- سخنراني در همايش سراسري فرماندهان نيروي انتظامي
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 16:47

بسم ا لله الرحمن الرحيم

سخنراني در همايش سراسري فرماندهان نيروي انتظامي

بسم ا لله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 15413 - 

يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 - 14:46

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه ‌والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خداي بزرگ را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه اين توفيق را عنايت فرمود تا لحظاتي را در جمع شما عزيزان، خادمان و حافظان امنيت عمومي باشم و چهره¬هاي خدوم شما را از نزديك زيارت كنم.

دو مطلب را خدمتتان عرض خواهم كرد: يك مطلب دربارة خدمات و كار شما و الزامات و ويژگيهاي خدمت در نيروي انتظامي و مطلب دوم هم دربارة مسائل عمومي كشور و جهان است.

اما مطلب اول؛ بعيد مي¬دانم امروز كسي باشد كه در درجه بندي مسئوليتها و خدمات، مأموريت نيروي انتظامي را در صدر مسئوليتهاي مهم و حساس يك كشور طبقه¬بندي نكند. اهميت كار نيروي انتظامي به اندازة اهميت اصل امنيت است. امنيت، پاية دوام و بقاي يك جامعه است. هر اتفاق مفيدي كه بخواهد در يك جامعه بيفتد، نيازمند امنيت است. پيشرفتهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، صنعتي، كشاورزي و اقتصادي همه و همه در بستري از امنيت عمومي اتفاق مي¬افتد. امنيت از بالاترين نعمتهايي است كه خداوند به يك جامعه ارزاني مي¬دارد و آن قدر مهم است كه در بخشهاي گوناگون و از زواياي گوناگون مورد تأكيد قرار گرفته است. نشاط، بالندگي، حركت و همبستگي جامعه همه وهمه در ساية امنيت عمومي اتفاق مي¬افتد.

از منظري بالاتر امن و امنيت مقام معنوي بالايي است كه خداي متعال براي انسانها و ملتهاي شايسته قرار داده است. از بالاترين اهداف تلاش انسانها و جوامع صالح رسيدن به مقام امن است؛ يعني امنيت كامل، آرامش دل، ذهن و جان و آرامش جامعه براي حركت به سمت قله¬هاي كمال معنوي.

خب، شما اينها را مي¬دانيد و من نمي¬خواهم وارد آن بشوم. نيروي انتظامي از معدود سازمانهاي اجتماعي است كه با توسعة ارتباطات، شهرنشيني و پيچيده¬تر شدن روابط اجتماعي حوزة مأموريتهايش نه تنها كم نمي¬شود، بلكه هر روز گسترده¬تر و متنوع¬تر هم مي¬شود. همين الان خود شما به حوزة مأموريتهايتان نگاه كنيد و آن را با ده، بيست و پنجاه سال پيش مقايسه كنيد. اين همه سيستمهاي كنترلي و ارتباطي آمده است، اما هيچ¬كدام از اهميت، وسعت، تنوع و پيچيدگي كار نيروي انتظامي كم نكرده است، بلكه به مرور زمان برهمة اين ابعاد اضافه شده است. همين امروز شما نگاه كنيد، البته ممكن است بعضي مأموريتها به دليل تلاشها و مراقبتهايي كه انجام مي¬دهيد، جايگاهش تنزل پيدا بكند يا از فهرست مأموريتها حذف بشود، اما به هيچ وجه از مجموع مأموريتها كاسته نخواهد شد.

من فكر مي¬كنم نيروي انتظامي به دليل اهميت و حساسيت كارش بايد چهار ويژگي داشته باشد. پليس براي مردم ما الگو، معيار، و ميزان است، از بچه¬هاي كوچك تا سنين بالا. لباس و رفتار پليس در واقع هم الگو و هم معيار تنظيم رفتار اجتماعي است. به همان نسبت كه كار سنگين است، مسئوليتها هم سنگين است و توجه به اين مسئوليتها سنگين¬تر. نيروي انتظامي به دليل وسعت تماس اجتماعي¬اش كه به نظرم گسترده¬ترين سطح تماس اجتماعي در بين همة سازمانها متعلق به نيروي انتظامي است. حتي بسيج مستضعفين كه مأموريتهاي متنوعي دارد، اين سطح تماس را با بدنة اجتماعي ندارد. تقريباً همة مردم روزانه به نوعي يا با نيروي انتظامي در تماس¬اند يا از خدمات نيروي انتظامي بهره مي¬برند؛ يعني به هر ترتيب همة افراد جامعه متأثر از عمل نيروي انتظامي هستند.

