- سخنراني در مراسم معارفه رحيم مشايي به عنوان رييس مركز ملي مطالعات جهاني شدن
سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 14:27
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم معارفه رحيم مشايي به عنوان رييس مركز ملي مطالعات جهاني شدن

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 13123 - 

دوشنبه 1 بهمن 1386 - 18:24

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



ايام عزاداري امام حسين (ع) و سالروز شهادت زين¬العابدين، امام سجاد (ع) را به همة شما عزيزان، ملت ايران و جامعة بشري تسليت عرض مي¬كنم.

مي¬خواهم نكاتي را دربارة موضوع جهاني شدن خدمتتان عرض بكنم.

نكتة اول، خداي متعال انسان و جهان را بيهوده نيافريد. نهايتي، افق و قله¬اي را براي انسان در همين جهان قرارداد، يعني انسان بايد زندگي سعادتمندي را در همين جهان تجربه كند.

نكتة دوم، فطرت و صميم دل انسانها بر اساس فطرت الهي بنياد گذاشته شده است؛ يعني اگر عمق خواسته¬ها و دل انسانها را بشكافيم، به يك حقيقت واحد مي¬رسيم. همه دنبال يكتا¬پرستي، عدالت، پاكي، عشق و برادري¬اند.

نكتة سوم، آن زندگي سعادتمند و تجلي خواسته¬هاي فطري انسان در ارتباطات اجتماعي و تعامل با ديگران متجلي مي¬شود. اين طور نيست كه يك نفر در انزوا به بيابان برود و در آنجا به آن نقطة كمال انساني برسد يا ويژگيهاي خدايي كه در دل اوست، فرصت بروز و ظهور يا حتي كمال پيدا كند.

هر سة اينها به ما مي¬گويند كه انسان موجودي جهاني است. از اول جهاني خلق شده است. همة اديان ابراهيمي جهاني¬اند. مقياس انسان جهان است. اگر اين ويژگي را از انسان و خلقت او بگيريم، چيزي از آن اهداف و آن ويژگيها نه باقي مي¬ماند و نه فرصت ظهور پيدا مي¬كند.

مي¬بينيد، به توضيح و استدلال، نياز ندارد. مگر مي¬شود در جامعة جهاني هزار قانون حاكم باشد؛ قوانيني با مبنا و هدف متفاوت، بعد انتظار داشته باشيم كه جامعة جهاني به تعادل، عدالت، سعادت و آرامش برسد. اين محال است. در يك خانه با افراد معدود هم چنين هدفي تحقق¬ناپذيراست، چه برسد به وسعت جهان. مي¬بينيد حضرت ابراهيم (ع) براي همة مردم امام قرار داده شد و پيامبران اولو¬العزم براي همة بشريت امام بودند و اديان ابراهيمي براي هدايت همة انسانها به قلة سعادت.

تا روزي نيايد كه يك قانون و يك انسان صالح كل و كامل بر جهان حاكم شود، آن استعدادهاي الهي فرصت ظهور و بروز پيدا نخواهند كرد و عدالت حقيقي جاري نخواهد شد. الان دويست تا كشور است، نمي¬دانيم در آينده چند كشور بشود. مگر مي¬شود هر كدام زير يك پرچم و قانون، با يك فرهنگ، فرهنگ به معناي اين آداب و رسوم و رفتارها، امكان ندارد عدالت برپا شود.

البته معنايش اين نيست كه تلاشهايي كه براي اجراي عدالت مي¬شود، ابتر است، خير. در طول تاريخ همة انبيا و اوليا براي برپايي عدالت مجاهده كرده¬اند و بسياري به شهادت رسيده¬اند. آنها كار خودشان را انجام دادند. پس انسان جهاني است. اين بخش اول.

