
سخنراني در جشن برکت و تجليل از خادمان گندم آرد و نان
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 13154 -
چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 18:44
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
واعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفیق داد لحظاتی را در جمع بهترین و خدمتگزارترین اقشار ملت ایران برسم. دهة فجر انقلاب اسلامی را خدمت همه¬تان صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می¬کنم.
مطالب را فرمودند، من هم به طور خلاصه همین مطالب را از نگاه دیگری خدمتتان عرض می¬کنم تا ببینیم در ادامة راه چه باید کرد؟ اما دهة فجر است. دهة فجر، دهة زنده شدن، تجدیدحیات، احیای هویت و بازیابی شخصیت ملت ایران است.
دهة فجر دورانی است که این مسیر تاریخی ملت ایران یک نقطة عطفی را به سمت تعالی طی کرد. در واقع، ریل حرکت ملت ایران از سقوط به دره¬های عقب¬ماندگی و تحقیر به ریل عزت و سرافرازی تغيير كرد. امروز ما باید ایران عزیز را در همة زمینه¬ها بسازیم. ایران باید در همة زمینه¬ها بهترین و پیشرفته¬ترین باشد، چرا که ملت ایران بهترین، پاک¬ترین و شریف¬ترین ملتهای روی زمین¬اند. این یک گزافه یا ادعای بی¬پشتوانه نیست. با دهها معیار و دلیل قوی می¬توان این ادعا را اثبات کرد.
به فضل الهی امروز در همة ¬زمینه¬ها یک حرکت شتابان رو به جلو شکل گرفته است.
در طول پس از پیروزی انقلاب علی¬رغم همة خباثتها، بداخلاقیها و ناجوانمردیهایی که علیه ملت ما شکل گرفت، ملت ما همة حصارها را شکست. یک روز کسانی که آمده بودند حتي تهران را بمباران کنند و یک میلیون نفر را بکشند تا مانع پیروزی انقلاب ملت ایران بشوند و بعد هم با
توطئه¬های گوناگون در اطراف کشور، ترورها، تفرقه¬افکنیها، جنگ هشت سالة تحمیلی، تحریم 28 سالة اقتصادی و فشارهای سنگین سیاسی، همة توان خود را بسیج کردند تا مانع پیشرفت ملت ایران بشوند، امروز می¬بینند که دستهایشان خالی و آبرویشان بر باد است و این ملت ایران است که با افتخار، عزت، وحدت و توکل برخدا، قله¬های پیشرفت را در زمینه¬های گوناگون يكي پس از ديگري فتح می¬کنند. شما اخبار را می¬شنوید. هرجایی که ملت ایران تصمیم گرفت روبه جلو حرکت کند، همة موانع را از پیش پا برداشت، حتی اگر این مانع همة قدرتهای بزرگ در یک صف واحد باشند.
امروز در عرصه¬های گوناگون علمی، صنعتی، کشاورزی و اقتصادی می¬بینیم که ملت ایران به سرعت درحال پیشرفت است. از این بابت خدای بزرگ را سپاسگزاریم. راه همین است. باید همه دست به دست هم بدهیم با ایمان به خدا و با نگاه به افقهای دور و آرمانهای بلند حرکت کنیم. آن¬گاه خدای متعال هم راه را نشان خواهد داد و به تمام تلاشهای ما برکت عنایت خواهد کرد. یکی از بخشهای بسیار مهم در زندگی ما موضوع نان است.
نان برای ما از جهات گوناگون اهمیت دارد؛ اول اینکه نان نماد بركت و نعمتهای الهی است. احترامی که در فرهنگ و اعتقادات ما برای نان سفارش شده، برای هیچ یک از دیگر نعمتهای الهی سفارش نشده است. با اینکه همة نعمتها عزیز و مهم¬اند، اما نان سمبل است. سمبل روزی و رزقی است که خداوند متعال برای انسان قرار داده است. همیشه در فرهنگ ما محترم بوده است. از جهت غذایی هم بسيار مهم است. بالاخره پربرکت¬ترین غذایی که امروز در دسترس ملت ما و بسیاری از ملتهاست، نان است. اگر نان خوب عمل بیاید، تقریباً یک غذای کامل است.