نيروي انتظامي بايد مقتدرترين سازمانها و نيروها باشد. لازمة كار نيروي انتظامي اقتدار است. البته اقتدار همراه با تدبير و تعقل، منظور عمل نظامي و خشونت بار نيست. همة جامعه بايد بدانند كه پليس مرجعي است كه تصميمات خودش را اجرا مي¬كند و تصميمات پليس منطبق بر قانون است.

دومين ويژگي معتمد و مورد اعتماد بودن است. به دليل همين مأموريتهاي حساس بايد نيروي انتظامي و پليس مورد اعتمادترين عناصر براي مردم باشد. بايد به گونه¬اي برنامه ريزي و عمل كنيم كه در بين همة سازمانها اعتماد مردم به نيروي انتظامي بالاترين باشد، چرا كه هر روز كار دارند. شايد 94ـ 95 درصد مسائل را پليس خودش در بدنة اجتماعي رتق و فتق مي¬كند و درصد كمي است كه به مراجع قضايي يا تصميم¬گيري ديگري ارجاع داده مي¬شود و پليس بايد مورد اعتمادترين باشد. اگر بخواهد مقتدرترين و مورد اعتمادترين باشد پليس بايد محبوب¬ترين باشد. يك سازماني كه دارد بيشترين خدمات را به مردم مي¬دهد، بايد نزد مردم محبوب¬ترين باشد و پليس بايد مؤمن¬ترين و پاك¬ترين باشد. به دليل مأموريتهاي مهم، مردم خانه و امنيت و همه چيزشان را در ساية پليس جستجو مي¬كنند. بنابراين نيروي انتظامي و پليس بايد مؤمن¬ترين و

پاك¬ترين نيروها باشند.

خوشبختانه حركت نيروي انتظامي حركتي رو به رشد و بسيار بالنده است و امروز [با حضور] برادر عزيزمان آقاي احمدي مقدم از فرماندهان با كفايت، مدير و دلسوز، ما اين حركت تكاملي نيروي انتظامي را بهتر و واضح¬تر مشاهده مي¬كنيم. البته دو سه نكته هست كه همواره بايد به يكديگر تذكر بدهيم. اگر مي¬خواهيم اين ويژگيها براي نيروي انتظامي محفوظ بماند، نيازمند يك مراقبت دائمي در درون سيستم هستيم.

شما مي¬دانيد هر چه سطح تماس و گسترة عمليات بيشتر

مي¬شود، آسيب پذيري هم بيشتر مي¬شود. بالاخره يك جوان، افسر و مأمور كه چند سال شب، روز، هفته و ماه همه¬اش مورد مراجعه يا برخورد با مسائلي است كه اين مسائل، مسائلي درست و صحيح نيستند؛ يعني هميشه آماج تخلفات است و دائم با آدمهاي متخلف سرو كار دارد. خب اين نيازمند يك مراقبت درون سازماني و البته در كنارش يك حركت معنوي و سازندگي مستمر دروني است.

من خيلي خوشحال شدم كه آقاي احمدي مقدم گفتند ما برنامه¬هايي داريم، سالي دو سه هفته، هر چه اين بيشتر، بهتر و بازدهي كار بيشتر. يعني يكي از مأموريتهاي ما حفظ بهترين نيروهايمان است كه در معرض خطرهاي سنگين¬اند.

