
سخنراني در اولين همايش ملي مديران شوراي هماهنگي تشكلهاي جوانان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 13170 -
پنجشنبه 25 بهمن 1386 - 09:03
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
وانصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه اين توفيق و فرصت را عنايت فرمود لحظاتي در جمع شما عزيزان، خادمان جوانان عزيز اين سرزمين حاضر باشم. اگر اين دو روز برنامة شما مي¬گذشت و اين فرصت نصيبم نمي¬شد، حتماً احساس خسارت مي¬كردم.
خب بحثها را كرده¬ايد. من هم از زاوية ديگري حرفهايي را كه مي¬دانيد، برايتان يادآوري خواهم كرد.
توجه داشته باشيم كه غرض و مقصود از همة اين بساط آفرينش اين است كه انسانها و جامعة انساني خودش را از خاك تا عرش الهي بالا بكشد.
اين دنيا درست نشده كه عده¬اي بيايند در آن بمانند يا براي ماندن در آن بساطي پهن كنند. معبر و گذرگاهي براي زندگي جاويد است. البته مقدمة آن زندگي جاويد بر پاية يك حيات طيبه در همين جهان است. همة آفرينش و سنتهاي الهي دست¬اندركار بركشيدن انسان از خاك تا افلاك است. همة پيامبران براي همين آمدند. مجاهدتهاي الهي براي همين شكل گرفت. حادثة عاشورا براي همين است و وجود نازنين مولايمان حضرت حجت بن الحسن (عج) براي همين است. هم راه است، هم قله است هم راهنماست هم دستگير است. همة عالم براي اين است. حالا يك انسان يا يك جامعه اگر بخواهد خودش را به نقطة كمال برساند، نيازمند يك سلسله ويژگيهايي است كه بايد در خودش تقويت كند يا از آن ويژگيها به خوبي استفاده كند. اين ويژگيها زياد است. من مي¬خواهم به چند مورد از آنها اشاره كنم.
اولين ويژگي لازم خودباوري است. يك انسان، يك جامعه اگر خودش را باور نكند، امكان حركت برايش به وجود نمي¬آيد. همان جايي كه هست، مي¬ماند يا در جا خواهد زد و عقبگرد خواهد كرد.
البته لازمة خودباوري شناخت خود و خداي متعال و ايمان به خداست كه نتيجه¬اش شناخت استعدادها، اعتماد به نفس و در همان يك كلمه خودباوري است.
ويژگي دوم، خلاقيت و ابتكار عمل است. اگر خلاقيت نباشد پيشرفتي اتفاق نمي¬افتد. يك حركت يكنواخت است. حركت يكنواخت حركت است، اما براي فتح قله¬ها كفايت نمي¬كند.
ويژگي ديگري كه لازم است، خطرپذيري است. اگر يك جامعه يا يك انسان آمادة پذيرش خطرهاي ناشي از تصميمات بزرگ و ابتكار عمل و انتخاب آرمانهاي بلند نباشد، اگر درجا نزند، حتماً سقوط خواهد كرد.
هرگام بلندي به سمت قله¬هاي كمال نيازمند خطر پذيري است. حالا ويژگيهاي ديگري هم هست كه من وارد نمي¬شوم.
بياييم به جامعة انساني از اول تا امروز و بعد نگاه كنيم؛ ببينيم اين ويژگيها در كدام قشر از اقشار جامعه تجلي بيشتري دارد يا موج مي¬زند. غير از جوانها؟ براي همين است كه تقريباً همة جامعه شناسان و
اصلاح¬گران باورشان اين است كه دورة جواني دورة تحول، جهش، اثرگذاري و اثرپذيري است. دورة تصميمات بزرگ در زندگي است. هر كس به تعبيري اين را بيان مي¬كند. شايد بشود اين را در يك عبارت خلاصه كرد كه در هر دوره و نسلي جوانان موتور حركت و اصلاح، پايگاه و پيشگام جهش و مركز خلاقيت و نوآوري و نيز كانون خطرپذيري هستند. در هر جامعه¬اي زماني اتفاقات بزرگ مي¬افتد كه جوانها وسط ميدان و پرچمدار باشند. ببينيد. البته دلهاي جوانان هم صميمي¬تر، پاك¬تر، آماده¬تر و مأنوس¬تر با انوار رحمت الهي است.
شما خودتان دوره¬هاي جواني¬تان را مرور كنيد، چه حالي بود؟ به محض اينكه يك جوان به حقيقتي برسد و آن را باور كند، پاي آن
مي¬ايستد. اما در سنين بالا مثل بنده و امثال بنده هزار ملاحظة ديگر هم وارد مي¬شود.
