- سخنراني در ديدار با جمعي از خيرين مدرسه ساز
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 17:00

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در ديدار با جمعي از خيرين مدرسه ساز

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 15388 - 

دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 13:15

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خيراعوانه‌

وانصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



من حقيقتاً از صميم دل خوشحالم و خدا را شكر مي¬كنم كه در اين ايام اين توفيق را عنايت كرد تا لحظاتي در خدمت شما عزيزان باشم، عزيزاني كه زندگي، كار و انديشه آنها با عشق، معنويت و صفا درهم¬آميخته شده است.

بدون، ترديد كاري كه شما الان انجام مي¬دهيد، يكي از زيباترين كارهايي است كه مي¬تواند در يك كشور و در بين يك ملت انجام بشود. جوششي از درون قلبهاي پاك، مؤمن و عاشق خدمت به كشور است كه به فضل الهي به يك الگوي تمام عيار براي همة بخشها و در آيندة نه چندان دور براي همةملتها تبديل خواهد شد. چون پاية كار پاية درست و ريشه، ريشةدرستي است و موضوعي هم كه شما در آن شروع كرديد و بهترين و زيباترين است، خدا هم بركت خواهد داد. همان طور كه اشاره كرديد. به سرعت به درخت تنومندي تبديل شده و دارد به يك فرهنگ تبديل مي¬شود.

من هيچ وقت اولين باري كه را با اين مفهوم آشنا شدم يادم

نمي¬رود. در اردبيل بود، اين 72 مدرسه – آقاي علي پور خدا ان شاءالله صحت و سلامت به ايشان بدهد – بچه¬ها و والدينشان وقتي اين مدرسه و ساختمان را ديدند، شادي همه وجودشان را پركرد كه آن صحنه و لحظه را با هيچ چيزي در دنيا نمي¬شود عوض كرد، يعني يك چيزي ايجاد

مي¬شود كه همة عالم به آفرين¬گويي و شادي درمي¬آيد، يعني آن موقع احساس مي¬كردم كه انگار همه هستي دارد با اين بچه¬ها از ته دل خوشحالي، شادي و احساس اميد مي¬كند. خب اين يك چيزي است كه با خيلي چيزهاي ديگر نمي¬شود مقايسه كرد و همان طوري كه به خوبي اشاره كرديد، موضوع مهم¬ترين است؛ يعني آموزش و پرورش پاية هر كشوري است.

خودتان عنايت دارد كه بالاخره در اين قسمت كمبودها، كسريها و خرابيها خيلي فراوان بود. حالا آمديد شما و دولت دست به دست هم داديد و همت كرديد يك مقدار شرايط بهتر شد. ان شاءالله بايد با همين استحكام برويم تا به آن نقطه¬اي كه دلمان آرام بگيرد. بگوييم خب الحمدلله آموزش و پرورش ما به نقطة مطمئني رسيد. حالا يك نوبته بشود كه اين چيز خوبي است. محتوا و نرم افزار هم به قول اين خانم و بقية دوستان به آن جايي برسد كه مطلوبمان است و دلمان مي¬خواهد. همين فرهنگ زلال ايراني و اسلامي را كه زيباترين فرهنگهاست، به نسلها منتقل كند و جوانهاي ما را عالم، خلاق، شجاع، پاك و مبتكر بار بياورد كه نه تنها ايران بلكه بتوانند دنيا را جلو ببرند.

من يك جايي گفتم آقا ما بايد ذهن و نگاهمان به اين باشد كه دنيا را اداره كنيم. بعد ديدم كسي آمد و اين را خيلي كوچك گرفت و با تمسخر برخورد كرد. متوجه شدم كه نفهميده موضوع چيست. اگر ملتي بخواهد خودش را به بالاترين سطح برساند، بايد افق نگاهش هم به دورترين نقاط باشد. ايران اين شايستگي را دارد. ايران در دنيا صدها بلكه بيش از هزار سال پرچمدار تمدن، علم، هنر و فرهنگ بوده است.

لابد خاطره¬اي را كه رهبر عزيزمان در شيراز نقل كردند، شنيده¬ايد. در فيلم سيصد كه براي تحقير ايرانيان ساخته بودند، جوري جلوه داده بودند كه حكومتهاي گذشتة ايران 28 ملت را زير سلطه خودش درآورده و زورگويي مي¬كرد. من در نيويورك كه مصاحبه داشتم، گفتم شما در حق ملت ايران ظلم كرديد. اولاً 28 نبود و 42 ملت بود، ضمن اينكه از روي اجبار نبود و از روي اختيار بود. چون اينجا كانون تمدن بود و افتخار

مي¬كردند كه بيايند از فرهنگ اين سرزمين تبعيت و با آن همراهي كنند و پيوسته با ملت ايران باشند. حالا به هر دليلي يك وقفه¬اي افتاده، يك شكستي اتفاق افتاده و يك عقب¬ماندگي¬اي شده؛ هيچ كدام از اينها از توانمنديها و ارزش ملت ما كم نمي¬كند. بايد اين را به سرعت جبران كنيم و اين ان شاءالله شدني است و پاية آن هم مدرسه است، يعني از جاي خيلي خوبي شروع كرده¬ايد. من از همة شما به عنوان خادم شما و خادم ملت ايران صميمانه تشكر مي¬كنم.

