
سخنراني در ديدار با علما و روحانيون استان همدان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 15902 -
پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 - 10:46
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم، اين توفيق را عنايت فرمود كه لحظاتي در جمع شما عزيزان، پرچمداران نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي باشم.
گرچه استان و شهر همدان آرام و بي سر و صداست، اما همواره در طول تاريخ حركتي بنيادين، سازنده و انسان ساز را ادامه داده است. اينجا كانون برخاستن انسانهاي بزرگ و خودساخته¬اي است كه به واسطة ايمان و معنويت بسيار بالايشان نورافشاني كرده¬اند و در ساية اين نورافشاني صدها و هزاران انسان عالم، زاهد و مؤمن تربيت شدند.
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه امروز هم همدان، روحانيت، حوزه و مردم همدان كانون همين حركت و سازندگي هستند. همدان پشتوانة مستحكم انديشه و فرهنگ اسلام ناب و انقلاب اسلامي است. من از اينكه خداي متعال اين فرصت را عنايت كرد صميمانه و خاضعانه او را سپاسگزارم.
اجازه بدهيد سه مطلب را خدمتتان عرض كنم. البته عزيزان قبل از من مطالب را فرمودند و بهره برديم، اما من هم با زبان خودم و با ادبياتي كه به كار مي¬برم مي¬خواهم همان مطالب را خدمتتان تكرار بكنم.
مطلب اول دربارة نقش علما، حوزه و مدارس علميه است. شما
مي¬دانيد كه هدف از همة اين بساط ساختن انسان است و ساختن انسان به پرورش جسم او نيست. پرورش جسم هم بايد در خدمت امر مهم تري قرار بگيرد. همة اين مجاهدتهاي طول تاريخ و امروز براي اين است كه يك انسان ساخته بشود. ساخته شدن انسان يعني ساخته شدن شخصيت و روح انسان و قرار گرفتن او در مسير كمال و هدايت الهي. بنابراين، كار پرورش و تربيت انسان و كار فرهنگي مهم¬ترين و اصيل¬ترين كاري است كه بايد انجام بشود و مي¬تواند انجام بشود و هيچ كاري با اين برابري نمي¬كند.
كار تعليم، تربيت و تزكيه همة هدف است. بقيه مقدمه و ابزارتحقق اين هدف¬اند. به فضل الهي حوزه و مدارس علمية ايران همواره و به خصوص در چهارصد سال اخير پرچمدار ساختن و تربيت انسانها و دفاع از كرامت انسانها بوده¬اند. هيچ اتفاق مهمي هم در عالم روي نخواهد داد، مگر اينكه انسانها ساخته بشوند.
بنابراين، اگر كسي به دنبال آيندة موعود است، باز راه و مسيرش از ساختن انسانها مي¬گذرد. در جمهوري اسلامي با اين آرمانهاي بلند تاريخي و جهاني انقلاب اسلامي، هيچ كاري مهم¬تر از ساختن انسانها نيست. به خوبي اشاره كردند. الان وقتي بعضي انديشه¬ها و تصميمات را مورد بازنگري قرار مي¬دهيم، مي¬بينيم هيچ بنياني ندارند. روحانيت شعيه و اسلام ناب كه من ترجيح مي¬دهم اين عنوان را به كار ببرم، چون يك اسلام بيشتر نداريم روحانيت علوي، حسيني و مهدوي هميشه در جبهه¬هاي دفاع از عدالت و حقوق ملت و مظلومين و مقابله با ستمكاران عالم همواره پيشتاز بوده و به فضل الهي از اين به بعد هم پيشتاز خواهد بود. اين در ذات فرهنگ علوي، حسيني و مهدوي است و كسي نمي¬تواند اين را از او بگيرد، مگر اينكه خداي نكرده از اين محتوا خالي بشود.
بعد از هزاران سال از ابتداي خلق انسان، يك حكومت اسلامي در سرزمين ايران برپا شده است كه در طول تاريخ بي نظيراست، نه اينكه كم نظير، بلكه بي نظير است، چون پيامبر گرامي اسلام و اميرالمؤمنين علي(ع) اصلاً فرصتي براي آنها نبوده كه به اين گستردگي مسائل را مطرح و دنبال كنند و جامعة بشري از وجود نوراني آن عزيزان استفاده بكند. در اين وسعت و با اين اثرگذاري در سطح جهان هر اتفاقي هم كه بعداً بخواهد در عالم بيفتد، به نوعي مرتبط با همين حاكميت اسلام است.
در دورة صفوي كه يكي از نقاط برجسته حركت ملت ايران است علماي، بزرگ ما وارد شدند، دخالت كردند، حضور پيدا كردند و از فرصتها استفاده كردند و كار را جلو بردند. بعضيها به گونه¬اي تبليغ كردند كه انگار ارتباط حوزه با دولت و با مسائل جامعه اسلامي يك مرز ممنوعه است. به نظرم اين حداقل يك اشتباه بزرگ است. اصلاً مگر حوزه و روحانيت مي¬تواند از مسائل جامعه و حكومت و نيازهاي جامعه بركنار باشد و اگردولت بخواهد موفق بشود، مگر جدا از حوزه و روحانيت و پايگاهي كه احكام، فرهنگ و انديشة اسلام را تبيين، تدوين و ترويج
مي¬كنند، كار خودش را انجام بدهد. مگر مي¬شود حكومت اسلام بدون انديشة اسلامي [باشد]؟ اين نشدني است. به خاطر همين حرفها خزانة عمومي منقطع شد يا ارتباطي بين خزانه عمومي و نيازهاي اصلي كار علمي و فرهنگي اسلامي برقرار نشد.