بالاخره ما، در تاریخ پرافتخارمان داریم که قوت مولای ما امیرالمؤمنین علی (ع) نان بود. نان پایة غذایی همة ملت ایران است و اگر هیچ چیز دیگری نباشد، نان باید در سفره باشد.
از قدیم همة این مسیر تولید نان مورد اهتمام و توجه بوده است. شما هیچ استانی را در کشور ما پیدا نمی¬کنید که در آن گندم نکارند. همیشه می¬کاشتند، برای اینکه نان مهم بوده است. هیچ استانی را پیدا نمی¬کنید که شیوه¬های پخت نان ویژة خودشان نداشته باشد.
چند نوع نان در ایران است. دهها یا صدها نوع. نمی¬دانم حالا اینها شناسایی و مستند شده یا نه؟ کمابیش در همة نقاط دنیا این طور است، اما در ایران بسیار قوی¬تر، غنی¬تر و گسترده¬تر.
سه مرحله یا بخش مهم در تولید نان دخالت دارد، بخش اول تولید گندم است. بخش دوم نگهداری گندم و بخش سوم تولید و توزیع نان است. هر سه مرحله مهم است.
به فضل الهی امروز ما در تولید گندم به خودکفایی رسیده¬ایم و به قول آقای وزیر در بازارهای جهانی وارد شده¬ایم و این افتخار بزرگی است.
یادتان هست در پیروزی انقلاب ما سی و پنج شش میلیون جمعیت داشتیم و پنج تا شش میلیون تن وارد می¬کردیم. الان چقدر جمعیت داریم؟ بیش از هفتاد نزدیک به 71 میلیون نفر جمعيت داريم، اما داریم گندم صادر می¬کنیم خب حالا به قلّه رسیده¬ایم؟ خیر. باید هم کمیت و هم کیفیت گندم را گسترش بدهیم.
الان وزارت کشاورزی بخشی از آن توانی را که برای افزایش تولید گذاشته بود، باید آزاد کند و روی افزایش کیفیت گندم ببرد. الان راههایش هم بلد هستید، پژوهشگاههای شما هم کشف کردند، آموزش بدهیم، انواع بذرها، نوع کشت و داشت و برداشت، باید گندم ما در هر منطقه نیازمندیهای غذایی مردم همان منطقه را به طریق سالم و بهداشتی تأمین بکند و این هم شدنی است. برنامه¬ریزی و هدف¬گذاری کنید تا سه يا پنج سال دیگر به یک کیفیت مطلوب از گندم برسيم که هم مواد غذایی مناسب داشته باشد، هم خوب آرد بشود و هم خوب پخته بشود. اینها شدنی است.
خب، به خودکفایی رسیدیم، داریم صادر می¬کنیم. امسال یک میلیون تن، ان¬شاء الله روزی برسد که ده میلیون تن بشود. نشدنی است؟ کسی هست که بگوید نشدنی است؟ چرا نشدنی است؟ سرزمین وسیع ایران، پربرکت، با این کشاورزان خوب.
اینجا من باید دو تشکر کنم. تشکر اول از کشاورزانمان است كه پای کار ایستاده¬اند.
یک خاطره برایتان بگویم. یادتان هست سال 1358، همان اول انقلاب و سال 1359 گفتند به جرم آزادی¬خواهی، ملت ایران، ما تحریم و محاصره می¬کنیم، امام به کشاورزان فرمان دادند بروید بکارید. از همانجا این جهش آغاز شد و امروز نتیجه داد. باید از آنها تشکر کنیم. ایستادند، سختیهای روستا و مشکلات بخشهای گوناگون مرتبط با کشاورزی را تحمل کردند و امروز ایران را به خودکفایی بلکه به صادرکنندگی گندم رساندند. باید دستشان را ببوسیم و از وزارت کشاورزی که پشتیبان کشاورزان ماست. طرحهای خوب تهیه می¬کند و عمل می¬کند، تشكر كنيم.
اما بخش دوم، خب حالا گندم تولید شد، باید آن را چه کار کنیم؟
نمی¬شود که این گندم روی دست کشاورز بماند. کشاورزان ما که صادرکننده، تاجر و ... نیستند. او کشاورز است و تولید می¬کند. هنوز هم اتحادیه¬ها و تشکلها و ... را نداریم که بیاید ميان کشاورزان این محصول را جمع بکند و به یک سرانجامی برساند. این باید جمع بشود؛ یعنی خریداری و انبار بشود. دو کار هم اینجاست. ما در گذشته در هر دو تا کار مشکل داشتیم.