در برخوردهاي اجتماعي، بايد با متجاوزان به حريم عمومي برخورد قاطع داشت، يعني همين كارهايي كه كرده¬ايد. خب كارهاي خيلي خوبي انجام شد. برخورد با مواد مخدر كه شروع شده و الان در ميانة راه هستيم. ان¬شاءالله امسال كامل خواهد شد و جزء كارهاي بزرگ و بسيار ارزشمند است. برخورد با قداره بندها، باج¬گيرها و متجاوزان به نواميس مردم از نقاط افتخار و برجسته است و كار بسيار خوبي است كه بحمدالله انجام شد. در زمينة برخورد با [شرارتها] در نقاط دورتر از مركز و برقراري امنيت عمومي، كارهاي بسيار خوبي است كه انجام شده و الان هم ادامه دارد. كنترل ترافيك به خصوص در ايام نوروز و تأمين امنيت در ايام نوروز، من قبلاً به مردم عزيزمان گفته¬ام، كه ما داريم زندگي عاديمان را مي¬كنيم. اكثر مردم زندگي عادي مي¬كنند. به مسافرت و ميهماني مي¬روند و مي¬آيند، مرخصي مي¬گيرند، تفريح مي¬كنند، مسافرت مي¬روند و زندگيشان را مي¬كنند، اما بعضي نيروها هستند كه نه تعطيلي، نه مرخصي و نه استراحت دارند. در همين ايام نوروز كه الحمدلله تعطيلات طولاني هم شد و مردم هم يك استراحت درست و حسابي كردند همراه با مسافرتهاي فراوان، اما خب مجموعة نيروي انتظامي حتي در لحظة سال تحويل و روز اول و دوم و تا روز چهاردهم و پانزدهم بعضي از اين نيروها حتي نتوانستند دو روز به خانواده¬شان سركشي بكنند و صلة ارحام، بازديد و مسافرتي داشته باشند. خب اين كارها بسيار ارزشمند است. همينهاست كه مردم را با نشاط نگه مي¬دارد و ارزش كار نيروي انتظامي را بالا مي¬برد.

البته بايد مراقبتهايي بكنيم. با هر نوع جرم سازمان يافته بايد قاطعانه، برخورد كنيم. شمشير بران ملت روي مچ دست كساني كه مي¬خواهند به اموال عمومي، اموال، نواميس و امنيت مردم تجاوز بكنند كه بحمدالله امروز اين تا حد بالايي محقق شده است و البته تلاش براي همراه كردن مردم.

نيروي انتظامي نيرويي در مقابل مردم نيست. از خدوم¬ترين نيروهاست كه در كنار و همراه مردم است و از اين جهت بايد مراقبت كنيم كه يك موقعي نيروي انتظامي در مقابل مردم تعريف نشود. البته دستان پليدي هم در گوشه و كنار هستند كه علاقه¬مندند براي زير سؤال بردن اين همه خدمات و شكستن اقتدار نيروي انتظامي، به بعضي مسائل دامن بزنند و نيروي انتظامي را در مقابل مردم معرفي بكنند. بايد اين را مراقبت بكنيم. آن جاهايي كه متن مردم¬اند بايد با مردم همراهي و دلسوزي داشته باشيم. نيروي انتظامي چه بخواهد چه نخواهد يك نيروي اجتماعي است، نيروي نظامي نيست. با اينكه امنيت را برقرار مي¬كند و بايد مقتدر باشد، اما عمل نيروي انتظامي يك عمل اجتماعي است. لابد اين مطلبي را كه مي¬گويم مدنظر داريد، اما توصيه مي¬كنم آن را گسترده¬تر بكنيد. حتماً نيروي انتظامي بايد از استادان صاحبنظر در رشته¬هاي جامعه شناسي، روانشناسي، فرهنگي، مردم شناسي و تربيتي در رده¬هاي گوناگون استفاده بكند؛ حتي ادبيات گفتگو با مردم را تنظيم كنند، چون الگو و معيار است. كار هم تمام نشده است. يعني كار هيچ وقت تمام نمي¬شود. هرچه جلوتر مي¬رويد

مي¬بينيد، بحثهاي جديد پيش مي¬آيد. خب زحمت كشيده¬ايد و با نهادهاي مختلف هماهنگي كرده¬ايد، نيروي انتظامي هم به خط جمع كردن معتادهاي ولگرد و موزعين مواد مخدر و چه و چه زده و كار بسيار بزرگ و ارزشمندي انجام شده است. اما دشمن كه بي كار نمي¬نشيند. اين مواد مخدر را جمع مي¬كنيد، مواد مخدري پيچيده¬تر، كم حجم¬تر و مضرتر وارد مي¬كند. پس كار هيچ¬وقت تمام نشده است.