حالا سي سال گذشته است. در هر بخشي كه جمهوري اسلامي در طول اين سي سال وارد شد بالاخره كم كم بودجه گذاشت و يك چيزي ساخته شد. بزرگان يادشان هست كه قبل از انقلاب در همين آموزش و پرورش چقدر ما مدرسه داشتيم. شصت، هفتاد درصد روستاها و بسياري از شهرهاي ما اصلاً مدرسه نداشتند. حالا كم كم ساخته شد و الان هم آموزش و پرورش كسري دارد، اما الحمدلله سرمايه¬هاي وسيعي هم از نظر مادي در اختيار دارد. اگر براي مساجد و مدارس و نيازهاي تجهيزاتي و ساختماني هم چيزهايي قرار داده مي¬شد و همين طور آرام آرام بعد از سي سال چيزي درست مي¬شد. حالا بايد جبران بشود. طبيعي است كه دولت نمي¬تواند يكباره اين فاصله را پر كند، اما بايد راهي را باز كنيم كه آرام آرام به سمت آن نقطه برويم.
دولت دو سه سال است كه اين تصميم را گرفته، يعني اين تصميم را داشت و به فضل الهي عملياتي كرد و همين امسال حضرت آيت الله مؤمن تشريف آوردند، بحث همين بودجه مدارس و ... را من خدمت ايشان گفتم كه ما همان طوري كه براي دانشگاهها بودجه مي¬دهيم و در اختيار رئيس دانشگاه است، همان سرانه را براي طلاب هم خواهيم داد. عددشان را خودتان بگوييد. ايشان عددي را فرمودند كه ما 70 هزار طلبه داريم. گفتيم پس 70 هزار ضربدر اين مقدار و در اختيار مديريت. اميدواريم سال آينده بشود مقداري سرعت را بيشتر كنيم تا اين فاصله بيست سي ساله بلكه دهها ساله به سرعت پر بشود. معنايش اين نيست كه دولت مي¬خواهد در نظريه¬پردازيهاي مدارس و حوزه¬ها دخالت كند، نخير. ما نيازهاي جامعة اسلامي را منتقل مي¬كنيم و براي حل مسائل پاسخ اسلامي مي¬خواهيم. اين تقاضاي ماست. حالا در ادامه باز اشاره خواهم كرد.
اميدوارم كه اين رويكرد به توسعه و تجهيز مدارس، خانه عالم و مساجد كمك بكند و خداي متعال هم بركت بدهد، لطف و هدايت بكند كه سريع تر به سمت آن مقصود حركت بكنيم.
مطلب و عرض دوم من دربارة كارهايي است كه بايد در ايران انجام بدهيم. دربارة مأموريت اصلي در بخش سوم عرض خواهم كرد، اما همة شما مي¬دانيد و همه به اين باور رسيده¬ايم كه ايران را بايد سريع بسازيم. ايران پايگاهي است كه بديل ندارد. باور من اين است كه خداي متعال براي محقق شدن آن هدفي كه در آفرينش منظور فرموده، به ملت ايران نقشي ويژه داده است. همان طور كه خداي متعال به انبيا و بزرگان مأموريت داده، به ملت ايران هم مأموريتي ويژه داده است.
شما تاريخ ايران را نگاه كنيد. تاريخ خيلي ويژه¬اي است. من تا حدودي با تاريخ ملل آشنا هستم، بسياري از شما هم آشنا هستيد. هيچ ملتي در طول تاريخش اين مقدار فراز و نشيبهاي بسيار بزرگ را از سر نگذرانده و هيچ ملتي مثل ملت ايران مسير حركتش رو به كمال نبوده است. در تمام مطالعات تاريخي هيچ شاهد و اثري از اينكه روزي ملت ايران غير موحد بوده، به دست نيامده است. اين حرفهايي هم كه مي¬زنند آتش پرست و ... بوده¬اند، اينها ساختة دشمنان است. ملت ايران هيچ گاه آتش پرست نبوده است. آنهايي كه اسلام را در قبيله و تعصبات كور خودشان قرباني كرده¬اند و هنوز هم دارند قرباني مي¬كنند، وقتي مي¬بينند ملت ايران از همان ابتدا با آغوش باز اسلام را گرفت و پاي اسلام ايستاد و پرچم اسلام را در دنيا بلند كرد و تا امروز از آن دفاع و فداكاري كرده و اسلام را بر همة هستي خودش ترجيح داده، در مقابل اين ملت احساس خواري مي¬كنند و بعد شروع مي¬كنند از اين داستانها بافتن و هيچ ملتي مثل ملت ما اين مقدار مورد هجوم بيگانه نبوده و هيچ ملتي نتوانسته است بيگانگان را با همة قدرت در خودش هضم بكند. اين به اين دليل است كه بايد اين ملت نقشي را ايفا بكند. وقتي آدم خط تاريخ ملت ايران را جلوي خودش ترسيم مي¬كند، انگار يك دست الهي اين ملت را گرفته و مرتباً در كوره¬هاي گوناگون آبداده و زبده كرده تا به اينجا رسانده است.