چند وقت پيش تلويزيون يك فيلم مربوط به دوران انقلاب را نشان
مي¬داد. سه تا سرباز جوان در 17 شهريور مي¬خواستند در مقابل طاغوت بايستند. حالا من به داستانش كاري ندارم كه چقدر جزئيات تاريخي¬اش درست يا غلط بود، بالاخره يك داستان بود؛ اما يك صحنه¬اش براي من خيلي جالب بود كه مؤيد همين حرف است.
سه جوان در آن صحنه¬اي كه بر خلاف حقيقت، دستور مي¬دادند مردم را بكشيد، دل اينها نوراني بود، يك نگاه به هم كردند، يك كلمه مي¬گفت هستي؟ گفت هستم و اين تصميم يعني جانش را گذاشت؛ يعني همه چيزش را گذاشت.
در دفاع مقدس و انقلاب نيز همين طور بود. همين الان هم همين طور است. دو جوان تصميم مي¬گيرند يك كار بزرگي براي كشور انجام بدهند. يك دفعه تمام مسير زندگيشان را عوض مي¬كنند و همة زندگيشان را در خدمت آن هدفي كه انتخاب كرده¬اند مي¬اندازند. بنابراين اگر بخواهيم جامعه رو به تعالي باشد، بايد بيشترين سرمايه¬گذاريها براي جوانها انجام بشود.
البته به لحاظ مادي الآن در كشور ما به فضل الهي اين دارد انجام
مي¬شود. بيشترين بودجه براي دانشگاهها، مراكز تحقيقاتي و مدارس و اينهاست.
اما من مي¬خواهم به شما چند توصيه بكنم. شما كه در خدمت جوانان هستيد و خيلي از شما هم خودتان جوانيد. البته همه جوان¬اند،
مي¬دانيد. اگر با ساير موجودات عالم مقايسه بكنيم. آدمها همه جوان¬اند. اين كرة زمين چند ميليون سال عمرش است.
در اين نهاد درختهاي كاج است پر از كلاغ است. مي¬گويند بعضي از اين كلاغها بيش از صد سال، صد و پنجاه سال و بيشتر عمرشان است. حالا 60 سال، 70 سال، 50 سال، 90 سال در مقابل عمر اين جهان كه اصلاً همه جوان¬اند. در اصطلاح امروزي جواني را يك تعريفي كرده¬اند. آقاي علي¬اكبري گفتند ده سال تا 22 سال؛ 14 تا 29؛ پس ما خيلي مأيوسيم، چون از ما خيلي دور است و نمي¬توانيم در اين محدوده قرار بگيريم.
شما عزيزان به خوبي تشخيص داديد كه بايد در خدمت اين بخش باشيد. اين بخشي كه خودش سيّال و روان است؛ يعني امروز اگر يك مقطع بزنيد، يك عده در آنجا مي¬شوند، يك سال ديگر بزنيد، يك عدة ديگر در آن جا مي¬شوند. دائماً عوض مي¬شود و اشكالي هم ندارد. اگر حقيقتاً ما ده ميليون نفر را تحت پوشش داشته باشيم، خيلي عالي است.
لازم نيست كه يك جوان همة عمرش را تحت مراقبت باشد؛ نه. يك سال، شش ماه، سه سال؛ خط را بگيرد و در ريل بيفتد. خودش مثل شما مي¬شود. بنابراين ده ميليون اگر محقق بشود، خيلي عالي است. همزمان ده ميليون يعني همة نسلهاي پي در پي مي¬توانند از داخل اين خط توليد عبور كنند. حالا هر چه بيشتر شد، تشكر مي¬كنيم. من از همه¬تان تشكر
مي¬كنم، اما مي¬خواهم چند توصيه بكنم.
اگر بخواهيم كارمان اثر داشته باشد، بايد چند ملاحظه را در نظر بگيريم. ملاحظة اول احترام به شخصيت و كرامت است. همة حرف همين است. اصلاً پيامبران آمده¬اند تا شخصيت انسانها را احيا و كرامت آنها را صيانت كنند. امكان ندارد كسي تحقير بشود و شخصيتش شكسته بشود و ما انتظار داشته باشيم كه با پيام كسي كه او را تحقير كرده هدايت بشود. نمي¬شود. يا انتظار داشته باشيم كه انساني كه تحقير شده است، مبدأ تحولات باشد. اين كه نمي¬شود. بايد احترام بگذارد. خداي متعال بالاترين احترام را به خلق خودش و انسانها گذاشته است. شما رفتار خدا را
مي¬بينيد. چقدر خدا خوب، دوست داشتني و صميمي است، اجازه
نمي¬دهد نقطه ضعفهاي ابناي بشر رو بشود. اگر اشكالي در زندگي¬اش هست كه آن اشكال باعث مي¬شود شخصيتش شكسته بشود، خدا رويش را مي¬پوشاند.