بسیاری اوقات گندم خریداری می¬شد، ما به ازای آن به کشاورز به وقتش پرداخت نمی¬شد. کشاورز همة زندگی¬اش را گذاشته و امیدش به همین محصول است. می¬آورد تحویل می¬دهد، می¬گویند برو هشت ماه دیگر نه ماه دیگر، سال دیگر بیا، تکه تکه تکه. خب این قسمتش الحمدلله الآن حل شد. بعد جمع¬آوری می¬شود، باید نگهداری بشود. فضای باز و باران و آفتاب اين را از بین می¬برد و آلوده می¬کند و از نظر بهداشتی به گندم آسیب می¬رساند. این باید جمع و جور بشود.
خوشبختانه این نهضت سیلوسازی یک کار بزرگ بود که با همت بخش مردمی ما دارد به نتیجه می¬رسد. من فکر می¬کنم این مقداری که در دستور کار دارند، یعنی در دست ساخت است، در سال آینده تکمیل بشود، دیگر ما نیاز به سیلو نداریم، مگر چند سال آینده که تولید ما كه در آن جهش جدیدی انجام بدهیم.
من اینجا صمیمانه از کسانی که آمدند و برای ساخت سیلو وارد شدند، تشکر می¬کنم. در ایران برای اولین بار بود. مردم خودشان وارد شدند، یعنی شما وارد شدید. همتها و بخشی از منابع مالیتان را آورده¬اید تا سیلو بسازید. صمیمانه تشکر می¬کنم، از وزارت بازرگانی هم که با این نگاه آمد و طراحی کرد، بالاخره این حصارهای دولتی را شکست و میدان را برای حضور مردم باز کرد. آنهایی که کارخانة آرد دارند، ظرفیت درست کردند. در بخش تولید آرد خوشبختانه این¬طور که در آمار در این جدول نوشته¬اند، ما از40 درصد ظرفیت کشور استفاده می¬کنیم و همه¬اش هم در اختیار مردم است. این خیلی خوب است که کارخانجات آرد ما متعلق به مردم است. اما اینجا باید دو سه کار انجام بشود.
یکي اینکه طوری طراحی بکنید آقای وزیر بازرگانی، دولت هم حمایت بکند که ما از این ظرفیت خالی استفاده کنیم. این شدنی است. هشت میلیون تن گندم در اطراف دریای مازندران تولید می¬شود که باید به سایر نقاط کشور برود. خب، به ایران بیاید تبدیل به آرد بشود و آردش برود. این کمی کار می برد. فرض کنید یک سال، دو سال، سه سال هم طول بکشد این خیلی چیز ارزشمندی است.
60 درصد ظرفیت کارخانجات آرد ما پر بشود، هزینه¬هایشان پایین بیاید، قیمت در داخل پایین بیاید و اشتغال درست بشود. این یک کار است و کار دومی که در این بخش باید انجام شود، ملاحظة کیفیت آرد است. کیفیت گندم یک مطلب است، کیفیت آرد موضوع دومی است. میزان سبوسی که گرفته می¬شود، آردی که زده می¬شود، مراقبت این آبی که زده می¬شود، (رطوبتی که زده می¬شود.) بعد نگهداشت آن در فضاهای سالم، مراقبت کنیم بالاخره خدای ناکرده آلودگی وارد نشود، چون زندگی مردم و سلامت جامعه است.
کارهای خیلی فراوانی شده، من صمیمانه از کسانی که در کار تولید آردند تشکر می¬کنم، اما به نظرم هنوز جای کار هست.
شما می¬دانید، یک درصد دو درصد رطوبت اضافه در آردی که یک ماه داخل كيسه می¬ماند تا مصرف بشود، داخل این آرد یک اتفاقاتی می¬افتد که ممکن است برای سلامت انسان مضر باشد. یا اگر سبوس بیشتری بگیریم. اگر ویتامین B و ویتامینE گندم کنده بشود، ممکن است دستگاه گوارش را دچار عارضه کند. اینها را خودتان مراقبت کنید، البته وزارت بهداشت و بازرگانی هم در کنار شما هستند که اگر آموزش لازم باشد، استانداردی، دستورالعملی، راه¬حلی، کمک دانش و علمی¬ای اینها حتماً کمک کار شما هستند که این اتفاق هم بیفتد.