امروز ملت ايران ويژگيهاي بسيار برجسته¬اي دارد. ويژگي حق طلبي، كمال جويي، يكتاپرستي، عشق به ديگران و انديشة منطقي و اينها در طول تاريخ مرتباً صيقل خورده و به وجود آمده، براي اينكه مأموريتي انجام بدهد كه در بخش سوم عرض خواهم كرد. حالا براي اينكه ما مأموريتهايمان را انجام بدهيم، حتي اگر مأموريتي نداشته باشيم، بايد كشور، فرهنگ، اقتصاد و سياستمان را سريع بسازيم ودرست كنيم. حاكميت اسلام به تابلو نيست كه ما تابلو بزنيم كه اينجا حكومت اسلام است. تابلو نياز دارد، اما محتوا بايد اسلامي بشود و بايد كشور را بر اساس احكام اسلامي اداره كنيم. مي¬خواهد فرهنگ درست بشود، بايد نگاه كنيم اسلام براي فرهنگ، تربيت انسان، خانواده، مدرسه و بازار چه مي¬گويد. اقتصاد را مي¬خواهيم درست كنيم، بايد ببينيم اسلام براي اقتصاد چه
مي¬گويد، والا درست نخواهد شد. آنهايي كه خيال مي¬كنند با چهار فرمول نظام سرمايه¬داري مي¬توانند اقتصاد كشور را پيش ببرند، اشتباه مي¬كنند. مگر آنها خودشان پيشرفت كرده¬اند؟ الان پايان خط و راه هستند، مي¬بينيد. پانزده بيست سال پيش كه در اوج بودند و مي¬گفتند ما پايان و اوج تاريخ و كمال جامعة بشري هستيم و ديگر بشر نقطة اميدي بالاتر از ما ندارد، همان موقع هم در فساد اقتصادي و اخلاقي غرق بودند، الان هم كه بدتر. چه چيزي داشتند؟ در يك كشور 290 ميليوني 45 ميليون نفر در فقر مطلق بودند. ما به فضل الهي از يك عقبه سنگين عبور كرديم و اگر سياستها دقيق اجرا مي¬شد، تقريباً آسيبي نمي¬ديديم.
بگذاريد يكي دو مورد را مثال بزنم تا بدانيد سياستهاي دولت چيست. اسلام مي¬گويد عدالت در همة امور. اسلام مي¬گويد يك معلم در كلاس وقتي مي¬خواهد به بچه¬ها نگاه بكند، بايد اين نگاهش را در بين بچه¬ها عادلانه توزيع بكند. ببينيد اسلام از كجا شروع مي¬كند؟ حالا وقتي به توزيع امكانات و اجراي قانون مي¬رسد؛ سياستهاي دولت در بخش اقتصاد خيلي روشن است. دولت مي¬گويد آقا ماليات مي¬خواهي بگيري، عادلانه بگير، نه اينكه دو نفر مانند هم، درآمدها هم مثل هم و همه چيز مثل هم، يكي هيچ چيزي ندهد و يكي صد برابر بدهد. يك بقالي كه روزي چندرغاز در مي¬آورد زير فشار باشد، اما آن كسي كه ميلياردي مي¬برد راحت عبور كند؛ مثل گمرك فرودگاه كه وارد مي¬شويد. حالا اين معكوس بشود و بگويند كساني كه ميلياردي جنس وارد مي¬كنند، از چراغ سبز عبور كنند و گمرك ندهند، اما شخصي كه زيارت رفته و چهار تا سوغاتي براي اهل و عيالش خريده، اين را به هم بريز و زير و رو كن و و آقا برو [عوارض] گمرك بده. اين بنيانها را خراب مي¬كند، فاصله و ثروتهاي بادآورده درست مي¬كند واين ثروتها جامعه را به فساد مي¬كشد. ماليات را عادلانه بگيريد. پولهاي مردم را در بانك جمع كنيد و عادلانه توزيع كنيد.
سياست دولت اين است كه مي¬گويد آقا اين پولي كه مردم
آورده¬اند و به دولت اعتماد كرده¬اند، اين را به كساني بدهيد كه مي¬خواهند توليد كنند و كارگاهي، مزرعه¬اي يا كسي مي¬خواهد خانه¬اي براي خودش درست بكند، يك شخصي مريض است يا بچه¬اش درس مي¬خواند. اين طور نباشد كه يك كسي پنج ميليون تومان يا سه ميليون تومان مي¬خواهد وديعة مسكن بدهد، اين دستش به هيچ جا نرسد، اما يك آقايي برود 20 ميليارد بگيرد و وثيقه هم نگذارد. بعد هم موقع برگرداندن آن ان قلت و بهانه درست كند و چند هزار ميليارد تومان پول بانكها دست همين آدمهاست. هرچه پول به اين طبقات پايين دادند، سر وقت قسطشان را مي¬دهند، اما بخشي از افرادي كه پولهاي درشت گرفته¬اند، مرتباً با آن پولها كار مي¬كنند و سودش را هم مي¬برند، اما قسط را بر نمي¬گردانند. ما
مي¬گوييم اين طور نبايد باشد.