بخش دوم؛ وقتي ما به تاريخ زندگي بشر نگاه مي¬كنيم، مي¬بينيم مجموعة بشر در يك سير رو به كمال به سمت آن قله درحال حركت است و هر چه جلوتر مي¬رود، شتاب و سرعتش بيشتر مي¬شود. به سه چهار هزار سال قبل برگرديد. آدمها چگونه زندگي مي¬كردند؟ يك موجود برآمده از خاك و چسبيده به خاك كه جز خود و غرايز خودش را نمي¬بيند. اما ببينيد همين¬طور آمدند، تربيت كردند، دائماً دست انسان را گرفتند، قدم به قدم جلو آوردند و الان به جايي رسيده¬ايم كه جهاني شدن يك موضوع و مفهوم مورد توجه نه تنها صاحب¬نظران و انديشمندان، بلكه بسياري از مردم عادي است.

مي¬بينيد خيلي از مردم عادي مرزهاي قوي، جغرافيايي و نژادي را پشت سر گذاشته¬اند و اين دارد اتفاق مي¬افتد، البته تحت يك مديريت الهي.

ما امروز در دنيا نشانه¬هاي فراواني مي¬بينيم كه سرعت حركت انسان به سمت آن قله روزافزون است. من بعضي جاها اين را عرض كردم. ما اين ويژگيها و تمايل را در انسان در هر جاي دنيا كه رفتيم ديديم.

وقتي غبار واژه¬ها و ادبيات و … را از مطلب، احساس و بيان افراد كنار مي¬زنيم، مي¬بينيم همه دارند يك حرف مي¬زنند. اين رودخانة زلالي است كه در تاريخ انسان و در همة هستي در حال حركت به سمت اقيانوس است.

حالا ما بايد چه كار كنيم؟ البته ما معتقديم اسلام ناب پاسخ همة نيازهاي بشر از جمله اين محوري¬ترين نياز و خواستة بشر است و اين را خدا قرارداده است؛ همان خدايي كه انسان را آفريد و براي او آن سرنوشت را رقم زد و ما معتقديم كه مديريت اين عرصه به دست مولاي ما، حضرت ولي عصر (عج) كه به زيبايي و با آگاهي كامل و با دقت هر چه تمام¬تر اين مديريت دارد در عالم اعمال و اجرا مي¬شود.

نمي¬خواهم وقتتان را بگيرم، ولي بدانيد هر اتفاقي كه در جامعة بشري مي¬افتد، در واقع كامل كردن قطعات پازلي است كه آن دنياي سعادتمند را براي ما شكل خواهد داد. اتفاقات زيادي در جامعة بشري مي¬افتد. خيلي از آنها ما را ناراحت مي¬كند و غمگين مي¬شويم، اما اگر خوب دقت كنيم و البته اگر مورد عنايت قرار بگيريم و يك سيمي هم از آن كانون نور و نيرو به ما وصل كنند، متوجه مي¬شويم كه همة اينها تكميل آن پازل است.

بگذاريد يك خاطرة كوتاه برايتان عرض كنم. اين سالي كه گذشت نه سال قبل از آن ما به سازمان ملل رفته بوديم و يك جلسه با رهبران مسلمانان امريكا داشتيم. اينها بخش بخش¬اند، مثلاً رهبر مسلمانان واشينگتن، مسلمانان نيويورك. آن كسي كه از واشينگتن آمده بود، مرد قوي هيكل و كاملي بود. ايشان وقتي سخنراني كرد، يك جمله گفت كه تأييد اين عرض بنده است. گفت آقا اين رئيس جمهور ما بالاترين خدمت را به انديشة اسلامي و جريان حاكميت اسلام كرد. بعضيها آنجا تعجب كردند كه اين آقا؟ اين اصلاً همة حيثيتش براي زدن اسلام است. بعد خودش توضيح داد و گفت هيچ¬كس نمي¬توانست مثل اين و به قشنگي اين قدرت طاغوتي ضد عدالت آن كشور را به زير بكشد.

من همان¬جا خدا را شكر كردم و گفتم خدايا شكرت، ممنونت هستيم. اي مولا ممنونت هستيم كه دشمن اسلام را هم در خدمت اسلام قرار داده¬اي. بدانيد كه هيچ¬كس خارج از اين پازل كاري نمي¬كند. اما عده¬اي از مسير عملشان به كمال و علو درجات مي¬رسند و عده¬اي هم سقوط مي¬كنند، اما همه دارند در يك نقشه بازي مي¬كنند. كسي خارج از نقشه نيست. آزاد و مختارند و خودشان انتخاب مي¬كنند، اما در ميدان¬اند.