خدا خودش را ستارالعيوب معرفي مي¬كند و مي¬گويد اگر خواستي اشكال، گناه و بدي¬اي از بندة من نقل كنيد، بايد شاهد عادل باشد. اگر اشتباه كنيد آن وقت مجازات مي¬شويد.
بعضي جاها بايد دو تا باشد، بعضي جاها چهار تا، بيشتر، كمتر؛ بعد آن¬قدر شرايط را سخت كرده كه كسي نزديك نشود و نتواند چيزي را بيان كند كه شخصيت يك بندة خدا منكوب و كرامتش شكسته بشود. همة پيامبران همين طور بوده¬اند. اصلاً آمده¬اند كرامت [انسانها] را زنده كرده¬اند. ما هيچ جايي نمي¬بينيم كه شخصيت كسي را خرد كرده باشند. حتي وقتي مي¬خواهند بروند رئيس طاغوت زمان يا طاغوتي¬ترين انسانها را به توحيد دعوت بكنند، با احترام است. اذهب الي فرعون انه طغي. فقل هل لك الي ان تذكي ؟ مي¬خواهيد بياييد؟ بفرماييد. ما اصلاً در رفتار پيامبران توهين، تخريب و تحقير نمي¬بينيم، حتي نسبت به دشمنان. بايد كرامت انسانها را محترم بشماريم.
برنامه بايد به گونه¬اي باشد كه اگر كسي ارتباط برقرار مي¬كند احساس كند كه شخصيتش محفوظ است. نگاه به شكل و قيافه و لباس و حتي رفتار اولية كسي نكند. اين لازمة دعوت حق است. اين يك.
دوم اينكه جوانانمان را باور كنيم. بعضي وقتها من در بعضي محافل مي¬شنوم، اين طرف، آن طرف يا مقاله¬اي [مي¬خوانم]. بعضيها صريح و بعضيها هم در لفافه مي¬گويند كه آقا دورة ما يك چيز ديگر بود، اين جوانان ديگر به درد نمي¬خورند. خيلي از آنها اين عبارات را به كار
نمي¬برند.
سي سال از انقلاب گذشته است. بارها ديده¬اند كه جوانان ما بهترين جوانان دنيا هستند، اما باز هم قبولشان ندارند كه اينها بيايند يك جايي يك كاري را بپذيرند. البته بخش عمدة آن از خودخواهي است. بعضي جاها را چهار دستي چسبيده¬اند و اجازه نمي¬دهند كه بابا حالا بگذار چهار تا جوان هم بيايند.
خيال مي¬كنند خودشان خيلي مهم¬اند. ديده¬ايد كه در بعضي از مواقع پدران هم به بچه¬هايشان مي¬گويند كه آقا شما نمي¬فهميد. بله ممكن است آن چيزي را كه آن پدر مي¬فهمد، او نفهمد ولي خيلي چيزها هست كه اين جوان مي¬فهمد، ولي اصلاً در ذهن آن پدر نيست.
بايد باور كنيم كه همين جوانان ما بهترين¬اند و همينها منشأ تحول در دنيا هستند. هر طوري كه آنها را مي¬بينيم.
تصاوير تظاهرات قبل از انقلاب را در تلويزيون نشان مي¬دهد، مي¬بينيد! چگونه است، لباسها و موها و ... چه شكلي است. سينه¬اش را سپر كرده، آن جلو ايستاده است. چرا؟ چون امام به آنها اعتماد كرد. جوانها را باور كنيم!
كار ديگري كه بايد بكنيم، انتقال تجربيات است، نه تزريق تجربيات. تزريقي نيست كه فكر كنيم ما كانون همة اطلاعات و توانمنديها هستيم، راه هم همان چيزي بوده كه ما آمده¬ايم، منظورم از راه، راه اصلي نيست، روشها همان روشهايي است كه ما بلد هستيم، همين و همين. ما يك چيزهايي ديده¬ايم همانها بايد لزوماً اتفاق بيفتد.