مي¬خواهي مجوز بدهي، خب مجوزها را عمومي اعلام كن. نه اينكه يك كسي از آن زير برود يك مجوز بگيرد و يك جنسي را وارد كند يا يك كاري را انجام بدهد، يك دفعه به يك دارايي برسد، اما عدة زيادي همين طور معطل باشند. دولت مي¬گويد اين بودجه را بايد در جاي خودش خرج كرد. اگر دولت صد تومان مي¬گيرد و مي¬خورد، صد تومان هم براي مردم كار كند. نه اينكه صد تومان بگيرد خرج كند، هزينه و مصرف كند بيست تومان براي مردم كار كند.
يا وقتي مي¬خواهيم يارانه بدهيم، به چه كسي يارانه بدهيم؟ چه جوري يارانه بدهيم؟ جوري يارانه¬ها را ندهيم كه 30 درصد درآمد بالاي كشور 70 درصد يارانه را و 70 درصد درآمد پايين 30 درصد يارانه را مصرف بكند. اين غيرعادلانه است و اينها باعث مشكلات مي¬شود. سياست دولت اين است كه همة مردم در برابر قانون يكسان [باشند]. نبايد جوري بشود كه اين احساس در مردم پيدا بشود كه آن كساني كه قدرتمند هستند در برابر تخلفاتشان از مجازات معاف¬اند، اما اين فقير بيچاره¬ها بله، بايد بروند پدرشان هم در بيايد. اين جلو نمي¬رود. ديروز خدمت حاج آقا محمدي صحبت مي¬كرديم. اين نظام حاكم بر آفرينش مقررات و قانون دارد و سنتهاي الهي جاري است. اگر كسي اين دستورهاي اسلام را اجرا بكند، در چارچوب اين سنتها در مسير درست قرار مي¬گيرد. همة عالم به كمكش مي¬آيند و مسائل حل مي¬شود. مي¬خواهيد اقتصاد حل شود؟ بايد كار، تلاش، فكر و برنامه¬ريزي كنيد. همة اينها درست، اما عادلانه عمل كنيد. وقتي عادلانه عمل كرديد، درست مي¬شود. اما اگر ناعادلانه و تبعيض آلود، بود درست نمي¬شود. مي¬بينيد مگر درست شدند؟ مرتباً مي¬روند آنها را به رخ ملت ما مي¬كشند. كدامشان درست شده است.
يكي بيايد مرد و مردانه بگويد آقا اينها درست اند تا من بگويم اشكالات آنها چيست. چرا مي¬پوشانيد؟ يك حسن ظاهري و هزاران عيب اساسي دارند. عيبها را مي¬پوشاند يك حسن ظاهري را بر سر ملت ايران مي¬زند، بعد ملت را به نظامات غيراسلامي وادار مي¬كند.
دولت مي¬گويد آقا ربا متلاشي كنندة اقتصاد و فرهنگ يك كشور است. ما غير از ربا گناه ديگري نداريم كه خداي متعال اين قدر شديد برخورد كرده باشد. من اين حرفها را از شما ياد گرفته¬ام. داريم؟ گناه اقتصادي ، گناه اجتماعي. شديدتر از ربا داريم؟ نعوذ بالله خدا بي¬كار بوده و گفته حالا ما يك چيزي بگذاريم اين خلق الله را اذيت و از نعمتي محروم كنيم. بگوييم ربا اشد من... درحكم محاربة با خداست. اين نيست. به خاطر آثار مخربش در فرهنگ و اقتصاد است كه اين قدر ممنوع شده است و همين طوري بگويند اين ممنوع است. اين براي انسانهايي كه مي¬گويند ممنوع ضرر دارد، بعد هزار جور اين را مرتباً كاغذ پيچ، كادو پيچ و مرتباً رنگ و لعاب بزنند و هشت تا عطر و ادكلن بزنند و بخواهند به خورد ما بدهند. آقا نمي شود. ما بياييم ربا را از كشورجمع كنيم بعد ببينيم اقتصاد كشور چه جور رشد مي¬كند. آدمها رشد مي¬كنند.