بايد در متن برنامه¬ها جوري برنامه¬ريزي و عمل بكنيم كه عموم مردم با ما همراهي بكنند. زماني نقطة اوج موفقيت است كه هر كدام از مردم ايران خودشان را يك همكار صميمي نيروي انتظامي بدانند. آن وقت كارها هم بهتر جلو مي¬رود، هم هزينه¬ها كاهش پيدا مي¬كند و هم محيط، محيط ديگري مي¬شود. به نظرم رسيد كه اين جهت را به دوستان عرض بكنم و صميمانه از خدماتي كه انجام داده¬ايد و انجام مي¬دهيد و ان¬شاءالله انجام خواهيد داد، تشكر كنم. به ويژه از جناب آقاي احمدي مقدم، از فرماندهان عزيز و شما كه اينجا نشسته¬ايد، از همكارانمان در عقيدتي و سياسي و همة كساني كه صادقانه و عاشقانه درگير خدمت¬اند.

حقيقت اين است كه ايران مي¬تواند و بايد بهترين باشد. ديديد كه

مي¬شود. يك موقعي دوستان يادشان هست، ما مي¬گفتيم اين بحث تلفات سنگين جاده¬اي و تصادفات جاده¬اي در كوتاه مدت هم قابل كنترل است. يك عده مي¬آمدند و حرفهايي بي سر و ته مي¬زدند كه: نمي¬شود، بايد اين جوري بشود و ... مي¬گفتيم برنامه بياوريد، يك برنامه آوردند كه 30 هزار ميليارد تومان بدهيد، ما همة جاده¬هاي كشور را مجزا كنيم و... رفت و برگشتشان را مجزا كنيم. تا بعداً تلفات را كاهش بدهيم. خب ديديد كه با برنامه¬ريزي خوب، حضور قوي و اطلاع رساني درست شما كار انجام شد و امروز آن رشد شتابان تصادفات و تعداد كشته¬ها و مجروحين كه خسارت عظيم ملي براي ملت ما بود مهار شد. بيست و چند هزار كشته در يكسال و سالي 10 ـ 12 درصد رشد با هيچ چيزي قابل مقايسه نبود و ديديد وقتي خوب برنامه¬ريزي و طراحي و اطلاع رساني مي¬كنيد، مردم چه قدر خوب با شما همكاري و همراهي مي¬كنند. مردم شما را فرزندان خودشان مي¬دانند و با شما مثل فرزندان خودشان تعامل مي¬كنند و البته انتظار تعامل متقابل را هم دارند.

نكتة آخري كه در اين بخش اول عرض مي¬كنم، بايد يك برنامة آموزش عمومي را تنظيم كنيد. كارهايي در حوزة ترافيك شده است. شما بعضي كارها را از صدا و سيما يا در مدارس انجام مي¬دهيد، كار بسيار خوبي است.

بعضي جزوه¬ها را منتشر كرده و به خانه¬ها رسانديد كه چگونه حفاظت و همراهي كنند و با پليس در تماس باشند. اينها چيزهاي خيلي خوبي است. يك گروهي باشد دائم آموزش عمومي را دنبال بكند ـ ما اگر بخواهيم به عهدة صدا و سيما، وزارت كشور و ديگران بگذاريم اين نشدني است. نه اينكه نشدني است آن جوري كه مي¬خواهيم نمي¬شود. چون هيچ كدام از اينها آن ضرورتي را كه شما داريد لمس مي¬كنيد و با آن درگير هستيد، احساس نمي¬كنند. اين را هم در برنامه¬هايتان قرار بدهيد.

اما بخش دوم عرايضم كه خيلي كوتاه خواهد بود، درباره مسائل عمومي است. شما مي¬دانيد كه ما در متن يك انقلاب عظيم هستيم، انقلابي كه به فضل الهي سرنوشت و تاريخ بشر را تغيير داده و به سمت مسير درست هدايت كرده است.