بگذاريد از عزيزاني كه در جمع ما بودند و الان نيستند يادي بكنيم. يادمان هست سه چهار سال پيش به منطقه ده به آن مجتمع عظيم رفتيم. واقعاً چه فضايي بين آن جوانها و نوجوانها بود، 32 تن از عزيزان خدا ان شاءالله آنها را رحمت كند. آقاي بجستاني و اكبري كه گفتند همين روز گذشته به رحمت خدا رفتند.

يك خاطره هم برايتان بگويم. يك كسي كه از جنس شما البته عضو انجمن شما نبود. يك بنده خدايي كه ما مي¬شناختيم، دو سال پيش از دنيا رفت. ايشان آن روزهاي آخر مي¬دانست كه مي¬خواهد برود. سرحال بود، ولي مي¬دانست كه از دنيا مي¬رود. وقتي حساب و كتابهايش را تنظيم كرد،

بچه¬ها را صدا زده و گفته من حساب و كتابهايم را انجام داده¬ام، اين مقدار مانده من چه كار كنم؟ بچه¬ها گفتند اختيار با خود شما. خود شما به هر جايي كه علاقه¬منديد هديه كنيد. حالا مبلغ زيادي نبود. يك روز مانده به فوت. خودش مي¬رود پيگيري مي¬كند مي¬گويد من اين مقداري كه از زندگي¬ام مانده مي¬خواهم براي مدرسه بدهم. مي¬رود دنبال مي¬كند و در اطراف تهران روستاي محرومي را پيدا مي¬كند و مي¬گويد آقا من اين را براي يك مدرسه مي¬دهم و اين را با افتخار و عشق اعلام مي¬كنم.

كار شما كار بسيار زيبايي است و اميدي را در آموزش و پرورش ايجاد كرده است. مي¬خواهم بگويم كه اگر اين كمكها نبود و اين اتفاقها نمي¬افتاد، با اين بودجه¬هاي دولتي امكان اينكه بتوانيم به يك نوبته برسيم حالا حالاها وجود نداشت. حتي به سه نوبته هم نمي¬رسيد. سه نوبته تقريباً هيچ است ديگر. سرگرمي است. تا بچه¬ها بخواهند بروند و معلم بيايد و برود تمام است. نه براي آموزش و نه براي تربيت اصلاً ديگر وقتي

نمي¬ماند. بالاخره دانش¬آموز بايد هفت هشت ساعت در يك فضاي تربيتي قرار بگيرد تا معلم وقت كند خصوصيات بچه¬ها را ملاحظه كند،

برنامه¬ريزي و تربيت كند و از نظر علمي تمرينها را انجام بدهد. اميدوارم با همتي كه شما داريد، به سرعت به آن آرزوهايمان برسيم. بعضيها خيال

مي¬كنند كه اينها دست نيافتني است، ولي شما مي¬دانيد كه دست يافتني است.

كار وقتي براي خدا و از روي عشق و پاكي است، چند برابر ثمر

مي¬دهد. آياتي كه عزيزمان تلاوت كرد. اصلاً بركت مي¬آيد. مسائلي كه لاينحل به نظر مي¬آيد به يكباره مي¬بينيد كه دارد حل مي¬شود و جلو

مي¬رود.

آن مقداري كه به عهدة دولت است ما در خدمت شما هستيم. مواردي را كه مطرح كرديد و آقاي دكتر علي احمدي مطرح كرد، من فكر مي¬كنم آن كار گروهي كه بايد تشكيل بشود، از جمع خيرين مدرسه¬ساز هم سه يا چهار نفر به عنوان نماينده عضو آن كار گروه دولت بشوند. بگذاريد بيايند نظر بدهند. بالاخره كاري كه دولت انجام مي¬دهد معمولاً هم طولاني¬تر است و زمان بيشتري مي¬برد و هم گران¬تر است. بگذاريد بيايند. حتي آقاي بوربور در استانها حتماً آنجا داريد با آقاي بوربور كه خودش واقعاً در همين مسير صلاح و خير دارند زندگي و تلاش مي¬كنند در استانها به صورت فني¬تر هم دربيايد. همان طور كه عزيزمان گفتند كه عمر مدرسه طولاني¬تر بشود. به نظرم به خودتان هم پيشنهاد خوبي دادند كه خود سازمان نوسازي متولي نگهداري مدرسه هم بشود. طبعاً پيدا مي¬كنيد. بالاخره خود مردم و خيرين را به كمك بگيريد و يك مقدار جزئي توسعه بدهيد، مي¬توانيد اين كار را انجام بدهيد.