هنوز بخشي از اين سياستها اجرا نشده است. مقاومت مي كنند؛ البته به فضل الهي مقاومتهاي آنها درهم خواهد شكست. اينها چيزهايي نيست كه كسي حق داشته باشد كه از آنها كوتاه بيايد. براي چه بايد از اينها كوتاه بياييم. اصلاً ما براي همين چيزها آمده¬ايم. بعد مرتباً بنشينند فرمول درست كنند. بالاخره بعضي حرفها را هم بايد به شما بزنيم. بعضي وقتها آدم خيلي ناراحت مي¬شود. ما مي¬گوييم آقا سود ثابت، اين جوري پول را بگيري بدهي و حساب و كتاب نكني و درصد بگيري، اين اشكال شرعي دارد. بايد اين را برداريد و عقود اسلامي به طور كامل عملياتي بشود، آن وقت اقتصاد ما ساخته مي¬شود. نه اينكه اسمش را بالا بگذاريم و محتواي آن را صد در صد خالي كنيم و كم كم همان نظام بانكداري قبل از انقلاب را [ترويج كنيم]. من كه مسئول دولت هستم، مي¬گويم اين بايد از بين برود. بعد آقايي مي¬آيد مي¬گويد نخير كارشناسان گفته¬اند سود بانكي بايد اضافه بشود، به ضرر است – با همان فرمولهاي آنها – بله، با فرمولهاي آنها در نظام سرمايه¬داري هر كسي پولدارتر محترم¬تر و حمايت شده¬تر. نه اينكه كسي كه پول دارد مذموم است. نه ما اين حرف را نمي¬زنيم. سعي و تلاش افراد با رعايت مقررات و كسب روزي براي ما محترم است. اينها بايد اجرا بشود. اينها دستورهاي اسلام است. البته ادعا نمي¬كنيم بتوانيم همه اينها را به طور كامل پياده كنيم، خير. اما موظفيم در اين جهت حركت بكنيم. بايد در جهت عدالت حركت كنيم. اگر عدالت را برداريم، چيزي باقي نمي¬ماند. اينها سياستهاي دولت است.
در بخش فرهنگي هم سياستهاي دولت معلوم است. ما جامعه¬اي مؤمن، بانشاط، سازنده، آرماني، خلّاق، پر اميد مي¬خواهيم كه در حال جوشش و حركت [باشد]. ما جامعة خمود و آلوده نمي¬خواهيم و بحمدالله الان نداريم، اما ما اوج جامعة خلاق، مؤمن، پاك، آرماني، پرنشاط و چنين فرهنگي را مي¬خواهيم. اصلاً فرهنگ اسلام فرهنگ نشاط، پويايي، بالندگي، آرماني و انقلابي است. در بخشهاي ديگر آن هم همين طور است. ما مي¬گوييم اگر قرار است سازندگي اتفاق بيفتد در همه جاي كشور بايد اتفاق بيفتد. همه جاي كشور بايد ساخته بشود. اتفاقاً بايد محروم¬ترها، دورافتاده¬ترها و مرزنشينها را ترجيح بدهيم. براي اينكه فاصله¬ها برداشته و كشور يكپارچه اداره بشود. اينها سياستهاي دولت است. همين چيزها را داريم دنبال مي¬كنيم؛ البته به شما عرض كنم، مي¬دانيد اجراي عدالت سخت¬ترين است. نشر انديشه جهاد اصغر است و اجراي عدالت جهاد اكبر است. سخت است.
[سخنان يكي از حضار]
من مطلقاً بنيانهاي اقتصاد سرمايه¬داري را قبول ندارم. نه اينكه از تجربيات ديگران استفاده نكنيم. بايد استفاده كنيم، اما بنيانهاي آن با بنيانهاي ما متفاوت است. بحث ارزشي نمي¬كنيم كه چه كسي ارزشي و چه كسي غير ارزشي است و ما نمي¬خواهيم بگوييم چه كسي خوب و چه كسي بد است، اين نيست. عرض من اين است كه ما بايد احكام اسلامي را اجرا كنيم. شما اگر مي¬فرماييد كه نخير احكام اسلام لازم نيست و اسلام احكام اقتصادي ندارد، بسيار خوب با هم بحث مي¬كنيم. شما استدلال بفرماييد، بنده هم استدلال مي¬كنم. با هم استدلال مي¬كنيم، ولي سياستهاي دولت اينهاست؟ اينها را بياييم بحث كنيم. نه اينكه مبهم، عده¬اي مرتباً بگويند سياستهاي دولت. با اينكه بخشي از آن اجرا شده دستاوردهاي بزرگي است. من چند مورد آن را برايتان بگويم تا ببينيد كه اتفاقات بزرگي در كشور افتاده است.
در بخش علمي در طول دو سال و نيم بيش از دو برابر پنج سال قبل كار علميِ ثبت و تأييد شده صورت گرفته است. در دو سال و نيم بيش از دو برابر و نيم پنج سال قبل اختراع در كشور اتفاق افتاده و فناوري¬اي كه حاصل علم است، به خارج از كشور صادر شده است.
در بخش عمران و آباداني در طول برنامة سوم(پنج سال) 49 هزار پروژه دركشور شروع شده و 19 هزار تمام شده است و بقية آن به اين دولت رسيده كه ما حدود چهارده پانزده هزار مورد از آن را تمام كرده¬ايم و بقيه را هم داريم تمام مي¬¬كنيم. اما در دو سال و نيم 99 هزار پروژه [جديد] در اين دولت شروع شده و 49 هزار تاي آن تا الان تمام شده است.
در بخش نفت در حالي كه ما در حال محاسبه بوديم، در اين دو سال و نيم بيش از 50 ميليارد دلار قرارداد سرمايه¬گذاري بسته¬ايم و دارند كار مي¬كنند. روزي كه ما تحويل گرفتيم 330 ميليون حداكثر ظرفيت توليد گاز بود. سال گذشته با اينكه ما در تحريم بوديم، در زمستان 470 ميليون گاز تحويل شبكه شد. در سرمايه گذاري داخلي و خارجي هم همين طور است.
در بخش علمي اين دستاوردهاي بزرگ را شما مي¬شنويد كه هر روز در حال وارد شدن است.