هيچ جاي دنيا خالي از حكومت خدا و خليفة او نيست. امروز ما خدا را شكر مي¬كنيم كه بشريت به سرعت دارد مفاهيم حقيقي اسلام، توحيد و امامت را دريافت مي¬كند و نياز به حاكميت جهاني در دل انسانها دارد شعله مي¬كشد. همه آمده¬اند امتحان پس داده¬اند و به بن¬بست رسيده¬اند؟

به شما عرض ¬كنم، همين دوراني كه ما هستيم، همين عصري كه ما داريم درآن زندگي مي¬كنيم، دوران عبور بشريت از يك مرز و ورودش به يك دوران جديد است.

همة مناسبات دارد عوض مي¬شود. آقاي نهاونديان به بعضي از آنها اشاره كردند. اينها به اصطلاح ره¬آوردها، آثار و ابزارش است. خودش نيست. اينترنت و … خود اينها كه به مفهوم جهاني شدن نيست. اينها حاصل آن تمايل انسان براي رسيدن به حكومت واحد جهاني است و انسان را به اينجا مي¬رساند. حالا ما چه كار بايد بكنيم؟

من فكر مي¬كنم ملت ايران در اين مسئلة مهم و اصلي آفرينش؛ اين مهم¬ترين و اصلي¬ترين موضوع بشر است و هر موضوع ديگري اگر متصل و مقوم به اين باشد، حيات و ارزش دارد. خارج از اين دايره چيزي وجود ندارد. هرچه هست، وهم است، چيزي وجود ندارد.

كساني بيايند براي هدفي غير از اين تلاش و مجاهدت كنند. مگر غير از اين چيزي در دنيا وجود دارد؟ براي چه؟ دنبال چه هست؟ اما ما بايد چه كار بكنيم؟ شما توجه داريد كه هميشه دشمنان اين مسير نوراني هم بالاخره از ابزاري استفاده مي¬كنند. بعضاً حتي از ادبياتي كه شبيه اين حقيقت است، بهره مي¬برند و خيلي وقتها به تصور خودشان پاتك مي¬زنند. اولين وظيفه ما اين است كه اين مرز را خوب تشخيص بدهيم. ما بايد به صراحت به دنيا اعلام كنيم. ما هيچ مولا، حاكم و امامي را جز امام عصر به رسميت نمي¬شناسيم. نه اينكه با آنها تعامل نمي¬كنيم، تعامل مي¬كنيم، اما اصالتي قائل نيستيم. بايد با صداي بلند اعلام كنيم كه ما اين نظامات حاكم بر جهان را ظالمانه مي¬دانيم و قبولشان نداريم. باز معنايش اين نيست كه تعامل نمي¬كنيم. تعامل مي¬كنيم. حضور داريم، حضور فعال و اثر¬گذار نه حضور انفعالي، تأثير¬پذير و حذف و محو شدن. به قول يك عده جهاني¬سازي؛ يعني بيايند دنيا را همان جوري كه خودشان مي¬خواهند درست كنند نخير.

دوم اينكه اين فرهنگ را خوب تبيين كرده و به دنيا معرفي كنيم. اين مأموريت امروز ملت ، انديشمندان و صاحبنظران ماست و باز بدانيم كه هيچ حقيقتي خارج از اين حقيقت وجود ندارد.

چه چيزي را مي¬خواهيم به بشريت معرفي كنيم. برويم بگوييم: اي دنيا شما دموكراسي هستيد و ما هم دموكراسي هستيم. ديگر دورة اين مفاهيم به پايان رسيد. حتي به شما بگويم، دورة مرزبندي بين اسلام، مسيحيت و يهوديت هم به پايان رسيد، براي اينكه مسيحيت ناب اسلام است، يهوديت ناب هم اسلام است و همة اينها يك حقيقت¬اند.

