوصي است. امروز ساخته¬اند و دارند هزار هزار جلو مي¬روند، ما به اين کشورها که سفر مي¬کنيم مي¬گوييم آقا اگر فناوري مي¬خواهيد بسم الله ما حاضريم به شما تحويل بدهيم. در همة زمينه¬ها به همين ترتيب است. الان ما جزء پنج شش کشور اول دنيا شده¬ايم. البته نق و غر مي¬زنند. بالاخره عصباني¬اند. اينها يک روزي مي¬گفتند ما بايد اصلاً اين ملت ايران را از صفحة جغرافيا محو کنيم بدانند در بقية صنايع و مصنوعات که کار حتماً آسان¬تر از هسته¬اي است. ما نمي¬توانيم صادرکنندة اول مرغ منطقه بشويم؟ نمي¬توانيم؟ چرا نمي¬توانيم؟! نمي¬توانيم به تمام منطقه و دورترين نقاط دنيا لوازم خانگي صادر کنيم؟ چرا نمي¬توانيم؟!

اصلاً امروز به شما بگويم اسم ايران خريدار دارد. کالايي که به نام ايران به هر جاي دنيا مي¬رود طرفدار دارد. همين خودروهايي که ايران خودرو مي¬سازد و ما هم به آن ايراد داريم. در بعضي کشورهاي صنعتي بزرگ رفتيم آنجا يک خطي راه انداخته¬ايم و يک قراردادي بسته شده الان نام نويسي کرده¬اند و مردم در صف هستند. انواع ماشينهاي غربي و شرقي آنجا حاضر است و آزاد مي¬فروشند، اما براي سمند در نوبت هستند. هيچ کس در دنيا الان براي ماشين در نوبت نمي¬ايستد، اما براي سمند ثبت نام کرده¬اند. ما مي¬توانيم و بايد کارگر و کارفرما با هم همت کنيم.

اصلاً از نگاه انقلاب فاصله¬اي بين کارگر و کارفرما نيست. اين يک مجموعة مشترک و مکمل است. هر چه¬قدر کارفرما براي کارگر دل بسوزاند و به او برسد در جهت اهداف حرکت کرده و هر چه¬قدر کارگر براي کارخانه و کار دل بسوزاند، او هم در جهت هدف حرکت کرده است. هر چه¬قدر مراعات حال همديگر را بکنيم، يک ملت مراعات حال همديگر را بکنند، به همان اندازه هم درهاي رحمت خدا باز مي¬شود و برکات نازل مي¬شود و پيشرفت حاصل مي¬شود.

اين فرهنگ ماست و فرهنگ انساني است. اين مال آنهاست که همه دنبال اين هستند که ديگران را بچاپند و از هر فرصتي استفاده کنند، براي ما اين نيست. ما يار، پشتيبان و کمک کار هم هستيم. در فرهنگ ما ايثار، گذشت، انفاق و تعاون يک اصل قطعي است.

من مجدد و در پايان عرضم مي¬خواهم از همه شما تشکر بکنم. مطالب ديگري را هم داشتم که عرض بکنم، اما هم حال خودم مساعد نيست و هم فکر مي¬کنم که ديگر پيش از اين سر شما را درد مي¬آورم.

والسلام عليکم و رحمة الله

شناسه خبر: 15919  

- سخنراني ها