در تجارت خارجي روزي كه ما دولت را تحويل گرفتيم، يعني سال 1383 سي و شش ميليارد دلار واردات، هفت و نيم ميليارد دلار صادرات و در سال 1386، 48 ميليارد دلار واردات و 20 ميليارد دلار صادرات [داشتيم].
در سياست خارجي هم كه مي¬بينيد. ديگر اصلاً جاي بحث نيست. امروز ايران در كجا و ديگران در كجا هستند؟ گوشه¬اي از انديشه¬هاي انقلاب وارد اجرا شده است. اگر همة دستورهاي انقلاب و اسلام را ما اجرا بكنيم، اصلاً در اين كشور انقلاب در انقلاب مي¬شود. مشكل اين است كه ما از آنها غافليم. هنوز خيلي از ما باور نداريم كه مي¬شود دستورهاي اسلامي را اجرا كرد. نه تنها منِ دانشگاهي، بلكه خيلي از شما روحانيون هم هنوز باور نداريد. نه اينكه به اصالت حكم اسلام باور نداريد نه، اينكه مي¬شود آن را اجرا كرد. من به شما بگويم كه خيلي از آنها را مي¬شود اجرا كرد و اگر هم نشود ما موظفيم در جهت اجراي آن حركت كنيم. ما مأمور به انجام تكليفيم نه مأمور به نتيجه [رسيدن آن] و مطمئنيم كه نتيجة آن هم خوب خواهد بود.
خلاصة عرضم اين است كه اگر بخواهيم ايران را بسازيم و سريع جلو برويم و بخواهيم نابسامانيها برطرف بشود، بايد به همان فرهنگ انقلاب و و دستورهاي اسلام براي ادارة كشور برگرديم. اين تنها راه است. البته
مي¬شود كارهاي ديگري كرد. يك موقعي خدمت آقا صحبت مي¬كرديم، من دربارة همين تحليل شرايط كشور و... گفتم مي¬شود خيلي كارها را انجام داد. مي¬شود خيلي از مشكلات را انباشته و به بعديها منتقل كرد. اما ما ممنوع هستيم و اهلش نيستيم. در سال 1383، بودجة جاري دولت 28 هزار ميليارد تومان بوده است؛ يعني حقوق و مصرف دولت. پنج هزار و هفتصد ميليارد تومان عمران دولت بوده. يعني سد، راه و ... كه براي مردم روي زمين مي¬ماند و در سال 1387 – اين دو رقم را با هم مقايسه كنيد – آن چيزي كه ما به مجلس داديم 40 هزار بوده كه چند بار طبق قانون بايد حقوقها و ... اضافه بشود و چه و چه، عمراني 24 هزار، آنچه براي مردم مي¬ماند. اگر ما اين سدهايي را كه در كشور لازم است پنج سال قبل ساخته بوديم الان خشكسالي اين قدر كشاورزان ما را فلج مي¬كرد؟
نمي¬كرد. آن براي ملت مي¬ماند.
بايد به سمت احكام اسلام برويم و ما در همة مجامع از اين انديشه قاطع دفاع مي¬كنيم. شما كساني را كه مي¬گفتند ما اقتصاددان هستيم ديديد. پنجاه، شصت نفر از آنها آمدند بنده دو سه سؤال كردم. گفتم آقا شما اين را به ما ايراد مي¬گيريد؟ خب اين سؤال را جواب بدهيد. من سؤال اول را مطرح كردم و ده نفر صحبت كردند و ده جواب متناقض دادند. بعضي از آنها كه به من مي¬گفتند آقا اين سؤال را فراموش كن. نوارش موجود است. اين سؤال را كنار بگذار. ما فقط راجع به اين صحبت كنيم كه اقتصاد خيلي مهم است. گفتيم بله خيلي مهم است، اما مهم بودن آن مشكل ما را حل نمي¬كند. بفرماييد اين مسئله، آن را حل كنيد. ما از اين انديشة انقلاب محكم دفاع مي¬كنيم. استدلال هم داريم. استدلال عملياتي ميداني هم داريم. با آمار و ارقام نشان مي¬دهيم كه كجاها دارد اشكال پيدا مي¬شود. اگر عقود اسلام در معاملات درست اجرا نشود، اشكال كجا پيدا مي¬شود. اين را درعمل نشان مي¬دهيم. مي¬گوييم ببينيد بسم الله اين يك، دو، سه، هزاران مورد. بعد پولي كه بيرون رفته، به كجا خرج شده است؟ اين بخش دوم.
بخش سوم عرايضم كه سعي مي¬كنم خيلي كوتاه باشد دربارة مأموريت اصلي است. بالاخره شما مي¬دانيد خدا اين جهان را با اين همه عرض و طول و حوادث خلق نكرد و پيامبران را نفرستاد با آن همه مجاهدتها و تحمل سختيها كه بشر اين زندگي امروز را تجربه كند يا زندگي¬اي كه تا الان تجربه شده است. بشريت چه چشيده است؟ كجا انسان تجلي اسماء الهي شده است؟ در كجاي تاريخ يك حيات طيبه در زمين مستقر شده است؟ اصلاً كدام يك از نعمتهاي الهي به كمال مورد بهره¬برداري قرار گرفته است؟ نعمت عقل؟ نعمت عبوديت؟ نعمت عشق؟ نعمت امنيت يا نعمت كمال؟ كدام يك از اينها؟ بله در اين ميليارد ميليارد آدمهايي كه آمده¬اند تك ستاره¬هايي درخشيده¬اند والّا انسان هميشه در حرمان بوده است. هنوز آن اتفاقي كه بايد بيفتد نيفتاده است. اين همه ظلمها و كشتارها.