بخش سوم تبدیل این آرد به نان است. آنجا هم یکی از مراحل پیچیده و سخت کار است. برخلاف ظاهرش، به تصور بعضیها که خیال می¬کنند کار آسانی است، کار پیچیده¬ای است؛ یعنی آرد گندم که می¬خواهد نان بشود فعل و انفعالات داخلي بايد در آن انجام بشود تا به یک نان مناسب تبدیل بشود؛ یعنی باید در آن نشاسته و ... اتفاقاتی بیفتد، تغییراتی (تغییرات شیمیایی و فیزیکی) بکند، این اتفاقات می¬افتد. آرد خالی را نمی¬شود خورد. آرد را شما بخورید دل درد می¬گیريد. برای بدن مضرّ است. اما وقتی در این مسیر تغییر می¬رود، به یک غذای خوش طعم اشتهاآور مفید برای بدن تبدیل می¬شود.
در گذشته نان ما جزو بهترین نانها بود. تقریباً چهره¬ها را که می¬بینم، تقريباً همه¬تان از این نان دیده¬اید. نان را درست می¬کردند، شش ماه هشت ماه می¬ماند. بعد از هشت ماه تازه تازه، عطرش فضا را پر می¬کرد؛ یعنی نانوای ما چه در خانه چه در مغازه، خب یک کمی قدیم¬تر که همه در خانه¬ها می¬پختند سفارش هم می¬دادند برای آنها – اگر كسي نمي¬پخت- در خانه همسایه یا جای دیگر می¬پخت. نشان داده که آن کسی که می¬خواهد نان را بپزد، خوب متوجه آن مکانیزم و آن اتفاقاتی که داخل آرد می¬افتد، هست. بعد انواع نان؛ کلوچه، شیرمال، فتیر و لواش می¬پختند ، تازه¬اش را می¬خوردند، نرم می¬پختند، خشک می¬پختند، نگه¬داري مي¬كردند و آب می¬زدند. این نشانه این بود که می¬شناختند. از چهارصدسال پیش سنگک وارد شد. این سنگک را دیگر نمی¬شد در خانه¬ها پخت. سنگک هم به لحاظ بهداشتی و از نظر غذایی جزو بهترین نانهاست. يعني با حرارت غیرمستقیم پخته می¬شود. سبوس دارد؛ یعنی همة چیزها را دارد، اگر خوب عمل بیاید. تقریباً از همان موقعها بود که نانوایی به شکل معمولش شکل گرفت و در محله و شهر، نانوایی درست شد. بعدها هم البته این لواشی که در خانه¬ها پخته می¬شد، لواش تازه و بربری وارد شد، تافتون هم آمد، مغازه¬ها شکل گرفت.
این شیوه¬ای که الآن ما داریم نان می¬خوریم، به این گستردگی 70-80 سال سابقه دارد و یک فرهنگ شده است. ساز و کارهایی که برادر عزیزمان اشاره کردند. خودش یک ساز و کار پیچیده شده است.
خب، دو سؤال آیا نان سنگک، بربری، لواش، تافتون چیز بدی است؟ نه، بسیار عالی است. باید کنار بگذاریم؟ خیر، چطور می¬شود كنار گذاشت؟ این حاصل تجربیات تاریخی است. سنگک را چه کسی پایه¬گذاری کرده، می¬دانید؟ شیخ بهایی، یک عالم ممتاز و آشنا به همة علوم این نان را اختراع کرده است.
همین الآن شما اهلش هستید دیگر. بعضی از این سنگکهايی که پانصد ششصد تومان به مردم می¬فروشید. بالاخره خیلی خوردنی است. آدم خودش به تنهایی همین سنگک را می¬خورد.
بربریها هم همین¬طور است. بربریهایی که خوش¬پخت است، آدم با لذت می¬خورد دیگر.