ما در برخورد با پديده¬ها شيوه¬اي را انتخاب مي¬كرديم، جز آن ديگر هيچ روشي براي برخورد با موضوعات اجتماعي و اعتقادي نيست. همه هم فقط بايد از همان دنباله¬روي كنند. اين كار را خراب مي¬كند. انتقال تجربه بايد در يك بستر طبيعي و در بستري از عمل صالح اتفاق بيفتد. "كونوا دعاة الناس بغير السنتكم"
ملاحظة ديگر اينكه بايد علاقه¬مند و عاشق جوانها باشيم كه شما الحمدلله هستيد كه در اين راه آمده¬ايد.
ملاحظة بعد اين است كه همة همت ما اين باشد كه موانع را از مقابل جوانها برداريم. اصلاً در ذهن كسي نباشد كه ما دست يك نفر را
مي¬گيريم تا بالاي قله توچال تاتي تاتي مي¬كنيم؛ نمي¬شود. مگر ما چقدر توان داريم. به فرض هم شدني و روش درستي باشد، مگر ما چقدر توان داريم؟! موانع را برداريم. موانع زياد است.
امام آن قدر ميدان داد كه فرمود رهبر ما آن طفل سيزده ساله است. امام كه حرف شوخي و تعارف نمي¬زد. امام نزديك به مرز عصمت يا در مرز عصمت است. همين¬طوري نمي¬آيد بگويد حالا ما يك حرفي بزنيم يك عده خوششان بيايد. مي¬گويد رهبر ما آن طفل سيزده ساله است. نگاه را بايد عوض كنيم. نمي¬خواهم بگويم كسي مقصر است. معمول اين طوري است؛ به خصوص در انقلابها وقتي اتفاق مي¬افتد. آن نسل اول دوم انقلاب ديگر فكر مي¬كنند خودشان بهتر از همه مي¬فهمند و اگر آنها تا آخر نباشند زير رو مي¬شود. بله، در انقلابهايي كه مبناي مادي دارند براي كمال و رشد انسانها نيست، براي قدرت و استيلا و امپراتوري است، اين حرف درستي است. ببينيد. انقلابهايي كه در اروپا و جاهاي ديگر شد، كه اصلاً به نسل سوم نرسيد.
اما از ويژگيهاي انقلاب ما اين است كه بستر كمال انسانها را فراهم مي¬كند. اگر خداي ناكرده ما بپذيريم كه نسل شانزده هفده سالة امروز ما به لحاظ كمال انساني عقب¬تر از پانزده شانزده ساله¬هاي سي سال قبل هستند، معنايش اين است كه انقلاب كار خودش را انجام نداده است، درصورتي كه اين گونه نيست. انقلاب كار خودش را انجام داده است. ما مي¬بينيم كه جوان هفده ساله امروز به مراتب باهوش¬تر، عميق¬تر و پايبندتر از هفده سال يا 30 سال قبل است كه انقلاب كرد. 22 بهمن را ديديد ديگر، 22 بهمن چه كسي ميدان را پر كرد؟ اين سي چهل ميليون جمعيتي كه به خيابانهاي ايران ريختند و كمر دشمن را شكستند، چه كساني بودند؟ شما همه¬تان ديديد. غالب آنها جوانان و نوجوانان بودند. نمي¬گويم همة اين به معناي نفي تجربه، احترام به با تجربه¬ها يا اينكه استفاده از آنها و كنار زدن نيست. من مي¬خواهم نگاه را بگويم. بايد كه جوان امروز چندين برابر جوان سالهاي 56 و 57 توانمند، عميق و مؤمن باشد. انقلاب كار كرده است. بيش از 200 هزار نفر پاي اين انقلاب شهيد شده¬اند. ملت ايران طي اين 30 سال اين همه مجاهدت كرده است. بخشي از حاصل آن در كمال نسلهاي پي در پي بايد مشاهده بشود.
بايد باور كنيم، موانع را برداريم. خواهش من اين است. حالا بالاخره يك تشكل مباركي درست كرده¬ايد. بنشينيد ببينيد مانع رشد جوانان چيست؟ چرا نبايد ميدان بدهيم؟ سال 1359 وقتي دولت شهيد رجايي سر كار آمد، متوسط سن وزرايش چقدر بود؟ وزير 26 ساله هم داشتيم. حالا 29-30 سال انقلاب كار كرده و جامعه را ساخته و رشد داده است و امروز ما يك وزير 36 ساله مي¬خواهيم بگذاريم، از همه جا سر و صداست. آقا يعني چه؟ شما داريد تجربيات كشور را كنار مي¬گذاريد. يعني چه؟ چرا از مديريت كشور استفاده نمي¬كنيد. بايد به نسل [دوم] منتقل بشود. اگر ما بگوييم اين نسل دوم انقلاب بماند تا نود سالگي همة كارها دست اين باشد، چطور به نسل بعدي منتقل بشود؟ خب در اين فاصله نسل بعدي هم 80 ساله مي¬شود ديگر.