هرچه در تاريخ نگاه مي¬كنيم جنگ، كشتار و ظلم است. چقدر انبيا را كشتند. يازده امام معصوم خليفة الله را كشته¬اند. چقدر صلحا. تاريخ پر از ظلم است. اتفاق اصلي در پيش است. آن اتفاق آنقدر مهم است كه اگر نيفتد، كل آفرينش بي¬معنا مي¬شود. انسانها را آفريده كه چه بشود؟ آن قدر مهم است كه فرموده¬اند اگر عمر عالم تمام بشود و يك روز مانده باشد آن روز آن قدر طولاني مي¬شود تا آن اتفاق بيفتد و آن قدر مهم است كه همة انبيا و اوليا آرزوي درك آن دوران را داشته¬اند. همه از همان اول تا آخر وعده داده¬اند. اين فقط وعدة پيامبر عزيز ما نيست، وعدة همة انبياست. اصلاً در دل و فطرت آدمهاست.
اصلاً به شما عرض بكنم، عزيزان من! جز مديريت و حاكميت انسان كامل اصلاً استعدادهاي انساني شكوفا نمي¬شود، رشد پيدا نمي¬شود و تربيتي اتفاق نمي افتد. مي بينيد كه همه مشكلات عالم به خاطر مديريت طواغيت است كه استعدادهاي انسانها و بشريت را كشته¬اند. بايد آن مديريت در عالم اتفاق بيفتد تا بفهميم زمين تازه استعدادهايش رو كند. در سرزمين يك ميليون و 750 هزار كيلومتري ايران تا دو نفر به جمعيت اضافه مي¬شود، يك عده وحشت مي¬كنند؛ يعني خداي متعال زمين را آفريده، بعد گفته جلوي آن را بگير. اين طور نيست. تازه در آن دوران زمين ذخاير خودش را عرضه مي¬كند، عقلها كامل، گوشها شنوا، چشمها بينا مي¬شود و درك بشر تازه به كمال مي¬رسد و مي¬فهمد كه چه خبر است و همة اينها در ساية آن مديريت است.
من دو عرض كوچك به عنوان درس پس دادن خدمت شما دارم. اول اينكه اين مديريت در يك سطحي همواره در جهان جاري بوده و زمين هيچ گاه بدون خليفه وحجت نبوده است. همواره واسطة فيض بوده است. اگر واسطة فيض نباشد فيضي نيست. فيضي نيست، يعني حياتي نيست و همه چيز متلاشي مي¬شود و اصلاً از بين مي¬رود. واسطة موجوديت همة موجودات خليفة الله و حجت خداست و هميشه مديريت كرده است، اما من و شما به خاطر همين مسائل نتوانسته¬ايم از همة اين مديريت بهره ببريم؛ يعني همة مديريت در دل و جان من و شما و جامعة بشري جاري نشده است، والّا بوده است. بعضيها خيال مي¬كنند كار امام فعلاً تعطيل است. شأن امامت تعطيل است و امام در گوشه¬اي مشغول كارهاي شخصي خودش است، حالا روزي كليد مي¬خورد و اصلاً تازه امام، امام مي¬شود. اين نيست. اميرالمؤمنين روزي كه در حكومت بود امام بود و روزي هم كه در حكومت نبود امام بود و هستي را اداره مي كرد، بقية ائمه (ع) هم همين طور. در طول اين1200 سال هم همين طور است.
امام دنيا را باذن الله اداره مي كند. شوخي است كه ملت ايران بعد از 1400 سال اين جور عاشق پيامبر است؟ همين طوري اتفاق افتاده است؟ دست تربيتي و مديريتي نبوده است؟ بوده است، الان هم هست.
الان فرصتي نيست. فقط به شما بگويم كه ما الان دست اين مديريت را در همة حوادث كشور مي¬بينيم، همان طوري كه خدا را مي¬بينيم. يادتان هست امام فرمودند كه ما در هر مرحله انقلاب هرجا كه مي¬رويم مي¬بينيم كه يك دست الهي قبل از ما كارها را رو به راه كرده است. ما داريم مي¬بينيم. مگر شوخي است ايران ظرف دو سال و نيم هسته¬اي بشود و هيچ امتيازي ندهد بلكه امتياز هم بگيرد. كشورهاي بزرگ در دنيا هستند كه هنوز نتوانسته¬اند و معطل هستند، امتيازهاي فراوان دادند، عزتشان را دادند، امتياز اقتصادي و سياسي دادند ولي هنوز تثبيت نشده¬اند و ايران تثبيت شده است. من به شما عرض كنم ما دست مديريت [حجت خدا] را
مي¬بينيم و بايد دلها به آن سمت بروند.