ما بچه بودیم، بعضی از این بچه محلهای ما نان بربری جزو خورشت نان سنگکشان بود. نان بربری را می¬گذاشتند لای نان سنگک می¬خوردند چون كمي شیرین است. خب این خیلی چیز خوبی است.
اما سؤال: آیا با این وضع موجود ما می¬توانیم ادامه بدهیم؟ نمی¬شود که؛ نمی¬شود. دو سه گیر دارد. یکی¬اش همین چیزی است که از قول مقام معظم رهبری به درستی نوشته¬اند. بالاخره اسراف است دیگر. از آقای وزیر پرسیدند ته خط چقدر ما دور ریز و مصرف در غیر محل تغذیة انسان داریم. عددی که ایشان گفت، عدد بالایی است. البته دور ریز هفت هشت درصد بیشتر نیست، ولي نان را در جای دیگر دارند مصرف می¬کنند. خب این که درست نیست. ما این مسیر طولانی، این همه هزینه بگذارند بعد یک جای دیگر مصرفش کنیم.
نان پخته بشود، زحمت نانوا و دیگران و اینها، بعد يك جور ديگر مصرفش كنيم... اینکه اسراف واقعی است. ما می¬گوییم همان هشت درصد ده درصد. کم که نیست. شما هشت میلیون تن برای نان توزیع می¬کنید، دیگر همان؟ نه و نیم، هشت و نیم هم آرد است. الان نانواهای ما مشکلات فراوانی دارند. برادرمان به یکی دو موردش اشاره کردند. الآن ما خیلی از نانواها داریم که در پرداخت حقوق کارگرانشان مشکل دارند. چطور می¬خواهد بپردازد؟ جمعیت هم که الحمدلله به سرعت دارد شهرنشین می¬شود؛ یعنی نانوایی می¬خواهد. همه و همه عجله دارند. خب پس باید یک کارهایی بکنیم.
در اینکه باید صنعت وارد تولید نان ما بشود، کسی تردیدی نمی¬کند. اما من می¬¬خواهم توصیه¬ای بکنم. نباید صنعتی که وارد نان ما می¬شود به طور کلی از این سابقه و فرهنگ و تجربه مجزا باشد. آن یک چیزی باشد، این هم یک چیزی. ادامة همین؛ یا بیاییم اینها را کنار هم بگذاریم از تجربیات استفاده کنیم تا بماند و موفق بشود و این هم شدنی است. یکی از راههایش مشارکت خود عزیزانی است که الآن دست اندرکارند. البته می¬توانیم شیوة سنتی را هم حفظ کنیم. الآن در تهران چند نانوایی داریم؟ واقعاً چهار هزار تا، مسائل کارگری، مسائل بیمه، بازنشستگی¬، درمان، برق و انرژی¬اش؛ هزار تا بقیه¬اش را یک جور دیگری بپزید. واقعاً می¬شود. آقای وزیر بازرگانی یک گروهي تشکیل بدهد از عزیزانی که با همین روش سنتی دارند کار می¬کنند و کسانی که می¬خواهند صنعت را وارد کنند، اینها را کنار هم بنشانیم و انتظار هم نداشته باشیم همين امروز همة نگاههایشان به هم یکی بشود. بگذارید پنج جلسه، ده جلسه، سه ماه، شش ماه بنشینیم با هم حرف بزنیم، خودتان هم مدیریت کنید یک نقطة مناسبی را پیدا کنید و کار را به هم جوش بدهید.
هشت هزار تا نانوایی یعنی هشت ضربدر ده مسئله؛ یعنی هشتاد هزار مسئله. این¬طوری است دیگر. هر چه هم جلوتر برویم، پیچیده¬تر می¬شود.
یک کار عمومی هم باید در تمام این مراحل انجام بدهیم، در برخی از این مراحل از گذشته بوده و برخی مراحل را الآن باید انجام بدهیم. آن کار چیست؟ این است که همه جای کشور را باید مردم اداره کنند. اين واژة بخش خصوصی و اینها نمی¬دانم چرا به من نمی¬چسبد. بخش خصوصی که می¬گوییم انگار یک عدة خاصی. مردم باید کشور و اقتصاد را اداره کنند. در هر قسمتی مردمی که علاقه¬مندند یا تجربه يا حضور دارند. از جمله این مسیر مهم.