پس چطور به نسلهاي بعدي منتقل بشود؟ بنشينيد اينها را شناسايي، طراحي و برنامه¬ريزي بكنيد.
ملاحظة بعدي، ملاحظة دوران جواني و حتي كل زندگي انسان است. خدا انسان با نشاط مي¬خواهد. انسان بد قلق، اخمو و بي حال در برنامه نيست. روزي مي¬خورد، اما اسمش را در آن دفتر نمي¬نويسند.
منظور من بي¬خيالي، بي توجهي و غفلت نيست. نشاط؛ نشاط يعني اميد، انگيزة حركت و تلاش.
محيط جواني بايد محيط نشاط باشد. محيط بسته نيست. اصلاً بايد بگذاريد طبيعي، طبيعت انسان بايد با نشاط باشد. نشاط را بگيريم، انگيزة حركت از بين مي¬رود. نه اينكه بگيريم نمي¬توانيم بگيريم، ما مي¬خواهيم محدود كنيم. اينها جز، موانع است.
حرفهايم طولاني شد، الآن ديگر اذان است. از همه، از حاج آقا علي¬اكبري و بقية دوستاني كه زحمت كشيدند، تشكر مي¬كنم. يادمان نرود همة مقصود اين است كه انسانها و جامعة انساني به قله كمال برسند.
موتور حركت جوانها هستند. پيامبر عزيز ما بيشترين وقت را براي جوانان مي¬گذاشت و مي¬دانيد كه بيشترين ياران مولايمان هم جوانان هستند.
كار براي جوانان جزو بهترين كارهايي است كه در كشور و در اين مسير اعتقادي مي¬تواند انجام بشود. براي اينكه براي جوانان كار كنيد، بايد ملاحظاتي را در نظر بگيريد. همه¬اش پول نيست. يك نگاه، يك كلام، يك رفتار، يك جمله و يك عمل جوان را متحول مي¬كند.
من از اين صحنه¬ها خيلي ديده¬ام؛ يعني اگر بخواهم صحنه¬هايي كه ابتدا به ساكن به ذهنم مي¬آيد، برايتان نقل كنم، شايد پنج شش ساعت پيوسته بتوانم برايتان بگويم. يك كسي بود اينجوري شد و ... اين قدر من جوان ديده¬ام كه با يك صحنه تصميم گرفت و در مسير آمد و بسياري از آنها پريدند يعني آنچنان پرواز كردند كه حتي با چشم مسلح هم از ديد ما خارج شدند. به آنجايي رفته¬اند كه بايد مي¬رفتند.
من از همه¬تان تشكر مي¬كنم و از خداي متعال مي¬خواهم كه به همه¬تان توفيق بدهد و لطف خودش را شامل حال شما بكند و شما هم با
انديشه¬هاي عميق و برنامه¬ريزي دقيق در خدمت جوانان عزيز كشورمان باشيد.
[صحبتهاي يكي از حضار]
جواني من كه همه¬اش خاطره است. اصلاً جواني همه، همه¬اش خاطره است. واقعاً همه¬اش خاطره است. بهترين دوران زندگي جواني است. خاطرات دوران جواني شيرين¬ترين لحظات زندگي است.
[صحبتهاي يكي از حضار]
آقاي الهام هم شنيدند. كار خيلي حساس و ظريف است. من البته يك دفعه هم به فرمانده نيروي انتظامي، هم به رئيس صدا و سيما گفتم بالاخره كسي خطايي كرده و شما به خانه او مي¬رويد و او را دستگير مي¬كنيد، بسيار خوب. ديگر چه دليلي دارد يك مشت سي دي و ... را مي¬ريزيد وسط اتاقش و از آنها فيلم مي¬گيريد كه القا بشود كه او انحراف ديگري هم داشته است. اين بر خلاف موازين ديني است.
يك مأمور مي¬خواهد كسي را پاي مجازات ببرد، حق توهين به او را ندارد. اين دستور اسلام است. حق توهين ندارد. مي¬خواهد ببرد مجازات كند، حتي سنگين¬ترين مجازاتها، اما حق توهين نيست. توهين خودش نوعي مجازات است. اين دستور اسلام است.
البته آقاي الهام هم حتماً پيگيري خواهند كرد و مجدد تذكر لازم را خواهند داد. صلوات بر محمد و آل محمد (ص)
والسلام عليكم و رحمة¬الله و بركاته
شناسه خبر: 13170
- سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451