و عرض دوم من در همين زمينه؛ عزيزان من! مشكل اصلي غفلت از امام است. اصلاً روح تبليغ دين جز دعوت به امام است؟ همة مسائل عالم ذيل امامت است. امام را برداري اتفاقي در دنيا نمي¬افتد. پانصد سال هم مجاهدت كنيم، هيچي نمي¬شويم. در اتصال و دعوت به امام است كه كانالهاي رحمت، نور و هدايت باز و جاري مي¬شود. اصلاً بدون عنايت امام مگر كسي موفق به عمل خيري مي¬شود. نمي¬شود. خيال است. واسطة فيض است. هر خوبي و هر عمل صالحي كه اتفاق مي¬افتد، به واسطة امام است و اصلاً كسي كه دل به امام بدهد، مشكلي در عالم برايش باقي
مي¬ماند؟ يكي از علماي عزيز و مجاهد ولايي در همين ايام نوروز به بنده فرمود كه فلاني بعضيها پيش ما مي¬آيند و مي¬گويند احمدي نژاد مدعي است كه با امام زمان ارتباط داد. ماجرا چيست؟ من عرض كردم حاج آقا من جايي ادعايي كرده¬ام؟ حرفي زده¬ام يا جمله¬اي گفته¬ام؟ ايشان فرمودند نه، ولي اين شياطين مرتباً اينجا مي¬آيند و اين حرفها را مي¬زنند. گفتم اجازه بدهيد من اعتقاداتم را براي شما بگويم. هرجاي آن اشكالي دارد، براي من بفرماييد. همين حرفها را زدم. گفتم امام محور و حقيقت هستي است. اصلاً همة عظمت جمهوري اسلامي به خاطر اتصال به امام است. اين اتصال را برداريم كه يك حكومتي مثل بقيه است. فرقش اين است كه در اين كشور آدمهاي بهتري حاكم اند، والّا عظمت و اثرگذاري و ماندگاري اين نظام به خاطر همين حلقة اتصال به امام است. بعد هم من معتقدم كه امام مديريت مي¬كنند و مثالهايش را هم زدم. امريكاييها هنوز از اين سفري كه هيئت جمهوري اسلامي به عراق كرد، مبهوت¬اند. مي¬گويند آقا چطور ممكن است تحت حاكميت ما دشمنان درجة يك ما آمدند كل عراق با آنها اعلام همبستگي كرد و برگشتند رفتند؛ يعني تمام زحمات و كشته دادنها و هزينه¬هاي آنها هباءً منثورا، فهميدند كه چيزي گير آنها نيامده است.
ما رفتيم آنجا ديديم همه ملت جلوي دوربينها و زير
سرنيزه¬هاي آنها مي¬گويند: جمهوري اسلامي. دشمنان درجة يك آنها رفتند در آتش آنها برگشتند نتوانستند كاري بكنند. مي¬خواستند، ولي نتوانستند. طراحي كردند، اما خنثي شد. اينها همين طوري است؟ دارند اداره مي كنند. همه دنيا عليه ملت ما بوده، ملت ما هر روز قوي تر شده است.
خدمت آن عزيز عرض كردم، حرفهاي ما اينهاست. ما مي¬گوييم در اين دوران محور و روح مأموريت ما دعوت به امام است. در طول تاريخ والله بالله دعوا بر سر امامت بوده است؛ امام حق و امام باطل. اگر امام حق آمد همة جانها سرشار و [كارها] درست مي¬شود و اگر امام حق نيامد فايده اي ندارد و نقطة كمال آنجايي است كه امام حق همة عالم را تحت سيطرة خود داشته باشد. ما جز اين چيزي نداريم و يك شوخي هم كردم. گفتم حاج آقا اشكال بنده اين است كه حرفهايي را كه پاي منبر شنيده¬ام، باور كرده¬ام و گفته¬ام اينها حرفهاي حقي است والّا بنده كسي نيستم. اصلاً احمدي¬نژاد خاك پاي ملت ايران و علماست.در اين عالم عددي نيست. خداي متعال به ملت ايران لطف كرده، ما هم طفيل وجود ملت ايران، داريم عقب قافله لنگان لنگان مي¬دويم و خودمان را پشت قافلة ملت ايران به زور مي¬كشيم. اما اينها حقايقي است.
آقا بعضيها نگران وضع فرهنگي هستند و درست هم است. فرهنگ با چه چيزي درست مي¬شود؟ مي¬گوييم آدمها درست شوند. چه جوري درست شوند؟ از ريشه درست شوند. چه جوري از ريشه درست مي¬شود؟ موقعي كه دلش مالامال از عشق به امام باشد. انقلاب شد يادتان هست؟ بزرگ¬ترها يادشان هست. ظاهر ملت يك چيز ديگري بود، اما به محض اينكه عشق امام امت وارد شد، همه منقلب شدند. كسي به كسي دستور نداد. انقلاب دروني اتفاق افتاد، حالا اگر كسي دل به امام بدهد و امام هم وجودش را پُر كند. چه مي¬شود؟ اين را خدا قرار داده است. خدا امام را براي ما قرار داده است. بايد استفاده و دعوت بكنيم. من عذر مي¬خواهم كه در محضر شما درس پس دادم.
والسلام عليكم و رحمة¬الله و بركاته
شناسه خبر: 15902
- سفرهای استانی دور دوم
, سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451