بايد خدمتتان بگويم به واسطة ايستادگي، ايمان و پيگيري آرمانهاي بلند الهي توسط ملت ايران امروز همة معادلات عالم به سرعت در حال تغيير و تحول اساسي است. همة مناسبات ظالمانه با ريشة شصت ساله در معرض انهدام كامل است. البته بعضيها هستند كه قدرتهاي شيطاني را جاي خدا مي¬گذارند و مي¬انگارند. ما با آنها كاري نداريم. اما واقعيت اين است كه شرايط جهان به سرعت به نفع آرمانهاي الهي در حال تغيير است. من در جايي گفتم ـ گمانم سال گذشته همين جا بود ـ گفتم قطار هسته¬اي ايران ترمز و دندة عقب ندارد. ديديد بعضيها نشستند و تحليل كردند و ما را متهم كردند وحرفهايي زدند كه معلوم بود نمي¬دانند دنيا چه خبر است. امروز مي¬بينيد كه همة ايستگاههاي اصلي را رد كرده و در واقع از مقصد هم عبور كرده¬ايم. آنها هم هنوز دوزاريشان نيفتاده و گيج مي¬زنند كه چه بكنند.

باز عرض كردم اين رژيم صهيونيستي كارش تمام است. بعضيها كه اصلاًً عصباني شدند و به من گفتند تو چرا حرفهاي تند مي¬زني و دنيا را عليه ما مي¬كني، در حالي¬كه اينها حرفهاي امام و رهبري و حق است. حالا خدمت شما عرض مي¬كنم. اصلاً اين امپراتوري سلطه و سرمايه¬داري در سرازيري اضمحلال قرار گرفته است. دلايلش خيلي روشن است.

من دو موردش را مي¬گويم شما مي¬دانيد، من يادآوري مي¬كنم. يك نظام و امپراطوري و تمدن با هر ويژگي¬اي كه باشد بر پايه يك انديشه استوار است. بالاخره يك مباني نظري توجيه¬گر آن نظام در اذهان جا افتاده است. اگر آنها نباشد امپراتوري دوامي ندارد يا اگر آن پايه¬ها سست بشود،

پايه¬هاي امپراتوري سست مي¬شود. اينها اقلاً شصت 200 سال است. به خصوص در اين شصت سال با شعارهايي مثل دموكراسي، حقوق بشر، ليبراليسم، اومانيسم، آزادي مطلق، ذهنها را تسخير و شيفتة خودشان

كرده¬اند و پايه¬هاي سلطة خودشان را بر اين ذهنها استوار كرده¬اند.

امروز شما مي¬بينيد و من اينجا تأكيد مي¬كنم اين انديشه و نظام فكري به پايان راه خودش رسيده است. در هيچ جامعه¬اي حتي در جوامعي كه از ديكتاتوري رنج مي¬برند، ديگر اين شعارها هيچ جاذبه¬اي ندارد و به عكس مورد تنفر و انزجار ملتها قرار گرفته است. مباني نظري و پايه¬هاي ذهني آنها به طور كامل فروريخته و شما مي¬بينيد كه براي حل چالشهاي امروز جهان هيچ راهبردي ندارند و همه¬جا در بن بست¬اند. حرف نويي ندارند. من از داخل خود امريكا يك هم اطلاع دقيق دارم كه در فضاي عمومي امريكا يأس مطلق حاكم است و هيچ اميدي به آينده نيست.

محاورات داخلي مردم همه¬اش يأس و چشم انداز سياهي نااميدي است. و حاكمانش هم همين¬اند. بازي تبليغاتي انتخابات اينها يك خيمه شب بازي تكراري است كه نه عمقي دارد و نه حقيقتي، خودشان هم درمانده¬اند و البته به شما بگويم، من مستقيم هم رفتم و اين واقعيتي كه مي¬خواهم عرض كنم ديدم كه حتي در پشت صحنة امريكا هم ديگر عناصر فكري توانمندي وجود ندارند كه بخواهند يك ابتكار جديد و نوآوري عرضه بكنند و شرايط را به نفع خودشان عوض بكنند. و پاية دوم، دشمن تراشيهاي زيركانه و اساسي است.