دعواي ما سر اين نبود كه در دنيا بگوييم مثلاً جناب آقاي پاپ تشكيلات راه بيندازد كه بيايد چهار تا از مسلمانان را بكشد و ببرد مسيحي كند. ما يك تشكيلات درست كنيم برويم چهار تا از مسيحيان را بكشيم بياوريم و مسلمان كنيم. حرف ما خيلي بالاتر از اين است. ما همة دنيا را مي¬خواهيم. همة بشريت را. همه بايد بيايند و مخاطب اين فرهنگ همة بشريت است، براي همة بشريت است. اين موضع برخورد ماست.

اگر توليدات فكري داريم، اگر نشستي برگزار مي¬كنيم، اگر تعاملي مي¬كنيم، اگر اعلام موضعي مي¬كنيم و البته اين بهترين هديه است.

من صميمانه¬ از دوست بسيار خوبم، جناب آقاي دكتر نهاونديان تشكر مي¬كنم كه زحمات زيادي كشيدند و نتايج خوبي هم داشتند و اعلام مي¬كنم كه انتخاب آقاي مشائي يك انتخاب حساب شده، دقيق و با برنامه است.

جناب آقاي مشائي صاحب انديشة ناب علوي و ولايي است. مطلب را خوب گرفته و خوب دارد دنبال مي¬كند. كارهاي خيلي خوبي شده است، اما ما بايد يك حركت جهشي انجام بدهيم. اين مركز بايد كانون حضور همه انديشمندان براي دريافت اين حقيقت باشد و بايد برود در عرصة جهاني حضور گسترده و مؤثر داشته باشد و از همة دلسوزان، موحدان، انديشمندان و صاحبنظران دعوت مي¬كنم كه بيايند حضور پيدا كنند. بايد يك مركز بسيار پرجوش و خروش باشد و در همه جاي دنيا بايد حضور پيدا كنيم.

كارهاي خوبي شده است، ادامه پيدا ¬مي¬كند، علاوه برآن بايد برنامه¬اي با اين نگاه معرفي كنيم و حواسمان باشد. آن دستور زندگي¬اي كه ما معرفي مي¬كنيم، بايد همة فطرتهاي پاك آن را بپذيرند؛ يعني بايد ويژگيهايي را داشته باشد كه با فطرتهاي الهي منطبق باشد.

همة ما مي¬دانيم، الان فرهنگي كه در بين ما جاري است، خيلي از جاهايش يا مخلوط يا عاري از حقيقت است. ما معتقديم اگر آن حقيقت ناب و اسلام ناب بدون پيرايه در معرض چشم بشريت قرار بگيرد، فوج فوج مي¬آيند و مي¬پذيرند. اگر جايي گيري هست، عمده¬اش به خاطر اين است كه پيام از آن زلال و غناي كافي برخوردار نيست.

ان شاءالله اينجا مناري باشد كه نور انتظار، عشق به امام و توحيد را به جهان منتشر بكند و اينها شدني است.

مجدداً از همة كساني كه زحمت كشيدند، تشكر مي¬كنم. از جناب آقاي نهاونديان و از خداي متعال براي برادر عزيزم، جناب آقاي مشائي كه حالا من بايد يك موقعي در وصف ايشان با دوستان صحبت كنم. براي ايشان از خداي متعال توفيق و موفقيت در انجام وظيفه را مسئلت دارم.

اجازه بدهيد دو سه دعا بكنم.

- اي خداي بزرگ، به عزت و عظمت حسين (ع)، اي خداي بزرگ، به جايگاه امام عصر قسمت مي¬دهيم ما را در انجام وظايف موفق بگردان؛

- ملت ما را همچنان حسيني و مهدوي بدار؛

- نظام جمهوري اسلامي، رهبري عزيز، در ادامة راه و برپاية اين پرچم موفق و مؤيد و منصور بدار.

والسلام عليكم و رحمةالله

شناسه خبر: 13123  

- سخنراني ها