خوشبختانه، امروز تولید گندم به طور کامل توسط مردم دارد انجام می¬شود. بعد اصلاحات هم باید توسط خود مردم انجام بشود. وزارت کشاورزی پشتیبانی و راهنمایی کند.
اما نگهداری که دو بخش دارد: خرید و نگهداری. نگهداری آن هم الآن تقریباً مردمی است. دولت یک مقدار سیلو و ... دارد، برای اینها هم باید یک فکري بکند. اینها را هم طراحی بکنید، یک حداقلی برای استراتژی خودتان نگه دارید که لازمة کار است، بقیه را دست مردم بدهید.
در این بخش خرید گندم می¬ماند. الآن دولت دارد خرید گندم را انجام می¬دهد.
به نظرم می¬شود کاری کرد که دولت پشتیبانی کند، کسانی که سیلو درست کردند و کارخانه آرد دارند، خودشان بروند گندم از کشاورز بخرند. پول کشاورز هم به روز پرداخت بشود كه دولت يك قدم از اينجا بيرون بيايد. چند سال که بگذرد مردم خودشان با هم تنظیم می¬کنند. ما داریم با هم زندگی می¬کنیم. مگر قبل از چهل پنجاه سال پیش که این نظام اداری درست شد، ملت ما با هم زندگی نمی¬کردند؟ امورشان را درون خودشان حل می¬کردند زندگی می¬کردند، بعد كم كم دولت که درست شد و یک خرده پول مفت و گفتند پول نفت را باید تقسیم کنیم. مرتباً سازمان در سازمان، سازمان در سازمان، همین¬طوری درست شد. دیگر مردم می¬خواهند نفس بکشند، دولت باید جای مردم نفس هم بکشد.
ما باید قدم به قدم برویم، مردم خودشان با هم کار می¬کنند، خوب هم تنظیم می¬کنند.
در بخش سوم که خوشبختانه مردمی است؛ یعنی الآن تولید نان مردمی است، دولت هم باید از حضور مردم در تولید نان پشتیبانی، حمایت و تقویت بکند.
به خصوص در تولید نان ما باید هم با دقت حرکت کنیم هم با سرعت و هم با هماهنگی. همه هم کمک کنیم. بالاخره باید تحولاتی اتفاق بیفتد . همه کمک کنید ما هم در خدمت همه هستیم.
خوشبختانه هم در تولید گندم آقای اسکندری ایده¬های بسیار خوبی دارد، دو وزیر خوب و پرکار و مؤمن دست¬اندرکار قضیه نان هستند. آنجا هم که صنعتی است، وزیرصنایع ما هم همین¬طور است. همین¬طور جوان مؤمن، پرکار، دلسوز و مبتکر هر سه این¬طور هستند.
بنشينيد و این مسیر را همین¬طور با دقت ادامه بدهید و یک زمان بگذارید. و بگوييد بین پنج تا ده سال آینده ما باید این مسیر را کاملاً جمع کنیم؛ یعنی به یک نقطة قابل قبول برسیم.
یک عرض دیگر دارم كه در همین رابطه است، اما به جاهای دیگر هم
برمی¬خورد.
خیلیها نظرشان این است که علت مشکلاتی که در نان هست، این یارانة عمومی است که دولت می¬دهد. نظرشان این است. می¬گویند اگر دولت این یارانه را بردارد، درست می¬شود؛ حالا با یک تمهیدات و دقتهايي در اصل اینکه دولت باید از بخشهای وسیعی از مردم حمایت بکند، تردیدی نیست. اما این ایراد به نظر من وارد است که دولت کمکی را بدون اینکه قشر و مجموعة خاصی را هدف قرار بدهد، همین¬طوری در جامعه توزیع بکند. این اصلاً به ابتکار عملها آسیب می¬زند و روابطي را شکل می¬دهد که این روابط، روابط مناسبی نیست. یکی¬اش همین است که نان را بپزند، چون ارزان است ببرند.
البته برداشتن یا هدفمند کردن یارانه باز مفهومش گران شدن نان نیست. اشاره کردند. اگر دوستان یک مقداری صنعت را وارد تولید نانمان بکنند، هزینه¬ها به شدت کاهش پیدا می¬کند.