اينها بيش از چهل سال مي¬گفتند شورويها دشمن ما هستند. با يك فضاسازي و ديپلماسي بسيار پيچيده و تحت همين عنوان خودشان را بر همة ملتها تحميل كردند و مناسبات سياسي و اقتصادي جهان را تنظيم كردند. بيست سالي هم هست كه مي¬گويند ايران دشمن و خطر اصلي است و اين را به مردم خودشان باورانده بودند و از توانايي اين براي طراحيهاي سياسي در دنيا و در داخل كشورشان استفاده مي¬كردند.

خب شوروي كه از بين رفت. مردم امريكا و ساير ملتها هم امروز به درستي دريافته¬اند كه ايران فقط دشمن سياستهاي ظالمانه و ضد بشري دولت امريكا و در واقع بهترين دوست ملتهاي عالم است. انديشه و فرهنگ ايران، آرماني كه امروز از ايران منتشر مي¬شود، راه جديدي براي زندگي متعالي و نجات بشر است.

اوضاع دنيا را مي¬بينيد. اين سخنراني كه اخيراً يكي از مسئولين آنها كرد صريحاً اعلام كرد كه امپراتوري امريكا به پايان راه خودش رسيده است. ديگر ما نه نفوذي داريم ـ يعني آنها ـ و نه تدبيري براي پيشبرد امور در جهان داريم. اين حقيقت است.

ملت ما و همة ما بايد محكم باشيم. در پيگيري آرمانهاي بلند اسلامي آرمانهاي امام و خط ولايت تنها راه نجات و سعادت است. همان قله¬اي كه ملت ايران هدف گرفته است. اين بر پاية فطرت انسانها و مورد استقبال و پسند ملتهاست و اين همان چيزي است كه بايد جامعة بشري را به حيات و زندگي سعادتمند برساند. اين هارت و پورتهايي هم كه

مي¬كنند، نشانة عجز است. جمع شده¬اند مي¬خواهند به بهانة جشن شصتمين سال تأسيس منحوس¬ترين، نامشروع¬ترين، جنايتكارترين و جعلي¬ترين رژيم عالم به يك مشت صهيونيست روحيه باختة بدبخت شكست خورده روحيه بدهند. اين هم از اشتباههاي بزرگ آنهاست. با اين حركات مذبوحانه تغييري در محيط سياسي به وجود نخواهد آمد. رژيم صهيونيستي چه بخواهد چه نخواهد، از بين رفتني است و اين مرده را نمي¬شود با اين كارها زنده كرد. فلسفة وجودي¬اش را از دست داده و ديگر خاصيتي ندارد و البته بدانند آنهايي هم كه جمع مي¬شوند و آنجا

مي¬روند، نه تنها سودي برايشان نيست، بلكه بدانند نام آنها در عداد جنايتكاران و قاتلين ملت فلسطين ثبت خواهد شد. خيال نكنند الان سي چهل سال قبل است، بگيرند و بزنند و بكشند و آواره كنند و اتفاقي در دنيا نيفتد. نه خير، تك تك اينها ثبت مي¬شود و به زودي وقتي قرار است كه به حساب جنايات رسيدگي بشود، تك تك اينها بايد بيايند و پاسخ بدهند. چرا سلاح و منابع مالي داده¬اند؟ چرا پول ملتهايشان را به يك مشت فاسد داده¬اند كه مردم غزه و فلسطين را در خانه¬هاي خودشان قتل عام بكنند؟

اين حركت آنها هم ارزشي نخواهد داشت و به فضل الهي با شكست مواجه خواهد شد.

من به شما عرض مي¬كنم ـ حالا فضاي عمومي دنيا را رصد بكنيد ـ در هر منطقه و موضوعي كه اين جنايتكارها وارد بشوند، نتيجه¬اي جز شكست ندارد. اصلاً هيچ پيروزي حتي در كوچك¬ترين صحنه¬هاي سياسي در انتظار آنها نيست. آنها محكوم به شكست¬اند و ان¬شاءالله درآيندة نزديك دنيا جشن زدودن ظلم، استعمار، فساد و تجاوز بر ملتها را برپا خواهد كرد، ان¬شاءالله.

به بركت صلوات بر محمد و آل محمد

شناسه خبر: 15413  

- سخنراني ها