شما پيشنهاد بدهيد منتها نمايندگان خيرين باشند. اختيار با خودتان باشد، اگر واقعاً تشخيص داديد، صلاح دانستيد كه اين هست، بالاخره ما بايد خيلي كارها را به خود مردم بسپاريم. اين پيشنهاد هيئت امنايي چيز خيلي خوبي است و ما امسال در دولت هم تصويب كرده¬ايم كه آقاي دكتر علي احمدي همكاري كنند كه حداقل به پنج درصد مدارس همين بودجه را بدهيم . سهم بودجه را بدهيم و بگوييم اين سهم بودجه، يك هيئت امنايي هم باشد و به صورت مردمي خودتان مدرسه را اداره كنيد. هيچ وقت اين جوري نبوده كه يك نفر را بگذارند كه همة كارهاي 133 هزار مدرسه را انجام بدهد. اصلاً مگر مي¬شود؟ بالاخره يك تصميم مديريتي (كلان) در يك (وزارتخانه) عريض و طويل، هر لايه¬اي كه پايين برود، اين تصميم مقداري سست مي¬شود و مقداري هم عوض مي¬شود. به لاية بيستم كه رسيد ديگر خيلي ضعيف مي¬شود. اما وقتي كه مردم¬مردمي كه بنيان و اساس كشور هستند و همه چيز را دارند اداره مي¬كنند، اين يك حقيقت است، بيايند وارد بشوند و حضور و تصميم¬گيريهاي آنها اصالت داشته باشد و هم پشتيباني مي¬كنيم و همان بودجه را مي¬گذاريم و تجربه هم كرده¬ايم. مثلاً اين تجربةشخصي من در دو جاي مشابه است. مثلاً دو تا ده ميليون به يك جا داده¬ايم و گفته¬ايم شما اداره كنيد و يك جا هم يك هيئت امناي از خود معتمدين محل يا مردم علاقه¬مند گذاشته¬ايم و گفته¬ايم اين ده ميليون هم مال شما. آخر سال وقتي مقايسه كرده¬ايم، ديده¬ايم اين يكي سه پله بالاتر ايستاده است. شايد خيلي هم هزينه نكرده¬اند. اما درست هزينه كرده¬اند و با دقت، تدبير و ابتكار كار را انجام داده¬اند. اين را ان شاءالله دنبال كنيد و از خود خيرين نظرخواهي و مشورت كنيد و كار را جلو ببريد.

دربارة مصالح هم كه گفتيد چشم؛ من همين امروز به وزير بازرگاني مي¬گويم آن مقدار از سيمان، آهن و مصالحي كه دولت مي¬تواند روي آن تصميم¬گيري كند، اولويت اول را به خيرين مدرسه¬ساز و بيمارستان¬ساز بدهد.(صحبت يكي از حضار) يارانه و ... ما در قانون نداريم و دارند كم كم آن را برمي¬دارند. اما ما همان قيمت كارخانه كه هنوز چند دست نگشته، همان را مي¬گوييم كه ان شاءالله سيمان و فولاد هم براي بيمارستانها و هم براي مدارس در اختيار شما قرار بدهند. من همين امروز مي¬گويم كه وزير بازرگاني و آقاي بوربور هم دنبال بكنند كه آن مقداري كه نياز داريد، براي شما سهميه جدا بكنند كه در اختيار بگذارند.

از همه شما تشكر مي¬كنم. امروز براي ما روز خيلي خوبي بود كه خدمت شما رسيديم و از روحيه و نشاط شما بهره برديم. ما هم براي شما دعا مي¬كنيم. ان شاءالله عزيز باشيد. من به همين مقدار كه شما الان مطمئن هستيد كه ساعت 15/11 و روز دوشنبه است، مطمئنم كه با اين همت، روحيه، ايمان و صلابتي كه در ايران هست، اين مسائل پيش پا افتاده همه برطرف مي¬شود و به فضل الهي ايران در آن نقطة اوج خودش در دنيا قرار خواهد گرفت، ان شاءالله.





موفق و عزيز باشيد

شناسه خبر: 15388  

- سخنراني ها