به نظرم مي¬شود اين را طراحي كرد. باز بايد بنشينيد با خود كساني كه دست اندركار و اهل نظرند، بحث و گفتگو كنيد، راهها را طراحي، انتخاب و عمل كنيد.
البته ان شاءالله اگر حياتي بود، من در آينده راجع به اين موضوع مهم بيشتر صحبت خواهم كرد. موضوع را باز خواهم كرد كه چه اتفاقاتي دارد مي¬افتد و چه اشكالاتي دارد در پيشرفت و ادارة كشور از قبل چنين موضوعاتي به وجود مي¬آيد.
جملۀ آخرم باز تشكر است. همۀ ما در يك كشور زندگي كرده، زندگي مي¬كنيم و زندگي خواهيم كرد. قشر نانوا يكي از زحمتكش¬ترين اقشار جامعه است. ما كوچك بوديم، من مأمور خريد نان بودم. دو يا سه روز در هفته مأمور خريد من بودم. صبح زود چون نارمك هم بوديم، اگر يادتان باشد سي چهل سال پيش برف هم زياد مي¬آمد. همين¬طوري سرازيري بود سر مي¬خورديم مي¬رفتيم نانواني، پنج و نيم شش صبح زمستان، مي¬ديديم آقاي نانوا با خليفه (آن كسي كه خمير مي¬گيرد) از ساعت سه آمده و همين¬طوري دارد خمير را ورز مي¬دهد. او هم آنجا ايستاده بود، صاحب نانوايي، شاطر و نان¬درآور و اينها، اين ذكر مي¬گفت و صلوات مي¬فرستاد و دعا مي¬كرد و كار نانوايي را شروع مي¬كردند. يادم است نان را از تنور بيرون مي¬آورد، مسئول نانوايي آنجا ايستاده بود. همچين كه مشتري يك ذره چهره¬اش در هم مي¬رفت، يعني خوشش نمي¬آمد. اين نان گوشه¬اش سوخته يا خمير است، خودش مي¬آمد برمي¬داشت و كنار مي¬گذاشت. مي¬گفت آقاي شاطر نان بهتري به اين مشتري بده.
غرض اين است كه از صبح زود قبل از اذان اينها بيدار مي¬شدند، وضو مي¬گرفتند و شروع به كار مي¬كردند تا هشت، هشت و نيم تا يك صبحانه¬اي بخورند و يك نفسي بگيرند دوباره ده ، ده و نيم شروع مي¬شد تا ظهر. تا يك نفسي بگيرند دوباره چهار و نيم، پنج بعد از ظهر تا هشت و نيم، نُه در كنار اين آتش براي خدمت به مردم ]كار مي¬كردند[.
خب حاصلش را هم مي¬دانيد، اينجا اشاره كردند. چهارصد شهيد از اهالي نانوايان تهران. حالا كشور را بگيريم قطعاً ]بيشتر است[ .
ما بايد صميمانه از اين قشر زحمتكش تشكر كنيم. مطلعيم و مي¬دانيم. واقعاً الان دارد آن كساني كه خودشان صاحب نانوايي نيستند به خصوص؛ اما كار نانوايي مي¬كنند. بر اينها خيلي فشار مي¬آيد. در هزينه¬ها، پاسخگوييها، در تأمين بعضي نيازهايي كه بايد باشد؛ اميدواريم كه بتوانيم با كمك هم بخشي از اين مشكلات را كاهش بدهيم.
از كشاورزان عزيزمان تشكر مي¬كنم و دست كشاورزان و نانوايان را
مي¬بوسم و دست هر كسي كه براي خدمت به اين كشور و انقلاب و آرمان آن آستين بالا زده است.
اين چيزي هم كه هديه دادند، در واقع تكريم از همة خدمتگزاران اين مسير است. واقعاً اين را بايد به كشاورز بدهيم، به آن كسي كه آرد خوب توليد مي¬كند، به كسي كه دارد سيلو مي¬سازد و به كسي بدهيم كه نان خوب تحويل مردم مي¬دهد.
نكات ديگري بود مي¬گذارم براي بعد، ممكن است الان براي امروز ما مفيد نباشد.
والسلام عليكم و رحمة¬الله و بركاة
شناسه خبر: 13154
- سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451